X
تبلیغات
نوشتن از همه چیز

نوشتن از همه چیز

فرهنگ هنر ادبیات و همه چیز

داروهایی که اثرات یکدیگر را از بین میبرند...

محمد سیستانی زاد، استادیار داروسازی دانشگاه شهید بهشتی گفت: منظور از تداخل دارویی عوارض ناخواسته‌ای است که از ترکیب و مصرف همزمان دو یا چند دارو ناشی می‌شود. این عوارض وقتی هریک از دارو‌ها به تنهایی مصرف شوند رخ نمی‌دهد.

وقتیکه داروی دوم اضافه می‌شود روی اثر داروی اول تاثیر منفی می‌گذارد و ممکن است این تاثیر منفی و زیاد یا کم باشد. این استادیار از دانشگاه شهید بهشتی افزود: تداخلات دارویی را می‌توان به دو دستهٔ عمده تقسیم بندی کرد. تداخلاتی در فاز حرکت دارو در بدن اتفاق می‌افتد.

در این تداخلات فرد یک داروی خوراکی را مصرف می‌کند و بعد از جذب و گرفتن اثرات مثبت آن از بدن دفع می‌شود. مثلا برخی از دارو‌ها را نباید با قرص آهن مصرف کرد، چرا که این دارو‌ها در روده به هم وصل می‌شوند و از روده دیگر جذب نمی‌شوند; زیرا آهن مانع جذب آن دارو‌ها از روده می‌‍شود و تداخل ایجاد می‌کند.

وی افزود: تداخل دارویی ممکن است توزیع دارو در بدن باشد، مثلا دارویی توسط کلیه و کبد دفع می‌شود ولی با اضافه شدن داروی دوم ممکن است باعث کم شدن یا مانع  دفع شدن آن دارو شود که اثرات منفی در بیمار ایجاد می‌کند. تداخلات بعدی از لحاظ اثرات دارویی است که دو دارو روی یک قسمت از بدن اثر گذار باشد. مثلا داروهای دیازپام و آنتی هیستامین هردو اثرات خواب آور دارند و اگر این دارو‌ها را با هم مصرف کنیم، اثرات خواب آلودگی در بدن چند برابر افزایش پیدا می‌کند.

وی خاطرنشان کرد: ساده‌ترین راه آن است که در مراجعه به هر پزشکی، به طور دقیق او را از داروهایی که مصرف می‌کنید مطلع سازید و خواندن بروشور داخل بسته بندی دارو‌ها نیز گاهی کمک کننده است.

گفتنی است چای و "قهوه "در تمام کشورهای دنیا نوشیدنی‌های بسیار رایجی هستند که افراد عادت دارند آنها را با مواد شیرین مصرف کنند اما این مواد قند به سلامت "دندان‌ها" آسیب رسانده و سبب بالا بردن قند خون و در نهایت "دیابت" می‌شود. 
گفتنی است مصرف "میوه‌های خشک" در کنار چای بهترین گزینه  به جای قند، خرما و "توت" است.
نکته: پزشکان بر این باورند مصرف میوه‌های خشک انرژی مورد نیاز  بدن را فراهم کرده و برای "سلامتی" ضرری ندارند.

تاثیر ویتامینE موجود در تخمه آفتاب گردان بر بیماریهای قلبی ـ عروقی

تخمه آفتاب گردان منبعی غنی از ویتامین E، اولین آنتی اکسیدان حل کننده چربی می‌باشد. ویتامینE، در طول بدن حرکت می‌کند و رادیکالهای آزاد موجود در بدن که به مولکولها و ساختارهایی که حاوی چربی هستن مانند غشاء سلولها(سلولهای مغز) و کلسترول آسیب می‌رساند را خنثی می‌نماید. ویتامینE با حمایت از این مولکولها و بافت‌ها، تاثیراتی ضد التهاب دارد که در باعث کاهش علائم آسم، رماتیسم استخوانی و آرتروز می‌گردد.( بیماریهایی که رادیکالهای آزاد و التهابات نقش موثری در آنها دارد)همچنین ویتامینE، باعث کاهش سرطان روده، کاهش علائم گرگرفتگی در زنان یائسه و همچنین کاهش پیشرفت عوارض دیابت می‌گردد.

از دیگر فواید ویتامینE، می‌توان به جلوگیری آن از ابتلاء به بیماریهای قلبی ـ عروقی نام برد. ویتامینE یکی از مهمترین آنتی اکسیدانهایی می‌باشد که در ذرات کلسترول پیدا می‌شود و از اکسید شدن کلسترول توسط رادیکالهای آزاد جلوگیری می‌نمایند. زیرا بعد از اینکه کلسترول اکسید می‌شود، به دیواره رگهای خونی می‌چسبد و این مراحل اولیه تصلب شریان است و باعث گرفتگی رگ، حمله قلبی یا سکته می‌شود. وجود مقدار کمی‌از ویتامینE در بدن می‌تواند باعث کاهش ریسک گرفتگی شریانها شود. در واقع، مطالعه بر روی ویتامین E نشان داده است که کسانیکه از ویتامین E در غذای روزانه استفاده می‌کنند، ‌کمتر دچار مرگ و میر ناشی از سکته قلبی می‌شوند.

 
مواد موجود در 100 گرم تخکه آفتاب گردان 
 
ویتامین E10 ـ 18 میلی گرم
ویتامینB1(تیامین)82/0میلی گرم
منگنز73/0میلی گرم
منیزیم44/127میلی گرم
مس      63/0میلی گرم
سلنیوم42/21   میلی گرم
فسفر8/253میلی گرم
ویتامین  B543/2میلی گرم
فولات86/81 mcg

کاهش کلسترول بدلیل خاصیت فیتواسترول (phytosterols)تخمه آفتاب گردان

فیتواسترول، ماده ای است که در گیاهانی یافت می‌شود که ساختار شیمیایی بسیار شبیه به کلسترول دارند و وقتی در رژیم غذایی به اندازه کافی باشد به کاهش کلسترول و همچنین کاهش ریسک ابتلاء به سرطان کمک می‌نماید.

با منزیم موجود در تخمه آفتاب گردان، ‌اعصاب و رگهای خونی را آرامش دهیم.

تخمه آفتاب گردان منبع خوبی از منیزیم می‌باشد. بسیاری از مطالعات نشان داده اند که منیزیم به کاهش فشار خون و سردردهای میگرنی و همچنین سکته قلبی کمک می‌کند. منیزیم همچنین برای سلامت استخوانها و بدست آوردن انرژی ضروری است و تقریباً دو سوم منیزیم موجود در بدن در استخوانها یافت می‌شود. در بسیاری از سلولهای عصبی، منیزیم بعنوان سدی از ورود کلسیم به سلولهای عصبی عمل می‌کند. اگر در بدن میزان کلسیم کم باشد، کلسیم به راحتی وارد بدن می‌شود و فعالیت سلولهای عصبی کم می‌شود. کمبود منیزیم در بدن باعث بالا رفتن فشارخون، گرفتگی ماهیچه‌ها ( شامل گرفتگی ماهیچه قلب، راههای هوایی که از نشانه های آسم است) و سردردهای میگرنی و همچنین خستگی و تنش می‌شود.
خواص داروئی:(1) اسانس گل آفتاب گردان برای التیام زخم ها و پائین آوردن فشار خون بكار می‌رود.  اسانس برگ های آفتاب‌گردان خاصیت میكروب كشی دارد.  در طب قدیم ایران  و در طب چینی از تمام قسمت های گیاه آفتاب گردان استفاده می‌شود.  
در مواردزیر می‌توان از این گیاه استفاده كرد و از خواص درمانی آن برخوردار شد.  
1) زنگ زدن گوش : مغز ساقه آفتاب گردان را در آب جوش ریخته و مانند چائی دم كنید و روزی سه فنجان از این چایی بنوشید.  
2) تقویت معده و پائین آوردن فشار خون : 30 گرم برگهای خشك آفتاب گردان را دم كنید و سه فنجان  در روز بنوشید.  
3) سرگیجه و ورم صورت،  آب آوردن بدن و تسریع زایمان : 20 گرم از گلهای خشك آفتاب گردان را در آب جوش دم كنید و روزی سه فنجان از این دم كرده را بنوشید.  
4) درد معده،  بیماریهای دستگاه ادراری،  یبوست : 30 گرم ریشه خشك شده آفتاب گردان را در آب جوش ریخته و مدت 5 دقیقه بگذارید بجوشد یك فنجان از آنرا سه بار در روز بنوشید.  
5) آرتروز و ورم پستان : هنگامیكه آفتاب گردان گل می‌دهد طبق گل ( قسمت پایین گل كه مانند بشقابی است) را جدا كرده و در آّن انداخته آنقدر بجوشانید كه شیره چسبناكی باقی بماند و سپس  این شیره را روی مفصل های دردناك بمالید و ماساژ دهید درد آرتروز برطرف می‌شود.  برای درمان ورم پستان در زنان شیر ده طبق گل را هنگامیگه گل دانه داده است جدا كنید و در زیر آفتاب خشك كرده و سپس تكه تكه كرده و بو ( سرخ كنید ) دهید.  كه كاملا قهوه ای شود و بعد آنرا خورد كرده بصورت پودر درآورید و این پودر را در آب جوش كه كمی‌شكر به آن اضافه كرده اید ریخته و این شربت را به مریض بدهید تاشفا یابد.  
6) اسهال خونی : برای درمان اسهال خونی تخم آفتاب گردان را ( بمقدار 30 گرم ) در آب ریخته و حدود یكساعت با حرارت ملایم بپزید سپس آنرا با نبات یا قند شیرین كرده و به مریض بدهید.  
7) سردردی كه همراه با سرماخوردگی است : 30 گرم تخم آفتاب گردان را در دو لیوان ریخته و بگذارید بجوشد تا نصف لیوان آن باقی بماند و این جوشانده را دوبار در روز بنوشید.  
8) بیماری فتق : 30 گرم ریشه تازه آفتاب گردان را با آب وشكر قهوه ای بجوشانید و جوشانده را سه بار در روز بنوشید.  
9) سنگ كلیه : حدود یك متر از مغز ساقه آفتاب گردان را در دو لیوان آب ریخته و بگذارید آهسته باملایمت بجوشد تا مقدار آن به نصف لیوان تقلیل یابد آنگاه بمدت یك هفته و روزی یكبار آنرا بنوشید تا از شر سنگ كلیه راحت شوید.  
10) زخم،  بریدگی و جراحت : مغز و ساقه آفتاب گردان را باید له كرد و مانند پماد روی زخم  جراحت گذاشت این عمل خونریزی را بند می‌آورد و بهبودی را تسریع می‌كند.  سعی كنید گیاه آفتاب گردان را در حیاط خود بكارید و از خواص درمانی آن استفاده كنید.  
البته تخم آفتاب گردان را باید بصورت خام استفاده كنید چون بو داده و نمك زده آن دارای خواص ذكر شده در این مبحث نمی‌باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393ساعت 9:33  توسط هرشنبه  | 

نانوی طبیعی، یا طبیعت نانویی؟!

ر طبیعت مواد و دستگاه های بیولوژیك بسیار جالبی وجود دارند كه با الگو گرفتن از آن ها می توان اختراعات بسیار نوینی انجام داد. این مسئله در فناوری نانو بسیار مورد توجه می باشد؛ طوری كه بسیاری از اختراعات مهم در این فناوری با الگوگیری از طبیعت به دست آمده اند. برای مثال وقتی از ریچارد فاینمن پس از سخنرانی خود با عنوان «آن پایین فضاهای بسیاری وجود دارد» در مورد ایده اش سوال كردند، پاسخ داد: "من این ایده را از پدیده های بیولوژیكی الهام گرفته ام، جایی كه نیروهای شیمیایی به شكلی تكراری برای تولید اثرات مختلف و خارق العاده استفاده می شوند".

آنچه در طبیعت رخ می دهد شامل کاملترین نکات مهندسی است تا انسان از همه چیزهای اطرافش بهره ببرد. بسیاری از این نکات هنوز ناشناخته است.

نانو فوتونیک  (Nano - Photonic)

نانو فوتونیک به معنی مطالعه پخش نور و تشخیص نور(Light emitting and Light sensing)  در مقیاس نانو است.

تاکنون ابزار الکترونیکی بسیاری از قبیل؛ کامپیوتر،CD player  و... وارد زندگی ما شده است. اما تاثیر الکترون ها بر یکدیگر و سرعت پایین آنها، دانشمندان را به طرف آرایش های جدید اتمی کشانده است.

در سال 1987 ساختار پریودیک فوتونیک نشان داده که نور صاحب باند ممنوعه است، کنترل حرکت نور یک انقلاب در دنیای الکترونیک به شمار می رود. فوتون ها (کوانتوم های نور) هم به همدیگر بی تاثیر و هم نسبت به الکترون ها هزاران برابر سرعت را دارا هستند، به همین دلیل، مدارهای کاملاً اپتیک، نسبت به مدارهای الکترونیکی بسیار سریعتر کار می کنند و در آینده نزدیک قرن الکترونیک جای خود را به قرن فوتونیک خواهد داد. کریستال های فوتونیک، از آرایش ابزار دی الکتریک و یا متالیک، به طور متناوب به صورت های یک، دو و یا سه بعدی تنظیم و به دست می آیند. ساختارهای نانوفوتونیک با توانائی کنترل حرکت نور و تغییر مشخصه ها، راه را برای علوم و فناوری های بسیاری باز کرده است.


::مدارهای کاملاً اپتیک::

::کریستال های نانو فوتونیک طبیعی موجود در طبیعت - مدارهای کاملاً اپتیک::

مدارهای کاملاً اپتیک در خطوط ارتباطی آینده نقش بسیار مهمی را  بازی خواهند کرد. طاووس تمام جذابیت خود را مدیون کریستال های نانو فوتونیک موجود در پرهای خود است.

    
تار عنكبوت

تار عنکبوت را یکی از جذاب ترین مواد موجود در طبیعت می‌دانند. تاری كه عنكبوت ها می‌بافند، تركیب بی نظیری از استحكام و سختی است؛ به این معنی كه نه تنها می‌تواند اشیاء نسبتاً سنگین را تحمل كند، بلكه بدون اینكه پاره شود می‌تواند كش بیاید.

تار عنکبوت از فولاد محکم تر است. با وجود این، در مقایسه با فولاد بسیار سبک و انعطاف پذیر است. از این رو برخی آن را فولاد زنده نامیده‌اند. این فولاد آن قدر محکم است که می‌توان از آن توری ساخت و با آن یک بوئینگ 747 را متوقف کرد و در عین حال، آن قدر سبک و انعطاف پذیر است که می‌توان از آن لباس تهیه کرد. بنابر این، کاربردهای آن در پزشکی و صنعت زیاد است.

کاربرد در پزشکی

به دلیل محکمی و در عین حال انعطاف پذیری، می‌توان از آن برای تهیهء نخ جراحی، زردپی و رباط مصنوعی و دستکش‌های جراحی بهره برد. تار عنکبوت نقش ضد عفونی کننده و پانسمانی نیز دارد. زیرا عنکبوت برای حفاظت تار پروتئینی خود در برابر باکتری و قارچ‌ها، تارش را به مواد ضد باکتری و ضد قارچ آغشته می‌کند. از این رو می‌توان از آن برای پانسمان زخم استفاده کرد

کاربرد در صنعت

*تولید طناب‌های بسیار محکم برای کوهنوردی، چتر نجات

*تولید تورهای ماهیگیری محکم

*تولید لباس غواصی مقاوم در برابر کوسه‌ها

*تولید لباس ضد گلوله

یافته های پژوهشگران موسسه فناوری ماساچوست نشان می دهد كه تار عنكبوت دارای تعداد زیادی بلور با ابعاد نانومتری است. این پژوهشگران با الگوبرداری از تار عنكبوت به روشی برای تولید رشته های محكم و كشسان دست یافتند كه كاربردهای زیادی در زمینه پزشكی، بسته بندی و... خواهد داشت و همچنین به دنبال ساخت لباس های ضدگلوله با استفاده از ویژگی های تار عنكبوت هستند.

پرفسور هان توانست با افزودن نانو صفحات گرافیتی، ماده‌ای با خواص الکترو مغناطیسی بهتر از جمله رسانایی بالا تهیه کند . این ویژگی در ساخت هواپیما بسیار مهم است.

پرفسور هان می‌گوید: «دیگر نباید نگران امواج الکترو مغناطیس و بارهای الکترو استاتیک که با عملکرد اجزای الکترونیکی تداخل می‌کنند باشید.» او می‌افزاید: «اگر رعد و برق به بال هواپیما که با مواد ضعیف ساخته شده‌است برخورد کند یک سوراخ بزرگ در آن ایجاد می‌کند».

فرآیند الکترو ریسندگی، قابلیت ساخت الیافی با قطر کمتر از 100 نانومتر ، 1000 برابر نازک تر از موی انسان را داراست. برای ریسندگی یک پلیمر مایع با دستگاهی شبیه به سوزن روی یک صفحه متصل به زمین، از بار الکتریکی استفاده می‌شود. این الیاف فوق العاده ظریف دارای خلل و فرج بسیاری بوده و سطح ویژه بالایی دارند، از نظر تجاری و علمی نانو الیاف به شدت مورد توجه قرار گرفته‌اند.

یکی از برتری‌های شکل رشته‌ای، قابلیت فرم دهی آن به شکل دلخواه است. یک ورق صلب را نمی‌توان به هر شکلی در آورد، در حالی که الیاف را می‌توان به شکل‌های هندسی گوناگون شکل دهی کرد.

گیاه لوتوس            


گیاه لوتوس نیز دارای خواصی مشابه نانو پوشش های مورد استفاده در صنایع مختلف از جمله صنایع ساختمان است. لوتوس که در جنگل های آمازون و افریقا یافت می شود؛ آب، باران، گل و لای را از سطح خود شسته و دفع می کند تا حدی که بومیان منطقه آن را مقدس می دانند. نانو پوشش هایی که امروزه در صنعت ساخت و ساز، نساجی، اتومبیل و غیره استفاده می شوند دارای همین خاصیت هستند، به همین دلیل آن ها را  پوشش های با تاثیر لوتوس می نامند و کاربردهای آنها بی نظیر و بیشمار است.
دکتر محمد ابراهیمی در گفتگو با خبرنگار مهر، با بیان اینکه در ادامه تحقق پروژه اعزام انسان به فضا و با توجه به موفقیت در پرتاب دو کاوشگر پیشگام و پژوهش، فاز جدیدی را آغاز کردیم ادامه داد: در این مرحله قرار است در یک سطح کاملا جدید و در قالب یک مجموعه پیچیده و تخصصی، یک فضاپیمای زیرمداری را با قطر بزرگتری نسبت به کاوشگرهای پژوهش و پیشگام و با حامل موجود زنده ای به مراتب بزرگتر از میمون هایی که به فضا اعزام شدند پرتاب شود.

وی با تاکید براینکه این طرح مراحل طراحی اولیه را آغاز کرده است گفت: این بار ممکن است موجود زنده ای که با این فضاپیما به فضا اعزام می شود میمون نباشد و یا اینکه میمونی با وزن بیشتر و یا چند رده موجود زنده مختلف را مورد آزمایش قرار دهیم اما تصمیم قطعی بعد از طراحی اولیه گرفته خواهد شد.

دکتر ابراهیمی اضافه کرد: به طور قطع فضاپیمای زیرمداری دو برابر قطر کاوشگر فعلی را خواهد داشت و قطعا محموله ای که خواهیم فرستاد بیش از دو برابر کاوشگر وزن دارد اما اینکه موجود زنده آن تک موجود باشد و یا اینکه از چند موجود استفاده شود هنوز قطعی نشده است.

رئیس پژوهشکده سامانه های فضانوردی با اشاره به اینکه چند برابر بودن محموله و اینکه بخواهیم چند موجود را به فضا بفرستیم نیازمند جزئیات بیشتری است که در مطالعات علمی و بررسی ها نتایج آن مشخص می شود اضافه کرد: چنانچه این پروژه خوب پیش رود امیدواریم تا پایان سال 93 بتوانیم فضاپیمای زیرمداری را با محموله موجود زنده به فضا پرتاب کنیم.

به گزارش مهر، 23 آذرماه امسال دومین موجود زنده توسط دانشمندان فضایی کشورمان با کاوشگر "پژوهش" با موفقیت به فضا پرتاب شد و به زمین بازگشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393ساعت 9:32  توسط هرشنبه  | 

چرا جوانان زودتر عصبانی میشوند؟

در تمام جوامع چهرهٔ جوانان غمگین به نظر می‌رسد و لبخند واقعی از روی لبانشان برداشته شده است که از علت‌های اصلی آن می‌توان به تفاوت‌های رفتاری میان انسان‌ها و نبود تغذیهٔ صحیح و سالم اشاره کرد.

بررسی‌ها نشان می‌دهد، افراد باید دوست‌هایی در گروه سنی همسن و سالان خود داشته باشند تا بتوانند به راحتی با آنها درد و دل کنند و فاصله سنی دوستان با هم نباید بیشتر از ۲ سال باشد زیرا باعث فاصله گرفتن و عدم درک آن‌ها از یکدیگر می‌شود.

گفتنی است، جوانان همواره باید ورزش کنند و تغذیه صحیح و سالمی داشته باشند و لبخند روی لبانشان داشته باشند در غیر این صورت دچار آسیب‌های رفتاری و تنش‌های روحی می‌شوند.

آمار‌ها همچنین نشان می‌دهد که از بین هر جوان و نوجوان در فاصلهٔ سنی ۱۸ تا ۲۳ سال یک نفر از آن‌ها از زندگی خود رضایت کافی ندارد و با مشکلات عصبی زیادی دست و پنجه نرم می‌کند.

1. ساخت لوازم دست ساز

برای پول در آوردن اصلا لازم نیست کارخانه دار یا تاجر باشید؛ بافتن یک بافتنی ساده، ساخت یک عروسک و طراحی روی پارچه‌ هم می‌تواند در آمدزا باشد. برای این کار لازم است ابتدا علایق خودتان را کشف کنید و با تلفیق آن با استعداد‌هایتان و استفاده اندکی از علم بازاریابی به در آمد زایی برسید.

۲. خرید کالاهای دست دوم

خرید کالاهای دست دوم و به اصطلاح بازیافتی کار پردرآمدی است اگر چشم تیز بینی داشته باشید و بتوانید با یک نگاه ارزش کالا‌ها را تشخیص دهید. گاهی حتی لازم نیست پولی بپردازید خیلی از مردم برای خلاص شدن از کالاهای قدیمی خود حاضرند به شما پول هم بدهند!

۳فروش غیرقابل فروش‌ها

در نگاه اول تی‌تر عجیب و خنده داری است اما حقیقت این است که این روز‌ها بشر گرفتار در عصر تکنولوژی و سرعت حاضر است برای خیلی از چیزهایی که پیش‌تر رایگان بود هزینه کند. محبت چیزی است که خیلی‌ها خریدارش‌اند این روز‌ها تنهایی دشواری این روزهای بشر معاصر است و خیلی‌ها برای رهایی از آن هزینه می‌کنند و برخی هم از این راه کسب درآمد می‌کنند.

