X
تبلیغات
نوشتن از همه چیز

نوشتن از همه چیز

فرهنگ هنر ادبیات و همه چیز

با دانستن چند نکته ساده شما هم می توانید وام بگیرید

 وام گرفتن برای خیلی‌ها گذشتن از هفت‌خان رستم است و فكر می‌كنند به دردسرش نمی‌ارزد. اصلا آنقدر از پیچ و خم‌های آن می‌ترسند كه ترجیح می‌دهند وارد گود نشوند و عطای این تسهیلات را به لقایش ببخشند اما با همه اینها وقتی یك بحران مالی پیش می‌آید اولین گزینه‌ای كه به ذهن هر كسی می‌رسد وام گرفتن است؛ حتی اگر لازم باشد از 70خان‌رستم بگذرد. البته تسهیلات ریالی یا همان وام‌ها انواع متنوعی دارند و هریك از بانك‌های خصوصی یا دولتی به فراخور نوع فعالیت‌شان، وام‌های مخصوصی دارند مثلا بانك مسكن تسهیلاتی برای خرید یا ساخت مسكن ارائه می‌دهد و بانك كشاورزی به فعالیت‌هایی وام می‌دهد كه به پیشرفت صنعت كشاورزی كمك می‌كند. در این میان وام‌هایی هم هستند كه طبق بخشنامه بانك مركزی در تمام بانك‌های دولتی می‌شود دنبالشان رفت.

قرض‌الحسنه ازدواج

عروس و دامادها! سرتان بی‌كلاه نماند


این وام فقط به عروس و دامادهایی داده می‌شود كه بیش از یك سال از تاریخ ازدواج آنها نگذشته باشد. كسانی هم كه برای بار دوم ازدواج می‌كنند نمی‌توانند از وام ازدواج استفاده كنند. متقاضی دریافت این وام باید مقیم محل باشد و در محدوده شعبه مورد نظر زندگی كند. باید در همان شعبه حساب پس انداز قرض‌الحسنه افتتاح كنید و سن شما كمتر از 18 سال تمام نباشد. مبلغ تسهیلات هم حداكثر 30 میلیون ریال، برای هریك از زوجین است مشروط بر اینكه متقاضی قادر به پرداخت اقساط باشد. مدت بازپرداخت این وام حداكثر 3 سال یعنی 36 ماه و نرخ كارمزد مثل تمام وام‌های قرض‌الحسنه 4درصد است. 

دفترچه حساب پس‌انداز با مانده حساب، اصل و كپی صفحات اول و دوم شناسنامه عروس و داماد و كارت ملی‌شان، اصل و كپی صفحات اول تا پنجم سند ازدواج، 2عدد تمبر مالیاتی كه باید از بانك تهیه شود و معرفی ضامن معتبر و مورد قبول بانك از مدارك لازم برای این وام است. ضامن هم باید اصل و تصویر شناسنامه، كارت ملی و فیش حقوقی همراه داشته باشد. 



قرض‌الحسنه ضروری

فقط برای شرایط اضطرار

ضروری یعنی چیزهایی مثل تعمیر و تامین مسكن، درمان بیماری یا رفع احتیاجات ضروری. البته وام تامین مسكن به معنی وام خرید مسكن نیست؛ بلكه به معنی تامین كمك هزینه برای رهن مسكن است؛ مشكلی كه خیلی‌ها با آن دست و پنجه نرم می‌كنند. البته خیلی هم دلتان را صابون نزنید. مبلغ این وام‌های قرض‌الحسنه بین 5 تا حداكثر 10 میلیون ریال است. بازپرداخت آن هم 2ساله و با نرخ كارمزد 4 درصد است.



جعاله تعمیرات مسكن

با سند یا بی‌سند همه می‌توانند

این وام هم برای تعمیر مسكن دارای سند شش‌دانگ است و هم برای تعمیر مسكن بی‌سند. اگر منزلتان احتیاج به تعمیرات جزئی دارد و می‌خواهید وام تعمیرات بگیرید ولی سندتان قولنامه‌ای است یا به هر دلیل مشكل دارد، باز هم می‌توانید از این تسهیلات بهره‌مند شوید. برای دریافت این وام اول از همه باید در محدوده شعبه مورد نظر ساكن باشید و در همان شعبه حساب پس‌انداز قرض‌الحسنه باز كنید. اولویت هم با كسانی است كه بیش‌از یك‌سال سابقه افتتاح حساب فعال دارند؛ البته سن‌تان نباید كمتر از 18 سال باشد. مبلغ تسهیلات حداكثر 10‌میلیون ریال است و در اقساط 36‌ماهه با سود 14‌درصد باید پرداخت شود. البته این سقف برای دارندگان سند شش‌دانگ به 14میلیون ریال می‌رسد و می‌توانید امیدوار باشید كه این وام به زودی تا سقف 50 میلیون ریال هم افزایش پیدا كند. ضمن اینكه بازپرداخت آن 60 ماهه یعنی 5‌ساله می‌شود. اصل و كپی تمامی اسناد مالكیت منزل یا آپارتمان از قبیل قولنامه، قبوض آب، برق و گاز را هم فراموش نكنید.

تسهیلات خرید لوازم منزل یا كالاهای اساسی

قابل توجه خانم‌ها


اگر قصد خرید هرگونه لوازم منزل مثل لوازم آشپزخانه، لوازم صوتی، هرگونه لوازم برقی یا حتی فرش و مبلمان را دارید، ولی در حال حاضر از نظر مالی امكان خرید آن برای شما فراهم نیست، می‌توانید از این تسهیلات برخوردار شوید؛ البته به یاد داشته باشید این تسهیلات تنها برای خرید كالاهای تولید داخل واگذار می‌شود بنابراین یا فكر خرید كالای خارجی را از سر بیرون كنید یا قید گرفتن این وام را بزنید! یك برگ پیش فاكتور خرید كالای تولید داخل از مدارك ضروری این وام 40 میلیون ریالی است. 



تسهیلات خرید خودرو

برای كسانی كه ماشین ندارند

تعداد متقاضیان این وام خیلی زیاد است و معمولا برای دریافت این وام، باید حداقل 30میلیون ریال (هرچه بیشتر بهتر!) برای مدت دست‌كم 4 ماه، در آن شعبه سپرده‌گذاری كنید. هرقدر مبلغ سپرده‌گذاری بیشتر باشد مدت زمان لازم برای دریافت تسهیلات كمتر می‌شود؛ البته به هر حال این هم جزو قوانین نانوشته بانكی است و در هیچ بانكی، چنین بندی جزو شرایط اعطای تسهیلات خودرو قید نشده است ولی همانطور كه گفته شد به خاطر زیاد بودن تقاضامعمولا بیشتر شعب بدین صورت عمل می‌كنند. البته اگر آنقدر خوش اقبال هستید كه با یك رئیس شعبه آشنایی نزدیك دارید، می‌توانید از مدت و مبلغ سپرده‌گذاری كاسته و سریع‌تر وام بگیرید. بدیهی است این وام تنها برای خرید خودروی صفر اعطا می‌شود. مبلغ این تسهیلات حداكثر 70 میلیون ریال است با بازپرداخت 5 ساله و سود 14درصد. پیش فاكتور خرید خودرو از یكی از نمایندگی‌های مجاز تولید داخل و اصل و كپی اسناد مالكیت، كارت و بیمه نامه خودرو هم باید همراه‌تان باشد.



تسهیلات تعویض خودروهای فرسوده

ماشین جدید بخرید

معمولا خودروهایی كه حداقل 30 سال از عمر آنها گذشته باشد فرسوده هستند. اگر خودروی فرسوده شما شرایط اسقاط از نظر معاونت نوسازی ناوگان را داشته باشد، خودروی فرسوده شما برای تعویض ثبت نام می‌شود. با مراجعه به یكی از دفاتر پیشخوان دولت، می‌توانید نخستین گام را برای تعویض خودروی فرسوده خود بردارید؛ البته همراه داشتن كارت ملی هم الزامی است. یادتان باشد هر متقاضی فقط یك بار حق استفاده از تسهیلات جایگزینی خودروهای فرسوده را دارد. ارائه فرم مخصوص صادر شده توسط نمایندگی‌های مجاز هم الزامی است. مبلغ این وام حداكثر 100 میلیون ریال است كه باید در 60قسط پرداخت شود و از زمان تحویل فرم مخصوص به بانك حداكثر 10 روز برای تكمیل پرونده و معرفی ضامن فرصت دارید در غیر این صورت نمایندگی سهمیه را به شخص دیگری واگذار می‌كند. اصل و كپی كارت پایان خدمت سربازی، گواهی امضای محضری متقاضی و ضامن و سفته به مبلغ اصل و سود وام هم از مدارك مورد نیاز این وام است.



وام پشتیبانی از طرح های سرمایه‌گذاری

طرح بدهید، وام بگیرید


اگر شما طرحی برای راه انداختن یك‌واحد تولیدی داشته باشید می‌توانید با برنامه‌های اجرایی زمانبندی شده و مشخص كردن بودجه به بانك‌های دولتی یا خصوصی مراجعه كنید تا طرحتان بررسی شود. اگر اجرای طرح و بهره‌برداری از آن، از نظر اقتصادی در اولویت‌های تعیین شده قرار داشته و تقاضا برای محصولات یا خدمات تولیدی مورد نظر وجود داشته باشد این شانس را دارید كه درخواست وام سرمایه‌گذاری كنید. در برخی از سایت‌های بانك‌ها، پرسشنامه الكترونیكی پذیرش طرح برای دریافت تسهیلات نیز وجود دارد و شما می‌توانید به سادگی در مورد امكان اجرایی شدن طرح خود اطمینان پیدا كنید.



نكات طلایی 

 برای تمام وام‌های تا سقف 10 میلیون ریال به یك ضامن؛ برای وام های تا سقف 100 میلیون ریال به 2‌ضامن و برای مبالغ بیش از 100 میلیون ریال به بیش از 2 ضامن احتیاج دارید؛ البته این قانون نانوشته بنابر نظر شخصی رئیس شعبه به‌راحتی قابل تغییر است!

 اگر احیانا در بین اقوام و دوستان، كارمند دولتی سراغ ندارید جای نگرانی نیست چون بعضی از بانك‌ها از جمله بانك ملی، كاسب دارای جواز كسب معتبر را نیز به عنوان ضمانت می‌پذیرد. فراموش نكنید هنگام مراجعه به شعبه، حتما اصل تمامی مدارك را برای مطابقت همراه داشته باشید. 

  در صورتی كه سابقه چك برگشتی دارید یا پیش از این وام دیگری دریافت كرده‌اید كه در پرداخت اقساط آن چندان خوش حساب نبوده‌اید بهتر است یا فكر گرفتن وام مجدد را به كلی از سر بیرون كنید یا اگر خیلی جهت انجام این كار مشتاقید كفش آهنی بپوشید!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391ساعت 9:20  توسط هرشنبه  | 

با این 20نکته بهداشتی بی نظیر خود را جوان نگه دارید!

من آدم نسبتا سالمی هستم و هركس من را می‌بیند سن من را كمتر از آنچه واقعا هست حدس می‌زند، علت این مسئله كاملا مشخص است؛ من تمام توصیه‌هایی‌ را كه به بیمارانم می‌كنم‌، خودم هم به كار می​برم. در واقع نكات زیر مواردی است كه من همه آنها را خودم در زندگی‌ام به​كار گرفته‌ام و مطمئن هستم در زندگی شما هم بسیار تاثیر خواهند گذاشت.

   با یك لبخند قوی شوید

1. تفریح كنید و زیاد بخندید


خندیدن نه‌تنها استرس را كاهش می‌دهد، بلكه پیوندهای اجتماعی را هم افزایش داده، فشارخون را پایین می‌آورد و همچنین می‌تواند باعث تقویت سیستم ایمنی بدن شود. پس كمی به زندگی‌تان خوشگذرانی بیفزایید، چه در كنار دوستان و چه با یك برنامه تلویزیونی، تا می‌توانید بخندید.



 صبحانه​ای که می​خورم

2. صبحانه را فراموش نكنید

زمانی كه اشتهای فراوانی به قند و مواد شیرین دارید، مصرف فیبر در وعده صبحانه می‌تواند گرسنگی شما را تا ظهر كمتر كند. خوراك صبح من از جوی دوسر كه معمولا با كشمش، گردو و روغن بذر كتان مخلوط شده است، تشكیل می‌شود. همچنین زود صبحانه خوردن متابولیسم بدن شما را در طول روز فعال‌تر می‌‌كند. معمولا كسانی كه صبحانه می‌خورند از كسانی كه برای بیرون رفتن از خانه عجله دارند، لاغرتر هستند.


   من ساعت 10 شب می‌خوابم

3. خوب بخوابید


برنامه‌های تلویزیونی كه آخر شب‌ها پخش می‌شوند، نباید در سیستم زندگی شما تغییر ایجاد کنند. 7 ساعت خواب شبانه نه‌تنها سبب طولانی شدن عمر شده بلكه باعث كاهش استرس، زیاد شدن حافظه وكاهش اشتهای كاذب شما می‌شود. ساعت خواب خود را تنظیم كرده و همواره طبق آن عمل كنید. ساعت خواب خود من، 10 و نیم شب است. برنامه‌های تلویزیونی‌ای كه دیروقت پخش می‌شوند را ضبط کرده و فردای آن روز همان‌طور كه روی دوچرخه ثابت پدال می‌زنم، آنها را تماشا می‌كنم.



   در تختخواب نمانید

4. موقع كمردرد خود را لوس نكنید


حتی اگر آنقدر كمرتان درد می‌كند كه خمیده شده‌اید، در تختخواب نخوابید چون كمر دردتان بدتر خواهد شد. بررسی‌های اخیر نشان داده است، استراحت در تختخواب ماهیچه‌های كمر را ضعیف كرده و درد را طولانی می‌كند. آقایان متاهل از مجردها بیشتر دچار كمردرد هستند و در واقع خودشان را از محبت پرستاری بهره‌مند می‌كنند. خود من پیش از این خیلی علاقه داشتم همسرم از من پرستاری كند اما بهترین راه‌حل برای كمر درد استفاده از روش‌های كاهنده درد و مثل یك سرباز نظامی سر سخت بودن است.



رنگ

5. مواد غذایی رنگارنگ را بچشید


خوراكی‌هایی با رنگ درخشان و خیلی چرب یا خیلی شیرین چیزی بیشتر از تماشا كردن را می‌طلبند. آنها با فلانوئیدها و كاروتینوئیدها، تركیبات قوی‌ای كه قسمت‌های آسیب‌دیده بدن را ترمیم می‌كنند و التهابات را كاهش می‌دهند، در یك گروه قرار دارند. هر روز مقدار زیادی میوه و سبزیجات رنگارنگ بخورید. بدون اینكه گروه‌های دیگر مواد غذایی را نادیده بگیرید، از آنها بهره زیادی خواهید برد. هر گاه برای خرید به فروشگاه می‌روم، به‌خودم یادآوری می‌كنم كه همه این محصولات بسیار قدرتمندتر از داروهایی هستند كه در داروخانه به فروش می‌رسند.



 روی نخ دندان سرمایه‌گذاری كنید

6. مسواك زدن كافی نیست


اگر دوست ندارید سال‌های آخر عمر خود فقط ماست و پوره سیب‌زمینی بخورید، كمی روی نخ دندان سرمایه‌گذاری كنید. فرقی ندارد كه چقدر كامل مسواك می‌زنید یا چقدر زمان صرف آن می‌كنید، شما تنها بخش ظاهری دندان‌هایتان را تمیز كرده‌اید كه درست مانند این است كه بعد از كار و فعالیت زیاد فقط یكی از زیربغل‌های خود را بشویید اما خطر از قلم انداختن نخ دندان فراتر از علم بهداشت است. این باكتری‌ها عمر طولانی دارند و می‌توانند خطر بیماری‌های قلبی را افزایش دهند. من از نوع خاصی از نخ دندان استفاده می‌كنم كه خیلی نرم بین دندان‌ها كشیده می‌شود.



 این یعنی نفس كشیدن درست

7. از داخل شكم نفس عمیق بكشید


این كار را همیشه و در همه جا انجام دهید. ریه‌های خود را جلو آورده و از بینی نفس عمیق بكشید تا جایی كه شش‌هایتان پر شود. شش‌ها با اكسید نیتریك، ماده شیمیایی‌ای كه در پشت بینی وجود دارد، پر خواهند شد و رگ‌های خونی را باز می كنند. این میزان از اكسیژن به شما احساس شادابی و هوشیاری بیشتری خواهد داد. این تكنیك محرمانه‌ای برای آرامش یافتن پیش از یك سخنرانی یا بخیه زدن در اتاق عمل است.



  بهترین ورزش برای شما

8. به كلاس حركات كششی بروید


حركات كششی ذهن و جسم(یوگا) مهم‌ترین ورزش در برنامه روزانه من است. یوگا استرس را كاهش داده، فشارخون را پایین می‌آورد، ضربان قلب را كم کرده و انعطاف‌پذیری شما را زیاد می‌كند. هیچ نكته مرموزی در این ورزش وجود ندارد. شل كردن عضلات باعث سازگاری بیشتر آنها می‌شود، پس اگر دوست ندارید با ورزش‌های سخت به بدن خود آسیب برسانید، می‌توانید ورزش​های کششی را امتحان كنید. به‌طور قطع شاید برخی از حركات مسخره به‌نظر برسند اما به همین علت شما آنها را خیلی زود یاد خواهید گرفت. حركات كششی ذهن و جسم می‌تواند ماهیچه‌هایی كه در طول ورزش‌های معمول و زندگی روزانه نادیده گرفته شده‌اند را به كار گیرد. حركت مورد علاقه من سلام به آفتاب است.



  خودتان را پیر نكنید

9. مانند جزیره ساكن نباشید

تا به حال به‌علت طولانی‌تر بودن عمر خانم‌ها نسبت به آقایان فكر كرده‌اید؟ یكی از دلایل اصلی آن این است که آنها بیشتر در روابط اجتماعی شركت می‌كنند و درباره مشكلات خود حرف می​زنند. اگر با استرس‌های زندگی به تنهایی روبه‌رو شوید، خود را پیر خواهید كرد. برای نمونه، ورشكستگی آنقدر برای شما استرس ایجاد می‌كند و به شما فشار می‌آورد كه آسیب‌های فیزیكی دشواری را برایتان آشكار می‌كند. اگر فردی را داشته باشید كه شما را دوست بدارد و حمایت‌تان كند، سالخوردگی درونی می‌تواند به حد بسیاری كاهش یابد.

  كمتر بخورید

10. از گرفتن رژیم‌های غذایی مد روز بپرهیزید


راز كاهش وزن پرهیز از كربوهیدرات‌ها، چربی‌ها، غذاهای زرد یا غذاهایی كه با حرف لاتین G آغاز می‌شوند، نیست. رمز اصلی، كم كردن میزان كالری دریافتی حدود صد كالری است. خیلی سخت پی به این موضوع خواهید برد اما این روش سالانه حدود 5 كیلوگرم از وزن شما را كم خواهد كرد. محدودیت كالری در موش‌ها و میمون‌ها افزایش طول عمر را ثابت كرده است. من در سال یك‌بار برای برگرداندن مجدد اشتها و حس چشایی خود به‌طور ناگهانی وزنم را كاهش می‌دهم، پس از آن تغذیه سالم طعمی بی‌نظیر دارد.



 پزشك خودتان باشید

11. بیماری هوشیار باشید


پزشك شما می‌تواند برای سلامت بیشتر به شما كمك كند اما وظیفه نهایی به‌عهده خودتان است. پیش از تجربه هر روشی یك نظریه دوم را جست‌وجو كنید، زیرا در 30درصد موارد، آن نظریه دوم را تشخیص داده یا برنامه‌ریزی‌تان را تغییر خواهید داد. همیشه پرونده پیشینه پزشكی خود را نگه دارید و درباره هرگونه سابقه بیماری‌های خانوادگی تحقیق كنید.



 كمربند نبندید چون...

12. شكم خود را كوچك كنید


بیشتر مردها كمربند خود را زیر شكم خود می‌بندند. این تنها راه‌حل برای خلاصی از حقیقت بزرگ بودن شكم است. متر نواری را بردارید و اندازه دور شكم خود را بگیرید. این عدد باید نصف اندازه قد شما باشد، پس برای من كه قدم 186 سانتی‌متر است، باید دور شكمم كمتر از 93 باشد. اگر جلوگیری از حمله قلبی و دیابت برای شما انگیزه كافی ایجاد نمی‌كند كه شكم خود را كوچك كنید، به این نكته توجه كنید: كسی كه شاخص توده بدن (BMI) بالای 25 داشته باشد، تستوسترون در بدن او 3درصد افت می‌كند كه این برای مردها خیلی جالب نیست.



 بهترین نوشیدنی

13. چای سبز به كار شما می‌آید

روزی سه بار چای سبز  بنوشید. چای سبز تقویت‌كننده قلب و ضد‌سرطان است كه چای سیاه از آن بی‌نصیب است.  چای سیاه موجب تقویت هوشیاری   می‌‌شود اما میزان كافئین آن از چای سبز بیشتر است. چای سبز حتی با شوره سر مبارزه می‌كند. اگر چای سبز سرد شده را روی سر خود بریزید از شوره سرتان خلاص خواهید شد. 



 فایده​ها‌ی ورزش سنگین

14. آنقدر عرق كنید تا خیس شوید


اگر بتوانید یك‌بار در هفته آنقدر فعالیت داشته باشید تا عرق كنید، از فواید بسیاری بهره‌مند خواهید شد كه عبارتند از: كاهش حملات قلبی، حالات روانی خوب و پایین آمدن فشارخون. من ورزش با دستگاه را توصیه می‌كنم چون ماهیچه‌های شما را تقویت كرده و ورزش لذت‌بخشی هم هست و استقامت بدنی شما را تقویت خواهد كرد.



 این عدد‌ها را بشناسید

15. اعداد سلامت خود را بدانید و برای كاهش آنها بكوشید


همان‌طور كه قسمتی از مغز خود را برای به خاطر سپردن شماره تلفن‌ها درگیر كرده‌اید، نشانه‌های حیاتی خود را نیز به یاد داشته باشید. این نشانه‌ها عبارتند از: فشارخون كه میزان ایده‌آل آن باید زیر 11 به 8 و بالای 7 به 5 باشد، كلسترول LDL زیر 100، ضربان قلب در حـــالت استراحت‌ زیر‌70 و قند خون در زمان ناشتایی زیر 100. اگر این اعداد در شما ایده‌آل نیست، تا بالاتر نرفته‌اند، رژیم غذایی خود را تغییر دهید.



 وزنه‌برداری به شكل آماتور

16. كمی وزنه بزنید

وزنه زدن تنها دو بار در هفته به‌مدت 30دقیقه می‌تواند توده ماهیچه‌ای قابل توجهی بسازد. از آن بالاتر، كار كشیدن از همه ماهیچه‌ها مقدار زیادی كالری می‌سوزاند كه روشی عالی برای آب كردن شكم نیز به شمار می‌رود. اگر وزنه در دسترس ندارید، درازنشست را امتحان كنید. درازنشست از بااهمیت‌ترین تمرینات ماهیچه‌سازی است. باب گرین، مربی خانم اپرا، به من تاكید كرد كه درازنشست كمر، ماهیچه‌های سینه، بازوها و شكم را همزمان با هم به كار می‌گیرد. 



 مغز بخورید

17. زیاد آجیل بخورید

مغزهای موجود در آجیل‌ها بهترین منبع چربی‌ها و پروتئین‌های سالم هستند. من در یخچال منزلم یك كیسه گردو دارم و برای افزایش قدرت ذهنی‌ام هنگام دیدن بیمارانم مقدار زیادی اسیدهای چرب امگا 3 استفاده می‌كنم. خوردن مقداری از آنها حدود 30 دقیقه پیش از غذا، اشتهای شما را تنظیم كرده و مانع از پرخوری می‌شود.



 روی تردمیل بروی

18. به خاطر سلامت خود ورزش كنید


روی تردمیل قدم بزنید. مردانی كه روزانه 200 كالری با ورزش می‌سوزانند، به‌طور قابل توجهی شانس ابتلا به ناتوانی جنسی خود را كاهش می‌دهند.‌علت این است كه ناتوانی جنسی بیشتر دلایلی مانند انسداد سرخرگ‌ها دارد. اگر مایلید در تمام طول عمر خود خوب و سالم زندگی كنید و روابط زناشویی سالمی داشته باشید‌، پس همین حالا كفش‌های كتانی خود را بپوشید.



 یك توصیه برای مردان

19. آشپزی یاد بگیرید


این یك توصیه مردانه است، زیرا اكثر خانم‌ها این را بلد هستند؛ می‌‌دانید در رستوران‌ها به پوره سیب‌زمینی چقدر كره اضافه می‌كنند؟ به احتمال زیاد از مقدار آن اطلاعی ندارید. اگر بتوانید آشپزی كنید، نه تنها در هزینه‌های خود صرفه‌جویی كرده‌اید بلكه كنترل بیشتری روی آنچه می‌خورید خواهید داشت. به علاوه، این را هم بدانید كه برای بیشتر خانم‌ها، همسری كه می‌داند چطور باید آشپزی كند، بسیار دوست‌داشتنی‌تر خواهد بود. البته این تنها موردی است كه من درباره خودم به كار نگرفته‌ام، زیرا من در جوشاندن آب هم مشكل دارم اما خدا را شكر می‌كنم متاهل هستم و همسرم هیچ وقت به آشپزی من فكر نكرده است.



 آفتابی شوید

20. برخی قرص‌ها را دور بریزید

زندگی سرپوشیده افراد در آپارتمان‌های مدرن باعث دوری از برخی عناصر طبیعی و توانایی‌ها می‌‌شود. متاسفانه تقریبا نیمی از ما دچار كمبود ویتامین D كه منبع اصلی آن خورشید است، هستیم. این ویتامین بسیار مهم می‌تواند در مبارزه با سرطان، دیابت و بیماری‌های قلبی از ما محافظت كند اما خودم هر روز مجبورم از مكمل‌های دارویی استفاده كنم. البته بهترین كار این است كه آفتاب را جایگزین قرص‌ها كنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391ساعت 9:18  توسط هرشنبه  | 

برای در امان ماندن از آلودگی چه کاری باید انجام داد؟

«آلودگي هوا كم بود حالا اين ريزگردها و گردوغبارها هم اضافه شده‌اند» اين جمله حتما برايتان آشناست. اين مشكل بسياري از نقاط ايران است كه اين روزها دامنگير تهراني‌ها هم شده و خيلي‌ها را ترسانده است. مي‌گويند اين ذرات سرطان‌زا هستند و باعث آسم و حتي مرگ ناگهاني مي‌شوند. تكليف ما با اين ذرات چيست؟ این پدیده رویدادی طبیعی است و در بخش‌هایی از جهان که دارای مناطق خشک و بیابانی وسیع هستند، ایجاد می‌شود. بیابان‌های وسیع کشورهای عربستان، عراق، سوریه و ایران نمونه‌هایی از این مناطق هستند. دوره‌های خشکسالی طولانی می‌تواند احتمال بروز این پدیده را افزایش دهد.

  این گرد و غبارها از کجا می‌آیند؟

کانون‌های تولید گرد و غبار هم در داخل و هم در خارج از کشور وجود دارند. گرد  و غبارهایی که به تهران و شهرهای غربی می‌رسد بیشتر از کشورهای عراق، عربستان، سوریه و دیگر کشورهای همجوار ایران وارد می‌شوند. علاوه بر این، در استان خوزستان نزدیک سوسنگرد نیز کانون کوچکی وجود دارد که البته توان زیادی ندارد. یکی از دلایل وجود اين گرد و غبارها این است که در زمان رژیم صدام و هنگام جنگ، هورهای عراق را خشک کردند كه باعث شد گرد و غبار تشدید شود. از طرف دیگر بخش اعظم عربستان بیابانی است، زمانی که بادهای شمال به این کانون‌ها می‌وزد، گرد و غبارها در چرخش‌های جریان هوا برداشت می‌شود و به سمت شرق می‌آید و در نهایت استان​های جنوبی ایران مانند خوزستان، ایلام، کرمانشاه، همدان، لرستان و گاهی حتی تهران را تحت تاثیر قرار می‌دهد. همچنین در حاشیه جنوبی زاگرس نیز منبعی برای تولید گرد و غبار وجود دارد که مناطق جنوبی ایران را تحت‌پوشش قرار می‌دهد و سالی چند بار استان خوزستان و کرمان را گرفتار خود می‌کند. به علاوه گرد و غبارهایی داریم که با وزش باد از سوی هندوستان و پاکستان به ایران منتقل می‌شوند که منطقه سیستان و استان کرمان را تحت تاثیر قرار می‌دهند.



آیا واقعا خطرناک است؟

نوع این گرد و غبارها از نام آن مشخص است. به عبارت دیگر از گرد و خاک تشکیل شده و طبیعتا یک مقدار از ذرات سيلیس، کوارتز  و سایر فلزات سنگین و ترکیباتی که در خاک وجود دارد نیز همراه آن است که میزان آنها بستگی به منشأ گرد و غبار دارد.  ذرات کوچک‌تر از 10‌میکرون می‌توانند وارد قسمت انتهایی دستگاه تنفسی شوند و از این جهت دارای اهمیت هستند. ذرات بزرگ‌تر از 10 میکرون نمی‌توانند وارد دستگاه تنفسی شوند و در قسمت مجاری فوقانی مثل بيني گرفتار می‌شوند. این ذرات براساس جنس و نوع‌شان ممکن است عوارضی را در پی داشته باشند. برای مثال می‌توانند باعث آسیب‌های قلبی، تنفسی، حساسیت‌ها و عفونت‌ها شوند. همچنین میدان دید را کاهش می‌دهند و باعث افزایش تصادفات می‌شوند و در صورت بی‌توجهی به پیش‌بینی‌های هواشناسی ممکن است باعث سقوط هواپیماها شوند. علاوه بر این، با کاهش میزان تابش نور خورشید به زمین، باعث کاهش دمای هوا شده و به مزارع و گیاهان آسیب می‌رسانند. به طور کلی براساس شدت و میزان غلظتی که دارند، می‌توانند گروهی از آسیب‌های جسمانی و روانشناختی را برای انسان‌ها و سایر موجودات زنده به همراه داشته باشند  افرادی که دچار مشکلات دستگاه تنفسی، آسم و بیماری‌های قلبی هستند و نیز افراد مسن، کودکان و زنان باردار در مقابل گرد‌و‌غبار و آلودگی‌ها آسیب‌پذیری بیشتری دارند  به‌خصوص زمانی که غلظت این گرد و غبارها زیاد باشد ممکن است به مراقبت‌های ویژه و اورژانسی نياز داشته باشند. همچنین ورزشکاران باید بدانند که در زمان ورزش، هوا با سرعت و حجم بیشتری وارد بدن می‌شود بنابراین ورزش در این هوا عوارض بیشتری خواهد داشت. توصیه می‌شود اگر می‌خواهید ورزش کنید، مکان‌هایی را انتخاب کنید که هوای پاک‌تری دارند. سرپوشیده بودن محیطی که در آن ورزش می‌کنید لزوما به معنای آسیب کمتر هنگام وجود گرد و غبار نیست، گاهی محیط‌های سربسته نسبت به محیط‌های باز هوای آلوده‌تری دارند.



