رژیم هایی که شما را از پا درمی آورند

تلاش برای رسیدن به اندام متناسب، آن هم با روش های غیراصولی مثل رژیم های لاغری خودسرانه و بسیار کم کالری تا مصرف انواع و اقسام داروهای پرعارفه لاغری، انجام جراحی های غیرضروری و حتی توسل به ورزش های بسیار سنگین، آنقدر حادثه آفرین بوده و خسارت های جانی و مالی وارد کرد که از هرسو به راحتی می توان خبر حادثه ای تلخ را به خاطر رژیم غذایی نادرست یا جراحی غیراصولی را شنید.

1- آدامس های رژیمی

آدم های سودجو همیشه به دنبال ترفندهایی هستند تا مردم ساده و زودباور را به سمت خود بکشانند. کسانی که چاق هستند، تنبل هم هستند و به دنبال راه های ساده برای رهایی از چاقی، خود می گردند پس چه تبلیغی بهتر از اینکه تنها با جویدن نوعی آدامس، بدنی خوش فرم و متناسب داشته باشند! 

همین تبلیغ ساده، خیلی ها را مشتاق می کند تا برای یکبار هم که شده از این آدامس معجزه آسا استفاده و حداقل چند کیلو از چربی های دور بدن خود را کم کنند. غافل از اینکه شاید به ظاهر این اتفاق بیفتد اما همین آدامس ساده عوارضی را در خود پنهان کرده که حتی ارزش یک بار امتحان کردن را هم نداشته باشد.
عوارض مصرف آدامس های رژیمی

ترکیبات شیرین کننده مصنوعی در این آدامس ها که به «سوربیتول» شناخته می شوند ورود بیش از حد آن به بدن، عوارض گوارشی، اسهال و کم شدن آب بدن را به همراه دارد؛ همین اتفاق وزن بدن را ظاهرا کمتر می کند اما می تواند خطرناک هم باشد. 

عده ای که از این نوع آدامس ها استفاده افراطی می کردند، یعنی بیشتر از 20 آدامس رژیمی در روز که بین 5 تا 20 گرم «سوربیتول» است؛ مشکلات گوارشی متعدد، از درد شکمی تا نفخ، ایجاد کرده. همچنین مصرف بالای 20 گرم، موجب بروز اسهال های شدید نیز می شود. این درست همان حالتی است که بیماران مبتلا به بی اشتهایی عصبی یا اصطلاحا «آنور کسیانروزا» به آن دچارند.



2- پودرها و قرص های لاغری

«بهترین قرص های لاغری آمریکایی»، «قوی ترین قرص لاغری»، «در یک ماه 8 کیلو لاغر شوید؛ بدون عوارض»، «روزی یک کیلو بدون رژیم و بازگشت دوباره لاغر شوید!»، «ژل لاغری»، «قرص لاغری، تحت لیسانس اسپانیا»، «قوی ترین قرص چاقی و اشتهاآور»، «چاقی صورت» و... هزاران شعار تبلیغاتی دیگر، آن هم با قیمت هایی ارزان مثل 10 تا 15 هزار تومان که از هر قشری در جامعه توان خرید آن را دارند و می توانند با یک تماس یا خرید اینترنتی آن را تهیه کنند. 

البته بعضی از این داروها هم آنقدر گران هستند که همین موضوع هم برای خیلی ها سند خوب بودن قرص ها و داروها خواهد بود و خود را به آب و آتش می زنند تا پول تهیه دارو را به دست آورند. اما بدانید که شاید این داروها به همراه رژیم، تنها کاهش وزن تا 10 درصد را به همراه داشته باشد که البته با قطع دارو ممکن است دوباره وزن به حالت قبل برگردد.
عوارض پودرها و قرص های رژیمی

قرص های لاغری، زیان بارترین و قابل برگشت ترین نوع لاغری است. پودرهای فیبردار هم به سبب ملین بودن، تمامی املاح و ویتامین های بدن را دفع می کنند که ناراحتی دستگاه گوارش، التهاب روده، معده و کمبود پتاسیم در بدن را باعث خواهد شد. 

خطرناک ترین داروی این گروه، «افدرا» است که می تواند موجب بالارفتن فشار خون، بی نظمی در ضربان قلب، بی خوابی، تشنج، حمله قلبی، سکته مغزی و حتی مرگ شود. به علت عوارض بالا فروش آن در فروشگاه های دنیا ممنوع شد، اما متاسفانه به صورت گسترده ای در جهان به صورت غیرقانونی و همچنین از طریق اینترنت، به فروش می رسد. 

داروهایی که این روزها در عطاری ها به فروش می رود یا در ماهواره ها تبلیغ می شود اگرچه اطلاع چندانی از محتوای آن در دست نیست اما بیشتر از مواد روانگردان استفاده شده که باعث کاهش اشتها می شود.

قبلا یک دارویی دیگر هم به نام «سیبوترامین» وجود دا شت که ضداشتها بود اما عوارض قلبی و عروقی ایجاد می کرد و به همین دلیل ممنوع شد. تنها یک داروست که از سوی FDA مورد تایید قرار گرفته و آن داروی «زنیکال» و مشابه ایرانی آن «ونوستات» است. 

اگرچه به شدت سایر داروهای غیرمجاز موجود در بازار هست باعث لاغری نمی شود اما تنها داروی مورد تایید دنیا است. اما باید توجه داشته باشند که در کنار این دارو باید قرص های مولتی ویتامین هم مصرف شود.



3- کمربندهای لاغری

در بازار کمربندهای لاغری در 2 نوع حرارتی و لرزشی به فروش می رسند که با تبلیغات عجیب و غریب خود سعی می کنند بیننده را به این باور برساند که تنها کافی است این کمربند را به دور شکم خود ببندند و بعد به کارهای روزانه خود برسند خیالشان راحت باشد که در کمترین زمان ممکن، بدون رژیم غذایی و ورزش به وزن ایده آل خواهند رسید. 

اما شاید کمی ناامیدکننده باشد اگر بگوییم که این تبلیغات هم چندان به واقعیت نزدیک نیستند و هیچ کدام از انواع کمربندهای لاغری موجب سوزانده شدن چربی های بدن نمی شوند و از کاهش وزن خبری نیست.

عوارض کمربندهای لاغری

کمربندهای لاغری فقط چربی را جا به جا و در بین اعضای دیگر بدن پخش می کنند و اصلا لاغری به معنای واقعی اتفاق نمی افتد. این کمربندها با افزایش حرارت، چربی را جا به جا می کنند؛ از آنجایی که کلا مردها و زن ها به چربی های دور شکم و کمر خود حساس هستند زمانی که ببینند خبری از این چربی ها در دور شکمشان نیست احساس می کنند به اندازه کافی لاغر شده اند! 

کسی که از کمبربندهای لاغری استفاده می کند در مرحله اول لاغری، آب از دست می دهد. آنهایی که ادعا می کنند ظرف چند روز 10 کیلو وزن کم می کنند این 10 کیلو آب است که بعد از مدت کوتاهی، وزن بدن دوباره به حالت اولیه برمی گردد. 

عوارض خطرناک استفاده از کمربندهای لاغری زمانی جدی می شود که بدانید چربی های جا به جا شده ناشی از استفاده از کمربندهای لاغری وارد جریان خون می شود و در دیواره داخلی رگ ها رسوب یا در محل های پرخطر مثل دور قلب یا کبد تجمع می کنند و دیگر حسابتان با کرام الکاتبین خواهد بود.



4- رژیم های سنگین

کسانی که می خواهند وزن خود را کم کنند تنها به این فکر می کنند از محاصره چربی های اطراف بدنشان خلاص شوند. حالا هر راهی می خواهد باشد اما حتما در کوتاه مدت این اتفاق بیفتد. برای همین تبلیغ های رژیم غذایی که در آن گفته می شود در کوتاه ممکن کاهش وزن خواهند داشت بسیاری را به سمت خود می کشاند؛ اما غافل از اینکه این رژیم های سنگین نه تنها کارایی بلندمدت ندارد بلکه در آینده عواقب جبران ناپذیری در انتظارتان خواهد بود. 

وقتی یک رژیم غذایی را شروع می کنید، به طور بالقوه می توانید در خلال دو دهه اول، وزن قابل ملاحظه ای را از دست بدهید که شاید بسیار خوشحال کننده به نظر برسد اما بدانید که این وزن کم شده بخش اعظمش آب بدنتان خواهد بود و قابل برگشت.

عوارض رژیم های سنگین

اگر بیش از یک کیلو در هفته و در هفته های بعد از آن از دست بدهید با خطر از دست دادن «جرم عضلانی» و پایین آمدن سازوکار (متابولیسم) بدن در واکنش به آن، رو به رو خواهید شد. رژیم هایی که یک گروه غذیای را حذف می کنند یا تنها بر روی چند غذای محدود تمرکز می شود برای مدتی طولانی قابل ادامه نیستند و باعث کمبودهای تغذیه ای، فقدان فعالیت جسمی ناشی از تاکید مفرط بر رژیم غذایی، خطر بیماری قلبی را بالا می برد. 

رژیم عجیبی به نام رژیم آب میوه نیز به خاطر شکر موجود در خود، نه تنها موجب لاغری سریع نمی شود؛ بلکه شخص را به پرخوری مبتلا می کند. متخصصان تغذیه ابتلا به عوارضی چون پوکی استخوان، ریزش مو، ریختن دندان، کم خونی، کاهش بینایی و ضعف اعصاب را پس از گرفتن رژیم های غیراصولی گریزناپذیر می دانند. 

افرادی که مصرف کالری روزانه خود را کنترل می کنند، مقدار ترشح هورمون استرس موسوم به کورتیزول در آنها افزایش می یابد و قرار گرفتن در معرض این هورمون در واقع در برخی افراد تاثیر معکوس داشته و باعث افزایش وزن آنها هم می شود.



5- رژیم آب درمانی

چند سال پیش تب آب درمانی و رژیم های متکی به مصرف صرفا آب برای چند روز متوالی به شدت شایع بود. در حالی که امروزه متخصصان تغذیه به مضرات مصرف بیش از اندازه آب با جدیت تاکید می کنند. اما بازهم هستند کسانی که می خواهند خود را به آب و آتش بزنند تا بالاخره وزن خود را کاهش دهند اما در هیچ جای دنیا هیچ کارشناس و پزشکی رژیم آب درمانی را پیشنهاد نمی کند.

عوارض رژیم آب درمانی

سوءتغذیه و ورم سلولی عوارض این نوع رژیم است و می تواند عوارضی چون کوری و حتی مرگ را به دنبال داشته باشد. رژیم چربی، رژیم پرپروتین و رژیم تک خوری رژیم های بسیار کم کالری هستند که نمی توانند نیازهای طبیعی بدن را تامین کنند و مانع رسیدن انرژی موردنیاز سلول ها می شود. 

از آنجا که متابولیسم بدن به خوبی صورت نمی گیرد. نکته مهم دیگر آن که وقتی بدن فردی به متابولیسم پایین عادت کند، با کنارگذاشتن رژیم، حتی با مصرف مواد غذایی طبیعی هم چاق می شود. رژیم های پرپروتئین هم مانع از جذب کلسیم توسط بدن شده و عوارضی چون نرمی و پوکی استخوان را به همراه می آورند. 

رژیم های کم کالری باعث اریتمی قلبی، کاهش فشار خون، غش و بیهوشی، ریزش مو، خشکی و پوسته پوسته شدن پوست و از همه مهم تر و شایع تر افسردگی می شود.



6- جراحی های باری اتریک (Ebariatric) یا بای پس معده

جراحی کاهش وزن رفته رفته به یکی از پرطرفدارترین روش های رسیدن به تناسب اندام تبدیل شده است. البته این را به خاطر داشته باشید که جراحی های کاهش وزن، ابزار زیبایی نیستند بلکه در افرادی مورد استفاده قرار می گیرد که دچار چاقی مفرط هستند و با درمان های معمول قابل درمان نیستند استفاده می شود. 

این نوع جراحی ها روی معده و روده انجام می شود تا مصرف غذا در فرد کم شود. روش های جراحی محدودکننده، روش های جراحی ترکیبی محدودکننده و کاهش دهنده جذب ازجمله انواع جراحی های مرسوم باری اتریک هستند. محدودکننده ها تنها مصرف غذا را محدود می کنند؛ در این اعمال جراحی، پزشکان کیسه کوچکی در از بالای معده، محل ورود غذا از مری ایجاد می کنند. این کیسه خروجی بسیار کوچکی دارد که تخلیه غذا از کیسه را به داخل باقی مانده حجم معده به تاخیر می اندازد و همین باعث ایجاد احساس سیرشدن می شود.

پس از انجام این عمل، بیماران دیگر قادر به خوردن حجم بالای غذا در یک وعده نیستند و تنها می توانند نهایتا تا یک فنجان غذا بخورند. روش های ترکیبی علاوه بر محدودکردن غذای مصرفی، مقدار کالری و مواد مغذی را که بدن جذب می کند را نیز کاهش می دهد. 

در انشعاب فرعی معده، جراح ابتدا برای محدود کردن غذای مصرفی یک کیسه کوچک معدی ایجاد می کند. سپس بخشی از روده کوچک را به شکل y به کیسه  کوچک معدی متصل کرده تا غذا از این طریق به قسمت پایینی معده و اثنی عشر وارد شود. این روش مقدار کالری و مواد مغذی جذب شده توسط بدن را کاهش می دهد.

عوارض جراحی های باری اتریک (Ebariatric) یا بای پس معده

در برخی موارد برای جلوگیری از بروز سنگ کیسه صفرا که بر اثر کاهش شدید وزن در این روش رخ می دهد، پزشکان کیسه صفرا را برمی دارند و بسیاری از بیماران برای حل مساله سنگ کیسه صفرا، پس از عمل دارو مصرف می کنند. 

همچنین این عمل باعث باریک شدن و حتی انسداد روزنه تنفسی می شود و در صورت خوب نجویدن یا تند غذا خوردن موجب استفراغ فرد هم خواهد شد. حتی اگر بعضی نکات رژیمی را رعایت نکند امکان برگشت وزن هم وجود دارد. به دلیل کاهش جذب ناشی از این جراحی ها، فرد ممکن است دچار سوءتغذیه، کمبود ویتامین ها و مواد مغذی به خصوص آهن و کلسیم ضروری برای بدن شود. 

در روش هایی که کیسه کوچک معده به روده متصل است، چون مواد محتوی معده بسیار سریع در روده کوچک حرکت می کند، ممکن است باعث بروز حالت تهوع، نفخ، درد شکمی، ضعف، تعرق، بی حالی و نیز گایه اسهال پس از صرف غذا شود. 

در زنان قاعده، کمبود جذب ویتامین B12 و آهن کم خونی در آنها را تشدید خواهد کرد و عدم جذب کلسیم هم پوکی استخوان و بیماری های استخوانی را باعث می شود.


7- چربی سوزها

بسیاری از محصولاتی که ادعا می شود متابولیسم را بالا می برند. یا چربی را می سوزانند محتوای تحریک کننده هایی هستند که به طور طبیعی در سبزیجات موجود است. این تحریک کنده ها در بدن موجب سوختن انرژی بیشتر می شود اما اگر بخواهید همچنان با این تحریک کننده ها وزن کم کنید هر روز باید به میزان مصرف اضافه کنید که عواقب بیماری زایی بسیاری در پی خواهد داشت. 

حتی قرص ها و پودرهای چربی سوزی که مورد تایید FDA (اداره غذا و دارو) هستند، صرفا می توانند هر ماه 400 تا 500 گرم وزن افراد را کاهش دهند که البته آنها هم به سبب دفع چربی ها و ویتامین های بدن، عوارض نامطلوبی بر سلامت مصرف کننده خواهند گذاشت.

عوارض چربی سوزها

محصولات چربی سوز، دراای داروهای مح رکی هستند که با افزایش سرعت متابولیک می خواهند میزان سوخت چربی را بالا ببرند. اما با افزایش متابولیسم، احتمال خطر فشار آمدن به قلب هم زیاد می شود. «افدرا» که یکی از معروف ترین محصولات سوزاننده چربی بود، باعث ایجاد حملات قلبی تا حد مرگ می شد.

اداره غذا و دارو فروش این دارو را ممنوع کرد. در مطالعات انجام شده نشان داده است که 50 میلی گرم کافئین (به میزان یک دوم فن جان قهوه) تا شش درصد میزان سوخت کالری فرد را افزایش می دهد و ظرف چهار ساعت، تا 17 درصد کالری اضافه بدن، می سوزد. 

اما چنین نتایجی ممکن است کاذب باشد چون میزان مصرف فرد معمولا کافی نیست. افرادی که به مصرف کافئین عادت دارند، کمتر تحریک می شوند و چندان کارایی ندارد. 

نکته مهمی که وجود دارد اصلا دارویی به نام داروی چربی سوز بار علمی ندارد. برای همین وقتی یک فرد با این امید از داروهایی با عنوان چربی سوز استفاده می کنند و به نتیجه نمی رسد دچار سرخوردگی و افسردگی شدید نیز خواهد شد.



8- بالن معده

بالن معده به خاطر اینکه یک نوع عمل سرپایی است روز به روز فراگیرتر می شود. البته این کار بیشتر برای بیماران بسیار چاق که دچار عوارض چاقی مثل تنگی نفس حین خواب، بیماری قند و افزایش فشار خون هستند از سوی پزشکان توصیه می شود. یعنی کسانی که به بیماری چاقی مبتلا هستند و با رژیم و دارو وزنشان کم نشده است. 

البته در بعضی افراد به هیچ عنوان نمی توان بالن گذاری کرد؛ به عنوان مثال، افرادی که قبلا تحت عمل جراحی معده قرار گرفته اند، افرادی که زخم معده یا اثنی عشر یا سیروز کبدی دارند و افرادی که مدت زمان زیادی است که داروی ضدانعقاد خون مصرف می کنند جزو این گروه محسوب می شوند. 

افراد بدانند که برای انجام بالن گذاری، ابتدا باید تحت نظر روان پزشک قرار بگیرند و پس از انجام تست اعتیاد به سیگار و... اقدام به عملیات درمانی کنند، چراکه در صورت اعتیاد فرد به سیگار یا الکل، تمامی عملیات درمانی محکوم به شکست خواهد بود.

عوارض بالن معده

احساس تهوع و استفراغ، سنگینی در شکم، دردهای دوره ای در پشت و شکم، ترش کردن ازجمله عوارض کوتاه مدت بالن معده است. همچنین خالی شدن بالن، عارضه مهم دیگر بالن گذاری در معده است تکه باعث گریرکردن بالن در یکی از محل های باریک فیزیولوژیک دستگاه گوارش می شود. 

زمان بازده بالن را تا 6 ماه است و باید آن را بعد از این مدت خارج کرد چراکه ممکن است پس از این مدت، بالن خود به خود کاهش حجم پیدا کرده و مشکلاتی در داخل روده به وجود آورد.



9- حلقه معده (باندینگ)

یکی از مزیت های این روش نسبت به روش های دیگر قابل برگشت بودن آن است. یعنی بعد از گذشت زمان درصورت بروز هرگونه مشکل می توان معده را به شکل اول برگرداند و تغییری در آناتومی معده ایجاد نمی شود و فرد نیاز کمرتی به داروها و مکمل های غذایی دارد و البته هزینه آن از بای پس معده نیز کمتر است.

 در این روش از طریق لاپاراسکوپ حلقه ای از جنس سیلیکون دوره معده قرار می دهند که این وسیله معده را به دو قسمت تقسیم می کند و توسط راه باریکی به هم ارتباط دارند (مثل یک ساعت شنی نامتقارن که قسمت بالایی کوچک تر از قسمت پایین است) و وقتی معده کوچک پر می شود فرد احساس سیری می کند.



10- اسلیو معده

در این روش جراحی که به طریق لاپاراسکوپی صورت می گیرد، قسمت عمده سبب چپ معده بیمار برداشته و معده به شکل لوله باریکی (شبیه موز) باقی می ماند و به دلیل کاهش چشمگیر حجم معده، بیمار با مصرف مقدار کم غذا احساس سیری خواهد کرد.

عوارض اسلیو معده

نرمال ترین عملکرد معده، ساده و کوتاه بودن روش جراحی، مدت اقامت سه تا چهار روزه بیماران در بیمارستان و عدم وجود جسم خارجی در معده مانند روش باندینگ ازجمله مزایای روش اسلیو است. 

اما میزان کاهش وزن کمتر نسبت به روش بای پس، برگشت ناپذیربودن و قابلیت گشادشدن و افزایش حجم قسمت باقیمانده پس از پنج سال از جمله مضرات این روش محسوب می شود.



11- داروهای چاقی

یکی از داروهای شناخته شده برای چاقی که عوارض زیادی برای آن گزارش نشده است دارویی به نام «سیپر وهیتادین» است. این دارو مثل داروهای دیگر عوارضی مخصوص به خود شامل خواب آلودگی و تمرکز نداشتن را ایجاد می کند، این دارو اشتهاآور است و مثل خیلی از داروها اثر موقت دارد و بعد از قطع آن دوباره به حالت اول برخواهی گشت. 

داروهای هورمونی ازجمله داروهایی هستند که برای چاقی مورد استفاده قرار می گیرد. این داروها دارای ترکیباتی هستند که نگهداری آب را دارند و باعث حفظ آب درون سلول و چاق شدن فرد می شود. 

بسیاری از خانم ها معتقد هستند که قرص های ضدبارداری باعث اضافه وزن می شود. باید بدانید قرص شما را چاق نمی کند اما این خاصیت را دارد که موجب افزایش اشتها می شود. بنابراین شما بیشتر غذا می خورید و متاسفانه چون خیلی از خانم ها عادت به ورزش کردن ندارند، اضافه وزن پیدا می کنند.

افراد موفق پیش از صرف صبحانه چه می‌کنند؟

صبح زمان خوبی برای انجام بسیاری از امور است، زمانی که دیگران مزاحمت و وقفه کمتری بین کارهایی ما ایجاد می‌کنند و می‌توانیم با راحتی بیشتری به انجام امور خود بپردازیم. از این گذشته بعد از سپری کردن خواب شب، منبع انرژی‌مان به خوبی پر و پیمان می‌شود و بدین ترتیب انجام اموری چون تصمیم‌گیری‌های استراتژیک و مهم زندگی و یا حتی پرداختن به ورزش می‌تواند گزینه‌ای خوبی باشد. اما اگر ایده‌های بزرگی در سر دارید، چگونه می‌توان از این فرصت طلایی برای نیل به اهداف و آرمان‌ها بهره شایسته و بایسته را برد؟ برای کسب اطلاع بیشتر در این مورد، با ما همراه باشید

1. حساب زمان را داشته باشید

یکی از مهم‌ترین بخش‌ها در مدیریت زمان آن است که به خوبی اطلاع داشته باشیم که چگونه زمان خویش را صرف می‌کنیم. برای مثال اگر قصد گرفتن رژیم لاغری دارید، توصیه می‌شود تا مواد غذایی مصرفی را در جایی یادداشت نمایید. برای مدیریت زمان نیز می‌توان از همین تکنیک کمک گرفت. بهتر آن است تا نحوه‌ی صَرف زمان در شبانه روز را در جایی یادداشت نماییم. برای همین، استفاده از یک فایل صفحهِ گسترده (Excel) و یا واژه پرداز (Word) توصیه می‌شود. اگر نمی‌خواهید خیلی خود را درگیر فناوری کنید قلم و کاغذ بهترین گزینه پیش روی شماست.

مادامی که مشغول بررسی وضعیت صبحگاهی خود هستید، آن‌را در طول هفته ارزیابی نمایید. دلیل این موضوع چیست؟ حقیقت آن است که چاره و برهان قاطع دودلی‌های صبح را می‌توان در ساعات دیگری از روز یافت. شاید حِس کسالت صبح که به دلیل بیدار ماندن تا دیروقت است، موجب تقویت تنبلی در شما شود و به همین خاطر به تلویزیون رجوع کنید. اما اگر می‌خواهید زمان بیشتری را برای اُمور مهم زندگی‌تان صرف کنید، می‌توانید برنامه‌های صبحگاهی تلویزیون را ضبط کرده و در ساعات دیگری آن‌ها را ملاحظه نمایید. به خصوص زمانی که بر روی تردمیل مشغول ورزش و عرق ریختن هستید، زمان مناسبی برای این کار است.

نکته دیگر آنکه، ممکن است دست به برنامه‌ریزی‌تان خوب باشد، اما در زمان اجرای آن‌ها موتورتان آن طور که باید و شاید خوب کار نکند! شاید هم این ایده در ذهنتان است که پیش از رئیستان به محل کار برسید، به همین خاطر ساعات ارزشمندی از صبح را در ترافیک صبحگاهی تلف خواهید کرد. پس بهتر است در ابتدا اولویت‌هایتان را شناسایی کرده و قورباغه های بزرگ‌تر، بدبوتر و زشت‌تر را اول از همه قورت بدهید!



2. صبح ایده آل خود را تصویر کنید

پس از آنکه نحوه‌ی سپری کردن صبحگاه خود را دریافتید، از خود بپرسید که یک صبح ایده آل چگونه خواهد بود. شخصاً سعی می‌کنم تصمیم گیری‌های مهم زندگی را با شکم پر انجام دهم. به همین خاطر معتقدم پس از صرف صبحانه زمان مناسبی را در اختیار خواهید داشت تا به اهداف بلند مدتتان بیاندیشید. برخی از این اهداف عبارتند از:
اهداف کلی برای توسعه شخصی:

 از کتب مقدس کمک بگیرید: کتب مقدس حاوی نکات ظریفی پیرامون ماهیت انسانی و تاریخچه ای از رفتارهای بشر است. اگر به کتاب مقدس دین خویش رجوع کنید، می‌توانید با نگاهی عمیق‌تر، به آرامش روحی نائل آیید.

برای اهداف بزرگ آموزش ببینید: فرض کنید برای یک دوی ماراتُن، دوچرخه سواری کوهستان یا هر مسابقه ورزشی سفت و سخت دیگری خود را آماده می‌کنید، برای نیل به موفقیت در چنین مسابقاتی لازم است تا علاوه بر آمادگی‌های جسمی، روح و روان خویش را نیز آماده سازید.

با فرزندانتان کارهای هنری انجام دهید: هیچ لزومی ندارد که صبح را مانند قهرمان‌های ملی ورزش کنید یا مانند نوابغ به درس و مشق و تحصیل بپردازید، می‌توانید از لحظات خویش لذت برده و با فرزندان دلبندتان به شادی و بازی و حتی کارهای هنری بپردازید.

اهداف کلی برای رشد و تعالی حرفه‌ای:

استراتژی: در عصر امروز که همه با هم در ارتباط تنگاتنگ هستند و به ناچار از آن به عصر ارتباطات یاد می‌شود، گاه و بیگاه آدمی از این موضوع می‌نالد که زمان کافی برای اندیشیدن را در اختیار ندارد. و اینجاست که صبح می‌تواند به عنوان فرصتی مغتنم برای اندیشیدن پیرامون آینده کاری و سازمانی مورد استفاده باشد.

از مقالات چاپ شده در ژورنال‌های حرفه‌ای غافل نشوید: می‌توانید تنها با مطالعه ماحصل تجربیات، تحقیقات و اندیشه‌های سایرین به دیدگاه‌های ارزشمندی نائل آیید.

در دوره‌ها و کلاس‌های آنلاین شرکت کنید: اگر مایلید تا در آینده فرصت‌های بهتر شغلی نصیبتان شود، بهتر است از هم‌اکنون خود را آماده کرده و با شرکت در دوره‌های آموزشی آنلاین بر میزان توانایی‌های فردی‌تان بیافزایید.


3. شرایط مورد نظر خود را فراهم کنید:

چگونه می‌توانید از ایده‌هایی که در سر دارید، نتایج حقیقی در زندگی‌تان بگیرید؟ اگر صبح‌تان را با فعالیت‌های مهم پر کنید، به خصوص فعالیت‌هایی که بیشتر از سایر امور نیازمند توجه و دقت ذهنِ آزادتان است، بهتر است جدول برنامه‌ریزی صبحگاهی مناسبی برای خود تنظیم و تعریف نمایید. اینکه چه زمانی باید به امور مربوطه پرداخت، به بیرون رفت یا اینکه حتی بخوابید و جذب انرژی نمایید. راستی، فرقی نمی‌کند برای بیدار شدن از چه چیزی استفاده می‌کنید، ساعت شماطه دار مادربزرگ یا برنامه ساعت بیدارباش گوشی هوشمند عزیزتان، همه خوب هستند و مهم آن است که برخیزید!



4. عادت‌های خوب برای خودتان بسازید:

این مرحله را می‌توان یکی از مهم‌ترین گام‌ها در نیل به موفقیت دانست. تبدیل میل به اراده، همانا نیازمند قوت قلب و نیروی درونی بالایی است. اگر می‌خواهید تا برای نیل به میل و آرزوهایتان از عادات خوبی بهره ببرید بهتر است راهکارهای ذیل را مد نظر داشته باشید:

شروع با متانت: شاعر پارسی گوی خوب گفته که: «رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود…» با استعانت به همین موضوع برنامه‌تان را با آرامی و ملایمت خاصی شروع کنید. مثلاً چند روز اول، تنها ۱۵ دقیقه زودتر از خواب برخیزید و به مرور بر این زمان بیافزایید.

میزان موجودی انرژی‌تان را مدیریت کنید: همان‌طور که ترک عادت سخت است، عادت کردن به یک روند جدید نیز دشوار و زمان‌بر است. پس بهتر است همه انرژی‌تان را یکباره مصروف نکرده و با مدیریت احساسات و هیجانات فردی، از آن بهترین استفاده را ببرید تا نهایتاً به موفقیت نائل آیید.

عادات جدید را پله پله کسب کنید: شکل دادن عادتی جدید زمان می‌برد، پس در این مدت به خودتان برسید؛ خوب و به اندازه بخورید و از مصاحبت افراد خوش‌فکر و مثبت نگر لذت ببرید و خود را هرچه بیشتر برای نیل به آرمان‌هایتان مهیا کنید.

پیشرفت‌های خود را ثبت کنید: حداقل سعی کنید میزان پیشرفت سی روز اول خود را یادداشت نمایید. بعد از آن هر زمان که احساس خستگی و دل‌زدگی کردید، می‌توانید با رجوع به این اسناد و شواهد، نیروی درونی از دست رفته خویش را بیش از پیش تقویت کرده و حس مبارزه طلبی را در خود سرزنده و قبراق نگه دارید.

به خودتان جایزه بدهید: همان‌طور که بچه‌ها پس از یک کار خوب با گرفتن جایزه تشویق به تکرار آن می‌شوند. کودک درون ما نیز گاه و بیگاه به جایزه نیاز دارد. یک بلیط کنسرت، غذای مورد علاقه‌ای که مدت‌هاست میل نکرده‌اید، یک بستنی حسابی یا هر چیز دیگری که دوست دارید. بدین ترتیب می‌توانید با تقویت روحی و روانی خویش، در راه نیل به آرمان‌ها از پا نیفتاده و همچنان توفنده و محکم بتازید. البته یادتان نرود که در جایزه دادن افراط نکرده و لذت آن را از بین نبرید.



5. گاهی موتورتان را تنظیم کنید:

چطور است که هر از گاهی موتور دقیق خودرو از روند و روالی که باید کار کند، خارج گردیده و نیازمند باز تنظیم است، ما نیز نیاز داریم تا در برابر تغییرات زندگی این فرصت را بیابیم تا با باز تعریف اهداف، رویکردهای خود را نیز بررسی کنیم. اینجاست که وقت طلایی صبحگاهان به دادمان می‌رسد و ما را در این مسیر یاری می‌رساند.

هر صبح، فرصت تازه‌ای را به ما ارزانی می‌دارد تا از آن بهره مناسب را ببریم و خود را بیش از پیش به اهداف عالیه مان نزدیک کنیم. واقعیت آن است که پتانسیل بالقوه‌ای که در ساعات ارزشمند پیش از صرف صبحانه وجود دارد را می‌توان با برنامه‌ریزی درست و همت پولادین به طور احسن به بالقوه تبدیل کرده و از نتایج و برکات ارزشمند آن بهره برد. این ساعات همان زمان‌هایی است که در ضرب‌المثل ما ایرانی‌ها با عنوان «وقت طلاست» از آن یاد می‌شود. پس قدر آن را دانسته و بیهوده به خمودگی و خواب تلف اش نکنیم.

از این پس با صبحتان چه می‌کنید؟ این سؤال مهمی است که نباید اجرای آن را به صبح‌های فردا و فرداهای نرسیده موکول نمایید. این نکته را در ذهن داشته باشید که اگر بتوانید صبحتان را متحول نمایید، مسلماً تمامی زندگی‌تان متحول خواهد شد.

فكر مي‌كنيد زنان روزی چند‌‌بار در آینه به‌خود نگاه می‌كنند؟

وقتي سير شده‌ايد باز هم غذا مي‌خوريد؟

 برترین ها:  یكی از دلایل دشواری كاهش وزن این است كه بسیاری از مردم نمی‌توانند جلوی اشتهای خود را بگیرند. یك گروه از محققان ایتالیایی به تازگی توانستند دلیل این موضوع را كشف كنند. تحقیقات آنها نشان می‌دهد هر چقدر هم كه یك فرد سیر باشد، مغز او با دیدن غذاهای خوشمزه باز هم می‌تواند دستور به خوردن بیشتر به او  بدهد.

در بدن انسان هورمونی به نام گرلین وجود دارد كه در داخل معده تولید شده و میزان غذا خوردن را كنترل می‌كند. از سوی دیگر تركیبی به نام 2-AG در بدن تولید می‌شود كه در كنترل اشتها نقش اساسی دارد. دانشمندان معتقدند مغز انسان در زمان برخورد با غذاهای خوشمزه حتی با وجود سیر‌بودن می‌تواند میزان ترشح این تركیبات را طوری تغییر دهد كه فرد باز هم شروع به غذا خوردن كند.در حقیقت این توانایی از میلیون‌ها سال پیش در ما شكل گرفته است. در آن زمان انسان‌ها عادت داشتند تا حد ممكن غذا بخورند تا درصورت فراهم نبودن غذا در روزهای آینده دچار مشكل نشوند. متاسفانه این توانایی در انسان‌ها باقی مانده است و باعث شده امروزه كه میزان دسترسی به مواد غذایی زیاد است، بسیاری از انسان‌ها نتوانند اشتهای خود را كنترل كنند و دچار افزایش وزن شوند. آزمايش‌ها  نشان می‌دهد بعد از دیدن یك غذای خوشمزه میزان هورمون‌های اشتها‌آور در بدن افزایش پیدا كرده و به‌مدت 2 ساعت بالا می‌ماند. به همین دلیل افرادی كه تلاش می‌كنند وزن خود را كاهش دهند بهتر است تا حد ممكن مواد غذایی را از چشمان خود دور نگاه دارند. افراد چاق زیادی بوده‌اند كه فقط با دور نگاه داشتن مواد غذایی از مقابل چشمانشان توانستند ظرف مدت 6ماه بیش از 11 كیلوگرم از وزن خود را كم كنند.



لاغر شدن چه آسان، لاغر ماندن چه مشكل!

همه افرادی كه رژیم گرفته‌اند می‌دانند بعد از لاغر شدن سخت‌ترین بخش كار آغاز می‌شود و آن حفظ وزن نرمال است.