۴. فروش اطلاعات

در اثر ارتباطات قدرت از آن کسی است که اطلاعات دارد و خیلی‌ها از طریق صرف هزینه‌های هنگفت اطلاعات می‌خرند و می‌کوشند با این راهکار به قدرت برسند. پس هرچه بیشتر بدانید این امکان وجود دارد که بتوانید با فروش آن ثروتمند شوید.

 

۵. طراحی و نقاشی

این روز‌ها خیلی‌ها از این طریق کسب درآمد می‌کنند از طراحی بر روی ناخن گرفته تا طراحی و زیبا سازی انواع خوراکی‌ها. اگر احساس می‌کنید هنرمندید از استعدادتان ‌‌نهایت بهره را ببرید.

۶. آموزش

شما خیلی کار‌ها ممکن است بلد باشید که بتوانید آن را به دیگران بیاموزید. آموزش یکی از منابع کسب درآمد این روزهاست که خیلی‌ها از طریق آن به نتیجه می‌رسند و به اصطلاح کارشان گرفته است.

۷. خدمات

سرعت و عجله این روز‌ها به همراه اقزوده شدن به خانم‌های شاغل باعث شده خیلی از کارهای خدماتی ساده پول ساز باشند و بسیاری را به ثروت رسانده‌اند و کار را برای دیگران راحت کرده‌اند.

حالات و تغییرات چهره، هر چند جزئی و خفیف، پیام شفاف، سریع و کارآمدی است که می تواند یک زبان جهانی هم باشد، به شرطی که شما بتوانید حالات چهره های مختلف را تشخیص بدهید و بدانید که هر چهره ای چه چیزی می گوید. دانستن این نکات از بهترین ابزارهای برقراری ارتباط با دیگران است.

دانستن این که طرف مقابل چه شخصیتی دارد و چه واکنش های احساسی از خود نشان می دهد، می تواند نقش مهم و حیاتی در رابطه ما و آن فرد داشته باشد. اگر ما بتوانیم احساسات مردم را زود تشخیص بدهیم، بهتر می توانیم در موقعیت های مختلف با آن ها برخورد کنیم. مثلاً اگر ما بتوانیم تشخیص بدهیم که فردی غمگین است، شاید بتوانیم واکنش درستی نسبت به ناراحتی او نشان بدهیم.

برای فهمیدن برخی از حالات چهره نیازی به آموزش نیست، چون شناسایی آن ها ساده است و حتی آن طور که روان شناسان می گویند ما از یک توانایی ذاتی برای انجام این کار برخورداریم.

داروین گفته است روزی مادری هنگام مراقبت از کودک خودش شروع به گریه کرد. کودک با این که هیچ وقت با چنین صحنه ای مواجه نشده بود اما جلو رفت و به عنوان همدردی روی شانه مادرش زد. بعد داروین نتیجه می گیرد که این کودک تا آن موقع ندیده بوده کسی گریه بکند، پس نمی توانسته این احساسات را یاد گرفته باشد. بنابراین تشخیص یک صورت گریان امری ذاتی و غریزی است. با این حال نکات ظریفی هم هست که توجه بیشتر به آن می تواند به ما در درک بهتر از چهره خودمان و دیگران کمک کند.

قبل از شروع بحث باید دو نکته را مد نظر داشت. اول این که همان طور که گفتیم چهره خوانی یک علم دقیق و ثابت شده نیست و حتی با گذراندن دروه های آموزشی دقیق و پیشرفته نیز نمی توان به طور قطع در مورد شخصیت و درون افراد صحبت کرد. نتایج شما در سنجش شخصیت، بستگی به تجربه، مهارت و تعداد دفعات تحلیل قبلی دارد.

نکته دوم که اهمیت بسیار زیادی هم دارد این که چهره را باید به طور کامل و دقیق مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید و تا رسیدن به همه حقایق، از قضاوت های شتابزده اجتناب کنید. با به یاد داشتن این نکات می توانید قبل از صحبت کردن با افراد تا حدی متوجه شخصیت آن ها شوید.

صورتم مثل هلو

شکل صورت، اولین نکته ای است که در هنگام تعبیر چهره باید به آن دقت کرد. فرم کلی صورت و شکل هندسی آن این نکات را به ما می گوید:

صورت دراز و کشیده: صبور

افرادی که دارای چنین صورتی هستند عموماً صبر و تحمل زیادی دارند و توانایی حل مشکلات در آن ها بیشتر است. جذابیت و خوش ترکیب بودن افراد با چنین صورتی نشانگر این است که آن ها معمولاً کارهای خود را نیمه تمام رها نمی کنند و عادت به انجام امور به شکل تمام و کمال دارند.

صورت مربعی: سخت کوش

طرفدار استقلال فردی و فردگرایی، سخت کوشی برای دستیابی به آرزوها، زیرکی و فعال بودن از ویژگی های این افراد محسوب می شود.

صورت پهن: دانا و مهربان

این گونه اشخاص بردبار و مهربان هستند. معمولًا افراد درس خوانده و روشنفکر به حساب می آیند.

صورت گرد: پرانرژی

این شکل دلالت بر امیدواری، زنده دلی و انرژی دارد. این افراد می توانند اتاقی دلگیر و ساکت را به بمبی از خنده و شادی تبدیل کنند.

بختت بلند باشد

پیشانی شما تابلویی است برای یاد آوری طرز فکر شما و نشانه ای از چگونگی تصمیمات و تاثیرات آن بر رفتارتان و شاید هم به این دلیل بوده که پیشانی را اکثر ادیان مکانی برای به خاک گذاشتن انتخاب نموده اند.

پیشانی محدب و بیرون زده: مبتکر

این پیشانی نشان دهنده علاقه فرد به استفاده از تخیل و راه حل های مبتکرانه است، چه در کار و چه در زندگی.

بالای ابروها روی پیشانی، یک برآمدگی استخوانی باشد: قاطع، منظم

مجری درجه یک قانون از هر نوع که باشد؛ چه قوانین علمی چه اجتماعی. این فرد برای اطمینان به راه حل ها نیازمند یک بار امتحان کردن آن ها است. در زندگی نیز راحت اطمینان نمی کند، اما راحت هم شک نمی کند.

یک برجستگی گوشتی میان ابروها: سختکوش
این برجستگی روی ناحیه اراده روییده است، پس این خصوصیت نشانه سخت کوشی و همت اعلای فرد است، از کودکی تا کهن سالی. او را در زندگی و کار جدی بگیرید.
پیشانی صاف و بدون گره: افکار منظم

این اشخاص عموماً دارای افکاری منظم و قدرت تصمیم گیری در زمان حال هستند. ایشان پذیرای عقاید روشن و تازه نیز می باشند و نگرش و برخوردی معقول و متعادل دارند.

پیشانی چروکیده: پریشان

وجود خطوط در سطح پیشانی نشان می دهد که این افراد به سرعت هیجان زده و احساساتی می شوند و سریع آشفته و پریشان حال می گردند.

ابرو عین کمونچه

هنگامی که پیشانی بیانگر افکار است، پس عجیب نیست ابروها که مرز پیشانی و چشم هستند را سمبل و بیانگر احساسات بدانیم. فاصله زیاد ابروها تا چشم نشانه صبوری و مشکل پسندی است و فاصله کم آن نیز نشانه عجول بودن و قدرت تصمیم گیری سریع است. این را هم به یاد داشته باشید که معمولاً ابروها قرینه نیستند، حتی در صورت خودتان.

ابروی بسیار کم پشت و کم رنگ:

تشخیص اندیشه این فرد مانند ابروانش مشکل است. اما مردم با او خیلی راحت ارتباط برقرار می کنند. او بیشتر سعی در شنیدن دارد تا گفتن، پس همصحبت خوبی است.

ابروهای پیوسته: متفکر و خلاق

پیوستگی ابروها نشانگر این است که فرد دایماً در حال تفکر و اندیشه است و در مواقع رویارویی با مشکل ایده های جالبی در سر دارد.

ابروی دم باریک (در وسط پهن و در انتها نازک): خلاق

کارهای بزرگتان را به این شخص بسپارید زیرا برای آن ها راه حل های خوبی ارایه می دهد. اما هرگز سعی نکنید در اجرا نیز کار را به او بسپارید زیرا او یک طراح و خلاق بزرگ است و ذهن خود را برای کارهای عملی آماده نکرده است.

ابروی نازک و نخی: دهن بین

این افراد معمولًا دارای اعتماد به نفس کمی هستند. خود را بیش از مقداری که واقعاً تحت نظرند مورد توجه می دانند. آن قدر نسبت به حرف دیگران حساس هستند که که دچار وسواس می شوند.

ابروی پرپشت و پهن: دوراندیش

از نظر ذهنی فعال و منبعی برای افکار و عقاید است. این فرد در بیان تفکرات نیز مانند زمان 
پردازش آنها قدرتمند است.-

ابروی صاف: متفکر

صافی و مستقیمی ابروها نشانگر اندیشه، تفکر و ایده گرایی فرد هستند.

ابروی کمانی: واقع گرا

افرادی که دارای ابروهای خمیده و کمانی هستند از حکایت ها و داستان های واقعی لذت می برند.

با پلک های باز

وقتی می خواهید با مردم رابطه برقرار کنید اولین کاری که لازم است انجام دهید بازکردن پلک ها است. پلک بالا که خیلی هم تحرک دارد نشانه سطح روابط اجتماعی است.

هنگام باز بودن چشم قسمت زیادی از پلک قابل رویت است: نیازمند صمیمیت

صاحب این پلک ها نیازمند واقعی صمیمیت است و اغلب دلشوره دارد، تعهد او در کارها هم از همین خصلت ناشی می شود و گاهی به خاطر توجه زیاد، اطرافیان را تحت فشار قرار می دهد.

هنگام بازبودن چشم، قست باریکی از پلک بالا قابل مشاهده است: مستقل

این فرد به علت این که دارای حد معقولی از صمیمیت است روابطی عادی و خوب دارد. یعنی نه تک روی را دوست دارد و نه وابستگی را. برای خودش وقت صرف می کند و مراقب آزادی شخصی خویش است.

هنگام باز بودن چشم، پلک بالا مخفی است: متمرکز

این افراد برای پست هایی مناسب هستند که که نیازمند تمرکز بالا و کم اشتباهی است. این افراد معمولاً محدودیت های عاطفی ندارند و حتی به مسائل عاطفی هم اجازه نمی دهند تمرکزشان را به هم بزنند.

دماغ نگو، تربچه

رکورد جراحی بینی در دنیا متعلق به ایران است. این عضو مورد توجه، نقش مهمی در صورت دارد و حرف های زیادی برای گفتن. از نظر چهره شناسی، بینی نشانگر توانایی ما در حفظ مقام، قدرت و نفوذ بین مردم و همچنین بیانگر توانایی و عکس العمل ما در برابر پول است.

بینی بسیار بزرگ: عزم راسخ

در محیط کارش رئیس است، حتی اگر صندلی ریاست نداشته باشد. اگر کارش در خور استعدادش باشد شکوفایی چشمگیری خواهد داشت ولی از انجام کارهای کوچک کراهت دارد.

بینی خیلی کوچک: ساعی

گفته می شود اشخاصی که بینی کوچکی دارند، ذاتاً افرادی ضعیف و اغلب غیرقابل اتکا هستند و در تصمیم هایشان استوار و ثابت قدم نیستند.

بینی بلند و کشیده: مسلط بر کار و محیط

کارها را جدی و منطقی برای بلند مدت برنامه ریزی می کند و نظریات جدید را در حل مشکلات کشف می کند.

انحنائی مقعر روی بینی در نیمرخ: احساساتی و نیازمند توجه

از محیط تاثیر زیادی می گیرد و اگر شغل یا محل تحصیل مطابق میل او نباشد در انجام وظایفش درمی ماند. ضمناً برای کارهایی که انجام می دهد انتظار تشکر و قدردانی دارد.

برآمدگی روی بینی در نیمرخ: مبتکر

زیبایی شناس و از آن بهتر استاد حل مشکلات است. خلاقیت بالایی هم دارد.

بینی دارای پهنای بسیار زیاد: حامی دوستان و علاقه مند دوستی

هم حمایت می کند و هم دوست دارد حمایت شود. اگر چیزی داشته باشد با دیگران به اشتراک می گذارد.

یک افتادگی پایین بینی درنیمرخ: تحلیل گر

اگر مشکلی بزرگ دارید که از پس تحلیل آن برنمی آیید این شخص را خبر کنید. او استاد تجزیه و تحلیل مسائل پیچیده است، آن هم بدون درگیر شدن با جزئیات. نوک بینی و حفره های آن، درست مانند شماره حساب بانکی افراد، نشانه سرمایه دوستی و یا برعکس، ولخرجی آن هاست.

نوک بینی پهن و گوشتالو: تضمین سرمایه گذاری

حداکثر امنیت مالی را می خواهد و با پول جدی برخورد می کند. در کل به دنبال یک حامی می گردد که علاقه اش به پول هم به همین دلیل است.

یک برجستگی گرد در نوک بینی: هنر دوست

اگر یک اثر هنری خلق کردید اول به او نشان دهید چون قدر آن را می داند.

بینی لاغر و باریک و پره های کناری آن نازکند: ولخرج

به پول وابستگی ندارد و برای روز مبادا پس انداز نمی کند.

یک شیار واضح روی نوک بینی: نگرش عاطفی به دنیا

مدام از خود این سوال را می کند که آیا شغل مورد نظر من پیدا خواهد شد وآیا این شغل مناسب من است؟ در کل دنبال کار است نه پول.

حفره های بینی گشاد: خلاق و بخشنده

اگر طرحی در سر دارید که نیازمند اجرایی خلاق است به او بدهید، چراکه با جسارت و خلاقیت آن را انجام می دهد. اگر هم چیزی داشته باشد با شما قسمت می کند.

حفره های بینی تنگ و رو به داخل: حسابدار

چنین شخصی اول پول جیبش را می شمارد بعد خرج می کند یا به بیان بهتر دخل وخرج را با هم تنظیم می کند. زاویه بینی نشانه ای برای میزان سنجیدگی رفتار فرد است. این زاویه را می توان با خطی که از پایه بینی یعنی از محل اتصال به صورت شروع شده و در نیمرخ دیده می شود تعیین کرد.

بینی سربالا با نوک گرد: اعمال نسنجیده و سرعت پایین تجزیه وتحلیل اطلاعات

شخصی خوش گذران با اعمالی نسنجیده و مبتنی بر افکار سطحی است. رازدار نیست و به گذشته نگاه نمی کند و فقط حال را در نظر دارد.

بینی سر بالا و نوک تیز: کنجکاو و ولخرج

درباره دیگران بیش از حد کنجکاو است و به جزئیات هم زیاد اهمیت می دهد. پول برای او حکم چیزی را دارد که باید خرج شود. خود را مقید به رعایت آداب و رسوم ندانسته و با اطرافیان به راحتی برخورد می کند. خودش را باور دارد.

بینی کاملا بدون زاویه: عاقل و مطمئن

بدون این که اغوا یا شیفته شود، اعتماد می کند و قابل اعتماد نیز هست.

بینی با زاویه رو به پایین: حسابگر و شکاک

او به کار دیگران به گونه ای می نگرد که گویی خطایی در آن رخ داده. زیادتر از چیزی که لازم است شک می کند.

رد پای خنده ها

حتماً توی روزنامه ها و مجله ها چشمتان به آگهی هایی که داروهای ضدچروک صورت را تبلیغ می کنند، افتاده است. این داروها قرار است معجزه بکنند و برای شما پوستی بسازند بهتر و تازه تر از پوست روز سوم تولدتان. اما واقعاً این چروک ها این قدر بد هستند؟ یعنی هیچ چیزی برای ما ندارند؟ مارک تواین می گفت: «چروک های صورت، رد پای خنده هاست.»

یک چاله روی چانه: شوخ و بخشاینده

مشکلات زندگی او را از پا در نمی آورد چون آن ها را جدی نمی گیرد. برعکس، دوستانش را جدی می گیرد و همواره آن ها را شاد نگه می دارد.

تورفتگی گونه ها: سازگار

تو رفتگی گونه به خصوص در موقع خندیدن، علاوه بر جذابیت و زیبایی، دلیلی بر خوش مشربی و 
سازگاری فرد می باشد.

خط های عمودی کوچک میان ابروها: وجدان کاری

در زندگی شخصی و کاری تمرکز را حاکم کرده و نسبت به خود سخت گیر است. حتی در سخت ترین شرایط، دقت خود را برای انجام کار حفظ می کند.

خطوط گوشه دهان که به طرف چانه پایین آمده اند: دلسوز

این فرد به علت شکست ها و سختی های زندگی، به یک همدرد عالی و دلسوز واقعی تبدیل شده است. از دست دادن عزیزان و مشکلات کاری می تواند این خطوط را به یک باره ایجاد کند.

خطوط عمودی در اطراف لب: غلبه غالب بر مشکلات

این خطوط گواهی مبارزات طولانی و سخت در برابر مصائب زندگی است. او در تمام زندگی از نیروی درونی خود کمک می گیرد که شاید خودش نیز از آن خبر نداشته باشد اما اکنون مانند سدی در برابر مشکلات محکم شده.

چانه فشرده و لایه لایه: روحیه آهنین در زندگی

از زندگی انتظار رویایی ندارد و برای بدترین روزها آماده است. سرسخت و یک دنده است و از مشکلات فرار نمی کند.

چانه برآمده: از خود راضی

این گونه افراد، اشخاصی خودستا هستند و تصور می کنند هیچ چیزی جز خود آنها اهمیت ندارد و جز خودشان حرف کس دیگری را قبول ندارند و خود را عقل کل می دانند.

قب قب زیر چانه: پرحرف و خوش برخورد

حرف کم نمی آورد و اگر سکوت کنند احتمالا دارند به یک گفتگوی جدید فکر می کنند. به راحتی ارتباط برقرار می کنند و برخورد خوبی دارند.

دماغ و دهن، یه گردو

جز این ها که گفتیم، باقی اجزای صورت هم می توانند به شناخت خصوصیات روحی صاحب چهره کم کنند.

لب قلوه ای: بخشنده و خودنما

لب های قلوه ای، نشانه بخشش و گشاده دستی هستند. معمولا این گونه افراد تمایل دارند در مورد خودشان صحبت و گفتگو کنند.

لب بالایی نازک، لب پایین قلوه ای: قدرت توجیه

نشانه این است که فردی متقاعدکننده و مجاب کننده می باشد.

لب نازک: توی خود

نازک بودن لب بیانگر خویشتن گرایی ذاتی در اشخاص است.

گوش کوچک: احساس خطر

کوچکی گوش نشانه تزلزل و احساس ناامنی در افراد است، هرچند این گونه افراد می دانند که چه می خواهند و معمولاً سخت کوش و کاری هستند.

گوش بزرگ و دراز: جوشی

این قبیل افراد معمولا انعطاف پذیر نیستند و به سختی آرام و بی خیال می شوند.

گوش پرمو: وسواسی

افرادی که دارای گوش هایی پرمو هستند معمولًا وسواسی و نکته بین بوده و وقت زیادی را برای چیزهای بی اهمیت تلف می کنند.

فک چهارگوش: سرسخت

افراد با فک مربعی انسان های تسخیرناپذیر و سرکش هستند. آنها توانایی تبدیل رویاهایشان به واقعیت را دارند. خب حالا که دیدید، یک وجب صورت چقدر حرف و حدیث و راز دارد، به جواب سؤال اول مقاله دوباره فکر کنید.

صورت شما، صورت خود شما است. یک جور شناسنامه. باز هم از آن ناراضی هستید و می خواهید آن را عوض کنید؟ به قول شکسپیر «خداوند به شما یک چهره اعطا کرده و شما میخواهید چهره دیگری برای خود بسازید»؟!

پلکم دارد می خارد

در عقاید عامه، پیش بینی هایی هم در مورد اجزای صورت وجود دارد: پیشانی بلند علامت اقبال و دولت است. قوز روی دماغ خوش شانسی می آورد. بینی که بخارد، به مهمانی خواهی رفت. چشم که تیر بکشد، مهمان خواهد آمد. سق (سقف دهان) اگر سیاه باشد، نفرین گیرا است. کسی زبانش را گاز بگیرد، معلوم است جایی دارند غیبتش را می کنند. پلک چشم چپ بپرد، نشانه خبر خوش است وپریدن پلک راست، نشانه غم و غصه. مژه افتاده را اگر درست حدس بزنی که مال کدام چشم است، آرزویت برآورده می شود.

از کجا معلوم؟

جز چهره خوانی، علم ها یا به عبارت درست تر شبه علم های متعددی در ارتباط با چهره در طول تاریخ به وجود آمده، که امروزه (جز چهره خوانی) تمامشان از نظر علمی رد شده اند. با این حال وجود چنین تفکراتی نشان می دهد که به هرحال یک خط ارتباطی بین چهره و فرد، وجود دارد که این قدر همه به دنبال کشفش بوده اند.

جمجمه خوانی (Phrenology)

نظریه ای است که می گوید شخصیت، امیال و احساسات افراد را می شود از روی شکل جمجمه آن ها تشخیص داد. بیشتر، پستی و بلندی های سر مورد توجه جمجمه خوان ها است. این افراد ادعا دارند که بزهکار بودن یا نبودن اشخاص را هم می توان از قرائن روی جمجمه ایشان دید. ایده جمجمه خوانی در سال 1800 پیدا شد و در قرن نوزدهم گاهی برای تحقیقات پلیسی هم از آن استفاده می شد.

پیشانی خوانی (Metoposcopy)

دانش پی بردن به سیرت و درون آدم ها از روی خطوط پیشانی است. بیشتر با فالگیری ارتباط دارد تا علم، و در قرن شانزدهم خیلی طرفدار داشت.

حس خوانی (Pathognomy)

به بررسی و مطالعه احساسات درونی و بازتاب این احساسات در ظاهر فرد، مثلآ در حرف زدن یا حرکات بدن کار دارد. حس خوان ها سعی می کنند از روی حرکات و سکنات افراد به احساسات درونی آن لحظه فرد پی ببرند.

شخص شناسی (Personology)

شکل نوی علم چهره خوانی است که در اوایل قرن بیستم ارایه شد. پیسنهاددهندگان این روش مدعی بودند می شود بین شکل ظاهری چهره و بدن افراد و رفتار و منش آن ها ارتباط و پیوندی پیدا کرد.

منش شناسی (Characterology)

از روش های تشخیص شخصیت است که در دهه 1920 ساخته شد. و ترکیبی است از روش های چهره شناسی، جمجمه خوانی و حس خوانی با دانش های نژادشناسی، جامعه شناسی و مردم شناسی.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اردیبهشت 1393ساعت 10:31  توسط هرشنبه  | 

7 درس مهم در کسب و کار دیجیتال

با این که در بسیاری از کشورها از جمله کشورمان ایران، پارک های فناوری از ایده های نو پشتیبانی کرده و زمینه را برای طراحی و عرضه آنها به بازار فراهم می کنند، اما باز هم این مسیر نیازمند هوشیاری و سرعت عمل فراوانی است .