 چرا کولرهای گازی بهتر از آبی هستند؟

این گرد و غبارها ممکن است در ساعاتی از روز کم یا زیاد شوند. در واقع شدت آن بستگی به موقعیت شهر دارد و اینکه باد با چه سرعتی، از چه جهتی و در چه زمانی می‌وزد. دیگر اینکه ممکن است در شهرهای مختلف، جهت‌ جریان هوا متفاوت باشد، بنابراین اگر شرایط جوی تغییر کند، شدت گرد و غبار نیز تغییر می‌یابد. به عنوان مثال در شرایط اینورژن یا وارونگی که تهویه طبیعی هوا به خوبی انجام نمی‌شود، غلظت این ذرات و نیز سایر آلاینده‌ها افزایش پیدا می‌کند. عوارض ناشی از این گرد و غبارها به علاوه آلاینده‌ها، باعث اثرات مضاعف بر سلامت انسان و محیط‌زیست می‌شود. بسیاری از افراد می‌پرسند که آیا لازم است در چنین موقعیت‌هایی تمام در و پنجره‌های خانه را بست یا خیر؟ این موضوع بستگی به میزان گرد و غبار دارد. مطمئنا اگر قرار است در منزل بمانیم باید در و پنجره‌ها بسته باشند و اگر درز یا شکافی دارند، بهتر است آنها را با درزگیر بپوشانید. به علاوه اگر از کولرهای آبی معمولی استفاده کنیم که پاشش آب مناسبی ندارند، ممکن است گردوغبار را داخل منزل یا محیط بسته‌ای كه در آن هستیم مسدود کرده و افزایش دهد. استفاده از کولرهای گازی با فیلتر مناسب که هوا را از داخل خانه می‌گیرند، بهتر است. اگر غلظت گرد و غبار زیاد باشد، آن بخش از موتور کولر گازی که در محیط بیرون قرار دارد ممکن است دچار آسیب شود. بهترین حالت، استفاده از سیستم‌های تهویه مطبوع با فیلترهای مناسب است. در هر حال هیچ کدام از این سیستم‌های هواکشی در مقابل ذرات خيلي ریز معلق نمی‌توانند به خوبی موثر باشند.



کودکان حساس‌ترند زیرا...

کودکان نسبت به بزرگسالان با خطر بیشتری مواجه هستند. درواقع آثار مزمن آلودگی و گرد و غبار در کودکان بیشتر بروز می‌کند به این دلیل که امید به زندگی یک فرد 60 ساله ممکن است 20 سال باشد و اگر امروز در معرض آلودگی هوا قرار بگیرد،20 سال فرصت دارد که در بدن این شخص تاثير سوء خود را نشان دهد اما یک کودک 3 ساله می‌تواند بالای 70 سال امید به زندگی داشته باشد بنابراین زمان بیشتری طول می‌کشد که آثار مزمن آن در بدنش ظاهر شود. علاوه براین کودکان نسبت به بزرگسالان تحرک بیشتری دارند و با سرعت بیشتری نفس می‌کشند، در نتیجه میزان هوایی که وارد بدنشان می‌شود در حد جثه خودشان نسبت به بزرگسالان بیشتر است و این موضوع آنها را در برابر آلودگی هوا حساس‌تر می‌کند. توصیه می‌شود کودکان در زمان آلودگی هوا بیرون نیایند. خانم‌های باردار و شیرده نیز جزو این گروه‌ها به حساب می‌آیند. جنین در حال رشد حتی از کودکان نیز حساس‌تر است و کاهش اکسیژنی که ممکن است در اثر گردوغبار یا آلودگی هوا ایجاد شود، اثر بیشتری بر جنین می‌گذارد.



 وقتی سرماخوردگی 6 ماه به طول می‌انجامد!

گرد و غبار و آلودگی هوا می‌تواند به عنوان یک محرک عمل کند بنابراین ممکن است باعث تشدید آلرژی شود. برای مثال افرادی را می بینیم که دچار سرماخوردگی ساده می‌شوند اما مانند همیشه طی 10 تا 15 روز بهبود پیدا نمی‌کنند و علائم سرفه و خلط برای ماه‌ها در آنها باقی می‌ماند. در بسیاری از مواقع ممکن است علت این سرماخوردگی‌های مزمن، آلودگی و گرد و غبار هوا باشد. اگر در زمان به اوج رسیدن آلودگی و گردوغبار هوا دچار سرفه می‌شوید بهتر است در منزل بمانید و تردد خود را به حداقل برسانید. اگر دچار حمله حاد و سرفه‌های شدید و تنگی‌نفس و خس خس سینه شدید، حتما به اورژانس مراجعه کنید. طیف علائم گرد و غبار و آلودگی می‌تواند از یک سرفه خیلی ساده که در عرض چند ثانیه برطرف می‌شود، شروع شده و به تنگی نفس و خس خس شدید و علائم معمول آسم برسد که تمام اینها نیاز به پیگیری و درمان دارد.



 ماسک بزنید و سبزی بخورید!

ذرات کوچک‌تر از 5/2 میکرون در این گرد و غبارها می‌توانند بسیار خطرناک باشند. استفاده از ماسک‌های معمولی برای جلوگیری از ورود آنها به بدن کفایت نمی‌کند. در واقع این ماسک‌ها ممکن است تا حدودی از ورود گرد و غبارهای درشت جلوگیری کنند اما نمی‌توانند گرد‌و‌غبارهای بسیار ریز را بگیرند. در این شرایط باید از ماسک‌هایی استفاده كرد که برای جلوگیری از انتقال آنفلوآنزا از آنها استفاده می‌شود. این ماسک‌ها که به 59-N معروفند، توانایی بیشتری در گرفتن گردوغبارها دارند. آلودگی‌ها تاثير زیانباری بر خون و جریان خون بدن می‌گذارند. اما می‌توان با داشتن تغذیه صحیح و استفاده از مواد حاوی آنتی‌اکسیدان، سیستم ایمنی بدن را تقویت و تا حدودی از صدمات ناشی از آن جلوگیری کرد. سبزیجات تیره‌رنگ و میوه‌های رنگی به دلیل اینکه آنتی‌اکسیدان بالایی دارند، می‌توانند در این زمینه بسیار تاثیرگذار باشند.



بيماران قلبي ‌و تنفسي بيشتر مواظب باشند

یکی از مشکلات عمده گرد و غبار تشدید بیماری‌های قلبی و ریوی مزمن است. برای مثال فردی که از قبل بیماری انسدادی مزمن تنفسی یا بیماری قلبی دارد، در اثر مواجهه با گرد و غبار ممکن است بیماری‌اش تشدید شود. همین‌طور کسانی که آسم دارند ممکن است دچار تشدید و حمله آسم شوند. در زمان گرد و غبار برای اینکه بدن بتواند نیازهایش را پاسخ دهد، مجبور است کار قلب را افزایش دهد. برای مثال ضربان قلب ممکن است از 70 به 100 برسد. کسانی که به دلیل گرفتگی رگ‌های قلبی نمی‌توانند این افزایش را تحمل کنند، ممکن است دچار حمله شوند. همچنین افراد سالمند ممکن است ظرفیت قلب‌شان کاهش پیدا کرده باشد و هنوز از آن اطلاع نداشته باشند. این افراد در معرض خطر آلودگی هوا و گرد و غبار هستند و باید تا حد امکان فعالیت‌های خارج از منزل را به زمان‌های دیگر محول کنند.



دکتر محمد هاشمی متخصص تغذیه موقع آلودگی و گردوغبار چه بخوریم؟

مصرف لبنیات باعث نرم شدن مخاط تنفسی و مخاط گوارشی می‌شود به همین دليل می‌تواند در جذب آلاینده‌ها رقابت کرده و در پاکسازی این مخاط‌ها نیز تاثیر داشته باشد. از طرف دیگر در دستگاه گوارش گیرنده‌هایی وجود دارند که فلزات دوظرفیتی مانند سرب را به خود جذب می‌کنند. کلسیم و منیزیمی که در لبنیات وجود دارد این گیرنده‌ها را پر كرده و با جذب سرب رقابت می‌کند، در نتیجه سرب کمتری وارد بدن می‌شود. در این مورد، لبنیات پروبیوتیک که دارای باکتری‌های مفید هستند، تاثیر بیشتری بر سلامت سیستم گوارشی و مقابله با آلاینده‌ها می‌گذارند. علاوه براین، سبزیجات و میوه‌ها‌ نیز با پاکسازی محیط گوارشی و با تغییر اسیدیته موجود در دستگاه گوارش، می‌توانند از جذب آلاینده‌ها جلوگیری کرده و در پاکسازی سیستم گوارشی از آلاینده‌ها تاثیر بگذارند. ضمن اینکه سیستم ایمنی بدن ما را تقویت می‌کنند و بدن می‌تواند در برابر ذرات خارجی که جذب بدن می‌شود مقاومت بیشتری داشته باشد و از عوارض ناخواسته ناشی از آلودگی‌ها جلوگیری کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1391ساعت 9:8  توسط هرشنبه  | 

4 علت اصلی طلاق چیست؟

می‌گویند یكی از شیرین‌ترین بخش‌های زندگی، ازدواج است اما متاسفانه برای بسیاری از جوانان این شیرینی به تلخی طلاق می‌انجامد. متاسفانه یکی از مسائلی که امروزه در جامعه پررنگ‌تر از قبل شده، پدیده طلاق است. آمارها حاکی از آن است که در دهه اخیر درصد طلاق بسیار بالا رفته، به طوری که می‌گویند در شهرها  از هر 3 ازدواج، یکی به طلاق منجر می‌شود که متاسفانه پیامدهای جبران‌ناپذیری را به دنبال خواهد داشت. در این مطلب به علت‌های اصلی طلاق در جامعه ایران اشاره می‌كنیم.

اگر طرف شما خیلی با شما فرق دارد احتیاط كنید

   1-  عدم شناخت از یکدیگر قبل از ازدواج


اولین علت اصلی طلاق در جامعه‌ایران، نداشتن شناخت مناسب زوج ها نسبت به یکدیگر پیش از ازدواج است. به بیان دیگر خانواده و خود فرد نسبت به خصوصیات و ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری شریک آینده زندگی‌اش آگاهی ندارد.

اما راه‌حل این مشكل چیست؟ برای شناخت صحیح، زوج‌ها ابتدا باید خود را بشناسند و زمانی که به خودشناسی رسیدند در درجه  بعد به دنبال کسی باشند که با توانایی‌ها و ارزش‌هایشان همخوانی داشته باشد. برای شناختن یکدیگر باید چند ملاک و معیار را مورد بررسی قرار دهند از جمله:

  •    از نظر فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی شبیه هم باشند، زیرا نگاه و گفت‌وگوی فضای زندگی از این مدخل است
  •    به لحاظ مذهبی در یک راستا باشند و به اعتقادات یکدیگر احترام بگذارند.
  •    تفاوت سنی را در نظر بگیرند. معمولا یک ازدواج معقول آن است که پسر بزرگ‌تر از دختر باشد. برخی این سؤال را مطرح می‌کنندکه اگر سن دختر از پسر بالاتر باشد چه پیش می‌آید؟ در پاسخ باید گفت که اگر طرف مقابل تمام ملاک‌های دیگر طرف مقابل را داشته باشد و تفاوت سنی را هم دختر و هم پسر پذیرفته باشند مشكلی نیست.
  •    توجه به ظاهر: باید هر دو طرف از ظاهر و آراستگی شریک زندگی‌شان خوش‌شان بیاید. اگر چه خیلی از جوانان این مورد را به عنوان اولین و مهم‌ترین نكته در نظر می‌گیرند و بعد سراغ سایر ملاک‌ها و معیارها می‌روند که این نوع شیوه انتخاب، نادرست است.
  •   میزان یکسان انرژی: دختر و پسر باید انرژی‌های یکسان داشته باشند، زیرا این مسئله به آنها کمک می‌کند که همپا و رفیق یکدیگر باشند.
  •    توجه به عادت‌های شخصی: باید به این مسئله توجه داشت که آیا ما به عنوان یک همسر می‌توانیم با عادت‌های شریک آینده زندگی‌مان مانند نوع و نحوه صحبت کردن، لباس پوشیدن، راه رفتن و... کنار بیاییم.
  •    میزان پول خرج کردن: این را باید بدانید كه نوع، میزان و نحوه پول خرج کردن  در زندگی مشترک بسیار مهم است و اگر در این زمینه مشكلی باشد، می‌تواند حتی منجر به طلاق شود.
زوج‌های جوان باید بدانند که بعد از ازدواج هیچ تغییری رخ نمی‌دهد بلکه اصرار در تغییر باعث مقاومت طرف مقابل، لج و لجبازی، دعوا و قهر  و درنهایت منجر به طلاق می‌شود، پس اگر نمی‌خواهید با طلاق و تبعات آن روبه رو شوید، این ملاک‌ها را جدی بگیرید.

بارها دیده شده است که دختران و پسران جوان برای انتخاب همسر به دنبال شخصی متفاوت از خود در واقع نقطه مقابل خود به لحاظ شخصیتی می‌گردند. به عنوان مثال ممکن است که دختری اجتماعی با روابط عمومی قوی به دنبال مردی باشد که روابط اجتماعی محدودی داشته باشد، وقتی این زوج کنار هم قرار گیرند مسلما یکدیگر را درک نمی‌کنند و در آینده همین درك نكردن، مسئله ساز خواهد شد. افراد برای انتخاب شریک زندگی‌شان باید تشابه شخصیتی را مدنظر قرار دهند و شریکی را انتخاب كنند که از هر جهت شبیه خودشان باشد.



می‌توانید با هم حرف بزنید؟  

 2- توانایی نداشتن ارتباط موثر و سازگار نبودن(عدم تفاهم)


 دومین دلیل طلاق در جامعه‌ایران‌نداشتن تفاهم است. زوج‌ها برای ادامه یک ارتباط رضایتمند باید از مهارت‌های زندگی مانند گفت‌وگو کردن، گوش دادن و توانایی حل مسئله آگاهی داشته باشند و این را بدانند که با تشکیل زندگی «من» و «منیت» از بین رفته و «من» تبدیل به «ما» می‌شود. در زندگی‌مشترک نفع «ما» مطرح است. همچنین زوج‌ها  باید توانایی سازگاری در هر شرایطی را داشته باشند. در زندگی مشترک، گفت‌وگو کردن به عنوان یک عامل مهم در ازدواج موفق است. زوج‌هایی که بیشتر اهل گفت‌وگو هستند، توانایی حل مسئله را نیز دارند. متاسفانه از هر 10 زوج، کمتر از 3 زوج توانایی گفت‌وگو کردن به شیوه مناسب را دارند. باید به این مسئله توجه داشت که وقتی نتوان با گفت‌وگو به حل مسئله‌ای پرداخت، مشکل بغرنج خواهد شد.

تكراری نشوید

  3- آبیاری نشدن رابطه (تکراری شدن)


سومین علت اختلاف و طلاق میان زوج‌ها، تکراری شدن زن و شوهر برای یکدیگر است. این را باید دانست که رابطه زناشویی مانند یک گیاه است و باید برای رشد آن و جلوگیری از خراب شدن و پژمرده شدن به آن رسیدگی کرد. منظور این است که حس‌ها و نگاه‌های تازه که در روزهای نخست آشنایی وجود داشته را دوباره بسازیم. تازگی داشتن برای یکدیگر سبب می‌شود که هر دو طرف از لحاظ عاطفی به یکدیگر نزدیک شوند و حس مهم بودن را به یکدیگر انتقال دهند. زمانی که زوج‌ها وارد فضای طلاق می‌شوند در واقع این پیام را برای یکدیگر می‌فرستند که «تو برای من مهم نیستی.» این در حالی است كه هر دو طرف می‌توانند كارهایی انجام دهند كه برای طرف مقابل تكراری و خسته‌كننده نشوندوطرف مقابل هم اهمیت آنها‌را در زندگی خودش بداند‌.



وقتی دیگران زندگی را خراب می‌كنند

  4- دخالت‌هایی از بیرون

چهارمین علت اصلی طلاق را می‌توان دست‌های دخالت‌گری از بیرون دانست، دخالت‌ها می‌تواند شامل موارد ذیل باشد:
  •  دخالت خانواده: متاسفانه بسیاری از زوج‌ها این مجال و اجازه را به خانواده‌هایشان می‌دهند که از همان روزهای اول ازدواج در زندگی‌شان مداخله كنند. علت این دخالت به وابستگی فرد به خانواده نخستینش بازمی‌گردد. دختر و پسر وقتی درصدد تشکیل زندگی مشترك هستند، باید وابستگی خود را از خانواده کم كنند و هر کدام از آنها برای پایداری زندگی شان به مدیریت خانواده خود بپردازند.
  •  دخالت امور شغلی و کاری: اهمیت دادن بیش از اندازه به کار و شغل سبب می‌شود که زوج‌ها نتوانند وقت مفید و کافی کنار یکدیگر داشته باشند که بالطبع این مسئله باعث می‌شود محبت در خانواده کمرنگ شود. این را باید دانست که شغل همه زندگی نیست بلکه ابزاری برای زندگی است.
  • دخالت اهداف شخصی: گاهی یکی از زوجین اهداف خود را بزرگ جلوه داده و به آن بها می‌دهد، مثلا ممکن است یکی از همسران دوست داشته باشد به خارج از کشور مهاجرت کند یا اینکه در منطقه خاصی خانه داشته باشد، در حالی كه طرف مقابل چنین تفكری ندارد. وقتی به این مسائل  بیش از حد پرداخته شود عملا سکان زندگی از دست زن و شوهر خارج می‌شود و روابط به سمت گسسته شدن پیش می‌رود. بهترین راه‌حل برای این دسته از زوج‌ها این است که امیال و اهداف خود را در خانه مطرح کنند و تصمیم مشارکتی بگیرند. امروزه فضا، فضای مشارکتی است.
  • دخالت فرزندان: زوج‌ها برخی اوقات به فرزندان‌شان بیش از اندازه بها می‌دهند، به طوری که تصمیمات را فرزندان بر عهده می‌گیرند تا جایی که حتی زن و شوهر به دلیل توقعات بالای فرزندانشان لحظه‌ای نمی‌توانند با همسرشان خلوت كنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1391ساعت 9:5  توسط هرشنبه  | 

راه​هایی برای آنکه همیشه لیلی و مجنون باشید

اگر با دیدن یک زندگی عاشقانه، به دنبال رازورمز عجیبی در زندگی آنها می‌گردید، دست نگه ‌دارید. لیلی و مجنون‌ها راز پیچیده‌ای برای عاشق هم بودن ندارند. برای اینکه شما هم در گروه خوشبخت‌ترین‌ها جا بگیرید، لازم نیست کار خارق‌العاده‌ای انجام دهید. باور کنید همین موضوعاتی که راحت از کنارشان می‌گذرید و همین ریزه‌کاری‌هایی که هر روز فراموش‌شان می‌کنید، کلید خوشبختی شما هستند. هیجان‌های ساده‌ای که پیش از این به آنها اهمیت نمی‌دادید و درد دل‌هایی که فکر می‌کردید سر همسرتان را به درد می‌آورند، می‌توانند خیلی زود فاصله‌ای که میانتان افتاده را از بین ببرند و شما را هم به گروه خوشبخت‌ترین‌ها وارد کنند. پس برای شروع، کمی به پیشنهادهای ما فکر کنید و بعد به دنبال راه‌حل‌های ساده و تازه‌تری برای خوشبخت بودن بگردید.

 زندگی​تان را دونفرکنید

مهم نیست که او به سبب کار دیر به خانه بازمی‌گردد یا برای رسیدگی به موضوع دیگری بعد از شما وارد خانه می‌شود. نشان دادن انتظار‌تان به او یکی از موضوعاتی است که می‌تواند همسرتان را برای وارد شدن به خانه، هیجان‌زده کند. این انتظار می‌تواند با یک ظاهر آراسته، یک میز‌غذا یا برنامه‌ریزی برای یک فعالیت دونفره خودش را نشان دهد. اگر فیلم جدیدی را خریده‌اید، بهتر است صبر کنید که او به خانه بازگردد و در فرصتی مناسب با هم آن را تماشا کنید. حتی اگر به‌شدت بستنی سنتی هوس کرده‌اید، تا رسیدن او به سهم خودتان هم دست نزنید. به همسرتان نشان دهید که حتی اتفاق‌های کوچک، بدون حضور او در خانه نمی‌افتد و شما برای کوچک‌ترین لذت‌هایتان هم دوست دارید او را شریک کنید. گمان نکنید هربار که چنین انتظاری را تحمل می‌کنید، او با یک واکنش هیجان‌انگیز باید پاسخ‌تان را بدهد بلکه به تاثیری که این با هم بودن در طول زمان بر زندگی شما می‌گذارد فکر کنید و با مشترک‌ کردن زندگی‌تان، یک آینده خوب را تضمین کنید.

 به موقع غر بزنید

طبیعی است که در زندگی شما هم مثل آدم‌های دیگر، اختلاف‌نظرها و سوء‌تفاهم‌هایی وجود داشته باشد و طبیعی است که شما هم مثل آدم‌های دیگر بخواهید، با بحث و حرف‌زدن مشکل‌تان را حل کنید. اما یادتان نرود که بدون انتخاب زمان و مکان درست، بازنده خواهید بود. اگر همسرتان در کنار شما نیست، تا رسیدن او به خانه صبر کنید و بعد توضیح دهید چه موضوعی شما را نگران کرده و از او هم توضیح بخواهید. اگر خسته ‌است، مشغول فوتبال دیدن است یا برای انجام کاری عجله دارد، هرگز موضوع را مطرح نکنید و تا آرام شدن شرایط صبر کنید. این صبر کردن هم به شما یک موقعیت طلایی برای برطرف کردن سوء‌تفاهم می‌دهد و هم فرصت فکر کردنی که می‌تواند شما را برای یک بحث جدی آماده‌تر کند. پیش کشیدن مشکلات در بسیاری از شرایط، نه‌تنها کمکی به حل آنها نمی‌کند، بلکه تنها از شما  تصویری می​سازد که دوست دارد همیشه و همیشه غر بزند.



   عادات​ سریع عوض نمی​شوند

گمان نکنید که با غر زدن می‌توانید او را اصلاح کنید. در چنین شرایطی، فشارهای شما تنها او را مقاوم‌تر می‌کند و باعث می‌شود که بیشتر روی رفتارها و عقایدش پافشاری کند. اگر می‌خواهید همسرتان را تغییر دهید، در اولین قدم، با آرامش برایش توضیح دهید که چرا این رفتار شما را آزار می‌دهد. حالا که موضع‌تان را در این مورد روشن کردید، به او کمی زمان بدهید. رفتارهای شما در این دوره می‌تواند تاثیرگذار باشد و عادات نادرست او را به مرور تغییر دهد. او را تحقیر نکنید و با مدام گلایه کردن زندگی‌تان را درگیر مشکل تازه‌ای نکنید. البته درست است که برخی از عادات او در طول زمان و با درخواست شما تغییر می‌کند و با شبیه‌تر شدن شما به هم، شکل دیگری به خود می‌گیرد اما برخی از عادات ممکن است تا ابد تغییر نکند. شاید علاقه همسرتان به شما باعث کمرنگ‌‌تر شدن عاداتی شود که شما را عذاب می‌دهد اما اگر انتظار دارید که او یک‌شبه تغییر کند و عادات معمولش را کنار بگذارد، تنها خودتان را آزار می‌دهید. یادتان نرود که بعضی از رفتار‌ها، جزو اصلی شخصیت او هستند و نه با غر زدن و نه با تهدید کردن، نمی‌توانید آنها را تغییر دهید. اگر او خجالتی است، با فشارهای شما اجتماعی نمی‌شود و اگر زود جوش می‌آورد، با قهر شما یک شبه فرشته نمی‌شود. درست است که این عادات هم می‌تواند به مرور زمان کمرنگ شود اما بعضی‌هایشان هیچ وقت از وجود او حذف نمی‌شود.



   با هم فکر کنید

خیلی از کارها و تصمیمات، ممکن است تنها مربوط به شما باشند و حتی ممکن است در آن مورد خاص، شما بیشتر از همسرتان توانایی یا اطلاع داشته باشید اما حتی در این موارد هم، قرار نیست تکروی کنید. سعی کنید همسرتان را تا آنجا که می‌توانید در فعالیت‌هایتان دخیل کنید. وارد کردن او به حوزه‌های دیگر زندگی‌تان به معنی مداخله در کارهای شما نیست. بلکه از این طریق می‌توانید احساسی که نسبت به فعالیت‌های مختلف دارید را به او منتقل کنید و به او نشان دهید که برای بخش‌های مختلف زندگی‌تان چقدر ارزش قائل هستید. صحبت کردن درباره شرایط کاریتان، به او می‌گوید که چقدر عاشق کار‌تان هستید یا اینکه برای دریافت حقوق پایان ماه‌تان، چقدر فشار را تحمل می‌کنید. او را در همه ابعاد زندگی‌تان شریک کنید و نگذارید حتی در لحظاتی که برای ورزش کردن، کار، ملاقات دوستان و... از او دور هستید، از حس و حال شما بی‌خبر بماند.



 شما باید بهترین باشید

شاید فکر کنید همسرتان از آن دسته آدم‌هایی است که به ظاهر شما توجه نمی​کند یا جایگاه شغلی و تحصیلی‌تان برایش اهمیتی ندارد. ممکن است فکر کنید او شما را بدون هیچ کدام از این جزئیات دوست دارد و برایش تنها و تنها خود شما مهم هستید. خب! ما این موضوع را رد نمی‌کنیم، تنها می‌گوییم این تمام واقعیت نیست. درست است که همسرتان شما را همان‌طور که هستید دوست دارد اما ریزه‌کاری‌هایی که به‌نظرتان بی‌اهمیت می‌رسند، می‌توانند آرام آرام روی نظر او تاثیر بگذارند. نه اینکه با یک روز نامرتب بودن، بیمار شدن یا رها کردن کار تمام عشقش از بین ببرد اما او هم مثل هر شخص دیگری، مطمئنا از اینکه یک زن کم‌عیب و نقص داشته باشد، لذت می‌برد. شاید او با دیدن برخی موضوعات یا شکست‌هایتان، واکنشی نشان ندهد اما همسر شما هم مثل آدم‌های دیگر دوست دارد شما را در همه ابعاد زندگی‌تان یک سر و گردن بالاتر از دیگران ببیند. یادتان نرود که همه آدم‌ها به دلایلی برای افتخار کردن احتیاج دارند؛ دلایلی که شاید برخی‌هایشان کوچک و کم‌اهمیت باشند اما به هیچ قیمتی نباید حذف شوند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391ساعت 9:9  توسط هرشنبه  | 

پاسخ به همه سوالات شما درباره کاشت مو

موی سر انسان از مواردی است که از نظر زیبایی اهمیت زیادی دارد و به خصوص در برقراری روابط اجتماعی با افراد نقش مهمی را بازی می‌کند، چیزی که ممکن است حتی در قضاوت دیگران نسبت به شما اثر داشته باشد.
 علاوه بر پاکیزگی و خوش‌حالت بودن مو، حجم مو نیز مهم است به طوری که از دست دادن آن موجب استرس و فشار روحی می‌شود و فرد مبتلا مدام نگران نگاه و کنایه اطرافیان است. به دلیل تمام این مسائل، انسان به دنبال راهی برای رفع این مشکل بوده و با وجود درمان‌های بسیاری که برای این مشکل وجود دارد، شاید بتوان گفت یکی از امیدهای افراد به کاشت موست. کاشت موی طبیعی روشی است ، برای افرادی که دچار ریزش مو یا طاسی شدید شده‌اند، قابل انجام است و یکی از راه‌های جبران طاسی سر است. این روش در سال‌های اخیر دچار تحولات شگرفی شده و در صورتی‌که به درستی انجام شده باشد، به سختی می‌توان کاشت مو را در یک فرد تشخیص داد. ضمن آنکه با یک جراحی سرپایی می‌توان نتایج شگفت‌انگیزی را شاهد بود. به همین دلیل با دکتر فرامرز صفائی، بورد تخصصی جراحی(پلاستیک –ترمیمی) گفت‌وگویی را درباره آنچه باید درباره کاشت مو بدانید داشته‌ایم که می‌خوانید. 

  چرخه رشد مو به چه صورت است؟

در فردی که دچار ریزش مو نیست، سرعت رشد مو یک سانتی‌متر در ماه است. به طور کلی چرخه رشد مو به 3 مرحله تقسیم می‌شود؛ مرحله اول آناژن نام دارد که مرحله رشد فعال موست. در این مرحله فولیکول‌های مو به سرعت تکثیر می‌شوند. در فردی که دچار ریزش مو نیست 90 درصد موها در این مرحله قرار دارند. طول این دوره در افراد متفاوت است اما به‌طورکلی از 3 تا 8 سال ذکر شده است. مرحله بعدی مرحله کاتاژن است که یک مرحله دگرگونی است. این مرحله حدود 2 تا 3 هفته طول می‌کشد و به دنبالش فازی به نام تلوژن شروع می‌شود که در حقیقت فاز استراحت است و رشد مو در آن متوقف می‌شود. در این مرحله اتصال فولیکول مو ضعیف‌تر می‌شود و در نهایت مو می‌ریزد. این مرحله هم به طور معمول 3 تا 4 ماه طول می‌کشد و در آن رشد قابل توجهی در گرافت‌های مو دیده نمی‌شود و تا این مرحله پشت سر گذاشته شود، موها وارد مرحله رشد می‌شود. به طور عادی تمام افراد این مراحل را می‌گذرانند. به‌طورکلی10 درصد موها در افراد عادی که دچار ریزش مو نیستند در مرحله استراحت قرار دارند و اگر میزان ریزش مو بیشتر از رشد مو باشد به تدریج نازک شدن موها و بر اثر داشتن سیر پیشرونده مسئله طاسی ایجاد می‌شود. 

مرحله تلوژن به طور شایع بعد از کاشت مو رخ می‌دهد و به همین دلیل است که رشد قابل توجهی در گرافت مو دیده نمی‌شود تا این مرحله پشت سر گذاشته شود. علاوه بر آن بر اثر تروماهای جراحی حین کاشت، بعضی از موهای طبیعی فرد وارد مرحله کاتاژن و سپس تلوژن می‌شوند. 

انواع مو و خصوصیات آن کدامند؟

به طور کلی در انسان 3 نوع مو تشخیص داده شده است. یک نوع مو(lanugo) که روی پوست جنین را می‌پوشاند و بسیار ظریف، نرم و بدون رنگدانه است و معمولا تا ماه هشتم بارداری هم می‌ریزد. نوع دوم مو (Vellus) موهای کوچک، نرم با قطر کمتر از03/0 میلی‌متر و با طول یک سانتی‌متر است که معمولا بدون رنگدانه بوده، ریشه سطحی داشته و در قسمت فوقاتی درم قرار دارد. نوع سوم مو (Terminal) موهای بزرگ‌ترند، قطر بیشتر از 6/0 میلی‌متر دارند و طولشان هم بیشتر از یک سانتی‌متر است. اغلب حاوی رنگدانه هستند و ریشه‌هایشان هم در قسمت زیرجلدی قرار دارد. 

در زمان بلوغ این موها در برخی از نواحی بدن مانند زیربغل، صورت و سرتحت‌تاثیر هورمون‌های آندروژنیک به موهای ترمینال تبدیل می‌شوند. 

چه عواملی باعث ریزش مو می‌شوند؟

به طور کلی می‌توان ریزش مو را به 2 نوع دارای الگو (سیکاتریسیل) و بدون الگو (نان سیکاتریسیل) تقسیم کرد که ریزش موی دارای الگو شایع‌ترین فرم است که هم مردان و هم زنان را درگیر می‌کند که در این فرآیند موهای ترمینال بزرگ و دارای رنگدانه به طور پیشرونده جای خود را به موهای ظریف و بدون رنگ می‌دهند. به طور کلی ریزش مو با الگوی مردانه، ریزش موی آندروژنیک در خانم‌ها، ریزش مو به دنبال تروماها و جراحی‌ها و علل مادرزادی را می‌توان از عوامل مهم ریزش مو برشمرد. آنچه درباره کاشت مو بیشتر در آقایان می‌توان دید، الگوی ریزش موی مردانه است. بعد از آندروژن‌ها یکی دیگر از عوامل ریزش مو در آقایان فاکتورهای ژنتیک است هر چند هنوز به طور مشخص ژنی مسئول ریزش شناخته نشده است. 