با‌وجود تلاش‌های بسیار، فقط تعداد كمی از افراد می‌توانند بعد از كاهش وزن لاغر بمانند و درصد زیادی دوباره شروع به چاق شدن می‌كنند.  اكنون دانشمندان توانسته‌اند به‌دلیل این موضوع پی ببرند. آنها متوجه شده‌اند بعد از لاغر شدن، یك فرد باید حداقل 300‌كالری از فرد هم‌وزن خودش كمتر غذا بخورد. بعد از كاهش وزن، بدن استعداد بسیار زیادی برای چاق شدن دوباره دارد و برای آنكه شما جلوی این كار را بگیرید باید میزان كالری‌های دریافتی خود را نسبت به یك فرد طبیعی تا 22درصد كاهش دهید، یعنی هر میزان كه یك فرد طبیعی هم‌وزن شما غذا می‌خورد، شما باید حدود  300 كالری كمتر از او در طول روز غذا بخورید. مقصر اصلی چاق شدن بعد از رژیم گرفتن ماهیچه‌ها هستند. تحقیقات نشان می‌دهد در دوره گرفتن رژيم‌غذايي، ماهیچه‌ها كالری كمتری برای انجام كارهای خود مصرف می‌كنند. در این بین تغییراتی در هورمون‌ها، اشتها و سوخت‌و‌ساز بدن هم به‌وجود می‌آید كه به این عامل دامن می‌زند. بعد از پایان دوره رژیم، قسمت‌هایی از مغز كه مسئول حس طعم غذا و لذت بردن از آن است فعال‌تر می‌شود و در عوض قسمت‌هایی كه مخصوص حس سیری و توقف غذا خوردن است فعالیت كمتری پیدا می‌كند. به‌همین دلیل اشخاصی كه به‌تازگی لاغر شده‌اند باید غذای بیشتری بخورند تا حس رضایت به آنها دست بدهد و در عین حال دیرتر احساس سیری پیدا می‌كنند.



چرا شب‌ها نبايد غذا بخوريد؟

همه ما می‌دانیم كه خوردن غذاهای چرب باعث افزایش وزن می‌شود اما تحقیقات جدید نشان می‌دهد زمان غذا خوردن هم نقش بسیار مهمی در چاق‌شدن دارد. در این مطالعات دانشمندان افراد را از لحاظ زمان غذا خوردن به 2گروه تقسیم كردند؛ گروه اول در طول روز غذا می‌خوردند و گروه دیگر بیشتر حجم غذای خود را در طول شب دریافت مي‌كردند.

با اینكه میزان كالری دریافتی در هر دو گروه كاملا مساوی بود اما افرادی كه در طول شب هم مجاز به خوردن غذا بودند، اضافه وزن بیشتری پیدا كردند. به‌نظر می‌رسد با غذا خوردن هنگام شب نظم ساعت طبیعی بدن به هم می‌خورد و در سوخت و ساز بدن هم اختلال ایجاد می‌شود. هنگام روز كبد، معده، روده‌ها و عضلات بدن در بهترین و كارآمدترین وضعیت خود قرار دارند و می‌توانند كالری‌های دریافتی را به انرژی تبدیل كنند  اما هنگام شب فعالیت این اعضای بدن كاهش چشمگیری پیدا می‌كند و درنتیجه بیشتر غذاهای وارد شده به بدن تبدیل به چربی مي‌شوند. هر عضوي از بدن دارای یك ساعت طبیعی داخلی است. درست در هنگامی كه ما شروع به غذا خوردن می‌كنیم این اعضا باید شروع به فعالیت كرده و فرایندهایی مانند تجزیه كلسترول‌ها و تولید گلوكز را انجام دهند. اگر شما هنگام  شب غذا بخورید علاوه بر چاقی حتما به بیماری‌هایی مانند افزایش بیش از حد انسولین در بدن، آسیب كلیوی و فشار خون بالا مبتلا خواهیدشد. امروزه بسیاری از مردم تا دیروقت بیدار می‌مانند و خود را با تماشای تلویزیون و كار با كامپیوتر سرگرم می‌كنند. متاسفانه همه هم به آسانی دسترسی به مواد غذایی دارند و همین عامل باعث افزایش چشمگیر تعداد افراد چاق در سراسر جهان شده است.



شروع چاقی فقط 3 ساعت طول می‌كشد!

آیا می‌دانستید فقط 3 ساعت بعد از خوردن غذا، چربی‌ها در اطراف شكم شروع به ذخیره‌ شدن می‌كنند؟

آخرین مطالعات دانشمندان رازهای بیشتری را در مورد چاق شدن برای ما آشكار می‌كند. برای مثال به فاصله 3 تا 4 ساعت بعد از غذا خوردن به اندازه 2 یا 3 قاشق چای‌خوری چربی در اطراف شكم تجمع پیدا می‌كند. اگر شما با فاصله كم دوباره شروع به‌خوردن غذا كنید، میزان این چربی‌های تجمع یافته افزایش پیدا كرده و به تدریج اندازه دور شكمتان بیشتر می‌شود. افرادی كه علاقه به خوردن غذای سنگین در وعده شام دارند، باید بیشتر دقت كنند، زيرا سرعت و حجم ذخیره چربی در این وعده از تمام وعده‌های غذایی دیگر بیشتر است. به این ترتیب ثابت می‌شود این عقیده كه افزایش وزن به‌صورت تدریجی اتفاق می‌افتد چندان درست نیست و یك فرد ممكن است ظرف مدت 3 ساعت چاق شود.در حقیقت چربی موجود در غذاها از طریق جریان خون به اطراف شكم انتقال پیدا می‌كند تا درصورت نیاز عضلات، مورد استفاده قرار گیرد. این چربی‌ها با سرعت بسیار كمی از این ناحیه جدا می‌شوند و اگر شما در خوردن غذا زیاده‌روی كنید، لایه‌های مختلفی از آن در اطراف پاها، شكم و ران‌ها تجمع پیدا می‌كنند.

جالب اینجاست كه حجم بسیار كمی از غذاهایی كه در وعده صبحانه خورده می‌شوند به‌صورت چربی در اطراف شكم ذخیره مي‌شوند اما در وعده شام این تجمع چربی‌ها تا 50 درصـد بیشتـــــر می‌شود كه دلیل اصلی آن هم تغییرات هورمونی است كه در داخل بدن رخ می‌دهد.پس با انجام این تحقیقات باز هم ثابت می‌شود بهترین روش برای داشتن وزن مناسب كم كردن حجم غذا و افزایش فعالیت بدنی است. همچنین بهتر است مراقب افزایش چربی‌های اطراف شكم خود باشید، زيرا در بسیاری از مواقع آب كردن آنها ممكن است به چندین سال زمان نیاز داشته باشد.


عجول‌ها اين بيماري را مي‌گيرند

افرادی كه به آرامی غــذا می‌خورنــد نه‌تنها با این كار خود را از ابتلا به مشكلات گوارشی در امان نگه می‌دارند بلكه به بیماری دیابت هم دچار نخواهند شد.

تحقیقات نشـــان می‌دهد عجله در غذا خوردن می‌تواند احتمال ابتلا به بیماری دیابت را تا 5/2‌برابر افزایش دهد. دلیل این موضوع هم مشخص است، سریع غذا خوردن باعث افزایش وزن مي‌شود و بدن را در‌برابر بیماری‌ها آسیب‌پذیر می‌كند. متاسفانه بیماری دیابت نوع دوم به سرعت در جهان در حال شیوع پیدا كردن است و درصد زیادی از مردم را به ‌خود دچار می‌كند. برای ابتلا به این بیماری عوامل مختلفی مانند شرایط ژنتیكی و فاكتورهای محیطی مؤثر هستند. مطالعات قبلی هم نشان داده سریع غذا خوردن احتمال دچار شدن به چاقی را به‌طور قابل توجهی افزایش می‌دهد. كارشناسان تصور می‌كنند با خوردن سریع، سیستم گوارشی ما فرصت كافی برای فرستادن سیگنال به مغز برای سیر شدن را ندارد.اگر مردم شیوه غذا خوردن و زندگی خود را اصلاح نكنند تا 5 سال آینده تعداد مبتلایان به بیماری دیابت تا 50درصد افزایش مي‌يابد.  متاسفانه در طول سال‌های گذشته ما شاهد افزایش تعداد مبتلایان به این بیماری بین كودكان هستیم، در‌حالی‌كه در گذشته بيشتر موارد در دیابت بین بزرگسالان دیده می‌شد.



سير شما را نجات مي‌دهد

با شروع فصل گرما میزان مسمومیت‌هــای غذایــی افزایش چشمگیری پیدا می‌كند اما محققان معتقدند با انجام یك كار ساده درصد زیادی از این مسمومیت‌ها قابل پیشگیری هستند.

تحقیقات نشان می‌دهد یك تركیب شیمیایی كه در سیر وجود دارد 100‌برابر بهتر از آنتی‌بیوتیك‌ها می‌تواند با مسمومیت‌های غذایی مبارزه كند. این تركیب كه «سولفید دیالیل» نام دارد نه تنها نسبت به آنتی‌بیوتیك‌ها قدرت بیشتری دارد بلكه برای از بین بردن میكروب‌ها به زمان بسیار كمتری احتیاج دارد.این كشف اهمیت بسیاري دارد، زیرا در دنیای مدرن امروزی مصرف فراورده‌های گوشتی رواج زیادی دارد و به‌همین دلیل پیدا كردن یك روش ارزان و مؤثر برای پیشگیری از مسمومیت‌های غذایی می‌تواند جان بسیاری از مردم را نجات دهد.یكی از معمول‌ترین باكتری‌های عامل مسمومیت غذای كمپیلوباكتر نام دارد كه باعث عفونت می‌شود. علائم این عفونت شامل اسهال، استفراغ، درد شكم و تب است. در اكثر موارد این عفونت از طریق خوردن گوشت خام یا نپخته وارد بدن می‌شود. البته فواید سیر فقط محدود به ضد‌عفونی كردن سیستم گوارشی نیست. دانشمندان معتقدند این سبزی می‌تواند به اندازه داروها در كاهش فشار‌خون مؤثر باشد. همچنین سير نقش زیادی در پیشگیری از ابتلا به بیماری‌های قلبی دارد.



آیا مهمترین مسئله از نظر زنان همین است ؟

دفعه بعد كه همسرتان به عینك‌های آفتابی شما خیره شد، بدانید كه در حال برانداز كردن خود در شیشه‌های آن است. همچنین اگر یك خانم به تلفن همراه خود خیره شده بود، احتمالا به جای خواندن پیام‌ كوتاه در حال نگاه كردن انعكاس تصویر خود در صفحه نمایش آن است.

تحقیقات نشان می‌دهد زنان به قدری نسبت به ظاهر و تناسب اندام خود حساس هستند كه هر‌روز به‌طور متوسط 8 بار انعكاس تصویر خود را در وسایل مختلف مانند موبایل، عینك‌های آفتابی و مانند آن چك می‌كنند. شیشه‌های مغازه‌ها، آینه‌ خودروها و حتی آب جمع‌شده روی زمین هم می‌تواند زنان را برای لحظات كوتاهي به‌خود جلب كند. 10درصد از زنان در یك روز كاری حداقل 10بار چهره خود را در آینه چك می‌كنند و 50درصد از آنها هم ادعا می‌كنند نمی‌توانند بدون نگاه كردن به آینه از خانه خارج شوند.با این وجود سه‌چهارم زنان ادعا كرده‌اند كه از دیدن تصویر خود در آینه نفرت دارند و 39درصد هم با انجام این كار اعتمادبه‌نفس خود را از دست می‌دهند. جالب اینجاست كه بسیاری از زنان معتقدند نوع آینه‌ای كه در آن نگاه می‌كنند روی بهتر یا بدتر به‌نظر رسیدن‌شان مؤثر است. یك‌سوم زنان معتقدند در آینه خانه خود بهتر به‌نظر مي‌رسند  و برعكس آینه‌های موجود در دستشویی محل كار آنها را زشت‌تر نشان می‌دهد.

با یک نگاه صاحبان این چشم‌ها را روان‌شناسی کنید

قدیمی‌ها حرف خوبی مي‌زدند؛ این که چشم آدم‌ها آینه دل‌شان است. این روزها خیلی‌ها به این باور رسیده‌اند که جداي همه راه و روش‌هاي روانکاوی و خودشناسی و... مي‌شود حال و هوای هر آدمی را از روی چشم‌هایش فهمید. اصلا این روزها در دنیا در کنار علم روان‌شناسی دانشی باب شده به نام «چشم‌شناسی»؛ یک علم تازه سوغات سرزمین چشم‌بادامی‌هاي چینی. چینی‌ها معتقدند با نگاه کردن به چشم‌هاي هر کسی مي‌شود میزان سازش‌پذیری یا اعتمادی را که در وجودش هست فهمید. آنها مي‌گویند با چشم‌ها مي‌شود نوع احساس هر آدمی را هم درک کرد.  این روزها «چشم‌شناس‌ها» هم مثل چینی‌ها به این باور رسیده‌اند. تحقیقات آنها نشان مي‌دهد که مردمک چشم آدم‌ها غیر از این که به میزان نور محیط واکنش نشان مي‌دهد و بزرگ و کوچک مي‌شود، به میزان احساسات‌شان هم حساس است. 



چشم‌هاي موفق

چشم‌شناس‌ها ـ با چشم پزشک‌ها فرق دارند ـ مي‌گویند سایز و اندازه مردمک چشم، رنگ عنبیه و شکل خطوطی که در آن هست مي‌تواند مثل یک آینه، بود و نبود درون آن آدم را نشان بدهد. در واقع آن‌ها از این فاکتورها برای تخمین میزان سلامت روحی آدم‌ها استفاده مي‌کنند. حتی میزان سلامت جسمی افراد را هم مي‌شود از نوع خطوط عنبیه و درخشندگی رنگ آن تشخیص داد.وقتی که شما به صورت کسی برای اولین بار خیره مي‌شوید ناخودآگاه چشم هایش را بیشتر از باقی اعضای صورتش مي‌بینید و به سمت آن کشیده مي‌شوید. برای همین است که روانکاوان به تماس چشمی در  ارتباط موثر با بقیه خیلی تاکید دارند و آن را رمز موفقیت هر کسی مي‌دانند. در واقع وقتی با کسی ارتباط چشمی برقرار مي‌کنید به طور ناخودآگاه مي‌توانید احساسات و عواطف او را از طریق چشم‌ها بخوانید و کم‌کم به او نزدیک‌تر شوید. اگر به مرور این کار را انجام بدهید دیگر مي‌فهمید که هر آدمی چه طور خصوصیاتی دارد و چه قدر نسبت به صحبتها و عملکرد شما حساسیت نشان مي‌دهد. همه این‌ها را فقط چشم‌ها به شما مي‌گویند. هر آدمی شکل و رنگ چشم متفاوتی دارد. اما مي‌شود با کمی دقت شکل چشم همه آدم‌هاي دنیا را در گروه‌هاي خاصی طبقه بندی کرد. چینی‌ها از روی همین طبقه بندی شکل و ظاهر چشم‌ها کلی اطلاعات در باره هر کسی به دست مي‌آورند.



چشم‌هايي نزدیک به هم 

این نوع چشم‌ها نشان مي‌دهند که صاحبشان نگاهی حساب شده و دقیق به زندگی دارند و هر کارشان از روی برنامه و هدف است.اگر چه گاهی اوقات زود از کوره در مي‌روند اما روی هم رفته آدم‌هاي مهربانی هستند. این نوع آدم‌ها معمولا همیشه یک ارزیابی کلی از آدم‌هاي دور و برشان مي‌کنند و بعد با آنها وارد رابطه مي‌شوند. همین است که بیشترشان هم آدم‌هاي موفقی هستند. 

چشم‌هايي با فاصله‌ از هم

معمولا صاحبان این نوع چشم‌ها آدم‌هاي صبور و آرامی هستند که آینده نگری‌شان هم در مقایسه با دیگران خوب است. البته این آدم‌ها کمی بیش از اندازه احساساتی هستند و نمي‌توانند برآورد درستی از موقعیت و کنترل شرایط داشته باشند. درست است که آدم‌هايي منطقی هستند ولی اگر به ورطه احساسات بیفتند گاهی دچار سردرگمی بدی مي‌شوند.



شکل چشم‌ها

چشم‌هاي گرد بي‌خیالی و راحتی صاحبش را نشان مي‌دهد. آدم‌هايي که دارای چشم‌هاي  باریکی هستند معمولا جاه‌طلب و بلندپروازند. آنهایی که چشم هایشان کمی زاویه دار است و حالت چشم هایشان گرد نیست بر خلاف ظاهر خشنی که این نوع چشم‌ها به صاحبشان مي‌دهد آدم‌هاي حساس و با عاطفه‌اي مي‌شوند. آنهایی که چشم‌هاي ریزی دارند معمولا مدیران خوبی هستند، کسانی که مي‌دانند هر شرایطی را چه طور کنترل کنند و از هر موقعیتی به نفع خودشان بهره بگیرند. آدم‌هايي که چشم‌هايي گرد با دایره‌اي کامل دارند در مقایسه با آدم‌هايي که چشم‌هاي کشیده‌اي دارند احساساتی‌تر هستند. چشم‌هاي باریک معمولا صاحبانی منطقی دارند که به هر چیزی از منظر منطقی و عقلانی اش نگاه مي‌کند. اگر حالت چشم‌ها و ابروها با هم طوری باشد که در گوشه‌هاي صورت زاویه دار باشند به این معناست که آن فرد آدمی مثبت اندیش است و به قول معروف هیچ وقت بد به دلش راه نمي‌دهد. آدم‌هاي بدبین معمولا حالت ابروها و چشم هایشان به سمت پایین است، برعکس خوش بین‌ها که نوک چشم‌ها و ابروهایشان همیشه زاویه‌اي رو به بالا دارد. در علم چهره خوانی چینی‌ها آنهایی که چشم‌هاي درشتی دارند معمولا آدم‌هايي هستند که دوست دارند زندگی شادی داشته باشند. آنها آدم‌هاي شادی هستند و هر قدر هم که به حالت افسردگی برسند باز هم ذاتا شاد و خوشحالند. البته آنها در مقایسه با کسانی که چشم‌هاي ریزی دارند کمتر اعتماد به نفس دارند و کلا کمتر از شرایط زندگی‌شان احساس رضایت مي‌کنند. چشم ریزها معمولا آدم‌هاي خودخواهی هستند.  این وسط فاصله میان دو چشم هم در تشخیص شخصیت آدم‌ها بي‌تاثیر نیست. در هر آدمی فاصله بین دو چشم اش باید به اندازه یک چشم خودآن آدم باشد. در غیر این صورت اگر چشم‌ها زیاد به هم نزدیک یا دور باشند مي‌شود از روی علم چهره شناسی چینی‌ها به راز و رمز درون هر کدام‌شان پی برد. ابروها هم همین طور. بهترین ابرو برای هر قیافه‌اي باید از انتهای داخلی چشم شروع شود و در قسمت پایانی دیگر چشم تمام شود. البته حالت مطبوعش این است که ابروها کمی کشیده‌تر از چشم‌ها باشند. ابروهای زاویه دار یا هشتی مال آدم‌هاي خودخواه و مغرور است. 



چشم‌هاي گود 

آدم‌هايي جست و جوگر که دوست دارند سر از کار همه دربیاورند.اگرچه این آدم‌ها معمولا خیلی رمانتیک هستند اما هیچ وقت به خودشان اجازه نمي‌دهند در عشق و علاقه به کسی از حد و حدود عقل و منطق منحرف شوند. در واقع با همه احساساتی که دارند آدم‌هايي واقع بین هستند. پشتکار خوبی دارند و از این که بتوانند کاری را به سرانجام برسانند لذت مي‌برند. برای همین است که اغلب موفق هستند.

چشم‌هاي برآمده

آرزوهای دور و درازی دارند و کمی جاه طلب هستند. مغرور و خودخواهند و اول از همه به منافع خودشان فکر مي‌کنند.  زیاد اهل کنجکاوی و سرک کشیدن در زندگی و ماجراهای دیگران نیستند. تا جای ممکن سعی مي‌کنند خودشان را از هر قضیه‌اي دور نگه دارند. آرامند و اهل هیاهو نیستند. 



علم شناخت عنبیه

عنبیه‌شناسی. حتم داریم که تا امروز حتی اسمش را هم نشنیده‌اید؛ دانش قدیمی چینی‌ها که از روی رنگ و شکل بافت‌هاي درون عنبیه چشم هر کسی میزان سلامت روحی و جسمی اش را مي‌شود تخمین زد. البته اشتباه نکنید. هیچ وقت نمي‌شود با زل زدن به چشم‌هاي کسی به بیماری خاص او پی برد یا این که هیچ مشخصه ویژه‌اي برای تغییر رنگ و شکل عنبیه‌ها نیست که بشود از روی آنها باز هم میزان سلامت کسی را تخمین زد. چینی‌ها فقط مي‌توانستند از روی بافت‌هاي چشمی هر کسی میزان فشار سلول‌هاي عصبی چشم‌هایش را ببینند و بعد به تاثیر آن روی باقی قسمت‌هاي بدن فکر کنند. در واقع چشم‌ها فقط مي‌گویند که در بدن خبرهایی هست. بعد از آن دیگر به عهده پزشکان است که آن خبر خوب یا بد را پیدا کنند! 

    عنبیه پولکی:
افرادی انعطاف‌پذیر، اجتماعی و در عین حال حساس که بیشتر بر پایه احساسات‌شان تصمیم می‌گیرند.

    عنبیه شبکه‌ای:
اشخاصی احساساتی، دیرجوش و تحلیلگر که خوب می‌دانند در هر شرایطی چه تصمیمی بگیرند.

    عنبیه کتانی:
رایج‌ترین شکل عنبیه در میان انسان‌ها، کسانی که بیش از دیگران به شرایط خود آگاهند.

    عنبیه ابریشمی:
انسان‌هایی قوی، قانونمدار، از نظر جسمی سالم، سختکوش و باپشتکار.

    عنبیه ابریشمی-کتانی:
انسان‌هایی بسیار پرانرژی که خیلی سخت خسته شده و از پا می‌افتند.

10 اشتباه مهم که به بهانه گرفتاری انجام می دهیم

چند بار این انشا را نوشته اید؛ «وقتی بزرگ شدید می خواهید چه کاره شوید؟» احتمالا شما هم می خواستید دکتر، مهندس، خلبان و... شوید اما بعید است کسی نوشته باشد وقتی بزرگ شد می خواهد مراقب سلامتی اش باشد. نخندید! 

شوخی نمی کنیم؛ آخر کی فکرش را می کرد که وقتی شاغل می شویم معمولا اولین چیزی را که قربانی می کنیم سلامتی مان است. بیشتر ما آنقدر درگیر کارهای روزمره و شغلی می شویم که پاک یادمان می رود اصلا چیزی به نام سلامتی وجود دارد. 

وقتی بیماری سراغ آدم می آید برایش خلبان و کارمند و... فرقی نمی کند؛ البته شکی نیست که بیماری و گرفتاری، همین طور سراغ کسی نمی روند. اگر زندگی افراد را بررس یکنیم می توانیم ردپای عادت های نادرست و گاهی خطرناک را که منجر به بروز بیماری شده اند به راحتی مشاهده کنیم. 

بنابراین اگر جزو آن دسته از افرادی هستید که به بهانه گرفتاربودن سلامتی شان را فراموش کرده اند، با ما همراه شوید تا 10 عادت اشتباه سلامتی را با هم مرور کنیم.
1- ما یه دقیقه بریم پایین یه سیگار بکشیم بیایم

زندگی ماشینی امروز، استرس و فشارهای زیادی را به افراد وارد می کند و باید به نحوی با این استرس ها و فشارها مقابله کرد اما چرا خیلی ها آسان ترین راه یعنی سیگارکشیدن را برای این کار انتخاب می کنند؟ مضرات سیگار را همه می دانند اما اینکه افراد برای استراحت کردن و ایجاد وقفه بین کار سیگار بکشند بدترین ظلمی است که می توانند به بدنشان بکنند. 

همیشه از دیدن افرادی که در  حیاط اداره ها مشغول سیگار کشیدن هستند ناراحت می شوم زیرا این منظره نه تنها از نظر اجتماعی ناخوشایند است بلکه دیگران به خصوص جوان ترها را نیز تشویق می کند که همین روش را به کار بندند.

 بنابراین اگر از سیگارکشیدن های مکرر همکارتان خسته شده اید ولی به جای اعتراض می خواهید با یادآوری مضرات سیگار به راه راست هدایتش کنید اما او به عمد یا غیرعمد منظورتان را متوجه نمی شود و با خنده می گوید: «پدرم 60 سال سیگار کشیده و هیچ چیزش نشده و خودم هم 15 سال سیگار می کشم و از همتون سالم ترم» 

بلافاصله بوی بد دهان و لباس ها و زردی غیرقابل تحمل دندان هایش را به رویش بیاورید تا خنده روی لب هایش بخشکد. او که سیگار را ترک نمی کند ولی حداقل دل شما خنک می شود.

2- می خوام غذا سفارش بدم، چیزی می خورین؟

امروزه گرفتاری های شغلی دیگر فرصتی برای افراد باقی نمی گذارند تا مثل گذشته زمان زیادی را برای آشپزی صرف کنند؛ زن و مرد به طور مساوی کار می کنند و خسته و کوفته به خانه برمی گردند و در بیشتر اوقات فرصت کافی برای درست کردن غذا ندارند. 

بنابراین اولین راه حل زنگ زدن به یک فست فود و سفارش دادن غذا یا مصرف سوسیس و کالباس است. در اداره ها و سازمان ها نیز همین شرایط حاکم است؛ بالابودن حجم کار، مدیریت نامناسب زمان که همیشه باعث عقب افتادن کارها می شود، از دست دادن ناهار اداره به دلیل طولانی شدن جلسه، پایین بودن کیفیت غذاهای بوفه یا غذاخوری بعضی از سازمان ها و... باعث می شوند تا کارمندان مجبور شوند شکمشان را با یک همبرگر یا ساندویچ در حالی که همچنان پشت میز کارشان نشسته اند سیر کنند. 

تصور نمی کنیم نیازی به گفتن عوارض فست فودها باشد چون به احتمال خیلی زیاد همه را خودتان حفظ هستید و اگر احیانا نیستید کافیست چند شماره از همین نشریه خودمان را بخوانید تا حساب کار دستتان بیاید.
3- درست بشینم؟ مگه نشستن من چشه!

افراد شاغل حداقل هشت ساعت از وقتشان را سر کار می گذرانند؛ شوخی کردیم 16 ساعت از وقتشان را سر کار می گذرانند، فکر کردید شیفت دوم را یادمان رفته است؟ فرقی نمی کند چه کاره هستید اگر حواستان به طرز نشستن، ایستادن یا راه رفتنتان نباشد ممکن است آسیب های جدی به بدنتان وارد کنید.

متخصصان ارتوپد می گویند بیش از 75 درصد از مردان مبتلا به مشکلات دیسک کمر در مهره های L5 و S1 هستند و ممکن است تا مشکل جدی ایجاد نشود از آن باخبر هم نشوند. دلیل اصلی این مشکل رعایت نکردن نکات ایمنی هنگام بلندکردن اجسام سنگین یا عادت های نادرست نشستن و ایستادن است. 

از سویی دیگر افرادی که کارشان با رایانه است معمولا هنگام کار کردن کاملا غرق در کار می شون دو علاوه بر اینکه ساعت های طولانی یک جا می نشینند، به وضعیت قرارگرفتن بدنشان روی صندلی نیز توجه نمی کنند که خود این موضوع می تواند در درازمدت باعث آسیب های جدی به مهره های گردن و کمر و همچنین مچ دست شود. 

متخصصان توصیه می کنند بیش از 30 دقیقه یک جا ننشینید و حتما پس از این مدت از جای خود بلند شوید و پنج دقیقه راه بروید یا حرکت های کششی انجام دهید.

4- به جای ناهار این قدر هله هوله نخور

گاهی وقتی با مشکلی مواجه می شویم لولین راه حلی را که به ذهنمان می رسد اجرا می کنیم؛ برای مثال وقتی خانواده با مشکل مالی رو به رو می شود، پدر خانواده خرید یک هفته نامه هزار تومانی را ممنوع می کند؛ در حالی که چراغ حیاط در زمستان و تابستان از ساعت هفت غروب تا هشت صبح روشن است. 

در مورد ناهار هم همین طور است؛ زمانی که گرفتاریم و کارهایمان عقب افتاده، ناهار نمی خوریم تا مثلا رد وقت صرفه جویی کنیم؛ درحالی که خود ناهار خوردن به طور کل یک ربع هم طول نمی کشد. این کار به سلامتتان آسیب جدی وارد می کند زیرا افرادی که ناهار نمی خورند مجبور می شوند برای رفع گرسنگی به مصرف انواع تنقلات، کیک، کلوچه، شیرینی و... روی بیاورند که به گفته متخصصان اینها اگرچه ممکن است در ابتدا انرژی موردنیاز بدن را تامین کنند اما مصرف بیش از حد آنها عوارض جدی به دنبال دارد که از آن جمله می توان به خستگی، اضافه وزن (که خود عامل بسیاری از بیماری هاست)، افسردگی و... اشاره کرد.

5- وقت ندارم سرم رو بخارونم، تو می گی برو دکتر

مهلک ترین اشتباه مربوط به سلامتی که افراد به بهانه گرفتاری های شغلی مرتکب می شوند نادیده گرفتن علائم و نشانه های بیماری و عدم مراجعه به موقع به پزشک و انجام ندادن چکاپ های سالانه است. 

بسیاری از افراد تا مشکلی برایتان پیش نیاید حتی فکر مراجعه به پزشک نیز به ذهنشان خطور نمی کند و حتی بعضی از آنها پس از بروز اولین نشانه های بیماری نیز حاضر به این کار نیستند. خیلی ها دلیل این موضوع را گرفتاری های شغلی بیان می کنند اما متخصصان معتقدند این موضوع تنها یک بهانه است و بیشتر مواقع به دلیل ناآگاهی افراد از علائم بیماری ها و یا جدی نگرفتن آنهاست.

 با این وجود دلیلش هرچه باشد، نتیجه اش چندان رضایت بخش نیست. آیا مراجعه نکردن به موقع به دلیل گرفتاری های شغلی منطقی است؟ در حالی که ممکن است دیگر فرصتی برای کارکردن نداشته باشیم.

6-من دیر می یام، تو فریزر غذا هست گرم کن بخور

امروز قورمه سبزی درست کنم یا قیمه؟ در روزگار نه چندان قدیم سوال های مشابه این را خانم های خانه هنگام صبح از اعضای خانواده می پرسیدند و پس از رای گیری زمانی که آنها سر کار بودند، با خیال راحت ناهار و شام آن روز را درست می کردند اما امروز همین سوال را یکی از اعضای خانواده در حالی که بسته های غذای آماده را از فریزر درمی آورد از بقیه می پرسد و تنها پس از دو دقیقه غذایی که با دستگاه مایکروویو گرم شده آماده سرو شدن است. 

راستش قصد نداریم حسرت گذشته را بخورمی اما این دلیل نمی شود که هر روز غذاهای آماده فریز شده و کنسروی بخوریم. بعضی ها تصور می کنند فقط فست فودها ضرر دارند و غذاهای آماده کنسرو شده بی ضررند چون هرچه باشد بالاخره غذاهای ایرانی خودمان است اما متخصصان با رد این باور هشدار می دهند که مصرف بی رویه این نوع غذاها باعث افزایش احتمال سکته قلبی می شود. 

دلیل اصلی آن هم میزان سدیم موجود در غذاهای کنسرو شده است که می تواند بسیار بیشتر از حد مجاز باشد؛ دوز بیش از حد سدیم می تواند منجر به بالارفتن فشارخون حتی در سنین پایین شود.
7- خواب ندارم که، همه کارهام مونده

گاهی مجبور شده ایم با یک بغل پرونده به خانه بیاییم و پس از خوردن یک شام نصفه و نیمه تا پاسی از شب مشغول کار شویم تا بلکه بتوانیم کارها را سر موقع تحویل دهیم. 

درست است که داشتن رییس یا کارفرمای سختگیر بد دردسری است اما این دلیل نمی شود که از خوابتان بزنید. چرا؟ متخصصان می گویند اگر کمبود خواب به عادت تبدیل شود سلامتتان را در خطر جدی قرار می دهد زیرا پژوهش ها نشان داده اند کمبود خواب می تواند باعث اختلال قوای ذهانی و کاهش حافظه کوتاه مدت و درازمدت، سرعت واکنش، توانایی تمرکز، تحلیل ریاضیات، خلاقیت، جهت یابی و یادگیری شود. 

دو عامل کاهش زمان خواب به مدت پنج تا شش ساعت برای چند روز متوالی و کمبود قبلی خواب، این اثرات منفی را تشدید می کنند زیرا ردپای محرومیت از خواب را می توان در انواع بیماری های جسمی – از فشار خون بالا گرفته تا چاقی – جست و جو کرد. افرادی که کم می خوابند و همواره از بی خوابی رنج می برند، نه تنها خودشان بلکه دیگران را در معرض خطر جدی قرار می دهند.

8- ورزش بکنم؟ بی خیال بابا، دارم می میرم از خستگی

کافی است نگاهی به صفحه های سلامت روزنامه ها، هفته نامه، ماهنامه ها و خلاصه هر رسانه نوشتاری ممکن بیندازید یا 10 دقیقه تلویزیون تماشا کنید یا به برنامه های رادیو گوش دهید تا با این جمله نخ نما و خسته کننده مواجه شوید که: «هر روز 30 دقیقه ورزش کنید چون ورزش کردن باعث فلان می شود و برای بهمان چیز مفید است و...» راستش خودمان هم از گفتن و نوشتن این جمله ها خسته شدهی ایم زیرا بعید است کسی این موضوع را نداند اما یک سوال مهم؛ پس چرا هنوز افراد روزش روزانه را نادیده می گیرند؟ پژوهش ها نشان داده اند درصد بالایی از افراد شاغل خستگی ناشی از کار روزانه را دلیل اصلی ورزش نکردنشان بیان کرده اند.

متخصصان می گویند 30 تا 40 دقیقه ورزش روزانه حداقل سه روز در هفته باعث تقویت سیستم ایمنی، افزایش مقاومت بدن در برابر عوامل استرس زا و جلوگیری از بروز سکته های قلبی و مغزی می شود. بنابراین اگر شما فرد خیلی گرفتاری هستید نه تنها نباید ورزش را ترک کنید بلکه باید آن را جزو برنامه جدایی ناپذیر زندگی تان قرار دهید. ای وای ببخشید باز حرف تکراری زدیم؟ یعنی از امروز دیگر ورزش روزانه را شروع می کنید؟

9- چایی رو ول کنم آب بخورم آخه

یکی از بزرگ ترین اشتباه هایی که بیشتر شاغلان، به خصوص کارمندان مرتکب می شوند این است که سرکار هر نوع نوشیدنی از چای گرفته تا آبمیوه و... را مصرف می کنند اما لب به آب نمی زنند. بسیاری از افراد دلیل اصلی نوشیدن بیش از حد چای یا قهوه در سر کار را فرصتی برای رفع خستگی عنوان می کنند نه لزوما رفع تشنگی. این عادت به عقیده بسیاری از متخصصان یک اشتباه مهلک است زیرا بدنمان را از فواید آب محروم می کنیم. 

البته برخلاف یک باور قدیمی همه افراد نیاز به مصرف هشت لیوان آب در روز ندارند اما حداقل باید پنج تا شش لیوان آب بنوشند زیرا آب باعث تامین انرژی بدن، تقویت سیستم ایمنی و جلوگیری از سردرد و دردهای عضلانی می شود. بنابراین علاوه بر اینکه نه تنها از امروز حتما یک پارچ آب خنک را روی میزتان قرار دهید بلکه اگر رییس یا همکارتان گفت: «اگر آب دستته بذار زمین و بیا جلسه» گوش نکنید و لیوان آب را تا انتها سر بکشید چون واقعا کی دلش می خواهد وسط یک جلسه کسل کننده، تازه سردرد هم بگیرد؟

10- میوه و سبزی که جای ناهار رو نمی گیرن

اخم نکنید؛ اصلا قصد نداریم برای چندهزارمین بار از فواید میوه ها و سبزیجات بگوییم؛ فقط می خواهیم به این نکته اشاره کنیم که راستش هنوز متوجه نشده ایم که گرفتاری و پرمشغلگی چرا باعث کاهش مصرف میوه ها و سبزیجات شده است؛ در حالی که باید عکس این قضیه باشد چون هم در دسترس ترند و هم راحت تر مصرف می شوند؛ برای مثال وقتی گرفتاریم و مثلا فرصت خوردن یک صبحانه کامل را نداریم چرا به جای آن یک عدد موز یا سیب نمی خوریم؟ 

اصلا آخرین باری که سوپ سبزیجات درست کرده اید کی بوده است؟ غذایی که هم مقوی و ساده است و هم می توانید از بابت ناهار فردا هم خیالتان باشد و وقتی همکارانتان می پرسند: «غذا چی سفارش می دی؟» لبخند بزنید و بگویید: «مرسی، من غذا آوردم.» 