شرکت های زیادی در دنیای دیجیتال با شکست روبه رو می شوند و برخی نیز در مدت کوتاهی به شهرت و ثروت فراوانی دست می یابند. بنابراین خوب است از تجربیات این شرکت های نوپای موفق برای مدیریت بهتر امور و رویارویی با موانع پیش رو استفاده کرد.

بیایید با هم هفت نکته مهمی را که باید در مسیر راه اندازی کسب و کار دیجیتال مد نظر قرار دهیم از زبان افراد موفق در این حوزه بشنویم.

1- ذهن تان را محدود نکنید

ویلیام ولفرام، بنیانگذار شرکت تجارت الکترونیکی DealDash که در زمینه حراج آنلاین فعالیت می کند، بر این باور است وقتی صاحبان ایده در جستجوی سرمایه گذار برای عملی کردن طرح هایشان با انتقاد و ترشرویی دیگران روبه رو می شوند، نباید دلزده شده و میدان را خالی کنند.

او می گوید: «شما به عنوان موسس یک شرکت نوپا باید تمرکز خود را بر حرکت هر چه بیشتر به سمت هدفتان بگذارید. به همین دلیل ممکن است در جلسه ای که با یک سرمایه گذار دارید، نتوانید او را به سرمایه گذاری روی طرحتان تشویق کنید، اما در عوض نکته ای سودمند و کاربردی را در میان سخنانش بشنوید. خلاصه این که نباید ذهنتان را محدود کرده و هدف اصلی خود را همیشه مد نظر قرار دهید.»

2- متفاوت باشید

ایکا پانانن که سه سال پیش شرکت نوپای خود را با نام «سوپر سل» (Supercell ) پایه گذاری کرد، توانسته با دو محصول خود یعنی بازی استراتژیک جنگی Clash of the Clans و بازی دیگری به نام Hay Day اسم و رسمی در دنیای برنامک های iOS برای خود دست و پا کند. او به شرکت های نوپا توصیه می کند همچنان به خلاقیت ادامه داده و از شکست استقبال کنند.

وی می گوید: «مهم نیست چه برنامک هایی در دنیای گوشی های هوشمند و تبلت ها پر طرفدار است، نکته مهم این است که شما نباید سعی کنید خودتان را با روند فعلی منطبق کنید. در مقابل باید به دنبال ایده های جدید و هیجان انگیز دیگری باشید.»

شرکت سوپرسل حتی از شکست هر یک از محصولاتش استقبال هم می کند و همه کارکنان شرکت در کنار هم با خوردن یک کیک، این شکست را جشن می گیرند! پانانن می گوید: «هیچ شکی نیست که همه ما وقت و انرژی زیادی را صرف طراحی محصولی جدید می کنیم و شکست آن بی شک دلخواه ما نیست، اما در حقیقت هر شکست درس های زیادی را به همراه دارد. پس از هر شکست با هم در مورد آن صحبت کرده و درباره نقاط قوت و ضعف عملکردمان حرف می زنیم. سپس با مطالب جدیدی که از شکست می آموزیم جشن کوچکی در شرکت به پا می کنیم.»

3- هر نصیحتی را نپذیرید

جوکا هیلونن، شرکتی را برای تولید بازی برای کنسول نینتندو راه اندازی کرده است. وی می گوید: «در دوره ای که فعالیتمان را در پارک فناوری آغاز کردیم، کارشناسانی از حوزه های مختلف توصیه های متفاوتی به ما کردند. اگر قرار بود به همه این توصیه ها عمل کنیم، به احتمال زیاد تا حالا هیچ پیشرفتی نمی کردیم و در همان وضعیت اولیه می ماندیم.»

در مسیر راه اندازی و نیز گسترش کسب و کار دیجیتال، توصیه های زیادی را خواهید شنید، اما نباید به همه آنها توجه کنید؛ فقط برخی از آنها را برگزینید و به کار ببندید.

4- تعادل را فراموش نکنید

مارکوس هالتونن که شرکت موفق و نوپای او با نام Small Giant هنوز یک ساله هم نشده، بر این باور است برای آغاز کار باید تیمی از افراد با استعدادها و توانایی های مختلف را تشکیل دهید.

او می گوید: «جمع کردن یک عده آدم با استعداد به تنهایی کافی نیست. باید ببینید به چه مهارت هایی نیاز دارید وآنگاه به دنبال یافتن آن مهارت در میان اعضای گروه یا انتخاب اعضای جدیدی باشید.»

5- چشم اندازی از آینده ترسیم کنید

تینا زیلاکوس که پایه گذار شرکت سازنده برنامک Yoga Retreat است، ترسیم چشم اندازی از آینده را برای ادامه حضور مقتدرانه در بازار ضروری می داند.

او می گوید: « اگر برای انجام مرحله بعدی کارتان نیاز به سرمایه دارید، در حین انجام مرحله فعلی از پروژه، سراغ سرمایه گذاران مختلف بروید و رایزنی کنید. ممکن است برخی سرمایه گذاران فعلا تمایلی به سرمایه گذاری نداشته باشند، ولی بعدها به کارتان علاقه مند شوند. همین علاقه مندی بموقع فعالیت تان می تواند آنها را در آینده به سوی شما جذب کند. در واقع با این کار به استقبال آینده می روید و روابط خوبی با سرمایه گذاران ایجاد می کنید.»

6- این قدر به فکر رقابت نباشید

در نظر داشتن رقابتی که در جریان است امر پسندیده ای است، اما نباید تمام تمرکزتان را صرف رقابت کنید.

جوها پانانن که مدیر و پایه گذار یک شرکت نوپای تولید بازی های رایانه ای است، می گوید «این که به جای تمرکز کافی روی پروژه تان فقط به رقابت فکر کنید، احتمال موفقیت تان را کم می کند. برخی شرکت های نوپا دچار این اشتباه بزرگ می شوند و مدام به رقابت فکر می کنند و از پرداختن به فعالیت اصلی خود غافل می شوند.»

7- بازاریابی را فراموش نکنید

ویل کاسی، مدیر بازاریابی یک شرکت بزرگ تولید بازی های رایانه ای می گوید: «بسیاری از مدیران شرکت های نوپا فکر می کنند اگر ایده بسیار خوبی داشته باشند، مشتریان به آنها مراجعه می کنند، اما این موضوع در بیشتر موارد درست نیست. به همین دلیل باید برنامه ای برای معرفی محصول خود به دیگران و ارتباط با مشتریان بالقوه خود داشته باشید.

در فیلم کلاه‌برداری آمریکایی (American Hustle )، شخصیت کریستین بیل – بر اساس کلاه‌بردار افسانه‌ای مل واینبرگ – به افراد آثار هنری ساختگی و وام‌های جعلی می‌فروشد. همان طور که از زبان واینبرگ در نیویورکر نقل شده است:

خط مشی من امید دادن است … به این دلیل است که اغلب افراد ما را تحویل پلیس نمی‌دهند. آن‌ها هم چنان امیدوارند حرفمان راست باشد.

این توانایی امید دادن به افراد در مورد چیزی که هنوز به اثبات نرسیده است همان چیزی است که کارآفرینان موفق هم از آن بهره می‌برند.

برای مثال استیو جابز را در نظر بگیرید. «حوزه تحریف حقیقت» (reality distortion field ) اسطوره فقید اپل شهرت بسیاری دارد؛ مانند واینبرگ، او می‌توانست کاری کند احتمالات برای افراد پیرامونش قطعی و مسلم به نظر برسند.

مانند یک کلاه‌بردار حرفه‌ای، جابز سخنرانی و صحبت خود را بارها تمرین می‌کرد و یک پاورپوینت ساده و آهسته را به یک تجربه سینمایی تبدیل می‌کرد. او سعی می‌کرد هر لحظه از ارائه‌اش حداکثر اثربخشی را داشته باشد، مانند بیرون کشیدن یک MacBook Air از داخل یک پاکت:

وظیفه یک کارآفرین تنها این نیست که یک محصول فوق‌العاده بفروشد، بلکه کار او کاشتن بذر امید در دل افراد است. استاد فیلم‌نامه‌نویسی، رابرت مک‌کی می‌گوید کارآفرینی یعنی «بهره‌گیری حداکثری از داستان‌ها». او می‌گوید: «شاید یک سری اطلاعات نمونه داشته باشید، اما این هنوز یک کسب و کار نیست. تنها یک احتمال در آینده است؛ بنابراین باید از اطلاعات گذشته و حال استفاده کنید – این چیزی است که ما می‌دانیم – تا داستانی را برای آینده پیش‌بینی کنید – این چیزی است که خواهد بود.» هنری فورد نمونه دیگری در این زمینه است: زمانی که او تازه کار خود را آغاز کرده بود، باید بزرگ‌ترین تأمین‌کننده خود را متقاعد می‌کرد به جای پول نقد از او سهام قبول کند. پیش از این که امپراتوری خودروسازی او خلق گردد، او داشت سهام آن را می‌فروخت. درحالی‌که هر کدام از این دو استاد تبدیل کردن پول شما به پول خود هستند، تفاوتی آشکار بین کلاه‌بردار و کارآفرین وجود دارد: یکی دروغی را می‌فروشد که ممکن به نظر می‌رسد، دیگری احتمالی را می‌فروشد که می‌تواند به حقیقت تبدیل شود. از این منظر، کارآفرینی یعنی داستان‌سرایی 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 9:27  توسط هرشنبه  | 

جملاتی که افراد موفق هرگز به زبان نمی آورند!

چرا بعضی افراد از بقیه موفق تر هستند؟ چرا بعضی افراد احساس موفق بودن می کنند و بعضی دیگر حس می کنند غرق در روزمرگی کاری شده اند؟ جواب در واژگان آنها نهفته است. درست است که واژگانی که شما بکار می برید به شدت به حالت روحی شما و دید شما به زندگی شخصی و حرفه ای بستگی دارد. در اینجا در مورد جملاتی صحبت می کنیم که افراد موفق هرگز در صحبت هایشان نمی گویند و دلایل آنها را نیز شرح داده ایم:

غیرممکنه!

جمله "این کار شدنی نیست" اصلاً در دی ان ای آنها وجود ندارد. افراد موفق می دانند که همیشه یک راه حل برای هر مشکلی وجود دارد. گاهی باید خلاق باشید، ولی اصلاً چنین چیزی وجود ندارد که کاری غیرممکن باشد. و وقتی یک هدف آنقدر بزرگ است که رسیدن به آن دشوار به نظر می رسد، آنها هدف را به تکه های کوچکتر تقسیم می کنند. آنها می دانند که با گام های کوچک می توان به قله بلندترین کوه ها دست پیدا کرد. 

برام مهم نیست!

علاقه و اشتیاق در خون افراد موفق است. شما هیچ وقت نمی شنوید که افراد مبتکر بگویند "من از شغلم متنفرم!" یا "برام مهم نیست!" اگر شما اشتیاق و علاقه نداشته باشید هرگز نمی توانید بر مشکلات غلبه کنید و برای پیشرفت ریسک بپذیرید، ابتکار به خرج دهید و کسب و کار خود را گسترش دهید. 

انقدر سوال نپرس!

افراد باهوش می دانند که چیزی به نام "سوال احمقانه" وجود ندارد. آنها می دانند که به محض اینکه جلوی کنجکاوی گرفته شود و دیگر سوالی پرسیده نشود، ابداع و نوآوری بنیادی پایان می یابد. بعضی از متمایزترین و منحصر بفرد ترین رهبران مانند استیو جابز و جیمز دایسون تیم های خود را تشویق می کردند که دائماً نحوه انجام کارها را زیر سوال ببرند و دانش قراردادی را به چالش بکشند. سوالات محبوب آنها این سه سوال بودند: "چرا؟" "چرا نه؟" "چه می شد اگر؟"
چرا من باید این کارو انجام بدم؟

در هر کسب و کاری به خصوص در کسب و کارهای رو به رشد و توسعه، چندین و چند نفر باید چندین و چند کلاه به سر بگذارند. از آن مهمتر افرادی که داوطلبانه فاصله ها را شناسایی می کنند و خودشان این فواصل را پر می کنند اغلب آنهایی هستند که بیشتر شناخته می شوند و مسئولیت ها و تیم های خود را گسترش می دهند و در نهایت چیزی واقعاً شگفت انگیز می سازند. ولی جمله "این کار من نیست که انجامش بدم" جمله ای نیست که آنها بگویند. 

من فکر نمی کنم درست باشه که نحوه انجام کارها رو تغییر بدیم.


افراد موفق همیشه نحوه انجام کارها را به چالش می کشند. آنها روش های بهتر، سریعتر و مؤثرتر برای انجام وظایف و اجرای استراتژی های درست می یابند. آنها خودشان را به سمت حوزه هایی هل می دهند که شاید برایشان راحت نباشد، ولی در آن حوزه ها می توانند به رشد و ترقی ادامه دهند و به تیم های خود کمک کنند تا روی خط پیشرفت بمانند. آنها درک می کنند که این تغییر لازم و ضروری است و اینکه راحت و آسوده به مسیر قبلی ادامه دهند، آنها را به موفقیت ماندگار نمی رساند. 

ممنون، ولی من نظر کسی رو نخواستم.

برای آنکه فردی واقعاً موفق شود، باید از تجربه های جدید، ایده های نو و چشم اندازهای جدید استقبال کند. فرد همیشه باید نسبت به بازخورد و نظرات دیگران روی باز نشان دهد. افرادی که دائماً نسبت به بازخورد روی باز نشان می دهند نه تنها از سوی تیم ها و همکاران خود مورد احترام قرار می گیرند، بلکه شانس ارزشمندی برای نگاه کردن به خودشان از دیدگاه دیگران می یابند. هیچیک از ما کامل نیستیم و همیشه می توانیم از بازخوردهایی که می گیریم استفاده کنیم و رشد کنیم. در پایان روز باید خودتان باشید و شاید چیزهایی در شما وجود داشته باشد که بخواهید آنها را عوض کنید. 

اگه شکست خوردیم چی؟

شکست بخشی از کسب و کار است. جیمز دایسون قبل از آنکه جاروبرقی بدون کیسه معروفش را اختراع کند، 5126 بار شکست خورد. توماس ادیسون قبل از اختراع لامپ 10000 بار شکست خورد. برای آنها شکست فقط پله محکم دیگری برای نزدیک شدن به هدف بود و راهنمایی ضروری دیگری بود تا بدانند که چه کاری را نباید انجام دهند. افراد موفق از شکست خوردن نمی ترسند. آنها می دانند که وقتی شکست می خورند فقط مسئله زمان مطرح است و این مانع از آن نمی شود که آنها دست از ابتکار و امتحان کردن چیزهای جدید بردارند. 

من بهتر می دونم!

چیزی به نام مرد خودساخته وجود ندارد. پشت هر فرد موفقی یک تیم باهوش وجود دارد. موفقیت یک ورزش تیمی است. درست کردن یک تیم عالی بدان معناست که شما اعتراف می کنید که شما همه چیز را نمی دانید و از افرادی کمک می گیرید تا حفره های خالی دانش، تجربه و دیدگاه شما را پر کنند و به آنها اعتماد می کنید تا به شما در ساختن چیزی فوق العاده کمک کنند. 

ولی این کار خیلی سخته.

افرادی که در زندگی خود به بیشترین موفقیت دست می یابند هرگز در موقعیت های مهم راه آسان را نمی روند. آنها علاقه، پشتکار و جسارت شکل دادن به مسیری جدید را دارند. اول شدن و فتح مسیرهای نو هرگز آسان نبوده است. و گاهی شما باید از اشتباهات و موفقیت های دیگران درس بگیرید تا به شکل دهی به مسیر خودتان کمک کنید. ولی در پایان روز وقتی آن لحظه مهم و حیاتی می رسد که باید سرنوشت خود را بسازید، افراد موفق هرگز آسان ترین راه را انتخاب نمی کنند. 

امروزه آرایش کردن بخش جدایی ناپذیر زندگی بعضی از زنان و دختران جوان ایرانی شده و بی جهت نیست که ایران مقام هفتم دنیا در مصرف لوازم آرایشی را به خود اختصاص داده است. گاهی آرایش بعضی از همین زنان و دختران به قدری تند و غلیظ می شود که از میان رنگ های مختلف به سختی می توانید چهره واقعی فرد را در ذهن تان ترسیم کنید.از هر یک بپرسید چرا آرایش می کنند، دلایل خاص خودشان را دارند. یکی عاشق آرایش کردن است، دیگری دوست دارد زیباتر شود، آن یکی هم به توصیه دیگران و با تصور حضور بهتر در اجتماع و ... اقدام به این کار می کند. صرف نظر از دلایل گفته شده، چرا بعضی از زنان و دختران بیش از حد آرایش می کنند؟ همین سوال را از سه متخصص پرسیدیم. پاسخ های آنان را در ادامه بخوانید.

کمبودهای عاطفی شان را برطرف می کنند

خداوندخالق زیبایی هاست و زیبایی را دوست دارد. انسان هم به عنوان اشرف مخلوقات از این قاعده مستثنی نیست و دوست دارد همیشه زیبا باشد. بسیاری از خانم ها هم دوست دارند به خودشان برسند و از نظر زیبایی همیشه کمبودی نداشته باشند. به نظر من کسانی که آرایش های غلیظ می کنند یا جراحی های مختلف با هدف زیباتر شدن انجام می دهند، دوست دارند در کانون توجه باشند.

یکسری خلأهای عاطفی - احساسی، محبت، نداشتن توجه از سوی خانواده و همسر باعث می شود تا آن خانم موجودیت خودش را به نحوی نشان بدهد و به همه بگویدکه من هستم و به عنوان انسان، وجود خارجی دارم.

کسی که خلأ عاطفی - احساسی دارد، فردی است که در دوران کودکی، نوجوانی و در جوانی که ازدواج کرده، از طرف خانواده خودی ا همسرش، از زیبایی اش تعریف و تمجید نشده و همیشه سرکوفت شنیده است و چون سر دلش مانده که همسرش یا خانواده اش به او بگویند چه زیبا هستی، چون توجهی نمی کند همه را کنار می گذارد. این می شود همان خلأ احساسی که از دوران کودکی تا زمان ازدواجش و پس از آن همراه او بوده است. چنین خانمی حاضر است مردم هر تصوری در مورد او داشته باشند ولی به جایش از او تعریف و تمجید کنند.

البته شاید جلب توجه کردن دیگران تا اندازه ای خوب است ولی اگر از اندازه اش خارج شود، اختلال روحی و روانی محسوب می شود.چنین فردی می خواهد به نحوی خودش را به مردم نشان بدهد تا به او بگویند که چقدر زیبا و قشنگ شده ای.
از نظر روانشناسی چنین خانم هایی از م
کانیسم دفاعی به نام جبران استفاده می کنند تا کمبودهایشان را از طریق آرایش کردن بیش از حد برطرف کنند. خانم هایی که آرایش غلیظ می کنند، به هیچ وجه به بُعد منفی موضوع نگاه نکرده و به این فکر نمی کنند که ممکن است دیگران تصور کنند او مشکل اخلاقی دارد.

من همیشه تاکیدم بر این است که خانم ها در چارچوب خانواده و برای شوهرشان هر مدلی که دوست دارند آرایش کنند. این به نظر من ایرادی ندارد اما آرایش بیش از حد، یعنی اینکه آن خانم متعلق به دیگران است و این قشنگ و جالب نیست. اینکه آقایی اجازه می دهد خانمی زیاد آرایش کند و در محفلی بیاید و میان چند زن و مرد دیگر هم دیده شود، چه تصوری در مورد آن خانم و آقا در ذهن دیگران به وجود می آورد؟ یا مرد بی غیرت است یا می خواهند نشان بدهند که فرهنگ مخا بالاست.

البته آرایش غلیظ مشکلات خاص خودش را در پی دارد. شاید برای یک مدت کوتاه برای خانمی که این کار را انجام می دهد، خوشایند باشد اما در درازمدت تبعاتت منفی دارد. تصوراتی که مردم درباره او خواهند داشت، مطلوب نخواهد بود. خانمی که همیشه در حال آرایش کردن است، وقتی آرایش ندارد درست مثل این است که چیزی گم کرده باتشدو این قشنگ نیست؛ این یعنی اینکه از خویشتن خودمان جدا شده ایم، ماسک زده ایم و اگر ماسک و نقاب را از صورتمان برداریم، قبولمان ندارند. آرایش کردن بیش از حد به نوعی خودفروشی روانی است. اینگونه خانم ها روح و جسم شان را به تفکرات دیگران می فروشند، عزت نفسی ندارند و خود را به راحتی بازیچه دست دیگران می کنند.

عامل اصلی، توهم خودزشت انگاری

از دیرباز تاکنون و در طول تاریخ، زنان و مردان همیشه مطابق با شرایط روز و امکانات موجود، اقدام به آرایش کردن و زیباتر شدن می کردند. اصولا آرایش کردن به قصد جلوه بهتر داشتن صورت انجام می شود و در این میان خانم ها استقبال چشمگیری از آن می کنند. از نگاه رفتارشناسی، علت آرایش کردن را می توان در محورهای زیر جستجو کرد:

- آرایش به قصد زیباتر شدن در مهمانی ها یا مجالس مشابه که یک امر عادی و طبیعی محسوب می شود.

- آرایش به حد افراط و زیاده روی حتی برای خرید جزیی ترین ملزومات زندگی همچون نان و سبزی.

- آرایش به قصد رقابت و چشم و هم چشمی یا بزرگتر جلوه کردن از سن خود.

البته رفتارشناسان دلایل مختلفی را برای آرایش کردن بانوان ذکر می کنند. عده ای می گویند علتش این است که خانم ها فقط صورتشان بیرون است، عده ای دیگر نیز اعتقاد دارند چون فرصت های دیگری در اختیار زنان و دختران نیست، آنها در خیابان ها و معابر آرایش خود را به نمایش می گذارند.

اما براساس مشاهدات و پژوهش هایی که بنده در این زمینه داشتم، مهمترین علت گرایش بعضی از خانم ها به آرایش بیش از حد، توهم خود زشت پنداری است. کسی که خود را زیبا بداند، نیازی به آرایش های مصنوعی ندارد؛ بنابراین بخشی از زنان و دختران تصور می کنند با آرایش زیاد معایب چهره شان پوشیده می شود؛ در حالی که 85 درصد لوازم آرایش موجود در بازار ایران، تقلبی است و کشور ما در مصرف لوازم آرایش، مقام هفتم دنیا و در آسیا مقام دوم را به خود اختصاص داده است.

در بسیاری از کشورهای اروپایی، دختران و زنان جوان تا 40 سالگی یا آرایش نمی کنند یا اگر به جهاتی قصد این کار را داشته باشند، بسیار ساده و کمرنگ این کار را انجام می دهند. به جای آن بانوان بالای 50 سال آرایش می کنند. بانوان اروپایی و آمریکایی بر این اعتقاد هستند که دختران جوان زیبا هستند و نیازی به استفاده از لوازم آرایشی ندارند.

با آنکه از نظر علم روانشناسی، لوازم آرایشی وابزار آن همچون موی مصنوعی، مژه مصنوعی یا نگین ها و فلزات مورد استفاده در دندان ها و چهره یک عمل موقت است اما برای بدن زیان های مختلفی از جمله ریزش مو، پیری پوست، اختلالات کبدی و هورمونی و جذب فلزات خطرناک به بدن و ده ها عارضه خطرناک دیگر را بر اثر مصرف زیاده از حد لوازم آرایشی تقلبی به همراه دارد.