  ریزش مو با الگوی زنانه چیست؟

در ریزش مو با الگوی زنانه تاثیر آندروژن به اندازه الگوی ریزش موی مردانه نیست هر چند که برخی خانم‌ها ریزش مو الگوی مردانه دارند. دسته دیگری از خانم‌ها هستند که به دلیل داشتن تومورهایی که هورمون جنسی مردانه ترشح می‌کنند، ریزش موی مردانه دارند ولی بیشتر خانم‌هایی که دچار ریزش مو با الگوی زنانه می‌شوند، آنزیمی دارند که غلظتش در سر خانم‌ها 5 برابر غلظت آن در آقایان است. این آنزیم تبدیل تستوسترون به استروژن را افزایش می‌دهد و طی واکنش‌های شیمیایی میزان آندورژن‌های آزاد خون کاهش می‌یابند. در مورد عوامل ژنتیک در خانم‌ها هم نحوه وراثت به طور کامل شناخته شده نیست. 

 علل ریزش موی بدون الگو

دسته دیگری از ریزش‌ موها بدون الگوست و به 2 گروه عمده تقسیم می‌شود؛ در گروه اول بعد از ریزش اسکار ایجاد می‌شود و پوست براق به نظر می‌رسد. علل شایع این نوع ریزش مو به 4 دسته عفونت‌ها، بیماری‌های التهابی، علل تروماتیک و نئوپلاسم‌ها تقسیم می‌شود. در گروه دوم پوست ضخامت خود را حفظ می‌کند و شفافیت طبیعی خودش را هم از دست نمی‌دهد و هیچ اسکار خاصی را به جا نمی‌گذارد. علل عمده این مشکل متابولیک بوده و یکی از آنها هم کمبود آهن و بیماری‌های تیروئید است در خانم‌هایی که به دلیل کمبود آهن قسمت مرکزی موها نازک می‌شود و تشخیص الگوی زنانه داده می‌شود، می‌توان دوره درمانی با آهن را به مدت 6 ماه برای آنها در نظر گرفت و در بسیاری از موارد نیازی به کاشت نیست. 



 در انتخاب بیمار برای کاشت مو باید به چه مواردی توجه کرد؟

سن: ایده‌آل‌ترین افراد برای کاشت مو افرادی هستند که بالای 30 سال دارند. افراد زیر 30 سال هرچند بیشترین متقاضیان را تشکیل می‌دهند، اما کاندیداهای خوبی نیستند زیرا ریزش موی فعال این افراد هنوز متوقف نشده و الگوی نهایی ریزش مو در آنها به طور کامل مشخص نشده است. قطر تنه مو: قطر تنه‌مو بسیار حیاتی و مهم است. افرادی که قطر موی آنها زیاد است در مقایسه با افرادی که قطر موی آنها کم است، کاندیدای بهتری هستند زیرا بعد از انجام کاشت مو تراکم بهتری را می‌توان شاهد بود.  ناحیه دهنده مو: اگر میزان واحد فولیکول‌های مو در ناحیه دهنده بیش از 80 در سانتی‌متر مربع باشد فرد کاندیدای عالی‌ای برای کاشت موست.  شدت طاسی: شاید میزان طاسی مهم‌ترین معیار در انتخاب فرد برای کاشت مو باشد. به عنوان مثال افرادی که دچار ریزش مو وسیع هستند و تنها یک نوار باریک در پشت سرشان باقی می‌ماند، کاندیدای خوبی برای کاشت مو نیستند، چون میزان موی ناحیه دهنده کم است و این تعداد کم مو نمی‌تواند رضایت بیمار را جلب کند.  انتظارات بیمار: فرد متقاضی کاشت مو باید انتظارات واقع‌گرایانه از کاشت مو داشته باشدکه بیشتر انتظارات غیرواقع‌گرایانه در خصوص میزان تراکم و خط رویش موست. 



  چه بیماریی‌هایی ممکن است در کاشت تداخل ایجاد کند؟

برخی بیماری‌ها هستند که ممکن است مانع از انجام کاشت مو شوند ولی اگر بتوان آنها را کنترل کرد، تداخلی نخواهند داشت.  به عنوان مثال بالا بودن فشار خون می‌تواند موجب خونریزی شدید طی یا بعد از عمل کاشت مو شود ولی اگر فشار خون بیمار هنگام و بعد از عمل کنترل شود، معمولا مشکلی به وجود نمی‌آید. حتی بیمارانی که جراحی بای‌پس قلب انجام داده‌اند به شرط آنکه یکسری عوامل را رعایت کنند و میزان کاشت مو در هر جلسه کم باشد، می‌توانند تحت عمل کاشت مو قرار بگیرند. گروه دیگری از بیماران که ممکن است مورد سوال قرار بگیرند بیماران دیابتی هستند که در این مورد هم با کنترل بیماری و با رعایت فاصله 6 ماهه بین کاشت‌ها می‌توان عمل کاشت را انجام داد. برخی بیماری‌های پوستی نیز وجود دارد که ممکن است مانع از کاشت موی موفقیت‌آمیز شود، در این دسته از افراد تا زمانی که بیماری کنترل نشده و تا 6 ماه بعد از ثابت ماندن شرایط بیماری نباید عمل کاشت مو را انجام داد. 



  طبقه‌بندی ریزش مو در آقایان و خانم‌ها

مهم‌ترین طبقه‌بندی در مورد طاسی آقایان طبقه‌بندی نوروود(Norwood) است که ریزش مو را به  7 نوع تقسیم می‌کند. در مورد خانم‌ها هم چند نوع طبقه‌بندی وجود دارد که یکی از آنها به لودویگ (Ludwig) معروف است و آن را به 3 گروه تقسیم‌ می‌کند. 



 نکات مهم بعد از کاشت مو

معمولا تا 72 ساعت بعد از کاشت مو بهتر است فرد استراحت کند و زیر سرش زاویه 45 درجه داشته باشد تا ورم ناشی از کاشت مو کمتر شود. هر چند نباید استراحت مطلق داشته باشد. به دلیل تزریق داروها ممکن است ورمی در ناحیه پیشانی ایجاد شود که طی چند روز از بین می‌رود. درصورتی که بعد از جراحی از پانسمان استفاده شده باشد، روز دوم بعد از کاشت باید به کلینیک مراجعه شود تا پانسمان‌شان عوض شود. فرد طی 2 هفته اول نباید فعالیت ورزشی شدید داشته باشد و از تماس با آفتاب بپرهیزد. نکته مهم این است که تمام موهایی که به هر 3 روش کاشته می‌شود، می‌ریزد. این ریزش مو ممکن است از هفته سوم شروع شود و تا ماه سوم هم حتی ادامه پیدا کند. از ماه سوم به بعد است که موها شروع به رشد می‌کنند. بنابراین برای مشاهده اثرات رشد باید90  تا 120 روز صبر کرد و برای مشاهده نتایج کامل توصیه می‌شود از 8 ماه تا یک سال ‌وقت بگذارند.



 روش‌های کاشت مو کدام‌ها هستند؟

به طور کلی 3 روش عمده برای کاشت مو وجود دارد، FUT، FIT و روش ترکیبی. در روش FUT یک نوار مو از ناحیه پشت سر بیمار برداشته می‌شود. بسته به اندازه سر بیمار، میزان موی مورد نیاز، تراکم در ناحیه پشت سر و انعطاف‌پذیری پوست طول این نوار می‌تواند از 18 تا 24 سانتی‌متر و عرض آن از 15 تا 20 میلی‌متر باشد. بعد از برداشت نوار واحدهای فولیکولی زیر میکروسکوپ به صورت گرافت‌های حاوی یک، 2 ، 3 و 4 تار مو تقسیم می‌شود. به گرافت‌های حاوی یک یا 2 تار مو میکروگرافت و به گرافت‌های حاوی 3 یا 4 یا بیشتر تار مو مینی‌گرافت گفته می‌شود. با این روش معمولا بین 200 تا 1500 گرافت یا4 تا 6 هزار تار مو به‌دست می‌آید. 

با استفاده از سوزن‌ها یا تیغ‌های مخصوص سوراخ‌هایی در ناحیه گیرنده ایجاد شده و گرافت‌های آماده شده در آنها قرار داده می‌شوند. محل برداشت نوار از پشت سر بخیه زده می‌شود که اگر محل برداشت بدون کشش دوخته شود، به صورت یک خط باریک باقی‌ می‌ماند و توسط موهای پشت سر پوشانده شده و دیده نمی‌شود. در صورتی که پوست پشت سر تحت کشش نباشد و الاستیسیته آن خوب باشد، می‌توان در صورت لزوم 9 تا 12 ماه بعد روش FUT را تکرار کرد. 

در روش FITبرش جراحی وجود ندارد بلکه با پانچ‌های مخصوص فولیکول‌ها را از نواحی پشت سر به صورت جداگانه برمی‌دارند و در نواحی مورد نظر می‌کارند. از آنجا که در محلی که مو از آن برداشته می‌شود دیگر مو رشد نمی‌کند باید این کار به صورت منتشر انجام شود تا تراکم ناحیه دهنده خیلی کم نشود. در صورتی‌که تراکم موی بیمار در ناحیه پشت سر خوب باشد، روش ارجح FUT است و موفقیت پیوند مو در این روش بیش از 95 درصد است. 

در روش ترکیبی که چند سالی است متداول شده در صورتی که بیمار منطقه طاسی وسیع داشته و تمایل داشته باشد کاشت مو در یک مرحله انجام شود، استفاده می‌شود. در این روش ابتدا روش FUT و سپس در همان روز یا روز بعد روش FIT انجام می‌شود. 
 
 نکات مهم قبل از کاشت مو

بیمار باید از 10روز قبل از عمل از داروهایی مانند پروفن، آسپیرین و آنتی‌هیستامین استفاده نکند و اگر از داروهای موضعی مانند ماینوکسیدیل استفاده می‌کند 2 هفته قبل از عمل آن را قطع کند چون این دارو پرخونی موضعی ایجاد می‌کند. شب قبل از پیوند مو با یک شامپو باید سر را شسته و در صورت استفاده از روش FIT یا روش ترکیبی سر را بتراشد. بهتر است وعده غذایی قبل از پیوند مو مختصر ولی مقوی باشد و از نوشیدن مایعات زیاد و چای قبل از کاشت مو خودداری شود. 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391ساعت 9:8  توسط هرشنبه  | 

شاد بودن را همین الان شروع کنید!

شادی و خوشحالی در ذات ما انسان‌هاست. این حسی است كه همه ما قبل از بسیاری آموخته‌های دیگر بی‌واسطه آن را تجربه می‌كنیم. قبل از اینكه به مدرسه برویم، بفهمیم اهل كدام كشور هستیم، وارد دانشگاه شویم و... شادبودن را تجربه می‌كنیم. شادی زمانی سراغ شما می‌آید كه در مرحله تعادل با خودتان قرار بگیرید. وقتی كه نپرسید چرا زنگ نزد؟ حالا با زندگی‌ام چه كنم؟ قرض‌هایم را چطور بدهم و... در چنین حالتی شما شادمان نخواهید بود. زمانی شاد خواهید بود كه فكر نكنید اگر همسر ایده‌آل خود را پیدا كنید، اگر پولدار شوید، اگر خانه بزرگی داشته باشید یا اگر فلان منصب شغلی را داشته باشید شاد و خوشحال خواهید بود؛ وقتی كه بفهمید شادی همین الان درون شماست.
مهم‌ترین كار، دوست بودن است

ارتباطات اجتماعی مهم‌ترین بخش دستیابی به شادی هستند. تحقیقات دانشمندان علوم اجتماعی نشان داده، ارتباطات موفق و رضایت‌بخش صرفا عواملی هستند كه درجه شادكامی شما را از خیلی شاد به بی‌نهایت شاد ارتقا می‌دهند. یك اشتباه رایج كه بسیاری از ما مرتكب می‌شویم این است كه آنقدر خودمان را در جست‌وجوی خوشحالی مشغول می‌كنیم كه یادمان می‌رود بهترین زمان، انرژی و توجه خود را باید برای روابط‌مان صرف كنیم. هرروز به‌خودتان یادآوری كنید كه شادی در ارتباطاتی است كه شما با مردم برقرار كرده و در دوستی‌هایی است كه حفظ می‌كنید.اگر می‌خواهید شاد باشید، سعی كنید دوست خوبی برای دیگران باشید. مهم‌ترین روابط خود را مشخص كرده و فكر كنید كه چطور می‌توانید برای همسر، فرزند، همكاران، مشتریان و دیگران یك دوست واقعی باشید. راه دیگر برای افزایش شادكامی این است كه به‌خودتان قول دهید به‌صورت خودآگاه و تا حد امكان فردی دوست‌داشتنی باشید. هدف شما برای محبت كردن كلید شادی شماست. تحقیقات برخی روانشناسان نشان داده تفاوتی بین شادی و عشق وجود ندارد.



عاشق كارتان باشید

ادارات و محل‌های كار امروزی یك تراژدی مدرن هستند. افراد بسیار زیادی بدون كمترین حسی از لذت و عشق سركار می‌روند و مثل روبات فقط انجام وظیفه می‌كنند. یكی از بزرگ‌ترین اشتباهات مردم این است كه سعی نمی‌كنند شغلی را انتخاب كنند كه از انجامش لذت ببرند. در ایالات متحده تنها 50درصد مردم از شغل خود احساس رضایت دارند. (خود شغل نه شرایط شغلی‌شان). شما می‌توانید با هدفگذاری شغلی درصد شادی خود را افزایش دهید. برای خودتان موفقیت واقعی را تعریف كنید؛ چه چیزی برایتان واقعا ارزشمند است و چطور می‌توانید خلاق‌تر باشید و بیشتر از كارتان لذت ببرید.

هرچه بیشتر بتوانید بگویید من كارم را دوست دارم و واقعا به این جمله اعتقاد داشته باشید، درصد شادكامی شما افزایش می‌یابد. افرادی كه كارشان را دوست دارند معمولا حس می‌كنند راحت‌تر و بهتر به هدفی كه به آن اعتقاد دارند نزدیك می‌شوند. یادتان باشد شما قرار نیست فقط شادی را پیدا كنید، قرار است آن را افزایش دهید. سعی كنید با نگاهی خلاقانه به شغل خود از استعدادها و توانایی‌هایتان برای افزایش رضایتمندی خود از كارتان بهره ببرید.

نظرتان را تغییر دهید

امروز تصمیم گرفته‌اید چقدر شاد باشید؟ از یك تا 10 به‌خودتان نمره بدهید. نمره شما می‌تواند هرعددی باشد. آیا می‌توانید جایی را در ذهنتان پیدا كنید كه در آن تصمیم بگیرید امروز قرار است روز خوبی باشد، امسال قرار است سال خوبی باشد و زندگی شما قرار است چقدر عالی باشد! بیایید به‌طور آگاهانه تصمیم بگیرید كه شاد باشید، بنابراین برای خودتان هدفی تعیین كنید كه امروز باید شاد باشید. تصمیم بگیرید امروز قرار است از آن چیزی كه تصور می‌كنید بهتر و لذت بخش‌تر باشد.می‌توانید انتخاب كنید و تصمیم بگیرید كه در زندگی شادتر باشید حتی از آنچه همیشه فكر می‌كنید هم بیشتر. راه رسیدن به آن هم متفاوت است. می‌توانید اطراف خود را طور دیگری ببینید، تصمیمات هوشمندانه تری بگیرید، بیشتر از زندگی لذت ببرید و... اما اصل مهم در تمامی این موارد انتخاب كردن است. وقتی شما به‌جای گشتن دنبال شادی، آن را انتخاب كنید آن‌وقت شادتر خواهید بود.



بابت زندگی خود سپاسگزار باشید


2 عملكرد رفتاری وجود دارند كه با كمك آنها می‌توانید شادی خود را چند برابر كنید. نخستین آنها قدرشناسی است. معجزه قدرشناسی این است كه توجه را به چیزهایی جلب می‌كند كه می‌تواند دنیا را پیش چشم شما تغییر دهد. پیش از آنكه قدرشناسی را به رویه‌ای عملی در رفتار خود تبدیل كنید مثل كسی هستید كه در تاریكی زندگی می‌كند و بعد از آن ناگهان نور زیادی به زندگی‌تان تابیده می‌شود. قدرشناسی تفكرتان را تغییر می‌دهد و در نتیجه دنیای شما نیز تغییر می‌كند. هرچه بیشتر قدرشناس و شكرگزار زندگی‌تان باشید، بیشتر از زندگی‌تان لذت می‌برید. قدرشناسی به شما یاد می‌دهد بزرگ‌ترین موهبت‌ها همیشه در دسترس شما بوده و هستند. یك راه برای تمرین قدرشناسی، نشان دادن آن به شكل عملی است. فكر كنید كه باید قدردان چه كسی در زندگی خود باشید؟ به چه كسی بیشتر از همه در زندگی مدیون هستید؟ قدرشناسی شادكامی را چند برابر می‌كند.

گذشته‌های ناخوشایند و ناملایمات را فراموش كنید

شاد بودن ساده است تا زمانی كه اولین مشكل برای‌تان پیش بیاید، به همین دلیل دومین عملكرد رفتاری كه می‌تواند درصد شادكامی شما را افزایش دهد و مدنظر قرار گیرد بخشیدن است. شما همزمان نمی‌توانید هم غم و غصه داشته باشید و هم شاد باشید. شما نمی‌توانید هم قربانی باشید و هم خوشحال. غرق شدن در غم و غصه نشانه‌ای از یك اشتباه ادراكی است. شما قربانی چیزی نیستید. از سوی دیگر غمگین بودن مداوم تصمیمی برای زجر كشیدن است. بخشودن به شما كمك می‌كند این مشكل را پشت سر گذاشته و دوباره شاد شوید.

خشم و رنجش باعث می‌شود شما در گذشته حبس شوید. بخشیدن شما را به زمان حال بازمی‌گرداند. خشم و رنجش هزینه زیادی به شما تحمیل می‌كند و باعث شادی و خوشحالی هم نمی‌شود. رنجش و خشم مثل قفل و زنجیر هستند؛ بخشودن شما را از این اسارت نجات می‌دهد. بخشودن جلوی پیری زودرس، مشكلات قلبی، گذشته پر از مشكل و آینده ناشاد را می‌گیرد. برای اینكه شادتر باشید سعی كنید ببخشید.



برای خودتان وقت بگذارید

نمی‌توانید به‌خودتان بی‌اعتنا بوده و در عین حال شاد و خوشحال هم باشید. یكی از عوارض جانبی گشتن به‌دنبال شادی این است، دیگر آنطور كه باید و شاید به‌خودتان توجه نخواهید داشت. هر چه سریع‌تر جست‌وجو كنید زمان بیشتری از دست می‌رود و آن وقت تعیین موقعیت خودتان در زندگی واقعی دشوارتر می‌شود. وقتی مدام امیدواری كه بالاخره روزی برای خودت وقت كافی به دست خواهی آورد این اتفاق به‌ندرت رخ خواهد داد و در واقع شما، خود را عقب نگه‌می‌دارید.باید سعی كنید برای خودتان وقت بگذارید و وضعیت خودتان را هر روز بررسی كنید؛ اینكه حال عمومی‌تان چطور است؟ احساس سلامت دارید یا نه؟ پس به‌خودتان توجه كنید. به‌جای اینكه تظاهر كنید آدم قوی و مثبتی هستید با خودتان روراست باشید و اگر واقعا چنین حسی ندارید سعی كنید آن را ایجاد كنید. یكی از بهترین روش‌ها توجه به سلامت عمومی است. سعی كنید دستورات مربوط به سلامت و سبك زندگی صحیح را مدنظر داشته باشید. یادتان باشد كسی كه نسبت به‌خودش مهربان است و به اصطلاح هوای خودش را داشته باشد، بعید است غمگین شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391ساعت 9:3  توسط هرشنبه  | 

9 نکته مهم برای اینکه وقت کم نیاورید

با این عقیده كه هیچ وقت برای هیچ كاری دیر نیست، موافقیم ولی باید بپذیریم كه زمان بی‌نهایت نیست و تا به خودمان بجنبیم فرصت‌ها را از دست داده‌ایم. برای از دست دادن فرصت‌ها قرار نیست همیشه ماه‌ها و سال‌ها را تلف كنیم، از دست دادن همین ثانیه‌های دم‌دست هم می‌تواند بعضی فرصت‌ها را برای همیشه از بین ببرد. خلاصه‌اینكه اگر بخواهیم زندگی را مدیریت كنیم و از آرزوهای كوچك و بزرگمان جا نمانیم باید از همین ساعت‌هایی كه در آن هستیم، شروع كنیم و یاد بگیریم چطور مدیر زمان خود باشیم.

همه چیز را بنویسید

قبل از هر چیز باید روشی که در حال حاضر از زمان خود استفاده می‌کنید را تحلیل و بررسی کنید. ممکن است به دلیل تکرار روزمره نتوانید دقیقا زمان‌های اتلاف وقت خود را بشناسید، به همین دلیل بهتر است از یك دفترچه یادداشت برای ثبت دقیق وقایع روزمره استفاده کنید. پس از ثبت وقایع هنگام تجزیه و تحلیل آنها خودتان متوجه فعالیت‌های غیرضروری خواهید شد. اصلا نگران نباشید همین که شروع به مدیریت زمان خود کنید، متوجه اهمیت این موضوع خواهید شد.



فعالیت‌ها را اولویت‌بندی كنید 

اولویت‌بندی یکی از قدم‌های مدیریت زمان است. این كار به شما کمک می‌کند که كارهای غیرضروری را که نه تنها اوقات خوشی برای شما نمی‌سازد بلکه زمان حال را هم از شما می‌گیرند و شما را از اهدافتان دور می‌کند، حذف کنید. اصلا فكر نكنید كه مجبورید تمام روز كارهای خط‌كشی شده انجام دهید یا هر كار تفریحی و لذت‌بخشی زائد به حساب می‌آید. اتفاقا باید برای تصمیم‌گیری درباره فعالیت‌هایی که باید انجام دهید باید فعالیتی را حذف کنید که از آن لذت نمی‌برید یا به خوبی از عهده انجام آن برنمی‌آیید. برای شروع اصلا تلاش نکنید مسئولیت‌هایی بیش از آنچه می‌توانید به صورت معقول انجام دهید را به عهده بگیرید، پس از اینکه فهرست کارهای روزانه را به میزان قابل قبولی از مسئولیت‌ها کاهش دادید، زمان برنامه‌ریزی فرا می‌رسد. به یاد داشته باشید ساعت‌های محدودی در یک روز وجود دارد. سعی نکنید به نتایجی ماورای قابلیت‌های خود دست پیدا کنید. زمانی را فقط برای خودتان در نظر بگیرید. برای دستیابی به حداکثر عملکرد به زمان خواب و استراحت کافی احتیاج دارید.



از مزاحمت‌ها جلوگیری کنید

لازم نیست همواره پذیرای كسانی باشید كه می‌خواهند با شما گپ بزنند. این افراد می‌توانند مانع بهره‌وری و باعث به هم ریختگی محیط یا ذهن شما شوند. با بستن در اتاق كار یا حذف ارتباط چشمی می‌توانید به آنها بفهمانید که شما اکنون مشغولید و وقت اضافه ندارید.

راه دیگر برای کاهش مزاحمت، جواب ندادن به تلفن است. تماس‌های تلفنی می‌تواند خیلی وقت‌گیر باشد. برای مثال شما در حال انجام کار مهمی هستید که نیاز به تمرکز بالایی دارد و ناگهان دوست شما با بی‌اطلاعی از شرایط شما با یک تماس طولانی تلفنی وقت زیادی از شما می‌گیرد، به طوری که پس از پایان تماس تلفنی حس می‌کنید انرژی زیادی از شما گرفته شده و همچنین رشته كار از دست شما رفته است، بنابراین از خاموش کردن یا بی‌صدا کردن تلفن نترسید. پس از پایان کارتان می‌توانید پیام‌ها و تماس‌ها را چک کنید.



راهزنان وقت را شناسایی كنید

راهزنان وقت همان‌طور که از نام‌شان پیداست، وقت را از ما می‌دزدند و تا به خودمان می‌آییم می‌بینیم زمان به انتها رسیده و وقت‌مان تمام شده و این اصلا خوشایند نیست. صحبت‌های کم‌اهمیت، مهمانان ناخوانده، تلفن‌های مزاحم و بی‌اهمیت، دوباره کاری، ناتوانی در نه گفتن به خواسته‌های بیجا و برای هر كاری امروز و فردا کردن، بعضی از راهزنان وقت هستند كه همه ما با آنها سر و كار داریم. زنده كردن وقت‌های مرده‌ای مثل وقت‌هایی كه در انتظار هستید، انجام همزمان بعضی كارها، نه گفتن به خواسته‌های بی‌اهمیت و عقب انداختن كارهای بی‌اهمیت 
به جای عقب انداختن كارهای ضروری، راه‌حل‌های ساده‌ای برای ایجاد وقت هستند.



همه كارها ضروری نیستند

سعی كنید کارهایی را انجام دهید که به آنها احتیاج دارید. این نوع کارها را در فهرست کارهای‌تان یادداشت کرده و بعد کارهای فهرست را اولویت‌بندی کنید. با انجام این عمل روزتان را کنترل می‌کنید و در پایان روز احساس خوبی خواهید داشت. همچنین می‌دانید که چه فعالیت‌‌هایی را انجام نداده‌اید و روز بعد آنها را به اولویت‌های روزانه اضافه خواهید کرد.



بر بهره​وری تاکید کنید نه سرگرم بودن

برای اینکه از خودتان رضایت بهتری داشته باشید لازم است کارها را به طور کارا و موثری انجام دهید نه اینکه فقط خود را سرگرم و مشغول کنید. همین که کارها را با عملکرد بهتری و سروقت انجام دهید در افزایش خودباوری و اعتمادبه نفس هر روز شما تاثیر بسیاری دارد. 



كارها را بشناسید

از نظر مدیریت زمان کارها به چند دسته تقسیم می‌شوند. یك دسته كارهای مهم و فوری هستند؛ این دسته کارها افراد موفق و ناموفق را از هم جدا می‌کند و معمولا افراد ناموفق كسانی هستند که آنها را به تعویق می‌اندازند. دسته دوم کارهای فوری و بی‌اهمیت هستند؛ این کارها با اهداف اصلی ما هم‌جهت نیستند اما انجام می‌شود. یك دسته دیگر هم کارهای کم‌اهمیت و غیرضروری هستند. گاهی بعضی از ما به دلیل ناتوانی در انجام کارهای مهم و فوری یا از روی تفریح و تفنن و گاهی برای فرار از تمرکز حواس خود را به این کارها سرگرم می‌کنیم.موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به تفكیك کارهای مهم و غیرمهم است. اگر می‌خواهید درست عمل كنید از کارهای غیرمهم فاکتور بگیرید و صرف‌نظر کنید.



9 راه‌حل برای مدیریت زمان

1.  فهرستی از مهم‌ترین کارهای خود تهیه کنید.
2.  دفترچه زیبایی انتخاب کنید تا از نوشتن در آن لذت ببرید.
3.  هر روز را با کارهای مهم شروع کنید.
4.  همیشه از خود بپرسید هم‌اکنون بهترین کاربرد وقت من چیست؟
5. کاری که برای انجامش با خودتان قرار گذاشته‌اید را هم اکنون شروع کنید.
6.  کارهای زیادی را همزمان با هم انجام ندهید.
7.  یک روز را هزار بار تکرار نکنید.
8.  برای ارزیابی زمان خود فهرست زمان‌بندی را مرور کنید.
9. هر روز فرصتی را به فکر کردن اختصاص دهید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391ساعت 8:59  توسط هرشنبه  | 

آیا خانواده‌ها اجازه دخالت در زندگی زوج‌های جوان را دارند؟

داستان عروس و مادرشوهر داستان تازه‌ای نیست و در واقع قرن‌هاست كه این داستان و داستان‌های مشابه آن مثل خواهرشوهر و عروس و داماد و مادرزن جزئی از فرهنگ ماست، اما جالب این است كه با وجود تمام تغییرات فرهنگی و اجتماعی جامعه ما، این مسئله هنوز باقی است و انگار تا انتهای زندگی ایرانیان هم با آنها می‌ماند اما برای حل این مشكل چه باید كرد؟

رابطه تازه عروس و دامادها با خانواده‌های طرف مقابل از عوامل مهم در استحكام رابطه همسران است. با توجه به اینکه خانواده اولین و تاثیرگذارترین نهادی است که فرد در آن رشد کرده، والدین قابلیت دخالت مثبت و منفی را در همه مراحل زندگی فرزندان حتی زمانی که آنها مستقل شده‌اند را دارند و البته شرایط فرهنگی و اجتماعی حاکم بر جامعه نیز به این مسئله دامن می‌زند که متاسفانه دخالت​های نابجا و نادرست والدین از حیطه‌های مشکل‌زا برای زوج‌های تازه شكل گرفته تا آنجا که آمار بالایی در زمینه طلاق را به خود اختصاص داده است.

 والدین دخالت بكنند یا نه؟

در مورد اینکه دخالت والدین حین مشکلات عروس و دامادها لازم است یا نه باید گفت روانشناسان توصیه می‌کنند والدین، خود را در مشکلات و مسائل فرزندشان با همسرشان دخالت ندهند و بهترین كار این است كه آنها قوه تشخیص داشته باشند که آیا در حل این موضوع کمک‌کننده هستند یا خیر، مگر آنکه فرزندشان مشکل‌ساز باشد که در این صورت بهتر است که خود را درگیر قضیه كنند. در کل در زمینه بروز مشکلات اولویت مداخله با کسی است که برای زن و شوهر از جایگاه خوبی برخوردار باشد و هر دو طرف او را قبول داشته باشند. مثلا اگر هر دو، پدر داماد یا مادر عروس را قبول دارند فقط نظر او را بپرسند و اجازه دخالت را به دیگران ندهند.
   رسمی باشید و صمیمی

دختران و پسران جوانی که تشکیل زندگی مشترک می‌دهند باید بدانند که با پدر و مادر همسرشان هرقدر هم كه صمیمی باشند درنهایت آنها پدر و مادر طرف مقابل هستند و اگر مشکلی پیش بیاید در انتها والدین حق را به فرزند خودشان می‌دهند. بهترین نوع تعامل تازه عروس با خانواده شوهر و تازه داماد با خانواده همسرش، حفظ احترام و فاصله‌ها، احترام گذاشتن به اصول ارتباطی و پرهیز از صمیمی شدن بیش از اندازه است. زوج‌های جوان با خانواده‌های همسرشان باید یک رابطه رسمی و صمیمی داشته باشند که بهترین شیوه تعامل و برخورد بین آنان در ابتدای زندگی زناشویی است به‌خصوص در 2 سال اول زندگی.



   نه خیلی دور، نه خیلی نزدیک

در باب معاشرت و رفت‌و‌‌آمد زوج‌ها با خانواده‌های طرف مقابل نمی‌توان نسخه خاصی پیچید و این مسئله براساس انتظارات زوج‌ها پایه‌گذاری می‌شود. بهترین نوع حالت دیدارها و رفت‌وآمدها این است که باعث به هم خوردن خلوت‌های دو نفره زن و شوهر نشود. دیدار از والدین باید بر اساس توافق و رضایت بین زن و شوهر باشد، زیرا این مسئله به هر دوی آنها مربوط است، حتی رفت‌وآمد والدین به خانه عروس یا دامادشان باید به نحوی باشد که برای آنها مشکل‌آفرین نباشد. پدر و مادرها باید گوش به زنگ باشند و به خواست همسر فرزندشان احترام بگذارند و حداقل این مسائل را در سال‌های اولیه زندگی رعایت كنند. اگر رفت‌و‌آمد با یکی از خانواده‌ها چه خانواده دختر چه پسر خیلی زیاد و بیش از اندازه باشد معمولا منشا درگیری می‌شود. رابطه باید با فاصله و احترام شروع شود و سپس در طول زمان مسیر صمیمیت را پیدا كند. درباره محل زندگی و اقامت زوج‌های جوان پیشنهاد و توصیه روانشناسان این است که محل زندگی زوج‌های تازه نه به هر دو خانواده دور باشد و نه نزدیک.