راستش دیدیم نمی شود هیچ حرفی از فواید میوه ها و سبزیجات نزنیم؛ پس اگر اجازه می دهید فقط یه این نکته اشاره کنیم که این محصولات بهترین، کام کالری ترین و خالص ترین منابع انرژی هستند که مصرف آنها باعث می شود در طول روز و هنگام کار در بهترین شرایط بدنی و ذهنی باشید و عملکرد بالاتری داشته باشید. راستی لازانیای سبزیجات هم خوشمزه است نه؟

وقتی با این جمله كودكتان مواجه می شوید چه باید بكنید؟

بهار، فصل نوبرانه‌هاست؛ فصلی كه در آن تا دلتان بخواهد می‌توانید چغاله بادام، گوجه‌سبز و توت‌فرنگی بخورید؛ اما كمی صبر كنید! آیا كودكان هم می‌توانند تا دلشان بخواهد از این نوبرانه‌ها نوش‌جان كنند؟ از آنجا كه كودكان در سنین رشد قرار دارند و دستگاه گوارش آنها به‌طور كامل تكامل نیافته است، به ویژه كودكان 2 تا 5 سال كه به خوبی قادر به جویدن بافت‌های میوه‌های سخت و نارس نیستند، این روند موجب بروز دل‌دردهای شدید، عدم‌تحمل مواد غذایی، استفراغ مكرر، نفخ و در نهایت اسهال و درصورت تداوم، اختلال در رشد می‌شود كه هر كدام از این اختلالات می‌تواند كودك را دچار مشكل كند. در ادامه مروری بر مشكلات گوارشی احتمالی كودكان خواهیم داشت تا هنگام مواجهه با آنها بتوانید از پس آنها بربیایید.


گاز معده با كودكان چه می‌كند؟

شما به‌عنوان یك بزرگسال می‌دانید كه چقدر گاز معده اذیت می‌كند. برای كودكان نیز گاز معده دردآور است. این اتفاق به‌طور طبیعی بعد از خوردن غذاها و نوشیدنی‌هایی مانند لوبیا، سبزی‌ها و نوشابه‌ها رخ می‌دهد. وقتی بچه‌ها خیلی سریع نوشیدنی‌شان را می‌خورند یا در حال جویدن آدامس هستند ممكن است هوای اضافی را قورت دهند كه همین تبدیل به گاز می‌شود. اگرچه وجود گاز طبیعی است اما می‌تواند موجب درد معده و نفخ شود. گاز معده در كودكان متفاوت از بزرگسالان است. 

وقتی كودك‌تان از گاز معده رنج می‌برد باید بفهمید به تازگی چه خورده است. یكی از دلایل، آبمیوه زیاد است چون بسیاری از آبمیوه‌ها مانند آب سیب و آب گیلاس حاوی سوربیتول هستند كه شكلی هضم‌ناشدنی از قندهاست. متخصصان توصیه می‌كنند كودكان خردسال بیش از حدود یك‌دوم تا سه چهارم لیوان آبمیوه در روز ننوشند. اگر كودك شما اغلب مشكل گاز معده دارد بهتر است با پزشك متخصص اطفال مشورت كنید.



بچه هایی كه ترش می‌كنند

اگر فرزند شما اغلب ترش می‌كند یا سوزش سر دل دارد احتمالا مبتلا به رفلاكس است. رفلاكس، برگشت اسید از معده به مری است كه گاهی از یك‌سوم میانی مری نیز پیش می‌آید و تا زیر حلق می‌رسد. رفلاكس در كودكان علائم زیادی دارد كه مهم‌ترین آنها كم‌خونی، بی‌قراری شبانه، بی‌اشتهایی، بوی بد دهان، اختلال در وزن‌گیری، سرفه‌های مكرر، استفراغ، خون در مدفوع و آروغ‌های زیاد است. برخی از مواد‌غذایی خاص، وعده‌های غذایی حجیم یا خوردن غذا در زمان‌های نزدیك خواب می‌تواند علائم را بدتر كند. اگر كودك شما اغلب دارای این نشانه‌هاست بهتر است به پزشك مراجعه كنید. اغلب پزشكان معمولا وعده‌های غذایی كم اما مكرر، مصرف دارو یا انجام آزمایش‌هایی برای رد علل دیگر را در این موارد توصیه می‌كنند. 

ویروس‌ها چطور دل درد 

باكتری‌ها و ویروس‌ها می‌توانند دستگاه گوارش كودك شما را مورد حمله قرار دهند. بچه‌ها می‌توانند با خوردن مواد‌غذایی‌ای كه به درستی شسته نشده‌اند یا حتی خوب نپخته‌اند، بیمار شوند. 

همین می‌تواند ناراحتی معده، تب، اسهال و استفراغ ایجاد كند. ویروس‌هایی كه می‌توانند از كودكی به كودك دیگر سرایت كنند، معمولا منبع اسهال هستند. محافظت از بچه‌ها به كمك رعایت دستورالعمل‌های ایمنی غذا، شستن مداوم دست‌‌ها، اجتناب از به اشتراك گذاشتن غذا و دور كردن كودك از بچه‌هایی كه بیمار هستند می‌تواند كمك‌كننده باشد.



اسهال هم انواع و اقسام دارد

اگر كودك شما بیش از 3 بار در روز مدفوع شل یا آبكی داشته باشد، اسهال دارد. عوامل زیادی ممكن است موجب اسهال شود مانند عفونت‌های باكتریایی و ویروسی، آلرژی غذایی و برخی داروها. اگر اسهال میكروبی و انگلی باشد، باید خیلی مواظب باشید چون غیر از عارضه كم‌آبی، با تب و وجود خون در مدفوع نیز همراه است بنابراین اگر كودك شما دل‌پیچه دارد، موضوع را جدی گرفته و به پزشك مراجعه كنید تا با تشخیص سریع و تجویز آنتی‌بیوتیك اختصاصی، روند درمان تسریع شود. اسهال معمولا در عرض یك یا دو روز بدون درمان برطرف می‌شود اما اگر بیشتر از این زمان طول كشید یا فرزندتان آب زیادی از دست داد با پزشك تماس بگیرید. علائم كم‌آبی می‌تواند از پوشك خشك نوزاد تا بی‌حالی و سستی و خشكی دهان بعد از اجابت مزاج متغیر باشد.



وقتی كودك تهوع دارد نباید چیزی بخورد؟

اگر كودك شما استفراغ می‌كند باید رژیم مایعات را به‌مدت 8 ساعت رعایت كنید. به او جرعه‌های كوچك آب یا محلول‌های الكترولیتی و نوشابه‌های خنك بدهید. بعد از آن مقدار كمی غذاهای شیرین مانند برنج، نان تست، سیب، موز و كلوچه را در اندازه‌های كوچك به او بدهید. می‌توانید بعد از 24 ساعت به رژیم معمول روزانه بازگردید اما همچنان برای چند روز باید از غذاهای ادویه‌دار و چرب پرهیز كنید. كودكانی كه اسهال بدون استفراغ دارند می‌توانند رژیم طبیعی خود را ادامه دهند. 



اهمیت آبرسانی در مشكلات گوارشی

هنگامی كه كودك مبتلا به اسهال یا استفراغ می‌شود ممكن است به سرعت دچار كم‌آبی شود. به‌دنبال نشانه‌هایی مانند تب بالا، دهان خشك، انرژی پایین و ادرار كم باشید. شما می‌توانید با دادن نوشابه، سوپ یا مخلوط آبمیوه و آب به كودك مطمئن باشید كه آب كافی به بدن او می‌رسد. اگر كودك شما حاضر به نوشیدن مایعات نشد و شما نگران حال او بودید می‌توانید به پزشك مراجعه كنید.



عوامل ایجاد استفراغ كدام است؟

مانند اسهال، استفراغ هم می‌تواند عوامل گوناگونی داشته باشد. عفونت‌های ویروسی معمولا در این موارد مقصر هستند. در اغلب موارد استفراغ هم مانند اسهال در عرض یكی، دو روز بدون درمان برطرف می‌شود اما این مهم است كه حواستان به علائم كم‌آبی فرزندتان باشد. اگر فرزندتان تب دارد و آب از دست داده یا نمی‌تواند جرعه‌های كوچك مایعات را نگه دارد بهتر است با متخصص اطفال مشورت كنید.

شایع ‌ترین علت دل درد یبوست است

در شكم درد معمولا نخستین احتمال یبوست است. یبوست به معنای این است كه فرد به‌مدت 2 یا 3 روز قادر به دفع نباشد و پس از آن نیز تكه‌های كوچك سفتی از مدفوع را دفع كند.

بچه‌ها زمانی كه عمدا به دستشویی نمی‌روند می‌توانند مبتلا به یبوست شوند. یبوست می‌تواند ناشی از عوارض جانبی مصرف برخی داروها یا رژیم غذایی كم‌فیبر باشد. اگر اجابت مزاج كودك كمتر از 2 بار در هفته بود یا علائم دیگری مانند تب، استفراغ یا مدفوع خونی داشت باید با متخصص اطفال مشورت كنید. درمان این مشكل ممكن است استفاده از مسهل یا تغییر در رژیم غذایی باشد. 

اگر كودك شما مبتلا به این بیماری است لازم نیست نگران باشید. پس از چند هفته سیستم گوارش او با تغییرات ایجاد شده در رژیم غذایی تنظیم خواهد شد و او دوباره آغاز به دفع عادی خواهد كرد. شما می‌توانید با نوشاندن مایعات كافی در طول روز به تسریع این فرایند كمك كنید. 



3 علت مهم ولی نه خیلی شایع
  • شاید سندرم روده تحریك‌پذیر باشد...
آیا شكم كودك شما اغلب دچار مشكل می‌شود؟ واقعیت این است كه سندرم روده تحریك‌پذیر می‌تواند باعث درد شكم، نفخ، یبوست و اسهال شود. پزشكان در مورد علت ایجاد روده تحریك‌پذیر مطمئن نیستند اما احتمالا آن به حساسیت در روده ارتباط داشته باشد. كودكان مبتلا به سندرم روده‌ تحریك‌پذیر معمولا درد شكم را حداقل یك‌روز در هفته برای چند ماه دارند. سندرم روده تحریك‌پذیر با تركیبی از داروها، تغییرات رژیم غذایی و رفع استرس درمان می‌شود.

  • كودكانی كه دچار عدم‌تحمل لاكتوز می‌شوند
آیا كودك شما دچار گرفتگی، گاز، تهوع، استفراغ یا اسهال طولانی‌مدت بعد از نوشیدن یا خوردن محصولات لبنی است؟ اگر این مسائل به‌طور منظم دركودكتان ایجاد می‌شود - در حدود 30 دقیقه تا 2 ساعت بعد از خوردن شیر، پنیر نرم یا بستنی- احتمالا از عدم‌تحمل لاكتوز است. این به آن معناست كه كودك نمی‌تواند قند موجود در شیر را كه همان لاكتوز است هضم كند. در مورد این بیماری هیچ درمانی وجود ندارد اما ایجاد تغییرات در رژیم غذایی كودك می‌تواند كمك‌كننده باشد. برای تشخیص علت بیماری پزشك ممكن است پیشنهاد كند كه برای چند روز همه‌ انواع لبنیات (شیر، پنیر، بستنی، پودینگ و...) را از كودك خود دور كنید و سپس به آرامی دوباره آنها را در رژیم غذایی‌اش قرار دهید. اگر مشكلات شكم كودك شما دوباره آغاز شود، مقصر اصلی را یافته‌اید. برای كودكانی كه به شیر آلرژی دارند شیر سویا راه‌حل مناسبی خواهد بود.

  • بیماری سلیاك را فراموش نكنید
كودكان مبتلا به بیماری سلیاك دارای برخی علائم مشابه با دیگر مشكلات گوارشی هستند از جمله درد شكم، استفراغ، اسهال و یبوست. این اختلال گوارشی وقتی شدت می‌گیرد كه بچه‌ها غذاهای حاوی گلوتن، پروتئین موجود در گندم، جو و چاودار را مصرف می‌كنند. بیماری سلیاك می‌تواند پوشش روده باریك را از بین ببرد. درمانی برای این بیماری وجود ندارد اما می‌توان آن را با مصرف رژیم غذایی بدون گلوتن كنترل كرد.

دنبال لباس عروس می گردید این راهنما را از دست ندهید !

خب! حالا وقت انتخاب لباس عروس‌تان رسیده! هیجان دارید نه؟ احتمالا احساسات نوستالژیك زیادی هم دارید، در مواقعی هم اشك در چشم‌هایتان حلقه می‌زند؛ بیشتر در مواقعی كه چشمتان به عكس‌های دوره كودكی‌تان می‌افتد كه معمولا در مظلومانه‌ترین حالت ممكن انداخته شده! آن دختر كوچولویی كه برای دفاع از عروسك‌هایش می‌توانست موی دختر همسایه را بكشد و جلوی دوربین به مظلومانه‌ترین شكل ممكن لبخند بزند دارد عروس می‌شود. (الان اشك بیشتری در چشمتان حلقه زد، نه؟) حالا برای اینكه در شب جشن جلوی دوربین عكاس‌های محترم بتوانید یك لبخند زیبا تحویل بدهید و همه تایید كنند كه «به‌به! چه عروسی شده!» باید همه‌چیز از جمله لباستان در بهترین شكل ممكن باشد. لباس عروس و آن آقایی كه به‌عنوان داماد كنار شما می‌ایستد تنها وجه تمایز شما با بقیه است. داماد را كه قبلا انتخاب كرده‌اید اما برای لباس عروستان برنامه ویژه‌ای داریم! 

  كی بخریم؟

قبل از انتخاب لباس عروس از خودتان چند سوال منطقی بپرسید: عروسی در چه فصلی قرار است برگزار شود و در چه فضایی؟ باغ یا سالن؟ پاسخی كه به هر كدام از این سوالات می‌دهید به انتخاب مناسب‌تان كمك خواهد كرد مثلا اگر جشن در باغ برگزار می‌شود بهتر است از لباس عروس‌های اصطلاحا مخمل‌نما استفاده كنید یا اگر یك سالن كوچك میزبان جشن شماست، بهتر است مدل‌هایی با دامن‌های مواج را انتخاب كنید تا شكوه لباس‌تان كوچك بودن فضا را خنثی كند.  اگر قصد دارید لباس مورد نظرتان را به خیاط بدهید بهتر است هرچه سریع‌تر اقدام كنید چون دوختن یك لباس عروس معمولا زمانی بین 4 تا 6 ماه را به‌خودش اختصاص می‌دهد. در مواردی كه قرار است كار زیادی روی لباس انجام شود این زمان می‌تواند بیشتر هم شود. سعی كنید حداكثر 8ماه قبل از جشن سراغ انتخاب لباستان بروید.



  در مزون‌ها چه خبر است؟

 فضایی رمانتیك و زیبا و خیالی فقط می‌تواند متعلق به یك‌جا باشد: مزون لباس عروس! معمولا شما را به داخل اتاق لباس‌ها راهنمایی می‌كنند. به یاد داشته باشید در روز بازدید از مزون، عكس مدل‌هایی كه دوست دارید را همراه‌تان ببرید و به فروشنده نشان دهید. او تعدادی لباس را برایتان خواهد آورد. قبل از پوشیدن‌شان خوب نگاه‌شان كنید و اگر دوست نداشتید از چرخه انتخاب‌ها حذف خواهند شد.  اگر به فروشنده مزون اطمینان دارید از او هم نظر بخواهید. در صورتی كه به سراغ افراد حرفه‌ای رفته باشید از شنیدن پیشنهادهای‌شان حیرت خواهید كرد! 



  وقت بگیرید

بیشتر مزون‌های لباس عروس وقت قبلی تعیین می‌كنند. دلیلش هم ساده است: هنگامی كه شما با وقت قبلی به مزون می‌روید تمام حواس فروشنده‌ها به شما معطوف است و تمام حواس شما هم به لباس‌ها، نه به مقایسه با سایر عروس‌ها! پس قبل از اینكه به مزون مورد نظرتان بروید، وقت بگیرید. وقت ملاقات را در ساعات ناهاری یا ساعات بعد از بدنسازی نگذارید. قرار نیست خسته و كوفته یكی از بهترین تجربه‌های زندگی‌تان را داشته باشید.  سعی كنید این تجربه را با كسانی كه خوشحال‌تان می‌كنند، تقسیم كنید. مثلا از مادر یا دوستان صمیمی‌تان بخواهید همراه‌تان بیایند البته بردن این افراد یك ریسك بزرگ هم دارد: ممكن است یك عالمه نظر بدهند كه فقط شما را گیج كند؛ ریسك‌پذیر باشید، به دیدن چهره‌های خندان‌شان می‌ارزد!



  یعنی خودشه؟

«یعنی خودشه؟» یكی از سوال‌هایی است كه در 2 مقطع اساسی زندگی دختر خانم‌ها خودش را نشان می‌دهد: 1. زمانی كه برایشان خواستگار می‌آید به این معناست كه آیا این مرد، همان مرد آرزوهای من است؟ 2. وقتی برای خرید لباس عروس می‌روند: یعنی دیگر نگردم؟ این لباس همانی است كه من می‌خواستم؟ برای اینكه مطمئن شوید این لباس خودش است باید به چند نكته توجه كنید؛ اول از همه لباس مناسب لباسی است كه همزمان از نظر منطقی و از نظر احساسی با آن كنار بیایید. جور در آمدن لباس با بودجه‌تان هم كه جای خودش را دارد.

زمان خرید لباس دست‌هایتان را در آن بالا و پایین كنید. چندبار با لباس بلند شوید و بنشینید چون در روز جشن این كار را به كرات انجام خواهید داد. مطمئن شوید بندهایش روی پوستتان جا نمی‌اندازد یا قسمت قفسه سینه‌اش تنگ نیست. جنس قسمت داخلی لباس باید نرم و با لطافت باشد تا به پوست خدشه‌ای وارد نكند. اگر جزو آن دسته دخترهایی هستید كه به فلزات حساسیت دارند مراقب باشید بند لباستان فلزی نباشد. لباس عروس‌هایی كه خیلی سنگین باشند هم شما را اذیت می‌كنند. اگر لباسی هست كه همه چیزش را دوست دارید و متناسب است جز یك بخشش، مثلا یقه‌اش بلند است یا آستین‌هایش كمی پف دارد با خیاط مزون صحبت كنید. معمولا برای اینكه لباس را به شكل دلخواه‌تان دربیاورند معجزه می‌كنند!



  تعیین بودجه

اگر از ما بپرسید می‌گوییم بودجه از جیب می‌آید! یعنی چیزی كه به جیب‌تان وابسته است، حالا درست است كه لغت‌نامه‌ها چیز دیگری می‌گویند اما ما واقعیت را می‌گوییم. به جیب‌تان نگاه كنید! آنقدر دقیق نگاه كنید كه امكان رویاپردازی‌های پرنسس‌گونه را از خودتان بگیرید. وقتی می‌دانید فلان مزون لباس‌هایش قیمت بالایی دارد و شما هم پولتان به این لباس‌ها نمی‌رسد، پایتان را در آن مزون نگذارید. چه كاری است؟ اگر بروید و دلتان پیش یكی از این لباس‌ها گیر كند، كار تمام است. هر مدل دیگری را ببینید خوشتان نمی‌آید و احساس نارضایتی خواهید كرد. در نهایت قرار نیست هرچه پول دارید را خرج لباستان بكنید. شما در هر حال در شب جشن می‌درخشید. پس خودتان را مقید به خرید گران‌ترین مدل نكنید؛ به زیبایی خودتان حتی با یك لباس ساده هم ایمان داشته باشید.



 چقدر بپردازم؟

بعد از این‌كه تصمیم‌تان قطعی شد و لباس دلخواه‌تان را انتخاب كردید وقت گرفتن اندازه‌تان می‌رسد. ممكن است قصد داشته باشید وزن كم كنید، یادتان باشد از آن جایی كه كوچك كردن اندازه لباس آسان‌تر از بزرگ كردن اندازه آن است و شما هم از میزان دقیق وزنی كه كم خواهید كرد خبر ندارید بهتر است طبق سایز فعلی‌تان اندازه‌ها گرفته شوند. 50درصد از هزینه‌ها را به‌صورت ودیعه بپردازید. لباس معمولا 6تا 8 هفته قبل از روز جشن آماده است. مزون‌تان با شما تماس خواهد گرفت و شما باید برای پرو بروید. اگر قرار است مدتی قبل از جشن برای گرفتن عكس آماده باشید بهتر است با خیاط‌تان هماهنگ كنید تا لباس را در وقت مورد نظر آماده كند.



  سایر خریدنی‌ها

بعد از اینكه لباستان انتخاب شد و نفس راحتی كشیدید پیش بروید به سوی آرایشگاه! از آرایشگرتان در مورد مدل مویی كه به شما می‌آید سوال كنید. با توجه به مدل مو و ایده او و سلیقه خودتان به سراغ انتخاب تاج مناسب بروید؛ تاج‌های مختلف را روی سرتان امتحان كنید تا ببینید كدام یك بیشتر به شما می‌آیند. 
  
بعد از تاج نوبت به انتخاب كفش می‌رسد. بهتر است در ساعات پایانی روز یا بعد از فعالیت زیاد به سراغ خرید كفش بروید این‌طوری خیالتان راحت می‌شود كه كفشتان در ساعات پایانی روز عروسی پایتان را نخواهد زد. سعی كنید همه این كارها را قبل از روز پرو اصلی انجام دهید تا در آن روز بتوانید همه چیز را در كنار هم ببینید!



  بعد از تحویل لباس

نحوه بستن دكمه‌ها و جمع كردن دنباله لباس و... را كه خوب یاد گرفتید، لباس را لای مقدار زیادی زرورق گذاشته و تحویل‌تان می‌دهند. می‌توانید محض احتیاط یكی از دوستان‌تان را همراه خود ببرید تا با نحوه مراقبت از لباس و بستن دكمه‌ها و... آشنا شده و روز جشن به شما كمك كند.

برای لباستان از قبل یك جای عالی در نظر بگیرید. از آن جایی كه قد لباس بلند است یك‌چوب‌لباسی مرتفع برایش مناسب خواهد بود. لباس را در یك فضای خالی و تمیز آویزان كنید و مراقب باشید از جاسوسی‌های نامزدتان دور بماند. سعی كنید تا لحظه‌ای كه دم در آرایشگاه دنبال‌تان نیامده چشمش به لباس نیفتد، این‌طوری حسابی سورپرایز خواهد شد و قیافه‌اش دیدنی!

  مادرها گوش به زنگ باشند

فرقی نمی‌كند مادر عروس باشید یا مادر داماد، در هر دو صورت نقش شما در جشن عروسی فرزندتان خیلی مهم و پررنگ است آنقدر كه كافی است اعلام كنند این هدیه را مادر داماد داده تا همه چشم‌ها با وسواس و دقت به سمت شما نگاه كنند: مادر عروس یا داماد چه پوشیده؟ لباسش با سن و سالش مطابقت دارد؟ رنگش چطور؟ مدلش برای این مراسم به اندازه كافی رسمی هست؟ تمام این سوال‌ها را باید با یك انتخاب عاقلانه و زیبا جواب بدهید. ازدواج فرزندتان بعد از ازدواج خودتان مهم‌ترین جشنی است كه در آن شركت می‌كنید؛ پس حسابی به‌خودتان برسید! با عروس حرف بزنید! از او بخواهید در مورد لباسی كه دوست دارد در آن روز بر تن شما ببیند نظر بدهد. فكر كنید جشن ازدواج او مثل یك فیلم سینمایی است و او وظیفه كارگردانی این فیلم را دارد. پس شما به‌عنوان بازیگر این پروژه بزرگ سینمایی باید طبق نظر كارگردان لباس بپوشید. 
  • البته چند نكته را نباید فراموش بكنید:
  •   وقت شما گنج شماست! فراموش نكنید باید هر چه سریع‌تر لباستان را انتخاب كنید! البته یك استثنا هم هست: قبل از اینكه عروس لباس خودش و ساقدوشش را انتخاب نكرده خرید نكنید. ممكن است شباهت‌هایی بین رنگ یا حتی مدل پیش بیاید كه اصلا خوب نیست. بعد از اینكه لباس مورد نظرتان را خریدید، مراقب وزن خود باشید؛ مبادا روز جشن دست‌تان را توی حنا بگذارد!
  •   سبك لباس عروس و ساقدوش‌ها را در نظر داشته باشید. توجه به میزان رسمیت و مدل لباس‌ها خودبه‌خود با شما حرف می‌زند و مثلا می‌گوید: لباس من تا چه حد باید زیبا باشد؟ عروس چه سبك‌هایی را می‌پسندد و... .
  •   انتخاب رنگ لباس برای مادر عروس و داماد خیلی مهم است؛ توصیه اول ما به شما دور ماندن از رنگ‌های سفید، عاجی و كرم است. كسی كه در جشن لباس‌هایی با این رنگ‌ها را بپوشد دقیقا مثل كسی است كه با خودنمایی سعی می‌كند توجه‌ها را از عروس به‌خودش معطوف كند! قطعا قصد شما خودنمایی نیست و دلتان می‌خواهد روز ازدواج دختر یا عروستان یكی از بهترین روزهای زندگی‌اش باشد؛ پس مراقب باشید.



پیشنهادهای تكمیلی

درست است كه انتخاب لباس بخش اساسی كار است اما دلمان نیامد چند توصیه زیبایی را ضمیمه این گزارش نكنیم. این پیشنهادهای زیبایی به‌خصوص به كار عروس‌های بهاره می‌آید. از این پیشنهادها به خوبی استفاده كنید و نتایج‌شان را ببینید. 

  بطری آب را از خودتان جدا نكنید. آشامیدن آب كافی میزان انرژی شما را چند برابر می‌كند و انرژی دقیقا همان چیزی است كه در روزهای شلوغ نامزدی و عروسی به آن نیاز دارید. معجزه دیگر آب با طراوت كردن پوست‌تان است. اصطلاح آب زیر پوستش رفته از همین جا آمده. طراوت و شادابی را از پوست‌تان دریغ نكنید.

  اگر نوشیدن آب برایتان سخت است نگران نباشید؛ به جایش از سوپ‌های كم نمك و سبزی‌ها و میوه‌های آبدار استفاده كنید. تاثیر این خوراكی‌ها بیشتر از نوشیدن آب نباشد، كمتر نیست.

  بیشتر دختر خانم‌ها قبل از ازدواج خودشان را در روز عروسی‌شان تصور می‌كنند. برای مدل مو و آرایش سعی كنید تركیبی از تخیلات قبل از ازدواج و آنچه واقعا به شما می‌آید را انتخاب كنید. هر چقدر زودتر متوجه شوید چه چیزی بیشتر به شما می‌آید به نفع آرایشگر و خودتان است. 

  زیبایی پوست شما تاثیر بی‌نظیری در آراسته نشان دادن ظاهرتان دارد. برای داشتن پوستی شفاف استفاده از لایه‌بردارها را فراموش نكنید.

 با داروخانه یا پزشك پوست‌تان برای انتخاب لایه‌بردار مناسب مشورت كنید. برای آرنج‌ها و سرزانوها هم از این كرم‌ها استفاده كنید تا تیرگی‌شان را از بین ببرد. در كنار لایه‌بردار استفاده از كرم مرطوب‌كننده مناسب را هم فراموش نكنید. در نهایت به یاد داشته باشید پف زیرچشم‌ها یا حلقه تیره دور چشم می‌تواند برایتان دردسرساز باشد. از رول‌های مناسب ضد‌تیرگی دور چشم استفاده كنید یا خیار را به‌صورت حلقه‌حلقه شده روی چشمتان بگذارید تا آبرسانی كند. این كارها زیبایی‌تان را چندبرابر خواهد كرد.

  بعد از اینكه تاریخ عروسی مشخص شد، معمولا یكی از نخستین كارهایی كه همه عروس‌خانم‌ها انجام می‌دهند مراجعه به داروخانه‌ها و خریدن این موارد است: نوار سفید‌كننده دندان، محصولات آبرسانی پوست و انواع و اقسام شامپوها و ماسك‌های ترمیمی مو اما چند درصد از آنها از این موارد استفاده می‌كنند؟ خیلی كم! فقط آنهایی كه همت آهنین دارند. خب استفاده كنید! این همه هزینه كرده‌اید كه روز ازدواج‌تان به زیباترین شكل ممكن بدرخشید! مسلما وقتی شب‌ها دیر می‌خوابید استفاده از نوار سفید‌كننده دندان یا مرطوب‌كننده‌ها كار سختی است اما با تمام خستگی‌ها خودتان را مقید به استفاده از این محصولات بكنید. یك بار دیگر دستورالعمل‌شان را بخوانید و این‌بار محض رضای خدا از باز كردن در آنها فقط برای لذت بردن از بوی خوبشان استفاده نكنید! یك بار هم استفاده كنید تا تاثیر كنند.



  توصیه هایی برای مادر یا مادرشوهر 

از دوستان صمیمی و خیرخواه‌تان نظر بخواهید و بپرسید كدام رنگ به شما بیشتر می‌آید. رنگ لباس‌تان را طبق نظر عروس و آنها انتخاب كنید.

  •   درست است كه روز جشن، روز اختصاصی عروس است اما به این معنا نیست كه اگر عروس یا دخترتان لباسی برای شما انتخاب كرده كه دوستش ندارید او را باخبر نكنید. می‌توانید از او بخواهید عكس مدل‌هایی كه مد نظرش است را به شما نشان بدهد و درنهایت خودتان انتخاب‌كننده باشید؛ لباسی را انتخاب كنید كه به شما احساس راحتی و آرامش می‌دهد. به قدر كافی فشار كارهای روز جشن روی دوشتان خواهد بود، نگذارید لباستان باعث ناراحتی‌تان شود.
  •   معمولا رسم این‌گونه است كه اول مادر عروس لباسش را انتخاب می‌كند. بعد از اینكه لباس مورد نظرش را خرید به مادر داماد رنگ و مدل را اطلاع می‌دهد. مادر داماد نباید لباسی هم‌رنگ لباس مادر عروس انتخاب كند. بهترین گزینه برای مادر داماد پوشیدن كت‌ودامن‌های رسمی و زیباست.

   توصیه‌هایی برای ساقدوش‌ها

چند سالی است كه مراسم انتخاب ساقدوش در ایران هم باب شده و عروس‌ها از صمیمی‌ترین دوستان‌شان می‌خواهند ساقدوش آنها شوند. ساقدوش‌ها لباس‌هایی یك مدل و یك‌رنگ بر تن دارند كه البته در مواقعی می‌شود به داشتن رنگ یكسان اكتفا كرد و خیلی به‌دنبال مدل یك‌جور نبود. رنگ و مدل لباس شما به‌عنوان ساقدوش با مشورت عروس انتخاب خواهد شد. 

در اینجا فقط یك نكته اساسی هست: با حفظ احترام تمام و كمال برای همه عروس‌خانم‌ها، باید به ساقدوش‌ها بگوییم فكر نكنند روز جشن تمامی بخش‌های شخصیتی دوست‌شان عوض خواهد شد. 

اگر دوست‌تان به‌عنوان عروس پایش را در یك كفش كرده كه باید رنگی را انتخاب كنید كه بهتان نمی‌آید جلوی این خودخواهی را بگیرید!

 درست است كه روز عروسی متعلق به عروس و داماد است اما به این معنی نیست كه شما باید بد لباس بپوشید تا عروس خوب به چشم بیاید! 

همه ساقدوش‌ها سر رنگ با هم توافق كرده و رنگ مناسب را انتخاب كنند. 

بهترین رنگ برای لباس شما صورتی ملایم، یاسی، آبی‌آسمانی و در نهایت قرمز لاكی است. 

با توجه به رنگ پوست‌اكثرت‌تان سراغ رنگ مناسب بروید. مثلا اگر رنگ پوست‌تان سفید نیست از انتخاب رنگ‌هایی مثل لیمویی و زرد جدا خودداری كنید.

چرا فرزندم بی توجه است؟

از كودك مدرسه‌اي خود مي‌خواهيد كه بساط خانه سازي‌اش را جمع كند، اما او همچنان به ساخت تونل، جاده و پل ادامه مي‌‌‌دهد. يا به او مي‌گوييد كه حوله اش را پس از حمام آويزان كند، اما او در عوض آن را بر لباس هاي نشسته در كف حمام جا مي گذارد. چرا او شما را ناديده مي‌گيرد؟

به دو دليل ممكن است كه فرزندتان به شما بي توجهي كند: روني ليدرمن معاون رياست مركز خانواده در دانشگاه فورت لودردال مي گويد «كودكان مدرسه‌اي ممكن است چنان غرقِ بازي شوند كه نتوانند به درخواست شما عمل كنند». از طرف ديگر، كودكان در اين سن وسال به مراتب آسان‌تر است كه شما را ناديده بگيرند تا در برابرتان مقاومت كرده يا تسليم‌تان شوند. تنها نكته راهگشا آن است كه كودك مدرسه‌اي خود را به مشاركت دعوت كنيد و در عين حال به او اين امكان را بدهيد كه استقلال را تجربه كند.
وقتي كودك مدرسه اي تان به شما بي توجهي مي‌كند، چه بايد كرد؟

منظورتان را واضح بيان كنيد و سعي كنيد درخواست‌هايتان واقع بينانه باشد. اطمينان حاصل كنيد كه درخواستتان مشخص و قابل انجام دادن است. اگر بگوييد «پاركينگ رو تميز كن»، كودكتان ممكن است خرت و پرت ها را كمي مرتب كند. اما اگر بگوييد « پاركينگ رو جارو بزن و روزنامه ها رو مرتب يك جا بچين »، در آن صورت فرزندتان مي‌داند كه دقيقاً چه كار بايد بكند. همچنين سعي كنيد چيزي را كه مي‌خواهيد، از نظر زماني هم واضح و مشخص باشد. بهتر است به او بگوييد كه ساعت 9 در رختخواب باشد تا اينكه به او هشدار دهيد كه تا ديروقت بيدار نماند.

از آنجايي كه برخي كارها هنوز براي كودكان در اين سن و سال ترسناك به نظر مي رسند، بهتر اين است كه كودكتان را بار اول در انجام كارهاي بزرگ راهنمايي كنيد. اگر او قبلاً هرگز باغچه را آب نداده است، به او نشان دهيد چگونه دقيقا اين كار را انجام دهد. اين كار نه تنها باعث نزديكي بيشتر شما به فرزندتان مي شود، بلكه دفعه بعد كه از او مي خواهيد باغچه را آب دهد، ديگر نگران اين كه چطور انجامش دهد نخواهد بود.

درخواست هاي خود را به صورت ساده و قابل فهم بيان كنيد. فرزندتان ممكن است شما را ناديده بگيرد، به اين دليل كه نمي فهمد از او چه چيزي مي خواهيد. سعي كنيد دستوراتتان تا حد ممكن ساده باشد و بيشتر از سه يا چهار مرحله نباشد.