متاسفانه شوهران بسیاری از زنان ایرانی آنها را نمی بینند. برای اینکه وقتی شوهرشان به خانه می آید، زنان خسته از کار روزانه بدون توجه به سر و وضع خود در خانه حضور دارند اما همین ها وقتی می خواهند برای خرید یک زیپ به خیابان بروند، انواع و اقسام لوازم آرایشی را مصرف می کنند، در حالی که این رفتار از نگاه روانی، وارونه کاری است.

زنان باید جلوه های زیبایی خود را برای شوهرانشان به نمایش بگذارند نه مردان و پسران بیگانه در خیابان اما متاسفانه زنان و دختران الگوهای رفتاری نادرستی را از والدین خودشان گرفته تا هنجارسازانی همچون هنرپیشه ها و امثال آنها و روش های نادرست در جامعه را دنبال کنند.

با توجه به اینکه در کشور ما، بانوان و زنان به طور اکثریت از زیبایی نسبی برخوردار هستند اما قدر خود را نمی دانند و با جراحی های مختلف و لوازم آرایشی، چهره خود را تغییر می دهند؛ به طوری که بعضی اوقات شناخت شان برای نزدیکانشان دشوار می شود.

عقده خود زشت انگاری، ترس از تمسخر دیگران و همچنین نگرانی از عقب ماندن از قافله آرایش کرده ها، بسترهای فکری بخشی از زنان و دختران جامعه ما است. آرایش بیش از حد تبعات و عوارض خاص خودش را هم به دنبال دارد. اولین عارضهآن خروج ارز در قبال ورود لوازم آرایش قلابی به کشور است. دومین زیان این حرکت، ایجاد تزلزل در ارکان خانواده است. وقتی یک مرد در خیابان این مانکن های رنگ روغن زده ار می بیند و در خانه همسر خود را ساده ملاحظه می کند، در مقام مقایسه برمی آید.

به هر حال انسان همیشه در معرض فریب شیطان است و همین مسئله ممکن است سبب ایجاد روابط فراخانواده ای شود. آرایش بیش از حد، تحریک مردان نامحرم را نیز در پی دارد، به طور که بعضی از آنها به خاطر غرایز نفسانی ممکن است حتی دست به جنایت هم بزنند.

مشکل در کمبود عزت نفس است

به اعتقاد من یک علت زیاده از حد آرایش کردن بعضی از خانم ها، یاد گرفتن این رفتار است. یعنی این رفتار و این روش را از ابتدای نوجوانی و به دلیل الگوبرداری از مادر و خواهر خود انتخاب کرده اند. آرایش کردن بخش تفکیک نپذیر آنان شده و ممکن است برای جلب توجه دیگران هم نباشد. دلیل دوم برمی گردد به اعتماد به نفس. یعنی خیلی وقت ها افراد با آرایش کردن یک هویت جدید پیدا می کنندو احساس رضایتمندی و خشنودی به آنها دست می دهد. فرد با این کار احساس رشد و تفاوت می کند. انگار به آن چیزی که می خواهد رسیده است. احساس می کندن با آرایشی که می کند، به آن زیبایی که به دنبالش است دست پیدا کرده است. احساس می کند متفاوت با دیگران است، ضمن اینکه نیازی هم به نگاه و توجه دیگران نخواهد داشت. او برای دل خودش آرایش می کند تا به آن زیبایی که دوست دئارد برسد. همین که احساس رضایتمندی به او دست می دهد کافی است و اصلا برایش مهم نیست که بقیه او را ببینند یا نبینند.

البته همیشه اینطور نیست که حتما کسی که بیش از حد آرایش می کند، الزاما کمبودی در زندگی اش دارد. سعی می کنم نگاهم به این موضوع متفاوت باشد زیرا هستند کسانی که این نگاه را دارند و برای دل خودشان آرایش می کنند. حالا شاید به نگاه دیگران هم اهمیتی ندهند.

انجام آرایش های غلیظ تبعات منفی هم دارد. اولین اتفاقی که می افتد این است که ارضای نیاز کاذبش باعث می شود تا نیاز او به سازندگی و موفقیت با مشکل مواجه شود؛ یعنی در دوران نوجوانی باید یک چیزی خلق کنند و سبب بروز تحولی در پدیده ها شود اما به جایش با آرایش کردن، خودش را از هدف اصلی که همان موفقیت است دور می کند. چنین خانم هایی به دلیل آرایش غلیظی که دارند، چون آسیب های رفتاری و کلامی متوجه آنها می شوند، حتما باید مراقب خودشان باشند.

پسران جوان هم از آسیب های آرایش های غلیظ برخی بانوان در امان نیستند. این مسئله به خصوص روی پسرهایی که هنوز به پختگی لازم نرسیده اند، تاثیر بیشتری دارد. آرایش غلیظ بعضی از خانم ها باعث می شود تا پسر به جای اینکه به خلاقیت فکر کند، به آرایش های خاص آنها نگاه کند. مواردی داشتم که از آرایش غلیظ خانم ها لذت می بردند. مادری آمد و گفت که بچه من دیر به خانه می آید. علتش را پرسیدم گفت که از دیدن آرایش غلیظ خانم ها کیف می کند و فقط برای دیدن زیبایی هایشان آرام حرکت می کندو به همین علت است که دیر به خانه می رسد.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام فروردین 1393ساعت 11:38  توسط هرشنبه  | 

آقایان رابطه عاشقانه را این گونه می خواهند

طرز فکر خانم ها درباره خواسته هایی که آقایان دارند، موجب می شود همیشه از دست آنها دلخور و عصبانی باشند و از داشتن یک زندگی مشترک رو به رشد، فوق العاده، صمیمی و رمانتیک ناامید شوند. طرز فکر آقایان درباره خانم ها نیز به همان اندازه آنها را دلسرد می کند.

حتما لازم نیست این طور باشد به شرط این که بدانیم زن و مرد در وهله اول هر دو انسان هستند و خواسته های مشابهی دارند.

من از آقایان و خانم هایی که به رشد و پیشرفت شخصی خود اهمیت می دادند سوال کردم که برای ساخت یک زندگی مشترک عالی چه خواسته هایی از همسر خود دارند. پاسخ آنها می تواند برای شما غیرمنتظره باشد. در این مقاله متوجه می شوید که خواسته های آقایان دقیقا با آن چه خانم ها در این باره فکر می کنند. منافات دارد. هم چنین شما خانم ها با نکاتی آشنا می شوید که به وسیله آنها مرد ایده آل خود را حفظ کرده و زندگی مشترک فوق العاده ای خواهید داشت.

آقایان خواهان رابطه عاشقانه، صادقانه و بجا هستند.

رابطه صادقانه برای آقایان در اولویت قرار دارد. یک مرد همسری می خواهد که به سوالات او صادقانه پاسخ بدهد و حتی در اطلاع رسانی داوطلب و پیش قدم باشد. او همسری می خواهد که با اطمینان خواسته ها و نیازهای خود را به زبان آورد. او همسری می خواهد که واقع بین باشد و با مهربانی حقیقت را بیان کند. یک مرد همسری می خواهد که او را سرزنش نکند و به حفظ اصالت خویش اهمیت بدهد.

خانم ها گمان می کنند همسرشان از آنها می خواهد که سطحی نگر باشند، اصلا نیازها و خواسته های خود را عنوان نکنند و هیچ چیز نخواهند. خانم ها فکر می کنند آقایان آنها را نیازمند و بسیار حساس می دانند و می خواهند از خواسته های خود چشم پوشی کنند. بعضی از خانم ها معتقدند که اجازه ندارند هر چیزی را همان طور که هست به زبان آورند و در صورت اظهارنظر جسورانه، از سوی مرد طرد خواهند شد.

نکته ای برای خانم ها: آقایان خواهان رابطه ای رک، مستقیم و شجاعانه هستند بدون این که خشم و ملامتی در کار باشد. یکی از روش های مسرت بخش این است که یاد بگیرید حقایق و نیازهای خود را به او منتقل کنید.

آقایان، همسری خودکفا، خاطرجمع و مطمئن می خواهند.

یک مرد می خواهد همسرش او را به خاطر خودش – نه از روی ضعف و نیاز مالی و عاطفی – بخواهد. یک مرد دوست دارد زن زندگی اش او را بخواهد و به او نیاز داشته باشد و در عین حال هویت و فردیت خودر ا حفظ کند. یک مرد می خواهد همسری فعال و مستقل با دوستان و علایق جداگانه داشته باشد. از سوی دیگر بریا بودن در کنار همسر خود ارزش قایل هستند.

خانم ها فکر می کنند آقایان نمی خواهند همسرشان به آنها نیاز داشته باشد. خانم ها فکر می کنند مرد زندگیشان نیازی به همراهی آنها ندارد و برای باهم بودن هیچ ارزشی قایل نیست. خانم ها فکر می کنند اگر نیازهای خود را بیان کنند، مرد را دلسرد کرده و او را فراری می دهند.

نکته ای برای خانم ها: یک همسر خوب. یکی از قدرتمندترین روش های جذب مرد ایده آل و تشکیل یک زندگی پرهیجان این است که برای خودتان زندگی مسرت بخش و کاملی داشته باشید.

آقایان، خواستار رابطه و زندگی مشترک بدون سلطه جویی و بهره برداری هستند.

آقایان به هیچ عنوان نمی خواهند زیر نفوذ کسی باشند. آنها نمی خواهند ذهن همسر خود را بخوانند یا سیگنال های ارسالی او را ترجمه کنند. آنها نمی خواهند مجبور شوند فراتر از حد آمادگی خود در یک رابطه پیش بروند. آنها نمی خواهند به خاطر تمام مشکلاتی که پیش می آید سرزنش شوند. آنها نمی خواهند در این بازی، مطیع و فرمانبردار کسی باشند.

به عقیده خانم ها، آقایان اصلا دوست ندارند حرف بزنند و تنها راه انتقال نیاز به آنها همین زیرکی و روش های ماهرانه است. آنها فکر می کنند برای پیشرفت زندگی باید مرتبا به آقایان نکاتی را گوشزد کنند. طرز فکر خانم ها این است که آقایان ارزشی برای تعریف و تمجید قایل نیستند، پس باید فقط آنها را سرزنش کرد.

نکته ای برای خانم ها: آقایان، زرنگی و زیرکی شما را در هیچ زمان و تحت هیچ عنوان تحمل نمی کنند. برای جذب مرد ایده آل و تشکیل زندگی مشترک عالی، یاد بگیرید در سرتاسر زندگی بدون ذره ای تردید خواسته ها و نیازهای خود را بیان کنید. باید بگیرید مراقب وقت همسرتان باشید. یاد بگیرید از او تعریف و تمجید کنید.

آقایان، خواهان رشد هستند.

یک مرد همسری می خواهد که شهامت و توان خندیدن به اشتباهات خودش را داشته باشد. او همسری می خواهد که بتواند سهم و نقش خود را  در زندگی مشترک ببیند و آن را پیاده کند. زن باید ثبات احساسی و عاطفی داشته باشد. یک مرد می خواهد همسرش از لحاظ فردی رشد کند و مسوولیت رویدادهای عاطفی زندگی خود را برعهده بگیرد.
خانم ها فکر می کنند آقایان از آنها می خواهند که همیشه خوب باشند. آنها گمان می کنند همسرشان هیچ علاقه ای به رشد و پیشرفت روابط و زندگی دونفره خود ندارند. آنها فکر می کنند آقایان فقط به دنبال خانم های زیبا هستند و اصلا به رشد عاطفی، محبت و مهربانی، نقش حمایتی یا عشق یک زن توجهی نمی کنند.

نکته ای برای خانم ها: یک مرد به دنبال همسری می گردد که به بلوغ عاطفی رسیده باشد. بلوغ عاطفی به معنای این نیست که احساس نداشته باشید، یعنی این که بتوانید مسوولیت احساسات خود را برعهده بگیرید. برای جذب یک مرد ایده آل و تشکیل یک زندگی بادوام، باید یاد بگیرید مسوولیت احساسات و عواطف خودن را قبول کنید.

آقایان، از زندگی مشترک خود وفاداری و تعهد می خواهند.

وفاداری جزء بایدهای زندگی مشترک است. درواقع یک مرد همسری را می خواهد که از صمیم قلب به زندگی مشترک خود وفادار بماند. به اعتقاد خیلی ها تعهد به معنای وفاداری و اشتیاق برای تلاش – حتی در شرایط سخت زندگی – است.

به عقیده خانم ها، آقایان دوست ندارند برای حفظ زندگی مشترک خود تلاش کنند و به محض این که شرایط کمی پیچیده و بغرنج شود، پا به فرار می گذارند.

نکته ای برای خانم ها: آقایان نیز به اندازه شما خانم ها از بی وفایی نفرت دارند. مردان اهل زندگی می دانند چگونه باید زندگی خود را بسازند و از وفاداری به عنوان یکی از اجزاء اصلی زندگی مشترک خبر دارند.

آقایان، همسری می خواهند که بداند چگونه باید با مرد زندگی خود رفتار کند.

بسیاری از خانم ها با همسر خود چنان رفاری می کنند که غرور آنها را می شکنند و به آنها احساس بی لیاقتی و عدم کفایت می دهند. مردان به شنیدن تعریف و تمجید نیاز دارند، باید بدانند چه کارهای خوبی انجام داده اند و آن قدر همسر خوبی هستند که عشق و قدردانی همسرشان را از آن خود کرده اند.

خانم ها فکر می کنند آقایان نیازی به آنها ندارند و برای نظرات، حمایت و تعریف و تمجید آنها ارزشی قایل نیستند. به عقیده خانم ها مردها برخلاف زن ها به خیلی چیزها اصلا اهمیت نمی دهند، به همین دلیل است که زن مرتبا مجبور است زبان به گله و شکایت باز کند. ملامت و سرزنش، تنها راهی برای بیان دلخوری و رنجش است.

نکته ای برای خانم ها: بیشتر آقایان خواهان تشکر و قدردانی از سوی همسر خود هستند. تشکر کردن از همسر به جای پیدا کردن خطاها و اشتباهات او، یکی از قدرتمندترین ابزارهایی است که برای دوام زندگی مشترک در اختیار شماست.

اگر ذهن مان به محدوديت عادت كند، آدم‌هايي تكراري مي‌شويم. فكرهاي تكراري، رفتارهاي تكراري و در نهايت ظاهرمان هم تكراري مي‌شود. گاهي خوب است كه از چهارچوب عادت‌هاي‌مان بيرون بياييم. شايد با همان چيزهاي قديمي بتوانيم كارهاي تازه‌اي بكنيم. كمد ما هم يكي از جاهايي است كه معمولا پر از عادت‌هاي يكنواخت است. خيلي‌ها هميشه فلان كت را با فلان شلوار مي‌پوشند و به هماهنگ كردن لباس‌هاي شان، جز آن چيزي كه در فروشگاه ديده‌اند و خريده‌اند فكر نمي‌كنند. بد نيست اول نگاهي به اين صفحات بيندازيد و بعد هم نگاهي به كمدتان! شايد اتفاق‌هاي تازه‌اي در آن پنهان شده باشد! اتفاقي شبيه ست‌هايي جديد با همان لباس‌هاي قديمي.


قانون اول؛ متشابه
لباس‌هايي با رنگ‌هاي مشابه را جدا كنيد؛ ممكن است در كنار كت و دامن گلبهي‌تان كه هميشه مي‌پوشيد، روي چوب لباسي‌هاي ته كمد يك شلوار گلبهي هم پيدا كنيد، خب منتظر چه هستيد؟ از اين فرصت استفاده كنيد و آن شلوار را از ته كمد نجات دهيد با اين كار يك سر و ساماني هم به ظاهرتان داده‌ايد!
  • مناسب براي 40 سال به بالا

قانون دوم؛ شستني
سعي كنيد لباس‌هاي مهماني‌تان را هميشه تميز و اتو كشيده در كمدتان داشته باشيد. اگر خيلي از لباس‌هاي‌تان را استفاده نمي‌كنيد، احتمال اين‌كه خاك وارد تاروپودش شود و بعد از مدتي لباس را خراب كند، زياد است، پس براي لباس‌هاي‌تان از كاور استفاده كنيد. در نهايت يادتان باشد؛ اگر جنس لباس‌تان را نمي‌شناسيد يا علاقه‌اي به مطالعه دستور نگهداري آن نداريد، با شست‌وشوي‌اش ريسك نكنيد! خشك‌شويي را براي همين وقت‌ها گذاشته‌اند.
  • مناسب براي 25 تا 35 ساله‌ها

 قانون سوم؛ بي‌تفاوت

بعضي رنگ‌ها در كنار هم زيبا مي‌شوند، مثلا كت سرخابي‌تان را با شلواري طوسي بپوشيد. براي خودش تغييري است! ممكن است شما جوان باشيد، در اين صورت مي‌توانيد سرخابي را با سفيد هماهنگ كنيد. راستش را بخواهيد اين 2 رنگ، نه فقط با سرخابي هماهنگ مي‌شوند، بلكه با بيشتر رنگ‌ها تركيب‌هاي مناسبي خلق مي‌كنند. دليلش هم در يك جمله خلاصه مي‌شود؛ سفيد و طوسي 2 تا از رنگ‌هاي خنثي هستند!

كف‌بينان دستي را كه افراد با آن مي‌نويسند يا غذا مي‌خورند، دست اصلي مي‌نامند و همان‌طور كه آمار نشان مي‌دهد، دست اصلي براي بيشتر افراد دست راست آن‌هاست.
  • وقتي راست دست‌ها در انتخاب گزينه‌هاي‌شان از مغز و هوش خود استفاده مي‌كنند، احساس راحتي مي‌كنند، درحالي‌كه چپ‌دست‌ها در پيروي از قلب‌شان احساس خوشحالي و نشاط مي‌كنند؛ اين اصلي است كه حتي علم روز هم آن را تاييد كرده است.
  • اگر شما چپ دست هستيد بايد به‌خود بباليد زيرا درصورت چپ دست بودن صداي دروني نيرومندي داريد.

كف بيني تاريخچه‌اي طولاني داشته و زادگاه آن شرق آسياست اما با رونق گرفتن داد و ستد و بازرگاني، احتمالا از طريق يونان به كشورهاي غربي راه يافته است. شكل و خطوط كف دست هركس همانند اثر انگشت او منحصر به فرد است و هيچ 2 انساني را نمي‌توان يافت كه خطوط كف دست‌شان كاملا مشابه باشد. كف‌بينان معتقدند كف دست هركس اطلاعات بسيار زيادي را راجع به شخصيت، منش، خصوصيات رفتاري، مدت عمر و حوادث و وقايع زندگي هر فرد بيان مي‌كند.

اگر مي‌خواهيد خودتان از راز خطوط كف دست‌تان باخبر شويد، بايد كمي به‌خودتان سختي بدهيد و فوت و فن آن را ياد بگيريد. درست است كه سخت است اما مي‌توانيد اصول ابتدايي آن را بياموزيد. كف‌بيني هنر خواندن شخصيت و تقدير و سرنوشت از شكل دست و خط‌هاي كف آن است؛  اين ربطي به پيشگويي ندارد بلكه درباره شناخت شخصيت خود و افراد است. 

كـدام دسـت را بايد خوانـد؟

وقتي كه درگير يادگيري امور مربوط به كف‌بيني هستيد، ممكن است در مورد اين‌كه به كدام دست نگاه كنيد دچار سردرگمي شويد. آيا بايد كف هر 2 دست را بخوانيد يا فقط يك دست را؟ اگر قرار است فقط به اندازه چند دقيقه به كف دستان فردي نگاه كنيد، راه‌حل اين است كه از او بپرسيد با كدام دست مي‌نويسد، سپس به آن دست نگاه كنيد. درصورتي كه به اندازه كافي وقت داريد مي‌توانيد با حوصله به هر 2 دست دوست‌تان نگاه كنيد و زمان زيادي براي مقايسه خطوط و شكل آن‌ها اختصاص دهيد. فراموش نكنيد مهم‌ترين دستي كه بايد به آن توجه كنيد، دست اصلي اوست. كف‌بينان دستي را كه افراد با آن مي‌نويسند يا غذا مي‌خورند، دست اصلي مي‌نامند و همان‌طور كه آمار نشان مي‌دهد، دست اصلي براي بيشتر افراد دست راست آن‌هاست. بيشتر مردم راست دست هستند و در اين زمانه راست دست بودن نعمت است چون اغلب وسايل براي استفاده راست دست‌ها ساخته مي‌شود و زندگي براي آن‌ها راحت‌تر خواهد بود اما هيچ مي‌دانستيد اگر 100 نفر را در يك اتاق قرار دهيد 15 نفر آن‌ها چپ دست خواهند بود. چپ دست بودن يك ويژگي خاص محسوب مي‌شود و اغلب تحقيقات نشان مي‌دهد اين قبيل افراد توانايي‌هاي خاصي دارند. اگر شما چپ دست هستيد بايد به‌خود بباليد زيرا درصورت چپ دست بودن صداي دروني نيرومندي داريد. اين به آن معناست كه شما براي دريافت پاسخ‌هاي صحيح مي‌توانيد به صداي قلب يا احساس‌تان گوش دهيد. راست دست‌ها نيز مي‌توانند چنين احساسي داشته باشند ولي آن‌ها اغلب آن را ناديده مي‌گيرند زيرا به آن اعتماد نمي‌كنند و بيشتر منطقي فكر مي‌كنند. وقتي راست دست‌ها در انتخاب گزينه‌هاي‌شان از مغز و هوش خود استفاده مي‌كنند، احساس راحتي مي‌كنند، درحالي‌كه چپ‌دست‌ها در پيروي از قلب‌شان احساس خوشحالي و نشاط مي‌كنند. حال بد نيست به كمك رنگ دست و البته شكل آن به برخي ويژگي‌هاي شخصيتي خود پي‌ببريد تا بعد بتوانيد به وسيله خطوط و اندازه انگشتان اطلاعات بيشتري به دست آوريد.