  فرق میان نصیحت و دخالت

برای تمایز و تشخیص بین پند و نصیحت‌های والدین و دخالت باید گفت که رابطه محترمانه‌ای که در آن مرزها رعایت شود، تعیین‌کننده است. اگر در ابتدا روابط بین زوج‌ها و خانواده‌ها محترمانه باشد آن وقت دختر و پسر تلاش والدین برای حل مسئله را به‌عنوان نصیحت و ارائه راهکار می‌پذیرند اما اگر این ارتباط محترمانه نباشد، مسلما آن را دخالت می‌بینند. یکی از نیازهایی که زوجین دارند این است که در سال‌های اولیه تشکیل زندگی می‌خواهند با والدین طرف مقابلشان صمیمی شوند و بیش از اندازه به معاشرت کردن روی می‌آورند یا در هر کاری از آنها مشورت می‌گیرند و در واقع خود زوج‌ها هستند که این اجازه را می‌دهند که رابطه از حالت احترام خارج شود و این را باید دانست که صمیمیت‌های زیاد درگیری و تنش ایجاد می‌کند.



  دخالت خانواده‌های پسران  بیشتر شده

علل دخالت عمده والدین در زندگی فرزندان​شان، حمایت مالی خانواده است که از زمان طفولیت تا هنگام ازدواج یا حتی بعد از ازدواج ادامه دارد. در واقع از نظر من یكی از نكات مهم تاثیرگذار در این مورد مسئله تحصیل و دانشگاه است. دانشگاه یک وقفه زمانی بین تولید و مفید بودن و کارایی فرد در جامعه ایجاد می‌کند. 18 سالگی سن مهمی در اجتماعی شدن فرد است اما حمایت مالی خانواده در دوران تحصیل فرزند را به خانواده وابسته می‌کند. عموما جوانان تا حدود 25 سالگی  پا به عرصه اجتماع نمی‌گذارند، در این وقفه کمک مالی خانواده همچنان ادامه دارد تا اینکه دختر و پسر می‌خواهند تشکیل زندگی دهند و برای تشکیل زندگی، هزینه ازدواج و وسایل اولیه که نسبت به 10 سال گذشته هزینه آنها چند برابر شده، محتاج خانواده‌هایشان هستند. این حمایت مالی والدین آغازگر دخالت در زندگی بعد از ازدواج فرزندان می‌شود. در زمینه اینکه دخالت خانواده عروس یا خانواده داماد کدام‌یک بیشتر است، نمی‌توان آمار دقیقی ارائه داد اما در میان مراجعان به‌نظر می‌رسد میزان دخالت خانواده‌های پسر بسیار افزایش یافته و تبدیل به یک معضل شده است.



 وقتی باید با همسرتان قرارداد بنویسید

این را باید دانست که مسئولیت دخالت هر کدام از خانواده‌ها در زندگی مشترك یك زوج  برعهده فرزندشان است. بهترین حالت این است که زن و شوهر اجازه دخالت به والدین خود ندهند و هرگونه صحبت و مسئله را بین خودشان حل كنند. راهکار من به عنوان یک مشاور این است که در دوران آشنایی برای آنکه زن و شوهر به‌راحتی از کنار دخالت‌ها و بدون هیچ‌گونه جروبحثی عبور كنند با یکدیگر در این مورد یک قرارداد بنویسند. همان​طور که در زمینه مهریه، مسکن و... صحبت می‌کنند و قرار می‌گذارند در این مورد هم خود دختر و پسر با یکدیگر صحبت کنند و قرار بگذارند و قرارداد تنظیم كنند.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد 1391ساعت 9:9  توسط هرشنبه  | 

6 گام برای حل مسائل مهم زندگی

«می خوام تغییر رشته بدم اما نمی دونم این کار درسته یا نه»، «یه درس افتاده دارم، نمی دونم باهاش چه کار کنم». «با برادرم مشکل دارم، نمی تونم حرفاشو بفهمم»، «جدیدا حس می کنم خیلی مضطربم و اضطرابم داره داغونم می کنه»، «تو محل کار با رئیسم به مشکل خوردم»، «می خوام کارمو عوض کنم ولی نمی دونم چطور» همه این جمله ها در واقع مشکلات ریز و درشتی هستند که ممکن است برای هر کدام از ما پیش بیایند. 

راستش را بخواهید، زندگی همه اش مشکل است. از طرف دیگر به قول کارل پور «زندگی سراسر حل مساله است». نمی خواهیم راه حل همه مشکل هایی که گفتیم را ردیف کنیم اما می خواهیم بگوییم چطور می شود با یک ذهن منظم قدم به قدم برای حل مشکل ها جلو رفت. مهارتی که روان شناس ها به آن می گویند حل مساله. برای حل مسائلتان لازم است از این پنج تا گام بگذرید. 
گام اول

مهمترین مشکلات را انتخاب کن!

برای اینکه بتوانید مهمترین مشکلات زندگی فعلی تان را انتخاب کنید باید قبلش یک فهرست از مشکلاتتان بنویسید. راستش بعضی ها حتی از این کار هم میترسند و می گویندنکندلیستم طولانی شود و خودمبفهمم که چقدر مشکل دارم! از این طولانی شدن نترسید. مشکلاتتان را که نوشتید، یک جدول «دامنه شدت مشکلات» رسم کنید. از اسمش معلوم است چه جور جدولی است دیگر! 
شما باید از یک تا ده به مشکلاتتان «نمره شدت» بدهید. شدیدترین مشکلات آنها هستندکه تعادل روان شناختی شما را به هم زده اند ودر حوزه های بیشتری از زندگی شما اختلال ایجاد کرده اند. مثلا مشکلی مثل اخراج شدن از دانشگاه هم عزت نفس شما را پایین می آورد، هم آینده ذهنی شما را خراب می کند و هم باعث می شودشما از محیط حمایت کننده ای که به آن عادت کرده بودید دور شوید.

اینگونه مشکلات نمره های بالاتری می گیرند اما مشکلات کوچکتر معمولا فراگیرتر هستند و فعلا از درجه اهمیت کمتری برخوردارند. مثلا نوسانات کوچک در نمره های پایان ترم. مشکلاتی که ضروری هستند یعنی اگر تا یک زمان مشخص حل نشوند باعث مشکلات دیگر می شوند، نمره بالاتری می گیرند. حالا مهمترین مشکلتان را انتخاب کنید و بروید به مرحله بعد.

مثلا: فکر کنید که همزمان هم مادر شما مریضی حادی گرفته است و باید او را بستری کنید، هم شب یکی از امتحان های پایان ترم است و باید درس بخوانید، هم دختر خاله – یا حالا گیر ندهید پسر خاله (!) – تان دلش گرفته و می خواهد با شما درد دل کند وهم یک کار اداری عقب افتاده دارید که بهتر است فردا انجامش دهید. به نظرتان کداممشکل اولویت بالاتری دارد؟ (2 نمره!)



گام 2
مشکلات را تعریف کن!


مشکلات کاری، مشکلات حقوقی، مشکلات تحصیلی، مشکلات ارتباطی، مشکلات مالی، مشکلات خانوادگی، شاید این عبارت ها به درد تقسیم بندی های خسته کننده همایش های اداری بخورد اما وقتی آدم خودش است و خودش«من مشکل تحصیلی دارم» هیچ به دردش نمی خورد. چون این جمله آنقدر کلی است که چیز خاصی درباره مشکل ما حتی به خود ما نمی گوید اما اگر به جای این جمله مبهم مشکلتان را دقیق و با جزییات تعریف کنید تکلیفتان با خودتان معلومتر است.

مثلا: این جمله یک مشکل دقیق تحصیلی است: «نمره درس «زبان عمومی» این ترم من برای دومین بار زیر 10 شده و چون این درس پیش نیاز زبان تخصصی است، من نمی توانم ترم آینده با همکلاسی های خودم زبان تخصصی را بگذرانم.»

گام 3
راه حل ها را ردیف کن


حالا وقت رفتن به مرحله راه حل هاست. برای مشکلتان هر راه حلی که به ذهنتان می رسد را بنویسید. مهم نیست که این راه حل ها خنده دار یا غیرمنطقی باشند. در این مرحله تعداد راه حل ها مهم است و نه کیفیت آنها. برای زیاد شدن تعداد این راه حل ها می توانید از چند رفیق شفیق، یا متخصص مشکلتان، یا اینترنت، یا کسانی که در مشکلتان تجربه داشته اند و خلاصه هر منبع راه حل دهی استفاده کنید. این مرحله اسمش «بارش فکری» است و تا می توانید باید ببارید تا لیست تان طولانی تر و طولانی تر شود.

مثلا: برای مشکلی مثل افتادن یک درس تخصصی در آخرین ترم تحصیلی لیست زیر می تواند حاصل یک بارش فکری جانانه باشد:

- معرفی به استاد گرفتن همان درس در ترم آینده
- التماس به استاد برای دادن نمره
- بالکل بی خیال شدن تحصیلات
- لابی زدن با یکی از بچه های درسخوان استاد خوشحال کن برای واسطه شدن
- اعتراض قانونی به نمره
- گرفتن درس به صورت مهمان در یک دانشگاه دیگر
- گرفتن درس به صورت کاملا معمولی در ترمآینده



گام 4
عیب و حسن راه حل ها را بنویس؟
حالا شما هستید و یک لیست طولانی راه حل. هیچ کدام از راه حل ها را خط نزنید. یک جدول سه ستونی بکش. توی ستون اولش راه حل ها را بنویس و ستون های بعدی را بگذار برای عیب و حسن هر کدام از این راه حل ها. یادتان باشد که دقیق در مورد هر کدام از راه حل ها فکر کنید و ببینید برای شما، خود شما، چه عیب و چه حسنی دارد. یادتان باشد که امکانات شما – چه امکان مالی، چه امکان روانی – مثل هوش شما، استقامت شما، ریسک پذیری شما و ... – با امکانات دیگران فرق دارد. پس بر اساس داشته های خودتان برای هر کدام از راه حل ها عیب و حسن بنویسید.

مثلا: برای راه حل هایی که در مرحله قبل آمد می توانید یک جدول عیب و حسن بکشید. مثلا حسن التماس کردن به استاد می تواند این باشد که احتمال دارد استاد دلش برایتان بسوزد ونمره بدهدو شما فارغ التحصیل شوید اما عیبش این است که هم ممکن است سنگ روی یخ شوید و هم التماس کردن عزت نفستان را پایین می آورد. یا حسن معرفی به استاد گرفتن این است که لازم نیست بروید سر کلاس ها اما عیبش این است که به هر حال فارغ التحصیل شدنتان یک ترم بیشتر طول می کشد.


گام 5
به عیب وحسن ها نمره بدهید


ساده ترین کار برای نمره گذاری این است که تعداد بدی ها و خوبی های هر راه حل را با هم مقایسه کنید اما روش بهتر آن است که برای هر کدام از عیب ها و حسن ها ضریب در نظر بگیرید. یعنی ممکن است برای شما یک عیب، خیلی عیب بزرگی باشد و یک حسن، خیلی حسن کوچکی. 

پس می توانید ضریب بگذارید و از 1+ تا 3+ برای حسن ها و از 1- تا 3- برای عیب ها در نظر بگیرید. حالا برای هر کدام از راه حل ها، نمره های مشخص مثبت و منفی دارید. این نمره ها را با هم جمع بزنید و ببینید که بهترین نمره مال کدام راه حل است. جمع زدن منفی و مثبت با هم را که بلدید؟ به همه راه حل ها نمره بدهید و آنها را اولویت بندی کنید.

مثلا: برای همان مثال مرحله 3 و راه حل التماس کردن به استاد «کم شدن عزت نفس» برای یک نفر 3 نمره منفی دارد و برای یک نفر دیگر فقط 1 نمره منهفی. از طرف دیگر احتمال قبول کردناستاد و فارغ التحصیل شدن هم برای یک نفر 3 نمره مثبت دارد و برای یک نفر دیگر ممکن است ارزش مثبت کمتری داشته باشد. حالا فکر کنید که هم احتمال سنگ روی یخ شدن و هم پایین آمدن عزت نفس 3 نمره منفی و احتمال قبول کردن استاد هم 3 نمره مثبت بلگیرد، حاصل جمع 3 نمره منفی است و باید ببینید که در جدول اولویت بندی کجا قرار می گیرد. 

گام 6
حل ها را عملی کن!


خیلی اتفاق ها هستند که ما موقع نمره دادن یا نوشتن راه حل ها به آنها فکر نکرده ایم. این اتفاق ها در عمل می افتند و در واقع محک واقعی راه حل های ما هستند. برای همین اگر راه حل اولویت 1 را به کار بردید و دیدید در عمل جواب نمی دهد، می توانید به راحتی راه حل شماره دو را انتخاب کنید و به همین ترتیب. 

یادتان باشد که بعضی از راه حل ها را می شود با هم ترکیب کرد و بعضی ها را می توان پشت سر هم به کار برد. مثلا هم می شود اعتراض گذاشت و هم التماس کرد تازه اگر اینها نشد معرفی به استاد گرفت. سعی کنید راه حل ها را با حوصله و انرژی پیش ببرید. به هر حال تلاش خود شما هم بخشی از واقعیت است دیگر.

مثلا: فکر کنید که گرفتن درس به صورت مهمان بالاترین نمره را در جدول اولویت بندی شما گرفته است. احتمالا شما به میزان سخت گیری استادی که در دانشگاه میزبان آن درس را تدریس می کند، جو کلاس و حتی قوانین خاص داخلی دانشگاه مهمانفکر نکرده اید. چیزهایی که در عمل پیش می آید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد 1391ساعت 8:57  توسط هرشنبه  | 

رفتار دخترم پسرانه است ؟!!!

فقط باید شرایط اقتصادی و اجتماعی‌تان رو به راه شود؟ اگر خیال می‌کنید که نیاز به هیچ اطلاعات و آمادگی خاصی برای والد شدن ندارید، حتما سرگذشت 5 ساله را در «داستان یک زندگی» این هفته بخوانید. مادر مریم از آن خانم‌های تحصیل‌کرده و به‌اصطلاح روشنفکری است که تاکنون معتقد بوده همه اینها حرف و حدیث‌هایی است که  مراکز مشاوره و روا‌ن‌پزشکان از خودشان ساخته‌اند تا مراجعان خود را بیشتر کنند و درآمدشان را افزایش بدهند. او با دختری که فقط 5 سال دارد، مواجه است؛ دختری که دلش نمی‌خواهد دختر باشد و می‌گوید من آقای فروشنده، پدر یا‌ آقای دکتر هستم! او را مورد بررسی‌های متعدد پزشکی قرار داده‌اند. با اینکه مشکلی از نظر جنسی ندارد اما هویت جنسی‌اش مختل شده است. مادر مریم از شیراز برای ما ایمیل زده. او که مدرک دکترایش را به تازگی در رشته مورد علاقه‌اش گرفته و آماده می‌شود که استاد دانشگاه شود، قصد خود از ارسال این ایمیل را آگاه کردن خانم‌ها و آقایانی عنوان کرده که از نظر تحصیلات یا موقعیت اجتماعی رتبه بالایی دارند و گوششان به هیچ چیزی بدهکار نیست. او داستان خود را به نقد کارشناسان سپرده تا یاری‌اش کنند از این نگرانی رها شود. ما از دکتر بدری‌السادات بهرامی، مشاور خانواده و دکتر میترا حکیم‌شوشتری، فوق‌تخصص روان‌پزشکی کودکان، خواستیم در مورد مشکل این خانم توصیه‌هایی داشته باشند و آنها نیز حرف‌های جالبی در این خصوص زده‌اند که می‌خوانید.


داستان این هفته
وقتی ازدواج کردم، خودم را آماده امتحانات دوره کارشناسی ارشد کردم و به همسرم گفتم تمایل ندارم به این زودی بچه‌دار شویم چون قصد دارم تا مقطع دکترا درس بخوانم. خوب به یاد دارم در آن روزها توصیه‌ها و تاکیدهای مسوول بهداشت را جدی نمی‌گرفتم و می‌گفتم اینها قصد دارند کار خودشان را مهم جلوه دهند و بگویند ما توی تنظیم خانواده خیلی دقیق و حساس عمل می‌کنیم. همین سهل‌انگاری‌ها در استفاده از روش جلوگیری، به بارداری ناخواسته‌ای منجر شد که برنامه ذهنی مرا تحت‌الشعاع قرار داد. با خودم گفتم بچه‌ام که به دنیا آمد او را به مادر یا دوستانم می‌سپارم و اجازه نمی‌دهم آمدنش مانع پیشرفت‌ام شود. به همین خاطر با اینکه می‌توانستم به او شیر بدهم، تصمیم گرفتم شیر خودم را به او ندهم و درگیرش نشوم تا دیگران بتوانند از او مراقبت کنند. گاهی از سر کلاس و درس به استخر می‌رفتم تا تمدد اعصاب پیدا کنم و بعد به دنبال مریم می‌رفتم. او بزرگ می‌شد و گوشم بدهکار هیچ حرفی نبود. مادرم می‌گفت باید برای بچه وقت صرف کنی. پدر و مادر شدن به این راحتی نیست که تو فکر می‌کنی. گاهی هم از تلویزیون درباره مهارت‌های والدی می‌شنیدم اما دلم نمی‌خواست آینده خودم را وقف بچه‌ام کنم. می‌گفتم او بزرگ می‌شود و جای نگرانی نیست. به محض رسیدن به خانه، مشغول درس یا کارهای خانه بودم و به یاد ندارم که جز در آوردن مانتو و روسری فرصت تعویض لباسم را پیدا می‌کردم یا به خودم می‌رسیدم. به لطف مادرم، مریم خوب بار آمد اما چون چند برادر داشتم و مادرم از آنها هم مراقبت می‌کرد گاهی اوقات مریم را به دخترخاله یا یکی از دوستانم می‌سپردم. آن روزها گذشت اما مشکل اصلی من حالا این است که مریم پرخاشگر شده و عاشق این است که شلوار و بلوز بپوشد (نه دامن)؛ عاشق این است که در بازی‌‌ها نقش‌های مردانه بگیرد. دکتر می‌گفت او سالم است اما رفتارهای غلط من اختلال هویت جنسی در او به وجود آورده. در این چند ماه، کلی کتاب خواندم و افسوس خوردم که چرا همه چیز را به مسخره گرفتم. حالا دیر شده و من اگرچه به دکترایم رسیده‌ام اما دخترم را از دست داده‌ام. این را نوشتم تا مادرهای دیگری مثل من بدانند که نباید آنقدر مشغول خودشان بشوند که بچه‌ها را فراموش کنند. من و همسرم، هر دو، مثل یک روبات مشغول درس خواندن و کار کردن بودیم. از والدی چیزی نمی‌دانستیم و نخواستیم بعد از تولد مریم هم به دنبال یادگیری آن برویم. هر کسی از راه رسید، هرطور که خواست، با مریم رفتار کرد و حاصلش این شد.
نظر روان‌پزشك
دکتر میترا حکیم شوشتری / روان‌پزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران
هویت جنسی تحت تاثیر 3 عامل است

مدتی قبل، در همین صفحه، به بررسی داستان زندگی خانم‌هایی پرداختیم که از وقتی مادر می‌شوند خودشان را فراموش ‌کرده و همه زندگی‌شان را وقف بچه‌ها می‌کنند. گفتیم که این افراط کردن نه به نفع مادر است و نه موجب رشد و پرورش صحیح کودک می‌شود. امروز در مورد مریم 5 ساله باید بگویم که به نظر می‌رسد مادر، سرویس‌های لازم را به این کودک نداده و در حق او کوتاهی کرده است. بیشتر روان‌پزشکان کودک و نوجوان معتقدند که محیط ایده‌آل برای رشد و پرورش خردسالان،‌ درون خانه و در کنار والدین است. مراقبت روزانه نزدیک از نوزاد توسط والدین در ماه‌های اول زندگی بسیار مهم است. اکثر متخصصان توصیه می‌کنند والدین حداقل 6 ماه یا بیشتر، خود از کودکشان مراقبت کنند. گاهی اوقات والدین فرزند کوچک خود را به کسی که از چند کودک دیگر نیز مراقبت‌ می‌کند می‌سپارند یا چند مراقب برای او در نظر می‌گیرند. شیرخواران و بچه‌های زیر 5/2 سال نیاز دارند به اینکه از بزرگسالان و مراقبت‌های خود توجه فردی دریافت کنند. پرستار آنها برای یک دوره‌ طولانی ثابت باشد و در نهایت، آن پرستار باید با آنها بازی کند، سخن بگوید و به آنها لبخند بزند تا بتوانند حس دلبستگی و رابطه عاطفی خوبی با او داشته باشند. در غیر این صورت، آرامش و اطمینان از آنها سلب می‌شود. بچه‌ای که دایم در میان پرستاران یا مراقب‌های مختلف در گردش است احساس عدم امنیت می‌کند و درضمن رابطه‌اش با مادر خود غیرعاطفی و ناایمن می‌شود. از آنجا که ماه‌ها و سال‌های نخستین زندگی فوق‌العاده اهمیت دارند و مراقبت و ابراز محبت و عشق به شیرخوار و بچه زیر 5/2 سال می‌تواند پایه‌های اعتماد را در او شکل دهد باید به این مساله بها داد. اگر او حس دلبستگی و اطمینان و آرامش را از شما والد گرامی یا مراقب خود به دست نیاورد و مطمئن نباشد که کسی مراقب اوست، نمی‌تواند در آینده به جهان اطراف خود درست بنگرد. نمی‌تواند پندار درستی در مورد اطرافیان خود و آدم‌ها داشته باشد چون او در محیطی ناایمن بزرگ شده است. شاید به نظر شما اشکالی نداشته باشد که او را دو روز به مادربزرگ و یک روز به دخترخاله و فردا به دختر عمو بسپارید و به دنبال کارهایتان بروید اما در نظر گرفتن مراقبان مختلف (بیش از دو نفر نباید باشد) برای کودک بدترین کار ممکن است. همه صاحب‌نظران معتقدند یک سال اول زندگی کودک باید یک مراقب اصلی (ترجیحا مادر) داشته باشد و این شوخی‌بردار نیست. از پایان یک سالگی برای وابسته نشدن بیش از حد کودک به مادر توصیه می‌شود گاهی کودک را به مادربزرگ، عمه یا خاله بسپارد و حتما 2، 3 ساعت بعد خود را به کودک برساند که او یقین حاصل کند مادرش فقط برای زمان کوتاهی او را تنها می‌گذارد و بازمی‌گردد. اگر شما فقط در ارائه سرویس‌های ابتدایی به کودک مانند تهیه لباس و غذا نقش مادر را داشته باشید او ارتباط خوبی با شما نخواهد داشت. مادر مریم کوچولوی 5 ساله ننوشتند که آیا رابطه خوبی با مریم دارند؟ آیا دلبستگی و عواطف بین آنها وجود دارد؟ به نظر می‌رسد مادر باید وقت بیشتری بگذارد تا در جریان زندگی و حین بازی با کودکش، نکاتی را که سازنده هویت او هستند آموزش دهد.

حالا که سال‌های طلایی، 5 سال اول زندگی، از دست رفته نباید ناامید شد و دست روی دست گذاشت. بچه‌ها در کودکی و اوایل دوره نوجوانی هم انعطاف‌پذیری دارند. به نظر می‌رسد اگر همین حالا برای درمان این رابطه از دست رفته و اصلاح آن بکوشید موفق شوید. اما 3 سال دیگر واقعا دیر است. او هنوز وارد محیط جمعی نشده است. هنوز به مدرسه نرفته که رفتارهای خاص او و عدم تطابق و تمایل آن به جنسیت‌اش هویدا شود. اگر او بررسی نشود و همچنان به پسر بودن گرایش داشته باشد امکان دارد توسط همجنس‌ها و دوستان مدرسه طرد شود و اگر دخترهای همسن او طردش کنند مشکل صدچندان می‌شود؛ زیرا او واقعا از جنسیت خود و پذیرش هویت جنسی که دارد، زده می‌شود. خیلی از مادرها هستند که شاغلند. من و بسیاری از همکارانم نیز در دانشگاه و مطب مشغول کاریم اما این دلیل نمی‌شود که بچه‌هایمان را بین فامیل تقسیم کنیم و از وظایف و نقش مادری کوتاه بیاییم.

این دلیل نمی‌شود که از نظر ظاهری به خود نرسیم. اگر شما زیبایی‌ها و لطافت‌های زنانه را در خود نشان ندهید و با ظاهر آراسته و لباس‌های شیک زنانه در خانه مشغول فعالیت‌های عادی‌تان نشوید او حس خوشایندی از جنسیت زن پیدا نمی‌کند و از پذیرش جنس خود سر باز می‌زند. رفتارهای خشن را کنار بگذارید. او باید از رفتارهای شما دریابد که از مادر بودنتان لذت می‌برید و زن بودن خوبی‌هایی دارد. باید حتما از روان‌پزشک کودک و نوجوان وقت مشاوره بگیرید. او باید مریم را مورد بررسی قرار دهد. اگر با اصلاح رابطه‌تان و رفتارهای صحیح و بروز عواطف مثبت، مشکل او حل نشود و بر اینکه دوست دارد نقش‌های مردانه را در بازی‌ها داشته باشد یا لباس مردانه بپوشد اصرار کند و پافشاری داشته باشد نیازمند بررسی خواهد بود. بهتر است حالا که او در سن حساسی است به جای مواخذه كردن خود برای درمان اقدام کنید. واقعیت مهم این است که شما به عنوان والدین به تنهایی رفتار کودکتان را قالب‌ریزی نمی‌کنید. تأثیر پدربزرگ‌ها، مادربزرگ‌ها، سایر خویشاوندان، دوستان و نیز حتی تاثیر تلویزیون و کتاب‌ها روی کودک وجود دارد. کودک شما در معرض طیف کاملی از تجربیات است، چه شما آن را بپسندید و چه نپسندید. فاکتورهای زیادی هستند که باعث ایجاد اختلافات تکاملی بین دو جنس دختر و پسر می‌شوند. اگر شما این موارد را نشناسید و رعایت نکنید قطعا بچه‌ها در پذیرش هویت جنسی خود دچار مشکل می‌شوند. دانستن این مطلب که چه میزان از اختلافات، ناشی از خصوصیات ذاتی است و چه میزان وابسته به تاثیر اجتماع و فرهنگ روی محیط کودک است کمی دشوار است. اما می‌توان کارهای مفیدی در این‌باره کرد. مثلا پسرها ذاتا تمایل دارند با اسلحه و شمشیربازی كنند و با ایجاد سر وصدای بیشتر وقت بگذرانند. اما می‌توان برای جلوگیری از خوب جلوه دادن خشونت، از تماس آنها با کتاب‌ها و بازی‌های کامپیوتری که خشونت را جالب و هیجان‌انگیز جلوه می‌دهد تا حد امکان پرهیز کرد. اما با همه تمهیدات در نهایت نمی‌توانید این علاقه استفاده از اسلحه و بازی‌های دزد و پلیس و... را از آنها بگیرید.

به هر حال، شما نمی‌توانید اثر هورمون تستوسترون بر ایجاد رفتارهای مردانه را منکر شوید. در مورد دخترها نیز حالت مشابهی وجود دارد. مساله دیگر اینكه بعضی از مراجعان می‌گویند ما دلمان نمی‌خواهد دختر یا پسرمان رفتار کلیشه‌ای جنسی داشته باشند. برای همین دختر را به سمت گرایش‌های پسرانه هم سوق می‌دهیم. اگر شما یا پرستارانی که از مریم مراقبت می‌کردند نیز چنین باوری دارید باید این نکته را یادآور شوم که تربیت کودک به طوری که کاملا عاری از فشارهای رفتار کلیشه‌ای جنسی خود باشد از لحاظ عملی غیرممکن است زیرا نمی‌توانید جلوی تاثیرات محیطی در محل زندگی خود را بگیرید. تشویق رفتارهای مثبت و کمک کردن به بچه‌ها برای ایجاد طرز تفکر مثبت «من می‌توانم» می‌تواند از آنها دختر و پسرهایی بسازد که اطمینان و اعتماد به نفس خوبی دارند و بهتر می‌توانند از فرصت‌های زندگی استفاده کنند. این دیدگاه سنتی که پسر شما نباید در کارهایی زنانه مثل فراهم کردن مقدمات آشپزی دخالت کند چون زشت است که یک مرد وردنه در دست بگیرد یا برنج پاک کند یا دختر شما نباید دانشمند شود یا کتاب‌های مربوط به پسرها را بخواند، غلط است اما افراط و تفریط در هر کاری هم مضر است. نباید به خاطر فاصله گرفتن از دیدگاه سنتی وارد فضای افراطی شد که اصل تفاوت‌‌های جنسیتی را زیر سوال می‌برد.

اصطلاح هویت جنسی به احساس مردانگی یا زنانگی هر فرد از خودش گفته می‌شود. تشکیل هویت جنسی به 3 عامل متکی است: نگرش‌های والدین و گرایش‌های فرهنگی، آلت تناسلی خارجی نوزاد و یک عامل ژنتیک که از نظر طبیعی از هفته ششم زندگی جنین فعال باقی می‌ماند. عوامل خانوادگی و فرهنگی بر حس مرد بودن یا زن بودن ما تاثیر می‌گذارد. نقش خانواده در پیدایش اختلال‌های هویت جنسی بسیار موثر است. بعضی از خانواده‌ها علاقه عجیبی به فعالیت‌های جنسی مخالف دارند. مثال واضح آن، خانواده‌هایی است که پسر خود را شبیه به دختران آرایش می‌کنند. تصور کودک از جنسیت خود و همانندسازی او با والد هم‌جنس‌اش به نوع نگرش او و رفتارهای ما به عنوان والد بستگی دارد. پس باید دقت کرد. مساله پرخاشگری مریم شاید علامتی از افسردگی پنهان او باشد. لازم است حتما با یک روان‌پزشک اطفال صحبت کنید. روان‌پزشک برنامه درمانی طراحی می‌کند و توصیه‌هایی به کودک یا نوجوان و والدین او می‌‌کند. او با برخوردی جامع، روان‌درمانی فردی، گروهی یا خانوادگی یا در مواردی دارودرمانی می‌کند. درنهایت می‌توان گفت تشخیص به موقع و درمان مشکل ضروری است و امروز بهتر از فرداست. با اینکه 5 سال اول مهم است اما با یاد گرفتن مهارت‌های والدی می‌توانید جلوی ضررها را بگیرید و مریم را به نوجوانی سالم و شاد مبدل کنید.
نظر روان‌‌شناس
دکتر بدری‌السادات بهرامی/ مشاور خانواده
با هر بچه‌ای مطابق با جنسیت او رفتار کنید

مساله هویت جنسی بچه‌ها، یک موضوع کاملا روانی است. به رغم اینکه بچه‌ها متوجه تفاوت اندام‌های جنسی در حول و حوش 5 سالگی می‌شوند و درمی‌یابند اندام جنسی آنها شبیه یا متفاوت از کودک دیگر است اما هویت جنسی یک کودک با توجه به کارهایی که ما از کودکی برای او انجام می‌دهیم، شکل می‌گیرد. مقصودم این است که وقتی ما برای کودک خود اسباب‌بازی‌هایی چون عروسک، قابلمه و کاسه و از این قبیل تهیه می‌کنیم یا برای او تفنگ و ماشین و هواپیما و امثال آن می‌خریم، داریم هویت جنسی او را می‌سازیم. اگر برای دخترمان رنگ‌های صورتی و دخترانه انتخاب می‌کنیم، داریم به او هویت جنسی می‌دهیم. علاوه بر اینها، رفتار ما با کودک دختر و پسرمان در شکل‌گیری هویت جنسی او موثر است. والدینی که با دختر خود همانند یک پسر رفتار می‌کنند یا هستند كسانی كه پسر خود را همچون دختربچه‌ها می‌آرایند، دامن می‌پوشانند، موهایش را بلند می‌کنند و دلشان می‌خواهد به قولی این پسر آخری را کمی دردانه و لوس کنند تا به آرامش برسند!