تا به آخر كارهاي كودكتان را دنبال كنيد. اگر از كودك مهد كودكي تان مي خواهيد كه براي رفتن به مهد لباس هايش را بپوشد، هر گامي را كه او براي رسيدن به هدف مورد نظر بر مي‌دارد با تشويق خود مورد حمايت قرار دهيد. هنگامي كه از او مي خواهيد كه با توپش در خانه بازي نكند و او همچنان به كار خود ادامه داده و از ديوار به عنوان تخته بسكتبال استفاده مي‌كند، توپ را از دستش درآوريد تا اينكه حاضر به همكاري شود.

به كودك مهد كودكي خود انگيزه بدهيد. واقعيت اين است كه همه ما وقتي كه فرزندمان چندين بار لجمان را در مي‌آورد  وسوسه مي شويم كه بگوييم، «چون كه من مي‌گم!». اما راه هاي بهتري وجود دارد كه فرزندتان را به همكاري با خواست‌هاي خود تشويق كنيد. يادتان باشد قرار نيست كه او خواست شما را انجام دهد به اين دليل كه از انجام ندادن آن مي ترسد. شما از فرزندتان مي‌خواهيد كه كار صحيح را انجام دهد، چون كه او خودش مي خواهد. كودكان مدرسه اي عاشق اين هستند كه كسي را خشنود كنند، بنابراين تمجيد و تشويق مي‌تواند در پيروي فرزندتان از خواست هاي شما بسيار موثر باشد. («علي جان، خيلي ممنون از اين كه خودت صبحانه را درست كردي» يا «خداي من، تو واقعاً ديگه بزرگ شدي، مگه نه؟»)
همچنين مي توانيد به فرزندتان براي انجام آنچه كه از او مي خواهيد، انگيزه بدهيد: «وقتي قطعات پازل رو در جعبه اش گذاشتي، مي ريم پارك بازي مي كنيم» (نكته: نگوييد «اگه قطعات پازل رو در جعبه بگذاري»). همچنين كودكان در اين سن و سال ممكن است از نوشتن قرارداد خوششان بيايد. به طور مثال قراردادي كه مي‌گويد: سارا هر بار كه دوش مي‌گيرد حوله اش را آويزان مي‌كند و لباس هايش را در سبد مي‌گذارد. وقتي او اين كار را به مدت يك هفته به طور مرتب انجام داد، مامان او را همراه يك دوست به استخر مي‌برد. قرارداد را امضا كنيد و اجازه دهيد كه كودك نيز آن را رنگ آميزي كند. سپس آن را در جايي قرار دهيد كه در معرض ديد او نيز باشد. فرزندتان نه تنها احساس مي‌كند كه او در اين ماجرا دخيل است، بلكه از آن ميزان مسئوليتي كه قرارداد به او محول كرده است نيز راضي و خوشنود است.

از كلمات ديگري به جاي «نه» استفاده كنيد. اگر وقتي به فرزندتان نه مي گوييد توجهي نمي كند، شايد به اين خاطر باشد كه آن را به كرات شنيده است. راه هاي ديگري را براي نه گفتن امتحان كنيد. به جاي اين كه فرياد بزنيد، «نه! با توپ تو آشپزخونه بازي نكن»، به طور مثال بگوييد، «لطفاً برو تو حياط توپ بازي كن». و به جاي اين كه به كودك بگوييد، «نه، نمي توني الان آب نبات بخوري»، بگوييد، «مي توني از يخچال ميوه برداري بخوري» يا «مي توني بعد از ناهار ميوه بخوري». هنگامي كه به كودك حق انتخاب مي‌دهيد، در حقيقت به او اين فرصت را مي‌دهيد كه به شيوه‌اي قابل قبول به ابراز وجود بپردازد.

همچنين در صورت امكان به جاي «نه» ، «بله» بگوييد و از هر فرصتي براي تشويق كودك به جاي منصرف كردنش استفاده كنيد. به طور مثال، اگر كودك از ايده نقاشي كردن اتاقش به وجد آمده است، با جمله «حتماً مي توني امتحان كني!» يا «بابا كمكت مي كنه» به او پاسخ دهيد كه به نظر مي رسد به مراتب مثبت تر از عبارت «اين طور فكر نمي كنم» باشد.

طبيعتاً بسياري اوقات لازم است با قاطعيت كودك را از خوردن شيريني قبل از شام يا بازي كردن با كامپيوتر تا نيمه شب منع كنيد. نكته اين است كه فقط هنگامي كه مجبور هستيد، اين كار را بكنيد. اگر محيطي را ايجاد بكنيد كه هم امن و هم مهيج باشد، فرزندتان مي‌تواند استقلال فردي اش را تجربه كند در حالي كه بسيار كم از انجام كاري منع مي شود.

سعي كنيد قابل فهم باشيد. تصور كنيد كه در حال خواندن يك رمان هستيد يا با دوستي صحبت مي‌كنيد كه يكدفعه كسي از شما مي خواهد از كاري كه انجام مي دهيد دست بكشيد، چون كه همين الان بايد كار ديگري را انجام دهيد. واقعيت اين است كه هميشه فرصت نداريم فرزندانمان را براي سوار شدن به اتومبيل يا آماده شدن براي مدرسه تشويق كنيم. اما هروقت امكان داشت، قبل از اين كه ناگهان به فرزندتان بگوييد كاري را انجام دهد، او را مطلع كنيد؛ اين مي تواند بسيار مفيد باشد. همچنين مي توانيد بگوييد: «عزيزم تا 10 دقيقه ديگه ميريم، پس كارت رو تموم كن.» اگر فرزندتان مثل اكثر كودكان باشد در صورتي كه به او بگوييد  بساط اسباب بازي را جمع كند يا مهماني را ترك كند، بر آشفته نمي شود. اما لا‌اقل به او گفته شده كه وقت رفتن است.

اگر فرزندتان به جاي اينكه به حرفتان گوش دهد غالباً به شما بي توجهي مي كند، راجع به اين مشكل با پزشك كودك صحبت كنيد. پزشك ممكن است كه تست شنوايي يا آزمونهاي رشد را توصيه كند.

براي در ميان گذاشتن افكار و نگراني هاي خود درمورد رفتار فرزندتان با ساير والدين هم مشورت كنيد.

استراتژی برندسازی پورشه

دکتر پرویز درگی در گفت و گو با ما استراتژی های مختلف برندینگ پورشه را از جنبه های مختلف بررسی کرده که در ادامه می خوانید:

*در دنیای تجارت، نام هایی هستند که موقعیتی افسانه ای در ذهن مشتریان پیدا کرده اند. به این معنا که وقتی نامشان می آید نوعی اعتبار و وقار و به خصوص لوکس بودن را تداعی می کند. درمورد هریک از برندها که این چنین هستند، می توان دلایلی را برای دستیابی به این موقعیت عنوان کرد. این مساله درمورد پورشه چگونه بوده و این برند چه مسیری را در راه جایگاه سازی خود طی کرده که به این موقعیت رسیده است؟

سال هاست که پورشه در خط اول رقابت خودروسازان بزرگ لوکس جهان می تازد و به واقع هیچ برندی نتوانسته در مسیر جایگاه سازی و حفظ جایگاه خود استمرار پورشه را داشته باشد. در حالی که اپل، فورد، مرسدس و فولکس واگن هر روز در حال کاهش نیروهای خود هستند پورشه روز به روز به تعداد نیروهای اش می افزاید. پورشه تولیدکننده بزرگ خودرو به ویژه خودروهای سرعتی و رالی است. این شرکت که در اشتوتگارت آلمان قرار دارد در بدو تاسیس اش در سال 1931 فعالیت خود را به عنوان یک شرکت مهندسی آغاز کرد. 
فردیناند پورشه، موسس برند پورشه، تجربه های زیادی از ساخت و توسعه خودروهای جنگی در جنگ جهانی اول به دست آورد و پس از جنگ، با چند شرکت به عنوان مهندس و طراح همکاری کرد. 

پس از فردیناند، پسرش فری، در سال 1947 مدیرعامل پورشه شد و او بود که در اتریش اولین خودروی پورشه را با نام ردستر ساخت. با گذشت زمان به مرور اختلافات خانوادگی به مدیریت پورشه لطمه زندند تا اینکه در سال 1972 فری پورشه و خواهرش که هرکدام نیمی از سهام پورشه را در اختیار داشتند تصمیم گرفتند که اعضای این خانواده دیگر حق نداشته باشند در تصمیم گیری های مدیریتی دخالت کنند و به این ترتیب پورشه ساختار بهتری پیدا کرد و جایگاه خود را ارتقا بخشید. 

پورشه برندی لوکس است و این لوکس بودن باعث شده این برند همواره از جایگاه و پرستیژ خاصی نزد مصرف کنندگان برخوردار باشد. البته در دهه اخیر پورشه سعی کرده با ورود به بازار خودروهای معمولی با طیف گسترده تری از مصرف کنندگان ارتباط برقرار کند. 

در این مسیر پورشه خود را تنها به تولید خودروهای لوکس محدود نکرده است. در سال 1972 فردیناند پورشه برند «طرح پورشه» را پایه گذاری کرد. این برند که وسایلی مانند ساعت، وسایل چرمی و نوشت افزار تولید می کند امروزه در میان برندهای لوکس جهان حرف اول را می زند.
هدف من از اشاره به برند «طرح پورشه» این است که یادآور شوم برندها چگونه از هر مسیر و کانالی برای تثبیت جایگاه خود بهره می برند. تولید محصولاتی نظیر ساعت شاید به خودی خود سود چندانی برای برند بزرگی مانند پورشه نداشته باشد اما مطمئنا در نگاه مخاطبان این برند بسیار تاثیرگذار خواهد بود. 

پورشه هم چنین سعی کرده تا همواره استراتژی خود را به گونه ای تعیین کند که با استانداردهای موردنظر گروه های مختلف سازگار باشد و بدین وسیله از رفتن به حاشیه خودداری کرده است. 

آخرین نمونه ای که می توانم در این زمینه به آن اشاره کنم استراتژی سبز پورشه است. پس از آنکه کمیسیون اروپا از تولیدکنندگان خودرو خواست میزان دی اکسید کربن خودروهای خود را تا 120 گرم در هر کیلومتر کاهش دهند پورشه به سرعت خودروی کاین خود را به گونه ای طارحی کرد که 1/3 قبل سوخت مصرف می کند. 

هر چند بسیاری از تحلیل گران معتقد بودند که این قانون کمیسیون اروپا برای برندهایی مانند پورشه بسیار گران تمام خواهد شد و این قانون با قوانین فیزیک همخوانی ندارد، اما مسوولان پورشه تمام سعی خود را کردند که به پاک سازی محیط زیست کمک کنند. 

از دیگر عوامل مهم تعیین کننده جایگاه پورشه استراتژی های بلندمدتی هستند که مسوولین این شرکت همواره از آنها استقبال کرده اند. مثلا استراتژی 2018 پورشه حول 4 محور مهم می گردد: افزایش علاقه مشتری با فراهم آوردن شرایط منحصر به فرد خرید برای وی، بازده سرمایه بیش از 21 درصد و بازده فروش بیش از 15 درصد، داشتن کارمندان و شرکایی بی نظیر و فروش بیش از 200000 خودرو از محصولات پورشه. 

البته در کنار این استراتژی پورشه برنامه ای به نام مسوولیت 2018 هم دارد که در مناطق مختلف به اجرای مسوولیت اجتماعی این شرکت کمک می کند. تعهد اجتماعی پورشه شامل پنج حوزه ورزش، فرهنگ، محیط زیست، آموزش و موضوعات اجتماعی می شود.
*برخی برندها با نام سازنده شان شناخته می شوند. نظیر فورد، بنز و پورشه. آیا به طور کلی می توان ارتباطی را میان این برندها و هویت صاحبان شان که اسم خود را روی محصول یا خدمات خود گذاشته اند، شناسایی کرد؟ درواقع برندهای هم نام با خالقان شان از چه ویژگی هایی – اعم از مثبت و منفی – برخوردارند که بقیه برندهای فاقد این ویژگی از آن برخوردار نیستند؟

ببینید هر برند برای خودش دارای شخصیت و شناسنامه است. پایه گذاری شخصیت یک برند به وسیله کیفیت و اعتمادی است که میان مصرف کنندگان به وجود می آورد اما پس از گذشت مدت زمانی، دیگر این ویژگی ها کافی نیستند و نمی توانند به تنهایی برند را از سایر رقبای اش متمایز کنند. 

در یک شرکت خودروسازی، هر دپارتمانی، از توسعه و طراحی تا تولید و پخش بخشی از شخصیت برند را تشکیل می دهند. مدیریت برند حرکتی همه جانبه است. اما آن چه شخصیت یک برند را از شخصیت برندهای مشابه تمایز می سازد قدمت و سابقه ای است که پشت نام آن وجود دارد. وقتی نام پورشه به میان می آید به یاد سابقه و کسوتی می افتیم که این برند با خود یدک می کشد. 

خالق پورشه فردی آگاه و با دانش بوده است؛ نه فردی که با سرمایه هنگفت اش شرکتی را بخرد و برای اش فرقی نکند که این شرکت خودرو تولید می کند یا نوشیدنی، پورشه حاصل یک ایده و مهندسی است و به همین دلیل است که در وضعیت رکود اقتصادی که همه اقتصادخودروسازان نیروهای خود را اخراج می کنند پورشه هر روز نیروی بیشتری جذب می کند. 

البته هم نام بودن برند با خالق آن می تواند در مواردی خطرناک باشد. گاهی خالقان یک برند دچار مسائل حاشیه ای ازجمله موارد سیاسی، اجتماعی یا اخلاقی می شوند و این حواشی می توانند علاوه بر شخصیت خالق شخصیت برند را نینز زیر سوال ببرند. اما پورشه جلوی بروز چنین مشکلاتی را نیز گرفته و همان طور که اشاره کردم سهامداران این برند که از خانواده پورشه هستند تصمیم گرفتند که در مدیریت این شرکت نقشی نداشته باشند تا اختلافات آنها روی شخصیت پورشه تاثیر نگذارند.

 آنها تصمیمی بجا گرفتند که مالکیت و مدیریت را از هم جدا کردند. متاسفانه در ایران این تصور در شرکت ها حاکم است که حتما مالکان باید خودشان مدیر باشند البته باز در نسل یک این موضوع کمتر مساله آفرین است و کارآفرینی که دارای ویژگی های جسارت، قدرت، تلاش، سرعت و خلاقیت است سازمان را بنیان گذاشته اما مساله اساسی در نسل دوم دیده می شود که فرزند کارآفرین بنیانگذار سازمان تصور می کند چون فرزند پدر است حق دارد بدون شایستگی بر مسند مدیریت ارشد بنشیند البته اگر واقعا او صلاحیت لازم را داشته باشد چه خوب، اما متاسفانه نمونه های ناموفق در ایران بیشتر از نمونه های موفق است.
*برند پورشه در بازار خودروهای سرعتی به نوعی معتبرترین برند محسوب می شود. اما مدتی است – حدود 10 سال – که وارد بازار خودروهای دو دیفرانسیل هم شده است به نظر می رسد در این بازار نتوانسته است اعتباری هم پای نام پورشه کسب کند. آیا این موضوع را قبول دارید؟ و آیا به طور کلی ورود گسترده پورشه به بازار خودروهای دو دیفرانسیل درست بوده است یا نه؟

نه این موضوع را قبول ندارم و معتقدم که ورود پورشه به بازار خودروهای دو دیفرانسیل اقدام بسیار هوشمندانه ای بوده است. پورشه در سپتامبر 2005 اعلام کرد که قصد دارد 20 درصد از سهام فولوکس واگن را بخرد و این اقدام فصل جدیدی را در تاریخ این برند لوکس رقم زد. 

در سال 2007 پورشه سهام خود را از فولکس واگن را که بزرگترین خودروساز اروپاست به 4/27 درصد افزایش داد و هم اکنون 9/29 درصد از فولوکس واگن متعلق به پورشه است. اگر به تقسیم بندی بازار خودروسازان توجه کنیم مشاهده می کنیم که پورشه خودرویی لوکس و مناسب برای مسابقات اتومبیل رانی است. حال اگر به موقعیت فولوکس واگن در این تقسیم بندی توجه کنیم می بینیم که این برند بیشتر برای استفاده مردم عادی ساخته می شود. با مقایسه موقعیت پورشه و فولکس واگن متوجه می شویم که خریدن سهام فولوکس واگن توسط پورشه کاملا هوشمندانه بوده است. زیرا با حفظ موقعیت خود به عنوان خودرویی لوکس و مسابقه ای، سهام برندی را در اختیار گرفته که مردم با آن ارتباط خوبی برقرار می کنند. اما چرا فولوکس واگن؟ مثلا چرا پورشه سهام فورد، فیات یا رنو را نخرید؟ این مساله از چند منظر قابل بررسی است. 

اولا فولوکس واگن خودروسازی آلمانی است و آلمان ها هم روی پیشرفت کشور خود بسیار متعصب هستند. چند سالی بود که فولکس واگن با کاهش فروش و به تبع آن کاهش تولید رو به رو شده بود. خرید سهام آن توسط پورشه جان تازه ای به فولکس واگن بخشید و تولید آن را احیا کرد. ثانیا پورشه و فولکس واگن در طول تاریخ رابطه بسیار خوبی با یکدیگر داشته اند و طرح های مشترکی را با هم اجرا کرده اند که موجب اعتماد طرفین به یکدیگر شده است. بنابراین پورشه با ورود به بازاری جدید توانست انتظارات مصرف کنندگان را بیش از پیش برآورده کند زیرا آینده فروش و بازاریابی متعلق به مصرف کننده است. 

این کار البته خطراتی نیز داشت زیرا مصرف کنندگان، پورشه را خودرویی لوکس می دیدند و این برداشت سال هاست که در ذهن آنان نهادینه شده است. اما نوع ورود پورشه به بازار خودروهای دو دیفرانسیل کاملا منطقی بود. اجازه دهید این تصمیم را از منظر 5 نیروی رقابتی پورتر بررسی کنیم. 

پورتر معتقد است تاثیر این پنج عامل روی یکدیگر ماهیت یا شدت رقابت در صنعت را مشخص می کند. حال اگر این پنج عامل را درباره بازار خودروسازی اروپا تحلیل کنیم می بینیم که سه عامل از این پنج عامل در تصمیم گیری پورشه برای ورود به بازار خودروهای دو دیفرانسیل نقش مهمی ایفا کرده اند. 

عامل اول عامل عرضه کنندگان است. پورشه با این اقدام در حقیقت نوعی برون سپاری انجام داد تا بتواند بخش های زیادی از چرخه تولید در خارج از مجموعه خود ریسک های اجرایی را به حداقل رساند. از طرفی خریداران نیز در این تصمیمی بی تاثیر نبودند. 

امروزه بازار خودروهای دو دیفرانسیل با استقبال بیشتری نسبت به خودروهای لوکس مواجه شده است و همین امر باعث شده تا پورشه بخواهد سهم بیشتری از این بازار داشته است.
*پورشه برخلاف عمده برندهای اروپایی، تحت سیطره کشور سازنده اش یعنی آلمان قرار ندارد. برخلاف بنز که با نام آلمان و فرهنگ آلمانی عجین است. استراتژی پورشه در برندسازی چگونه بوده است که توانسته است نامی جهانی را یدک بکشد که فراملیتی باشد و متعلق به فرهنگ خاصی به نظر نرسد؟

ورود به بازار خودروهای لوکس کار سختی است و تقریبا هیچ شرکت جدیدی جرات ورود به این بازار را ندارد. اما ورود خودروسازان لوکس به بازار خودروهای معمولی امری منطقی است و همان طور که اشاره شد پورشه از این فرصت به خوبی استفاده کرد. در گذشته سیستم تولید پورشه به صورت شبانه روزی کار می کرد. 

اما مسوولین این شرکت به این نتیجه رسیدند که این کار نه تنها نیروهای متخصص آنها را فرسوده می کند بلکه آنها را به مرزهای آلمان محدود می کند. بنابراین افراد تصمیم گرفتند از حداکثر ظرفیت بازار استفاده کنند. بهترین اقدام در چنین شرایطی استفاده از تامین کنندگان خارجی بود. 

تقریبا تمام بخش های خودروهای کاین و باکستر در خارج از آلمان تولید می شوند و در نتیجه هزینه های پورشه بسیار کاهش یافته است و از طرف دیگر در بازارهای خارجی نیز مشتریانی را به دست آورده است. در مورد باکستر باید بگویم که بیشتر بخش های آن در فنلاند ساخته می شود یعنی اگر تقاضا برای این خودرو کم شود این شرکت فنلاندی است که ضرر می کند نه پورشه.

 با همین استراتژی پورشه موفق شد با وجود کاهش فروش باکستر در سال های 2003 و 2004 سود خوبی از فروش آن به دست آورد. در مورد خودروی کاین نیز پورشه استراتژی مشابهی را اتخاذ کرد. بخش اصلی تولید کاین در براتیسلا پایتخت اسلواکی قرار دارد. ورود به این بازار باعث شد پورشه مصرف کنندگان اروپای شرقی را به برند خود جذب کند. اروپای شرقی شاید سخت ترین بازار برای ورود یک شرکت آلمانی باشد. 

اما پورشه، با موفقیت به این بازار راه یافت و نشان داد برندی نیست که تنها به آلمان یا اروپای غربی خلاصه شود بلکه شخصیتی فراملیتی یافته است. امروزه پورشه در بیشتر مناطق جهان نمایندگی دارد. اگر به سایت این شرکت سری بزنیم متوجه می شویم پورشه برای هر کشور محصولات خود را با قیمت هایی که در بازار آن کشور معنادار باشند عرضه می کند و برنامه ها و خدمات خود را با شرایط فرهنگی و اجتماعی هر کشور هماهنگ می کند. همه این اقدامات در راستای معرفی پورشه به عنوان برندی فراملیتی است.
*استراتژی های برندینگ و بازاریابی پورشه را در رقابت های اتومبیل رانی جهان چگونه تحلیل می کنید؟ این حضور تا چه حد به بسط بازار هدف پورشه کمک کرده است؟

مدیریت برند یکی از مهم ترین عوامل موفقیت در صنعت خودروسازی است. خودروسازان آلمانی موفق شده اند برندهای قدرتمندی را به وجود آورند که مصرف کنندگان، وفاداری بسیاری به آنها داشته باشند. یکی از دلایل این موفقیت ورود این شرکت ها به مسابقات اتومبیل رانی بوده است. این مسابقات از هیجان بسیار بالایی برخوردارند و مخاطبان بسیاری را به ویژه از نسل جوان به خود جذب می کنند.

بنابراین ورود به چنین بازاری در حقیقت هدف گرفتن مصرف کننده ای است که خودرویی اسپرت و سریع می خواهد و همان طور که گفتم این نوع مخاطب بیشتر در نسل جوان دیده می شود. اصولا تبلیغات در ورزش بسیار موثر است زیرا مخاطبان ورزش زیاد هستند. پورشه نیز از این فرصت به خوبی استفاده کرد و البته نتیجه این سرمایه گذاری را گرفته است.

2+5 توصيه فوق‌العاده برای شروع زندگي مشترك بی دردسر

براي خوشبخت بودن هزار و يك راه وجود دارد. راه‌هايي كه شايد يكي‌شان را تاكنون رفته باشيد اما قطعا هزارتاي‌شان را هنوز امتحان نكرده‌ايد. بعضي از اين راه‌ها آسان نيستند و سال‌ها زمان مي‌برند تا بتوانيد محقق‌شان كنيد، شايد هم درميان كار خسته‌تان كنند و كنارشان بگذاريد اما خيلي‌هاي‌شان را مي‌توانيد در يك چشم به‌هم‌زدن به عادات روزانه‌تان تبديل كنيد و با هر روز تكرار كردن‌شان خوشبختي‌تان را تضمين كنيد. به همين دليل هم در اين صفحه 7‌راه از ساده‌ترين و موثر‌ترين راه‌ها را به شما پيشنهاد مي‌كنيم. 



تغييرات تدريجي اتفاق مي‌افتند

هيچ كسي نيست كه تغيير نكند و مطمئنا بعد از چند سال، شما و همسرتان هم تغييرهاي زيادي خواهيد كرد. يك‌سري از آرزوهاي‌تان را فراموش مي‌كنيد و عادات جديدي به دست خواهيد آورد. اين‌كه از خودتان يا او توقع تغيير نكردن داشته باشيد، راه خوشبخت ماندن نيست اما شما بايد اين تغييرات را در يك محدوده مشترك هدايت كنيد. شما حق نداريد همسرتان را جا بگذاريد و ظرف چند سال زير و رو شويد اما اگر با هم وقت زيادي بگذاريد، به مرور در جهت شبيه‌تر شدن به يكديگر تغيير خواهيد كرد و اين همان چيزي است كه بعد از چند سال زندگي مشترك از شما و او انتظار مي‌رود. 




براي تغيير صبر مي‌خواهيد

قطعا همسر شما هم مثل همه آدم‌ها اشتباهاتي مي‌كند؛ اشتباهات كوچكي كه شايد به‌نظر او بي‌اهميت باشند اما براي شما بدترين اتفاق ممكن تلقي مي‌شوند و هرچه هم غر مي‌زنيد، نمي‌توانيد او را عوض كنيد و جلوي اين اتفاقات را بگيريد. حالا شايد براي‌تان اين سوال پيش بيايد كه چطور مي‌توانيد بهترين و اثرگذار‌ترين برخورد را با اين اشتباهات هميشگي داشته باشيد. كار سختي نيست. فقط كافي‌است به‌جاي داستان‌پردازي و پرونده‌سازي‌، خواسته‌هاي‌تان را در 3 جمله بيان كنيد. مثلا اگر قرار بوده آشپزخانه را تميز كند و نكرده، به جاي گفتن اين‌كه تو هميشه همين‌طور هستي؛ هيچ‌وقت به قول‌هايت عمل نمي‌كني و حرفي كه زدي اصلا برايت مهم نيست تنها بگوييد: «گفته بودي آشپزخانه را تميز مي‌كني اما نكردي. لطفا اين كار را انجام بده.» مهم نيست كه چند بار مجبور هستيد از اين روش استفاده كنيد. زيرا عادات قديمي به اين راحتي‌ها از بين نمي‌روند اما استفاده از اين روش، حداقل مي‌تواند مشكل فعلي شما را بدون ايجاد تنش‌هاي اضافه حل كند و با ديدن محبت هميشگي و صبوري شما، در دراز مدت عادت او را هم تغيير دهد. 



بخشش عشق مي‌آورد

شايد اين يك حقه زنانه باشد اما اگر مي‌خواهيد در زندگي مشترك‌تان موفق باشيد، بايد اين حقه‌ها را هم ياد بگيريد. درست زماني كه همسرتان انتظار دارد با او برخورد كنيد و سرزنشش كنيد، ببخشيدش و از كنار خطايش بگذريد. فرض كنيد كه ناخواسته اشتباهي كه مي‌دانسته آزار‌تان مي‌دهد را انجام داده و حالا به دليل واكنشي كه از شما انتظار دارد مضطرب است. مي‌توانيد در اين لحظه او را غافلگيركنيد و هم متانت و بزرگواري‌تان را به رخش بكشيد و هم با يك بخشش غيرمنتظره او را هزار برابر عاشق‌تر كنيد. 


منم منم نكنيد

خيلي از ما براي صحبت‌كردن از احساسات‌مان يا اثبات جدي‌تان مرتب از واژه من استفاده مي‌كنيد. از آنجايي كه در اغلب اوقات قصد بدي پشت حرف‌هاي‌مان نيست و فقط از سر عادت اين واژه را به زبان مي‌آوريم، ‌خودمان متوجه فاجعه‌اي كه اين واژه به بار مي‌آورد نمي‌شويم. گفتن جملاتي مثل «من امروز حوصله بيرون آمدن ندارم»، «من از رفت‌وآمد با فلاني راضي نيستم»، «اين شرايط من را خسته كرده» و. . . از نظر همسرتان به هيچ‌وجه بيان ساده احساسات نيست بلكه او گمان مي‌كند در تمامي اين موارد، شما او را مقصر مي‌دانيد و بي‌كفايتي اوست كه اوضاع را براي شما سخت كرده است. 



حرف‌هايش را بشنويد

شنيدن، بزرگ‌ترين انتظاري است كه همسرتان از شما دارد و بهترين كمكي است كه مي‌توانيد به زندگي مشترك‌تان بكنيد اما قطعا زماني كه در آشپزخانه‌ هستيد يا اين‌كه در اتاق مشغول كاري هستيد، نمي‌توانيد صداي همسرتان كه روي كاناپه جلوي تلويزيون نشسته را به‌خوبي بشنويد يا با او گفت‌وگو كنيد ولي دوري شما گناه همسرتان نيست، پس حق نداريد در اين مورد كاملا او را نااميد كنيد. به‌جاي اين‌كه با گفتن صدايت را نمي‌شنوم خيالش را راحت كنيد و بحث را تمام كنيد، بهتر است او را متوجه موقعيت‌تان كنيد و بگوييد به محض اين‌كه كار‌تان تمام شد اين گفت‌وگو را ادامه خواهيد داد البته گفتن اين موضوع كافي نيست؛ در اين مورد نبايد فراموش‌كار باشيد و در نخستين فرصت بايد خودتان بحث را پيش بكشيد و به او ثابت كنيد كه حرف‌هايش براي‌تان بي‌اهميت نيست و منتظر شنيدن‌شان هستيد. 


غلط‌گيري ممنوع

فكر نكنيد بيشتر مي‌دانيد و مي‌توانيد اشتباهات ديگران را اصلاح كنيد. اين‌كه مدام غلط‌هاي گفتاري همسرتان را بگيريد، از لباس پوشيدن و جويدن غذاي او ايراد بگيريد و احساس داناي كل بودن كنيد، مي‌تواند رابطه شما را به وضعيت خطرناكي وارد كند. اين رفتار باعث خواهد شد همسرتان در مقابل شما احساس ناامني كرده و اعتماد به نفسش پايين بيايد و زماني كه در جمع حضور دارد، براي هر كاري كه مي‌كند منتظر واكنش شما بماند يا به‌خاطر استرسي كه در او به‌وجود آورده‌ايد، بيشتر از قبل اشتباه كند. اگر مي‌خواهيد اشتباهاتش را اصلاح كنيد، سعي كنيد با رفتار‌هاي‌تان شيوه درست رفتار‌كردن را به او ياد بدهيد، نه اين‌كه مدام در صحبت‌هاي‌تان غلط‌هاي او را بگيريد. 



نبايد تنها بمانيد

گراني و مشغله و همه اين‌ها درست است اما حق نداريد به اين بهانه‌ها خود‌تان را در تنهايي حبس كنيد يا اين‌كه صبح تا شب كار كنيد و خانه فقط محلي براي خوابيدن‌تان باشد. هر هفته يك‌بار دوستان‌تان را به خانه‌تان دعوت كنيد يا به خانه آن‌ها برويد و البته سعي كنيد فقط و فقط با زوج‌هاي موفق رفت‌وآمد كنيد. قرار نيست هر هفته يك‌بار به درد و دل زن و شوهر‌هاي عصباني گوش كنيد و بيشتر انرژي‌تان را از دست بدهيد. روزهاي ميان هفته را به ديد و بازديد‌هاي خانوادگي كه آرامش بيشتري در آن‌ها داريد اختصاص دهيد و در هفته هم يك‌بار با هم و به تنهايي بيرون برويد.

پس انداز پول و پس انداز عشق

پس انداز پول و پس انداز عشق
بعد از دوران رویایی نامزدی و عروسی، وقتی سر خانه و زندگی می روید کم کم متوجه می شوید که دیگر عشق کافی نیست و امورات دیگری هم باید مورد توجه قرار گیرد که مهم ترین اش مسائل اقتصادی است. با اوضاع اقتصادی و درآمدهای بخور و نمیر امروز سخت است که همسران با دیدگاه های متفاوت نسبت به مسائل اقتصادی، سعی کنند تا در آخر هر ماه پس اندازی هم کنار بگذارند. ماجرا وقتی پیچیده تر می شود که پول کم بیاید. همین به اعتقاد خیلی ها شروع بسیاری از دعواهای زن و شوهری است. حالا چه کنیم تا خیال مان از مسائل اقتصادی، کمی راحت باشد. نمی گوییم کامل راحت باشد که امکان پذیر نیست. اگر چنین مشکلی دارید، پرونده ای که در ادامه می خوانید، به کارتان می آید.

مقابله با علت اصلی خیلی از دعواها در خانه
هرگز اجازه ندهید که پول رابطه زناشویی شما را خراب کند. این راهکارهای مفید اقتصادی برای زوجین نه تنها شما را در پس انداز پول های تان کمک می کند و قرض های شما را کاهش می دهد بلکه می تواند به دوام زندگی احساسی شما هم کمک شایانی کند، اما در عین حال همواره به یاد داشته باشید که پول هیچ گاه موجب خوشبختی شما نخواهد شد. شما می توانید با پول صاحب چیزهای زیادی شوید ولی فقط خودتان می توانید خودتان را خوشبخت کنید. یک رابطه خوب احساسی می تواند در درازمدت در خوشبختی شما سهم زیادی ایفا کند. اگر شما درگیر مسایل مالی و قرض های فراوان خود هستید و این موضوع روی رابطه احساسی شما تأثیر می گذارد، می توانید از این راهکارها برای بهبود شرایط مالی در رابطه زناشویی خود استفاده زیادی بکنید. زندگی کردن در کنار هم به معنای ساختن آینده ای مشترک است. این چند نکته را برای پس انداز کردن در رابطه زناشویی خود فراموش نکنید.

1. تصمیمات لازم در مورد مسایل مالی را با هم بگیرید. اما اگر در رابطه زناشویی شما، معمولاً مرد در مورد مسایل مربوط به سرمایه گذاری تصمیم می گیرد و باید قبوض مختلف را پرداخت کند، پس بهتر است تصمیم گیری در این گونه موارد را به مرد سپرده و به تصمیمات او احترام بگذارید. البته مسلماً زن خانواده هم باید در مورد همه پرداخت ها و سرمایه گذاری های انجام شده مطلع باشد. گفت وگو و مشورت در این گونه موارد بهترین راه ممکن خواهد بود. البته اگر این گفت وگو با هدف تحمیل نظر یک طرف به شخص دیگر همراه نشود.

2. در مورد پس انداز و عادت های گوناگون خود در خرج کردن پول تان صادق باشید. مشکلات مالی در روابط زوجین، زمانی که هر دو نفر در مورد خرج پول خود به دیگری دروغ می گویند و هزینه های گوناگون را از یکدیگر پنهان می کنند یا از صحبت کردن در مورد قرض های خود اجتناب می ورزند، از هر چیزی بدتر است. دروغ گفتن در مورد پول در روابط احساسی افراد تأثیر مستقیم می گذارد و سبب می شود آنها از نظر مالی، روحی و حتی احساسی هم به یکدیگر مقروض باشند. تا جایی که امکان دارد در مورد عادت های پول خرج کردن خود صادق باشید. این موضوع سبب خواهد شد که شما پول و احساس خود را در درازمدت حفظ و پس انداز کنید. با اینکه اعتراف به عادت های خرج کردن در درازمدت می تواند دردناک باشد.

3. کاری کنید که هر دو نفر از میزان درآمدها و بودجه لازم برای خرج های خانه مطلع باشند. فهم شرایط مالی برای هر دو نفر زوجین از اهمیت زیادی برخوردار است. این بدین معناست که هر دو نفر می توانند در تهیه بودجه لازم برای خرج های زندگی سهیم شوند و از ولخرجی و ریخت و پاش های غیرضروری اجتناب ورزند. در این شرایط آنها می توانند برای پروژه های اقتصادی دیگر در آینده برنامه ریزی کنند و روی اولویت های اقتصادی توافق داشته باشند. هر دو طرف باید در مورد مسایل مالی تصمیم گیری کنند تا بتوانند با پس انداز مالی مناسب، شرایط اقتصادی زندگی خویش را بهبود بخشند.