  شكل كف دست

شكل كف دست اهميت بسزايي دارد زيرا بيانگر شخصيت اصلي فرد است. در هر صورت ويژگي‌هاي شخصيت شما كه با دست اثبات شده‌اند بخشي از زندگي شماست. شكل كف دست در واقع بيانگر نحوه زندگي شماست.
  •  كف دست مربع شكل
اطلاعاتي كه مي‌توانيد از كف دست مربع‌شكل به دست آوريد:
فردي با كف دست مربع ترجيح مي‌دهد بيشتر اوقات خود را در هواي آزاد سپري كند، بدني قوي دارد و پرتحرك است. براي اين افراد چندان اهميتي ندارد كه دوستان زيادي داشته باشند و همين كه چند دوست خوب داشته باشند براي‌شان كافي است. آن‌ها دركل تغيير زيادي به زندگي‌شان نمي‌دهند و اگر از يك برنامه منظم پيروي كنند كارهاي بسياري انجام مي‌دهند. اين افراد احتمالا در ساختن چيزها بسيار توانمند هستند.
  •  كف دست مستطيلي
اطلاعاتي كه مي‌توانيد از كف دست مستطيلي شكل به دست آوريد:
اين افراد قدرت تخيل بسيار داشته و احتمالا خواب‌هاي بسياري مي‌بينند. آن‌ها افكارشان را هر روز روي كاغذ مي‌آورند و ممكن است حتي بتوانند شعر يا داستان كوتاه بنويسند. اين افراد برخورد بسيار گرمي با ديگران دارند و ممكن است گاهي بسيار احساساتي و حساس باشند. براي آن‌ها احساسات‌شان اهميت زيادي دارد. آن‌ها خواهان آرامش بسيار در زندگي‌شان بوده و جنگيدن و بحث كردن را دوست ندارند و از گذراندن وقت خود در تنهايي بسيار لذت مي‌برند. به كساني كه از آن‌ها مراقبت مي‌كنند، بسيار علاقه دارند. افرادي كه كف دست‌شان مستطيلي شكل است معمولا بسيار هنرمند هستند.
  •  كف دست مدور
اطلاعاتي كه مي‌توانيد از كف دست مدور شكل به دست آوريد:
برعكس مربع شكل‌ها آن‌ها دوست دارند دوستان زيادي داشته باشند. از جشن‌ها و مهماني‌ها لذت مي‌برند و دوست دارند با افراد جديد ملاقات كنند و انديشه‌هاي‌شان را تقسيم كنند. آن‌ها همچنين دوست دارند به ديگران كمك كنند و از توجه ديگران نسبت به‌خود خشنود مي‌شوند. فكرشان بسيار باز است و ممكن است بعدها در زندگي خود براي كمك به ديگران تلاش كنند. افرادي كه كف دست مدور دارند خيلي زود كسل مي‌شوند.
  •  كف دست مثلثي
اطلاعاتي كه مي‌توانيد از كف دست مثلثي شكل به دست آوريد:
اين افراد بسيار ناآرام هستند و مي‌خواهند كارهاي ماجراجويانه مانند صعود به كوهستان‌ها يا قايقراني انجام دهند. نشستن در خانه را دوست ندارند و دوست دارند همه چيز را كشف كنند. هميشه فردي مشغول و پرانرژي‌اند و عاشق آزادي‌ هستند. آن‌ها دوست ندارند ديگران به آن‌ها بگويند كه چه بكنند و چه نكنند. اين افراد دوست دارند رئيس شوند و مايلند هميشه مسئوليت داشته باشند. 
   رنگ دست

گاهي اوقات رنگ كف دستان شما مي‌تواند تغيير كند. اغلب اوقات، كف دستان‌تان سايه‌اي از رنگ صورتي خواهد داشت. گاهي نيز به رنگ ديگري در خواهد آمد. به اين مسئله دقت كنيد. رنگ‌هاي مختلف بيانگر احساسات فرد است.

  صورتي: رنگ صورتي، رنگ طبيعي كف دست است. وقتي كف دستان شما صورتي است احساس خوبي داريد، پر از انرژي هستيد و احساس تندرستي مي‌كنيد.

 قرمز: وقتي رنگ كف‌ دستان‌تان قرمز به‌نظر مي‌رسد، معمولا به اين معناست كه از فرد ديگري ناراحت يا عصباني هستيد. دليلش مي‌تواند اين باشد كه شما را از انجام كاري منع كرده‌اند. به خلق و خوي خود توجه كنيد، اگر دستان‌تان بسيار سرخ است، احساس خشونت و مبارزه‌طلبي خواهيد داشت. سعي كنيد ورزشي را كه دوست داريد انجام دهيد تا از عصبانيت رها شويد.

  زرد: وقتي رنگ كف دستان‌تان متمايل به زرد است، به اين معناست كه در مورد چيزي نگران هستيد و چيزي وجود دارد كه شما را عذاب مي‌دهد. كف دست بسيار زرد نشان‌دهنده اين است كه از افراد ديگر انتقاد كرده‌ايد، از آن‌ها توقع داشته‌ايد يا آن‌ها را به تمسخر گرفته‌ايد. سعي كنيد به جاي اين كارها با آن‌ها گفت‌وگو كنيد. كف دستان بسيار زرد به معناي اين است كه شما واقعا مي‌خواهيد مردم به حرف شما گوش كنند.

  سفيد: وقتي رنگ كف دستان‌تان اندكي سفيد به‌نظر مي‌رسد، نشان‌دهنده اين است كه به تنهايي نياز داريد، يعني نمي‌خواهيد حتي لحظه‌اي با كسي صحبت كنيد. در اين صورت ممكن است دوستان‌تان فكر كنند اتفاقي افتاده. اگر كف دستان‌تان بسيار سفيد است، در اين صورت احساس تنبلي مي‌كنيد يعني ممكن است بخواهيد تمام روز را در رختخواب بمانيد.

  آبي: رنگ آبي كف دستان اثبات‌كننده اين است كه درگيري ذهني داريد و اگر بسيار آبي باشد يعني بسار غمگين هستيد. با كسي كه دوستش داريد يا نسبت به او احساس نزديكي مي‌كنيد، صحبت كنيد و غم‌هاي‌تان را دور بريزيد.

حالا كه از شكل و رنگ دست به برخي مسائل پي برديد، مي‌توانيد در شماره‌هاي بعد با پي بردن به راز  خطوط و اندازه انگشتان دست، موضوعات بيشتري  را بفهميد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 9:40  توسط هرشنبه  | 

دروازه های بهشت زناشویی

احساس رضايت از رابطه، اين‌كه همسران احساس كنند نيازهاي آن‌ها ديده مي‌شود، به آن پاسخ داده مي‌شود و نقش مهمي در خانه به آن‌ها محول شده است، مي‌تواند آن‌ها را به ادامه زندگي دلگرم كند. شما هم مي‌توانيد با توجه به اين نكات اين دلگرمي را در همسرتان ايجاد كنيد. 

برخي مهارت‌هاي ساده اثر زيادي روي كيفيت رابطه ما دارند، مثلا گوش دادن فعال يكي از اين مهارت‌هاست. سعي كنيد از اين مهارت در رابطه‌تان استفاده كنيد. به حرف‌هاي همسرتان با دقت گوش دهيد، تمام توجه خود را در زمان صحبت او متوجه‌اش سازيد، پيش داوري نكنيد و از بازخوردهاي مناسب براي نشان دادن توجه‌تان استفاده كنيد. نكته های دیگر را هم در ادامه بخوانید...

 به همسرتان احترام بگذارید 

يكي از ساده‌ترين راه‌ها صدازدن همسر به شكلي محترمانه است. يادتان باشد خيلي از اوقات رفتارهاي بي‌ادبانه تند از رفتارهاي ساده‌تري شروع مي‌شود. وقتي به خودمان اجازه مي‌دهيم همسرمان را به شكلي غيرمودبانه صدا بزنيم، عجيب نخواهد بود اگر بعد از مدتي از عبارات بدتر استفاده كنيم!

بچه‌ها را مقابلش قرار ندهيد  

 به بچه‌هاي‌تان ياد دهيد، به پدرشان بايد احترام بگذارند؛ البته منظور از اين ياد دادن سخنراني براي بچه‌ها نيست. از قديم گفته‌اند، «احترام امام‌زاده را متولي نگه مي‌دارد»؛ با احترام برخورد كردن شما مهم‌ترين نكته در آموزش اين احترام است. البته در مواردي كه بچه‌ها برخوردي اشتباه دارند، نوع برخورد شما و نشان دادن ناراحتي به اندازه و به شكلي صحيح مي‌تواند از تكرار آن جلوگيري كند. 

 با هم مشورت كنيد 

 سعي كنيد تصميم‌گيري‌هاي خانه را به صورت مشورتي پيش‌ببريد و نه به صورت تحكم كردن. بعضي مواقع اموري كه معمولا خودتان به تنهايي در مورد آن‌ها تصميم مي‌گيريد را با همسرتان مطرح كنيد و طبق نظر او رفتار كنيد. 

 مثل عابر بانك به او نگاه نكنيد 

متاسفانه گاهي ديده مي‌شود كه وظيفه مرد خانه، پول درآوردن است و بس. البته در ايجاد چنين وضعيتي معمولا خود فرد نيز تاحدي مقصر است اما شما سعي كنيد تا حد امكان از به وجود آمدن چنين وضعيتي جلوگيري كنيد يا حداقل آن را كمرنگ كنيد. در برخي مواقع بد نيست خواسته‌هاي او را در نظر بگيريد، مطابق نظرات او عمل كنيد و تصميم گرفتن در اموري را به بعد از مشورت با او موكول كنيد. با انجام اين كارها نيز مي‌توان تا حدي احساس ارزشمندي را در همسر ايجاد كرد. 

 قول‌هايش را عملي كنيد

 اگر همسرتان به بچه‌ها قولي داده، سعي كنيد براي عملي‌شدن قول، تلاش خودتان را بكنيد، هر چند چندان هم موافق آن نباشيد. اگر قرار باشد همسرتان به بچه‌ها چيزي بگويد و شما چيزي ديگر، در طولاني‌مدت جدا از عوارض بدي كه اين برخورد روي بچه‌ها دارد، در رابطه بچه‌ها و شما و همسرتان هم اثر مي‌گذارد. به اين موضوع مشكلاتي كه براي رابطه 2 نفري شما هم ايجاد مي‌كند را اضافه كنيد. 

  جلوي ديگران او را سرزنش نكنيد

همه ما ايراداتي داريم، تذكر در مورد ايراد نيز اتفاق عجيبي نيست كه پيش نيايد. اصلا وقتي ما همسرمان را دوست داشته باشيم، درست اين است كه به او اين موارد را به شكلي زيبا متذكر شويم اما هيچ‌وقت اين كار را جلوي ديگران انجام ندهيم بيان ايرادات جلوي ديگران در بيشتر موارد جز تحقير معناي ديگري براي همسر ما ندارد. كاري كه البته تاثير مثبت چنداني نيز به دنبال نخواهد داشت. 

 مشكل‌تان را با   او درميان بگذاريد

 اگر شاغل هستيد، اگر درس مي‌خوانيد، اگر در بخش‌هاي ديگر زندگي‌تان با مشكلي روبه‌رو مي‌شويد، بد نيست بعضي مواقع با همسرتان مشكلات‌تان را در ميان بگذاريد. شايد بگوييد اين كار را انجام مي‌دهيد اما اين بار متفاوت از ساير موارد اين كار را انجام دهيد. با او در مورد مشكلات‌تان صحبت كنيد، بگذاريد پيشنهاد دهد و از پيشنهادهاي او استقبال كنيد. 

  خطاهايش را  بزرگ نبينيد

 بزرگ نكردن خطاهاي همسرتان از جمله مواردي است كه بهتر است به آن توجه داشته باشيد. اگر همسرتان مرتكب خطايي شده كه چندان هم وحشتناك نيست، زماني كه خودش نيز پشيمان شده و سعي در جبران آن دارد، در عوض منت گذاشتن، او را سريع ببخشيد. يادتان باشد طول دادن فرآيند بخشيدن و منت گذاشتن و خلاصه نازكردن شما، در بسياري از مواقع مي‌تواند تنها باعث آسيب به عزت نفس او و احساس كوچك شدنش شود. 

  جلوي بچه‌ها دعوا نكنيد

 اگر فرزند داريد، هيچ‌وقت جلوي چشم آن‌ها با هم دعوا نكنيد. به هر صورت از قديم گفته‌اند كه در دعوا حلوا خيرات نمي‌كنند. احتمال بروز رفتارهايي كه احترام شما و همسرتان را نزد بچه‌ها كم كند در رفتار كم نيست! كم‌شدن احترام در خانه معمولا در طولاني مدت باعث مي‌شود خانه از محلي براي آرامش به محلي كه احساسات ناخوشايند ايجاد مي‌كند، تبديل شود.

  به خانواده‌اش احترام بگذاريد  

 حتي اگر با خانواده همسرتان اختلاف‌نظرهاي زيادي داريد و سابقه خوبي نيز در رابطه شما با آن‌ها وجود ندارد، باز سعي كنيد به آن‌ها احترام گذاشته و همسرتان را براي قطع رابطه با آن‌ها تحت فشار نگذاريد. احترام به خانواده همسر، در واقع احترام به خود او نيز هست. اگر خاطرات تلخ زيادي داريد، فقط همين نكته را در ذهن داشته باشيد كه لازم نيست عاشق آن‌ها باشيد اما مي‌توانيد برخوردي انساني و محترمانه با آن‌ها داشته باشيد؛ رابطه‌اي كه در نهايت به نفع شما نيز خواهد بود. 

  مدام گله نكنيد  

سعي‌كنيد زمان حضور همسرتان را تنها به بيان مسائلي كه داشتيد، مشكلاتي كه بايد او در اسرع وقت حل كند، بيان انتقادات و نارضايتي‌ها و مواردي از اين دست پر نكنيد. اين كار باعث مي‌شود براي خود شما نيز حضور همسر به معني مسائل تنش‌زا و ناخوشايند شود، علاوه بر اين‌كه براي همسرتان نيز حضور در خانه و همنشيني با شما به معني تنش و ناراحتي مي‌شود. سعي كنيد توازني بين بيان مسائل خوشايند و ناخوشايند برقرار كرده و به ويژه در ابتداي حضور همسرتان در خانه، محيطي آرام برقرار كنيد. 

 خشم‌تان را كنترل كنيد

 بسياري از ما زماني كه عصباني مي‌شويم ديگر فراموش مي‌كنيم چه كاري خوب است، چه كاري بد. معمولا برخوردهاي ما تند بوده و چندان كنترلي نيز روي آن‌ها نداريم. اين نقطه‌ضعف البته قابل برطرف كردن است؛ كافي است در كلاس‌هايي كه به منظور مديريت خشم در مراكز مشاوره يا فرهنگسراها برگزار مي‌شود شركت كنيد تا به اين ترتيب بتوانيد عصبانيت خود را به شيوه‌اي درست بيان كنيد؛ شيوه‌اي كه نه به شما آسيب برساند، نه به همسرتان و نه به رابطه بين شما!

  حس‌تان را روتوش كنيد

 چه در زمان خوشحالي و چه در زمان دلخوري از روش‌هاي مناسب براي ابراز احساسات استفاده كنيد؛ البته حتما همان‌طور كه خودتان هم به تجربه دريافته‌ايد حساسيت موضوع زماني كه دلخوريد بيشتر است. استفاده از جملاتي كه اول آن‌ها با من شروع مي‌شود، اشاره به رفتار مشخصي كه باعث دلخوري شده و نه توهين به شخصيت فرد، از جمله مواردي هستند كه بهتر است به آن‌ها توجه داشته باشيد. 

  به زبان بي‌زباني حرف نزنيد

 يكي از اشتباهاتي كه همسران زيادي درگير آن هستند، باورهاي اشتباه شناختي است. يكي از اين باورهاي اشتباه اين است كه همسر ما بايد از نيازهاي ما بدون اين‌كه ما آن‌ها را بيان كنيم، خبر داشته باشد. چنين باوري معمولا باعث ايجاد نارضايتي در خود ما و بعد از مدتي هم ايجاد عصبانيت در همسرمان مي‌شود، زيرا در هر صورت او توانايي ذهن‌خواني ندارد. براي پيشگيري از اين دردسرها بد نيست با اين باورهاي اشتباه آشنا شويد و فكري به حال آن‌ها بكنيد. با اين كار آينده زندگي مشترك‌تان را نيز تضمين كرده‌ايد. برخي رفتارهاي ساده مي‌توانند رابطه عاطفي بين ما و همسرمان را تقويت كنند. فراموش نكنيد كه نيازهاي عاطفي بخش مهمي از نيازهاي هر فرد است كه ارضاي آن‌ها مي‌تواند رضايت از رابطه را افزايش دهد. 

 ايراد نگيريد

 شايد با خود فكر كنيد اگر قرار به تعريف كردن باشد كه اوضاع درست نمي‌شود؛ با ايرادات همسرتان كه البته گاهي اوقات بدجوري هم اعصاب خرد كن مي‌شود، چه مي‌شود كرد؟ به روي او نياورم؟ آن وقت هيچ وقت درست مي‌شود؟ اصلا اين همه خودخوري درست است؟ توجه داشته باشيد لازم نيست كه خيلي خودتان را سانسور كنيد، دندان روي جگر بگذاريد و وقتي ايرادي وجود دارد، به روي همسرتان نياوريد. مي‌توان ايرادات را بيان كرد اما با زباني زيبا، بدون توهين، بدون مسخره كردن و تحقير مي‌شود در مورد آن‌ها گفت‌وگو كرد اما اگر قرار باشد «تنها» در مورد آن‌ها با همسرتان حرف بزنيد و صحبت ديگري نداشته باشيد، آن وقت مشكل ايجاد مي‌شود. از تاكيد زياد روي نقاط ضعف خودداري كنيد. 

  او را ستايش كنيد

هر چند وقت يك بار سعي كنيد به همسرتان نشان دهيد كه نقاط مثبت او را مي‌بينيد. تعريف كردن از همسر متاسفانه كاري است كه بسياري از افراد از ياد برده‌اند. از همسرتان تعريف كنيد طوري كه انگار اين ويژگي خوب را تنها و تنها او در جهان دارد، مطمئن باشيد اين كار نه تنها همسرتان را طلبكار نمي‌كند و باعث كوچكي شما نمي‌شود كه در طولاني مدت، هم باعث خوشحالي همسرتان و هم باعث افزايش رضايت در خود شما مي‌شود. 

  منفي‌بافي نكنيد

در مورد آينده زندگي مشترك‌تان با اميد صحبت كنيد. برنامه‌هايي براي آن داشته باشيد و با همسرتان در مورد آن صحبت كنيد. فقط يادتان باشد لازم نيست زيادي جدي وارد بحث در مورد آينده شويد؛ اين قدر كه در مورد 20 سال بعد دعواي‌تان شود كه اسم نوه‌تان چه باشد بهتر است! هدف از اين كار در درجه اول ساخت آينده زندگي در ذهن است، كاري كه به هر دوي شما اميد بيشتري براي بهتركردن زندگي‌تان مي‌دهد.

از او تعريف كنيد

 جداي از تعريف از زندگي مشترك‌تان، سعي كنيد از همسرتان و ويژگي‌هاي خوبي كه دارد، جلوي ديگران نكاتي را بيان كنيد. البته مي‌دانم كه متاسفانه در فرهنگ ما خيلي رسم نيست كه همسران از همديگر تعريف كنند اما اگر مي‌دانستيد اين كار چقدر مي‌تواند رابطه بين شما را تقويت كرده و شما را به او نزديك‌تر كند و البته احساس رضايت را به شكلي غيرمستقيم در شما افزايش دهد، قطعا خودتان يك تنه دست به كار مي‌شديد!

گاهي  تنها  باشيد

 بد نيست هراز گاهي برنامه‌اي مشترك بدون حضور بچه‌ها داشته باشيد. البته لازم نيست دفعات آن خيلي زياد يا زمان آن طولاني باشد. اين فعاليت مشترك مي‌تواند رفتن به سينما و تئاتر باشد يا حتي قدم زدن در پارك. اگر امكانش را داريد كه بچه‌ها را به كسي بسپاريد، به شكلي كه دائم نگران آن‌ها نباشيد مسافرتي يكي، دو روزه نيز پيشنهاد خوبي است. 

راه حلي منطقي پيدا كنيد

يكي از مهارت‌هايي كه مي‌تواند در زمان تصميم‌گيري سخت به كمك ما بيايد و از اختلافات رايج كم كند، مهارت حل مسئله است. آشنايي با اين مهارت به شما اين اجازه را مي‌دهد تا در عوض برخوردي صرفا احساساتي، به دنبال راه‌حلي بهتر و منطقي‌تر باشيد. در اين وضعيت اختلاف‌نظرها نيز راحت‌تر حل مي‌شوند. 

  لطيف باشيد

 استفاده از عبارات محبت‌آميز به اندازه و درستي مي‌تواند ارتباط عاطفي شما را تقويت كند. توجه داشته باشيد كه نوازش مي‌تواند به صورت كلامي هم باشد؛ زماني كه با عباراتي زيبا و لطيف با او صحبت مي‌كنيد. اگر براي شما ابراز احساسات چندان راحت نيست، براي شروع شايد بد نباشد كه از فرستادن پيامك‌هايي زيبا استفاده كنيد. 

چرا احساسات جنسي براي اغلب زوج‌ها بعد از چند‌سال فروكش مي‌كند؟ كدام اشتباه‌ها رابطه را سرد مي‌كنند؟ چطور مي‌شود آن احساسات را بين همسران گرم و زنده نگه داشت؟

تقريبا همه مردان و زنان، قبل از ازدواج تصوري از روابط زناشويي دارند كه با آنچه واقعا بعد از ازدواج اتفاق مي‌افتد تفاوت دارد؛ تصوري از روابط عاشقانه و رمانتيك كه گاهي فقط در فيلم‌هاي سينمايي مي‌شود پيدايش كرد، خيال‌پردازي‌هاي آن‌چناني كه از سنين نوجواني شروع مي‌شود و گاهي تا سال‌ها بعد هم رسوباتش در ذهن مي‌ماند و به همه اين‌ها اضافه كنيد شنيده‌ها از دوستان و آشنايان كم‌اطلاع و بي‌تجربه كه خيلي خوب بلدند در نقش يك كارشناس خبره ظاهر شوند و اطلاعات نادرست‌شان را در ذهن شنوندگان‌شان جا بيندازند.

با چنين تصوراتي يك زن يا مرد جوان وارد زندگي زناشويي مي‌شود. گاهي خيلي زود، مثلا در همان چند روز اول، گاهي هم ديرتر، مثلا بعد از چند سال، زن و مرد جوان متوجه مي‌شوند قضيه آن‌طورها هم كه فكر مي‌كردند نيست يا اين‌كه حداقل آن‌طورها پيش نمي‌رود. خيلي از زن و شوهرها، بعد از گذشت چند سال از ازدواج‌شان، فقط حسرت شور و حرارت روزهاي اول را مي‌خورند و روابط زناشويي‌شان به قهقرا مي‌رود. گاهي فكر مي‌كنند اين يك فرآيند طبيعي است، گاهي هم نگران مي‌شوند ولي نمي‌دانند چه بايد بكنند. اين مطلب سعي مي‌كند 2‌مشكل اساسي كه مردان و زنان را پس از گذشت چند سال از زندگي مشترك دچار سردي مي‌كند و راه برخورد درست با آن 2مشكل را توضيح دهد.

شوهران را چه چيز سرد مي‌كند؟ 

بگذاريد اول از آقايان شروع كنيم. (البته كه مخاطب اين بحث بيشتر خانم‌ها هستند) از شوهران عزيزي كه هرچه زندگي جلوتر مي‌رود، كمتر و كمتر احساسات و عواطف گرم‌شان را مثل گذشته بروز مي‌دهند و گاهي چنان سرد مي‌شوند كه اگر رهاي‌شان كنيد، هيچگاه براي رابطه پا پيش نمي‌گذارند. لازم به توضيح نيست كه در چنين موقعيتي چه تصوراتي ممكن است براي خانم‌ها ايجاد شود و چه دردسرها كه پيش نيايد اما هيچ اتفاق عجيبي نيفتاده و هيچ خبري از زن ديگري نيست.