من زوجی را می‌شناسم که 4 پسر دارند و باز هم به امید داشتن دختر اقدام به بچه‌دار شدن می‌کنند و حالا که پنجمی هم پسر شده با او درست مثل دختربچه‌ها رفتار می‌کنند و می‌گویند زیبایی او مثل دخترهاست و با پوشاندن لباس دخترانه به این پسر 2، 3 ساله حس می‌کنیم دختردار شده‌ایم! آنها از این موضوع غافلند که دارند به شکل‌گیری هویت جنسی پسرشان صدمه وارد می‌کنند. همه این باورها و رفتارها یعنی اینکه ما هستیم که هویت جنسی بچه‌ها را می‌سازیم. ما هستیم که با رفتارهای درست می‌توانیم به پسرمان بیاموزیم درست مانند یک مرد سالم و خوشحال زندگی کند، هیجانات خود را بروز دهد، احساسات خود را به روش صحیح ابراز کند و در برقراری رابطه با دوستان، همسر و اجتماع موفق شود. این قضیه که می‌گویند مرد نباید گریه کند مختص ما نیست. در تمام دنیا به جنس مذکر می‌گویند که در عصبانیت‌ها حق ندارد گریه کند و فقط می‌تواند خشم خود را با فریاد زدن تخلیه کند، البته نه فریاد زدن بر سر کسی!

نكته مهم دیگر اینكه شما باید قبول كنید با غفلت از مریم حس اعتماد به نفس او را مختل كرده‌اید و او در معرض افسردگی است. در مورد این بچه 5 ساله، مریم، باید بررسی کرد که والدین چه رفتار اشتباهی داشته‌اند که حالا به این شکل در فرزندشان بروز کرده است. این نکته مهم است که اگر با یک دختر مثل پسر رفتار شود یا برعکس با یک پسر همانند دختر رفتار شود هویت جنسی جنس مخالف خود را یاد می‌گیرد.

بهتر است کمی در رفتارهای خود دقیق شوید و بررسی کنید که چطور این باور را در مریم ایجاد کرده‌اید که به پسر بودن گرایش پیدا کند. شاید هم مراقبان مریم در مواردی که مادرش به دانشگاه می‌رفته یا بیرون از خانه بوده رفتار متناسب با جنسیت او نداشته‌اند. اما از همه اینها که بگذریم توصیه من به عنوان مشاور این است که حتما برای یک بار هم که شده مریم را نزد روان‌پزشک اطفال ببرید تا بررسی کند چرا گرایش به جنس مخالف بودن در این بچه وجود دارد. روان‌پزشک با بررسی‌هایی که انجام می‌دهد متوجه می‌شود آیا در دیگر زمینه‌ها مثلا شغل‌ها، انتخاب رنگ‌ و ... نیز مریم به مواردی اشاره می‌کند که شبیه پسرهاست یا خیر.

توصیه دوم من این است که ترجیحا تا مدتی تمام لوازم مریم، رنگ‌ها و اسباب‌بای‌هایش را به طور اغراق‌آمیزی دخترانه کنید تا کم‌کم حس خوشایندی نسبت به دختر بودن پیدا کند. حتی بهتر است تا مدتی با دختربچه‌ها بازی کند و مدام نقش‌های دخترانه مثل مادر و خاله را بازی کند که هویت جنسی‌اش را به دست آورد. بچه‌ها از 3 سالگی با والد هم‌جنس خود همانندسازی می‌کنند و نقش جنسیتی والد همجنس خود را درونی می‌کنند، به این معنی که دخترها با مادر و پسرها با پدرشان همانند‌سازی می‌کنند. اینجاست که اگر مادری دارای روحیه سرد و خشن و مردانه‌ای باشد و از لطافت‌های زنانه بی‌بهره باشد، دختر همچون مادرش رفتارها و منش‌های خشن و مردانه را می‌گیرد.

این حالت در مورد مردهایی که رفتارها و شیوه برخورد زنانه دارند نیز صادق است. این مردان وقتی پدر می‌شوند باید بدانند اگر خود را اصلاح نکنند و کودکشان به 3 سالگی برسد چون پدر خود را با این حالت‌های زنانه می‌بیند امکان دارد پسری شود که همانند یک مرد بار نمی‌آید و مردم به او هشدار خواهند داد که چرا مثل زن‌ها رفتار می‌کنی؟!

پس به عنوان توصیه سوم باید گفت پدر و مادرها باید آگاهانه عمل کنند. مادر باید طوری عمل کند که دخترش از اینکه او هم مانند مادر، یک جنس لطیف و زنانه دارد احساس رضایت کند. مادری که به دلیل شغلش یا محیط خانواده‌اش طوری تربیت شده که خلق و خوی مردانه در او غالب است نمی‌تواند انتظار داشته باشد دخترش هویت جنسی کاملا زنانه کسب کند و از آن لذت ببرد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1391ساعت 9:15  توسط هرشنبه  | 

چگونه کنترل احساساتتان را بدست بگیرید ؟

کنترل کردن احساسات به معنای نادیده گرفتن آنها نیست. به این معناست که آنها را بشناسید و در مواقع مناسب آنها را ابراز کنید، نه بدون کنترل و تصادفی.

مراحل 
1. احساساتتان را بشناسید. میلیون ها راه برای احساس کردن وجود دارد اما دانشمندان احساسات انسانها را به چند احساس اصلی تقسیم بندی کرده اند: لذت، پذیرش، ترس، تعجب، ناراحتی، تنفر، عصبانیت و پیشبینی. انجمن تشخیص و آمار روانشناسی امریکا مهمترین احساساتی که بیشترین مشکل را برای ما ایجاد می کنند را این احساسات برشمرده اند: عصبانیت، ترس، اضطراب و افسردگی.
 

2. بدانید که احساسات مرموزانه و از غیب ظاهر نمی شوند. بسیاری اوقات ما در  سطح ناخودآگاهمان تحت مرحمت احساساتمان هستیم. با شناخت احساساتمان در سطح خودآگاه بهتر می توانیم آنها را کنترل کنیم. بدترین کاری که می توانید بکنید این است که احساساتتان را نادیده بگیرید یا سرکوب کنید چون حتماً می دانید که اگر اینکار را بکنید این احساسات بدتر شده و بعدها فوران می کنند. در طول روز از خودتان بپرسید، "الان چه احساسی دارم؟" اگر می توانید دفترچه ای برای یادداشت احساساتتان داشته باشید. وقتی احساس افسردگی می کنید، مکث کنید و موقعیتی که این احساس را در شما ایجاد کرده بررسی کنید. به احساستان از 1 تا 100 نمره بدهید طوریکه عدد 1 کمترین شدت و عدد 100 بالاترین شدت را نشان دهد. 
3. ببینید در آن زمان چه فکری از سرتان می گذشته است. مکث کنید و ببینید به چه چیز فکر می کردید و تا زمانیکه نفهمیدید چه فکری آن احساس را در شما ایجاد کرده دست برندارید. مثلاً ممکن است رئیستان بدون اینکه حتی متوجه باشد موقع ناهار به شما نگاه نکرده باشد و این فکر در ذهن شما ایجاد می شود که، "او آماده است که من را اخراج کند!" 
4. حادثه ای که آن فکری که احساس مورد نظر را ایجاد کرده تایید می کند را روی کاغذ بیاورید. بعنوان مثال، ممکن است حرفی از دهانتان خارج شده باشد که او را عصبانی کرده باشد و جمع و جور کردن آن دیگر ممکن نباشد. 
5. حادثه ای که مخالف آن فکر است را نیز بنویسید. اگر فکر کنید می فهمید که ازآنجاکه هیچ کس نمی تواند به خوبی با این رئیس راه بیاید، به همین خاطر نمی تواند کسی را اخراج کند چون تعداد کارمندان همین حالا هم کم هستند. 
6. از خودتان بپرسید، "راه دیگری که منطقی تر و متعادل تر از این رویکرد باشد برای دیدن این موقعیت وجود دارد؟" با در نظر گرفتن این دلیل جدید می توانید نتیجه بگیرید که با وجود عصبانیت رئیس، کارتان کاملاً در امنیت است. البته ممکن است هنوز کار یا رئیستان را دوست نداشته باشید و بخواهید که دنبال کار دیگری بگردید. اما حداقل می توانید برای پیدا کردن یک کار بهتر به خوبی وقت بگذارید و نیازی نیست نگران بیکاری باشید. 
7. انتخاب های مختلف را در نظر بگیرید. وقتی احساسی را شناسایی کردید، به حداقل دو راه برای واکنش دادن به آن فکر کنید. وقتی تصور کنید که فقط یک راه برای واکنش دادن وجود دارد، احساساتتان کنترل شما را به دست می گیرند. 
همیشه انتخاب های مختلفی پیش رویتان است. بعنوان مثال، اگر کسی اذیتتان می کند و شما عصبانی می شوید، واکنش فوری شما می تواند این باشد که شما هم او را اذیت کنید اما صرفنظر از اینکه آن احساس چه باشد، همیشه حداقل دو جایگزین دیگر هم دارید:

* هیچ عکس العملی نشان ندهید. اما اگر اینکار را می کنید باید شناسایی احساستان را ادامه دهید. فقط به این خاطر که به یک احساس واکنش نمی دهید به این معنا نیست که آن احساس وجود ندارد. اگر انتخاب می کنید که هیچ عکس العملی نشان ندهید، باید حتماً به خاطر یک دلیل باشد (همانطور که در مورد بعد توضیح داده خواهد شد) نه به خاطر اینکه ترس از روبه رو شدن.

*عکس کاری که معمولاً انجام می دهید را انجام دهید.

8. انتخاب کنید. حالا که انتخاب های مختلفی پیش رویتان است، وارد عمل شوید:

* اصول – می خواهید چه کسی باشید؟ اصول اخلاقی شما چیست؟ می خواهید نتیجه این موقعیت چه باشد؟ و آخر اینکه کدام تصمیم بیشتر باعث افتخارتان خواهد بود؟ اینجاست که راهنمایی های مذهبی برای خیلی افراد وارد کار می شوند.

* منطق – چه راهکاری نتیجه دلخواهتان را می دهد؟ بعنوان مثال، اگر با یک دعوای خیابانی مواجه شده اید و می خواهید که راهکار صلحطلبانه را پیش بگیرید، می توانید از آن گذر کنید اما این احمال وجود دارد که اگر رویتان را برگردانید طرف مقابل عصبانی تر شود. شاید بهتر باشد که عذرخواهی کنید و اجازه بدهید تا زمانیکه آرامتر شود حرفهایش را بزند.

9. نگرشتان را تغییر دهید. مراحل بالا نشان می دهد که چطور اجازه ندهید احساساتتان رفتار شما را کنترل کند اما نشان نمی دهد که چطور خودِ آن احساسات را تغییر دهید. اگر می خواهید احساساتتان را کنترل کنید باید نگرشتان به دنیا را عوض کنید. اگر یاد بگیرید که چطور خوشبین باشید، خواهید دید که احساسات منفی کمتر به سراغتان می آیند. حتی می توانید مستقیماً خیلی از اعتقادات اصلی خودتان که افکار ناراحت کننده و منفی برایتان ایجاد می کنند را از بین ببرید. می توانید با بحث های درونی از شر این ایده های ازاردهنده خلاص شوید. در زیر به چند نمونه از این افکار و اعتقادات ناراحت کننده اشاره می کنیم:

* برای اینکه فردی باارزش باشم باید در همه جنبه ها فردی کامل باشم. هیچ کس نمی تواند در همه چیز کامل باشد. اما اگر باور داشته باشید که اگر کامل نباشید فردی شکست خورده هستید فقط تا آخر عمر خودتان را بدبخت می کنید.

* باید همه کسانیکه برایم مهم هستند دوستم داشته باشند و قبولم کنند. گاهی اوقات نمی توانید از دشمن سازی برای خودتان جلوگیری کنید. خیلی ها هستند که با همه بدرفتار هستند. اما نمی توانید برای راضی نگه داشتن آنها زندگی را به خودتان زهر کنید.

* وقتی مردم غیرمنصفانه رفتار می کنند به خاطر بدجنسیشان است. اکثر کسانی که با شما غیرمنصفانه رفتار می کنند دوستان و خانواده ای دارند که عاشقشان هستند. همه انسانها ترکیبی از خوبی و بدی هستند.

* خیلی احساس بدی است وقتی ناامیدم، با من بد رفتار می کنند یا نادیده ام می گیرند. برخی افراد این حس را دارند که به خاطر اینکه نمی توانند کوچکترین ناامیدی را تحمل کنند، همیشه شغلشان را از دست می دهند یا روابطشان به خطر می افتد.

* بدبختی از نیروهای خارجی ناشی می شود که کاری برای تغییر آن از دستم برنمی آید. خیلی از زندانیان وضعیتشان را گردن قضا و قدر می اندازند و می گویند که نقشی در آن نداشته اند.

* اگر چیزی خطرناک یا ترسناک است باید نگران آن باشم. خیلی ها باور دارند که نگران بودن به دور شدن مشکلات کمک می کند.

* خودداری از مواجهه با سختی ها و مسئولیت ها ساده تر از روبه رو شدن با آنهاست. حتی تجربیات دردناک هم اگر با آنها روبه رو شوید می تواند پایه ای برای یادگیری و رشد شما در آینده باشد.

* به خاطر اینکه اتفاقات گذشته زندگی من را کنترل کرده، حال و آینده ام هم باید همینطور باشد. اگر این واقعاً صحت داشت به این معنا بود که ما زندانیان گذشته مان هستیم و تغییر غیرممکن است. اما انسانها همیشه در حال تغییرند و بعضی وقت ها این تغییرات چشمگیر است.

* وقتی کارها آنطور که می خواهم پیش نمی رود خیلی بد است. آیا می توانستید روند زندگیتان را پیشبینی کنید؟ مطمئناً نه. به همین خاطر نمی توانید پیشبینی کنید که کارها آنطور که شما می خواهید پیش خواهند رفت یا نه.

* فقط با لذت بردن و خوش گذراندن و تفکر هرچه پیش آید خوش آید می توانم فرد خوشبختی باشم. اگر این درست بود تقریباً همه آدم های پولدار بازنشسته هیچ کاری نمی کردند. اما درعوض می بینید که همه آنها از چالش های جدید بعنوان راهی برای رشد بیشتر استفاده می کنند. 

نکات

* یادبگیرید که از انحرافات شناختی که باعث می شود همه چیز بدتر از آن چیزی که هست به نظر برسد دوری کنید. اکثر ما این را شنیده ایم که می گویند نیمه پر لیوان را ببینید. اما وقتی قدرت درکتان منحرف می شود، فقط نیمه خالی لیوان را می بینید. در زیر به چند نمونه اشاره می کنیم:

*تفکر هیچ چیز یا همه چیز. همه چیز یا خوب است یا بد و هیچ چیز بین این دو وجود ندارد. اگر شما کامل نیستید پس کاملاً شکست خورده هستید.

*تعمیم افراطی. یک اتفاق بد موجب یک سلسله اتفاقات بد می شود.

*فیلتر ذهنی. یک چیز منفی همه چیز را منفی می کند. خیلی وقت ها وقتی افسرده اید نیمه خالی لیوان را می بینید.

*مردود کردن جنبه مثبت. اگر کسی نظر مثبتی نسبت به شما ابراز می کند به حساب نمی آید. اما اگر کسی چیز بدی درموردتان بگوید "همیشه می دانستید".

*نتیجه گیری سریع. بااینکه هیچ واقعیت قطعی وجود ندارد که نتیجه گیری شما را تایید کند، یک تفسیر و نتیجه گیری منفی می کنید.

*خواندن ذهن. فکر می کنید که کسی به شما بی احترامی می کند و برای مطمئن شدن از آن ت نمی کنید. فقط تصور می کنید که اینطور است.

*اشتباه طالع بینی. فکر می کنید که همه چیز بد پیش خواهد رفت و خودتان را قانع می کنید که این حقیقت دارد.

*بزرگسازی و کوچکسازی. تصور کنید که با یک دوربین به خودتان یا کسی دیگر نگاه می کنید. ممکن است تصور کنید که اشتباهی که انجام داده اید یا موفقیت کسی دیگر مهمتر از آن چیزی است که هست. حالا تصور کنید که دوربین را برمی گردانید و از آن سر دوربین به همان چیزها نگاه می کنید. کاری که انجام داده اید ممکن است کم اهمیت تر از آنچه که بوده جلوه کند و اشتباه کسی دیگر کم اهمیت تر از آنچه که هست به نظر برسد.

*استدلال احساسی. تصور می کنید که احساسات منفی شما منعکس کننده واقعیت امر است: "من اینطور حس می کنم پس باید واقعیت داشته باشد."

*بایدها. تلاش می کنید که به خودتان برای کاری انگیزه بدهید. باید اینکار را بکنی. حتماً اینکار را بکن و امثال آن. اینکار باعث نمی شود که علاقه ای برای انجام آن پیدا کنید فقط باعث می شود احساس گناه کنید. وقتی این بایدها را برای بقیه به کار ببرید احساس عصبانیت، دلسردی و خشم خواهید کرد.

* برچسب زدن. این یک نوع حاد از تعمیم افراطی است. وقتی که اشتباهی مرتکب می شوید به خودتان برچسب می زنید، مثل، "من یک بازنده هسنم". وقتی رفتار اشتباه فردی دیگر شما را ناراحت می کند باز یک برچسب منفی به او می چسبانید.

* به خود گرفتن. تصور می کنید که شما علت اتفاقات بد هستید درحالیکه هیچ تقصیری متوجه شما نبوده است. 

هشدارها

·      خیلی مهم است که بتوانید کنترل احساساتتان را به دست گیرید اما سرکوب کردن آنها یا نادیده گرفتنشان کاملاً متفاوت از این قضیه است. سرکوب کردن احساساتتان ممکن است باعث بروز اختلالات جسمی و احساسی در شما شود.

·      مشکلات احساسی آنقدر پیچیده هستند که نیاز به کمک تخصصی یک روانشناس، مشاور، یا مددکار دارد.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1391ساعت 9:11  توسط هرشنبه  | 

چطور دست از فکر کردن زیاد بردارید

اساساً فکر کردن کار خوبی است و با اینکه بعضی از مردم به ‌اندازه کافی اینکار را نمی‌‌کنند، برخی در این زمینه واقعاً زیاده ‌روی می‌کنند. از هر دو جنسیت زن و مرد در هر دو این دسته‌ها داریم. امروز می‌خواهیم درمورد کسانی حرف بزنیم که خیلی فکر می‌کنند.

بعضی‌ها آنقدر فکر می‌کنند که خود را خسته مضطرب و بیمار می‌کنند. این افراد گرایش دارند که هر مسئله ساده ‌ای را پیچیده، هر چیز آسانی را سخت و هر مشکل کوچکی را بزرگ و بغرنج جلوه دهند. آنها عادت دارند وقتشان را برای آنالیز بیش از حد هر چیز و هر کس هدر دهند. آنها متخصص تفسیر غلط حرف‌های همه هستند و اگر کوچکترین راهی وجود داشته باشد که احساساتشان جریحه ‌‌دار شود، آن را پیدا می‌کنند. حتی به دنبال آن می‌گردند. آنها معمولاً افرادی وسواسی و ایدآلیست هستند. بیش از حد نگران می‌شوند. تقریباً درمورد همه چیز و همه کس. آنها سعی می‌کنند همیشه همه را خوشنود نگه دارند و می‌خواهند که تغییر ایجاد کنند اما این فرایند تغییر آنها را می‌ترساند. برای خراب کردن امیال و آرزوهایشان به بقیه آدم‌ها نیاز ندارند، خودشان هم خوب از پس آن برمی‌آیند. آنها همان‌هایی هستند که بیش از حد فکر می‌کنند.

اگر احساس می‌کنید خصوصیاتی که در بالا ذکر کردیم را در خود می‌بینید، احتمالاً شما هم به این دسته افراد تعلق دارید. در زیر نکاتی آورده‌ ایم که به شما کمک می‌کند با این مشکل خود کنار بیایید.


 

1.       از صبر کردن برای ایدآل هر چیز خودداری کنید. جاه‌ طلب بودن خیلی خوب است اما خواستن ایدآل غیرواقعبینانه و غیرعملی است. باید به دنبال پیشرفت مداوم باشید و برای دست یافتن به تغییرات مثبت تلاش کنید.

 

2.       فکر و خیال نکنید. روی فکر و خیال تکیه نکنید، برحسب واقعیات عمل کنید.

 

3.       فعال‌تر باشید. از تئوری بیرون بیایید و وارد عمل شوید. از همین الان! هر روز حداقل یک کار انجام دهید که شما را به هدفتان نزدیک‌تر کند. حتی اگر از آن واهمه دارید. اجازه ندهید ترس توانایی‌هایتان را پایین بیاورد یا بر زندگیتان حکومت کند.

 

4.       درست‌ترین سوال‌ها را از خودتان بپرسید. سوال‌هایی که شما را از نظر ذهنی در وضعیتی مثبت، عملی، کاربردی و متمرکز بر راه‌ حل قرار دهد. مشکل را درک کنید اما تمرکزتان بر راه‌ حل باشد.

 

5.       یک مدیر داشته باشید (یک مربی، دوست، یکی از آشنایان و ...) که بازخورد مرتبط، خاص، معقول و غیراحساسی به شما بدهد. خودتان نمی‌توانید درمورد خودتان بیطرف باشید. این فرد باید کسی باشد که حرف‌هایی به شما بزند که باید بشنوید نه حرف‌هایی که دوست دارید بشنوید.

 

6.       برای اینکه از متوسط به عالی تبدیل شوید، برنامه بریزید و کاملاً به آن پایببند شوید. رفتارهای عالی خود را پیدا کنید و به آنها متعهد بمانید.

 

7.       دست از توجیه کردن برای کارهایی که نمی‌کنید بردارید. صادقانه تلاش کنید که تلاش صادقانه بسیار موثر است.

 

8.       دفترچه ثبت موفقیت داشته باشید. نوشتن افکار، تصمیمات، رفتارها و نتایجی که به دست می‌آورید راهی عالی برای حفظ نگرش، ایجاد تمرکز و انگیزه است. همچنین راه خوبی است که بفهمید چه چیزی برای شما موثرتر است.

 

9.       از افکارتان بیرون بیایید. جایی آرام و زیبا فرای افکارتان پیدا کنید. جایی که آرامش، امنیت، لذت و آزادی وجود داشته باشد. دست یافتن به این نیاز به تلاش و تمرین دارد اما با تمرین می‌توانید تقریباً در هر مکانی و هر زمانی اینکار را انجام دهید. تا زمانی که امتحان نکنیم نمی‌دانیم که دست از فکرکردن برداشتن چقدر سخت است.برای رفتن به فرای ذهنمان باید هرج‌ و‌ مرج ذهنمان را دور بریزیم. ذهن جای خسته ‌کننده‌ ای است و بعضی وقت‌ها لازم است که از آن به تعطیلات برویم. اگر با این ایده دست ‌و پنجه نرم می‌کنید، سعی کنید خودتان را در آهنگی که دوست دارید غرق کنید.

 

10.   بعضی از افکاری که در ذهنتان می‌چرخد باید بیرون ریخته شود، بعضی از آنها گیر کرده‌ اند و می‌ترسند بیرون بیایند. به افکار ذهنتان مثل یک بلوک آپارتمان نگاه کنید. به طبقه دوم این آپارتمان نگاه کنید، همینطور که در راهرو راه می‌روید، از پشت در آپارتمان شماره 22 صدای پیرزن دیوانه می‌آید که، "اینطوری باید آنرا انجام می‌دادی دیوانه...!" کمی اینطرف‌تر، آپارتمان زن پر حرفی است که همیشه در خانه ‌اش را باز می‌گذارد و یکدفعه بیرون می‌پرد و حواستان را پرت می‌کند. انتهای راهرو مردی زندگی می‌کند که همیشه شما را می‌ترساند، "اگر می‌دیدی چقدر احمق به نظر می‌رسیدی دیگر هیچوقت آنکار را انجام نمی‌دادی." این آدم‌ها درواقع آن افکاری هستند که میل و انگیزه شما را با احساس گناه و اضطراب از بین می برند. شناسایی این افکار خیلی ساده است، ساکنینی که خیلی وقت است اجاره خانه ‌شان را نپرداخته‌ اند و هیچ منفعتی برای شما ندارند و برای بقیه ساکنین خوب آپارتمان هم ایجاد مشکل می‌کنند و باید سریعاً آنها را بیرون بیندازید.

 

همین الان شروع کنید. آزاردهنده‌ ترین ساکنین آپارتمان را شناسایی کنید و حکم تخلیه ‌شان را تحویلشان دهید. اگر همکاری نکردند، گوششان را بگیرید و به زور بیرونشان کنید. این ساکنین خیلی وقت است که آنجا مانده‌اند و می‌دانند که چطور می‌توانند فریبتان دهند. اما شما تسلیم نشوید. یادتان باشد ساکنین عالی دیگری دارید که باید به آنها رسیدگی کنید.

بیرون انداختن این ساکنین جا را برای آوردن ساکنین بهتر باز می‌کند. این آپارتمان را از آنِ خودتان کنید. آن را دوباره به زندگی برگردانید. دکوراسیون آن را عوض کنید، حتی می‌توانید برایش استخر هم درست کنید. این آپارتمان مال شماست—این شما هستید که تصمیم می‌گیرید چطور آن را بازسازی کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391ساعت 9:16  توسط هرشنبه  | 

چگونه افکارمان را تازه کنیم؟

این روزها کمتر کسی را پیدا می‌کنید که از استرس و عوارض ناشی از آن شاکی نباشد.یک دکتر روانشناس معتقد است این استرس‌های‌ دایمی می‌تواند باعث بروز افکار غیرمنطقی هم شود. ایشان درباره همین افکار غیرمنطقی و راه‌های مقابله با آن توضیح می دهند:

 

آقای دکتر! قطعا شما هم درباره رفتارها و روش‌هایی شنیده‌اید که بعضی‌ها می‌گویند با آنها می‌توانیم میزان مقاومت روانی‌‌مان را بالا ببریم؛ مثلا می‌گویند با روش تنفس عمیق می‌توان بر استرس غلبه کرد. به نظر شما این روش‌ها واقعا به افزایش مقاومت روانی ما منجر می‌شوند؟

 

بد نیست بدانید که هر چه میزان استرس شدیدتر باشد، می‌تواند برای سلامت جسمی و روانی ما آثار بدتری داشته باشد، لذا می‌توانیم با روش‌هایی استرس را کنترل کرده و میزان مقاومت روانی‌مان را هم افزایش دهیم.

 

مهم‌ترین شیوه‌های افزایش مقاومت روانی و کنترل استرس از این قرار است: از بین بردن افکار غیرمنطقی، کاهش برانگیختگی، تغییر دادن رفتار تیپ الف و ورزش.

 

 

چگونه می‌توانیم متوجه شویم که افکار غیرمنطقی داریم؟

 

تجربه‌های زیر را بررسی کنید تا معلوم شود تحت فشار افکار شخصی خود هستید یا نه:

 

با اولین سئوال امتحانی، مشکل پیدا می‌کنید و متقاعد می‌شوید که مردود خواهید شد.

 

دوست دارید احساسات حقیقی خود را بیان کنید، اما فکر می‌کنید که ممکن است دیگران را عصبانی یا ناراحت کنید.

 

پس از 15 دقیقه هنوز به خواب نمی‌روید و قانع می‌شوید که تا صبح چشم روی هم نخواهید گذاشت و فردا ظاهری بد خواهید داشت.

 

از تصمیمی که می‌گیرید، مطمئن نیستید بنابراین بعد از خروج از منزل و گوش دادن به سخنان دیگران، نظر خود را عوض می‌کنید.

 

تصمیم می‌گیرید ندوید، به کوه نروید یا ورزش نکنید، چون از نظر جسمی رو به راه نیستید.

 

اگر تجربه‌های مشابهی از خود سراغ دارید، احتمالا به این علت است که تعداد زیادی از باورهای غیرمنطقی را با خود دارید. این باورها و افکار موجب می‌شوند که شما نسبت به تاییدهای دیگران زیاد فکر کنید (شماره2) یا کمال‌گرا باشید (شماره 5). همچنین این باورها ممکن است شما را به این تفکر وادارند که بهترین شیوه برای سبک کردن اثر ناتوانی در تصمیم‌گیری، حاشا کردن وجود آنهاست (شماره4) یا کوچک‌ترین عقب‌نشینی، مسایل غیرقابل جبرانی ایجاد خواهد کرد (شماره‌های 1 و 3).


 

چگونه باید افکار غیرمنطقی را عوض کرد؟

 

پاسخ خیلی ساده است. می‌توان آنها را تغییر داد. البته عوض کردن افکار غیرمنطقی کار دارد و پیش از آنکه بتوانیم افکار خود را تغییر دهیم، ابتدا باید از آنها آگاهی داشته باشیم. برخی روان‌شناسان شناخت‌گرا برای از بین بردن افکار غیرمنطقی و مصیبت‌بار که اغلب مقاومت ما را کم کرده و با احساس‌های درد، اضطراب، ناکامی، تعارض یا تنش همراه هستند، یک روش سه مرحله‌ای توصیه می‌کنند:

 

با بررسی دقیق، از وجود این افکار آگاهی پیدا کنید. آیا این افکار، در پیدا کردن یک راه‌حل به شما کمک می‌کنند یا به مشکلات شما شدت می‌بخشند؟

 

افکاری فراهم آورید که با افکار غیرمنطقی یا مصیبت‌بار سازگاری ندارند و آنها را به طور ذهنی تکرار کنید.

 

وقتی موفق شدید باورها و افکار خود را به طور قطعی عوض کنید، به خودتان احسنت بگویید و پاداش دهید.

 

برای افزایش مقاومت روانی به کاهش برانگیختگی هم اشاره کردید. ممکن است کمی بیشتر در این زمینه توضیح بدهید؟

 

بله، برانگیختگی، نشانه امکان عملکرد بد سیستم دفاعی بدن و روانی ماست. پیامی است برای مطالعه موقعیت و اتخاذ اقدامات لازم. برای کاهش برانگیختگی‌های شدید هم می‌توان از روش‌هایی مثل مراقبه یا مدیتیشن، بازخورد زیستی و یا ریلکسیشن (آرام سازی) استفاده کرد.

 

به نظر می‌رسد که مدیتیشن یا مراقبه، بدون آنکه حساسیت را کم کند، سازگاری با استرس را آسان کرده و میزان مقاومت بدن را بیشتر می‌کند، بنابراین ادراک خطرات بالقوه کاهش نمی‌یابد. به نظر می‌رسد که مراقبه روی جنبه‌های شناختی واکنش به استرس متمرکز می‌شود، در حالی که بازخورد زیستی (مثل کنترل ارادی ضربان قلب) می‌تواند روی کنش‌های فیزیولوژیک مختلف، از جمله ضربان قلب و تنش ماهیچه‌ای متمرکز شود. ریلکسیشن هم برای کاهش تنش ماهیچه‌ای به کار می‌رود، هر چند که رهنمودهای کند کردن تنفس و گسترش تصاویر فرهنگی (مثلا احساس سنگینی در اعضا) واکنش‌های دیگر ناسازگار با واکنش اعلام خطر را مساعد می‌کند، اما هر سه روش، برانگیختگی را کاهش می‌دهند، مقاومت روانی را بالا می‌برند، درجه انتظار اثربخشی را بهبود می‌بخشند و منبع کنترل درونی را مساعد می‌کنند.

 

 

منظورتان از اصلاح رفتار تیپ الف چیست؟

 

کسانی که رفتار تیپ الف را نشان می‌دهند میزان مقاومت خود را به تدریج از دست می‌دهند. در این افراد احساس فوریت و خصومت و رفتارهای پرخاشگرانه و خودتخریبی شناسایی می‌شود. لذا به افراد توصیه می‌شود که احساس فوریت، خصومت و تمایلات خودتخریبی را کم کرده و همچنین سیگار را کنار بگذارند، غذای کم چربی بخورند، در مکان راحت سکونت کنند و شوخ‌طبعی را هم فراموش نکنند تا به این وسیله مقاومتشان افزایش پیدا کند.