4. کارت و حساب های بانکی خود را از هم جدا کنید. سعی کنید کارت های خود را به نام خود داشته باشید و بگذارید که به خاطر وام و مسایل دیگر به بانک مقروض بمانید. حساب های بانکی خود و همسرتان را جدا و به اسم های خودتان نگه دارید. برخی از کارشناسان اقتصادی توصیه می کنند که زوجین به منظور پرداخت قبوض خانه حساب مشترکی داشته باشند که هر دو به آسانی به آن دسترسی داشته باشند. این موضوع کمک می کند که زوجین میزان بدهی های خود را کاهش دهند. چون در این صورت هر دو آنها به طور جداگانه و با هم مسوول آینده اقتصادی زندگی خویش خواهند بود.

5. تصمیمات اقتصادی خود را با دقت اتخاذ کنید. هر زوجی باید در مورد اینکه یکی از آنها در خانه با فرزندان می ماند و چگونه این موضوع روی توانایی های آنها برای پرداخت هر چه سریع تر هزینه های زندگی و پس انداز پول برای آینده تأثیر می گذارد، تصمیمی جدی بگیرد رها کردن شغل تصمیم مهمی است. این موضوع روی درآمد کل خانه، هزینه های مربوط به بیمه و مسایل اقتصادی دیگر تأثیر می گذارد. در خانه و کنار فرزندان ماندن هم عواقب دیگری در پی خواهد داشت. به خصوص که خیلی از مردم ارزش روانی و حرفه ای خاصی در کار روزانه و خروج از خانه پیدا می کنند. پرداخت هزینه های زندگی و سالم بودن به عنوان یک زوج فقط به پول کافی درآوردن و پس انداز کردن برای آینده محدود نمی شود. این موضوع هم چنین به اتخاذ تصمیمات مالی هوشمندانه ای که در آینده جایی برای افسوس باقی نگذارند، ربط پیدا می کند.

6. خرید یا اجاره یک خانه با یکدیگر. اگر شما و شریک زندگی تان با یکدیگر خانه ای خریده یا اجاره کرده باشید، در واقع هزینه های زندگی خود را به نصف کاهش داده اید به خصوص در زمان اجازه یک خانه یا آپارتمان، با این کار می توانید برای پرداخت هزینه قبوض، بیمه، مالیات و هزینه های دیگر پول کافی پس انداز کنید. با توجه به افزایش قابل توجه قیمت خانه، خریدن یک خانه به تنهایی بدین معناست که افراد از توانایی های مالی زیادی برخوردار هستند. اما شریک شدن در منابع مالی (شامل همه پس اندازها و درآمدتان) و خرید یک خانه هر چند کوچک نه تنها به شما این امکان را می دهد تا در آینده ای نزدیک آن را به یک خانه بزرگ تر تبدیل کنید بلکه امکان اجاره دادن این خانه را برای تان فراهم می آورد. البته با توجه به شاریط ایجادشده در سال های اخیر شاید الان زمان مناسبی برای سرمایه گذاری روی خانه و املاک نباشد. 

آستانه تحمل شما كجاست؟

 ما انسان‌ها به‌عنوان اشرف مخلوقات موجودات عجيبي هستيم! از يك طرف دم از انسانيت، حقوق بشر و كمك به هم‌نوع مي‌زنيم و از طرف ديگر جنگ‌ها و نسل‌كشي‌هاي خانمان‌سوز راه مي‌اندازيم! آيا تا به حال فكر كرده‌ايد هيچ موجود زنده‌اي مثل انسان، پيوسته و بي‌رحمانه اعضاي هم‌نوع خود را نمي‌كشد! چه چيز باعث اين همه بي‌رحمي، خشونت و پرخاشگري است؟ اين رفتارهاي خشونت‌آميز پديده‌اي غريزي و ذاتي است يا در طول زندگي و در مواجهه با مشكلات و ناكامي‌ها ياد مي‌گيريم كه چنين رفتار كنيم؟ 


براي شما كه سنگدل شديد

بروز رفتارهاي پرخاشگرانه، چه غريزي باشد و چه حاصل يادگيري، چنان با زندگي روزمره ما پيوند خورده كه گاهي فراموش مي‌كنيم اين رفتار چقدر ناپسند است و در همه اديان و فرهنگ‌ها و جوامع مورد نكوهش قرار گرفته و از ما خواسته شده بر خشم خود كنترل داشته باشيم چراكه هر تصميم و عملي هنگام عصبانيت نه از روي عقل كه از روي احساسات زودگذر بوده و فاجعه به بار خواهد آورد. 
بيشتر افرادي كه مي‌گويند در مواقع ناراحتي و عصبانيت نمي‌توانند خودشان را كنترل كنند، سخت در اشتباهند! آنها مي‌توانند خود را كنترل كنند اما نمي‌خواهند! چراكه ما عصبانيت خود را متوجه كساني مي‌كنيم كه از لحاظ عاطفي و مالي به ما وابسته‌اند يا خطري از جانب آن‌ها ما را تهديد نمي‌كند اما در برابر كساني كه قدرت و موقعيت‌شان از ما بالاتر است، خودمان را كنترل مي‌كنيم. 
در واقع ما به‌خوبي مي‌دانيم كجا و براي چه كساني خشم‌مان را بروز داده يا آن را كنترل كنيم و وقتي پاي منافع پيش مي‌آيد، كنترل خشم آسان به‌نظر مي‌رسد. 
دكتر اليوت ارونسون، روان‌شناس اجتماعي اهل آمريكا در كتاب روان‌شناسي اجتماعي خود مي‌گويد: «چندين سال پيش، روزي برنامه اخبار تلويزيون را تماشا مي‌كردم. ضمن پخش اخبار، گزارشگر رويدادي را پخش كرد كه در آن هواپيماهاي آمريكايي بر يكي از دهكده‌هاي ويتنام جنوبي كه تصور مي‌رفت پناهگاه ويت‌كنگ‌هاست، بمب ناپالم ريخته بودند. پسر بزرگ من كه درآن موقع 10 ساله بود پرسيد: «پدر، ناپالم چيست؟» من به سادگي پاسخ دادم: «به‌نظرم نوعي ماده شيميايي است كه هم مي‌چسبد و هم مي‌سوزاند، به‌طوري كه اگر به پوست بدن انسان برسد، نمي‌توان آن را برداشت و به سختي انسان را مي‌سوزاند.» و بعد به‌دنباله اخبار پرداختم. چند دقيقه بعد اتفاقي متوجه پسرم شدم؛ ديدم اشك از ديدگانش سرازير شده است. همين‌طور كه به پسرم نگاه مي‌كردم، ناراحت و وحشت‌زده شدم و به اين فكر افتادم كه چه بلايي بر سرم آمده؟! آيا آن‌قدر سنگدل شده‌ام كه چنين پرسشي را طوري پاسخ مي‌دهم كه گويي پسرم از نحوه بازي فوتبال يا افتادن يك برگ سوال مي‌كند؟ آيا تا اين اندازه به سبعيت انسان خو گرفته‌ام؟ 

1. اگر كسي در حق شما بدي كند، خود را مجبور مي‌بينيد كه در موردش كاري انجام دهيد؟   

2.اگر موقعيتش فراهم شود، دوست داريد شاهد مراسم اعدام باشيد؟   

3. هرگز اين احساس به شما دست داده كه واقعا بخواهيد يك نفر را بكشيد؟   

4. از سخناني كه بعضي از سياستمداران مي‌زنند و در روزنامه‌ها مي‌خوانيد، عصباني مي‌شويد؟   

5. دوست داريد مسابقات كشتي و بوكس را از تلويزيون تماشا كنيد؟   

6. تا به حال از دست مردم آنقدر عصباني شده‌ايد كه سرآنها داد بكشيد و ناسزا بگوييد؟   

 7. فكر مي‌كنيد آدم‌هاي خوش‌بين اغلب ترسوهايي بيش نيستند؟   

 8. آيا اغلب آگاهانه يا ناآگاهانه دندان‌هاي‌تان را به هم فشار مي‌دهيد؟   

 9. آيا گاهي اوقات آنقدر عصباني مي‌شويد كه ظرف‌ها و اسباب‌هاي خانه را به اطراف پرتاب كنيد؟   

 10. دوست داريد هنگام شنا زيرآبي رفته و ديگران را اذيت كنيد؟   

 11. هنگامي كه چيزي خراب مي‌شود، اغلب ديگران را مقصر مي‌دانيد؟   

 12. هنگامي كه خشمگين مي‌شويد، حركاتي مثل كوبيدن پا به زمين   از خود نشان مي‌دهيد؟ 

 13. آيا اغلب حرف‌هاي نيش‌دار و كنايه‌آميز در مورد ديگران مي‌زنيد؟   

 14. آيا بعضي اوقات دوست داريد با بعضي افراد دعوا كنيد؟   

 15. قسمت تير‌اندازي در شهربازي‌ها را دوست داريد؟   

 16. اگر به شخصي برخورد كنيد كه خودخواه و سلطه‌گر باشد، سعي مي‌كنيد او را سر جاي خودش بنشانيد؟ 

 17. از صحنه‌هاي نبرد گلادياتورها در فيلم‌هاي سينمايي لذت مي‌بريد؟   

 18. آيا دوست داريد بحث‌ها سخت و كوبنده باشد و هيچ نوع گذشتي در كار نباشد؟   

 19. اگر كسي به شما اهانت كند، فكر مي‌كنيد بهترين كار اين است كه موضوع را ناديده بگيريد؟   

 20. آيا كسي را كه به شما بدي كند، به سرعت مي‌بخشيد؟   

 21. آيا هنگام كودكي از جنگ و دعوا گريزان بوديد؟   

 22. آيا معتقديد كه كمتر از ساير مردم از كوره در مي‌رويد؟   

 23. آيا اغلب قادريد از ابراز ناراحتي‌تان خودداري كنيد؟   

 24. اگر كسي شما را اذيت كند، آيا احساس خود را نسبت به او، كامل و دقيق بيان مي‌كنيد؟   

 25. به جاي بحث با ديگران، ترجيح مي‌دهيد- به‌رغم ميل باطني- با عقايدش موافقت كنيد؟   

 26. مي‌توانيد آرامش‌تان را، حتي در مقابل افراد ابله حفظ كنيد؟   

 27. آيا شما خوش اخلاق هستيد؟   

 28. اگر سارقي بخشي از اموال شما را دزديده، نسبت به اين‌كه او را با تير بزنيد، ترديد داريد؟   

 29. به‌طور كلي از اوضاع كنوني زندگي راضي هستيد؟   

 30. آيا اغلب از دست ديگران خشمگين مي‌شويد، هر چند سعي مي‌كنيد آن‌ها متوجه نشوند؟   

كليد پاسخ‌ها از سوال يك تا سوال 18 هر پاسخ «آري» يك نمره و از سوال 19 تا سوال 30 هر پاسخ «خير» يك نمره دارد. چنانچه در انتخاب جواب سوال شك داريد، به‌خود نيم نمره بدهيد. 

تفسيـر نمـره‌ها

  •   نمره بين 20-30: متأسفانه نمره پرخاشگري و عصبانيت شما مثبت است! شما كنترل كمي بر خشم خود داريد و آن را به‌صورت فيزيكي يا زباني بيان مي‌كنيد. صرف‌نظر از اين‌كه ريشه اين رفتارهاي شما از چيست، بايد بدانيد اين همه عصبانيت نه تنها باعث طرد شدن شما از طرف ديگران خواهد شد بلكه در دراز مدت از لحاظ جسمي و روحي صدمات جبران‌ناپذيري به شما خواهد زد.
  •   نمره بين 10-20: شما متعادل هستيد، گاهي عصبانيت خود را بروز داده و گاهي آن را كنترل مي‌كنيد البته نشان دادن عصبانيت در بعضي جاها و در مقابل برخي اشخاص، خالي از فايده نخواهد بود. اگر شما به‌طور آگاهانه كنترل بر خشم خود داشته و بدانيد كجا و چطور آن را بروز دهيد كه ضرري به‌خود و ديگران وارد نكند، متعادل بودن نمره شما بهترين حالت خواهد بود زيرا گاهي تخليه هيجاني از راه بروز خشم، در بهبود تنش‌هاي روحي موثر واقع مي‌شود اما بدون صدمه به‌خود و ديگران!
  •    نمره بين صفر-10: خونسردي شما قابل تقدير است اما نمي‌توان صد‌در‌صد گفت كه شما خونسرد بوده و چيزي باعث تحريك اعصاب‌تان نمي‌شود. اين‌كه شما هميشه از موقعيت‌هاي خشونت‌آميز دوري مي‌كنيد، مي‌تواند به‌دليل ترس شما از پيشامد بد يا عدم‌اعتماد به نفس، بي‌تفاوتي نسبت به جهان پيرامون يا محافظه‌كاري بيش از حد باشد. كنترل بر خشم و عصبانيت خيلي خوب است اما تا آنجا كه اين رفتار ملايم مورد سوء‌استفاده ديگران قرار نگيرد.



چند راهكار ساده براي كنترل خشم

  •   هنگام عصبانيت آرامش خود را حفظ كنيد. نخستين كاري كه هنگام عصبانيت بايد انجام دهيد، ساكت شدن است. چشمان‌تان را ببنديد، عضلات‌تان را شل كنيد و تا 10 بشماريد. بعد چند نفس عميق بكشيد و يك ليوان آب بخوريد. چيزي نگوييد، آرام باشيد و فرياد نزنيد. استفاده از كلمات ناپسند فقط اوضاع را خراب‌تر خواهد كرد!
  •   به جاي پرخاش به ديگران سعي كنيد با آن‌ها ارتباط برقرار كنيد. زود قضاوت نكنيد؛ اگر عصبانيت‌تان در حال شدت گرفتن است، از آن مكان دور شويد. از روي احساس و از روي عصبانيت تصميمي نگيريد يا كاري نكنيد كه يك عمر پشيماني به‌دنبال داشته باشد.
  •   وقتي آرام هستيد به اين فكر كنيد كه آيا مسائلي كه براي آن عصباني مي‌شويد، ارزش اين همه پرخاشگري را دارد؟ چرا كه عموما مسائل در آرامش و خونسردي بهتر حل خواهد شد.
  •    از كساني كه هميشه عصباني و ناراحت هستند، دوري كنيد. رفتار آنها در درازمدت بر شما تاثير خواهد گذاشت. همچنين از ديدن فيلم‌ها و صحنه‌هاي خشونت‌آميز دوري كنيد؛ ديدن اينگونه فيلم‌ها به‌خصوص در دوران كودكي ميزان رفتارهاي پرخاشگرانه را بالا مي‌برد.
  •   اگر روحيه‌اي خشن و پرخاشگر داريد، اين نيروي دروني را به جاي كارهاي منفي به سوي اعمال مثبت هدايت كنيد. مثلا مي‌توانيد نيروي خود را صرف فعاليت‌هاي ورزشي به‌خصوص ورزش‌هاي رزمي كنيد. تخليه اين انرژي در راه درست از شما انسان آرام و بهتري خواهد ساخت.

چرا آقايان يادشان مي‌رود، خانم‌ها نه؟

دانستن تفاوت‌هاي بين دو جنس مي‌تواند براي همه مفيد باشد، چون به هر صورت هرفرد چه در محيط خانه به عنوان همسر چه در محيط كار به عنوان همكار با جنس مخالف مواجه است. دانستن اين تفاوت‌ها به افراد كمك مي‌كند با يكديگر برخورد بهتري داشته باشند. اگر خانم‌ها و آقايان به اين سمت بروند كه نيازهاي يكديگر را بشناسند، مي‌توانند رفتار بهتري با هم داشته باشند. وقتي آقايان بدانند خانم‌ها چگونه به زندگي نگاه مي‌كنند و خانم‌ها نيز با طرز تفكر آقايان آشنا باشند، مي‌توانند بسياري از اختلافات را حل كنند. در اين گفت‌و‌گو با آقاي پوريا پاكرو درباره تفاوت‌هاي زنان و مردان صحبت كرده‌ايم و راه‌حل‌ ايجاد  رابطه بهتر را از زبان ايشان ارائه مي‌كنيم.


آقايان اهل حدس زدن نيستند و نمي‌توانند از نشانه‌هاي رفتاري بفهمند در ذهن خانم‌ها چه مي‌گذرد، گاهي پيش مي‌آيد خانم‌ها شكايت مي‌كنند كه چرا همسرشان رفتار آن‌ها را درك نمي‌كند. بهترين راه‌حل اين است كه خانم‌ها انتظار نداشته باشند همسرشان خودش چيزي را حدس بزند. خانم‌ها بايد به‌طور واضح خواسته خود را به همسرشان بيان كنند. همچنين خانم‌ها مي‌توانند با سوال كردن از همسرشان به راحتي با او ارتباط برقرار كنند و با سوال كردن‌هاي‌شان باعث اين امر شوند كه همسرشان به جزئيات توجه كند.
به خانم‌ها اجازه حرف زدن بدهيد
از ابتدا وقتي خانم‌ها و آقايان يكديگر را مي‌بينند براي يكديگر يك دنيا گوش هستند و سعي مي‌كنند به هم توجه كنند، به خواسته‌هاي هم گوش كنند و... اما به‌مرور به‌خصوص آقايان فراموش مي‌كنند كم‌خرج‌ترين هديه به همسر اين است كه گوش كنند، چون خانم‌ها معمولا با صحبت‌كردن احساس خوبي را تجربه مي‌كنند. در درجه اول، اين صحبت‌كردن چك‌كردن ارتباط است و نشان مي‌دهد ارتباط با طرف مقابل هنوز صميمانه است. اين ارتباط برقرار كردن نه تنها به خانم احساس ارزشمندي مي‌دهد، بلكه در همين گفت‌و‌گوها خانم‌ خودش‌ را نيز بهتر مي‌شناسد. فضاي گفت‌و‌گو براي خانم‌ها فضاي ترميم‌كننده مسائل و فضاي كشف است خيلي از مواقع خانم مي‌خواهند با صحبت‌كردن با همسرشان پاسخ سوال‌شان را پيدا كنند. حالا جالب است بدانيد آقايان هميشه زود مي‌خواهند مشكل را حل كنند و خيلي به همسرشان فرصت نمي‌دهند كه به‌قولي سفره دلش را باز كند .
اگر بخواهيم 3 نياز اصلي خانم‌ها را بگوييم امنيت، صميميت و احترام است. خانم‌ها در بيشتر مراحل زندگي به دنبال اين 3 عامل هستند و درواقع تاحدي با صحبت كردن مي‌خواهند از وجود اين 3 عامل مطمئن شوند
چرا خانم‌ها سخت‌تر تصميم مي‌گيرند؟
به‌طور كلي نوع نگاه آقايان و خانم‌ها به زندگي كاملا با يكديگر متفاوت است. اگر بخواهيم به‌طور كلي هركدام را توصيف كنيم بايد بگوييم خانم‌ها در مورد تمام اتفاقات احساسي‌تر، حساس‌تر و نكته‌سنج‌تر هستند و به جزئيات بيشتر توجه مي‌كنند و با توجه به همين موارد تصميم مي‌گيرند، اما آقايان سعي مي‌كنند در مورد بيشتر مسائل زندگي تحليلي‌تر برخورد كنند و به اطراف‌شان واقع‌گرايانه‌تر نگاه كنند و در مواجهه با رويدادهاي زندگي خيلي هم سخت نگيرند. به عنوان مثال وقتي مي‌گوييم خانم‌ها حساس و نكته‌سنج هستند يعني وقتي مي‌خواهند تصميمي بگيرند وقت زيادي را صرف فكركردن و ارزيابي مي‌كنند و در همين حال موارد بسياري در ذهن خود دارند و براساس همين موارد زياد فكر مي‌كنند و تصميم مي‌گيرند. اما جالب است بدانيد آقايان تنها مي‌توانند به 2 يا 3 موضوع همزمان فكر كنند يعني اگر مردها بخواهند دريك زمان بيشتر از 2 يا 3 مورد را در ذهن خودشان داشته باشند، عملا دچار استرس و فشار رواني مي‌شوند درنتيجه نمي‌توانند كاركرد، خوبي داشته باشندبه‌طوركلي خانم‌ها جزئي‌نگرند و به همه جزئيات توجه مي‌كنند و در نتيجه سخت‌تر تصميم مي‌گيرند، ولي آقايان كلي‌نگر هستند و با توجه به كليات موضوع مي‌خواهند تصميم بگيرند. بنابراين راحت‌تر اين كار را انجام مي‌‌دهند.
همه چيزهايي كه  خانم‌ها دوست دارند
خانم‌ها دوست دارند مورد تعهد و وفاداري قرار بگيرند، تحسين و تعريف شوندآن‌ها دوست دارند وقتي يك غذاي خوشمزه درست مي‌كنند يا خانه را تميز مي‌كنند، از آن‌ها قدرداني شود. خانم‌ها دوست دارند قابل اعتماد باشند يعني گاهي آقايان وظايفي را به‌ آن‌ها بسپارند. آن‌ها مي‌خواهند در حل مسائل زندگي حضور داشته باشند و در برنامه‌ريزي‌ها و تصميم‌گيري‌ها به حساب بيايند و نقش پررنگ خود را در زندگي ببينند.
آنچه خانم‌ها مي‌گويند و آنچه آقايان مي‌شنوند
بسياري از اوقات، تحليل مكالمات بين خانم‌ها و آقايان مي‌تواند بسيار جالب باشد مثلا فرض كنيد زوجي به دنبال يك آدرس مي‌گردند؛ خانم به آقا مي‌گويد:« چرا نمي‌ايستي تا از يك‌نفر سوال كنيم»، وقتي خانم اين حرف را مي‌زند، مرد در ذهنش مي‌شنود كه خانم به او مي‌گويد: «تو ناداني، تو راه را گم‌ كرده‌اي،‌ نمي‌توان به تو اعتماد كرد...» در حقيقت در اينجا مرد در درونش تاييد‌نشدن را مي‌شنودمثال ديگر اين است كه زوجي به عنوان سالگرد ازدواج‌شان به پيشنهاد آقا به رستوران جديدي مي‌روند. خانم در رستوران مي‌گويد: «من اين غذا را خيلي دوست ندارم و ترجيح مي‌دهم اين آن را نخورم» ولي آقا در درونش حرف‌هاي خانم را اين‌گونه مي‌شنود كه: «تو اشتباه كردي، رستوران بدي را انتخاب كردي، تو مورد اعتماد من نيستي و...»اين مثال‌ها نشان مي‌دهد دنياي ذهني خانم و آقا كاملا با هم متفاوت استخانم‌ مي‌تواند‌ براي اين‌كه همسرش به درستي منظورش را متوجه شود، مثلا در مثال اول به آقا بگويد:«صلاح مي‌داني آدرس را از يك نفر بپرسي؟» وقتي خانم اين‌گونه درخواست خود را مطرح مي‌كند، در واقع به همسرش نشان مي‌دهد همچنان مورد‌تائيد است و اين آقاست كه تصميم‌گيرنده نهايي است؛ يا در مثال دوم خانم به جاي اين‌كه از همان اول بگويد من اين غذا را دوست ندارم، بهتر است اول بگويد: «ممنون كه من را به اينجا آوردي... ولي من اين غذاي خاص را دوست ندارمكلا طرفين بايد سعي كنند پيام‌هاي‌شان را كامل به يكديگر برسانند تا سوء‌تفاهم پيش نيايد.
خانم‌ها بهتر مي‌توانند افكار و احساسا‌ت‌شان را مديريت كنند و آقايان معمولا در بيان افكار و احساسات‌شان گير مي‌كنند
چرا آقايان يادشان مي‌رود، خانم‌ها نه!اگر بخواهيم ذهن آقايان را با خانم‌ها مقايسه كنيم، بايد بگوييم آقايان در ذهن‌شان بخش‌بندي دارند، به اين معنا كه در ذهن يك مرد هر مورد يك ظرف جداگانه دارد. همسرش در يك ظرف ذهني، كارش در ظرف ذهني ديگري، مادرش در ظرف ذهني ديگر و... بنابراين وقتي كارش بخش جداگانه‌اي از ذهن است وقتي مشكلي در كار پيش بيايد به خانواده تعميم نمي‌دهد و... هيچ‌كدام از اين بخش‌ها برديگري اولويت ندارد؛ ولي در ذهن يك خانم هرچيزي داراي اولويت خاصي است مثلا همسرش بالاترين اولويت را دارد، بعد خانواده و كار و... درواقع تمام مشغله‌هاي ذهني يك خانم در يك ظرف ذهني قرار دارد و به همين دليل وقتي مثلا مشكلي در خانه پيش مي‌آيد، ممكن است خانم در كارش نيز مشكل پيدا كند، چون ظرف‌ها و بخش‌هاي ذهني او از هم جدا نيست و از آنجا كه خانواده و همسر بخش بزرگي از ذهن خانم را اشغال مي‌كنند، هيچ‌وقت تاريخ‌تولدها،‌ سالگردها و... را فراموش نمي‌كند در حالي‌كه يك آقا اين‌گونه نيست
وقتي دو نفر در رابطه آشنايي پيش از ازدواج قرار مي‌گيرند، خانم‌ها مي‌خواهند زودتر تكليف‌شان مشخص شود، چون آن‌ها به دنبال تكيه‌گاه و يك رابطه ثابت هستند، دليل فيزيولوژيك اين امر آن است كه خانم‌ها تا 35 سالگي مي‌توانند باردار شوند پس به‌طور ناخودآگاه مي‌خواهند تا قبل از اين سن به يك زندگي باثبات و عاشقانه برسند. به‌طوركلي مي‌توان گفت ماجراجويي آقايان بيشتر است و كمتر به دنبال ثبات هستند. بنابراين خانم‌ها بيشتر به زندگي خود پايبندند درنتيجه به‌راحتي در بسياري از موارد مي‌توانند ببخشند حتي گناهان بزرگ را!
چه كسي بيشتر افسرده مي‌شود؟
كلا خانم‌ها بيشتر در معرض افسردگي هستند، چون حساسيت‌ها‌ي‌شان زياد است و ذهن شلوغي دارند‌. معمولا آدم‌هايي افسرده مي‌شوند كه حساسيت زيادي به خرج مي‌دهند و واقعيت را به درستي نمي‌بينند، همچنين خانم‌ها معمولا بيشتر به روان‌شناس و مشاور مراجعه مي‌كنند و دليلش اين است كه خانم‌ها پذيرش بيشتري  در مقابل تغييرات و مشاوره‌ها دارند. خانم‌ها با رفتن نزد مشاور مي‌خواهند اتفاق دروني خود را با شخص ديگري به اشتراك بگذارند و راه‌حل‌ را پيدا كنند؛ ولي مردان مي‌خواهند خودشان مسئله‌شان را حل كنند. پس پيش مشاور نمي‌روند و مراجعه به مشاور را مساوي با تائيد ‌نشدن توانايي‌هاي خودشان مي‌بينند.
‌حافظه آقايان ضعيف‌تر است؟
خانم‌ها معمولا به‌خاطر جزئي‌نگر بودن‌شان،‌ حافظه بهتري دارند و تمام جزئيات در ذهن‌شان ثبت مي‌شود  اما آقايان به دليل نگاه كلي‌شان ممكن است خيلي از چيزها را از دست بدهند و به‌قولي حافظه ضعيفي داشته باشند و تاريخ‌ها و وقايع جزئي را فراموش كنند.  براي همين است كه معمولا خانم ذهن شلوغ‌تري دارد و مدام با خود درحال مكالمه دروني است ولي معمولا ذهن آقا خلوت‌تر است
گله هميشگي آقايان از خانم‌ها
آقايان هميشه گله‌مند هستند كه خانم‌ها قصد دارند آن‌ها را تغيير دهند، چون خانم‌ها بيشتر رويايي نگاه مي‌كنند و وقتي ايرادهايي در طرف مقابل و همسر خود مي‌بينند با خود فكر مي‌كنند مي‌توانند اين ايراد او را برطرف كنند و به قولي مردشان را تغيير دهند  اما آقايان يك مقدار  واقع‌بين‌تر نگاه مي‌كنند. يعني وقتي ايرادي در خانم مي‌بينند، سعي مي‌كنند از خانم بپرسند آيا واقعا اين ايراد را دارد يا نه؟ حتي گاهي ديده مي‌شود خانمي با آقايي به اين اميد ازدواج مي‌كند كه در آينده او را تغيير خواهد داد ولي آقايان به اين اميد با خانمي ازدواج مي‌كنند كه هميشه همان شخصيت و منش در او باقي بماند.

يكي از مهم‌ترين تفاوت‌هاي بين زن و مرد كه مي‌تواند بسيار اثرگذار باشد، توانايي خوب خانم‌ها در گوش كردن است، خانم‌ها اهل ارتباط برقرار كردن و صحبت كردن هستند  درنتيجه خوب هم گوش مي‌كنند، يعني درواقع مهارت‌هاي ارتباطي خانم‌ها به‌طوركلي خيلي خوب است اما آقايان اين گونه نيستند و معمولا يكي از شكايت‌هاي زياد خانم‌ها از آقايان اين است كه آقايان گوش نمي‌كنند و اين گوش نكردن شايد به اين علت باشد كه آن‌ها براي حل مسائل و مشكلات به‌دنبال ارتباط برقرار كردن نيستند و مي‌خواهند با توانايي‌هاي شخصي خودشان مسائل را حل كنند 
چرا آقايان خيلي چيزها را نمي‌بينند
بسيار اتفاق مي‌افتد وقتي مردي به خانه برمي‌گردد همسرش با نگاهي به او، متوجه مي‌شود مثلا حالش خوب نيست و... چون زن به تمام جزئيات رفتاري طرف مقابل توجه مي‌كند ولي مردها اين‌گونه نيستند. آن‌ها وقتي به خانه مي‌آيند به جزئيات زندگي توجه نمي‌كنند مثلا شايد اصلا متوجه لباس نو همسر، گل روي ميز و اين‌گونه جزئيات نشوند چون به كليات زندگي نگاه مي‌كنند. اين‌كه همسرشان در خانه است، اين‌كه شام خوبي دارند و... و بالطبع بين اين دونگاه جزئي بين و كلي‌بين اختلاف به وجود خواهد آمد، مگر اين‌كه هر دو با زبان يكديگر آشنا باشند و بدانند ديگري چگونه به زندگي نگاه مي‌كند. معمولا ما به آقايان پيشنهاد مي‌كنيم براي جلوگيري از به وجود آمدن اختلافات به همسرشان به طور فعال گوش كنند و گاهي حق را به همسرشان بدهند. به خانم‌ها هم پيشنهاد مي‌كنيم جزئي‌بيني و سخت‌گيري را كم كنند و كمي به نگاه آقا حق بدهند.
يك فرق مهم
معمولا در دنياي آقايان، موفقيت و پيروزي‌ها وسيله‌اي براي محك زدن زندگي‌شان است، مردها به اشيا و اهداف بيشتر از احساسات و افراد توجه دارند. براي همين است كه در مهماني‌ها وقتي آقايان دورهم جمع مي‌شوند درباره كار، ماشين و اهداف‌شان صحبت مي‌كنند ولي خانم‌ها درباره آدم‌ها و احساسات‌شان صحبت مي‌كنند، خانم‌ها با ارتباط‌هاي‌شان زندگي خود را محك مي‌زنند. درواقع در دنياي خانم‌ها كيفيت روابط  مهم است و خانم‌ها به دنبال عشق هستند و به نوعي، هنگامي احساس ارزشمندي مي‌كنند كه در يك رابطه عاشقانه و صميمي موفق باشند ولي آقايان به دنبال موفقيت‌هاي ملموس هستند.
چرا آقايان از  ازدواج مي‌ترسند؟
همان‌طور كه گفتيم،  خانم‌ها روياپردازتر هستند و آقايان واقع‌گراتر. مثال بارز اين واقعيت هنگام تصميم‌گيري براي ازدواج است. وقتي خانم و آقايي براي ازدواج با هم آشنا مي‌شوند و درحال تصميم‌گيري هستند معمولا خانم‌ها در ذهن و روياهاي‌شان زندگي خوبي كه مي‌توانند با چنين مردي داشته باشند را تصور مي‌كنند ولي‌‌ آقايان كاملا برعكس عمل مي‌كنند و مدام به اين موضوع فكر مي‌كنند كه آيا فرد مقابل‌شان مناسب هست؟ آيا در اين موقعيت تصميم درستي مي‌گيرند؟ جالب است بدانيد به همين دليل در مرحله تصميم‌گيري براي ازدواج معمولا آقايان بيشتر از خانم‌ها مي‌ترسند و نگرانند.
مردها و زن‌ها چه وقت به هم مي‌ريزند؟
آقايان همواره به دنبال تشكر، پذيرش،‌ تائيد و اعتماد هستند، ولي خانم‌ها به دنبال احترام، توجه و درك شدن هستند. آقايان معمولا مي‌خواهند مرد خوب و ايده‌آل زندگي باشند. به‌همين دليل وقتي مورد تشكر و تائيد قرار نگيرند‌، به هم مي‌ريزند اما خانم‌ها زماني به هم مي‌ريزند كه احساس كنند آن‌گونه كه بايد از آن‌ها تعريف نمي‌شود و همسرشان توجه كافي به آن‌ها ندارد و مورد عشق او قرار نگرفته‌اند. به‌طوركلي مي‌توان گفت آقايان به دنبال تائيد و خانم‌ها به دنبال تعريف هستند.
سكوت نشانه رضايت نيست
كلا مسائل براي آقايان خيلي پيچيده نيست ولي خانم‌ها چون مي‌توانند مسائل مختلفي را در ذهن‌شان نگه دارند، ذهن پيچيده‌اي دارند. جالب است بدانيد آقايان فكر مي‌كنند وقتي همسرشان از آن‌ها تقاضايي ندارد پس حتما راضي است ولي خانم‌ها اصلا دوست ندارند براي عشق و محبت تقاضايي بكنند. خانم‌ مي‌خواهد آقا خودش بفهمد. در اين موارد آقايان بايد هرچندوقت يك‌بار همسرشان را چك كنند و از او درباره رضايتمندي‌اش از زندگي سوال كنند و بپرسند كه «آيا از من راضي هستي»؟ در اين هنگام خانم‌ها خيلي مشتاق مي‌شوند كه حرف‌ها و تقاضاهاي‌ خود را به زبان بياورند.خانم‌ها نيز بايد بدانند آقايان اهل حدس زدن نيستند و بايد به‌راحتي احساسات‌‌شان را به همسرشان اعلام كنند، چون مردها هيچ‌وقت خودشان متوجه نمي‌شوند.

راه های ساده برای بودجه بندی درآمد ماهانه

اینکه به یک نفر برچسب خسیس زده می شود به این علت است که تمام اعضای خانواده در آن برنامه اقتصادی نقش ندارند. خانواده مثل یک کشور کوچک است که برنامه ریزی و بودجه بندی باید از طرف سه قوه مجریه، مقننه و قضائیه ا نجام شود و همه به یک توافق برسند. 

ما متاسفانه بعضی اوقات می گوییم ولش کن. خانه است دیگر... نه، همین خانه، فرهنگ یک خانواده، بعد فرهنگ یک فامیل، بعد فرهنگ یک شهر و بعد هم فرهنگ یک جامعه را می سازد. در این کشور کوچک که اسمش خانواده است، درآمدها و هزینه ها باید طبق اصول علمی، حساب شده و قاعده مند باشد طوری که بعدا با کمبود بودجه مواجه نشویم. 

من همیشه می گویم وقتی خانواده ای با مشکل مواجه می شود، یک جای کار مشکل دارد و اولین عامل آن این است که تمام اعضای خانواده در آن مشارکت نداشتند. بعد پدر یا مادر متهم به خسیسی و متهم به این می شوند که تو درایت نداری و متهم به اینکه شما درآمدتان کم است. 
ما خیلی از آدم ها را داریم که درآمدشان شاید یک پنجم شخصی است که زندگیشان با بحران مواجه است اما آن شخص، با یک پنجم درآمدی که دارد، مدیریت مالی دارد و با مدیریت داشته ها، هزینه ها و خریدهایش، توانسته یک انسان موفق باشد.