مردان بازيگران خوبي نيستند 

اگر نگوييم مهم‌ترين، يكي از مهم‌ترين دلايل رواني سردمزاجي آقايان، احساس ناكامي‌اي است كه از سوي همسران به شوهرشان منتقل مي‌شود. مردي كه احساس عدم‌موفقيت و طردشدگي داشته باشد، ناخود‌آگاه نسبت به رابطه جنسي با همسرش سرد مي‌شود. در اين موقعيت است كه بعضي مردان به‌دنبال همسر دوم و امثال آن مي‌روند و جالب اين‌جاست كه دقيقا در همين موقعيت خانم‌ها طوري رفتار مي‌كنند كه آن احساس ناكامي بيشتر و بيشتر مي‌شود و نتيجه‌اش هم معلوم است كه چيست.

براي اين‌كه يك مرد احساس ناكامي نكند چه بايد كرد؟ آيا بايد مرتب شوهر را به داشتن رابطه تشويق كرد؟ يا بايد رهايش كرد؟ 

نكته مهم ديگر اين است كه مردان، آن طور كه يك زن مي‌تواند، نمي‌توانند نقش بازي كنند. اگر مردي آمادگي برقراري رابطه را نداشته باشد، كاملا معلوم است كه نمي‌تواند. چنين مردي نمي‌تواند تظاهر به برانگيختگي كند، درحالي‌كه يك زن مي‌تواند تظاهر كند همه چيز خوب است.اين حساسيت شديد مردان، وقتي تحت فشار قرار بگيرند تشديد مي‌شود و نتيجه آن چيزي جز خاموش‌شدن مرد نيست. در مقابل، وقتي مردي به‌طور مرتب اين پيام را دريافت كند كه براي همسرش زيباست و همسرش رابطه با او را دوست دارد، تمايلات جنسي‌اش هم سالم و قوي باقي مي‌ماند. چنين مردي معمولا خودش براي رابطه پا پيش مي‌گذارد.

اين مردان حساس!

روان‌شناسان مي‌گويند، مردان نسبت به عدم‌تعادل جنسي خيلي از زنان حساس ترند. آن‌ها چه وقتي به هر دليل، مثلا استرس‌هاي كاري براي مدت طولاني از رابطه جنسي دور مي‌شوند و چه وقتي به‌طور مرتب از سوي همسرشان دعوت مي‌شوند و احساس مي‌كنند آن‌چه از آن‌ها خواسته شده فراتر از توان‌شان است، در هر 2 حالت گرفتار آن احساس ناكامي‌اي مي‌شوند كه از آن صحبت شد. 

برگرداندن يك زوج كه مدتهاست رابطه جنسي را فراموش كرده‌اند، كار ساده‌اي نيست، مخصوصا براي مردان. آن‌ها نه از نظر فيزيولوژيك بلكه از نظر رواني، بايد احساس توانايي كنند تا واقعا توانايي داشته باشند. آن‌ها براي داشتن احساسات، نياز به فيدبك مثبت دارند، يعني بايد در رابطه با همسرشان آن احساس موفقيت را به دست بياورند تا نسبت به او بهتر شوند. اگر اين اتفاق نيفتد، چرخه معيوب به كار مي‌افتد و روز به روز رابطه سردتر مي‌شود.از سوي ديگر هم، وقتي زن هميشه خواهان رابطه بيشتر باشد و اگر اين رابطه برقرار نشود، احساسات ناخوشايندي از خود نشان دهد، همسرش كم‌كم اين احساس را پيدا خواهد كرد كه رابطه جنسي برايش به شكل يك تكليف و وظيفه درآمده و در اين صورت باز هم مرد به سمت خاموشي جنسي سوق پيدا مي‌كند. اين نكته هم براي مردان و هم براي زنان مصداق دارد كه اگر رابطه به‌عنوان يك تكليف اجباري انجام دهند، از آن لذتي نمي‌برند و طبيعتا پس از مدت كوتاهي اشتياق آنها رو به خاموشي مي‌رود.

بايد احساس آزادي كنند

درست همان‌طور كه اگر مردان خود را در موقعيت رابطه اجباري ببينند، اتفاق خوبي نمي‌افتد، اگر مردي بارها و بارها احساس ناكامي را تجربه كند و مثلا احساس كند هر‌بار مجبور است همسرش را براي داشتن رابطه جنسي متقاعد كند، باز هم اتفاق خوبي نمي‌افتد. چنين مردي ديگر نه تنها پا پيش نمي‌گذارد بلكه اصولا هم بعد از مدتي نسبت به هرجور رابطه جنسي بدبين مي‌شود و علاقه‌اش را از دست مي‌دهد.

مردها براي آن‌كه احساسات زناشويي‌شان رشد كند، نياز به احساس آزادي و قدرت دارند مثلا وقتي مي‌خواهند رابط داشته باشند، دل‌شان نمي‌خواهد با پاسخ منفي مواجه شوند. پاسخ منفي براي آن‌ها حاوي اين پيام است: «تو بي‌عرضه‌اي و نمي‌تواني مرا آن‌طور كه مي‌خواهم راضي كني. پس بهتر است فكرش را هم نكني...» شايد واقعا اين‌طور نباشد اما آن‌ها چنين برداشتي مي‌كنند و اين آبي است بر آتش اشتياق آن‌ها.

زنان را چه چيز سرد مي‌كند؟ 

در مورد خانم‌ها، مهم‌ترين دليل عدم‌تمايل به رابطه جنسي با همسر يك نكته باور نكردني است: اين‌كه آن‌ها به قدر كافي عشق و عاطفه از همسرشان دريافت نمي‌كنند. به همين راحتي! دليل مهم سردمزاجي مردان كه گفته شد را كنار اين بگذاريد تا  متوجه شويد گاهي اوضاع مي‌تواند چقدر خراب شود. چيزي كه اصطلاحا به آن چرخه معيوب مي‌گويند: زن احساس بي‌ميلي كرده و به مرد كم محلي مي‌كند و جواب منفي مي‌دهد. چيزي كه زن مي‌خواهد تا در اين مرحله آماده شود، عشق و محبت بيشتر مرد است اما مرد كه به‌خاطر واكنش زن احساس ناكامي كرده، سرد شده و نمي‌تواند به همسرش آن عشق و محبتي را كه لازم دارد نثار كند؛ پس باز هم زن پاسخ سردتري از مرد دريافت مي‌كند و فاصله بيشتر و بيشتر و بيشتر مي‌شود.

دليل دومي كه زنان را سرد مي‌كند، نرسيدن زن به سطحي از احساس رضايت است كه انتظار دارد. اين مسئله كاملا به تبحر همسر احتياج دارد و مردي كه چنين تبحري ندارد بايد هرچه زودتر به مشاور مراجعه كرده و مشكلش را برطرف كند.

پس مي‌شود گفت براي يك زن، يك رابطه راضي‌كننده و حمايت عاطفي در اين رابطه مهم‌ترين مسائل هستند. برعكس مرد كه مهم‌ترين مسئله برايش احساس موفقيت است؛ احساس توانايي و اعتماد به نفسي كه مي‌تواند او را گرم نگه دارد.

چه بايد كرد؟

زوج‌ها بايد در زمينه روابط جنسي رابطه‌شان را باز، مثبت و راحت نگه دارند. به اين ترتيب هر2 اطمينان لازم را پيدا مي‌كنند. بهترين كار اين است كه 2طرف در چنين موقعيت‌هايي خيلي شفاف و البته محترمانه با هم صحبت كنند و به يكديگر بفهمانند كه اگرچه حالا براي ايجاد رابطه آمادگي ندارند اما در كل از زندگي زناشويي‌شان راضي هستند و آن را دوست دارند. اين يك مهارت است كه در شماره آينده در همين صفحه درباره آن صحبت مي‌كنيم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393ساعت 9:12  توسط هرشنبه  | 

سحرخیزها باهوش‌ تر نیستند!

می‌گویند که «سحرخیز باش تا کامروا باشی»، من هم مثل خیلی از شماها محسنات سحرخیزی را تجربه کرده‌ام. اما فارغ از حرف‌های معمول، اگر بخواهیم خودمانی باشیم، کدام یک از ما اگر کار و بارش به گونه‌ای باشد که نیاز به برخاستن زودهنگام از بستر نداشته باشد، مخصوصا در این روزهای سرد، اراده سحرخیزی دارد و باز اگر لازم نباشد اول وقت جایی باشیم، کدام یک از ما لذت بیدار ماندن برای گفتگو، مطالعه آزاد یا دیدن فیلم را از دست می‌دهد و سر شب می‌خوابد.

این جاست که گاهی ما از خودمان می‌پرسیم، آیا سحرخیزی آنچنان که قدما گفته‌اند، همیشه چیز خوبی است یا نه!

۱- سحرخیزها باهوش‌ترند یا دیربه‌خواب‌رونده‌ها؟
جالب است که بدانید پژوهش‌های روانشناسی جالبی در طی سال‌ها در مورد ریتم‌های شبانه‌روزی ما صورت گرفته است. خیلی از ماها، آدم‌ها صبح هستیم، یعنی تمرکز و بازده کاری و حتی خلقمان در صبح بهتر از عصر است، بعضی‌هامان هم البته عصرها به مراتب بهتری هستیم.

یکی از نکاتی که در این پژوهش‌های مورد بررسی قرار گرفته است، رابطه بین هوش و «آدم صبح یا عصر» بودن است.

در جریان یکی از این تحقیقات ۴۲۰ نفر که آدم صبح یا عصر بودند، مورد بررسی قرار گرفتند و با استفاده از تست‌های سنجش ضریب هوشی مورد بررسی قرار گرفتند، نتیجه تحقیق جالب بود:
بر خلاف باور سنتی جامعه، آنهایی که در ساعات عصر، بهتر هستند، ضریب هوشی بالاتری نسبت با آدم‌های صبح دارند!

همین نتیجه منشأ بحث‌ها و تئوری‌هایی در مورد ماهیت توانایی‌های شناختی آدمی شده است.

۲- تأثیر آدم صبح یا عصر بودن بر میزان کارایی:
خیلی وقت‌ها من شخصا در این مورد فکر کرده بودم که واقعا آدم صبح یا عصر بودن، چه میزان بر توانایی و کارایی ما در صبح یا عصر تأثیر می‌گذارد.

فرض کنید که شما آدم عصر باشید و بعد طبق روال معمول همه امتحانات خود را مجبور باشید، صبح‌ها بدهید. در این صورت آیا پیش نیامده که آرزو کرده باشید، ای کاش امتحان‌ها عصرها برگزار می‌شد.

اما فقط عملکرد ذهنی نیست که تحت تأثیر آدم صبح یا عصر بودن قرار می‌گیرد، عملکرد بدنی و ورزشی هم از این امر مستثنی نیست. در این مورد یک تحقیق جالب انجام شده است:

در این تحقیق بازیکنان لیگ بیسبال آمریکا به دو دسته که آدم صبح یا عصر بودند، تقسیم شدند. معلوم شد که عملکرد آنها از لحاظ میزان موفقیت در پرتاب‌ها تحت تأثیر زمان مسابقه قرار می‌گیرد. البته به سبب کم بودن تعداد کسانی که در تحقیق شرکت داده شده بودند، این تحقیق از لحاظ آماری معتبر نیست. اما می‌تواند به ما نشان بدهند که می‌تواند چنین تقاوت عملکردی را در آینده اثبات کرد.

۳- تفاوت شخصیتی سحرخیزها و جغدهای شب:
در جریان یک تحقیق جالب دیگر ۳۴۶ دانش‌آموز آلمانی شرکت داده شدند، نخست با استفاده از تست‌های استانداردی نوع ریتم شبانه‌روزی آنها مشخص شد و بعد با تست دیگری به نام TCI، خلق و خوی آنها مورد بررسی قرار گرفت.

معلوم شد که: آنهایی که آدم صبح هستند، کوشاترند و میزان همکاری و مشارکت بیشتری در کارها دارند، در حالی که آنهایی که آدم عصر هستند، آدم‌های کنجکاوتری هستند که بیشتر در پی یافتن چیزهای تازه هستند.

۴- کدام دسته رفنار فراکنشی دارند، خلاق‌ترند و برونگراتر هستند؟
باز هم بر اساس تحقیقی که روی ۳۶۷ دانش‌آموزی انجام شد معلوم شد که آنهایی که آدم عصر هستند، برونگراتر و خلاق‌ترند، در حالی که آنهایی که آدم صبح هستند، رفتار فراکنشی یا proactivity بیشتری دارند و در مقایسه با آدم‌های عصر خوش‌بین‌ترند.

proactivity یعنی اینکه کسی در کار و زندگی، در مقابل وضعیت‌ها و مشکلات، بیشتر کنشگر باشد تا واکنش‌دهنده و بتواند با پیشبینی و طرح‌ریزی کارها، سررشته امور را در دست بگیرد.
با مطالعه اين نكات كاربردي درباره ريزه‌كاري‌هاي خانه‌داري خواهيد ديد از اين به بعد آشپزي كردن براي شما ساده‌تر و راحت‌تر مي‌شود.
  1. براي پيشگيري از ترك‌خودن پوست تخم‌مرغ هنگام آب‌پز كردن آن يك قاشق غذاخوري نمك به آب آن اضافه كنيد. اين روش براي پختن سيب‌زميني و پيشگيري از ترك خوردن پوست آن توصيه مي‌شود.
  2.  اگر قصد داريد كيك خانگي بپزيد به جاي شير از آبميوه استفاده كنيد. آبميوه طعم كيك را بسيار خوشمزه و خاص مي‌كند.
  3.  پيش از آنكه سراغ پياز برويد، پيش از كندن پوست آن و خرد كردن پياز، دست‌تان را به آبليمو آغشته كنيد.
  4.  اگر بعد از درست كردن سالاد تعدادي برگ كاهو اضافه آمد مي‌توانيد از آن براي تهيه كوكوي سبزي استفاده كرده و خرد شده برگ كاهو را به سبزي كوكو اضافه كنيد.
  5.  پس از پاك كردن ماهي و قطعه‌قطعه كردن آن حتما تخته گوشت خود را با آبليمو يا سركه شست‌وشو دهيد.
  6.  براي خوش‌طعم شدن حبوبات آب‌پز شده كافي است يك قاشق غذاخوري سركه يا آبليمو به آب حبوبات اضافه كنيد. اين كار هم طعم حبوبات را بهتر مي‌كند و هم مانع از سياه شدن رنگ قابلمه شما مي‌شود.
  7.  اگر پس از طبخ غذا به‌ويژه غذاهاي دريايي، ظروف شما بو گرفته است آن‌ها را به‌مدت 10 دقيقه در محلول آب و سركه خيس كنيد و سپس بشوييد.
  8.  براي از بين رفتن بوي غذا در خانه كافي است يك قاشق غذاخوري دارچين را روي شعله ملايم حرارت دهيد. اين كار بوي غذا را از خانه بيرون مي‌كند.

پاكيزگي در سرويس بهداشتي

«مارتا استوارت» مدير انجمن خانه‌داري مارتا و سردبير مجله «خانه‌داري مارتا» در سايت خود نكاتي جديد درباره تميز كردن سرويس بهداشتي با مخاطبان خود درميان گذاشته است. او با ارائه اين نكات به مخاطبان خود كمك مي‌كند تا سرويس بهداشتي خانه را به محلي پاكيزه و تميز براي استفاده اعضاي خانواده تبديل كنند.

  • حتما پس از مهماني‌ها و نشست‌هايي كه در خانه خود برگزار مي‌كنيد سرويس بهداشتي خانه را علاوه بر شست‌وشو، ضدعفوني نيز بكنيد. اين كار به‌ويژه در سرويس بهداشتي كه حمام و دستشويي در يك فضا قرار دارد، ضروري است..
  •  بهترين تميزكننده‌هاي سرويس بهداشتي جرم‌گيرها و تميزكننده‌هاي اسيدي هستند كه به‌صورت پودر روي سطوح ريخته مي‌شوند و پس از مدتي شست‌و‌شو مي‌شوند براي استفاده از شوينده‌هاي اسيدي حتما از ماسك استفاده كنيد.
  •  هفته‌اي يك بار سرويس بهداشتي را بشوييد و اگر تعداد اعضاي خانواده شما بيشتر از 3 نفر است اين كار را هفته‌اي 2 بار تكرار كنيد و هر ماه يك بار از مواد ضدعفوني‌كننده براي شست و شوي سرويس‌هاي بهداشتي استفاده كنيد.
  •  براي شست و شوي كاشي و سراميك كف سرويس بهداشتي بهترين روش، استفاده از برس‌هاي زبر با پرز‌هاي نازك است. اين برس‌ها كمك مي‌كند تمام آلودگي‌ها از سطح سراميك و درزهاي آن زدوده شود.
  •  پس از شست و شوي سرويس بهداشتي پنجره را باز كنيد و اجازه دهيد هواي تازه رطوبت اين مكان را خشك كند و بوي نامطبوع مواد شوينده نيز از سرويس بهداشتي بيرون برود.
  • گاهي اوقات اسانس‌هايي كه در عطر‌ها استفاده مي‌شود باعث بهبود خلق و خو مي‌شود و تمركز را بالا مي‌برد؛ برخي هم نقش مسكن را بازي مي‌كنند و اضطراب و تنش را كاهش مي‌دهند. حال با شناختن و تاثير اسانس‌هايي كه در مواد اوليه عطر استفاده مي‌شود شايد بتوانيد انتخاب منحصر به فرد و بهتري داشته باشيد.

    Womanity by Thierry Mugler

    بيانگر فردي است مقتدر و مديري خلاق كه حواسش به اتفاقات اطرافش است؛ ماگلر يكي از بهترين رايحه‌هايش را در سال 2010 با بويي شيرين، پيچيده و برگرفته از شكوفه انجير، چوب درخت انجير و خاويار در يك بطري با ابهت و صورتي رنگ با زنجير فلزي كه نماد سبك گوتيك است روانه بازار كرد كه طرفداران خاص نيز به سراغش رفتند.



    Dior Diorling 2012

    در اوايل فوريه سال 2012 ديور با قصد رسيدن به توازن ميان رايحه‌اي مدرن و كلاسيك عطري خوشبويي را روانه بازار خواهد كرد؛ رايحه‌اي كه الهام گرفته از مدل Diorling در سال 1963 است كه ردپاي ترنج، ياسمن، نعنا هندي و پرتقال خوني در تركيباتش ديده مي‌شود. 



    Apparition wild orange by ungaro

    رايحه‌اي خوشبو و ماندگار براي آقاياني كه ‌دنبال رايحه‌هاي خاص هستند؛ تركيب ترنج، هل، رزماري، جوزهندي، چوب صندل و شكوفه پرتقال را مي‌توان در شيشه‌اي زيبا و شكيل در اندازه 90 ميل تهيه كرد كه يكي از جديدترين‌هاي موجود در بازار است. 



    Yves saintLaurent

    رايحه‌اي مرموز و خاص كه از بوي چوب كاج،  جوانه گل ياس،  وانيل و شكوفه ليمو ترش الهام گرفته است. بوي خوش وانيل راهي است براي رها شدن از استرس و بالا بردن اعتماد به نفس‌تان. شايد بد نباشد از بوي شيرين وانيل براي بهتر شدن روحيه در بعدازظهر‌هاي پاييزي استفاده كنيد. 



    Hypnose home by lancomecologne

    ماندارين، نعنا، اسطوخودوس، هل سياه و كهربا با بويي شرقي و چوبي براي استفاده در مناسبت‌هاي رسمي پيشنهاد مي‌شود. شركت لنكوم فعاليت خود را در صنعت لوازم آرايشي از سال 1935 در كشور فرانسه آغاز به كار كرد كه نام تجاري‌اش بر گرفته از گل سرخ است. 



    Givenchy playintense

    رايحه‌اي گرم و مدرن كه سرشار از تلفيق بوي شكوفه پرتقال، چوب صندل و نعناي هندي است كه در جعبه‌اي آراسته و زيبا در 2 سايز 50 و 75 ميل در سال 2010 روانه بازار شد. بويي گرم و دلنشين كه براي مناسبت‌هاي نيمه‌رسمي پيشنهاد مي‌شود. 



    Boss orange

    اگر به‌دنبال بويي هستيد تا با آن رايحه، ذهن دگرگون و پر مشغله‌تان باز شود بدون شك بوي ترش و مدرن اين رايحه كه براي استفاده در طول روز و شب مناسب است مي‌تواند كمك روحيه‌تان باشد. معمولا رايحه‌هايي كه از اسانس‌هاي مركبات در تركيباتش استفاده مي‌شود براي بر طرف كردن خستگي روزانه انتخاب منحصر به فردي هستند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت 9:45  توسط هرشنبه  | 

شکلات، این سیاه سوخته دوست داشتنی

حقایق بسیاری درباره شکلات وجود دارد که شاید کمتر کسی آنها را بداند در این مقاله برخی از آنها را به شما معرفی می کنیم.

کمتر کسی پیدا می شود که از خوردن شکلات لذت نبرد. این ماده غذایی پرخاصیت و خوشمزه، زمانی فقط در آمریکای مرکزی و جنوبی و جود داشت و بسیار مردم جهان آن را نمی شناختند. البته شکلات به شکلی که می شناسیم در طبیعت وجود ندارد، بلکه آن را از دانه های بسیار تلخ کاکائو فرآوری می کنند و محصول شیرینی را که می شناسیم از آن به دست می آورند.

چقدر تنوع!

احتمالا شکلات محبوب ترین خوراکی در سراسر جهان است. این ماده غذایی، منبعی است که به سرعت می تواند انرژی را به بدن ما برساند. شکلات با بیش از 500 ترکیب گوناگون تولید می شود که طعم های مختلفی دارند. تعداد این ترکیبات، دوبرابر تعداد ترکیباتی است که از توت فرنگی یا وانیل به دست می آیند.

تولید فراوان، مصرف سرسام آور

به طور میانگین در هر سال بیشتر از 600 ههازر تن دانه کاکائو در سراسر جهان به مصرف می رسد. به گزارش برترین ها مصرف کنندگان در هر سال به طور متوسط بیشتر از 20 میلیارد دلار صرف خریدن شکلات می کنند. همچنین تولیدکنندگان شکلات هر سال حدود 40 درصد از بادام ها و 20 درصد از بادام زمینی های موجود در جهان را به مصرف تولید انواع شکلات می رسانند زیرا شکلات های مغزدار طرفداران فراوانی در جهان دارند.

ریشه شناسی واژه

واژه «شکلات» که ما امروزه در گفتارهای روزمره خودمان در زبان فارسی به کار می بریم، درواقع تلفظ فرانسوی واژه «چاکلت» است که درواقع از واژه «چوکولاتی» گرفته شده است که اقوام تمدن باستانی مایا آن را به معنای «آب تلخ» به کار می بردند. شکلات از دانه کاکائو گرفته می شود. نام این دانه در واقع همان «کاکائو» است که ما تلفظ می کنیم و از واژه مایایی «کاکاهواتی» گرفته شده است. این نام در زبان انگلیسی بر اثر اشتباه از Cacao به Cocoa تغییر پیدا کرده است. نامن علمی درخت کاکائو تئوبروما کاکائو» است که در زبان یونانی معنای «غذاهایی برای خدایان» دارد. درخت کاکائو نیازمند آب و هوایی گرم و مرطوب است و به وفور در غرب آفریقا (غنا، ساحل عاج و نیجریه) و برزیل یافت می شود.