ممکن است چند راهکار عملی و ساده برای این منظور معرفی کنید؟

 

در افراد تیپ الف، زندگی به منزله میدان مسابقه است و هرگز آرام نمی‌شود. لذا توصیه‌هایی از این دست می‌تواند مفید باشد:

 

- هر چه بیشتر در فعالیت‌های اجتماعی و خانوادگی و به همراه دوستان شرکت کردن

 

- روزی چند دقیقه به یادآوری رویدادهای دور پرداختن (مثلا نگاه به آلبوم خانوادگی)

 

- در زمینه ادبیات کتاب خواندن

 

- رفتن به سینما، تئاتر یا دیدن دوستان و خانواده

 

- تهیه ساعت زنگداری که با صدای ملایم بیدار می‌کند و هنگام بیداری به آرامی حرکت کردن

 

- به آرامی رانندگی کردن، با عجله غذا نخوردن، با سرعت حرف نزدن، انتخاب مسیر خلوت

 

- دو کار را با هم انجام ندادن و بین فعالیت‌ها فاصله گذاشتن

 

- ابراز عشق به اعضای خانواده

 

- به دنبال شادی و زیبایی رفتن

 

- با لحن شاد و خالصانه سلام گفتن

 

 

حرف آخر؟

 

ورزش، مخصوصا در فضای باز نه تنها سلامت جسمی را بهبود می‌بخشد، بلکه به ما کمک می‌کند تا مقاومت روانی خود را نیز بالا ببریم. ورزش‌هایی از قبیل دو تند و ملایم، دو درجا، پیاده‌روی تند، طناب‌بازی، شنا، دوچرخه‌سواری، فوتبال، بسکتبال، اسب‌سواری، تیراندازی و ... .

 

بد نیست به پژوهشی اشاره کنیم که نشان داد رانندگانی که برای جمع کردن بلیت جا به جا می‌شوند، نصف رانندگانی که روی صندلی می‌نشینند و تکان نمی خورند، به حمله‌های قلبی گرفتار می‌شوند. در میان کارمندان اداره پست هم، نامه‌رسان‌ها کمتر از منشی‌ها، دچار حمله‌های قلبی می شوند.

 

تحقیقات زیادی نشان داده‌اند که ورزش مداوم مقاومت را بالا بدن برده، افسردگی را می‌زداید، اضطراب را کم می‌کند و عزت‌نفس را برمی‌انگیزد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391ساعت 9:16  توسط هرشنبه  | 

چگونه می توان در سطح اینترنت موفق بود؟

هر کسی در اینترنت به دنبال بهترین روشی است که از طریق آن هر چه سریعتر به پول برسد. افرادی که بهترین روشها را از دید خود ارائه می کنند مایل هستند که شما روش آنها را باور کنید.

اما واقعاً چه روشی « بهترین روش » است؟ خوب اگر به گفته های آنها گوش فرا دهید، واضح است که می گوئید فقط روش آنها بهترین روش است.

« 5 دلار خود را در عرض 30 روز بدون تلاش به 50 میلیون دلار تبدیل کنید» آیا بیل گیتس نیز در همان دوران 30 روزه فعالیت اولیه خود چنین ثروتی بدست آورد. شک دارم که او بگوید حتی امروز بدون هیچ کوششی به جایی رسیده باشد. آیا می خواهید به حرف این افراد دغل گوش کنید یا واقعاً می خواهید از طریق اینترنت درآمد کسب کنید؟

توقع بی جا در مورد سریع ثروتمند شدن از طریق اینترنت مثل این است که در گوشه ای بنشینیم و منتظر باشیم که شماره قرعه کشی لاتاری را اعلام کنند و ما برنده شویم.

اعتقاد دارم که ما با هوشتر از این حرفها هستیم. ما اعتقاد داریم که تنها راه موفقیت در هر چیز نیازمند تلاش و کار فراوان، انگیزه، پشت کار و کمی شانس است. حالا اجازه دهید هر کدام از این نکات را توضیح دهم.


تلاش فراوان
مسلماً قصد ندارید کامپیوترتان را روشن کنید. دور از کامپیوتر قدم بزنید و دست آخر هم انتظار داشته باشید کارتان به سرانجامی موفقیت آمیز بینجامد.
باید روی کامپیوترتان کار کنید. هر چه کارهای سازنده تر و مفید تری در وب سایت خود و فعالیتهای تجاری خود انجام دهید، پاداش بزرگتری نیز نصیب شما می شود.
توجه داشته باشید که گفتم « کارهای سازنده »
حتی می توان روزی 20 ساعت روی وب سایت خود کار کرده و هیچ کار مفیدی برای شغل و تجارت خود انجام نداد. باید بر فعالیتهای خود متمرکز شوید یا بتوانید کاری سازنده انجام دهید.
حال به روش دیگر: اگر روزی 20 ساعت وقت صرف کنید تا میزان محبوبیت سایت خود را بالا برده، طرحهای آن را تصحیح کنید، بر روی آن تبلیغ کرده و تجربه کسب کنید که چه چیزی موثر واقع شده و چه چیزی کارآیی ندارد، به نتایج خارق العاده ای دست خواهید یافت.
بسیاری از وب سایتها بطور باورنکردنی شکست می خورند نه بدین دلیل که صاحبان آن به اندازه کافی کار نکرده اند، بلکه بیشتر به این سبب که هوشمندانه کار نکرده اند.


انگیزه
چگونه می توانید همیشه با انگیزه باقی بمانید و روزها و ماهها چسبیده به مانیتور بدون خستگی کار کنید؟ آیاد دلیل خستگی ناپذیری شما این است که فکر می کنید بالاخره روزی فعالیت تجاری شما به نتایج موفقیت آمیزی خواهد رسید. ؟ آیا واقعاً کاری که از آن تصاویر متنفرید می توانند برای شما عمری داشته باشد؟ باور کنید اگر از چیزی متنفر باشید نه تنها به نتیجه ای نمی رسید، بلکه هر روز ناراحت تر و کسل تر خواهید شد. بنابراین چطور می توان با انگیزه باقی ماند؟ فکر می کنم مهمترین و بهترین انگیزه برای شما این است که موضوع مورد علاقه خود را انتخاب کنید .
اگر در زمینه ای کار می کنید که از آن لذت می برید، نتایج ناامید کننده کمتر به سراغ شما آمده و تاثیر کمتری روی شما خواهند داشت. اگر تلاش خود را در زمینه ای به کار گیرید که هیچ علاقه ای به آن ندارید ... حتی پیش از آنکه شروع به کار نمایید، شکستتان حتمی خواهد بود.
یک لحظه به گفته های من فکر کنید؟ دوست دارید وقتتان را چگونه بگذرانید؟ موضوع مورد علاقه شما چیست؟ آیا هنگامی که بر روی موضوع مورد علاقه خود کار می کنید انرژی می گیرید؟ آیا کسی که عاشق کارش است بعد ازظهر پنجشنبه مدام به ساعت نگاه می کند که چه زمانی کارش تمام می شود؟
آیا یک تماشاچی و علاقمند به ورزش آرزو می کند که ای کاش فصل فوتبال کوتاهتر بود؟ اگر شغل خود را حول موضوعی که به آن علاقه دارید، توسعه می دهید، اگر از صرف وقت برای آن لذت می برید،
اگر نمی توانید بیش از این صبر کنید که به خانه رفته و کامپیوتر خود را برای کار بر روی موضوع خود روشن کنید... در این صورت انگیزه دیگر برای شما معنی خاصی نمی تواند داشته باشد، زیرا خود معدن انگیزه هستید.


پشتکار
باید سخت به کارتان بچسبید. رهایش نکنید. امید خود را از دست ندهید. شاید اوقات بدی نیز به سراغتان بیاید، اما باید به کارتان ادامه دهید.
ممکن است آنقدر که انتظار داشتید در یک ماه در آمد کسب نکنید ، شاید به اندازه رقیب خود مشترک یا بازدید کننده کسب نکنید. این عوامل بازدارنده و ناراحت کننده حقیقت زندگی هستند .
آنها را بپذیرید و به گونه ای مناسب کنار بیاید. از اشتباهات خود درس بگیرید و کار خود را ادامه دهید. اگر در خلال زمانهای ناخوشایند روش درستی را به کار گیرید، آنوقت اوقات خوشایند بسیار شیرین تر خواهند بود.


شانس
البته به هر حال کمی هم شانس در کارها دخیل است. اما اگر خطی مش های بالا را پیگری کنید، آنوقت می توانید شانس خوب را خودتان بسازید.
شانس خوب وقتی به شما لبخند می زند که زمان درست را درک کرده باشید. شانس وقتی به سراغ شما می آید که در لحظه های بحرانی تصمیمات عاقلانه ای بگیرید. شانس یعنی ارزان بخرید و گران بفروشید. شانس یعنی اگر اشتباهی کردید قبل از اینکه آن اشتباه همه چیز را در هم بریزد، سعی در اصلاح آن داشته باشید.
هر قدر که درباره موضوع مورد نظر خود اطلاعات بیشتری داشته باشید، هر چه زمان بیشتری برای آموزش خود در آن زمینه صرف کنید، هر چه بیشتر کار کنید تا در زمینه کاری خود تخصص بیشتری کسب کنید ، به همان نسبت شانسی بیشتری خواهید داشت.
اگر از تمام چم و خم صنعت و کار خود خبر داشته باشید، در زمان مناسب در مکان صحیحی خواهید بود. دیگر اطلاع دارید که چه زمانی باید خرید و چه زمانی باید فروخت.
می دانید که چه تصمیمی و در چه زمانی باید گرفته شود. آیا می خواهید اشتباه خود را تصیح کنید؟ کاری که لازم است انجام دهید این است که نظرات و عقاید را بررسی کرده و آنهایی را که کارآیی ندارند دور بریزید. کنار ننشسته و همه چیز را به سرنوشت نسپارید ... شانس و سعادت خود را خودتان بسازید؟
بنابراین هر وقت از من می پرسند که چطور می توان در اینترنت موفق بود به آنها می گویم که سخت کار کنند، موضوعی را انتخاب کنند که به آن علاقه مند هستند، هر چیزی را که به آن موضوع مربوط است فرا بگیرید، به وقت ناراحتی و شکست مقاوم باشند و سخت به کارشان مشغول شوند

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1391ساعت 9:13  توسط هرشنبه  | 

15 راه ساده برای نفوذ در قلب مشتری

رمز موفقیت بازاریابان بزرگ، کیفیت رفتار آنها با مشتری است. یکی از تعاریف بازاریابی می تواند «هنر جلب رضایت مشتری برای انتخاب، خرید و تکرار خرید یک کالا یا خدمت» باشد.
مسئلۀ اصلی که می بایست بر روی آن تمرکز کنیم، این است: «چگونه می توانیم با مشتریان برخورد مناسبی داشته باشیم؟ به طوری که بتوانیم به نتایج مورد دلخواه دست یابیم» و اصول مشتری مداری کدام است؟
در زیر 15 نکته ی مهم را برای شما آورده ایم

 

1-در سلام کردن پیشقدم باشید و جواب سلام را هم به گرمی بدهید.
آیا برای شما هم پیش آمده که به فروشگاه و یا شرکتی مراجعه کنید که در آن فرد مسئول، نه تنها به شما سلام نمی کند بلکه جواب سلام شما را هم نمی دهد ؟ تازه اگر به شما خیلی هم لطف بکند بدون اینکه به شما نگاهی بیندازد زیر لب چیزی شبیه سلام می گوید !در فرهنگ ما سلام معمولا اولین کلمه در شروع ارتباط است .در روایات دینی هم تاکید شده که جواب سلام واجب است. بنابراین تا حد ممکن شما اولین نفری باشید که سلام می کند و در پاسخ دادن به سلام هم با استفاده از لحن مناسب و حالت گشوده چهره و افزودن کلماتی مثل "خوش آمدید" و"در خدمت شما هستم" و... پذیرنده بودن خود را به مشتری القا کنید.

 

2-قصدتان کمک کردن باشد.حتی اگر سود مستقیمی در کار نباشد. 
متاسفانه بسیاری از فروشندگان به محض اینکه می فهمند یک مشتری بالقوه   خریدی از آنهانخواهد کرد، بدون حوصله به باقی سوالات وی پاسخ می گویند و حاضر نیستند هیچ کمکی به مشتری بکنند .بعضی پارا فراتر گذاشته و با نصب برگه هایی از این قبیل "فلان چیز را نداریم سوال نفرمایید "جلوی بهانه های ارتباطی با مشتری را می گیرند. این افراد اگر می دانستند با یک ارتباط سازی ساده ، چگونه می توانستند در دفعات بعدی به همان مشتری فروش داشته باشند هیچگاه اینگونه رفتارهای  به دور از مشتری مداری از خود بروز نمی دادند .کاری کنید تا مشتری باز هم به شما رجوع کند.حتی اگر از شما آدرسی را پرسیدند با جان و دل راهنمایی کنید.


3-مشاور مشتری خود باشید. 

اگر نگرش شما این باشد که با کشف نیازها و خواسته های مشتری، به عنوان یک مشاور، او را برای یک خرید صحیح و با ارزش  راهنمایی کنید به شما تبریک می گویم، زیرا این گونه، مشتری خود را برای مدتی طولانی حفظ خواهید کرد. اگر مشتری احساس کندکه شما قبل از اینکه به سود خود توجه داشته باشید ،منافع او را در نظر می گیرید، به شما اعتماد می کند و اعتماد یکی از مهمترین ارکان فرایند فروش است.بنابراین لازم است قبل از اینکه به ارائه توضیحات محصول خود بپردازید، با پرسش های خوب، هر چه بیشتر در مورد مشتری و نیازهایش اطلاعات کسب کنید وآنگاه در راستای کمک به اوبرای خرید مناسب ، از هیچ تلاشی دریغ نکنید.


4-دیگر کافی است. دست از قضاوت بردارید. 

شما به عنوان یک فروشنده ،آن هم در موارد فروش چکی و اقساطی، حق دارید در خصوص اعتبار سنجی مشتری خود تحقیق لازم را انجام دهید، اما در زمان مکالمه با مشتری، دست از قضاوت در مورد شخصیت و نگرش او بردارید، چون این امر نه تنها باعث می شود که از فضای گوش دادن فعالانه، که یکی از ملزومات یک فروشنده حرفه ای است خارج شوید بلکه سبب ایجاد اختلال در تبادل احساسی میان شما و مشتری خواهد شد .مشتری شما از طرز نگاه و زبان بدنتان به راحتی به احساس بدی که منتقل می کنید پی خواهد برد. یادمان باشد ما اساسا صلاحیت قضاوت کردن دیگران و بر چسب زدن به آنها را نداریم.بنابراین در زمان ارتباط با مشتری باید تمام حواسمان به او و صحبتهایش باشد.



5-یکپارچگی شخصیت و هویت داشته باشید .
هیچ کس از آدمی که دمدمی مزاج باشد خوشش نمی آید. اینکه یکبار حالتان خوب باشد و با مشتری خوش برخورد باشید و دفعه بعد که اعصابتان از جای دیگر خراب بود جواب سلام مشتری راهم ندهید شخصیت شما را در ذهن مشتری به عنوان یک انسان دمدمی مزاج شکل می دهد .آنگاه روی شما حساب خاصی باز نخواهد کرد و تکلیفش با شما معلوم نخواهد بود . بنابراین اگر مجبور نباشد به شما مراجعه نخواهد کرد و شما ممکن است فروش هایی را به همین خاطر از دست بدهید. بنابراین روی مدیریت احساستان کار کنید تا دیگران هم تکلیفشان را با شما بدانند
 


6-به ظاهر و بهداشت خود توجه کنید.

شما با لباستان اولین تاثیر را در ذهن مخاطب می گذارید. آیا لباسی که به تن دارید با تصویری که دوست دارید دیگران از شما در ذهنشان داشته باشند همخوانی دارد ؟آیا به بوی بدن و دهانتان توجه کرده اید ؟آیا به آرایش موی خود اهمیت می دهید؟ اولین چیزی که ارائه می کنید خودتان هستید. برای خریداران امروزی مهم است که از چه کسی خرید می کنند.

پوشیدن یک لباس تمیز و مرتب که با اندام شما سازگاری داشته باشد، تصویری مثبت از شما بر جای می گذارد. بنابراین برای ظاهر خود اهمیت بیشتری قائل شوید.
 


7-به پرسش مشتری ،تک کلمه ای پاسخ ندهید .

بارها پیش آمده وارد فروشگاهی شدم و از فروشنده سوال کردم (فلان محصول را دارید ؟) و فروشنده بدون توجه کافی به من در جواب فقط از کلمه "نه " استفاده نمود، در صورتی که اگر با احترام بیشتری برخورد می کرد و حداقل می گفت "نه متاسفانه "باعث مکث بیشتری در من می شد و ممکن بود با گفتن "اما فلان چیز را داریم .دوست دارید بیارم خدمتتون ؟"باعث می شد من خریدی انجام دهم.پس به سوالات مشتری با حوصله و احترام جواب دهید و در صورت امکان، پیشنهاد خرید بیشتری را هم به وی بدهید، زیرا قرار است سهم بیشتری از هر مشتری داشته باشیم.
 


8-در زمان مکالمه با چهره گشوده و متبسم با مشتری برخورد کنید .

لبخند مسری است .بنابراین با استفاده از این اصل، احساس بهتری در مشتری خود ایجاد کنید. زمانی که مشتری احساس خوبی داشته باشد فرایند فروش تسهیل می گردد. بنابراین به دفعات به چهره خود در آینه نگاه کنید. تبسم را تمرین کنید. قرار نیست با صدای بلند بخندیم ،کافی است چهره ای گشوده و متبسم  داشته باشیم .بسیاری از فروشندگانی که با آنها برخورد داشته ام چهره ای عبوس داشته اند و به صورت ناخوداگاه  به مشتری می گویند: "سریع خریدت را انجام بده و برو بیرون! "  شما معمولا چگونه برخورد می کنید؟



9-با مشتری بحث نکنید .
متاسفانه گاهی اوقات فروشندگان برای اثبات حرف خود، با مشتری وارد بحث شده و گفته های مشتری را نقض می کنندبدترین کاری که می توانید بکنید این است که به یک مشتری بگویید "تو اشتباه می کنی ".هیچ کس از شنیدن این جمله احساس خوبی نخواهد داشت .در چنین حالتی مشتری هم حالت دفاعی به خود گرفته و آماده می شود تا با شما بجنگد و به شما اثبات کند "کسی که اشتباه می کند شما هستید "پس شدیدا مراقب جملاتی که به کار می برید باشید.



10-حرفهایتان راساده و قابل فهم بزنید .
در ارتباط با مشتری تا جایی که ممکن است تلاش کنید واضح و شفاف سخن بگویید .عدم پیچیدگی در بیان مطالب، به شما کمک می کند ارتباط بهتری برقرار سازید .استفاده از واژه ها به تناسب سطح کلام مشتری و به کار بردن مثال های روشن کننده، شما را در هدایت مشتری به سمت خرید یاری می نماید.از به کاربردن اصطلاحات فنی و پیچیده در زمانی که با مشتری غیر فنی روبرو هستید شدیدا خودداری کنید.



11- در پاسخ به درخواست مشتری سرعت عمل به خرج دهید .
هیچگاه مشتری را معطل نکنید .به مشتری توجه کنید. به سوالاتش به درستی پاسخ بگویید و کاری که باید انجام شود را در سریعترین زمان ممکن انجام دهید. امروزه مشتریان ما آدم های پر مشغله ای هستند که معمولا فرصت کافی ندارند. بنابراین سرعت عمل در پاسخگویی یکی از امتیازات شما محسوب خواهد شد.



12- در رفتار خود نشان دهید که  مشتری شما فرد مهمی است .
این را به عنوان یک باور در ذهن خود داشته باشید که مشتری شما فرد مهمی است .باور کنید که مشتری رئیس شماست. فقط به امروز نگاه نکنید شاید در شرایطی باشیدکه مشتری مجبور باشد با هر اخلاق و رفتار شما بسازد و از شما خرید کند اما اگر تا کنون برای کسب و کار شما اتفاق نیفتاده به زودی منتظر باشید:" اگر احساس خوبی در مشتری خود ایجاد نکنید او دیگر شما را انتخاب نخواهد کرد". همه انسان ها دوست دارند به آنها توجه شود. بنابراین کاری کنید تا مشتری در کنار شما احساس بهتری داشته باشد. این باعث می شود بیشتر بخواهد در کنار شما باشد و لا جرم بیشتر از شما خرید خواهد کرد.



13-از نام مشتری استفاده کنید .
تاحد ممکن نام مشتریان خود را یاد بگیرید و در زمان مکالمه از آن استفاده کنید. در اکثر کسب و کارها شما این فرصت را دارید که از مشتری نامش را بپرسید. دوستی دارم که مسئول بخش ارتباط با مشتری در یکی از هتل ها در یک کشور غربی بود .او می گفت فردی که مسئول حمل چمدان مشتری موظف بود در طول مسیر،از میز پذیرش  تا اتاق ،حداقل 3 بار با فاصله از نام مشتری استفاده کند. به عنوان مثال می گفت "به هتل ما خوش آمدید آقای وفایی "...."آقای وفایی شما می توانید از استخر هتل هم استفاده نمایید "........."آقای وفایی، امیدوارم این چند روز بهتون خوش بگذره "

فقطبه این نکته توجه داشته باشید که در فرهنگ ما ،در روابط کاری،  باید از نام خانوادگی افراد استفاده کرد، جز اینکه با مشتری به فضای صمیمی تری وارد شده باشید. ضمنا بگذارید مشتریان هم نام شما را یاد بگیرند.


14-به چشمان مشتری نگاه کنید.

یکی از مهمترین ابزارها برای برقراری ارتباطات "چشم" است .پیام های بسیاری از طریق چشمان شما به دیگران منتقل می شود. وقتی مشتری با شما صحبت می کند حتما به چشمانش نگاه کنید .نگاه شما نباید خیره باشد بلکه با مهربانی و توجه و احترام آمیخته باشد. خیلی وقتها نگاه نکردن به مشتری به عنوان بی احترامی تلقی می شود . اما مراقب باشید در این کار افراط به خرج ندهید و مخصوصا در حالت فروشگاهی مشتری را با نگاه تعقیب نکنید ، مشتری ایرانی خوشش نمی آید کسی در زمان خرید مزاحمش باشد بنابراین در استفاده از فرمول هایی که در فرهنگ های دیگر رایج است احتیاط کنید. منظور ما استفاده  از تماس چشمی در زمانی است که مشتری در حال صحبت با شماست و یا تازه وارد محل کار شما شده و یا قصد خروج دارد.



15-خداحافظی خوبی داشته باشید. 
خداحافظی هم به اندازه سلام مهم است. چه مشتری شما خرید کرده باشد و چه نکرده باشد، برای شما بهتر است که به خوبی او را بدرقه نمایید. با لحن مناسب و چهره متبسم از مشتری خداحافظی کنید. شما با این کاراحتمال  بازگشت مشتری را افزایش می دهید. هیچ کس احساس خوبی به فروشنده ای که فقط به فروش فکر می کند ندارد، بنابراین در پایان هم احساس خوبی در وی ایجاد کنید ، نه مثل برخی فروشندگان که اگر از آنها خریدی انجام نشود، جواب خداحافظی مشتری را هم نمی دهند.برای ما ایرانی ها توجه به اینگونه تعارفات حیاتی است پس برای رونق کسب و کارتان عوامل فرهنگی را فراموش نکنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1391ساعت 9:12  توسط هرشنبه  | 

بهترین طرز برخورد با بچه های وابسته

بچه ها از نظر سرشتی و ذاتی با هم متفاوت هستند. بعضی از کودکان معاشرتی تر و اجتماعی ترند و راحت تر با دیگران ارتباط برقرار می کنند ولی از طرف دیگر کودکی را می بینیم که منزوی و گوشه گیر است و بیشتر تمایل دارد وقت خود را در کنار مادر سپری کند.

 

علاوه بر مساله سرشت و ذات، بسیاری از کودکان هستند که اضطراب جدایی از مادر را دارند. دسته دیگری از کودکان از اضطراب اجتماعی رنج می برند. در هر صورت این دو دسته آخر کسانی هستند که به بیماری اضطراب مبتلا هستند و مداخلات روان پزشکی به موقع می تواند برای آنها بسیار سودمند باشد. اگر کودک شما منزوی و غیر اجتماعی است توصیه های زیر می تواند کمکتان کند:

 

۱) در صورتی که وابستگی کودک به شما خیلی زیاد است، لحظه ای از شما جدا نمی شود و اصرار دارد نزد شما بخوابد و...، حتما به یک روان پزشک اطفال مراجعه کنید.

 

۲) ترس و اضطراب او را درک کنید و بپذیرید اضطراب او واقعی است و او را به دلیل جمع گریزی و ارتباط برقرار نکردن با دیگران شماتت نکنید. چنانچه به طور مستقیم روی رفتارهای فوق تمرکز کنید: «چرا به دیگران سلام نمی دی، چرا به من چسبیدی و منو ول نمی کنی، مثل بچه آدم سلام بده و...» اعتماد به نفس کودک را از او سلب می کنید و موجب تشدید رفتارهای فوق می شوید.

 

۳) او را با بچه های دیگر که ارتباط بهتری در جمع دارند، مقایسه نکنید: «می بینی سارا چقدر قشنگ حرف می زنه، شعر می خونه و...»

 

۴) زمانی که کودک شما با بچه های دیگر دوست می شود و بازی می کند، در میهمانی ها از شما جدا می شود و شب را به تنهایی در اتاق خودش می خوابد، او را تشویق و از او تعریف کنید. تشویق شما می تواند کلامی باشد و هزینه ای برای شما در برنداشته باشد: «آفرین، چقدر بلند سلام دادی، مامان بزرگش! دیشب سامان تنها روی تخت خودش خوابیده و...»

 

۵) اگر کودک مرتب از شما آویزان است و روی پاهای شما می نشیند، به او بگویید که می تواند کنار شما بنشیند نه روی زانوهایتان و اگر این کار را بکند، زمان برگشتن از میهمانی او را به پارک می برید.

 

۶) انتظار نداشته باشید کودک شما به طور ناگهانی و یک شبه تغییر کند. تلاش های کوچک او را ببینید و قدر بنهید.

 

۷) کودکان پسر را تشویق کنید که ارتباط بهتری با پدر خود برقرار کنند. مسلم است برای پسربچه ۵ ساله ای که مدام با مادر است ارتباط بیشتر با پدر باعث می شود بتواند تطابق و همانندسازی بهتری با جنسیت خود برقرار کند و برای ایفای نقش مردانه آماده شود.

 

۸) شما نیز باید پس از اینکه مهارت های لازم را به کودک خود آموختید، اضطراب خود را کنترل کنید. به عنوان مثال، ممکن است نگران تردد کودک خود از خیابان باشید ولی نمی توانید تا سن ۲۰ سالگی او را از خیابان رد کنید! پس باید به او این مهارت را بیاموزید، با وی آن را تمرین کنید و آرام آرام فرصت بدهید خودش به تنهایی آن را تجربه کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1391ساعت 9:26  توسط هرشنبه  | 

دلیل و روشهای درمان ناخن جویدن در کودکان

نه دعوا، نه فلفل، آرامش به کودک بدهید

 


● بررسی علت و روش های درمان ناخن جویدن در کودکان

 

جویدن ناخن یکی از عادات کودکان است که والدین را بسیار ناراحت و کلافه می کند. تحقیقات نشان می دهد که تقریباً ۳۸ درصد کودکان ۶ ۴ ساله ناخن هایشان را می جوند.

 

این عادت تا ۱۰ سالگی به اوج خود می رسد و در مواردی تا ۶۰ درصد کودکان افزایش می یابد. همچنین بیشترین میزان ناخن جویدن در پسران ۱۴ ۱۳ ساله است. ناخن جویدن در دختران حدود ۱۱ سالگی به بیشترین حد خود می رسد. جالب این که تقریباً ۲۰ درصد نوجوانان کماکان درگیر این مشکل هستند و ۲۰ ۱۰ درصد این عده نیز تا بزرگسالی عادت ناخن جویدن را حفظ می کنند.

 

جویدن ناخن نه تنها منظره ناخوشایندی دارد بلکه موجب بیماری کودک نیز می شود.جویدن ناخن ها به ویژه تا ته پوشش شاخی ناخن منجر به خونریزی می شود و پوست را مستعد تماس با میکروب ها کرده و خطر ابتلا به عفونت را در این ناحیه افزایش می دهد.به علا وه وقتی کودک ناخن های پر از میکروب را وارد دهان می کند خطر ابتلا به امراض مختلف برای وی افزایش پیدا می کند.

 

 

● علت چیست؟

یکی از باورهای رایج این است که فشارهای عصبی و تنش های روزانه موجب ناخن جویدن در کودکان و نوجوانان می شود، این باور که تا حد زیادی نیز درست است موجب شده گروهی از روان شناسان بر این باور باشند که نفس «جویدن ناخن» عادتی زشت و ناپسند نیست، بلکه تنها راهکاری برای رهایی از تنش و استرس در کودک است.

 

عصبانیت بیش از حد ناشی از فشارهای روحی و اضطراب برای تسکین ناراحتی ها، دلواپسی و تضاد های فکری، بلا تکلیفی به خاطر درگیری با والدین، امتحانات، پاسخ دادن به معلم، تماشای فیلم های ترسناک، تقلید از دیگران، والدین، دوستان،هیجان بیش از حد و عکس العمل خصومتی در مقابل والدین و دیگران از دیگر علل جویدن ناخن محسوب می شود.


 

● راه جلوگیری

علت را رفع کنید: منتظر پاسخ کودکتان که چرا ناخن هایش را می جود نباشید و او را به خاطر انجام این عمل سرزنش نکنید،. توجه کنید کودکتان درچه موقعیت هایی این عمل را انجام می دهد. جست جو کنید که چه مساله ای باعث شده است آرامش و امنیت کودکتان را به هم بزند. آن را دریابید، این تلاش شما برای پی بردن به مشکل کودک و توجه به حل آن می تواند بزرگترین گام برای از بین بردن اختلال ناخن جویدن باشد.

 

▪ ناخن کودک را کوتاه کنید: کوتاه کردن ناخن های بلند به کودکان در زمینه ترک این عادت بسیار کمک می کند. ناخن های کوتاه شده کمتر جویده می شوند، سعی کنید هرچند روز یک بار ناخن های کودک را بگیرید و سوهان بزنید.

 

▪ دعوا نکنید: هیچگاه کودک را بخاطر ناخن جویدن دعوا نکنید بلکه توجه او را از جویدن ناخن دور کنید. کودک باید احساس خوبی نسبت به خود پیدا کند.شرمنده کردن سرزنش، تحقیر، تهدید و تنبیه کودک هیچ اثری درمانی ندارد بلکه عادت را تشدید می کند و باعث اختلالات دیگر نیز می شود. به جای این کار به او اعتماد به نفس بدهید.

 

حواس کودک ر ا پرت کنید: سعی کنید حواس کودک را هنگام جویدن ناخن پرت کنید، از او کارهایی بخواهید که مجبور شود از انگشتانش استفاده کند درست کردن کاردستی یا کشیدن نقاشی روش خوبی برای این کار است.

 

▪ فلفل نزنید: کارشناسان معتقدند پاشیدن فلفل یا مالیدن مواد تلخ به انگشتان و ناخن کاربردی در درمان این مشکل ندارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1391ساعت 9:18  توسط هرشنبه  | 

فواید و مضرات سونا

از فواید و مضرات سونا برای سلامتی بدانید

سونا و حمام بخار خشک که از یک سنت دیرینۀ فنلاندی ریشه می گیرد، شهرت و محبوبیت زیادی در کشورهای صنعتی به دست آورده است. اما واقعاً فواید و مضرات سونا برای سلامتی، برای تمام سنین را می شناسید؟


درحالی که حمام یا حمام ترک (حمام بخار مرطوب) از جنوب اروپا آمده است، سونا یا حمام گرم و خشک از اروپای شمالی می آید. اگر سونا در فرانسه رایح است دلیلش یک سنت جهانی  و قدیمی است. برای بهره بردن از یک سونای امن و سالم، باید یک سری از عوارض جانبی و یک سری از فواید سونا را در خاطر داشته باشید.