نزاع قدیم و جدید در خرج

ما به طور مشخص، بودجه بندی را برای پس انداز انجام نمی دهیم. ما بودجه بندی را برای این انجام می دهیم که از داشته های مان لذت ببریم، نگران آینده نباشیم و آمادگی مقابله با هزینه های غیرقابل پیش بینی و غیرمترقبه را داشته با شیم. 

آدمی که بتواند بودجه بندی داشته باشد، دچار استرس و دلهره نیست و نگرانی ندارد و آدمی که نگران نباشد، خوب می تواند ماشین زندگی را براند و به سمت جلو حرکت کند و راننده خوبی خواهد بود. 

یکی از راهکارها در این بودجه بندی، صرفه جویی است. مولا علی (ع) می فرماید: «آدمی را قناعت برای دولت مندی کافی است» خیلی جمله زیبایی است. وقتی کسی قناعت می کند می بیند که چقدر توانمند است و هیچ وقت دست نیاز به سمت کسی دراز نمی کند. این بودجه بندی است. 

وقتی کلمه قناعت می آید منظور نخوردن، نپوشیدن و لذت نبردن نیست بلکه همه اینها به صورت قاعده مند و درست آن هست. سعدی علیه الرحمه می فرماید: «قناعت توانگر کند مرد را / خبر کن حریض جهانگرد را عالی است.

 آدم وقتی اینها را می شنود متوجه می شود چقدر خوب است آدم بودجه بندی را یاد بگیرد. زندگی با میدریت هزینه ها شیرین می شود. در قدیم تنوع طلبی نبود. انواع کالاها و انواع مدها و دکوراسیون ها نبود.

امروز رواج پدیده تنوع طلبی در همه خانواده ها و جامعه آت شده و جالب است که این تنوع طلبی تمام جوانب یک خانواده و حتی مسائل تربیتی بچه ها را تحت الشعاع قرار می دهد. این باید برگردد و بودجه بندی، صرفه جویی، قناعت، هزینه، پیش بینی هزینه، پیش بینی درآمدها باید از کودکی به بچه ها یاد داده شود و به صورت فرهنگ درآید. 

نگاه بچه ها به پول نباید به شکل ابزاری که همیشه باید در دستمان باشد، باشد.  این نگاه باید عوض شود. مدیریت اقتصادی خانواده فرمول و مدل پیچیده ندارد. ما گاهی در اطراف خودمان دیده ایم افراد ساده ای را که حتی تحصیلات آکادمیک ندارند، اما می توانند یک خانواده هفت، هشت نفره را خیلی راحت مدیریت کنند. 

آنها درآمدشان یک چهارم یا حتی یک پنجم درآمد فرد تحصیل کرده ای است که در رشته اقتصاد درس خوانده است و اعضای خانواده اش فقط خودش و همسرش و فرزندش هستند، اما دچار بحران مالی است. چرا؟ چون نمی توانند خواسته ها و هزینه هایشان را مدیریت کنند. 

این افراد برای مدیریت هزینه های زندگی شان لیست ندارند و برنامه ریزی نمی کنند که چطور درآمدشان را هزینه و هزینه های جاری شان را مدیریت کنند. منظور حتی هزینه های ساده و پیش پا افتاده ای مثل این است که چطور می توانند هزینه تلفن شان را بیست درصد و هزینه برق شان را دو درصد کاهش دهند. جالب است که می گویند: «مگر چه می شود؟ من به جای آنکه بیست تلفن بزنم سی تلفن بزنم چه می شود؟»
کشتی های بزرگ با سوراخ های کوچک سوراخ و غرق می شوند. اگر یک خانواده دچار مشکل مالی بشود به خاطر هزینه های گزاف نیست. به خاطر همین ریز هزینه هاست. راهکارش هم این است که افراد باید هزینه های روزانه شان را کنترل کنند. یعنی شب با اعضای خانواده شان بنشینند و بگویند این هزینه اضافه بود و این هزینه نباید اینطور می شد. 

به این ترتیب یک فرهنگ عمومی به وجود می آید که در آن خیلی چیزهای دیگر هم آموزش داده می شود. مثل خریدکردن و شیوه خریدکردن هوشمندانه و به این موضوع ساده می رسند که چه خریدی و اگر این را نمی خریدی می توانستی درآمد آن را پس انداز کنی. 

اما نکته ای که وجود دارد این است که شرکت های تولیدی، برای اینکه جنس هایشان را هرچه بیشتر بفروشند، آنها را به شیوه ای تبلیغ می کنند که احساس نیاز به آن به وجود می آید و آنهایی که برنامه ریزی ندارند خیلی سریع و منفعل به سراغ آن می روند. 

یک خانم خانه یک سبزی خردکن دارد که درست کار می کند، اما تلویزیون ها و شرکت های تبلیغاتی کاری می کنند که او متقاعد می شود به مدل جدیدتر آن نیاز دارد. اما وقتی بین اعضای خانواده جلساتی برگزار شود که در آن هر کس برای کاری که می کند باید دلیل داشته باشد و توضیح بدهد که دیگران را قانع کند، بنابراین هرکس مجبور می شود خریدهای هوشمندانه داشته باشد.



ثروتمندشدن به میزان درآمد ما نیست به هنر پس اندازکردن ماست

امروزه خانه ها شده اند انبار کالاهای غیرضروری و ما هم انباردار شده ایم. یک جنس را در منزل داریم اما وقتی مدل جدیدتر آن کالا می آید، آن را هم تهیه می کنیم، درحالی که در سال چهار بار از آن استفاده می کنیم. 

ما فقط اسیر موج به روز شدن شده ایم و فکر می کنم مدل جدید هر چیزی را باید تهیه کنیم. هرچیز که می خرید باید از خودمان بپرسیم «آیا این جنس مشابه که دارم، کارم را راه می اندازد یا نه؟ آیا اگر این را بخرم مرا بدهکار نمی کند؟ چرا باید این کار ار بکنم؟ آیا ضروری است؟ چقدر باید هزینه کنم؟ این هزینه را می توانم کجا بهتر صرف کنم؟ آیا این با درآمد من هماهنگ است؟»

ما راه های پس انداز را بلد نیستیم و این یکی از مهم ترین مشکلات ماست. یک جمله قشنگ هست که می گوید: ثروتمند شدن به میزان درآمد ما نیست به هنر پس اندازکردن ماست. یعنی اگر ما هنر پس انداز داشته باشیم، موفق خواهیم شد.

هزینه های اصلی زندگی ما تقریبا به این صورت تقسیم بندی می شود: حدود 60 درصد از درآمد ما نیازهای روزانه ما را می پوشاند. ده درصد این درآمد را باید صرف یادگیری کنید. ما مدیریت زندگی، مدیریت هزینه و مدیریت رفتار را بلد نیستیم. ده درصد را باید صرف تفریح و لذت بردن از زندگی کنیم. 
ما اگر در برنامه مان لذت و تفریح داشته باشیم دچار سرخوردگی نمی شویم. به نظر من مدیریت هزینه به معنی سخت گرفتن در خودمان نیست. به معنی قانون مند  کردن خودمان است. حدود 15 درصد از آن درآمد را هم باید صرف پس انداز کنیم. اگر یک نفر یک میلیون تومان درآمد داشته باشد باید پانزده درصد را صرف پس انداز کند و یک نفر ده میلیون درآمد دارد هم باید حداقل پانزده درصد را پس انداز کند. پنج درصد از درآمدتان را صرف امور خیریه کنید.

این پنج درصد به شما یک حس آرامش می دهد و وقتی که با اعضای خانواده برنامه ریزی می کنید تاثیر زیادی روی اعضای خانواده به خصوص بچه ها دارد. صحنه ای را تجسم کنید که با اعضای خانواده مشغول تقسیم کردن و بودجه بندی هستید و می گویید این پنج درصد باقی مانده را به چه کسی هدیه بدهیم؟ 

همه یک شور و شعف خاصی پیدا می کنند. می توان ده درصد از درآمد خانواده را صرف سرمایه گذاری کرد. این سرمایه گذاری می تواند در بورس، طلا، سهام یا هر جای دیگر باشد. این سرمایه گذاری را هم بین اعضای خانواده تقسیم کنید. می توانید برای بچه هایتان حساب بانکی باز کنید. برای همسرتان طلا بخرید و برای خودتان سهام بورس بخرید و هرکدام از اینها می توانند تاثیر خاص خود را داشته با شند. 

وقتی که بچه ها ببینند در برنامه ریزی خانواده، برای یادگیری هم ده درصد بودجه اختصاص پیدا کرده و همینطور برای همه ا مور بودجه ای در نظر گرفته و به آن فکر شده، نگاهش کامل می شود و آن وقت شما مجبور نیستید برای پول توجیبی با او دعوا کنید. او به پول توجیبی آن هم به صورت هفتگی بدهند نه ماهانه چون بچه ها نمی توانند یک ماه را مدیریت کنند. 

وقتی کم کم یاد گرفتند، این پول توجیبی هفتگی را دو هفته ای و بعدها ماهانه کنند. دادن پول توجیبی به بچه ها اعتماد به نفس و استقلال مالی می دهد. می توانید یک کارت ATM از خودتان داشته باشید و به او بدهید و بگویید این کارت تو، تا خودش مدیریت را یاد بگیرد. بگذارید بچه پول توجیبی داشته باشد و خرج نکند تا مدیریت رفتار یاد بگیرند.



بیماری ولخرجی

بسیاری از آدم بزرگ ها دچار بیماری بخرم و نخرم شده اند. بسیاری از ما مردها این بیماری را داریم. من دوستی دارم که انسان تحصیل کرده ای هم هست او آنقدر کت و شلوار می خرد که خودش هم عاصی شده است. می گوید نمی دانم چطور شد که خریدم. بچه ها صرفه جویی پس اندازکردن، قناعت، کنترل خرید را یاد می گیرند. بچه ها را با خودتان به بازار ببرید و پول را بدهید به بچه ها تا با کارکردن با آن عادت کنند و یاد بگیرند چون اگر فرزندتان در آینده با شما همراه نباشد، برنامه بودجه بندی به نتیجه نمی رسد. 

این بچه قرار است در آینده جزو کابینه دولتی شود که این بودجه بندی تصویب شده را اجرا می کنند. به والدین توصیه می کنم بچه را به محل کار خودشان ببرند تا ببینند سازمان دهی و بودجه بندی چه نتیجه ای دارد. به بچه ها پول قرض بدهید و از آنها پول قرض بگیرید. از آنها بقیه پول را بخواهید. 
نه اینکه بازخواست کنید بلکه به آنها بگویید بگذارد بقیه پول را هم برای استفاده بعدی کنار بگذارد. پول توجیبی بچه را به موقع بدهید. همه اینها را می گویم تا تاکید کنم بودجه بندی باید از خانواده آغاز شود تا فردا، وقتی آنها دولت مردان بزرگی شدند، بلد باشند پول را خرج کنند. 

گاهی اوقات وقتی بچه اصرار می کند چیزی را بخرد که شما می دانید مفید نیست، بگذارید بخرد و ضرر کند. اگر الان پنجاه هزار تومان بدهد و یک اسباب بازی بخرد و ضرر کند، بهتر از آن است که فردا یک کارخانه بخرد و ضرر کند. پول توجیبی نباید وسیله اذیت کردن بچه ها شود. باید وسیله مشارکت دادن آن ها باشد.



آموزه های همیشگی

ما اگر بخواهیم این روش ها را در قالب یک الگوی دینی معرفتی بگنجانیم این الگو خانم فاطمه زهرا (س) است. ما می دانیم آنها طایفه و خانواده ای بودند که وضعیت مالی خوبی داشتند ولی بارها خوانده ایم که با نان و نمک و نان و شیر روزگار گذرانده اند. این همان قناعت است. بارها شنیده ایم که به همه کمک کرده اند. 

هیچ وقت نشنیده ایم که در خانواده درمورد مسائل مالی مشکل داشتهباشند. این الگوهای دینی باید چاشنی های زندگی مان شوند. علتی که ما امروز دچار مشکل شده ایم این است که از الگوهای دینی و اسلامی فاصله گرفته ایم. کشورهای توسعه یافته امروز الگوهای ما را پیاده می کنند ما دچار مشکل شده ایم چون این الگوها را پیاده نمی کنیم. ما می دانیم اسلام چه می گوید اما آن را پیاده نمی کنیم. این قوانین مشکل ندارند بلکه این ما هستیم که آنها را پیاده نمی کنیم.

با این بازی ها روابط خود را با کودکانتان بهتر کنید

تحقیقات جدید نشان داده نوع بازی مادر و پدر با فرزندشان با هم متفاوت است. کودکانی که هر دو نوع بازی را دارند به خوبی فعالیت‌های مناسب زندگی را می‌آموزند اما کودکانی که پدر آن‌ها را به سمت بازی با مادر سوق می‌دهد، تفاوت‌ها را یاد نمی‌گیرند.  طی ۶ ماهه نخست زندگی بازی با کودک معمولا لمسی یا زبانی است. وقتی پدر با فرزندش بازی می‌کند بیشتر به دنبال خوشگذرانی با او است، از دیدن لبخند فرزند احساس خوشبختی می‌کند و با او می‌خندد. برعکس بازی‌های مادرانه بیشتر آموزشی است و مادر ترجیح می‌دهد حین بازی به فرزندش آموزش دهد. 



وقتی کودک به یک سالگی می‌رسد، بازی‌های فیزیکی بیشتر مورد علاقه او هستند. وقتی پدر با فرزندش بازی می‌کند دوست دارد دست و پاهای فرزندش را تکان دهد و کمی که او بزرگ‌تر می‌شود، چهار دست و پا به دنبال او می‌دود و کمی بعد‌تر کله‌معلق زدن را به فرزندش می‌آموزد. بسیارند مادرهایی که از کشتی گرفتن بیزارند اما یکی از سرگرمی‌های پدر و فرزند به خصوص پدر و پسر کشتی گرفتن است. مادر‌ها می‌ترسند این بازی فرزندان‌شان را خشن بار بیاورد اما نتایج بررسی‌های جدید محققان نشان داده بازی‌های جنگی که پدر با مهربانی با فرزندش انجام می‌دهد به او کنترل احساسات را می‌آموزد و یاد می‌دهد حتی در زمان جنگ و دعوا نیز می‌توان بر احساس خشم غلبه کرد. 

در مقابل این بازی‌های فیزیکی، مادر بازی‌های چشمی مانند پانتومیم را به فرزندش آموزش می‌دهد. آواز خواندن همراه با حرکات دست نیز از جمله دیگر بازی‌های رایج بین مادر و فرزند است. مادر‌ها بیشتر از پدر‌ها برای فرزندان‌شان اسباب‌بازی می‌خرند و سعی می‌کنند آن‌ها را با وسایل گوناگون آشنا کنند. مادر‌ها عاشق قصه‌گفتن هستند و به کمک کلمات و جملات لذت خواندن و ماندن در دنیای تخیلی را به کودک می‌آموزند البته پدر هم به نوعی فرزند را وارد دنیای تخیل می‌کند اما این کار را با بازی‌های فعال انجام می‌دهد. 

به‌طور خلاصه می‌توان گفت بازی‌های پدرانه بیشتر بازی‌های بدنی محرک هستند که باعث هماهنگی بهتر دست و پا و خلاقیت کودک می‌شوند و بازی‌های مادرانه بازی‌های آرامی هستند که زبان، تخیل و درک کودک را بالا می‌برند. کودک با بازی والدین ۲ دنیای مختلف را تجربه می‌کند، دنیاهایی که مکمل هم هستند و آموزش‌های هر دو زندگی را به او می‌شناساند. 

به چند بازی که پدر‌ها می‌توانند با فرزندان زیر ۲ سال‌شان انجام دهند، اشاره می‌کنیم. 



از تولد تا ۳ ماهگی

کودک شما دنیا را از طریق دیدن، لمس کردن، بوییدن و شنیدن می‌شناسد. می‌تواند شی‌‌ای را که به او می‌دهید، بگیرد و لمس کند و فاصله حدود ۱۵ تا ۳۰ سانتی‌متری خود را ببیند. وقتی او را بغل می‌کنید، به دقت به چشم‌ها و دهان شما زل می‌زند و از 2 ماهگی به بعد می‌تواند با دست‌هایش بازی کند. 

۱. او را بغل کنید، طوری که سرش داخل بازوی‌تان باشد. بعد ننووار او را تکان دهید. 

۲. بعد از آن‌که مادر پوشک او را عوض کرد پا‌هایش را گرفته و پدال بزنید. 

۳. چشمک بزنید و بدنش را ماساژ دهید. 

۴. وقتی حمام می‌کند روی بدنش آب بریزید.



۳ تا ۶ ماهگی

نوزاد از ۴ ماهگی دستش را دراز می‌کند تا چیزی را از شما بگیرد. اسباب‌بازی‌ها برایش جذاب می‌شوند. از ۵ ماهگی دوست دارد هر چیزی را به دهان ببرد. به تدریج برگشتن از شکم به کمر و برعکس را می‌آموزد و می‌تواند سرش را بالا بگیرد. 

۱. صدایتان را عوض کنید. با زیرکردن صدای‌تان، صدای بچه‌ها را در بیاورید. این کار به تحریک سیستم شنوایی کمک می‌کند و کنجکاوی او را برمی‌انگیزد. 

۲. انگشتان‌تان را به شکل ۲ پا درآورید و از دور به سمت او ببرید و در ‌‌نهایت قلقلکش دهید. 

۳. او را روی پا‌های‌تان بنشانید و مراقب کمرش باشید، پا‌های‌تان را آرام بالا بیندازید تا او هم تکان بخورد. 

۴. اسباب‌بازی‌های مختلف جلوی دستش بگذارید و او را تشویق کنید، تا بردارد. 

۵. او را به شکم روی یک پارچه بگذارید و آرام روی زمین بکشید. 



۶ تا ۱۲ ماه 

در ۸ ماهگی كودك می‌تواند افراد آشنا را از غریبه تشخیص دهد. تا ۹ ماهگی هم به‌تدریج یاد می‌گیرد به شیوه‌های مختلف خود را حرکت دهد و با انگشت به اجسام اشاره ‌کند و در ۱۰ ماهگی تقلید از والدین را یاد می‌گیرد. 

۱. در حالت خوابیده به کمر، اجسام را بالای صورت او نگه دارید و تشویقش کنید تا دست دراز کند و آن را بگیرد. 

۲. جعبه‌ای را پر از اسباب‌بازی‌های کوچک و بزرگ کنید و همراه او آن را پر و خالی کنید. 

۳. چهار زانو بنشینید، او را وسط پا‌های‌تان بگذارید و مثل ننو تکان بخورید. 

۴. اجازه دهید چهار دست و پا بدود و شما دنبالش کنید. 

۵. دست زدن را به او یاد دهید. 

۶. دالی‌بازی کنید. دستان‌تان را جلوی چشمان‌تان بگذارید و ناگهان کنار بکشید و دالی کنید. 



۱۲ تا ۱۶ ماهگی

۱. دور یک اسباب‌بازی دستمال کاغذی یا دستمال حوله‌ای بپیچید. بعد از کودک بخواهید آن را خارج کند. می‌توانید دفعه بعد از کاغذ کادویی با رنگ روشن یا کاغذ سفید که سروصدا می‌کند، استفاده کنید. 

۲. وسایلی به کودک بدهید تا صداهای تکان‌دهنده‌ ایجاد ‌کند. قابلمه‌ها را به هم بزند یا بطری‌های شیر را با تیله‌ها، پیچ، برنج یا نمک پر کند. مراقب باشید این وسایل سبب صدمه به دست کودک نشوند. 

۳. بیشتر کودکان از موسیقی لذت می‌برند. آهنگ بگذارید و از او بخواهید تحرک داشته باشد. او را به تمرین تعادل با حرکت به جلو و عقب تشویق کنید. اگر نیاز دارد دست‌هایش را برای حمایت نگه دارید.

۴. اولین گام‌های او را تشویق کنید. کودک را در وضعیت ایستاده مقابل فرد دیگر نگه دارید. حرکت کودک را به طرف فرد دیگر طوری حمایت کنید تا وسیله یا اسباب‌بازی مورد علاقه‌اش را بگیرد.  
  
۵. وسایل خانه را طوری برای نوپای‌تان بچینید که بتواند اطراف اتاق با گام زدن از عرض شکاف‌های موجود بین وسایل تمرین کند. این مساله موجب حفظ تعادل ضمن راه رفتن‌تان می‌شود. 

۶. با استفاده از جعبه‌ها یا صندلی‌ها مسیرهای پر مانع درست کنید تا کودک بتواند از آن‌ها بالا برود، رو، زیر یا حتی از میانش حرکت کند. یک جعبه بزرگ می‌تواند مکانی بزرگ برای نشستن و بازی کردن باشد. 

۷. نوپایان در این گروه سنی عاشق بازی‌هایی مثل قایم‌باشک هستند. سعی کنید شیوه‌های مختلف این بازی را انجام دهید و ببینید آیا کودک‌تان سعی می‌کند که آن را با شما انجام دهد یا خیر. 

۸. کودکان از هل دادن یا کشیدن اسباب‌بازی‌ها لذت می‌برند. برای کشیدن اسباب‌بازی خودتان با استفاده از نخ برای اسباب‌بازی‌ها یا یک جعبه کفش تمیز یا جعبه دستمال کاغذی، بند درست کنید و از او بخواهید بدون این‌که ماشین سقوط کند، آن را بکشد.     



۲۰- ۱۶ ماهگی

۱. تمرین بازی با دست به طرف بالا را با انداختن توپ‌ها و دانه‌ها داخل جعبه‌ها یا سطل‌ انجام دهید. 

۲. بازی «اون چیه» را انجام دهید: این بازی با اشاره به لباس‌ها، اسباب‌بازی‌ها، اجزای بدن، اشیا یا عکس‌ها و پرسیدن نام آن‌ها از کودک انجام می‌شود. اگر نتوانست پاسخ دهد، نامش را خودتان بگویید و تشویقش کنید آن را تکرار کند. 

۳. یک بطری پلاستیکی را از دانه‌های نخود، جو یا برنج پر کنید تا با استفاده از قاشق، الک، فنجان‌های مدرج، قیف یا ظروف پلاستیکی محتویات آن را به ظروف دیگر بریزد. کودک نوپا می‌تواند پر کند، ضربه بزند، بریزد و مخلوط کردن و استفاده از اشیا را یاد بگیرد. 

۴. نوپای‌تان از مشاهده و تولید حباب‌ها هیجان‌زده می‌شود. اجازه بدهید تلاش کند حباب‌ها را بترکاند یا آن‌ها را فوت کند تا به زمین نیفتند. 

۵. دو کاسه‌ با اندازه‌های مختلف بردارید و زمانی که تماشا می‌کند یک اسباب‌بازی را زیر یکی از آن‌ها مخفی کنید و از او بپرسید کجا رفت؟ حالا کاسه‌ها را روی میز جابه‌جا کنید و ببینید آیا می‌تواند محل اسباب‌بازی را درست تشخیص بدهد؟ 

۶. نوپایان عاشق حرکت و فعالیت هستند. او را به پارک ببرید و سوار تاب، سرسره و الاکلنگ کنید. ممکن است برای اولین‌بار، لازم باشد او را برای بازی‌ با این وسایل در آغوش خود بگیرید. 

۷. کودک نوپا عاشق بازی با آب است. اشیا قابل فشردن مثل اسفنج را در وان قرار دهید. اجازه بدهید از فشردن آن و خالی کردن آب داخلش درون وان یا یک ظرف خالی دیگر لذت ببرد. 

۸. او به بازی با توپ‌ها علاقه‌مند است. توپ‌های کوچک پلاستیکی را پرتاب کنید و گل بزنید. شما می‌توانید بازی نگه‌داشتن بادکنک‌ها را در هوا انجام دهید. 

۷. قایم‌باشک بازی کنید. کودک شما می‌تواند با فرد دیگری یا خودش به‌تنهایی مخفی شود تا شما او را پیدا کنید. حالا نوبت شماست که مخفی شوید تا پیدای‌تان کند. 

۸. کمک کنید با کشیدن یک واگن کوچک یا یک کیسه قدیمی، اسباب ‌بازی‌ها و چیزهای مورد علاقه‌اش را جمع‌ کند. کودک می‌تواند گذاشتن اشیا داخل و خارج (واگن یا کیسه) را تمرین کند. 

۹. نوپای‌تان به کنار هم گذاشتن اشیای مربوط به هم علاقه دارد. جدول‌های ساده (پازل‌ها)، قرار دادن کلید‌ها داخل قفل و انداختن نامه‌ها داخل سوراخ صندوق‌های پستی برایش جالب است.

آيا بستنی شکم می‌آورد؟

آیا می‌دانستید نیوزلندی‌ها بستنی‌خورترین مردم دنیا هستند؟ سرانه مصرف بستنی در این کشور سالانه 22 تا 23 لیتر به ازای هر نفر است. ایالات متحده آمريكا، استرالیا و فنلاند هم به ترتیب با سرانه مصرف 3 / 18، 18 و 14 لیتر بستنی در سال، از پرمصرف‌ترین‌های این خوراکی خوشمزه در جهان محسوب می‌شوند. 

جالب است بدانید ایتالیا که خیلی‌ها آن را مهد بستنی می‌دانند، رتبه هفتم از فهرست بستنی‌خورترین کشورهای دنیا را به خود اختصاص داده است. 

 نکته جالب دیگر درباره بستنی این است که با توجه به میزان فروش این محصول، تولیدکنندگان آن به این نتیجه رسیده‌اند که بستنی‌های شکلاتی و کاکائویی طرفداران بیشتری در سراسر دنیا دارند. 

آن‌ها شیرینی بیشتر بستنی‌های شکلاتی را عامل محبوبیت آن در بین مردم می‌دانند. 
گفت‌وگوی زیر با دکتر محمدرضا وفا، متخصص تغذیه و رژیم درمانی، دانشیار دانشگاه علوم پزشکی تهران درباره خوبی‌ها و بدی‌های بستنی است. 

- آیا اینکه می‌گویند مصرف بستنی می‌تواند باعث چاقی شکمی شود، درست است؟ 

الگوی اضافه‌وزن، چاقی و تجمع چربی در بدن با توجه به وجود هورمون‌های جنسی مختلف در بین خانم‌ها و آقایان تفاوت دارد. معمولاً چاقی خانم‌ها بیشتر در ناحیه باسن و ران و چاقی آقایان بیشتر در ناحیه شکم اتفاق می‌افتد. البته پس از رسیدن خانم‌ها به سن یائسگی و از بین رفتن اثر هورمون‌های جنسی، چاقی آن‌ها هم مانند آقایان به چاقی شکمی تبدیل می‌شود. از دیدگاه تنوع غذایی، بستنی سالم و تازه می‌تواند یکی از خوراکی‌های خوشمزه و مفید در رژیم غذایی تمام افراد برای تغییر ذائقه و حتی حس ایجاد فرح‌بخشی باشد.

 چاقی شکمی بسیار خطرناک‌تر از انواع دیگر چاقی است؛ چون چربی‌هایی که در ناحیه شکم تجمع پیدا می‌کنند، در معرض تبادل با چربی‌های خون قرار می‌گیرند و می‌توانند مشکلات متابولیک فراوانی برای فرد به وجود بیاورند؛ به همین دلیل و با توجه به اینکه مصرف زیاد بستنی می‌تواند تراکم کالری و ایجاد چربی شکمی را در آقایان بالا ببرد، می‌تواند برای آن‌ها بسیار خطرناک هم باشد. 


- چرا برخی افراد به صورت افراطی عادت به خوردن بستنی دارند؟ 

شرایط تطابق حس چشایی هم مانند شرایط تطابق با محیط، از ویژگی‌هایی است که معمولاً برای انسان‌ها به وجود می‌آید؛ یعنی اگر برای مدتی در مکان شلوغی قرار بگیریم، ممکن است ابتدا از شنیدن صداهای زیاد کمی آزار ببینیم اما پس از مدتی به آن سر و صداها عادت می‌کنیم و عکس‌العملی در برابر آن‌ها نشان نمی‌دهیم. در مورد حس چشایی هم همین مسئله صادق است.

 اگر فردی برای مدتی به خوردن غذاهای شور، چرب یا شیرین روی بیاورد، حس چشایی او پس از مدتی به این خوراکی‌ها عادت می‌کند و ممکن است به مصرف بی‌رویه آن‌ها اعتیاد پیدا کند. این اعتیاد غذایی و تحریک ذائقه می‌تواند با توجه به بالا بودن مقدار شکر، چربی یا کاکائو در مورد بستنی هم اتفاق بیفتد. از طرف دیگر، امکان به وجود آمدن این عادت‌ها در مصرف فست‌فودها یا نوشیدنی‌های کولادار هم وجود دارد. 

- عادت به مصرف زیاد بستنی چه مشکلاتی برای مصرف‌کننده به وجود می‌آورد؟ 

مصرف نامتعادل تمام خوراکی‌های شور، شیرین و چرب عوارض بسیاری به دنبال دارد. معمولاً بستنی از خوراکی‌هایی است که نسبت به شیر تراکم کالری بالاتری دارد؛ یعنی اگر یک لیوان شیر حدود 220 کیلوکالری انرژی دارد، انرژی همین مقدار بستنی در وزن مشابه می‌تواند حدود 400 تا 500 کیلوکالری باشد.

 بستنی‌های چرب‌تر، پرخامه‌تر یا سرشار از کاکائو هم انرژی بیشتری به بدن می‌رسانند. چون بستنی از شیرهای پرچرب تهیه می‌شود و چربی لبنیات یک مانع بسیار مهم در جذب کلسیم و سایر عناصر دو ظرفیتی است، مقدار کلسیم قابل جذب از بستنی به هیچ‌وجه با یک لیوان شیر تازه و کم‌چرب قابل مقایسه نیست. 


به عبارت ساده‌تر، اگر یک عدد بستنی بخورید، همان حجم کم بستنی، کالری بسیار بالایی به بدنتان می‌رساند. بد نیست بدانید با مصرف یک عدد بستنی، حدود یک‌چهارم از کالری مورد نیاز بدن تأمین می‌شود؛ بنابراین با مصرف سایر وعده‌ها و میان‌وعده‌های غذایی می‌توان به راحتی حدس زد فردی که بستنی زیادی در برنامه غذایی خود می‌گنجاند، حتماً در آینده‌ای نه چندان دور دچار اضافه‌وزن، چاقی و عوارض ناشی از آن خواهد شد.

 دریافت بالای شکر هم می‌تواند باعث افزایش سطح کلسترول خون شود. از طرف دیگر مصرف بیش از اندازه بستنی که خوراکی سردی است، برای فرد مصرف‌کننده مشکلات گوارشی ایجاد می‌کند. 

- لطفاً کمی هم در مورد فواید بستنی (البته اگر به اندازه مصرف شود)، برایمان بگویید. 

از آنجا که تغذیه، دانش تعادل است، همان‌طور که اشاره کردید، اگر بستنی متعادل و مناسب مصرف شود، نه تنها مضر نیست بلکه می‌تواند فوایدی هم برای بدن داشته باشد. از دیدگاه تنوع غذایی، بستنی سالم و تازه می‌تواند یکی از خوراکی‌های خوشمزه و مفید در رژیم غذایی تمام افراد برای تغییر ذائقه و حتی حس ایجاد فرح‌بخشی باشد. از دیدگاه تغذیه، بستنی سالم به انواعی از بستنی گفته می‌شود که ماده اولیه آن تازه و سالم باشد، خیلی پرچرب و شیرین نباشد، خامه زیادی در آن نباشد یا حجم کاکائوی موجود در آن از حد طبیعی بیشتر نشود. 

-آیا درست است که می‌گویند مصرف بستنی هم مانند مصرف سایر فرآورده‌های لبنی از ابتلا به پوکی استخوان پیشگیری می‌کند؟ 

بستنی یکی از جانشین‌های گروه لبنیات است، اما تمام خوراکی‌هایی که در گروه لبنیات قرار می‌گیرند، از نظر ارزش غذایی و مقدار کلسیم، با یکدیگر قابل مقایسه نیستند؛ به عبارت ساده‌تر، چون بستنی از شیرهای پرچرب تهیه می‌شود و چربی لبنیات یک مانع بسیار مهم در جذب کلسیم و سایر عناصر دو ظرفیتی است، مقدار کلسیم قابل جذب از بستنی به هیچ‌وجه با یک لیوان شیر تازه و کم‌چرب قابل مقایسه نیست؛ بنابراین نمی‌توان مصرف بستنی را چندان برای پیشگیری از ابتلا به پوکی استخوان مناسب دانست. 

راهنمای کاربردی برای خرید تخت و گهواره کودکان

برخلاف بسیاری از وسایلی که در فهرست مایحتاج سیسمونی فهرست شده‌اند، خرید وسایل خواب برای نوزاد یکی از ضروریات است. برای ماه‌های اول تهیه یک گهواره کوچک یا تخت کنار مادر بهترین گزینه به حساب می‌آید و بعد که نوزاد بزرگ‌تر شد می‌توانید او را به تخت کودک منتقل کنید. به توصیه پزشکان قرار دادن نوزادان در تخت تا پیش از ۲ یا ۳ سالگی کمی خطرناک است، چرا که نوزاد قدرت حرکت چندانی ندارد و ممکن است دچار حوادثی مانند سندرم مرگ ناگهانی شود. برای خرید گهواره باید نکاتی را در نظر بگیرید که البته بعد‌ها برای خرید تخت نیز به کارتان می‌آید. از آنجا که نوزادان در ماه‌های اولیه بیشتر وقت خود را در گهواره می‌گذرانند علاوه بر زیبایی و راحتی باید به ایمنی آن هم فکر کنید. 

تخت‌های قابل تبدیل

اگر بخواهید اقتصادی فکر کنید و چیزی بخرید که تا چند سال برای‌تان قابل استفاده باشد شاید خرید یک تخت نوزاد- نوجوان از اولویت‌های‌تان باشد. این تخت‌ها طوری ساخته شده‌ که تا وقتی نوزاد شما کوچک است می‌توانید به صورت تخت نوزاد از آن استفاده کنید و وقتی بزرگ‌تر شد با جدا کردن قسمت‌های اضافی آن را به تخت بزرگ‌تر تبدیل کنید که تا 9- 8 سالگی آن را استفاده كند. اما هنگام خرید به چند نکته توجه کنید، اول این‌که در انتخاب دقت کنید. سعی کنید تختی را انتخاب کنید که بعد از چند سال از شکل و شمایلش خسته نشوید و طرح آن طوری باشد که هم برای سال‌های نوزادی مناسب باشد و هم برای سال‌های کودکی. از محکم بودن اتصالات مطمئن شوید و یک بار تخت را از حالت نوزاد به نوجوان تبدیل کنید تا اگر مشکلی داشت‌‌ همان لحظه برطرف کنید. فاصله بین میله‌های حصار را هم به خوبی چک کنید. این فاصله نباید بیشتر از ۵ تا ۱۰ سانتی‌متر باشد تا سر کودک از آن عبور نکند. اگر این فاصله با استاندارد‌ها مغایرت داشته باشد ممکن است سر نوزاد بین میله‌ها گیر کرده و دچار حادثه شود. 

سایز و اندازه گهواره

اولین نکته در زمینه ایمنی گهواره سایز و اندازه آن است. گهواره نه باید آنقدر بزرگ باشد که نوزاد در آن غلت بزند یا بچرخد و نه آنقدر کوچک که جایی برای حرکت نداشته باشد بلكه اندازه آن باید به قدری باشد که نوزاد در آن احساس راحتی کند و فضای کافی برای تکان دادن دست‌ها و پا‌هایش داشته باشد. تکان‌های اضافی ممکن است باعث شود نوزاد بعد از غلت زدن دیگر نتواند برگردد و حادثه‌ای برایش اتفاق بیفتد.