انواع مراسم شکلاتی

حدود 3000 سال پیش، قبایلی که در جنوب مکزیک زندگی می کردند، شکلات را در هر زمانی می خوردند. مایایی های شکلات مایع را در هر مناسبتی، ازجمله نامزدی، ازدواج، غسل تعمید و حتی در مراسم تدفین می نوشیدند. مردمان تمدن های مایا و آزتک معتقد بودند که دانه های کاکائو از بهشت می آیند و در نتیجه برای کسی که آنها را بخورد قدرت و خردمندی به ارمغان خواهند آورد. آزتک ها کاکائو را با فلفل قرمز، آرد ذرت و قارچ های توهم زا مخلوط می کردند و جوشانده تلخی از آن به دست می آوردند.

دلار، یورو، دانه کاکائو

دانه های کاکائو در دوران باستان آنقدر ارشمند بودند که مکزیکی ها و مایایی های باستان و کمی بعد، مردمان تمدن های آزتک و تولتک، آن را به عنوان واحد پول در خرید و فروش های کوچک به کار می بردند. مثلا قیمت یک گوجه فرنگی بزرگ، یک دانه کاکائو بود و یک خرگوش معادل 10 و یک بره معادل 100 دانه کاکائو ارزش داشت. مالیات هایی که در هنگام فتح قلمروهای جدید گرفته می شدند همه بر حسب دانه های کاکائویی بود که در کیسه های حاوی 24 هزار دانه رد و بدل می شدند.

ادکلنی که در دهان آب می شود

در حالت عادی، عمر مفید شکلات های معمولی در دمای اتاق حدود یک سال است اما در فریزر می توان آن را به مدتی نامحدود نگهداری کرد. نقطه ذوب کره کاکائو که نوعی چربی است که از فشرده کردن دانه های سرخ شده کاکائو گرفته می شود اندکی کمتر از دمای بدن انسان است و به همین علت است که وقتی تکه ای شکلات را درون دهان می گذاریم بلافاصله ذوب می شود. کره کاکائو همچنین به عنوان کرمی برای ماساژدادن بدن هم به کار می رود. از شکلات همچنین در تولید عطریات هم استفاده می شود زیرا این ماده، بوی غلیظی دارد، درست مانند نان تازه پخته شده یا قهوه دم کرده.

ارزش غذایی شکلات

شکلات ماده غذایی بی ضرری است. اگر کسی بخواهد با خوردن شکلات خودکشی کند، باید دست کم 11 کیلو از آن را بخورد. همچنین هیچ نوع ایجاد حساسیتی در شکلات دیده نشده است. خوردن شکلات پیش از هر وعده غذایی می تواند اشتها را از بین ببرد و در نتیجه برای کسانی که رژیم می گیرند کمک خوبی است. خوردن شکلات، هورمونی به نام سروتین را در بدن آزاد می کند که باعث می شود شخص احساس آرامش و خوشحالی کند. برخلاف باورهای عمومی،میزان کافئین در شکلات اصلا زیاد نیست به طوری که مقدار کافئین موجود در 10 بسته شکلات با یک فنجان قهوه، برابری می کند. مصرف شکلات برای سگ سانان مهلک است زیرا تئوبرومین موجود در آن که برای انسان بی ضرر است می تواند روی سیستم عصبی سگ ها اثر بگذارد و ب اعث حمله های صرعی در آنها شود و در نهایت آنها را از پا درآورد.

مهاجرت شکلات

نخستین کسانی که محصولات شکلاتی را صادر کردند، راهبه های مکزکیی بودند که این کار را در سده 1700 میلادی برای دریافت کمک های خیرخواهانه انجام دادند. به گزارش برترین ها اروپایی ها نخستین بار هنگامی که کریستف کلمب دانه های کاکائو را در سال 1502 از جزایر کارائیب با خود به اروپا برد با آن اشنا شدند. سپس دریانوردان اسپانیایی از سال 1528 آغاز به حمل این دانه ها به اروپا کردند. امروزه شکلات سازان آمریکایی 750 میلیون لیتر را برای تولید شکلات مصرف می کنند کها ین مقدار به تنهایی از مجموع شیری که برای تولید پنیر و بستنی در آن کشور به کار می رود بیشتر است. درواقع آمریکایی ها نیمی از تمام شکلات هایی را که در جهان تولید می شود می خورند، یعنی حدود 4/1 میلیارد کیلوگرم شکلات در هر سال که می شود حدود 5/5 کیلوگرم در ازای هر نفر.

تولید انبوه آغاز شد

به گزارش برترین ها نخستین کارخانه شکلات سازی آمریکا در سال 1765 میلادی با نام والتر بیکر شروع به کار کرد. پودر کاکائو نخستین بار در سال 1828 ساخته شد. میلتون هرشی 19 ساله، در سال 1871 یک شکلات فروشی در فیلادلفیا باز کرد و سرانجام به تولید انبوه شکلات در آمریکا رسید به طوری که به او لقب «هنری فورد صنعت شکلات» را دادند. اکنون شرکت هرشی، قدیمی ترین و بزرگ ترین شرکت شکلات سازی در آمریکا است. دنیل پیتر سوئیسی پس از هشت سال تحقیق و تجربه، در سال 1875 موفق شد شکلات شیری بسازد. او نخستین محصولاتش را به همسایه خود، هنری نستله فروخت.

شکلات اختراع می کند

عامل اصلی اختراع فرهای مایکروویو درواقع شکلات بود. ماجرا از این قرار است که دانشمندان تلاش می کردند با استفاده از امواج مایکروویو، آشکارگر و رادارهای بهتری بسازند. در خلال جنگ جهانی دوم بود که دانشمندان تلاش کردند دستگاهی به نام مگنترون را که به همین منظور ساخته شده بود آزمایش کنند. در یکی از این آزمایشگاه ها، دانشمندی به نام پرسی اسپنسر در حالی که یک بسته شکلات در جیبش بود از جلو دستگاه گذشت. او متوجه شد که در لحظه عبور از جلو دستگاه، شکلات درون جیب او آب شد. به این ترتیب به این فکر افتاد که از مگنترون برای درست کردن غذا استفاده کند. او ابتدا با دانه های ذرت آزمایش کرد و نتیجه مثبت بود. سپس به سراغ درست کردن تخم مرغ رفت که بلافاصله منفجر شد و روی صورت او پاشید.

آمریکا، انگلیس، آلمان، فرانسه و کانادا بیشترین ایرانی ها را به خود اختصاص داده اند. این خبری است که قائم مقام وزیر علوم در امور بین الملل بیان کرده و گفته که بانک اطلاعاتی خارج از کشور در حال تکمیل است و در حال حاضر بانک اطلاعاتی 10 هزار ایرانی متخصص خارج از کشور در اختیار است. 


به گزارش برترین ها اگر آمارهای سازمان های مختلف درباره جمعیت ایرانی ها در کشورهای خارجی را بررسی کنیم، متوجه خواهیم شد که از شش میلیون ایرانی که در کشورهای خارجی زندگی می کنند، فقط حدود سه میلیون و 500 تا چهار میلیون ایرانی در این پنج کشور زندگی می کنند. چرا این پنج کشور به مقصد ایرانی ها تبدیل شده است؟ هرکدام این کشورها چه تعداد ایرانی را به خود اختصاص داده اند؟ اوضاع زندگی ایرانی ها در این پنج کشور چگونه است؟ هرکدام از این کشورها پذیرای کدام قشر از ایرانی ها هستند؟

1 – آمریکا؛ بیشترین ایرانی

طبق آمارها، کشور آمریکا از دیرباز مقصد ایرانی های زیادی بوده و در حال حاضر بیشترین ایرانی ها در کشور آمریکا زندگی می کنند. 

آمارها از میزان ایرانی های مقیم آمریکا متفاوت است و از سال 2000 به بعد تعداد رسمی ایرانی های آمریکا اعلام نشده اما آمارهای متفرقه از حضور یک میلیون و 800 تا دو میلیون ایرانی در این کشور خبر می دهد. گفته می شود بیشتر ایرانیان در جنوب کالیفرنیا و لس آنجلس (حدود 700 هزار نفر) حضور دارند. بعد از این دو شهر، واشنگتن، نیویورک، هیوستون، اوهایو و شیکاگو از لحاظ جمعیتی بیشترین ایرانی ها را به خود اختصاص داده اند. 

به گزارش برترین ها واشنگتن و حومه حدود 300 هزار ایرانی و کمترین جمعیت ایرانی ها مربوط است به ایالت «مین» در شمال شرقی آمریکا که حدود 10 خانوار در آن زندگی می کنند. حدود 80 درصد ایرانیانی که در آمریکا زندگی می کنند دارای تحصیلت عالی هستند و همین نکته نشانگر آن است که ایرانی ها مقیم آمریکا جزو تاثیرگذارترین قشر این کشور هستند. 

یکی از تفاوت های مهم در مهاجرت ایرانی ها به آمریکا نسبت به کشورهای دیگر، حضور پررنگ خانواده هاست. برخلاف چهار کشور دیگر پرجمعیت ایرانی که مهاجرت کنندگان آن را اکثرا دانشجویان و جوانان تشکیل می دهند، آمریکا اما شرایط آسانتری را برای دادن اقامت به خانواده ها دارد و همین نکته باعث شده تا سبک مهاجرت کنندگان به این کشور متفاوت باشد.

 به همین دلیل میزان زاد و ولد ایرانی ها در آمریکا از کشورهای دیگر بیشتر است و طبق آخرین آمار ثبت احوال ایران، سالانه در آمریکا حدود دو هزار ایرانی متولد می شوند. پزشکان و متخصصان، اساتید دانشگاهی، مهندسان کامپیوتر و... ازجمله مشاغلی هستند که ایرانی های زیادی را به خود جذب کرده اند و قشر اعظم ایرانی ها جذب این شغل ها می شوند. به جز این صنوف، ایرانی های شاغل در آمریکا گروه بزرگ دیگری را تشکیل می دهند که به علت داشتن مهارتی متوسط و مدرک تحصیلی نه چندان بالا، نتوانسته اند به مدارج بالایی برسند و در سطوح بسیار پایین مشغول شده اند و اگر ماندن در ایران را انتخاب می کردند، مطمئنا موقعیت های شغلی و مالی بهتری را نصیب خود می کردند.

2 – انگلستان؛ موج بازگشت

درمورد تعداد ایرانیان مقیم انگلستان خیلی آمار دقیقی وجود ندارد. آخرین آمار رسمی هم مربوط به سال 2001 است که خود دولت بریتانیا تعداد ایرانیان یان کشور را 43 هزهار نفر ذکر کرده بود و در سال 2009 تخمین زده اند این آمار به 58 هزار نفر رسیده. هرچند به نظر می رسد آمار خیلی بیشتر از این رقم ها باشد. در سال 2004 سفارت ایران در انگلیس این تعداد را 75 هزار نفر اعلم کرده بود، درحالی که چندی پیش سایت های خبری ایران این تعداد را 500 هزار نفر نوشته بودند.

موج مهاجرت ایرانیان به بریتانیا از سال 1979 میلادی یعنی بعد از انقلاب اسلامی آغاز شد که در آن مقطع حدود هشت هزار نفر از ایران به این کشور مهاجرت کردند. نقل می کنند که درصد بالایی از مهاجرین ایران به انگلستان بعد از مدت کوتاهی دچار افسردگی های روحی می شوند و بازگشت را ترجیح می دهند. دلیل این مسئله شاید تفاوت سبک زندگی و آب و هوای کاملا متضاد منطقه بریتانیا باشد. هزینه زندگی در انگلستان نسبت به سایر کشورهای اروپایی فوق العاده بالاست (حدودا سالی 50 تا 100 میلیون تومان) و به همین دلیل ما با سیل مهاجرین به این کشور مواجهیم که بعد از مدتی از نظر مالی کم می آورند و به کشور بازمی گردند.

3 – آلمان؛ محبوب ایرانی ها

350 هزار نفر، این قابل اطمینان ترین آماری است که در حال حاضر از تعداد ایرانیان مقیم آلمان به دست آمده. البته آمارهای تاییدشده سازمان های بین المللی از حضور 120 هزار ایرانی در سال 2003 خبر می داد که کمتر از حد واقعی به نظر می رسد. در کل، آلمان و کشور همسایه اش اتریش از مقاصد محبوب ایرانی ها برای زنگدی محسوب می شوند. در سال های دفاع مقدس و بعد از آن بعضی از جانبازان برای درمان به این کشور اعزام می شدند که تصویر آن را در فیلم «از کرخه تا راین» حاتمی کیا به خاطر داریم. بعدها هم با ترانسفر چند بازیکن ایرانی به بوندس لیگا مثل مهدوی کیا و دایی و... برخورد اجتماعی ژرمن ها با ایرانی ها بهتر شد و شرایط زندگی در این کشور سهل تر از قبل شد. پس از آمریکا بیشترین ثبت ولادت ایرانی ها مربوط به کشور آلمان است که سالانه حدود 700 ایرانی در این کشور متولد می شوند.

4 – فرانسه؛ اقامت کوتاه

به گزارش برترین ها در یک آمار نه چندان دقیق تعداد ایرانیان مقیم فرانسه در سال 2000 میلادی 19 هزار نفر ذکر شده که کاملا واضح است نمی تواند آمار دقیق و قابل اعتنایی باشد. این آمار تا سال 2010 بین 300 تا 320 هزهار نفر تخمین زده شده است. بخش عمده ای از سفر ایرانیان به فرانسه به دلیل تحصیل در دانشگاه های این کشور است. اگر گشتی در سایت های فارسی زبان بزنید با انبوه سایت هایی مواجه می شوید که جوانان ایران را تشویق به ادامه تحصیل در فرانسه می کنند. پس از این نظر ایرانیان مقیم فرانسه اغلب از قشر تحصیلکرده و ثروتمند محسوب می شوند. البته ایرانیانی که بها ین کشور مهاجرت می کنند بیشتر برای تحصیل آنجا هستند و ایرانی های کمتری این کشور را برای اقامت دائم انتخاب می کنند. یکی از مشکلات اصلی ایرانیان در این کشور برخورد نه چندان مناسب فرانسوی ها با مهاجرین خاورمیانه است.

5 – کانادا؛ هر روز بیشتر از دیروز

با این که در لیست پنج کشور دارای بیشترین ایرانی، کانادا آخرین رتبه را به خود اختصاص داده است اما شواهد نشان می دهد تا چند سال آینده رشد ایرانی های این کشور بسیار بالاتر برود و جزو سه کشور اول قرار بگیرد. طبق آمار ثبت و احوال ایران، سالانه حدود یک میلیون و 100 هزار ایرانی در کانادا تولد خود را ثبت می کنند و روند رو به رشدی دارند. به گزارش برترین ها براساس اطلاعات مربوط به سال 2008 از اداره آمار کانادا، جمعیت ایرانیان مقیم کانادا 41290 نفر هستند که مسلما این آمار چندان دقیق نیست و تعداد ایرانی های کانادا بسیار بیشتر از این است. طبق آمارهای سازمان های مختلف در حال حاضر تعداد ایرانی های مقیم کانادا حدود 300 هزار نفر است و فقط 110 هزار نفر در ایالت اونتاریو زندگی می کنند که اکثر آنها به قشر برتر کانادا اختصاص دارند.

مهم ترین قشر مهاجر ایرانی به کانادا از دانشجویان هستند که اکثرا حداقل مدرک لیسانس دارند و برای مدارک بالاتر تحصیلی ترجیح داده اند به این کشور سفر کنند. باتوجه به اینکه در این کشور هزینه زندگی ایالت به ایالت با یکدیگر تفاوت های اساسی دارند، دانشجویان ایرانی اکثرا ترجیح می دهند، زندگی خود را در شهرها و روستاهای دورافتاده شروع کنند و به همین جهت در شهرهای کوچک کانادا هم ایرانی های زیادی وجود دارند. 

این شهرهای کوچک و روستاهای کانادایی پر است از ایرانی هایی که در ایران مدرک پزشکی عمومی خود را گرفته اند و حالا در این شهرهای دورافتاده، امتحان های سخت پزشکی را می گذارند تا شاید در پنج، شش سال بعد اجازه طبابت در کانادا را کسب کنند. در آن طرف ماجرا ایرانی های تورنتو از مرفه ترین مردم کانادا هستند که در بین خود کانادایی ها هم زبانزد هستند و بهترین خودروها و منازل متعلق به آنهاست.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 9:12  توسط هرشنبه  | 

چگونه گفت و گو را شروع کنیم؟

چه میزبان باشید چه میهمان، شرایط اجتماعی ایجاب می کند با دیگران تعامل داشته باشید. ناتوانی شما در آغاز کردن یک گفت و گو مربوط می شود به اعصاب، باور این که وجه اشتراکی با طرف مقابل ندارید و تمایل نداشتن برای شروع یک دوستی.

اگر می خواهید بر بی اشتیاقی خود برای گفت و گو با افرادی که قبلا هرگز با آنها حرف نزده اید غلبه کنید، به پیشنهادهای زیر نگاهی بیندازید.

مراحل:

*با معرفی خودتان شروع کنید. خیلی ساده است، فقط باید نام خود را به طرف مقابلتان بگویید، با او دست داده و لبخند بزنید.

*از قدرت سخنوری خود غافل نشوید. گاهی احساس می کنید نمی توانید با کسی گفت و گو کنید و با خود فکر می کنید: نکند خسته کننده باشم! نکند به اندازه کافی خوب نباشم! نکند مزاحم باشم! نکند وقت او را هدر بدهم! و... همین نگرانی ها باعث می شود سر صحبت را باز نکنید. 

کمروبودن در گفت و گو با دیگران غیرعادی نیست اما این کمرویی باعث می شود در گفت و گو خیلی موثر نبوده و نتوانید خوب صحبت کنید. برای آن که بتوانیم با دیگران ارتباط برقرار کنیم، باید بر این کمرویی غلبه کنیم.

*به خودتان اطمینان بدهید که شخص مقابل نمی خواهد درمورد شما قضاوت کند. حتی اگر هم بخواهد این کار را بکند به خودتان بگویید: «خوب که چه؟!»

*برای رهایی از فکرهای منفی و آغاز یک گفت و گو، راه های زیادی وجود دارد؛ این یک هنر است که می توان آن را آموخت، اما به تمرین نیاز دارد.

*رازهای یک گفت و گوی خوب را بدانید. رازی که در یک گفت و گوی خوب نهفته است این است: به غیر از مواقعی که لازم است طرف مقابل خود را به ادامه صحبت تشویق کنید، کمتر صحبت کرده و بیشتر گوش دهید. این کار یک هنر است، اما برای اینکه چنین اتفاقی بیفتد، دو مرحله زیر را دنبال کنید؛ سخت نیست.

1 – یک نظر کلی درباره مکان یا موقعیت موجود بدهید. به اطرافتان نگاه کنید و ببینید آیا چیزی هست که به درد اشاره کردن بخورد. مثلا: «چه اتاق جالبی است!»، «چه مهمان نوازی فوق العاده ای!»، «من عاشق این منظره هستم!» و...

2 – یک سوال باز بپرسید و مجبورشان کنید راجع به خود حرف بزنند.

*بیاموزید که چطور یک سوال باز بپرسید. بیشتر مردم دوست دارند درمورد خودشان حرف بزنند. شما به عنوان کسی که باب صحبت را باز کرده است، باید راهی برای آن بیابید. یک سوال باز سوالی است که جوابش مستلزم توضیح و بحث باشد و فقط با یک پاسخ کوتاه بله یا خیر، که معمولا پاسخ سوال های بسته است، تمام نشود. سوال های باز معمولا با چه کسی؟ کی؟ چه؟ چرا؟ کجا؟ و چگونه؟ شروع می شوند.

پاسخ سوال های بسته شما را دوباره به جای اول برمی گرداند؛ درحالی که سوال های باز موتور گفت و گو را راه می اندازند و باعث می شوند طرف مقابل به حرف زدن ادامه دهد.

نمونه های سوال های بسته: «کتاب دوست دارید؟»، «دانشگاه رفته اید؟»، «بهار، فصل مورد علاقه شماست؟»، «آیا اغلب به این جا می آیید؟» نمونه ای سوال های باز: «از چه کتاب های خوشتان می آید؟»، «در دانشگاه چه خوانده اید؟»، «کدام یک از فصل ها را بیشتر دست دارید و چرا»، «الان مشغول چه کاری هستید؟»

*سوال خود را به صورت باز مطرح کنید تا بدین ترتیب گفت و گو ادامه یابد.

مثلا بگویید: «کیف دستی ات خیلی زیباست، از کجا خریدی؟» این سوال به مالک کیف اجازه می دهد تا از روزی که به خرید رفته و اتفاق های بامزه ای که داشته تعریف کند. اما اگر سوال را طور دیگری مطرح می کردید، مثلا می گفتید: «از مدل کیفتان خوشم می آید» او هم پاسخ می داد: «ممنون» و بعد هم این گفت و گو تمام می شد!

*به مواردی که باید در یک گفت و گوی کوتاه رعایت شوند، دقت کنید.

همان طور که می توانید از تکنیک سوال های باز و مکان ها استفاده کنید، باید حواستان به یک موضوع خوب رای گفت و گو نیز باشد. وقتی برای اولین بار کسی را می بینید،کوتاه و ساده بودن گفت و گو اهمیت ویژه ای دارد. تا زمانی که یکدیگر را بهتر بشناسید، به یک گفت و گوی مختصر و کوتاه بسنده کنید و بکوشید شباهت هایی را که بین شما وجود دارند، بیابید.

گفت و گوی مختصر می تواند در مورد خرید یک ماشین جدید، بازسازی منزل، کارهای هنری فرزندان، برنامه برای تعطیلات، کتاب خوبی که اخیر خوانده اید و... باشد.

گفت و گوی مختصر نمی تواند راجع به موضوع های سیاسی، دینی، خلع سلاح هسته ای یا قضاوت درمورد هر کسی به خصوص میزبان باشد.

اگرچه صحبت در مورد آب و هوا کلیشه ای است، اما اگر چیز غیرطبیعی ای درمورد آب و هوا وجود داشته باشد، موضوع خیلی خوبی برای گفت و گو یافته اید.

*از کلماتی استفاده کنید که به حواس لامسه مربوط می شود.

اینها کلماتی هستند مثل «دیدن»، «تصور کردن»، «لمس کردن»، «گفتن» و... که سبب می شود طرف مقابلتان بتواند در طول گفت و گو حرف های شما را در ذهن خود به تصویر بکشد.

*هماهنگ باشید.

به منظور ادامه گفت و گو، زمانی که طرف مقابل شروع به صحبت می کند، حرف های او را دنبال کنید. به دقت گوش بدهید تا بتوانید در طول صحبت های او واکنشی از خود نشان داده و احساسات او را درک کنید.