فواید سونا

علی رغم ترشحات غیرقابل اغماض غدد درون ریز و واکنش های فوری و سریعی که سیستم قلب و عروق  (گرما جریان خون را بیشتر کرده، ضربان قلب را بالا می برد) از خود نشان می دهند، سونا عموماً برای همۀ سنین، از خردسال تا بزرگسال قابل تحمل است. طبق تحقیقات بیشمار علمی، سونای منظم برای سلامتی خطری ندارد، حتی بالعکس شستشو و پاک شدن، آرامش و آسایش را برای شخص به ارمغان می آورد، به علاوه سیستم دفاعی طبیعی بدن را نیز تقویت می کند، خصوصاً این که برای مبارزه با استرس و بیماری ها، سیستم گردش خون را  به حرکت می اندازد وپوست را نیز تقویت می کند.

 

سونای منظم در دراز مدت، تأثیرات خاصی دارد:

برخلاف آنچه که تصور می شود، سونا برای کنترل تنفس کسانی که مبتلا به فشارخون هستند و همچنین توان بخشی و دوره نقاهت بعد از سکتۀ قلبی مفید است؛

سونا همچنین می تواند برای بیماران مبتلا به آسم وبرونشیت مزمن نیز مفید باشد؛
سونا برای رماتیسم های التهابی (آرتروز،  پلی آرتروئید رماتوئید)، دردهای مفصلی، کشیدگی ماهیچه ها و فیبرومیلاژیا نیز اثر بخش است؛

در بعضی موارد عفونت های پوستی مانند پسوریازیس نیز، سونا مؤثر و درمانگر است. (سونا از خشک شدن پوست جلوگیری می کند). درعوض ممکن است عرق کردن برخی موارد اگزما یا درماتیت آتوپیک (درماتیت آتوپیک عبارت است از یک بیماری التهابی مزمن پوست که غالباً با سایر  بیماریهای آلرژیک مثل آسم یا تب یونجه که دستگاه تنفسی را درگیر میکنند همراه است) را تشدید کند.

 

عوارض جانبی سونا کدامند؟

سونا برای افراد مبتلا به این بیماری ها می تواند خطرناک باشد: آنژین ناپایدار، سکتۀ قلبی وتنگی شدید دریچه آئورت. در بسیاری از موارد، در بیماری عروق کرنر، به شرطی که شرایط بیماری ثابت باشد، و در بیماری نکروز میوکارد، در شرایطی که بیماری کهنه باشد، سونا بی خطر است.

به ندرت پیش می آید که شخصی (بدون مصرف مشروبات الکلی) در طول مدت سونا  با سکتۀ قلبی یا مرگ آنی مواجه شود. با اینحال به غیر از بیماری های شناخته شدۀ شدید ( مثل سرطان، بلافاصله بعد از انفارکتوس میوکارد، یا عفونت های شدید مانند سرماخوردگی یا برونشیت) بیشتر مردم عادی می توانند بدون هیچ خطری به سونا روی آورند و از فواید آن بهره مند شوند. به خاطر داشته باشید که مصرف برخی داروها مانندداروهای فشارخون قبل از ورود به سونا ممکن است عوارض جانبی جدی برای فرد به همراه داشته باشد.

 

مصرف الکل قبل از سونا اکیداً ممنوع

مصرف مشروبات الکلی از بدترین دشمنانی است که می تواند وجود داشته باشد، چرا که افت فشار خون را تشدید می کند و باعث بروز مشکلاتی نظیر اختلال در ضربان قلب و درنتیجه ایست قلبی می شود. بنابراین ممنوعیت نوشیدن الکل از ابتدایی ترین و اصلی ترین موارد قبل از ورود به سونا است!

 

آیا سونا لاغر میکند؟

برخلاف تصورات عامه، سونا رفتن منظم باعث لاغری نمی شود. این درست است که استفاده از سونا  آب بدن را ( و نه چربی را) به شکل عرق کاهش می دهد، اما این مایعات از دست رفته سریعاً با نوشیدن آب دوباره جذب بدن می شوند.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1391ساعت 9:14  توسط هرشنبه  | 

دلیل احساس خستگی در هنگام بیدار شدن از خواب !

اغلب ما صبح به سختی از تخت خواب بیرون می آییم. از هر ۴ نفر ۳ نفر با خستگی مفرط از خواب بیدار می شوند و ۶۰ درصد نیز همیشه احساس خستگی می کنند.

1. آیا بالشی که استفاده می کنید به اندازه کافی راحت است؟
حتی اگر زود بخوابید و فکر کنید که تمام شب تا صبح خواب راحت داشته اید این احتمال وجود دارد که بالش شما کیفیت خواب شما را پایین بیاورد. بالش مناسب از گردن و ستون فقرات محافظت و از کمر درد جلوگیری می کند. بالش کهنه و نامناسب باعث می شود تمام شب در تخت خواب غلت بزنید و در نتیجه صبح با خستگی از خواب بیدار شوید. برای آزمایش مناسب بودن بالش، آن را روی دست قرار دهید اگر لبه های آن آویزان شد بدانید که وقت خریدن یک بالش جدید رسیده است.

2. آیا نیمه شب به طور مرتب بیدار می شوید؟

اغلب ما برای لحظه ای که به یاد نمی آوریم در نیمه شب بیدار می شویم اما تصور می کنیم که تمام شب خوابیده ایم اگر این حالت شبی ۵ بار تکرار شود می تواند باعث پایین آمدن کیفیت و زمان خواب شما شود. از خود سوال کنید، آیا اتاقم نور بیش از حد دارد؟ همسرم خروپف می کند؟ آیا چیزی نگرانم کرده است؟ این ها می تواند عوامل بیداری شما باشد. اگر اتاق خواب شما خیلی روشن است، پرده های ضخیم بکشید و یا از چشم بند استفاده کنید. اگر اتاق بیش از حد سرد و یا گرم است، دما را تنظیم و یا از پتوی اضافه استفاده کنید. اگر همسر شما خروپف می کند از گوشی استفاده کنید. اگر نگران چیزی هستید از آن ها لیستی تهیه و روز بعد برای رفع آن ها اقدام کنید؟ اگر شب ها با تکرر ادرار مواجه می شوید، مصرف مایعات را محدود کنید.

3. آیا از اضافه وزن رنج می برید؟

اضافه وزن و یا چاقی مفرط یعنی این که برای انجام کارهای روزانه باید بیشتر تلاش کنید از طرفی فشار آمدن روی قلب یعنی این که قلب قادر نیست خون را به سرعت در بدن پمپاژ کند و در نتیجه با افت میزان انرژی رو به رو می شوید و این به آن معنا است که بدن برای تنظیم میزان قند و یا هورمون ها عملکرد مناسبی ندارد و با انجام کمی فعالیت شما احساس بی حالی و خستگی می کنید.

4. آیا دچار خون ریزی شدید در دوران قاعدگی می شوید؟

خون ریزی زیاد و دردناک می تواند نشانگر کمبود آهن و کم خونی باشد. کمبود آهن باعث ایجاد خواب آلودگی می شود همان گونه که اضافه وزن عملکرد درست قلب را سخت تر می کند، فقر آهن نیز می تواند تاثیر مشابهی داشته باشد.

5. آیا دارو مصرف می کنید؟

داروهای زیادی وجود دارد که می تواند باعث خواب آلودگی شود. باید دقت داشته باشید که هنگام مصرف داروهای حاوی آنتی هیستامین از کار کردن با دستگاه های سنگین و مکانیکی پرهیز کنید زیرا احتمال خواب آلودگی، خطا و حادثه زیاد می شود. شاید داروها باعث خستگی شما شود و گاهی ترکیبی از انواع مختلف داروها می تواند این حالت را در فرد ایجاد کند.

6. آیا وقت زیادی را در داخل ساختمان می گذرانید؟

اگر برنامه روزانه شما از بیدار شدن، سوار شدن به ماشین، کار کردن در دفتر و یا ماندن در منزل و سپس خوابیدن تشکیل شده واضح است که از هوای تازه و نور خورشید به میزان کافی برخوردار نیستید. هوای تازه اکسیژن، نور خورشید و ویتامین D، ۳عاملی است که علاوه بر تقویت انرژی بدن موجب بیدار شدن و سر حال بودن شما نیز می شود و سیستم دفاعی بدن را تقویت می کند، بنابراین کمتر دچار سرماخوردگی و بیماری های دیگری که شما را از پا درمی آورد خواهید شد. هوای تازه خواب راحت تری نیز ایجاد می کند. سعی کنید در ساعت صرف ناهار از ساختمان خارج شوید و یا اگر در منزل هستید برای پیاده روی به بیرون بروید. هنگامی که هوا کمی گرم است درها و پنجره ها را باز کنید و بگذارید هوای تازه و نور خورشید وارد منزل شود.

7. آیا روزی ۳۰ دقیقه ورزش می کنید؟

شاید کمی عجیب به نظر بیاید اما هر چه بیشتر ورزش کنید کمتر احساس خستگی خواهید کرد. اگرچه پس از ورزش کردن کمی احساس خستگی خواهید کرد، بالا رفتن ضربان قلب به طور روزانه و به مدت ۳۰ دقیقه باعث ترشح هورمون های مفید می شود که سیستم دفاعی بدن را تقویت می کند. اگر توجه کنید، در روزی که بیکار هستید نیز همانند روز پرکار احساس خستگی می کنید و با بالا بردن ضربان قلب این خستگی از بدن رفع می شود و خواب بهتری خواهید داشت. اگر احساس می کنید که نمی توانید ورزش کنید به شنا و یا یک پیاده روی کوتاه بپردازید. هر نوع ورزشی مفید است و هر چه زمان آن بیشتر باشد احساس بهتری خواهید داشت.

8. آیا مصرف قهوه و چای شما زیاد است؟

اغلب ما برای هوشیار شدن از خواب و عملکرد بهتر بدن یک لیوان چای یا قهوه می نوشیم در ابتدا این نوشیدنی کمک می کند اما با گذشت زمان تاثیر آن از بین می رود و خواب آلودگی ایجاد می شود.
اگر به تازگی مصرف نوشیدنی های حاوی کافئین و یا شکلات کاکائویی را کنار گذاشته اید، از آن جا که بدن به آن عادت کرده است برای چند روز دچار خستگی و بی خوابی خواهید شد اما با خارج شدن باقی مانده آن از بدن خواب بهتری خواهید داشت.

9. آیا آب کافی می نوشید؟

مصرف آب از مزایای زیادی برخوردار است از جمله برطرف کردن خستگی. از آن جا که بدن از آب در سوخت و ساز خود کمک می گیرد مصرف آب باعث تقویت سیستم دفاعی بدن و افزایش میزان انرژی می شود. مصرف آب مانع سردرد و بدخلقی می شود و در هضم غذا کمک می کند. علاوه بر آن در شکستن فیبر به بدن کمک می کند. تراکم فیبر در بدن منجر به نفخ، احساس سنگینی و خواب آلودگی می شود. اگر مصرف فیبر خود را بالا برده اید، میزان مصرف آب را نیز برای دفع درست فیبر افزایش دهید.

10. آیا خستگی می تواند به علت بیماری های نهفته باشد؟

افسردگی، اختلالات فصلی و یا یائسگی می تواند احساس خستگی و بی حالی در خواب ایجاد کند. افرادی که از اختلالات فصلی رنج می برند برای تقویت روحیه و میزان انرژی، نیاز به قرار گرفتن در معرض نور خورشید دارند. اگر با افسردگی و یا علائم یائسگی مبارزه می کنید، راه های درمانی زیادی برای برطرف شدن این ناراحتی وجود دارد. دیابت و فشار خون بالا و پایین نیز می تواند علت خستگی فرد باشد.
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1391ساعت 9:12  توسط هرشنبه  | 

5 روش برای تحسین و تقدیر از کارمندان

ماری کِی اش (Mary Kay Ash) صاحب لوازم‌آرایش معروف ماری کِی گفته است، "دو چیز هست که مردم بیشتر از پول و درامد بالا می‌خواهند...یکی شناخت و دیگری تحسین." یکی از مهمترین عوامل انگیزه‌دهنده به کارمندان همیشه تحسین و تشویق بخاطر درستی انجام کار بوده است. این همیشه از پول مهمتر بوده است.

اما چرا مدیران، مالکان و کارفرمایان از آن زیاد استفاده نمی‌کنند؟ بعضی می‌گویند چون نمی‌دانند چطور باید از کار کارمندان خود قدردانی کنند. بعضی نمی‌دانند برای تشویق و قدردانی از کارمندان خود در محیط کار چه می‌توانند بدهند. و خیلی‌ها هم آنقدر مشغله دارند که اصلاً حواسشان به این نیست. 

این یکی از بدترین گناهان مدیران است که آنقدر مشغله داشته باشند که قدردانی از کارمندانشان و تشویق و تحسین آنها بخاطر کارهای خوبشان را فراموش کنند. 

در زیر به 5 راز انگیزه دهنده برای قدردانی صمیمانه که تیم کاری شما را برای رسیدن به سطح موفقیت بالاتر تشویق می‌کند، اشاره می‌کنیم:

جزئی بیان کنید


برای اینکه رفتار و عملی را دوباره از کارمندتان ببینید، باید به او نشان دهید که دقیقاً قدردان کدام عمل او هستید. بعنوان مثال، قدردانی‌های معمول اینطور هستند:

مدیر: "علی، امروز کارت فوق‌العاده بود. همینطور ادامه بده."

علی: "ممنون" (علی به این فکر می‌کند که مدیر از کدام کار او قدردانی می‌کند)

روش صحیح


مدیر: "علی، کار گزارش امروز صبحت عالی بود. فکر می‌کنم وقت زیادی برای آن گذاشته بودی چون همه جزئیات را خیلی خوب مطرح کرده بودی. واقعاً از تلاشت ممنونم."

علی: "از اینکه متوجه شدید که چقدر برای آن گزارش وقت گذاشته بودم خوشحالم. خیلی ممنون." (علی به این فکر می‌کند که مدیر واقعاً گزارش را مطالعه کرده و از تلاشش ممنون است و دوست دارد دوباره آن کار را تکرار کند."

همینطور که می‌بینید، کارمند متوجه شده است که مدیرش از کدام کار او راضی و خوشنود است و انگیزه لازم برای تکرار آن را پیدا می‌کند.

به‌موقع باشید

دقت کنید که قدردانی شما باید بلافاصله بعد از آن عمل باشد. هرچه فاصله زمانی بین قدردانی و عمل موردنظر بیشتر شود، تاثیر آن برای انگیزه دادن به کارمند کمتر خواهد شد.

مدیر: "علی، گزارشی که شش ماه پیش ارائه کردی عالی بود. به کارت ادامه بده. ممنون."

علی: "ممنونم ولی منظورتان کدام گزارش است؟"

سعی کنید قدردانی که انجام می‌دهید به‌موقع باشد. حتی اگر مجبور شوید بخاطر آن کار دیگری را رها کنید اما باید برای کارهای خوب کارمندانتان وقت بگذارید.

عادل باشید

یکی از مهمترین نگرانی‌های مدیران این است که وقتی قدردانی انجام می‌شود، عادلانه به نظر نرسد. خیلی وقت‌ها وقتی از کارمندی که کارمند نمونه ماه مشخص شده است می‌پرسیم که کدام کار او باعث این تشویق شده است می‌گوید که نمی‌داند. 

باید بتوانید به طور مشخص و دقیق قوانین تشویق و قدردانی را مشخص کنید تا همه بفهمند چطور می‌توانند از آن برخوردار شوند. 

در نشان دادن قدردانی خود ثابت‌قدم باشید. اگر بخاطر کار مطلوب کارمندی از او قدردانی کنید و وقتی کارمندی دیگر همان کار را انجام دهد و قدردانی نشان ندهید، بذر جانب‌گیری و استثناء قائل شدن را می‌پاشید.

همیشه به دنبال کارهای خوب کارمندانتان باشید. وقتی چنین رویکرد فکری داشته باشید، خوبی‌ها را خواهید دید و بازده کاری و خلاقیات در میان اعضای تیمتان تقویت خواهد شد.

قدردانی‌تان را خالصانه بیان کنید. وقتی می‌خواهید قدردانی انجام دهید آن را با بحث‌های دیگر ادغام نکنید. به عبارت دیگر، بعد از بیان قدردانی‌تان برای یک عمل، عمل اصلاحی ممکن برای کاری دیگر را به میان نیاورید. این باعث می‌‌شود کارمندتان با خود فکر کند، "اصلاً نمی‌خواهم از من قدردانی کند چون همیشه آن را به یک چیز بد می‌چسباند." پس قدردانی‌تان را خالص نگه دارید.

درصورت امکان در ملاءعام قدردانی کنید

قدردانی چیزی نیست که بخواهید پنهانش کنید. اینکار اگر در ملاءعام انجام شود تاثیر بیشتری خواهد داشت. قدردانی‌تان را در جلسات، درمقابل اعضای تیم و مخصوصاً مدیریت انجام دهید. نکته جالب این است که وقتی به این کار عادت کردید، خیلی از اعضای تیمتان فعالیت خود را بیشتر می‌کنند تا آنها هم از این قدردانی‌ها برخوردار شوند.

منطقی باشید

معمولاً وقتی از همه سوال می‌کنیم که چرا هر روز سر کار می‌روند، اولین جوابی که می‌دهند این است که "چون حقوقی دریافت کنند و زندگیشان را بچرخانند." بعد که بیشتر درمورد آن حرف بزنیم میگویند که فکر می‌کنند با کار کردن می‌توانند تفاوت ایجاد کنند. در اکثر موارد، دلیل اینکه همه کارمندان صبح زود از خواب بیدار می‌شوند و تصمیم می‌گیرند که سر کار بروند این است که احساس می‌کنند می‌توانند در محل‌کارشان تغییری ایجاد کنند.

اجازه بدهید به مثال قبل برگردیم تا فرایند قدردانی را کامل کنیم:

مدیر: "علی، گزارش امروزت درمورد سیستم کامپیوترها عالی بود. فکر می‌کنم وقت زیادی برای تحقیق درمورد آن گذاشته بودی تا ما همه اطلاعات لازم برای سفارش آن سیستم کامپیوتر را داشته باشیم. واقعاً از تلاشت ممنونم چون این سیستم کامپیوتری جدید بازده کار تیم ما را خیلی بالا می‌برد و باعث می‌شود به هدفمان برسیم و شرکت امسال سود بیشتری داشته باشد. من منتظر کارهای فوق‌العاده‌تر تو در آینده هستم. ممنونم."
علی: "متشکرم. از اینکه می‌توانم تغییری ایجاد کنم خوشحالم. اگر باز کمکی از دستم برمی‌آمد خبرم کنید."

با این روش علی متوجه می‌شود که چطور می‌تواند در محل‌کار خود تغییر ایجاد کند و مدیر هم با جمله آخر خود او را برای انجام دوباره آن کار تشویق می‌کند.

اینها پنج نکته درمورد نحوه ابراز قدردانی و انگیزه دادن به کارمندان برای بیشترین نتیجه با کمترین تلاش بود. از همین امروز شروع کرده و این تکنیک‌ها را در رفتار با کارمندان خود به کار برید تا ببینید چطور تیم کاری شما تغییر کرده و بهتر می‌شود. از کارمندانتان قدردانی کنید! به آنها انگیزه دهید! و موفق شوید!

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1391ساعت 9:35  توسط هرشنبه  | 

چطور گذشته را فراموش کنیم و پیش برویم

فراموش کردن گذشته می‌تواند کنار آمدن با مرگ، طلاق یا برهم خوردن رابطه‌ها را شامل شود. توصیه‌هایی که برایتان آورده‌ایم کمکتان می‌کند با گذشته خداحافظی کنید و به سمت آینده پیش روید.

فراموش کردن گذشته—چه به معنای ترک یک رابطه عادتی یا سوگواری از مرگ عزیزی باشد—یکی از سخت‌‌ترین کارهاست. حتی بااینکه آن رابطه‌، رابطه‌ای ناسالم بوده اما هنوز هم برای جدا شدن از آن مشکل دارید.

آسان نیست، اما راه‌های عملی وجود دارد که کمکتان کند گذشته‌تان را فراموش کنید. اما قبل از اینکه با گذشته خداجافظی کنید، لازم است با خاطرات و تجربیاتتان روبه‌رو شوید.

شش قدم برای فراموش کردن گذشته

بنویسید، حرف بزنید، طراحی کنید، نقاشی کنید، وگرنه به دام خاطراتتان می‌افتید. فراموش کردن گذشته یعنی احترام گذاشتن به خاطراتتان.

احساسات و عواطف مربوط به خاطرات دردناک را با شستن آنها از ذهنتان فراموش کنید – شاید در طول آن احساس وحشتناکی داشته باشید اما بعد از آن آرام و راحت خواهید شد. با زندگی کردن دوباره با آن خاطرات، فراموششان کنید.

در صورت امکان به عقب برگردید و با آدم‌هایی که در آن خاطرات کنارتان بودند صحبت کنید. فراموش کردن گذشته می‌تواند به معنی برگشتن به گذشته باشد.
احساسات واقعی‌تان را تقسیم کنید؛ اگر درست بود اعتراف کنید. فراموش کردن گذشته به معنی ابراز احساساتتان است. اگر لازم است با اشتباهاتتان کنار بیایید، باید گناه و خجالت ناشی از آن را گردن بگیرید.

اگر لازم است عذرخواهی کنید و بخشش بطلبید. فراموش کردن گذشته به معنی آسیب‌پذیر بودن است. 

با میل غیرقابل کنترل خود به خوردن غذا یا نوشیدن مشروبات الکلی مقابله کنید، درغیراینصورت به خودتان صدمه خواهید زد. فراموش کردن گذشته یعنی دفن کردن غرورتان.

فراموش کردن یک عزیز – چه همسرتان باشد که از او طلاق گرفته‌اید، چه خواهر یا برادر از دست رفته و چه یک حیوان خانگی، فراموش کردن کار سختی است. 
باید بپذیرید که نمی‌توانید برای تغییر گذشته کاری کنید. هر چه در توان داشته‌اید را انجام داده‌اید. وقتی با شکست مواجه می‌شوید، بدانید که تا جاییکه می‌توانسته‌اید خوب، مهربان و موثر بوده‌اید. اگر می‌بایست به عقب برگردید، کار متفاوت‌تری نمی‌توانستید انجام دهید زیرا هر چه در توانتان بوده را همان موقع انجام داده‌اید و همه چیز تمام شده است. گذشته را فراموش کنید.

خودتان را بخاطر اشتباهاتتان ببخشید. فکر کردن به کارهایی که می‌توانستید یا باید انجام می‌دادید، بی‌تاثیر و ناسالم است. اگر می‌خواهید با اشتباهات یا شکست‌هایتان کنار بیایید، باید بتوانید خود را ببخشید.

مراقب افکارتان باشید. وقتی می‌بینید که مشغول فکر کردن به گذشته هستید، به آرامی افکارتان را به زمان حال برگردانید. 

به ذات و طبیعت زمان اعتماد کنید. مطمئن باشید به مرور زمان التیام یافته و پیش می‌روید. زخم‌هایتان به تدریج رویه بسته و خیلی زود فقط جای آن باقی می‌ماند—البته به شرطی که بتوانید گذشته را رها کنید.
با افراد جدید وارد رابطه شوید. لازم نیست دایره دوستانتان را به کل عوض کنید؛ می‌توانید یک دوستی تازه با یکی از همکارانتان برقرار کنید یا همسایه‌تان را برای صرف قهوه دعوت کنید. اگر درمورد اینکه مشغول کنار آمدن با شکست‌هایتان هستید برای او حرف بزنید، خیلی بهتر خواهید توانست با گذشته دردناکتان خداحافظی کنید.

در مکالماتتان به دنبال تعادل باشید. خیلی مهم است که درد و ناراحتی خود را تقسیم کنید اما به همان اندازه هم مهم است که علاقه‌تان به زندگی دیگران را نشان دهید. رها کردن گذشته یعنی رها کردن خودتان.

دنیایی تازه را تجربه کنید. در یک رشته جدید ثبت‌نام کرده و برای آموزش بروید. برای فراموش کردن گذشته، باید بتوانید از جهت‌های تازه‌ای به زندگی نگاه کنید.
وقتی می‌خواهید شریک زندگی خود در گذشته را فراموش کنید، باید جدی فکر کنید که آیا عاقلانه است با هم وقت بگذرانید یا باید به کلی او را فراموش کنید. شاید هنوز دوستش داشته باشید و افکار و احساساتتان درمورد او هنوز پیچیده باشد. ایجاد یک وقفه عاقلانه‌ترین کاری است که می‌توانید انجام دهید—شاید بتوانید با این وقفه او را به کلی فراموش کنید.
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1391ساعت 9:33  توسط هرشنبه  | 

چگونه پوست شفاف داشته باشیم؟

تعداد کمی از افراد به این موضوع توجه می‌کنند اما شما با استفاده از روش‌های مختلف می‌توانید از ایجاد آکنه و جوش‌ها در پوست بدنتان جلوگیری کنید. برای آگاهی از پاکیزگی پوست بدن روش‌های زیر را به دقت اجرا کنید.

۱٫غذای مورد علاقه‌تان را بخورید

برخی از افراد معتقدند مصرف غذاهای چرب و شکلات، باعث ایجاد جوش می‌شوند. آکنه زمانی به وجود می‌آید که منافذ پوست به وسیله چربی بسته شوند. در این هنگام باکتری‌های عادی باعث عفونت می‌شوند. اگر مطمئن هستید که مصرف غذاهای چرب و شکلات منافذ پوستتان را مسدود می‌کنند از آنها دوری کنید اما در شرایط عادی لزومی ندارد به خاطر سلامت پوستتان از خوردن غذای مورد علاقه‌تان دوری کنید.

۲٫آب بخورید

نوشیدن مقدار زیادی آب در طول روز پوست بدنتان را سالم و شاداب نگه می‌دارد. همچنین مصرف غذای سالم، میوه و سبزی تازه نیز ویتامین‌های A و E را که برای سلامت پوست ضروری‌اند، تامین می‌کند. سبزیجات برگ‌سبز مانند کلم بروکلی سرشار از ویتامین E هستند. میوه‌ها و سبزیجات رنگارنگی مانند کلم، طالبی، هلو و فلفل نیز سرشار از ویتامین A هستند.

۳٫آرایش غلیظ، ممنوع!

از لوازم آرایش چرب دوری کنید. این‌گونه از لوازم آرایش منافذ پوست را می‌بندند. لوازم آرایشی که با استفاده از موادمعدنی تهیه شده‌اند خیلی کمتر از لوازم آرایش چرب منافذ پوست را مسدود می‌کنند.

۴٫استفاده از لوازم آرایش بدون چربی

اگر مرتب آرایش می‌کنید از لوازم آرایش بدون چربی استفاده کنید. قبل از استفاده از لوازم آرایش صورتتان را با آب سرد شستشو کنید. فراموش نکنید پیش از خواب نیز پوستتان را از مواد آرایشی پاک کنید.

۵٫حمام آفتاب ممنوع

برخی از افراد معتقدند که حمام آفتاب گرفتن پوست را تمیز می‌کند. اما واقعیت آن است که اشعه خورشید خطر ابتلا به سرطان پوست، پیری زودرس و چین‌وچروک پوست را افزایش می‌دهد. هرگز جلوی آفتاب دراز نکشید و از داروهای ضدآکنه استفاده نکنید چون ترکیب این داروها و نور خورشید بسیار مضر است.

۶٫استفاده از کرم‌های ضدآفتاب بدون روغن

از ضدآفتاب‌هایی استفاده کنید که میزان محافظتشان در برابر نور خورشید (SPF) 15 یا بیشتر باشد. هنگام خرید این نوع کرم‌ها دقت کنید بدون روغن باشند تا از مسدودشدن منافذ پوست جلوگیری کنید. کرم ضدآفتاب را هر ۲ ساعت یک بار به پوستتان بزنید.

۷٫عدم استفاده از مواد چرب‌کننده و حالت دهنده مو

اگر به موهایتان ژل می‌زنید و آن را به سمت صورتتان شانه می‌کنید، بدانید که این مواد منافذ پوستتان را می‌بندند. موهایتان را همیشه تمیز نگه دارید و از شامپوهای بدون روغن استفاده کنید. اگر موهایتان چرب است و هر روز سرتان را می‌شویید از اسپری برای حالت‌دادن به موهایتان استفاده نکنید.

۸٫استفاده از صابون‌های بدون روغن

صابون‌های بدون روغن نمی‌توانند منافذ پوست را مسدود کنند و باعث ایجاد آکنه و جوش‌های سر سفید و سیاه شوند. صابون‌هایی انتخاب کنید که روی جعبه‌شان کلمه «بدون چربی» قید شده باشد تا از مسدودشدن منافذ پوست جلوگیری کند. با استفاده از این صابون، دست‌ها، لباس‌ها و… را که با پوستتان در تماس هستند و می‌توانند محرک باشند را بشویید.

۹٫استفاده از کرم‌ها بر اساس توضیحات سازنده

حتما بر اساس دستورالعمل نوشته‌شده روی بسته‌بندی‌ها از پماد و کرم‌ها استفاده کنید. کرم‌ها را به وسیله پارچه پنبه‌ای یا کتان روی پوست صورت بمالید. اگر از دستتان برای این کار استفاده کنید به پوستتان صدمه وارد می‌کنید. دست‌های شما حاوی چربی‌هایی هستند که می‌توانند تعداد آکنه و جوش‌های صورت را افزایش دهند. حتما پیش از آرایش کردن، صورتتان را به دقت بشویید.

۱۰٫دوری موها از صورت

اگر موهای‌تان بلند است هنگام خواب آنها را پشت سرتان ببندید تا پوست صورتتان را تحریک نکند. سعی کنید در طول روز نیز این کار را انجام دهید. به خاطر داشته باشید مو حاوی روغن‌هایی است که می‌تواند منافذ پوست را ببندد و باعث ایجاد آکنه، جوش‌های سر سیاه و سفید شود.

۱۱٫به صورتتان دست نزنید

دست‌زدن و مالش‌دادن صورت می‌تواند تعداد آکنه‌های صورت را افزایش دهد. هرگز دست‌هایتان را به صورتتان تکیه ندهید و از صورتتان برای نگه داشتن تلفن همراه استفاده نکنید. دست‌ها و تلفن همراه حاوی روغن‌هایی هستند که پوست صورت را تحریک می‌کنند. عرق بدن نیز می‌تواند باعث ایجاد آکنه شود. حتما بعد از اینکه عرق کردید، دوش بگیرید تا پوست بدنتان تمیز شود.

۱۲٫استفاده از کرم‌های مرطوب‌کننده فاقد چربی

پوست سالم مرطوب است. کرم مرطوب‌کننده فاقد چربی انتخاب کنید و به پوست صورتتان بمالید. این کرم کمک می‌کند ایجاد آکنه و جوش به تعویق بیفتد.

۱۳٫جوش را نترکانید

فشاردادن و ترکاندن جوش‌ها تنها مشکلات را افزایش می‌دهند. در مقابل این کار مقاومت کنید. این کار باعث می‌شود عفونت‌ها به نقاط دیگر پوست گسترش یابند و جوش‌های جدیدی ایجاد شوند.

۱۴٫استفاده مداوم و طبق دستور پزشک داروها

داروهای ازبین‌برنده آکنه یک شبه همه آکنه‌ها را از میان نمی‌برند. بیشتر درمان‌ها دست‌کم ۸ هفته طول می‌کشند و معمولا ۶ ماه زمان نیاز است تا پوست صورت شما عاری از آکنه شود. برخی اوقات پزشکتان توصیه می‌کند زمانی که پوست صورتتان عاری از آکنه است نیز از داروهای ضدآکنه استفاده کنید.این درمان نگهدارنده الزامی است. حتما داروها را طبق دستور پزشک استفاده کنید، در غیر این صورت عوارض فراوانی پوست صورتتان را تهدید می‌کند.

۱۵٫کنترل درمان آکنه توسط پزشک

هرگز با آکنه، جوش سر سیاه و لک و پیس زندگی نکنید. اگر درمان‌ها مفید نبوده به پزشک متخصص پوست مراجعه کنید تا روش‌های درمانی دیگری را ارائه کند.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1391ساعت 9:16  توسط هرشنبه  | 

چگونه پوست شفاف داشته باشیم؟

تعداد کمی از افراد به این موضوع توجه می‌کنند اما شما با استفاده از روش‌های مختلف می‌توانید از ایجاد آکنه و جوش‌ها در پوست بدنتان جلوگیری کنید. برای آگاهی از پاکیزگی پوست بدن روش‌های زیر را به دقت اجرا کنید.