ست لحاف و تشک

برخی گهواره‌ها با قیمت گزافی به بهانه دارا بودن ست لحاف و تشک به فروش می‌رسند. بهتر است پول‌تان را دور نریزید چون این ست‌های زیبا تنها جنبه دکوری دارند و نوزاد شما حداقل تا یک سالگی نیازی به بالش، لحاف و تشک ندارد و حتی استفاده از این وسایل می‌تواند برای سلامت او خطرناک باشد و سندرم مرگ ناگهانی یا مرگ گهواره را به همراه داشته باشد. اگر هم اصرار به خرید این وسایل دارید استفاده از بالش را فراموش کنید. برای تشک هم بهتر است تشکی را انتخاب کنید که بافت سفت و ارتفاع کمی دارد و به خوبی در کفه گهواره جای می‌گیرد و فضای اضافی اطراف آن باقی نمی‌ماند. به جای لحاف از یک روانداز سبک یا پتوهای سوراخ‌دار استفاده کرده و در عوض لباس مناسب‌تری تن نوزاد کنید. اگر از گهواره‌های چوبی یا تخت‌های نوزاد استفاده می‌کنید، توجه داشته باشید که تشک به دیواره‌های تخت بچسبد. فاصله تشک تا دیواره نباید بیشتر از یک انگشت باشد، اگر این فاصله به 2 انگشت رسید خیلی سریع به فکر تعویض تشک باشید چرا که این فاصله برای نوزاد خطرناک است و ممکن است هنگام خواب دست، پا یا انگشتانش بین دیواره تخت و تشک گیر کند. 

پایداری

در فروشگاه گهواره را خوب تکان دهید تا مطمئن شوید ثبات و پایداری کافی برای حركات و جنب و جوش‌های بی‌پایان نوزاد را دارد. پایه‌های گهواره حین تکان دادن باید ثابت و محکم روی زمین بمانند و گهواره لق نزند. اتصالات و دیگر نقاطی را که با تکان خوردن تحت تاثیر قرار می‌گیرند، به خوبی بررسی کنید. بهتر است گهواره‌ای را انتخاب کنید که قابلیت تحمل وزن یک نوزاد سنگین را داشته باشد، چرا که برخی گهواره‌ها اگرچه ظاهری فانتزی و زیبا دارند اما از نظر پایداری و استواری و حفظ تعادل ضعیف هستند و تنها مزیت‌شان شکل و شمایل زیبا و فریب‌دهنده‌شان است. 

چرخ‌های متحرک

سعی کنید به دنبال گهواره یا تختی باشید که چرخ داشته باشد. چرخ‌ها به شما این امکان را می‌دهند تا گهواره را به هر نقطه‌ای از خانه که مایل هستید بدون دردسر منتقل کنید، اما بهتر است گهواره‌ای را انتخاب کنید که چرخ‌ها در آن قابل جدا شدن باشند یا حداقل قفل مناسبی داشته باشند تا زمانی که نوزاد شما به جنب و جوش افتاد از پایداری و محکم بودن چرخ‌ها مطمئن شوید یا زمانی که به آن‌ها نیاز ندارید بتوانید به راحتی چرخ‌ها را جدا کنید تا پایه‌های گهواره سفت و محکم روی زمین بماند. 

تخت‌های ننویی

برخی گهواره‌ها یا تخت‌های نوزاد قابلیت تبدیل شدن به ننو را هم دارند. بهتر است از خرید این تخت‌ها صرف‌نظر کنید. اگرچه شاید تکان‌های ملایم این تخت‌ها نوزاد را آرام کند اما اگر نوزادتان به این تکان‌ها عادت کند، کار برای شما مشکل خواهد شد و همیشه باید در حال تکان دادن او باشید. از سویی زمانی که نوزادتان کمی بزرگ‌تر شد و به حرکت افتاد این تخت‌ها خطرناک هستند، چون زمانی که کودک با چنگ زدن به دیواره تخت می‌خواهد بایستد یا بنشیند این تخت‌ها پایداری خود را از دست می‌دهند و هر تکانی ممکن است باعث افتادن نوزاد شود.

 انتخاب‌های دیگر

با توجه به بودجه‌ای که می‌خواهید خرج کنید ممکن است انتخاب‌های دیگری هم داشته باشید، مثلا گهواره‌هایی که یک سمت آن‌ها جدا شده و به تخت مادر وصل می‌شود. این گهواره‌ها کار شیردهی را به خصوص در طول شب راحت‌تر می‌کنند چرا که می‌توانید بدون بلند شدن و بیرون آوردن نوزاد او را به سمت خود بکشید و شیر بدهید. تخت‌های مسافرتی نیز یکی دیگر از انتخاب‌های شماست. در واقع با یک تیر دو نشان زده‌اید و تختی تهیه کرده‌اید که هم درخانه و هم در سفر مورد استفاده قرار می‌گیرد. این تخت‌ها معمولا چهارچوب فلزی یا پلاستیکی دارند و به راحتی جمع شده و می‌توانید آن را با خود به سفر ببرید، در این صورت هر جا که بروید نوزادتان جای مخصوص خودش را دارد. 

ارتفاع قابل تنظیم کفه

قابل تنظیم بودن ارتفاع کفه یکی دیگر از نکاتی است که باید در نظر بگیرید. کفه اکثر گهواره‌ها یا تخت و پارک‌ها با استانداردهای رشد کودک قابل تنظیم هستند. در ماه‌های اول که نوزاد شما بیشتر به حالت درازکش است می‌توانید ارتفاع بالا‌تر را انتخاب کنید تا گذاشتن و برداشتن نوزاد راحت باشد و وقتی نوزادتان کمی به جنب و جوش افتاد و بزرگ‌تر شد ارتفاع پایین را تنظیم کنید تا نتواند به راحتی از کناره‌های تخت بگیرد چون ممکن است با تکان دادن گهواره بیفتد یا زمانی که شما خواب هستید از گهواره بیرون بیاید. 

تزئینات جانبی

گهواره و تخت نوزاد هر چه ساده‌تر باشد، بهتر است. گول تزئینات رنگارنگ و اغواکننده‌ای که گا‌هی روی گهواره‌ها به فروش می‌رسد نخورید، چون ممکن است کنده شوند و خطر خفگی برای نوزاد داشته باشند. گاردهایی هم که با تخت‌ها و گهواره‌ها به فروش می‌رسند و به چهار طرف دیواره‌های تخت بسته می‌شوند تا از ضربه‌های احتمالی در اثر تکان خوردن نوزاد جلوگیری کنند، اگرچه زیبا هستند اما استفاده از آن‌ها، بنا به استانداردهای جدید ایمنی لوازم کودک، منسوخ اعلام شده و دیگر کارآیی چندانی ندارند. به یاد داشته باشید که این وسایل تنها جنبه تزئینی دارند و خریدشان چندان ضروری نیست. 

حصار متحرک

برخی گهواره‌ها یا تخت‌های نوزاد در یک طرف حصاری دارند که با پایین دادن آن برداشتن و بغل کردن نوزاد برای والدین راحت‌تر باشد. اگرچه شاید این یک مزیت به حساب بیاید به خصوص برای وقتی که نوزاد شما کمی سنگین‌تر می‌شود، اما طبق قوانین جدیدی که از سال ۲۰۱۱ در آمریکا برای ایمنی وسایل کودک وضع شده تولید چنین گهواره‌هایی ممنوع اعلام شده و خرید و فروش این نوع گهواره‌ها با توجه به گزارش حوادثی که طی سال‌های گذشته منتشر شده غیرقانونی است. در این مورد انتخاب با خود شماست. اگر خواستید گهواره‌ای انتخاب کنید که حصار متحرک دارد بهتر است با توجه به سبک زندگی‌تان و با در نظر گرفتن موارد ایمنی، تختی را انتخاب کنید که قفل‌های حصار آن قابل اعتماد بوده و خطری برای نوزاد ایجاد نکنند. 

یادتان نرود 

  •   گهواره یا تخت را به دور از پنجره قرار دهید. پرده‌ها یک خطر بزرگ برای نوزاد محسوب می‌شوند. ممکن است نوزاد پرده را بکشد و روی سرش بیفتد. محل قرار گرفتن گهواره همچنین باید به دور از تابش مستقیم آفتاب باشد. نور مستقیم آفتاب برای نوزادان ناراحت‌کننده است.
  •   تا ۶ ماهگی مکانی برای گهواره در اتاق خودتان تعیین کنید و تا حد امکان نوزاد را به تخت خودتان راه ندهید که در این صورت جدا کردنش بسیار مشکل خواهد شد.
  •   مناسب‌ترین مدل خوابیدن برای نوزاد در گهواره «خوابیدن به پشت» است، هرگز نوزادی که هنوز غلتیدن بلد نیست را روی شکم یا پهلو نخوابانید چون ممکن است دچار سندرم مرگ ناگهانی بشود.

گروه خونی‌ات را بگو تا سلامت‌ات را بگویم

شايد اين سوال مهم براي شما هم پيش آمده باشد كه چرا برخي افراد دستگاه ايمني و گوارش قوي‌تري دارند و برخي ديگر نه؟ چرا برخي مي‌توانند به راحتي گوشت يا شير را هضم كنند اما گروهي ديگر در هضم اين مواد غذايي دچار مشكل مي‌شوند؟ آيا مي‌دانستيد اين مشكلات تا حدي به گروه خوني شما وابسته است؟ افراد به دلايل گوناگون از هم متمايز مي‌شوند و يكي از اين تمايز‌ها در گروه‌ خوني آن‌هاست. به عنوان مثال فردي كه گروه خوني A+ دارد نمي‌تواند از فردي كه گروه خوني B- دارد خون دريافت كند زيرا بدنش به شدت واكنش نشان مي‌دهد. در مورد مواد غذايي نيز همين مساله وجود دارد يعني برخي مواد غذايي كه بدن برخي افراد به خوبي مي‌پذيرد با دستگاه گوارش برخي ديگر سازگار نيست. هرچند دستگاه گوارش قدرت سازگاري بالايي دارد اما اگر بدانيد چه موادغذايي با بدن شما سازگارتر است نيازي نيست بي‌دليل دستگاه گوارش خود یا فرزندتان را خسته كنيد.



گروه خوني O

گروه خوني O قديمي‌ترين و شايع‌ترين گروه خوني است كه از 50 هزار سال پيش تاكنون در رگ‌هاي ما جريان داشته است. بررسي‌ها نشان داده گروه خوني انسان‌هاي اوليه O بوده و با توجه به اين‌كه آن‌ها بيشتر گوشتخوار بوده‌اند بدن‌شان با اين ماده غذايي سازگار شده است. معده افرادي كه گروه خوني O دارند اسيد و تمام آنزيم‌هاي لازم براي هضم پروتئين‌هاي حيواني را به اندازه كافي توليد مي‌كند. از سوي ديگر گروه خوني O دهنده جهاني است اما تنها از گروه خود مي‌تواند خون دريافت كند. از جمله ديگر مزيت‌هاي اين گروه خوني مي‌توان به سيستم ايمني قوي و متابوليسم خوب اشاره كرد؛ البته جالب است بدانيد سيستم ايمني خوب و قوي اين گروه باعث مي‌شود افرادي با اين گروه خوني بيشتر به بيماري‌هاي خودايمني مبتلا شوند و ميزان ابتلا به آلرژي نيز به همين علت در آن‌ها بالاتر باشد. دستگاه گوارش دارندگان گروه خوني O به راحتي با غذاهاي جديد سازگار نمي‌شود و به جز پروتئين با ساير گروه‌هاي غذايي دچار مشكل است. اگرچه اين عدم تحمل را نمي‌توان مسئول بروز مشكلات جدي در اين افراد دانست ولي اين افراد ظاهرا در ابتلا به زخم‌هاي معده و اثني‌عشر حساسيت بيشتري دارند. از آنجا كه دستگاه گوارش اين گروه خوني با مصرف پروتئين مشكلي ندارد ميزان چربي دريافتي اين افراد بالاست و به همين علت خطر ابتلا به سختي شرائين و ناراحتي‌هاي قلبي – عروقي در آن‌ها افزايش مي‌يابد. به دارندگان گروه خوني O توصيه مي‌شود در درجه اول ميزان مصرف پروتئين‌هاي حيواني را كاهش دهند و سعي كنند سبزي را وارد برنامه غذايي‌شان كنند اما مراقب مصرف غلات، كلم و سبزي‌هاي خشك باشند زيرا بدن آن‌ها در هضم گلوتن كمي دچار مشكل است. 



گروه خوني A 

از حدود 20 هزار سال پيش يعني از زماني كه كشاورزي رونق گرفت، كشاورزان زندگي خود را از طريق شكار، دام‌پروري و زراعت مي‌گذراندند و به صورت گروهي زندگي مي‌كردند و فعاليت فيزيكي آن‌ها به نسبت كمتر از پيشينيان خود بود. 

زندگي جديد اين مردم را با غذاهاي گياهي سازگار كرد و از آنجا كه زندگي‌ها گروهي‌تر و بيماري‌ها همه‌گير‌تر شد، سيستم ايمني آن‌ها هم قوي شد. اما سيستم ايمني دستگاه گوارش دارندگان گروه خوني A به دليل مصرف بيشتر گياهان ضعیف‌تر شد و در هضم پروتئين‌هاي حيواني دچار مشكل شد. به نظر مي‌رسد اين افراد نسبت به كارسينوماي معده (سرطان معده) و روده بزرگ حساسيت بيشتري از ساير گروه‌هاي B  و O داشته باشند. بيشتر افرادي كه گروه خوني A دارند گياهخوارند زيرا در هضم گوشت و شير مشكل دارند. توصيه ما به اين افراد مصرف كمتر گوشت و شير و در عوض مصرف بيشتر سبزي‌ و غلات است. از ميان پروتئين‌هاي حيواني بدن اين گروه، گوشت سخت‌پوستاني مانند میگو را بهتر هضم مي‌كند.



گروه خوني B 

تقريبا 10 هزار سال است كه اين گروه خوني در انسان وجود دارد و دليل آن هم مهاجرت انسان‌ها در پي تغييرات آب‌وهوايي است. آمار نشان مي‌دهد اين گروه خوني بيشتر در اروپاي شرقي شایع است. ميزان سازگاري اين گروه خوني با هر نوع آب‌وهوايي بسيار بالاست و افراد با اين گروه خوني به‌طور كلي سيستم ايمني، عصبي و فيزيكي خوبي دارند. دارندگان اين گروه خوني نيز مانند گروه خوني O، بيشتر در معرض ابتلا به بيماري‌هاي خودايمني‌اند و در برابر بيماري‌هاي ويروسي بسيار ضعيف هستند. علاوه بر اين، افراد  دارنده گروه خونی B  به احتمال زياد به عفونت‌هاي باكتريال مانند استرپتوكوك پنومونيا و اشرشياكولي مبتلا مي‌شوند. دستگاه گوارش اين افراد تقريبا با هر ماده غذايي سازگار است و به عنوان مثال مي‌توانند به‌راحتي لبنيات مصرف كنند. 



گروه خوني AB 

تعداد دارندگان اين گروه خوني چندان زياد نيست. تقريبا هزار سال است كه اين گروه خوني به وجود آمده است و مي‌توان گفت تركيبي از 3 گروه خوني است. گروه خونی  AB مي‌تواند  از هر 3 گروه دریافت داشته باشد اما تنها به گروه خونی خود خون اهدا می‌کند. بدن دارندگان اين گروه خوني با جهان مدرن بسيار سازگار است. دستگاه گوارش آن‌ها به نسبت ضعيف‌تر از دارندگان گروه خوني O است و به‌راحتي نمي‌توانند پروتئين‌هاي حيواني را هضم كنند زيرا مقدار اسيد معده آن‌ها كاهش يافته و به قدر نياز آنزيم ترشح نمي‌كنند. با اين حال ميزان مصرف گوشت قرمز و مواد غذايي مدرن مانند انواع فست‌فود در آن‌ها بالاست. سيستم ايمني اين افراد نيز تا حدي ضعيف عمل مي‌كند و به همين علت آن‌ها به‌راحتي در برابر باكتري‌ها و آلرژن‌ها از پا درمي‌آيند.



حرف آخر

ويژگي‌هاي جسمي ذكر شده براي  تمام دارندگان گروه‌هاي خوني عموميت ندارد. درست است كه دارندگان گروه خوني B مي‌توانند شير را به خوبي هضم كنند اما اگر فردي با گروه خوني B به شير آلرژي دارد نبايد خود را مجبور به مصرف آن كند. اگر گروه خوني شما O است و به‌راحتي مي‌توانيد پروتئين حيواني مصرف كنيد، قرار نيست در مصرف گوشت قرمز زياده‌روي كنيد. آنچه اهميت دارد اين است كه تعادل هميشه حرف اول را مي‌زند.

یاد گرفتن زبان نوزادان

نوزادان از بدو تولد و اولین ساعت های حیات در حال یادگرفتن زبان هستند؛ بسیار قبل از اینکه کودک شروع به حرف زدن کند، ارتباط برقرار می کند. هرچقدر بیشتر به او گوش کنید و با او حرف بزنید، او بیشتر با شما ارتباط برقرار می کند. شما خودتان هم یاد می گیرید که چگونه صداهایی را که او از روی لذت یا نیاز از خودش درمی آورد، تفسیر کنید.

حتی ممکن است بتوانید انواع گریه های او را ترجمه کنید. همین طور که به او گوش می کنید و واکنش های او را می بینید با استفاده از تجربه های قبلی که از رفتارهایش دارید، توانایی درک، ارتباط شفاهی و بدنی اش را بیشتر از قبل پیدا می کنید. زمان واکنش کودکان کندتر از بزرگسالان است؛ بنابراین با گوش دادن به او باید منتظر ارتباط برقرارکردن از سوی او باشید.
کتاب بخوانید

کودکان، عکس را از کارتون بیشتر دوست دارند؛ بنابراین کتاب هایی که از نظر زبانی غنی هستند و کلمات و شعرهای گوناگون دارند تهیه کنید و برایشان بخوانید. بعضی بچه ها یک کتاب را بارها و بارها نگاه و مرور می کنند و بارها شما را به خواندن آن وا می دارند. هیچ سن مشخصی برای آغاز خواندن برای کودکان وجود ندارد. هر زمان که او از شنیدن داستان یک کتاب لذت می برد، همان زمان، وقت خواندن کتاب است. این کار را به تناوب انجام دهید تا ببینید که کودکتان چقدر آن رادوست دارد. شما حتی می توانید خودتان برای او کتاب درست کنید. تصاویری از آدم ها و اشیایی که می شناسد را به روی مقوا بچسبانید و برای اینکه خراب نشود با نایلون رویش را بپوشانید.

با نوزادتان محاوره کنید

نوزاد کوچک شما یاد می گیرد که ضمن رعایت نوبت، محاوره کند.

او زمزمه ای می کند، به شما نگاه می اندازد و منتظر می ماند. در این تعامل ساده او ساختار یک محاوره را تمرین می کند و یاد می گیرد که اگر ارتباطی برقرار کند، پاسخ خواهد گرفت.

به گریه های نوزادتان جواب دهید

نوزادان از طریق گریه کردن یاد می گیرند که ارتباط برقرار کنند. در سال اول، گریه کردن مرکزی ترین بخش سیستم ارتباطی اوست. وقتی شما به گریه های او پاسخ می دهید، احساس می کند که دنیا جای امنی است که در آن به نیازهای او پاسخ داده می شود.
برایش شعر بخوانید و قصه بگویید

شعر و قصه بخش مهمی از فرایند زبان آموزی در نوزاد است چراکه تکرار می شوند و کودک این شانس را دارد که طی زمان آنها را یاد بگیرد. شعرها، بازی با انگشت ها (مثل لی لی حوضک) یا هر فعالیت حرکتی دیگری به کودک کلماتی را یاد می دهد که نشانه های فیزیکی نیز به همراه دارند. وقتی کودکی شعری را یاد می گیرد که همزمان با آن دست هم می زند، هر وقت آن شعر را بخواند، دست می زند. حتی اگر توانایی ادای کلمه ای از آن یا نام شعر را نداشته باشد. 
کارهایش را برای او توضیح دهید

هر کاری را که انجام می دهد برای خودش توضیح دهید. این کاری است که خیلی از والدین آن را انجام می د هند. مثلا وقتی نوزادتان بینی شما را می گیرد و چیزی زمزمه می کند، به او بگویید: «این بینی من است و تو می خوای اونو با دست کوچولوت بگیری. وقتی رویش را به سمت دری که در حال بازشدن است برمی گرداند می توانید بگویید: «صدای باز شدن در رو شنیدی. خواهرته که داره می یاد تو؟». یا وقتی که جوجه اش را می بیند و به هوای جوجه دست و پایش را تکان می دهد می توانید بگویید: «جوجه رو می بینی که داره می یاد؛ از دیدنش خوشحال شدی؟» یا بگویید: «سلام جوجه طلایی، مریم کوچولو از دیدنت خوشحال شده».

کارهای خود را برای او توضیح دهید

برای نوزادتان توضیح دهید که برایش چه کاری دارید انجام می دهید. حرف زدن با نوزادی که به نظر می رسد حرف شما را نمی فهمد کمی عجیب به نظر می رسد. اما او نیاز دارد که تجربه شنیدن را تکرار کند تا حرف زدن را یاد بگیرد.قبل از اینکه او را بغل کنید دست هایتان را به سمتش بگیرید و بگویید: «نازنازی مامان، الان می خوام بغلت کنم.» در این صورت او زبان را همراه با یک تجربه عملی درک خواهد کرد. در حین عوض کردن پوشک بچه برای او توضیح دهید: «این یک پوشک خشک است. من پاهای کوچولوی تو رو بلند می کنم و الان این پوشک را به جای پوشک قبلی برات می بندم.» این کار نه، تنها تمرین خوبی برای زبان آموختن و زبان شنیدن اوست بلکه او را در انجام آن کار با شما همراه می کند. 

با او حرف بزنید

در زمانی که با نوزادتان هستید، حرف بزنید. نوزادان قبل از اینکه مهارت های ارتباطی بیانی را یاد بگیرند، مهارت های دریافتی ارتباطی را یاد می گیرند. نوزاد شما قبل از اینکه توانایی حرف زدن پیدا کند، به خوبی می فهمد که شما به او چه می گویید. وقتی محیط کودک از لحاظ زبانی غنی باشد، او به طور طبیعی یاد می گیرد حرف بزند. وقتی شما به نوزادتان گوش می دهید و با او حرف می زنید، او زبان را می آموزد. او را مجبور نکنید که صحیح حرف بزند.
نوزادان هم با شما حرف می زنند

حتی گریه کردن نوزاد هم معانی مختلفی می دهد. او با گریه کردن می خواهد به شما بفهماند که ترسیده، گرسنها ست، خودش را خیس کرده یا خوابش می آید. معمولا والدین هم می آموزند که معنی پنهان گریه او را تشخیص بدهند و نسبت به آن واکنش مناسب نشان دهند. نوزاد هم به همین ترتیب واکنش نشان می دهد و می فهمد که از او مراقبت می کنید و حواستان به او هست؛ بنابراین گریه اش تبدیل به خنده و آغوش باز برای بغل شدن می شود.

والدین باید با نوزادشان حرف بزنند حتی اگر نوزادتان بسیار کودک است و هنوز نمی تواند حرف بزند، لازم است که شما با او صحبت کنید. وقتی به او شیر می دهید یا او را حمام می کنید فرصت خوبی برای حرف زدن است.  حتی زمانی که ارتباط شما با او مستقیم نیست و مشغول آشپزی کردن، ظرف شستن یا هر کار دیگری هستید، همچنان به حرف زدن با نوزادتان ادامه دهید. ممکن است بگویید مگر چقدر حرف دارم که با نوزادم بزنم. اشکالی ندارد اگر حرف کم آوردید درمورد کاری که دارید انجام می دهید برایش توضیح دهید. 

نوزادان این نیاز را دارند که زیاد زبان بشنوند تا مهارت های اجتماعی شان به طور موثری گسترش یابد. هیچ جایگزینی برای این کار وجود ندارد. وقتی فرزندتان این توانایی را پیدا کرد که برخی صداها را تولید کند، شما باید به هر چیزی که او می گوید با جملات کامل جواب دهید.

شما باید نشان دهید که آنچه را او تلاش می کند به شما منتقل کند، متوجه شده اید چراکه او در حال انتقال چیزهای بسیار زیادی است. این حرف های ظاهرا نامربوطی که او بیان می کند درواقع بنیان توسعه توانایی های بیانی اوست. کمی که نوزادتان بزرگ تر شود، حتی می توانید برایش کتاب بخوانید.

هرچند که شما برای فرزندتان می خوانید باید روشن و ساده باشد. به زودی و به تدریج معجزه حرف زدن فرزندتان را می بینید و شگفت زده خواهد شد.

آیا تلویزیون های 3D چشمان را ضعیف می​کند؟

 تكنولوژی تصاویر سه‌بعدی كه از اواخر دهه اول هزاره سوم در عرصه سینما و بعد تلویزیون ارائه شد بیش از آنچه انتظار می‌رفت با استقبال روبه‌رو شده است. چند سالی است كه این تكنولوژی سر از گیرنده‌های تلویزیونی درآورد، حالا در تمام دنیا شاهد فروش تلویزیون‌های سه‌بعدی  است. سؤالی كه برای بسیاری از افراد پیش می‌آید این است كه آیا تماشای این تصاویر برای چشم خطرناك است؟ سؤالی كه آن را با دكتر سید محمد میرآفتاب در میان گذاشتیم.


سه به نشانه سه بعدی

برخلاف تصور، ایده سه‌بعدی بودن تصاویر خیلی قدیمی است و به اواخر دهه 1890 برمی‌گردد. «ویلیام فرایسی گرینی» انگلیسی یكی از پیشگامان صنعت سینما برای نخستین‌بار ایده تصاویر سه‌بعدی را مطرح كرد كه همان مكانیسم بعد از گذشت حدود 120 سال هنوز مورد استفاده قرار می‌گیرد. با آغاز صنعت سینما تجربیات محدودی برای تولید تصاویر سه‌بعدی صورت گرفت كه بیشتر بر مبنای تصاویری از طبیعت یا جنگ بود. با ساخت تلویزیون در اواخر دهه1920،  «جان لویی برد» كه مخترع تلویزیون ، ایده ساخت تصاویر سه‌بعدی و پخش آن‌ها در تلویزیون را مطرح كرد. در دهه 50 تولید فیلم‌های سه‌بعدی مورد توجه فیلمسازان قرار گرفت و حتی «آلفرد هیچكاك» هم فیلم «حرف‌ام را به نشانه مرگ بگیر» را به‌صورت سه‌بعدی ساخت اما همه سینماها امكان نمایش این فیلم‌ها را نداشتند و تكنولوژی تولید و نمایش پیچیده و گران‌قیمت این قبیل فیلم‌ها تب داغ تولید فیلم‌های سه‌بعدی را خیلی زود سرد كرد. بعد از آن فیلم‌هایی به‌صورت تكی و انفرادی به‌صورت سه‌بعدی تولید شدند اما حیات مجدد این تكنولوژی بدون شك مدیون فیلم فوق‌العاده آواتار ساخته جیمز كامرون بود كه در حال حاضر پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینماست. موفقیت آواتار بسیاری از فیلمسازان را به صرافت استفاده از تكنولوژی سه‌بعدی انداخت گرچه باید اذعان كرد، موفقیت آواتار بیش از هر چیز مرهون كارگردانی جیمزكامرون بود نه تصاویر سه‌بعدی یا هر چیز دیگر. از یكی، دو سال قبل هم شاهد ورود تلویزیون‌های سه‌بعدی به بازاربودیم كه به‌رغم قیمت بالا با استقبال فراوانی روبه‌رو شده‌اند.


چرا سینمای حیات وحش؟

اگر تجربه رفتن به سینماهای سه‌بعدی را داشته باشید متوجه شده‌اید كه فیلم‌های سه‌بعدی اگر فیلم سینمایی نباشند، فیلم‌هایی در رده مستندهای حیات وحش  هستند كه اكشن‌های طبیعت در آنها لحاظ شده است تا مخاطب احساس حضور در بطن ماجرا را داشته باشد.


خلق تصاویر سه بعدی

مكانیسم این فیلم‌ها دقیقا مثل دیدن ماست. وقتی ما به اطراف نگاه می‌كنیم با 2 چشم 2 تصویر متفاوت می‌بینیم. علت این تفاوت فاصله بین 2 چشم است. اگر به یك شی نگاه كنید بعد یك چشم را بگیرید و به همان شی نگاه كنید می‌بینید كه زاویه تصویر تغییر می‌كند. دقیقا همین تفاوت 2 تصویر است كه در مغز یكی شده و احساس سه‌بعدی بودن را ایجاد می‌كنند. با این شیوه ما تا حدودی فاصله را تشخیص می‌دهیم و حجم اشیا را درك می‌كنیم. در تصاویر سه‌بعدی هم تصویر با 2 دوربین كه از هم فاصله دارند فیلمبرداری می‌شود و البته از تكنیك‌های كامپیوتری خاصی برای چاپ این تصاویر استفاده می‌شود. عینك مخصوص كه ما به چشم می‌زنیم باعث می‌شود با هر چشم یكی از این تصاویر را ببینیم. چون در آن واحد روی پرده یا صفحه تلویزیون 2 تصویر در حال پخش است اگر ما بدون عینك آن را ببینیم تصاویر تار و حاشیه‌دار هستند چون در اصل 2 تصویر كنار هم هستند ولی با عینك این تصویر از هم تفكیك می‌شوند یعنی هر چشم فقط یكی از این تصاویر را می‌بیند.



راز عینك‌های سه بعدی

كار این عینك‌ها تفكیك 2 تصویری است كه روی پرده نمایش داده می‌شود. چند مكانیسم مختلف هم برای این كار وجود دارد كه رایج‌ترین آن‌ها عینك‌های پولاروید و عینك‌های قرمز/سبز یا قرمز/آبی هستند. عینك‌های پولاروید، نور پلاریزه را عبور می‌دهند و نور پلاریزه نوری است كه مثلا در محور عمودی نوسان می‌كند و شیشه عینك هم همان جهت نور را عبور می‌دهد. در نتیجه چشم فقط تصاویر مربوط به همان محور را می‌بیند و وقتی چشم این تصویر را با هم یكی می‌كند همان احساس حضور در یك فضای سه‌بعدی به انسان دست می‌دهد. حالت دیگر عینك‌های رنگی قرمز/سبز یا قرمز/آبی هستند. این عینك‌ها بیشتر برای تلویزیون‌های سه‌بعدی استفاده می‌شود. در این سیستم 2 تصویر همزمان روی پرده سینما یا صفحه تلویزیون نمایش داده می‌شود كه یكی قرمز و دیگر آبی یا سبز است. فیلترهای روی شیشه‌ها فقط اجازه عبور یكی از تصاویر را می‌دهد و در نتیجه هر چشم، تصویر متفاوتی را می‌بیند و همان فرآیند قبلی در مغز تكرار می‌شود.



همه تصویری كه می‌بینید سه‌بعدی نیست

اگر تجربه دیدن فیلم‌های سه‌بعدی را داشته باشید حتما می‌دانید كه محدوده كاملا مشخصی از تصویر به‌صورت سه‌بعدی دیده می‌شود و عقب یا جلوتر از آن كاملا سه‌بعدی نیست و تماشاگر احساس حضور در یك محیط واقعی را ندارد. علت این است كه محدوده وسیعی از تصویر باید سه‌بعدی باشد. دوربین در جاهایی كه تصاویر اختلاف زاویه زیادی با هم دارند به‌خوبی می‌تواند حالت سه‌بعدی را گیرد ولی در مورد بخش‌هایی كه از دوربین دورتر هستند، تفاوت جزئیات آن‌ها آنقدر زیاد نیست كه سه‌بعدی دیده شود. طبعا چون تصاویر آنقدر با هم اختلاف ندارند  عینك هم كمكی به ما نمی‌كند.


سر درد و خستگی در سینما

افرادی كه تجربه دیدن فیلم سه‌بعدی در سینما را دارند بعد از یك ربع یا 20 دقیقه دچار خستگی چشم و حتی سردرد می‌شوند. این مشكلی است كه تقریبا همه بر آن تاكید دارند به‌خصوص اگر فیلمی از ابتدا سه‌بعدی فیلمبرداری نشده باشد و بعد آن را سه‌بعدی كرده باشند این مشكل تشدید می‌شود، علت این است كه مدام به چشم فشار می‌آید تا بتواند تصاویر را سه‌بعدی ببیند. این كار باعث خستگی شدید عضلات چشم می‌شود. شاید به همین دلیل است كه در فیلم‌های بلند سینمایی سه‌بعدی چند آنتراكت وسط فیلم درنظر می‌گیرند تا چشم تماشاگر در این فاصله كمی استراحت كند. از طرف دیگر خود عینك هم مشكلات خاص خود را دارد. عینك‌های سه‌بعدی تا همین یكی، 2 سال قبل خیلی سنگین بودند و تحمل آن‌ها برای فرد مشكل بود به‌خصوص برای افراد عینكی كه باید روی عینك طبی عینك سینما می‌زدند اما  به‌تازگی عینك‌ها سبك‌تر و ارزان‌تر شده‌اند و چشم‌را هم كمتر خسته می‌كنند.


هم تلویزیون هم فیلم

به‌دنبال موفقیت سینمای سه‌بعدی از حدود سال 2008و 2009برخی از شبكه‌های تلویزیونی اقدام به پخش فیلم‌های سه‌بعدی كردند كه با همان تكنولوژی سینمایی تهیه شده بود یعنی فیلمبرداری یك تصویر با 2 دوربین یا گاهی با چند دوربین. در حال حاضر تلویزیون‌هایی در بازار هستند كه حتی بدون عینك هم می‌توان تصاویر را به‌صورت سه‌بعدی دید. اكنون كانال‌های متعددی در سراسر دنیا هستند كه برنامه‌های سه‌بعدی پخش می‌كنند و مخاطبان زیادی هم دارند، اما به‌هرحال ماجرا این است كه داشتن یك تلویزیون سه‌بعدی به تنهایی كافی نیست. باید فیلم به‌صورت سه‌بعدی تصویربرداری شده و پخش شود تا بتوان از این دستگاه استفاده كرد. بدون فیلم‌های سه‌بعدی یا كانال‌های تلویزیونی پخش‌كننده این دستگاه فایده خاصی نخواهد داشت.



این افراد نباید فیلم‌های سه بعدی ببینند

مشكلاتی مانند خستگی چشم، تاری دید، دوبینی، سردرد و حتی حالت تهوع در برخی افراد كه مدت طولانی تصاویر سه‌بعدی نگاه كرده‌اند گزارش شده است. توصیه شده، كسانی كه می‌خواهند تلویزیون سه‌بعدی بخرند قبل از خرید 10 الی 20 دقیقه تصاویر آن را تماشا كنند تا با عوارض احتمالی آن آشنا شوند. معمولا كسانی كه موقع دیدن تصاویر سه‌بعدی ثابت دچار خستگی چشم می‌شوند موقع تماشای فیلم‌های سه‌بعدی هم دچار مشكل می‌شوند. مثلا در دستورالعمل تلویزیون‌های سه‌بعدی یكی از شركت‌های معتبر تولید لوازم صوتی و تصویری آمده كه تماشای تلویزیون سه‌بعدی برای كودكان زیر 6 سال ممنوع است. كودكان و نوجوانان، افراد مسن، كسانی كه مشكل بی‌خوابی شدید دارند و خانم‌های باردار نباید زیاد تصاویر سه‌بعدی تماشا كنند. از طرف دیگر كسانی كه مشكلات چشمی دارند مثلا تنبلی یا انحراف با دیدن تصاویر سه‌بعدی ممكن است مشكلات‌شان تشدید شود. حتی این احتمال وجود دارد كه در اثر تماشای بلندمدت تصاویر سه‌بعدی چشم دچار انحراف مخفی بشود.