*هرازگاهی اسم طرف مقابلتان را به زبان بیاورید. این امر نه تنها به شما کمک می کند او را از یاد نبرید بلکه نشانی از احترام و دوست داشتن متقابل نیز هست.

عکس العمل هایی نشان بدهید که آنها را به ادامه گفت و گو تشویق کند. حتما لازم نیست خیلی حرف بزنید، می توانید سرتان را تکان بدهید، یا بگویید وای، یا آه بکشید و... یا از عبارت های کوتاه تشویقی استفاده کنید، مثل «این طوری بود واقعا؟»، «خدای من»، «آن وقت شما چه گفتید؟ چه کار کردید؟»، «فوق العاده است!» و...

*از زبان بدن خود استفاده کنید. درصورت موافق بودن سر خود را تکان بدهید، هرازگاهی با او تماس چشمی برقرار کنید، اما به چشمان او خیره نشوید. هرازگاهی دست خود را روی قلبتان بگذارید و...

*فقط افکار مثبت را به ذهن خود راه بدهید. به جای آن که در کمرویی خود غرق شده و در خودتان فرو بروید، سعی کنید کنجکاوی نشان بدهید. هر بار به شباهت ها یا اهداف مشتری که بین شماست، دقت کنید تا به یاد بیاورید که ادامه این دوستی ارزشش را دارد.

*بسیار لبخند بزنید و هربار که طرف مقابل چیز بامزه ای تعریف کرد، بخندید.

به تغییرتی که در چهره طرف مقابلتان به وجود می آید دقت کنید؛ ببینید آیا او اصلا به ادامه این گفت و گو تمایلی دارد؟

*دقت کنید که آیا طرف مقابلتان در حضور شما معذب و ناراحت است یا خیر. اگر متوجه شدید که طرف مقابلتان تمایلی به ادامه گفت و گو و تبادل اطلاعات با شما ندارد، زیاد اصرار نکنید.

*درباره چیزهایی که ترجیح می دهند حرف نزنند، سوالی نپرسید. برای مثال، بعضی ها دوست ندارند راجع به مسایل شخصی مثل وزن، مدرک تحصیلی و... حرفی بزنند. وقتی هنوز کسی را خوب نمی شناسید تا حد امکان با ملاحظه رفتار کنید.

*اگر دیدید طرف مقابلتان هنوز هم علاقه ای به گفت و گو با شما نشان نمی دهد، زیاد از او سوال نپرسید.

شما چند انتخاب دارید:

*نشان بدهید از این که می خواهد درباره خودتان حرف بزنید خوشحالید. فقط زیاده روی نکنید و به خاطر داشته باشید بعد از آن که از خودتان تعریف کردید دوباره آنها را با سوال های خود به صحبت کردن تشویق کنید.

*اگر دوست ندارید در مرکز توجه گفت و گو باشید، بحث را عوض کنید؛ مثلا بگویید: «خوب، من عاشق کتاب های هری پاترم، به خصوص آخرین جلدش؛ شما کدام یک از کتاب های هری پاتر را بیشتر دوست دارید؟»

*سوال را با یک سوال جواب بدهید. برای مثال: «چطور توانستی آن قدر زود مجلس را ترک کنی؟»، «خوب، خودت چطور این کار را کردی؟». بیشتر مواقع طرف مقابل به قدری در پاسخ دادن به شما مصم است که فراموش می کند خودش اول این سوال را پرسیده است!

*برای شروع یک گفت و گو، تمرین کنید.

ممکن است در ابتدا کمی برایتان سخت باشد، اما با تمرین کردن آسان می شود. هر وقت در شرایطی قرار گرفتید که مجبور بودید با کسی گفت و گو کنید، فکر کنید قسمتی از تمرین تان است و هر بار که این کار می کنید، به پیشرفت تان دقت کنید.

پیشنهادها:

*واضح صحبت کنید. اگر زیر لب و نامفهوم صحبت کنید، ادامه گفت و گو خیلی سخت تر می شود.

*علاقه خودتان را نسبت به گفت و گو نشان بدهید.

*از مکث هایی که به وجود می آیند نترسید، از آنها برای تغییر موضوع گفت و گو، دوباره انرژی دادن به بحث، یا حتی گرفتن یک نفس کوتاه، استفاده کنید.

*تلویزیون دیدن، گوش دادن به برنامه های رادیویی و یا خواندن زیاد روزنامه، مجله و یا کتاب، به شما اطمینان می دهد که درباره اتفاق های که در دنیا می افتد، می توانید نظر بدهید.

*هر چیزی را که دوست دارید و فکر می کنید بامزه یا عجیب و غریب است، به خاطر بسپارید. ممکن است جایی که حتی فکرش را هم نمی کنید به دردتان بخورد.

*اگر خجالتی هستید، بهتر است ابتدا به یکی، دو موضوع که راحت تر می توانید درباره شان صحبت کنید، اشاره کنید.

*مراقب رفتار شنونده باشید. اگر به نظر می رسید علاقه مند است، ادامه بدهید؛ اما اگر به ساعت زیاد نگاه می کرد و یا به دنبال راه فرار بود، بدانید که زیاده روی کرده اید.

*اگر تلفنی صحبت می کنید، هر طور شده طرف مقابل را در این گفت و گوی تلفنی، فعال نگاه دارید. اگر نمی توانید موضوع خوبی برای گفت و گو پیدا کنید، از سوال های باز استفاده کنید.

*نیمی از گفت و گو مربوط به زبان بدن می شود و لزوما نباید همه گفت و گو را صحبت کردن در بر بگیرد؛ سعی کنید زبان بدن دوستانه تری داشته باشید.

*همیشه تعریف و تمجید بهترین راه شکستن یخ طرف مقابل و شروع یک گفت و گوست.

*معمولا افراد دوست دارند بشنوند: «وای خدای من چقدر شما شبیه به عموی من هستید!» یا «احتمالا شما با... نسبتی دارید؟» و سپس یک گفت و گوی عالی، شروع می شود.

در اینجا می خواهیم شما را با برخی عوامل موثر در ناموفق بودن یک زندگی مشترک آشنا کنیم!

1 – احساسی!

کاملا احساسی تصمیم بگیرید. در همان نگاه اول یک دل نه صد دل عاشق شوید. هرچه زودتر و شدیدتر شیفته طرف مقابلتان شوید، احتمال بدبختی شما بیشتر خواهد شد. 

حتما شنیده اید که عشق آدم را کور می کند، خب این همان عشق کور است. وقتی این طور شیفته می شوید دیگر عقلتان از کار می افتد و بقیه ماجرا را هم خودتان بهتر می دانید!

2 – جرو بحث کنید

تغییر کنید. به محض شروع رابطه (یا حتی قبل از شروع آن!) شروع کنید به تغییر کردن. این تغییر باید در راستای علایق طرف مقابلتان باشد. بلافاصله دریابید که او چه جور آدمی است و فوری مثل او شوید. بعد هم هرچه او گفت بگویید: «من هم همین طور، عزیزم!» دقیقا همان چیزی شوید که او می خواهد. شاید فکر کنید این مکانیسم چندان موثر نیست، اما به شما اطمینان می دهم که هست: با این کار هم هویت خودتان را از دست می دهید، هم طرف مقابلتان را گول می زنید و هم بعد از مدتی دیگر نمی توانید تغییرات تان را حفظ کنید و خودتان می شوید و تازه اینجا شروع جرو بحث ها و اختلافات است! البته تاثیرات گسترده دیگری هم دارد که وقتی به این توصیه عمل کنید خودتان می فهمید.

3 – معیارهایی منطقی؟!

در معیارهایتان تجدیدنظر کنید. فهرستی از معیارهایتان را برای انتخاب همسر تهیه کنید. اگر مواردی مثل تفاهم داشتن، تناسب فرهنگی و خانوادگی، شخصیت مناسب و از این قبیل در آن بود بلافاصله آن را خط بزنید. کجای دنیا دیده اید که کسی با معیارهایی چنین منطقی و درست بدبخت شده باشد؟ معیارهای مهم تری مثل ماشین و خانه شیک، پدر پولدار، خوش تیپی و از همه مهم تر خوشگلی و جذابیت را جایگزین آنها کنید.

4 – حسادت کنید

چشم و هم چشمی کنید. ببینید دخترخاله لوس و پرافتاده تان با چه کسی نامزد کرده، بعد معیارهایی انتخاب کنید که پوز او را بزنید. مثلا اگر نامزد او پرادو دارد، مال شما باید بی ام و آخرین مدل داشته باشد. اگر پسرعمو با یک دکتر ازدواج کرده، فوری دست به کار شوید و به هر قیمتی که شده یک پروفسور برای خودتان دست و پا کنید.

5 – ساده لوح باشید

ساده باشید. اصلا منظورم از ساده بودن، ساده زیستی نیست، بلکه ساده لوحی است. به راحتی گول بخورید. همه حرف های طرف مقابل را – حتی اگر تابلو است که دارد خالی می بندد – با یک لبخند ملیح بپذیرید و تاکید کنید که او صادق ترین فردی است که در عمرتان دیده اید! به همه حرف هایش گوش کنید و هرچه از شما خواست انجام دهید. به طور کلی سهل الوصول باشید.

6 – دروغ بگویید

تا می توانید دروغ ببافید. خودتان نباشید. این بهترین فرصت است که می توانید همه آرزوها و آرمان های بربادرفته خود را زنده کنید! کافی است کمی در دریای وهم و خیال غوطه ور شوید و بعد هرچه به زبانتان می آید بگویید. از مسافرت های خارجی گرفته تا صداقت و نجابت و... درمورد خودتان، خانواده تان، دوستانتان، شغل و درآمدتان، محیط کاریتان و خلاصه هرچه به دست تان می رسد دروغ بگویید.

7 – وعده سر خرمن!

وعده های بی اساس بدهید. می توانید براساس دروغ هایتان وعده و وعیدهای واهی هم بدهید. اصلا نیازی نیست به میزان توانایی خودتان و امکان پذیربودن وعده ها حتی فکر هم بکنید. وقتی در کنار دروغ ها چهارتا وعده پوچ هم سوار شود، معرکه می شود!

اگر یکی، دوتا از این اصول را به کار ببندید، بدبخت شدنتان تضمین می شود.

 اين روزها آمار طلاق از هميشه بالاتر رفته است و شايد يكي از علت‌هاي اصلي اين آمار بالا به‌دست نياوردن شناخت كافي در دوران آشنايي است. دختر و پسرهاي زيادي هستند كه گمان مي‌كنند تنها وجود عشق و علاقه براي ازدواج كافي است ولي گاهي همين عشق مانع شناخت درست مي‌شود و چشمان 2 طرف را كور مي‌كند. اما اگر خود شما یا یکی از نزدیکانتان تا به حال عاشق شده‌باشید اذعان می‌کنید که آدم عاشق خیلی عقلانی تصمیم نمی‌گیرد و خیلی سخت می‌تواند منطقی باشد ، در اینجا قصد داریم به شما کمک کنیم حتی اگر عاشق هم هستید چشمانتان را باز کنید  و ما شما را از تمام اشتباهات پیش از ازدواج آگاه کنیم.



 قرار نيست فردا عوض شود

انتخاب شما اشتباه است زيرا اميد داريد او بعد از ازدواج تغيير كند

اين يكي از رايج‌ترين اشتباهات است، خيلي از زوج‌هاي جوان هستند كه تنها به اين دليل با هم ازدواج مي‌كنند كه اميد دارند در آينده يكديگر را تغيير دهند(به اصطلاح رايج «درست كنند»). هيچ‌گاه  با آينده و استعداد‌هاي نهاني و دروني فرد ازدواج نكنيد. اگر رفتارهاي حال حاضر فردي را نمي‌پسنديد و با آن‌ها راحت نيستيد مطمئن باشيد در زندگي آينده هم اين مشكلات را خواهيد داشت، پس اصلا با آن فرد ازدواج نكنيد. حواس‌تان باشد كه بيشتر افراد بعد از ازدواج بدتر هم مي‌شوند.در دوران آشنايي به روحيات، شخصيت، عادت‌ها، مهارت‌هاي ارتباطي، وضعيت ظاهري فرد مقابل خوب دقت كنيد و مطمئن شويد مي‌توانيد با چنين ويژگي‌هايي راحت كنار بياييد.


ويژگي‌هايي كه شخصيت او را مي‌سازند

انتخاب شما اشتباه است چون بيشتر بر زيبايي‌‌هاي ظاهري تاكيد دارد تا شخصيت فرد

زيبايي مي‌تواند مثل جرقه آتش رابطه را روشن كند ولي تنها يك شخصيت خوب مي‌تواند آتش رابطه را روشن نگه دارد هنگام تصميم‌گيري حواس‌تان باشد كه وقتي اسير زيبايي‌‌ها و عشق هستيد ممكن است خيلي تصميم‌تان عاقلانه نباشد، درست است كه بين شما عشق و علاقه وجود دارد ولي آيا همان‌قدر كه نسبت به عشق خود مطمئن هستيد به شخصيت طرف مقابل هم اطمينان داريد؟

يادتان باشد4 ويژگي شخصيتي وجود دارد كه بايد حتما در طرف مقابل چك كنيد:

فروتني: آيا اين فرد عقيده دارد كه «انجام كار درست» خيلي مهم‌تر از آسايش شخصي است؟

مهرباني: آيا اين فرد از كمك كردن به ديگران لذت مي‌برد؟ چگونه با ديگران برخورد مي‌كند؟ آيا سعي مي‌كند براي ديگران خوشايند باشد؟ آيا علاقه‌اي به كارهاي داوطلبانه و خيرخواهانه دارد؟

مسئوليت‌پذيري: تا چه حد مي‌توان روي حرف‌هاي او حساب كرد؟ اگر بگويد كاري را انجام مي‌دهد، مي‌توان مطمئن بود؟

خوشحالي: چقدر از خودش راضي است؟ آيا از زندگي‌اش لذت مي‌برد؟ آيا به لحاظ عاطفي و هيجاني ثبات دارد؟

در نهايت از خودتان بپرسيد:دوست داريد بيشتر شبيه اين آدم باشيد؟ آيا دوست داريد فرزندتان بيشتر شبيه اين آدم باشد؟


نیازهای شما را درک نمی‌کند

انتخاب شما اشتباه است چون مرد انتخابي شما نيازهاي خاص يك زن را درك نمي‌كند

زن‌ها و مردان هركدام احتياجات عاطفي خاصي دارند و معمولا اين مردان هستند كه نمي‌توانند اين نكته را درك كنند، البته در بعضي از فرهنگ‌ها تلاش بسياري مي‌شود كه به مردان نيازهاي عاطفي زنان را ياد دهند و راه خوشحال كردن زنان را بياموزند. يكي از نيازهاي خاص زنان، مورد عشق واقع شدن است يعني يك زن احتياج دارد احساس كند مهم‌ترين فرد در زندگي شوهرش است، بنابراين شوهر بايد توجه كافي و رفتاري سازگار با اين حالت را به همسر نشان دهد.


زندگی مشترک یعنی هدف مشترک

انتخاب شما اشتباه است چون درباره هدف‌ها و اولويت‌هاي معمولي و متعارف زندگي تفاهم نداريد
3 راه ‌پايه‌اي كه ارتباط ما را با فرد ديگر برقرار مي‌كنند، عبارتند از:

1. زيبايي (تمايل قلبي) و سازگاري 

2. يكسان بودن هدف‌هاي متعارف زندگي

3. داشتن علائق مشترك

وقتي ارتباط 2 نفر عميق‌تر مي‌شود كه هدف‌هاي متعارف و لازم زندگي آن‌ها يكسان باشد و تصميم بگيرند با هم به آن هدف‌ها برسند. بعد از ازدواج ممكن است 2 اتفاق در زندگي شما بيفتد يكي اين‌كه باهم و در كنار هم رشد كنيد و ديگر اين‌كه هر كدام جدا و بدون نياز به هم فرآيند رشد خود را طي كنيد، اگر مي‌خواهيد در كنار هم رشد كنيد بايد اول از همه با خود فكر كنيد و به اين نتيجه برسيد كه در «زندگي به دنبال چه هستيد» يعني به عنوان مثال در دوران مجردي خود براي چه حوزه‌اي زندگي مي‌كرديد، حالا فردي براي شما مناسب است كه در اين حوزه عقيده‌اي كاملا شبيه شما داشته‌باشد. اين دقيقا تعريف يك شريك زندگي است. شريك زندگي كسي است كه شريك هدف‌هاي شما باشد، يعني 2 نفري كه كاملا شبيه هم مفهوم زندگي را درك مي‌كنند و بر‌همين ‌اساس اولويت‌ها، هدف‌ها و ارزش‌هاي مشترك در زندگي دارند.


تحت تاثیر نباشید

انتخاب شما اشتباه است چون شما ارتباط عاطفي بسيار عميقي با او نداريد

اگر مي‌خواهيد بفهميد كه آيا با طرف مقابل يك ارتباط عاطفي قوي داريد يا نه از خود بپرسيد:«آيا من اين فرد را تحسين مي‌كنم و به او احترام مي‌گذارم؟»البته حواس‌تان باشد كه جمله فوق اين معنا را نمي‌دهد كه «آيا من تحت‌تاثير او هستم؟» هركدام از ما ممكن است تحت‌تاثير يك ماشين مرسدس بنز هم باشيم ولي احتمالا تعداد كمي از ما به صاحب كارخانه مرسدس بنز احترام مي‌گذاريم. دقت كنيد چيزهايي كه بايد شما را تحت تاثير قرار دهد ويژگي‌هايي چون خلاقيت، صداقت و راسخ بودن و... است نه عناصر ظاهري و فيزيكي.

همچنين از خودتان بپرسيد: «آيا من به اين فرد اعتماد دارم؟» كه مي‌تواند اين معنا را داشته‌باشد كه «آيا اين فرد به لحاظ عاطفي ثبات دارد؟ آيا مي‌توانيد با خيال راحت به او تكيه كنيد؟»


خود سانسوری نکنید

انتخاب شما اشتباه است چون خود شما به‌راحتي همه چيز را به او نمي‌گوييد

هر چيز آزاردهنده كوچكي كه براي شما در رابطه وجود داشته ‌باشد بايد درباره آن با طرف مقابل بحث كنيد، حواس‌تان به موارد آزاردهنده و ناخوشايند باشد، اين موارد هستند كه نشان مي‌دهند شما 2 نفر در آينده چگونه با هم ارتباط برقرار خواهيد كرد، گفت‌وگو مي‌كنيد و با يكديگر كنار مي‌آييد؛ در طول زندگي ناگزير مشكلات زندگي بيشتر خواهند شد، شما بايد قبل از اين‌كه زير بار تعهد ازدواج برويد، اين مورد را بفهميد: آيا مي‌توانيد اختلافات را به‌راحتي حل كنيد و موارد مورد توافق‌تان را به راحتي پيدا كنيد؟هيچ وقت از اين نترسيد كه فرد مقابل بفهمد چه چيزي شما را آزار مي‌دهد. اين مورد همچنين مي‌تواند نشان دهد شما در مقابل فرد مقابل چقدر آسيب‌پذير هستيد، يادتان باشد كه هرقدر كسي با شما صميمي‌تر باشد بيشتر مي‌تواند به شما آسيب برساند.

چرا از آدم کنترل‌گر بايد دوری کنید

انتخاب شما اشتباه است چون شما كسي را انتخاب كرده‌ايد كه وقتي با او هستيد به لحاظ عاطفي احساس امنيت نمي‌كنيد
در اين مورد سوالات زير را از خودتان بپرسيد: «آيا هنگامي كه با اين فرد هستم احساس آرامش و آسايش مي‌كنم؟ آيا واقعا خودم هستم و واقعيات دروني خودم را راحت با او مطرح مي‌كنم؟ آيا با بودن با اين فرد احساس خوبي نسبت به خودم پيدا مي‌كنم؟» مطمئن شويد با كسي ازدواج مي‌كنيد كه به شما تمام اين احساسات را مي‌دهد.

از خودتان بپرسيد كه آيا از اين فرد مي‌ترسم؟ در آشنايي كه قرار است به ازدواج منتهي شود شما نبايد مدام حواس‌تان به حرف‌‌هاي‌تان باشد كه مبادا طرف مقابل از بعضي حرف‌ها ناراحت شود يا تصور بدي پيدا كند. اگر شما مي‌ترسيد احساسات و عقايد خود را به‌راحتي مطرح كنيد، مطمئن باشيد در رابطه شما مشكلي وجود دارد.

حواس‌تان باشد فردي كه مدام بخواهد شما را عوض كرده و تغيير دهد مورد مناسبي براي ازدواج نيست.

گروهي ديگر از افراد هم هستند كه ممكن است احساس ناامني در شما به وجود بياورند، اين‌گونه افراد مي‌خواهند تمام زندگي شما را كنترل كنند. رفتارهاي كنترل‌گر مي‌توانند يك زندگي را به‌راحتي خراب كنند. حواس‌تان باشد كه فرق بزرگي بين كنترل كردن و پيشنهاد دادن وجود دارد. يك پيشنهاد به نفع خود شماست ولي يك رفتار و حرف كنترل‌گر به نفع فرد كنترل‌كننده است.

اگر مي‌خواهيد از چيزي فرار كنيد

انتخاب شما اشتباه است چون شما اين رابطه را انتخاب كرده‌ايد تا از مشكلات شخصي و ناملايمات زندگي فرار كنيد

اگر شما ناراحت، افسرده و مجرد هستيد، به احتمال فراوان حتي اگر متاهل هم بشويد باز ناراحت و افسرده خواهيد بود، قرار نيست ازدواج مشكلات شخصي، رواني و عاطفي شما را برطرف كند. اگر شما هر مشكلي داشته ‌باشيد، ازدواج آن را بزرگ‌تر هم خواهد كرد.

اگر شما از خودتان و زندگي‌تان راضي نيستيد، مسئوليت آن را قبول كنيد و بكوشيد كه در همان زمان مجردي با مشكلات بجنگيد. در اين صورت احتمالا هم خودتان احساس بهتري خواهيد داشت و هم همسر آينده شما خوشبخت‌تر خواهد بود.

اگر دل‌تان سوخته است

انتخاب شما اشتباه است چون تنها مي‌خواهيد مشكل او را حل كنيد

وقتي فرد مقابل‌تان به لحاظ احساسي و عاطفي دچار مشكل بوده و در عين حال مي‌خواهد يك رابطه را با شما شروع كند ممكن است شما را نيز تحت تاثير خود قرار دهد. اين مشكل عاطفي حتي مي‌تواند وابستگي بيش از حد‌ به پدر و مادرش باشد يا وابستگي بيمارگونه او به كار يا تفريحاتي خاص يا پول و حتي اينترنت و...حواس‌تان باشد كه فرد مقابل شما وابستگي بيمارگونه به فرد يا چيز خاصي نداشته باشد چون چنين فردي نمي‌تواند تمام احساسات خود را در اختيار شما قرار دهد و مسلما اولويت‌هاي شما هم يكسان نخواهد شد و اين نمي‌تواند پايه يك زندگي خوب را بسازد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393ساعت 9:39  توسط هرشنبه  | 

مطالب قدیمی‌تر