۱٫غذای مورد علاقه‌تان را بخورید

برخی از افراد معتقدند مصرف غذاهای چرب و شکلات، باعث ایجاد جوش می‌شوند. آکنه زمانی به وجود می‌آید که منافذ پوست به وسیله چربی بسته شوند. در این هنگام باکتری‌های عادی باعث عفونت می‌شوند. اگر مطمئن هستید که مصرف غذاهای چرب و شکلات منافذ پوستتان را مسدود می‌کنند از آنها دوری کنید اما در شرایط عادی لزومی ندارد به خاطر سلامت پوستتان از خوردن غذای مورد علاقه‌تان دوری کنید.

۲٫آب بخورید

نوشیدن مقدار زیادی آب در طول روز پوست بدنتان را سالم و شاداب نگه می‌دارد. همچنین مصرف غذای سالم، میوه و سبزی تازه نیز ویتامین‌های A و E را که برای سلامت پوست ضروری‌اند، تامین می‌کند. سبزیجات برگ‌سبز مانند کلم بروکلی سرشار از ویتامین E هستند. میوه‌ها و سبزیجات رنگارنگی مانند کلم، طالبی، هلو و فلفل نیز سرشار از ویتامین A هستند.

۳٫آرایش غلیظ، ممنوع!

از لوازم آرایش چرب دوری کنید. این‌گونه از لوازم آرایش منافذ پوست را می‌بندند. لوازم آرایشی که با استفاده از موادمعدنی تهیه شده‌اند خیلی کمتر از لوازم آرایش چرب منافذ پوست را مسدود می‌کنند.

۴٫استفاده از لوازم آرایش بدون چربی

اگر مرتب آرایش می‌کنید از لوازم آرایش بدون چربی استفاده کنید. قبل از استفاده از لوازم آرایش صورتتان را با آب سرد شستشو کنید. فراموش نکنید پیش از خواب نیز پوستتان را از مواد آرایشی پاک کنید.

۵٫حمام آفتاب ممنوع

برخی از افراد معتقدند که حمام آفتاب گرفتن پوست را تمیز می‌کند. اما واقعیت آن است که اشعه خورشید خطر ابتلا به سرطان پوست، پیری زودرس و چین‌وچروک پوست را افزایش می‌دهد. هرگز جلوی آفتاب دراز نکشید و از داروهای ضدآکنه استفاده نکنید چون ترکیب این داروها و نور خورشید بسیار مضر است.

۶٫استفاده از کرم‌های ضدآفتاب بدون روغن

از ضدآفتاب‌هایی استفاده کنید که میزان محافظتشان در برابر نور خورشید (SPF) 15 یا بیشتر باشد. هنگام خرید این نوع کرم‌ها دقت کنید بدون روغن باشند تا از مسدودشدن منافذ پوست جلوگیری کنید. کرم ضدآفتاب را هر ۲ ساعت یک بار به پوستتان بزنید.

۷٫عدم استفاده از مواد چرب‌کننده و حالت دهنده مو

اگر به موهایتان ژل می‌زنید و آن را به سمت صورتتان شانه می‌کنید، بدانید که این مواد منافذ پوستتان را می‌بندند. موهایتان را همیشه تمیز نگه دارید و از شامپوهای بدون روغن استفاده کنید. اگر موهایتان چرب است و هر روز سرتان را می‌شویید از اسپری برای حالت‌دادن به موهایتان استفاده نکنید.

۸٫استفاده از صابون‌های بدون روغن

صابون‌های بدون روغن نمی‌توانند منافذ پوست را مسدود کنند و باعث ایجاد آکنه و جوش‌های سر سفید و سیاه شوند. صابون‌هایی انتخاب کنید که روی جعبه‌شان کلمه «بدون چربی» قید شده باشد تا از مسدودشدن منافذ پوست جلوگیری کند. با استفاده از این صابون، دست‌ها، لباس‌ها و… را که با پوستتان در تماس هستند و می‌توانند محرک باشند را بشویید.

۹٫استفاده از کرم‌ها بر اساس توضیحات سازنده

حتما بر اساس دستورالعمل نوشته‌شده روی بسته‌بندی‌ها از پماد و کرم‌ها استفاده کنید. کرم‌ها را به وسیله پارچه پنبه‌ای یا کتان روی پوست صورت بمالید. اگر از دستتان برای این کار استفاده کنید به پوستتان صدمه وارد می‌کنید. دست‌های شما حاوی چربی‌هایی هستند که می‌توانند تعداد آکنه و جوش‌های صورت را افزایش دهند. حتما پیش از آرایش کردن، صورتتان را به دقت بشویید.

۱۰٫دوری موها از صورت

اگر موهای‌تان بلند است هنگام خواب آنها را پشت سرتان ببندید تا پوست صورتتان را تحریک نکند. سعی کنید در طول روز نیز این کار را انجام دهید. به خاطر داشته باشید مو حاوی روغن‌هایی است که می‌تواند منافذ پوست را ببندد و باعث ایجاد آکنه، جوش‌های سر سیاه و سفید شود.

۱۱٫به صورتتان دست نزنید

دست‌زدن و مالش‌دادن صورت می‌تواند تعداد آکنه‌های صورت را افزایش دهد. هرگز دست‌هایتان را به صورتتان تکیه ندهید و از صورتتان برای نگه داشتن تلفن همراه استفاده نکنید. دست‌ها و تلفن همراه حاوی روغن‌هایی هستند که پوست صورت را تحریک می‌کنند. عرق بدن نیز می‌تواند باعث ایجاد آکنه شود. حتما بعد از اینکه عرق کردید، دوش بگیرید تا پوست بدنتان تمیز شود.

۱۲٫استفاده از کرم‌های مرطوب‌کننده فاقد چربی

پوست سالم مرطوب است. کرم مرطوب‌کننده فاقد چربی انتخاب کنید و به پوست صورتتان بمالید. این کرم کمک می‌کند ایجاد آکنه و جوش به تعویق بیفتد.

۱۳٫جوش را نترکانید

فشاردادن و ترکاندن جوش‌ها تنها مشکلات را افزایش می‌دهند. در مقابل این کار مقاومت کنید. این کار باعث می‌شود عفونت‌ها به نقاط دیگر پوست گسترش یابند و جوش‌های جدیدی ایجاد شوند.

۱۴٫استفاده مداوم و طبق دستور پزشک داروها

داروهای ازبین‌برنده آکنه یک شبه همه آکنه‌ها را از میان نمی‌برند. بیشتر درمان‌ها دست‌کم ۸ هفته طول می‌کشند و معمولا ۶ ماه زمان نیاز است تا پوست صورت شما عاری از آکنه شود. برخی اوقات پزشکتان توصیه می‌کند زمانی که پوست صورتتان عاری از آکنه است نیز از داروهای ضدآکنه استفاده کنید.این درمان نگهدارنده الزامی است. حتما داروها را طبق دستور پزشک استفاده کنید، در غیر این صورت عوارض فراوانی پوست صورتتان را تهدید می‌کند.

۱۵٫کنترل درمان آکنه توسط پزشک

هرگز با آکنه، جوش سر سیاه و لک و پیس زندگی نکنید. اگر درمان‌ها مفید نبوده به پزشک متخصص پوست مراجعه کنید تا روش‌های درمانی دیگری را ارائه کند.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1391ساعت 9:15  توسط هرشنبه  | 

روش های مختلف لاغری در کشورهای مختلف جهان

همه آنهایی که اضافه وزن دارند و به سلامت خودشان اهمیت می دهند. احتمالا با یک قصه پر غصه دست به گریبان هستند، رژیمی برای کاهش وزن! اگر این قصه، غصه شما هم هست بد نیست با این مطلب همراه شوید.

آفریقایی ها، چای و دم کرده گیاهان را می نوشند. اهالی آفریقای جنوبی، علاقه فراوانی به نوشیدن چای، چای سبز و دم کرده انواع گیاهان دارند. آنها این نوشیدنی ها را معمولا بدون شیرین کننده های مصنوعی می نوشند و با این کار کمترین کالری را نسبت به نوشیدن قهوه شیرین یا چای همراه با قند و شکر دریافت می کنند.

آفریقایی ها، به خوبی می دانند که در مواجهه با استرس، باید یک دم کرده گیاهی بخورند نه مقدار زیادی خوراکی پر کالری! آنها همچنین همیشه به پیام گرسنگی مغزشان توجه نمی کنند و اعتقاد دارند اکثر اوقات پیام گرسنگی در اثر کمبود آب بدن از سوی مغز صادر می شود. بنابراین به جای غذا خوردن یک لیوان چای یا چای دم کرده گیاهی می نوشند.

فرانسوی ها، پشت میز شام می نشینند و با هم گپ می زنند. فرانسوی ها به دور هم بودن اعضای خانواده برای صرف شام اهمیت می دهند. ۹۲% خانواده های فرانسوی در کنار هم شام می خورند و این آمار، در مقابل ۲۸% خانواده های آمریکایی که هنگام صرف غذا دور هم جمع می شوند بسیار چشمگیر است.

دور هم غذا خوردن یکی از مهمترین اتفاقات روزانه در فرانسه است که سبب می شود افراد، هنگام صرف غذا حوادثی را که طی روز برای آنها رخ داده تعریف کنند. منحرف شدن ذهن از غذا خوردن باعث ایجاد وقفه در غذا شده و آهسته تر غذا خوردن سبب زودتر سیر شدن می شود.

مکزیکی ها، یک عصرانه مفصل و یک شام سبک می خورند. معمولا در همه جای دنیا سه وعده اصلی غذا، شامل صبحانه، ناهار و شام است. اما مکزیکی ها به جای شام، یک عصرانه مفصل حدود ساعت ۴ بعد ازظهر می خورند. آنها اعتقاد دارند که خوردن عصرانه کامل، باعث ایجاد اجتناب آنها از صرف وعده شام می شود.

یا شام آنها سبک شده و در نتیجه گرسنگی هنگام صبح به سراغشان می آید و آنها را مجبور به خوردن یک صبحانه کامل می کند. مکزیکی ها می گویند: کالری روزانه کسب شده از طریق صبحانه، ناهار و عصرانه تا شب هنگام و وقت خواب می سوزد و آنها دیگر با مشکلات چاقی روبه رو نمی شوند.

سوئیسی ها،روزانه یک ظرف میوزلی می خورند.میوزلی، ترکیبی از جوی دو سر، یک نوع میوه ( معمولا سیب) به علاوه کمی از انواع مغزها و کشمش می باشد. سوئیسی ها یک ظرف از این معجون را هر روز به عنوان صبحانه صرف می کنند تا به سالم تر ماندن و کنترل وزنشان کمک کنند.

فیبر موجود در میوزلی باعث می شود که این غذا به آهستگی در بدن هضم شده و در نتیجه فرد برای مدت طولانی تری سیر بماند. اگر قصد دارید که شما هم این صبحانه مغذی و خوشمزه را در منزل تهیه کنید، هرگز بیشتر از ۱۴ گرم شکر به آن اضافه نکیند.

آلمانی ها، صبحانه را جدی می گیرند. ۷۵% از آلمانی ها بدون خوردن صبحانه از خانه خارج نمی شوند. آنها یک لیوان آب میوه طبیعی و تازه به همراه مقداری نان سبوس دار میل می کنند.

انگلیسی ها، ساندویچ های کوچک می خورند. ساندویچ های چند لایه به همراه پنیر، سس اضافه جایی در فهرست خوراکی انگلیسی ها ندارد.

نروژی ها، در تعطیلات ورزش می کنند این یک سنت ریشه دار و قدیمی بین آنهاست.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1391ساعت 9:14  توسط هرشنبه  | 

مدیتیشن و رهایی از استرس

ا‌سترس‌های زیاد ناشی از زندگی ماشینی امروزه باعث بروز بسیاری از بیماری‌ها و مشکلات روانی شده است. این موضوع باعث شده تکنیک‌های مختلف آرام بخشی طرفدار زیادی پیدا کند. یکی از این تکنیک‌ها مدیتیشن است.

استفاده از مدیتیشن برای درمان چیز جدیدی نیست .علم و هنر مدیتیشن از هزاران سال پیش به‌این طرف توسط عرفا تمرین شده است. امروزه نیز مدیتیشن یکی از درمان‌های پیشرفته بشمار می‌رود که می‌تواند بطور وسیعی تحت عنوان «طب فکری بدنی» طبقه بندی شود.

مدیتیشن یا مراقبه، موثرترین تکنیک جهت دستیابی به آرامش عمیق، رهایی از استرس، ایجاد سلامت، افزایش خلاقیت و ذکاوت و دستیابی به شادابی و رضایت درونی است. این تکنیک، روشی ساده، طبیعی و بدون نیاز به تلاش زیاد است که ۵ میلیون نفر از مردم جهان از آن استفاده می‌کنند.

ذهن همواره پر است از هیاهوی افکار در حال گذر، آرزوها، خاطره‌ها، هیجان‌ها و همگی در حال عبور هستند، به عبارت دیگر در حالت عادی آگاهی ذهن مملو از افکار مختلف است، درست مانند آینه‌ای که با غبار پوشیده شده باشد.

مدیتیشن از بی ذهنی است

مدیتیشن باعث می‌شود که ذهن بتدریج، سطوح لطیف‌تری از تفکر را تجربه کند تا این که به سطح ماورایی رسیده و در تماس مستقیم با سرچشمه تفکر قرار گیرد. در حین انجام این تکنیک الگوی امواج مغزی در حالت آلفا قرار می‌‌گیرد که در آن سطح نیروهای شفابخش فعال می‌شود.

بسیاری از پزشکان، مدیتیشن را به عنوان یک روش درمانی جهت پایین آوردن فشار خون و تنفس بهتر مبتلایان به آسم و آرامش بیشتر در اضطراب‌های روزانه توصیه می‌کنند. در بعضی موارد مدیتیشن به منظور یک روش درمانی مکمل در کنار سایر درمان‌ها به بیمار توصیه می‌شود.

مدیتیشن و ترک اعتیاد

مدیتیشن به طور خود‌به‌خود باعث می‌شود که افراد از کافئین، توتون، تنباکو، الکل و داروهای تجویزی و غیرتجویزی کمتری استفاده کنند. در مجموع پزشکان، موفقیت اندکی در برنامه‌های ترک اعتیاد به دخانیات به دست می‌آورند که بالاترین میزان آن در دراز مدت حدود ۲۰ درصد بوده است، در حالی که ثابت شده که تاثیر مدیتیشن برای ترک اعتیاد تقریبا دو برابر میزان یاد شده است.

مدیتیشن و بیماری‌های قلبی

اثر مدیتیشن بر استرس و تبعات آن بویژه بیماری‌های قلب و عروق و فشار خون بالا طی تحقیقات گسترده‌ای، مورد بررسی قرار گرفته است. هنگامی‌که تحت استرس هستید، فشار خون شما افزایش یافته و احساس گرما می‌کنید، همچنین وجود استرس ممکن است باعث شود که کمتر ورزش کرده و بیشتر سیگار بکشید.

استرس‌های پیاپی، بدن را به طور مداوم در معرض سطوح بالای هورمون‌هایی قرار می‌دهند که با افزایش احتمال لخته شدن خون، می‌تواند باعث افزایش خطر بروز حمله قلبی شود. ثابت شده است انجام تمرین منظم مدیتیشن، بهترین روش کاهش استرس بوده و باعث بهبود سلامت عمومی‌ و بیماری‌های قلبی می‌شود.

مدیتیشن و اعتماد به نفس

طبق یک مطالعه، افرادی که به تمرین مدیتیشن می‌پرداختند، یک ماه پس از شروع تمرین تصور بهتری از خود را نسبت به پیش از انجام آن تجربه می‌‌کردند. این نتایج موید این فرضیه‌اند که تمرین منظم مدیتیشن، عدم تعادل در عملکرد فیزیولوژیکی و روانی را از بین برده و فرد را قادر می‌سازد به شیوه‌ای فکر و عمل کند که به عقایدش نزدیک‌تر است؛ به زبان ساده تر اعتماد به نفس او را تقویت می‌کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1391ساعت 9:25  توسط هرشنبه  | 

از طریق چشم می توان افکار انسان ها را خواند

تحقیقات دانشمندان نشان میدهد چشم ها واقعا دریچه ای به درون افکار انسان ها هستند و می توان با بررسی حرکت و نگاه انسان ها به افکار آنها پی برد.
تحقیقات دانشمندان نشان می دهد چشم ها واقعا دریچه ای به درون افکار انسان ها هستند و می توان با بررسی حرکت و نگاه انسان ها به افکار آن ها پی برد.
یک نگاه مختصر به بالا یا پایین ، چپ یا راست می تواند به فهمیدن آنچه که در ذهن هر انسانی می گذرد کمک کند.

در یک تحقیق که توسط دانشگاه ملبورن انجام شده است ، از داوطلبان خواسته شد به یک سری از اعداد بین یک تا ۳۰ فکر کنند و آنها را به صورت تصادفی بیان کنند.
دانشمندان حرکات چشم هر نفر را تحلیل کرده و اعلام کردند که میتوانند عددی را که هر شخص در ذهن خود به آن فکر می کند را با دقت بالایی حدس بزنند.
این تحقیقات نشان می دهد که هنر خواندن ذهن می تواند با کمک مطالعه حرکات و حالات غیر ارادی چهره به صورت علمی دربیاید.
دکتر مایکل نیکولاس یک عصب شناس و یکی از نویسندگان این تحقیق در این باره گفت : چشم ها نه تنها به ما اجازه می دهند که دنیای اطراف خود را ببینیم ، بلکه با کمک آنها میتواند به دنیای درون ذهن انسان ها هم نفوذ پیدا کرد.
در این تحقیقات که نتایج آن در نشریه Current Biology به چاپ رسیده است ۱۲ مرد راست دست در یک اتاق تاریک قرار گرفتند و از آنها خواسته شد اعداد بین یک تا ۳۰ را به طور کاملا تصادفی لیست کنند.در این بین حرکات چشم آنها به طور کامل جزئی تحت نظر قرار گرفت و هر حرکت کوچک ثبت شد.


دانشمندان متوجه شدند اگر چشم افراد کمی به طرف چپ و سپس اندکی به سمت پایین حرکت کند ، احتمالا عدد بعدی که آنها انتخاب می کنند کوچک تر خواهد بود ، اما اگر آنها چشمان خود را به سمت راست و بالا حرکت دهند احتمالا عدد بزرگتری را انتخاب خواهند کرد.
در این تحقیقات دانشمندان توانستند در ۶۰ درصد موارد به درستی عدد بعدی را حدس بزنند.
دکتر توبیاس لوتشر در این باره گفت : ما معمولا اعداد را در یک خط تصور میکنیم .زمانی که ما در مورد اعداد فکر می کنیم به طور خودکار آنها را در فضا تصور می کنیم و اعداد کوچک را در سمت چپ و اعداد بزرگتر را در سمت راست قرار می دهیم.این در حالی است که ما خودمان هم به این نوع تصور ذهنی که از اعداد داریم توجه نمی کنیم.
دانشمندان با انجام این تحقیقات به این نتیجه رسیدند که این گفته قدیمی که چشم ها میتوانند انسان را لو بدهند درست است.این یافته ها نشان می دهد ارتباطات بسیار پیچیده ای بین افکار انسان ها ، حرکات بدن و جهان اطراف ما وجود دارد.
این تحقیقات می تواند از این منظر هم قابل توجه باشد که فکر کردن ساده نسبت به اعداد تصادفی منجر به تغییرات سیستماتیک در موقعیت چشم انسان ها میشود.قبلا نیز حرکات عرضی چشم به محاسبات ریاضی و یادآوری خاطرات گذشته مرتبط شده بود.
پروفسور ریچارد وایزمن استاد روانشناسی دانشگاه هرت فورد شایر در این باره گفت : مغز انسان ها افکار و حرکات بدن را کنترل می کند.اما سوال اصلی این جاست که کدام یک زودتر اتفاق می افتند ، فکر کردن یا حرک بدن؟
به نظر می رسد که این حرکت ها هستند که بر تفکرات انسان ها مقدم هستند و این بسیار موضوع جالبی است.
پروفسور وایزمن گفت آین تحقیقات بر اساس مطالعاتی بود که توسط ادماند جکوبسون روانپزشک آمریکایی در دهه ۱۹۵۰ انجام شد که در طی آن از شرکت کنندگان در تحقیق خواست که به برج ایفل فکر کنند و در این هنگام آنها به طور ناخودآگاه به سمت بالا نگاه می کردند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1391ساعت 9:11  توسط هرشنبه  | 

فرمول طول عمر برای زندگی تا ۱۱۴ سالگی

پژوهشگران دانشگاه هاروارد طی ۶۰ سال بر گروهی ۶۰۰ نفری نظارت کرده و در نتیجه موفق شدند چند عامل مهم در رفتار افراد را تعیین کنند که بر طول عمر تاثیر بسزایی دارند.طبق نتایج این پژوهش ها، افراد خوشبخت که پول قرض نمی گیرند، بیشتر عمر می کنند تا افراد بدبین. همچنین افرادی که شکلات دوست دارند، افراد دیندار و سبزیخواران نیز عمر طولانی تری دارند.

پژوهش های اخیر نشان دادند که افراد دارای زندگی سالم دارند چند سال بیشتر زندگی می کنند.

برای اینکه ۲ سال بیشتر زندگی کنید:

شکلات بخورید. تحقیقات نشان می دهند که شکلات غلیظ و تلخ برای قلب مفید است.

برای اینکه ۳ سال بیشتر زندگی کنید:

دیندار باشید و دوستان بسیاری داشته باشید. تحقیقات نشان دادند که حضور مرتب در حرم و اماکن مذهبی استرس را کاهش می دهد. همچنین دوستی و ارتباطات اجتماعی نیز همین تاثیر را نشان می دهند.

برای اینکه ۳٫۶ سال بیشتر زندگی کنید:

گوشت کمتر بخورید. سبزیخواری و یا تنها کاهش مقدار گوشت در غذا می تواند بعلت کاهش غلظت چربی در بدن طول عمر را افزایش دهد، زیرا در ازای آن مصرف میوه و سبزیجات افزایش می یابد.

برای اینکه ۳٫۷ سال بیشتر زندگی کنید:

زندگی فعالی داشته باشید. دانشمندان تایید می کنند که تحرک و نرمش و ورزش تاثیر مثبتی بر قلب می گذارد و نمی گذارد که فرد چاق شئذ.

برای اینکه ۵ سال بیشتر زندگی کنید:

تحصیل کرده و با دانش باشید. دانشمندان هاروارد بدین نتیجه رسیدند که زنان دارای تحصیلات دانشگاهی بطور متوسط ۵ سال بیش از زنان بدون تحصیلات عالیه زندگی می کنند.

برای اینکه ۷٫۵ سال بیشتر زندگی کنید:

مثبت نگر باشید. پژوهش ها ثابت کرده اند که ریسک مرگ زودرس برای افراد حوشبین ۵۵% کمتر است.

برای اینکه ۸-۱۰ سال بیشتر زندگی کنید:

سیگار نکشید. افرادی که هیچگاه سیگار نکشیده اند، بطور متوسط ۱۰ سال بیش از افراد سیگاری زندگی می کنند. اگر مردان در سن ۳۵ سالگی سیگار را ترک کنند، می توانند بطور متوسط ۵٫۱ سال به طول عمر خود بیفزایند.

برای اینکه ۱۰ سال بیشتر زندگی کنید:
خوشبخت باشید. افراد خوشبخت بطور متوسط ۱۰ سال بیش از سایرین زندگی می کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1391ساعت 9:7  توسط هرشنبه  | 

روش های افزایش قد

عمده رشد قد در آقایان تا پایان سن ۲۵ سالگی و در خانمها تا پایان ۱۸ سالگی است ولی با این وجود امکان افزایش قد در همه افراد تا پایان عمر وجود دارد. مهمترین عامل افزایش قد غده هیپوفیز است که در زیر مغز قرار دارد و با ترشح هورمون رشد باعث افزایش طول و عرض استخوانها به افزایش قد کمک می کند. تحقیقات نشان داده است که مردان کوتاه قد بیشتر در خطر ابتلا به بیماریهای قلبی قرار دارند و این مطلب ضرورت اقدام برای دستیابی به قد مناسب را بیشتر نشان می دهد. در زیر روشهایی برای افزایش قد آورده شده است که با عمل به این روشها می توانید قد خود را به نحو مناسبی افزایش دهید:

افزایش قد

۱- خواب منظم و کافی: حدود ۵۰٪ هورمون رشد مورد نیاز روزانه بدن ما زمانی ترشح می شود که وارد بخش عمیق خواب شده باشیم و این اتفاق نمی افتد مگر اینکه اولا ساعات خواب شبانه ما تقریبا طبق یک روال معین باشد و نیز اینکه شبها سعی کنیم زودتر بخوابیم.

۲- ورزش: ورزش بعد از خواب کافی و منظم حرف اول را برای افزایش قد می زند. در حین ورزش هورمونهای رشد شروع به ترشح می کنند و به دنبال آن قد ما نیز افزایش پیدا می کند. بهترین زمان برای ورزش هر روز صبح قبل از صرف صبحانه است. نکته مهم در زمینه ورزش این است که ورزش را همیشه  می بایست با حرکات آهسته شروع نمایید و به تدریج بر سرعت و شدت آن اضافه کنید و سپس به تدریج از شدت آن کم کنید. حدود پانزده دقیقه ورزش صبحگاهی برای این منظور توصیه می شود.

۳- شیر: بعد از ورزش و قبل از صرف صبحانه مصرف یک یا دو لیوان شیر بسیار مفید و موثر است و در کنار ورزش علاوه بر افزایش قد باعث استحکام استخوانها نیز می شود. بهتر است قبل نوشیدن شیر آن را شیرین نکنید و خالص میل نمایید.

۴- تزریق هورمون رشد: گاهی ترشح ناکافی غده هیپوفیز سبب عدم رشد کافی و کوتاهی قد می شود و در این مواقع می بایست هورمون رشد به شخص بیمار تزریق شود. البته تزریق هورمون رشد در برخی افراد ایجاد عوارض خطرناک می کند و به همین دلیل می بایست این کار زیر نظر مستقیم پزشک متخصص انجام شود.

۵- عدم انجام عادات غلط: مصرف داروهای نیرو زا قبل از سن بلوغ – مصرف انواع چیپس و پفکها- نوشیدن نوشابه های گازدار- کشیدن سیگار- مصرف کم غذاهای حاوی کلسیم- مصرف زیاد نمک و غذاهای شور- کم تحرکی – خواب ناکافی- زندگی در محیطهای نا آرام و داشتن استرسهای دائمی به هر دلیل- مصرف الکل ( اتانول ) به هر دلیل.         « تمام این عوامل سبب پوکی استخوان و کوتاهی قد می شوند.»

۶- در جو دو سر و تخم کدو مقداری هورمون رشد وجود دارد و مصرف آنها می تواند به افزایش قد کمک نماید.

۷- جراحی: گاهی در صورت نیاز از روش جراحی نیز برای افزایش قد استفاده می شود.

۸- ماساژ: ماساژ کف پا بخصوص انگشت شست پا روشی ساده و جالب برای افزایش قد است. این کار سبب افزایش بیشتر هورمون رشد و در نتیجه افزایش قد می شود.

تراکم و استحکام استخوان در افراد بعد از سن ۳۰ سالگی به مرور زمان کم می شود و بهترین روش برای جلوگیری از آن ورزش منظم و مصرف غذاهای حاوی کلسیم مانند شیر- ماست- آب پرتقال- سرشیر- کنسرو ماهی و پنیر می باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1391ساعت 9:6  توسط هرشنبه  | 

کارهایی که رعایت آنها ، چهره شما را جذابتر می کند

زیبایی شما کاملا به حالات فیزیکی و روحی شما بستگی دارد. اما نگذارید این موضوع بر شما غلبه کند. شاید تمایل داشته باشید که هر ماه یکی از این روش ها را بکار گیرید تا در طول سال زیبا به نظر برسید.

۱- ورزش کنید :

اگر درباره ارجحیت های زیبایی می اندیشید ، هیچ چیز به اندازه برنامه ورزشی منظم تاثیر مثبت ندارد. اگر شما از شنا، والیبال ، تنیس یا دوچرخه سواری لذت می برید، سعی کنید که آن نظم را در آن ورزش دنبال کنید . حتی ۳۰ دقیقه پیاده روی در روز تاثیر شگرفی در بر دارد.
۲- مدلتان را عوض کنید :

با آرایشگرتان مشورت کنید که چه مدل موی دیگری به شما میاد. گاهی اوقات سالها کشیدن خط چشم به یک طریق یا استفاده از عطر یکسان باعث میشود خیلی سخت مدلهای جدید را بپذیرید .
۳- کمدتان را مرتب کنید :

در کمدتان را بازکنید و ببینید چه لباس هایی را در ۲ سال گذشته نپوشیده اید. آنها را کنار بگذارید و در مورد کشوی میز آرایشتان نیز لوازمی که خیلی وقت است استفاده نمی کنید دور بریزید.
۴- سری به دکترتان بزنید:

دست کم سالی یکبار سری به پزشک و دندانپزشک خود بزنید. هیچ وقت نگذارید که بیش از ۱۲ ماه از آخرین ویزیت شما با دندانپزشکتان بگذرد. دندان های سفید یکی از مهم ترین اصول زیبایی شماست.
۵- همیشه یک وقت برای موهایتان داشته باشید :

موهای شما یکی از اصلی ترین پایه های زیبایی شماست. در هر قرار آرایشگاه ، قرار بعدی را هماهنگ کنید تا مطمئن شوید که به موهایتان سروقت میرسید.


۶- به باشگاه ورزشی بروید:

تناسب اندام شما چقدر برایتان مهم است ؟
مطمئن باشید که همان قدر هم در انرژی جسمی و روحیه شما موثر است.
۷- صحیح غذا بخورید :

درباره رژیم غذایی تان تجدید نظر کنید تا میزان انرژی تان را به حداکثر برسانید. اینکار را با حذف غذاهای مشخصی شروع کنید تا زمانی که به یک فرمول غذایی مناسب برسید. مواد غذایی کم چرب و کم شکر مصرف کنید تا به یک تعادل برسید.
۸- یک تغییر بزرگ داشته باشید :

این تغییر حتی میتواند شامل بلوند کردن یا فر کردن موهایتان باشد.
۹- مهربان باشید :

یک کار خیرخواهانه انجام دهید بی آنکه انتظار تلافی داشته باشید . اینگونه کارها باعث تغییرات مثبت بزرگی در احساس شما میشوند. رفتار مودبانه همیشه منجر به زیبایی درونی و بیرونی میشوند.
۱۰- آب بنوشید:

مقدار زیادی آب بنوشید . نوشیدن مقدار زیاد آب در روز به لاغرهایی که میخواهند چاق شوند و چاق هایی که میخواهند لاغر شوند توصیه میشود. کارهای کوچک دیگری که باعث میشود رفتارتان بهتر شود را امتحان کنید. لبخند بزنید. به حرف دیگران گوش کنید، صاف بنشینید، در طول روز به بدنتان کش و قس دهید…
۱۱- یک هدف در نظر بگیرید :

هدفی را در نظر بگیرید که با سعی در رسیدن به آن از شر چند کیلو اضافه وزنتان خلاص شوید.
۱۲- خوب بخوابید :

به اندازه کافی بخوابید. موقع شب خواب خوبی داشته باشید تا صورتتان شفاف شود.

نور اطاق هنگام خواب باید در کمترین حد ممکن باشد.

شب زودهنگام بخوابید و سحر گاه از خواب برخیزید تا انرژی های کیهانی که در جهان در هنگام صبح پخش میشوند به بدنتان برسد. اینکار از لحاظ علمی ثابت شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1391ساعت 9:55  توسط هرشنبه  | 

مطالب قدیمی‌تر