9 روش برای باهوش تر کردن کودک

در واقع با اینکه هوش پدیده‌ای ژنتیک و استعدادی خدادادی است، توانایی‌های ذهنی افراد طی دوران زندگی و از دوران کودکی آنها کم‌کم شکل می‌گیرد.

براساس تحقیقات علمی‌انجام شده، با به کار‌بردن روش‌ها و برنامه‌ریزی‌های خاصی در زندگی روزمره و در فضای آموزشی کودکان، می‌توان قدرت تفکر و هوش آنها را پرورش داد. شما هم می‌توانید از این ۹ روش برای باهوش‌تر کردن فرزندتان استفاده کنید.
 
بازی برای هوش
 
شطرنج، جدول، پازل و دیگر بازی‌های فکری، همگی برای مغز کودک همچون ورزش هستند. بازی‌هایی مانند سودوکو (جدول اعداد) علاوه بر اینکه می‌توانند سرگرمی ‌لذت‌بخشی برای کودک شما باشند، تقویت‌کننده توانایی تفکر استراتژیک، حل مشکلات و تصمیم‌گیری در وضعیت‌های پیچیده هستند. 
انواع بازی‌های فکری را در خانه داشته باشید و علاوه بر این، گاهی مسائلی را به طور خیالی طرح کنید و برای حل این مشکلات و مسائل ساختگی، از کودکان‌تان کمک بخواهید. بگذارید با وضعیت‌های دشوار و موقعیت‌های پیچیده تصمیم‌گیری مواجه شده و راه‌های پیشنهادی خود را برای حل مسائل به شما بازگو کنند.
 
در جست‌وجوی دانش باش
 
محققین معتقدند که والدینی که کودکان خود را به ارائه نظرات و ایده‌های جدید تشویق کرده و کنجکاوی آنها را مورد توجه و احترام قرار می‌دهند، درس بزرگی به آنها داده‌اند؛ اینکه «جست‌وجوی دانش اهمیت زیادی دارد». از کودکان‌تان در زمینه سرگرمی‌ها و علایقشان سؤالاتی بپرسید و از کنجکاوی آنها حمایت کنید، نکات و موارد جدید مربوط به سرگرمی‌هایشان را به آنها یاد دهید و برای تشویق کنجکاوی‌هایشان، آنها را به گردش‌های آموزشی ببرید. گردش در موزه‌های تاریخی و طبیعی، رصدخانه و پارک‌های حیوانات از این جمله‌اند.
 
ورزش، ورزش، ورزش!

مطالعات گروهی از دانشمندان آمریکایی نشان داده ارتباط مستقیمی‌ بین فعالیت‌های ورزشی کودکان دبستانی و موفقیت تحصیلی آنها وجود دارد. بنابر تحقیقات این گروه، شرکت کردن کودکان در فعالیت‌های ورزشی، افزایش میزان اعتماد به نفس، مهارت در کارهای گروهی و توانایی‌های مدیریتی و رهبری را به دنبال دارد.
 
همچنین در مطالعات آنها ثابت شده بیشتر زنانی که در موقعیت کاری در نقش‌های مدیریتی و ریاست موفق بوده‌اند، در دوران کودکی و نوجوانی در فعالیت‌های گروهی و تیمی‌ ورزشی شرکت داشته‌اند. پس به جای اینکه پس از خوردن شام، جلوی تلویزیون لم بدهید، بهتر است با کودکتان توپ‌بازی کرده یا به پیاده‌روی بروید. بد نیست کودک خود را به شرکت در تیم‌های ورزشی مدرسه‌اش تشویق کنید.
 
الفبای موسیقی، الفبای هوش!
 
شاید شنیدن سر و صدای ناهنجار کودکتان در حالی که مشغول تمرین نوازندگی و آموختن موسیقی است اصلا لذت‌بخش نباشد اما باید بدانید که این سرگرمی‌لذت‌بخش کودکان، یکی از مواردی است که نیمکره راست مغز آنها را پرورش می‌دهد.
 
بنابر تحقیقات دانشمندان دانشگاه تورنتو، برنامه‌ریزی دوره‌های آموزش موسیقی برای کودکان منجر به افزایش ضریب هوشی و توانایی‌های علمی‌ آینده آنها خواهد شد.
 
هر چه سال‌های آموزش موسیقی آنها بیشتر باشد، میزان این تاثیر و افزایش هوش در آنها بیشتر خواهد بود. مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که آموختن موسیقی در دوران کودکی باعث کسب نمره‌های بهتر در دوران دبیرستان و ضریب هوشی بالاتر در دوران بزرگسالی می‌شود؛ پس اجازه دهید موسیقی‌دان درونی کودکتان خودش را نشان دهد.
خیلی خوب است اگر او را برای دوره های عمومی یا خصوصی آموزش موسیقی ثبت‌نام کنید. 
شیر مادر، عصاره هوش
 
شیر مادر اولین غذای مغز کودک است. تحقیقات انجام‌شده نشان می‌دهد که شیر مادر از ۲ جهت برای کودک مفید است؛ یکی اینکه از خطر احتمالی ابتلای کودک به بیماری جلوگیری می‌کند و دیگر اینکه به تنهایی یک غذای کامل برای نوزاد است. دانشمندان دانمارکی به این نتیجه رسیده‌اند که تغذیه نوزاد از سینه مادر، کودک را هم سالم‌تر و هم باهوش‌تر می‌کند.
 
مطالعات ایشان نشان داده کودکانی که در دوران نوزادی ۹ ماه از سینه مادرشان تغذیه شده‌اند، به نسبت آنهایی که یک ماه یا کمتر شیر مادرشان را خورده‌اند، بسیار باهوش‌ترند. پس اهمیت شیر مادر باید از ابتدا مورد توجه قرار گیرد چرا که علاوه بر تضمین سلامتی نوزاد، برای آینده او و رشد مهارت‌های ذهنی‌اش هم مفید خواهد بود.
 
کامپیوتر در خدمت هوش
 
شاید تعجب کنید چون بازی‌های کامپیوتری شهرت بدی پیدا کرده‌اند و بسیار مورد انتقاد قرار می‌گیرند. بله، درست است که بسیاری از آنها وحشیانه، بی‌فایده و غیرفکری هستند اما ما در مورد انواعی از بازی‌های کامپیوتری صحبت می‌کنیم که مهارت‌های فکری و استراتژیک و قدرت تصمیم‌گیری و خلاقیت کودک را پرورش داده و کارگروهی را به او آموزش می‌دهند.
 
امروزه در دنیا بعضی شرکت‌های معتبر ساخت بازی‌های کامپیوتری، در تلاش هستند تا بازی‌های آموزشی‌ای بسازند که پرورش‌دهنده حافظه و توانایی‌های ذهنی کودکان خردسال (حتی کودکان نوپا) باشند. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد کودکانی که انواع بازی‌های کامپیوتری آموزشی را بازی می‌کنند، نسبت به آنهایی که این بازی‌ها را تجربه نکرده‌اند از قدرت درک و تجسم تصویری بیشتری برخوردارند.
 
جالب است بدانید معلمان بریتانیایی، امروزه در کلاس‌های درسشان از انواع بازی‌های کامپیوتری آموزشی استفاده می‌کنند 
صبحانه یادت نره!
 
نتایج معتبر تحقیقات دقیقی که در دهه ۷۰ میلادی انجام شده، نشان داده است که خوردن صبحانه باعث تقویت حافظه، تمرکز و قدرت یادگیری می‌شود. کودکانی که صبحانه نمی‌خورند، معمولا زودتر خسته شده و کم‌طاقت‌تر و زودرنج‌تر هستند. این دسته از کودکان نسبت به آنهایی که روز خود را با خوردن صبحانه شروع می‌کنند، از سرعت عمل کمتری برخوردارند. با وجود کمبود وقت و برنامه‌های روزانه شلوغ امروزی شاید، کمتر کسی فرصت پیدا کند که هر روز بنشیند و صبحانه مفصلی نوش جان کند. اما کودک خود را حتی فقط با خوردن یک لیوان شیر هم شده، صبحانه‌خورده، روانه مهد کودک یا مدرسه کنید تا تمرکز بیشتری داشته باشد.
 
خوب بخور تا باهوش بشی
 
قند، چربی‌های اشباع و دیگر خوراکی‌های بی‌فایده را از برنامه غذایی کودکان حذف کنید و به جای آن، مواد مغذی و مفیدی که به رشد ذهنی آنها کمک می‌کند، جایگزین کنید. سال‌های اولیه دوران کودکی ـ به‌ویژه ۲ سال اول ـ بسیار اهمیت دارد و لازم است تمامی‌ مواد لازم را در رژیم غذایی کودک قرار دهید 
برای مثال رشد شبکه مغزی کودک نیاز شدیدی به میزان کافی آهن دارد چرا که در کودکان دچار کمبود آهن، جریان اعصاب کند می‌شود. همچنین تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد که میزان مقاومت در برابر بیماری‌ها در کودکانی که تغذیه سالمی‌ ندارند بسیار کم است. بنابراین تغذیه نادرست باعث می‌شود کودکان از مدرسه و همسالان خود عقب بمانند و دچار افت تحصیلی شوند. پس اگر می‌خواهید کودکتان در مدرسه نمره بهتری بگیرد، به تغذیه او هم توجه کنید.
 
دوستی که هوش هدیه می‌دهد
 
کتاب یکی از روش‌های مفید قدیمی ‌است که امتحان‌اش را پس داده اما بعضی مواقع در مقابل روش‌های تکنولوژیک امروزی برای تقویت هوش، دست‌کم گرفته می‌شود؛ در حالی که کتاب قابل دسترس‌ترین، کم‌هزینه‌ترین و در عین حال موفقیت‌آمیزترین روش برای آموزش و رشد ذهنی کودکان در تمامی ‌سنین است. برای کودکان‌تان از سنین پایین‌تر کتاب خواندن را شروع کنید. آنها را برای عضویت در کتابخانه ثبت‌نام کنید و کتابخانه منزلتان را پُر از کتاب کنید.

با زبان بدن طرف مقابلتان را به سادگی بشناسید !

از چشم‌ها چطور كمك بگیریم ؟
  •  هنگامی كه از شما پرسیده شود آخرین فردی كه امروز صبح ملاقات كردید چه كسی بود؟ شما بـا حـركت دادن چشم‌ها به سمت بالا و چپ می‌توانید آن را بهتر به خاطر بیاورید.
  •  هنگامی‌كه مشاهده كردید شخصی در پاسخ به پرسش‌های شما به بالا و سـمـت راست چشم می‌دوزد؛ احتمالا در فكر فریب و یافتن پاسخی ساختگی است.
  •  اگر كارفرما هستید و مطلبی را از كارمندتان پیگیری می‌كنید، به راحتی می‌توانید با نگاه‌كردن به چشمان او به دروغ و راست حرف‌های او پی ببرید.
  •  اگر قصد ازدواج دارید با یك نگاه به چشمان طرف مقابل می‌توانید نشانه‌های احساس، عاطفه، دروغ و فریب درونی او را دریابید.



چشم‌ها چه می گویند

چشمان ما یكی از اعضای پر معنی در رساندن پیا‌م‌های غیركلامی به دیگران است. كم یا زیاد همه ما بدون این‌كه بدانیم چطور یا چرا چشم دیگران را می‌خوانیم و به‌نظر می‌رسد این یك توان ذاتی است. چشم‌ها و به‌ویژه آگاهی بالای ما از آنچه در چشم دیگران می‌بینیم، باور نكردنی است، حتی اگر با كسی تماس چشمی داشته باشیم كه در فاصله‌ای دور از ما و در 40 – 30 متری ما قرار دارد؛ این توانایی هم در ما وجود دارد كه بتوانیم چشمان كسی كه به ما نگاه نمی‌كند و حتی نگاهی بدون معنی یا نگاهی پرمعنی دارد و حتی چشمی كه كمی قبل‌تر اشك ریخته را بخوانیم. 


چشم‌هایی كه به راست یا چپ  نگاه می‌كنند

چشم‌ها زمانی كه مغز در حال تصویر‌سازی‌ و خلق چیزی است تمایل به نگاه به راست دارند و زمانی كه در حال به یادآوردن و یافتن واقعیت است به چپ نگاه می‌كنند. این مربوط به نیمكره راست و چپ مغز است، بخشی كه به احساسات و خلاقیت(راست) و منطق و حافظه(چپ) مربوط می‌شود. 

تحت شرایط خاص خلاقیت می‌تواند به معنای دروغ گفتن باشد. البته نگاه به راست موقع توضیح حقیقت لزوما به معنای دروغ گفتن نیست و می‌تواند به این معنا باشد كه فرد پاسخ را نمی‌داند و براساس حدس و گمان صحبت می‌كند.



انواع نگاه

بررسی انواع متفاوت نگاه‌ها و البته معنای متفاوت آن‌ها می‌تواند كمك كند این بار معنای نگاه دیگران را بهتر بفهمیم، ‌طوری كه بتوانیم در ارتباط‌های مختلف به موقع عكس‌العمل نشان دهیم:

  • نگاه به راست ( به طور کلی )
نشانه خلق كردن، ساختن، حدس زدن و گاهی دروغ گفتن است. خلق كردن در اینجا به معنای ساختن چیزی و بیان آن است؛ بسته به مفهوم این می‌تواند دروغ‌بافی باشد اما در تفصیل‌های دیگر می‌تواند خواندن داستان برای بچه‌ها هم باشد كه كاملا طبیعی است. 

  • چشم های تنگ شده
نشانه ناامیدی است. نگاه با چشمان منقبض پیام ناامیدی می‌دهد مانند نگاه كردن به آسمان برای كمك.

  • نگاه به راست و بالا
نشانه تصور بصری، ساختن، دروغ گفتن و استفاده از قوه مخیله است. این حركت می‌تواند علامت هشداری برای ساختن دروغ با قوه تخیل باشد به‌خصوص زمانی كه از فردی خواسته‌اید حقیقت را بگوید.

  • نگاه به راست و پهلو
نشانه تجسم اصوات جدید و بازیابی صداست. این حركت به معنای بازیابی صداست كه می‌تواند شامل این مورد باشد كه فرد در حال به یادآوردن این است كه چه كس دیگری این جمله را گفته.

  • نگاه به چپ و بالا
نشانه دستیابی به خاطرات بصری، تصویر ذهنی یادآوری شده و بازیابی حقیقت است. این مربوط به دسترسی به حافظه است و ربطی به تصویرسازی ندارد. این یك نشانه اطمینان بخش درصورت است كه حاكی از به یادآوری حقیقت در فرد است.

  • نگاه به چپ و به پهلو
نشانه دستیابی به خاطرات صوتی، افتراق تن صدا و یادآوری صداهاست. نگاه به پهلو نشان‌دهنده صدا و نگاه به چپ نشان‌دهنده یادآوری است و می‌تواند یادآوری آنچه توسط شخص گفته شده باشد.

  • نگاه مستقیم به چشم ( هنگام صحبت کردن )
نشانه راستی و صداقت است. ارتباط چشمی مستقیم اغلب نشانه صداقت است هرچند دروغگویان با تجربه این را می‌دانند و پیام جعلی می‌فرستند.

  • نگاه به راست و پایین
نشانه دسترسی به احساسات، عواطف، احساس سردی وگرمی، درد، فشار، حركت و جاذبه است. این حالت پیامی تولید می‌كند كه می‌تواند نشانه این باشد كه شخص از خود درباره احساساتش سوال می‌كند.

  • مالیدن چشم یا چشم ها
نشانه ناراحتی و خستگی است. مالیدن یك چشم یا چشم‌ها می‌تواند نشان‌دهنده ناباوری باشد مثل این‌كه فرد بخواهد بینایی خود را امتحان كند. اگر پیام با یك نگاه طولانی همراه باشد بیشتر خستگی را نشان می‌دهد.

  • چشم گشاد و بزرگ شده
نشانه تحسین و تمایل است. مردمك چشم معمولا در تاریكی و روشنایی باز و بسته می‌شود؛ همانطور كه تاریكی می‌تواند باعث گشاد شدن مردمك چشم شود، هیجان و جذابیت هم می‌تواند این كار را بكند.

  • پلک زدن مداوم
نشانه هیجان و فشار است. میزان چشمك زدن طبیعی انسان بین 6 تا 20 بار در دقیقه تخمین زده شده است. بیشتر از این مقدار نشانه هیجان یا فشار است. میزان پلك زدن می‌تواند به 100 بار در دقیقه هم برسد و این ربطی به دروغ گفتن ندارد.

6+5 راه‌حل براي مشكلات معمول دوره نامزدی

قرار است نقش شما در زندگي عوض شود؛ سبك زندگي‌تان ظرف چند ماه از اين‌رو به آن رو شود و وظايفي را به‌عهده بگيريد كه پيش از اين، ديگران در قبال شما به‌عهده داشتند. از طرف ديگر، شما بايد در مقابل ده‌ها نفر حساب پس بدهيد. آن‌ها انتظار دارند كه در عرض چند ماه آينده به عروسي شما دعوت شوند و در تمام اين دوره قبل از ازدواج هم مي‌خواهند تمام رفتارها و اتفاقات زندگي شما را زير ذره‌بين بگيرند. همين انتظارات ديگران، مي‌تواند يكي از دلايل اضطراب شما باشد. مي‌ترسيد نتوانيد انتظارات ديگران را فراهم كنيد و به همين دليل به‌خودتان و نامزدتان فشار مي‌آوريد تا به بهترين شكل آن‌ها را راضي كنيد. حالا تصور كنيد كه به همه اين اضطراب‌ها، نگراني‌هاي مالي هم وارد شود. هزينه‌هاي جشن عروسي و مراسم‌هاي قبل از آن. خريد يا اجاره كردن خانه. وسايل زندگي و هزينه‌هاي جاري يك زندگي خانواده ممكن است شما را با اين سوال روبه‌رو كند كه آيا اين ازدواج ارزش اين همه دردسر را دارد؟



چه كنيم؟

ممكن است شما در دوره نامزدي با مشكلات بسياري روبه‌رو باشيد نخستين اصلي كه براي حفظ اين ارتباط و تقويت‌كردنش بايد به آن پايبند باشيد، كمك به يكديگر براي برطرف كردن اين استرس‌هاست. با كمك راه‌هاي زير اين مرحله دشوار را هم به سلامت پشت سر بگذاريد:

ستون اول

 قبل از هر تصميمي (چه در مورد جشن عروسي، چه محل زندگي يا هرچيز ديگر) با هم بدون جهت‌گيري صحبت كنيد. دوست داريد كه اين تصميم چطور گرفته شود و چه فكري در مورد آن مي‌كنيد؟ حرف‌هاي يكديگر را بدون پيش‌داوري بشنويد و اول روي نكاتي تمركز كنيد كه هر دوي شما درموردش تفاهم داريد. از اين طريق مي‌توانيد يك ستون مشترك براي تصميمات‌تان بسازيد. حالا شما روي يك سري از اصول توافق كرده‌ايد.

ذره‌بين روي اختلاف‌ها

 حالا وقت رسيدگي به اختلافات است. شما دوست داريد يك جشن بزرگ و مجلل داشته باشيد و او توان تامين مخارجش را ندارد؟ او دوست دارد خانه‌اي نزديك به محل كارش داشته باشد و شما آن محله را دوست نداريد؟‌... يادتان نرود كه اين مشكلات به تنهايي بزرگ نيستند اما اگر حل نكرده باقي بمانند زندگي شما را شروع نشده از هم مي‌پاشند. پس اين اختلافات را دانه‌دانه بررسي كنيد و مشترك‌ترين تصميم ممكن را در موردشان بگيريد.

از بعضي خواسته‌ها بگذريد

  اگر در مواردي نظر نامزدتان با شما متفاوت است از روش اولويت‌بندي كمك بگيريد. ببينيد كه از كدام‌يك از اين خواسته‌ها مي‌توانيد بگذريد و كدام‌يك براي‌تان كليدي‌تر است. اگر همه خواسته‌هاي خودتان براي‌تان مهم باشد و همه گفته‌هاي او بي‌اهميت، هيچ اتفاق خوبي در انتظار رابطه شما نخواهد بود. يادتان نرود كه اگر مي‌پذيريد از چيزي بگذريد، حق نداريد از اين لحظه به بعد همسرتان را به خاطر گذشت‌تان زير سوال ببريد. 

خودتان را ناديده نگيريد

 درست است كه گذشت كردن جزو اصلي يك زندگي مشترك است اما قرار نيست براي گذشتن از اين مرحله دشوار خودتان را ناديده بگيريد. اگر فكر مي‌كنيد سكوت كردن و تحمل كردن باعث ايجاد تنش كمتري مي‌شود در اشتباه هستيد. زيرا تنش‌هايي كه با سكوت سركوب‌شان كرده‌ايد در آينده به زندگي شما حمله خواهند كرد. قرار نيست رابطه‌تان را پر از جنگ و آشوب كنيد اما به‌خاطر ترس‌تان از دعوا يا دلخوري، خودتان را قرباني نكنيد. با هم حرف بزنيد و عادلانه تصميم بگيريد. 

يكطرفه به قاضي نرويد

 وقتي مي‌گوييم عادلانه يعني بايد هم خودتان و آرزوهاي‌تان را درنظر بگيريد و هم همسرتان و شرايطش را. تصميمات مهم را با توافق با يكديگر بگيريد. يادتان نرود كه او هم به اندازه شما در اين اتفاق نقش داشته و به اندازه شما آرزو دارد. پس نگراني‌هاي او را هم درك كنيد. ازدواج يك رابطه 2طرفه است. رابطه‌اي كه پايه‌هايش روي بده‌بستان‌هاي 2طرفه بنا شده است. پس همان‌قدر كه از او انتظار داريد، از خودتان هم انتظار داشته باشيد.



مسابقه، پس همه چيز را منطقي پيش ببريد

آينده نگر باشيد

 اگر مي‌خواهيد خواسته‌هاي خودتان يا توافق‌هاي 2نفره‌تان را به اجرا بگذاريد، آينده را هم فراموش نكنيد. هزينه‌اي كه قرار است بكنيد، چه تاثيري روي اوضاع مالي 2نفره‌تان بعد از اين دوره خواهد گذاشت؟ اختلافاتي كه به‌وجود آمده، چه مشكلاتي بين خانواده جديدتان و خانواده‌هاي قديمي ايجاد خواهد كرد.  قبل از اجراكردن هر چيز، راهي را درنظر بگيريد كه كمترين آسيب را در آينده در پي دارد. شايد لازم باشد براي پيدا كردن اين راه بعضي از آرزو‌هاي‌تان را هم قرباني كنيد.

جلوي خانواده‌ها نايستيد

 وارد جنگ با خانواده‌هاي هم نشويد. بعد از گرفتن تصميمات، شما با خانواده خود صحبت كنيد و از او هم بخواهيد كه اين موضوعات را به‌عنوان تصميمات خودش و نظرات مشترك‌تان به خانواده‌اش اطلاع دهد. هيچ وقت براي به كرسي نشاندن تصميمات مشترك‌تان، خودتان را در مقابل خانواده او قرار ندهيد. يادتان نرود كه شما يك تازه وارد هستيد و آن‌ها يك تيم قديمي و اين‌كه همسرتان بهتر از شما با زبان آن‌ها آشناست.

فكر بردن نباشيد

 قطعا برنامه 2نفره شما تا حد زيادي تغيير خواهد كرد، پس به دليل اين تغييرات يكديگر را مقصر ندانيد. از هم دفاع كنيد اما به خانواده‌ها حمله نكنيد. مهم نيست خانواده شما پيشنهاد داده است يا او. در اين بازي به تنها چيزي كه نبايد فكر كنيد بردن است.

داور تعيين كنيد

  اگر مخالفت‌ها يا نظرات خانواده‌ها از نگاه هر دوي شما غيرمنطقي است و دوست نداريد طبق برنامه آن‌ها پيش برويد، بهتر است يك داور خوب را براي اين اتفاق مشخص كنيد؛ كسي كه هم شما به او اعتماد داريد و هم خانواده‌تان روي حرفش حساب مي‌كنند. اول با او حرف بزنيد و حرف‌هايش را بشنويد. اگر براي‌تان مورد اعتماد باشد، راحت‌تر مي‌توانيد به پيشنهاد‌هايش فكر كنيد. شايد شما در اين تصميم‌گيري خيلي جنبه‌ها را نمي‌ديديد. پس نگوييد حرف، حرف خودمان است.

آشوب به‌پا نكنيد

 شما نمي‌توانيد خودتان و آينده 2‌نفره‌تان را قرباني كنيد تا همه را راضي كنيد اما حق نداريد كه جنگ هم راه بيندازيد. نحوه خداحافظي شما 2نفر از خانواده‌هاي‌تان روي زندگي آينده‌تان بسيار تاثير گذار خواهد بود پس بدون پرخاشگري و قهر، خواسته‌هاي مشترك‌تان را پيش ببريد. اگر در اين مسير كسي شما را رنجاند، گناهش را به گردن همسرتان نيندازيد و فراموش نكنيد كه او تنها مسئول كارهاي خودش است و نمي‌تواند كوچك‌ترين رفتار‌هاي ديگران را تحت كنترل دربياورد.

كمك بگيريد

 درست است كه همه آدم‌ها مثل هم نيستند و مثل هم زندگي نمي‌كنند اما يادتان نرود كه ديگران قبل از شما اين مسير را رفته‌اند. پس قبل از آن‌كه در مقابل پيشنهادهاي‌شان جبهه بگيريد، خوب به عواقب تصميمي كه گرفته‌ايد، فكر كنيد. اگر نمي‌توانيد راه درست را به آساني تشخيص دهيد، بهتر است با هم به دفتر يك روان‌شناس برويد و قبل از هر تصميمي كمي مشاوره بگيريد. شايد لازم باشد كه بعد از چند جلسه خانواده‌تان را هم با اين مشاور آشنا كنيد و به اين جنگ خانگي پايان دهيد.

راهنمای عملی خرید لپ تاپ

این ماجرا به یکی از برنامه های روزمره تبدیل شده است. دوستان، آشنایان و همکاران تقریبا هر روز از من درباره خرید لپ تاپ، سوال می پرسند و می خواهند بدانند چطور می توانند یک «لپ تاپ خوب» بخرند. 

پاسخ همه این سوال ها یکی است. من به آنها می گویم حتی با وجود تمام تلاش هایی که چینی ها به کار می بندند، هنوز از نظر فنی هیچ لپ تاپ بدی ساخته نشده است. از نظر تکنیکی لپ تاپ بد یعنی شما پولتان را برای خرید چیزی هدر بدهید که به کارتان نمی آید، یعنی پول بی زبان را برای خرید لپ تاپ صورتی رنگ هدر بدهید، یعنی خرید لپ تاپ قسطی از یک فروشنده بی انصاف. 

پس بی خود وقت عزیزتان را صرف اسم و برند لپ تاپ نکنید. وقتی می خواهید این همه پول خرج کنید قبل از هر چیز باید تکلیفتان را با خودتان معین کنید. از لپ تاپتان چه انتظاری دارید و قصد دارید با آن چه کاری انجام دهید؟ پس کلید حل معما فقط پیش خودتان است.
گول تبلیغات را نخورید

اگر همین حالا به بازار بروید و کمی مغازه ها را بالا و پایین کنید، خیلی زود متوجه می شوید تعداد برندهایی که لپ تاپ تولید می کنند بسیار محدود است. این قضیه نشان می دهد که کیفیت چقدر می تواند روی تولید و فروش محصول تاثیر مثبت داشته باشد. 

همه تولیدکننده ها می دانند که تنها یک اشتباه می تواند برای همیشه تصویری بد از آنها در ذهن مصرف کننده ها باقی بگذارد. سونی مثل همیشه اسم بزرگی است ولی در بازار فقط یکی از معروف ترین ها به حساب می آید. 

دل (Dell) دوشادوش سونی پیش می رود و کم کم یاد گرفته برای فروش بیشتر باید به تولیداتش تنوع بدهد. اچ پی، کامپک، فوجیتسو – زیمنس، توشیبا و ایسر تولیدکننده های دیگری هستند که کمابیش نامی برای خود دست و پا کرده اند.

 لنوو را همه نمی شناسند ولی تا به حال هیچ کس از آن بدی ندیده است. ایسوز و ام اس آی هم کم کم با نگاه اقتصادی خودشان را به گود رقابت نزدکی می کنند. ال جی و سامسونگ هم لپ تاپ تولید می کنند و اگر اپل را هم به این لیست اضافه کنیم سرجمع تمام انتخاب ها را روی یک دایره ریخته ایم. 

متاسفانه بزرگ ترین اشتباه ممکن وقتی رخ می دهد که خریدار بخواهد مثل خرید گوشی تلفن همراه به اسم تولیدکننده توجه کند. حقیقت این است که هرکدام از تولیدکننده ها مدل های مختلفی می سازند. پس امکان دارد فلان مدل ایسر خیلی بهتر از بهمان مدل سونی یا دل کارکرد داشته باشد. 
حتی بعضی از مدل های یک شرکت، نسخه های مختلفی دارند که با نشانه های A و B و C معرفی می شوند. این علامت نشان دهنده یک سری اختلافات جزئی در مشخصات لپ تاپ است. مثلا ممکن است مدل اول با یک دیسک سخت بزرگ تولید شده باشد یا روی آن سخت افزار بلوتوث نصب کرده باشند. 

هرازچند مدتی هم یکی از تولیدکننده ها یکی از محصولاتش را توی بوق و کرنا می کند و هیاهوی تبلیغاتی به راه می اندازد. مثلا تا همین حالا شش شرکت ادعا کرده اند، باریک ترین و سبک ترین لپ تاپ دنیا را ساخته اند. 

بالا و پایین رفتن سهام شرکت ها هم در بورس جهانی خیلی به من و شما دخلی ندارد. خریدار باهوش کسی است که گول تبلیغات کاذب را نخورد، پول نقد داشته باشد و لپ تاپ صورتی نخرد.


به گارانتی احترام بگذارید

امیدوارم خدا از سر تقصیرات هرکس که مردم را نسبت به گارانتی بی اعتماد کرد، بگذرد. اگر از من می پرسید بیایید و به خودتان لطف کنید و از خرید لپ تاپ بی گارانتی منصرف شوید. این قدر نگویید گارانتی در ایران مفهومی ندارد. 

نه! انصافا در بازار کامپیوتر، خیلی ها به گارانتی شان مثل یک تعهد پایبند هستند. فقط کافی است این خیلی ها را از بین شرکت های معتبر انتخاب کنید. متاسفانه این اواخر مد شده کارت های گارانتی شرکت های معتبر را کپی می کنند و در مغازه های کوچکشان می فروشند. 

اگر زحمت بکشید و از یک فروشگاه معتبر خرید کنید، به خودتان محبت کرده اید. شرکت های گارانتی، کارکرد سالم همه چیز لپ تاپ شما را ضمانت می کنند. حتی بعضی از آنها باتری، شارژر و نرم افزار را هم در برگه گارانتی شان لحاظ کرده اند.

تازه درصورت بروز مشکل، اطلاعاتتان نزدیک شرکت معتبر از امنیت بیشتری برخوردار هستند. از این گذشته، لازم نیست به وقت خرابی لپ تاپتان را زیر بغل بزنید و از این مغازه به آن مغازه بروید تا شاید محض رضای خدا یکی دلش برایتان بسوزد و با قیمتی نجومی آن را تعمیر کند.

قسطی نخرید

باور کنید خرید لپ تاپ با خرید رب گوجه فرنگی تفاوت دارد. به همین دلیل نمی توانید پول هایتان را بریزید داخل کیف دستی و به بازار بروید. قبل از این حرف ها خوب تحقیق کنید. از یک نفر که به کار آشناست، بپرسید. به او بگویید قصد دارید لپ تاپتان را برای چه کاری استفاده کنید. این کار به او کمک می کند لپ تاپ مناسب با شرایطتان را معرفی کند. 

به حرف دوستانتان تحت هیچ شرایطی گوش ندهید. متاسفانه همه ما عادت کرده ایم درباره همه چیز متعصبانه اظهارنظر کنیم و آنچه را خودمان داریم به هر طریق ممکن بهترین معرفی کنیم. 

سایت های اینترنتی مرجع مناسبی برای کسب اطلاعت بیشتر هستند. جمله قبل را یک بار دیگر با دقت بخوانید. گفتم برای کسب اطلاعات! این یعنی قیمت ها روی فضای مجازی چندان منطبق با واقعیت نیستند. علاوه بر این به دلیل رشد سریع تکنولوژی و به روز شدن بازار نمی توانید خیلی روی پیداکردن این مدل ها در بازار حساب باز کنید.

سایت های اینترنتی را برای مقایسه عملکرد فنی و دیدن ظاهر لپ تاپ استفاده کنید. در بعضی انجمن های گفت و گوی اینترنتی، بحث های داغی درمورد خرید لپ تاپ جریان دارد. 

بعضی از آدم های باسواد در این گفت و گوها شرکت می کنند و تجربیات گرانبهایشان را بی هیچ چشم داشتی در اختیار دیگران می گذارند اما مشکل اینجاست که تعداد این آدم های باسواد در مقایسه با آدم های بی منطق انگشت شمار است.

برای من و شما تهران بهترین جای دنیا جهت خرید لپ تاپ است. ولی این کافی نیست. مثل بقیه لوازم کامپیوتری باید به خودتان سختی بدهید و از منزل خارج شوید. مغازه های معتبری وجود دارند که فروشنده هایشان فقط به فکر پول نیستند. از آنها کمک بگیرید. قیمت ها را با هم مقایسه کنید و کمی زبان بریزید. 

بعضی ها حاضر هستند کمی از سودشان بگذرند. فقط گول هدیه هایی را که بعضی فروشگاه ها تبلیغ می کنند، نخورید. این هدایا را می توان با 10 تا 20 هزار تومان ناقابل خرید. 

بعضی از لپ تاپ ها در رنگ های مختلفی به فروش می رسند. قیمت رنگ های مختلف را بپرسید و بفهمید خرید یک لپ تاپ صورتی چقدر به جیبتان فشار وارد می کند. 

در بازار ایران معمولا قیمت ها بدون احتساب گارانتی محاسبه می شود. برای گارانتی خوب به طور میانگین باید 50 هزار تومان کنار بگذارید. خرید قسطی را هم به کل فراموش کنید، چون سودی که فروشنده قرار است بابت این لطف از شما بگیرد، به هیچ وجه منطقی نیست. به جای خرید قسطی شکیبایی به خرج بدهید و خریدتان را تا آماده شدن کل مبلغ به تاخیر بیندازید.


توصیه هایی که بهتر است گوش کنید

اگر از من بپرسید، مهم ترین فاکتور یک خرید موفق، توجه به پردازنده لپ تاپ است. پولتان را بابت خرید لپ تاپ هایی با پردازنده سلرون یا Duo 2 Core تلف نکنید. مدل های Corei3، Corei5 و Corei7 در حال حاضر انتخاب های منطقی هستند. 

بعد از پردازنده مهم ترین مساله، وزن لپ تاپ است. خیلی از ما لپ تاپ می خریم تا کارهای سبکمان را بیرون از خانه یا محل کار انجام دهیم. پس لازم است آن را هر روز با خودمان این طرف و آن طرف ببریم. لپ تاپ های معمولی با صفحه نمایش 15 اینچی به طور میانگین وزنی حدود 2/8 کیلوگرم دارند. اگر وزن شارژر و بقیه لوازم جانبی را هم به این اضافه کنید، حتما به سختی کار پی می برید. لپ تاپ های با وزن کمتر صفحه نمایش کوچک تری دارند و گرانترند.

بعضی ها روی کارت گرافیک لپ تاپ حساس هستند چراکه قصد دارند گاهی در زمان های بیکاری شان بازی کنند. در این صورت باید خوب بگردید. ظرفیت هارد دیسک، مدت زمان عمر باتری و بلوتوث معیارهای دیگری هستند که باید به آن توجه داشت. ظاهر لپ تاپ تنها در درجه آخر اهمیت قرار دارد.