وقتی شما اولین برخورد با مشتری خود را داشته باشید می خواهید که در مسیر درستی گام بردارید . انجام این عمل ، اولین برخورد وملاقاتهای پس از آن را به خوبی وآسانی میسر می سازد. قدمهای نادرست ، تلاش سختی جهت جبران احتیاج دارد.

در زندگی هر شخص صاحب کسب وکار، یک روز ، با یک سری از ملاقاتها واحترامات تحت الفظی پرشده است . وقتی شما اولین برخورد با مشتری یا هم قطار خود را داشته باشید می خواهید که در مسیر درستی گام بردارید .

انجام این عمل ، اولین برخورد وملاقاتهای پس از آن را به خوبی وآسانی میسر می سازد. قدمهای نادرست ، تلاش سختی جهت جبران احتیاج دارد. انرژی خود را برای بعد حفظ کنید واین استراتژی های آسان را جهت یک شروع موفق بکار برید.

۱) هر گاه شخصی را ملاقات می کنید، بایستید.

این مورد به شما اجازه می دهد که با شخص مخاطب در یک حد برابر قرار بگیرید. با باقی ماندن در صندلی خود ، پیغامی با مضمون اینکه ” تصور نمی کنید که شخص مقابل به اندازه کافی توجیهی جهت زحمت ایستادن داشته باشد ” انتقال می دهید .

اگر خود را در موقعیتی می بینید که نمی توانید بایستید ، ( مانند زمانی که پشت گلدانی با شاخه های بزرگ هستید !!) عذر خواهی کنید وتوضیح دهید . برای مثال می توانید بگویید : مرا ببخشید نایستادم . برگهای این گلدان مانع دید من می شوند .

۲) لبخند بزنید .

احساسات ظاهری شما گویا تر از کلمات می باشند . به نحوی نگاه کنید که شما از ملاقات دیگران ، بدون توجه به آن چیزی که در ذهن دارید خرسند هستید . برای شخصی که زودتر از شما می ایستد ، لبخندی روی صورت بیاورید .

۳) تماس چشمی داشته باشید .

نگاه کردن به اشخاصی که شما ملاقات می کنید ، بیانگر توجه وجلب نظر شما به آنهاست . اگر نگاه شما در جای دیگری باشد ، بیان می کنید که به دنبال شخص دیگری جهت پیشبرد میل تان هستید .

۴) بی درنگ خود را معرفی نمایید .

۵) وقتی لازم است ، شرحی شامل اینکه که هستید بیان کنید .

کافی نیست که به فرض بگویید: ” سلام .من ماری جونز هستم .” اطلاعات بیشتری بدهید :”سلام من ماری جونز هستم .من برای شرکت … فعالیت می کنم .”

۶) استوار دست بدهید .

بعنوان احترام دست خود را دراز کنید. شخصی که ابتدا دست خود را دراز می نماید احساس آسودگی واطمینان می نماید . مطمئن باشید که بخش احترامات فیزیکی شما حرفه ای است .

 به نحوی دست ندهید که استخوان مچ خرد شود یا خیلی شل دست ندهید . اگر در دست دادن با خانمها وآقایان دستپاچه شدید از آن صرفه نظر کنید .

۷) یاد بگیرید که چگونه یک معارفه روان داشته باشید .

در کسب وکار شما همیشه اشخاص با اهمیت کم را به اشخاص مهم معرفی می کنید . روش این کار به این ترتیب است که ابتدا نام افراد مهم را ذکر کنید ، به دنبال آن با کلمات :” میل دارم معرفی کنم …” وسپس نام افراد دیگر را ذکر کنید.

 مطمئن شوید که مطالبی درباره هر شخص بگویید تا دیگران بدانند چرا آنها را معرفی می نمایید ومقداری اطلاعات خواهید داشت که با کدام شخص شروع به گفتگو نمایید .

۸) تشخیص دهید که کدام شخص مهمتر است .

مشتری یا دورنمای کسب وکار مهمتر از رئیس شماست .فقط به خشنودی رئیس خود چشم نداشته باشید .

۹) به اسامی در ملاقاتها توجه نمایید .

بسیار متعارف است که فکر کنید چه چیزی می خواهید بگویید وبه دیگران تمرکز نکنید . اگر شما تمرکزداشته باشید وهنگامی که نامی را می شنوید ، تکرار کنید شانس بالاتری از قبل دارید .

۱۰) اسامی کوچک اشخاصی را که برای دفعه دوم می بینید با اجازه خودشان بکار برید .

همه اشخاص نمی خواهند در جلسات ابتدایی به صورت غیر رسمی نامیده شوند . بهتر است در مسیر رسمی اشتباه کنید تا اینکه دیگران را با چوب وچماق بزنید .

هدف شما در بین چند دقیقه ابتدایی ملاقات با اشخاص دیگر دادن احساس راحتی به آنها وسهولتی است که آنها بخواهند با شما کار کنند وقتی شما برای آن برخوردهای بحرانی ابتدایی قوانین دلگرم کننده ای را رعایت کنید شما یک شروع محکم برای یک ارتباط سود بخش در دراز مدت را خواهید داشت .

پیامدهای نگرش اجتماعی در یک سیستم

عملكرد یك سیستم آشكارا به عملكرد اجزایش وابسته است، اما یك جنبه مهم (اگر نگوییم مهمترین جنبه از عملكرد اجزا)، چگونگی تعامل آنها با یكدیگر به منظور تاثیرگذاری بر عملكرد سیستم كلی است. بنابراین، مدیریت اثربخش سیستم باید به جای توجه به فعالیت مستقل اجزا، بر تعامل و ارتباط متقابل آنها با هم تمركز كند.

وظیفه تعریف شده یك سیستم به وسیله هیچ جزئی از سیستم حتی اجزای اصلی و ضــروری آن بــه تنهایی دست یافتنی نیست. به عنوان مثال، هیچ بخشی از اتومبیل حتی موتور آن به تنهایی قادر به جابجایی مردم نیست. بنابراین، وقتی كه یك اتومبیل یا هر سیستم دیگری به اجزای خود تقسیم می شود، هدف تعریف شده و خصوصیات اساسی اش را از دست می دهد. یك اتومبیل اوراق شده نمی تواند مردم را جابجا كند و انسانی كه اندامش از هم جدا شده باشند، زنده نمی ماند و نمی تواند چیزی بخواند یا بنویسد.

هر سیستمی به دو روش می تواند بر اجزایش تاثیر بگذارد؛ یا ازطریق گسترش و یا تـوسط محدود كردن دامنه رفتارهایی كه آنها می توانند بروز دهند.

 از آنجایی كه سیستم های اجتماعی شامل سیستم های هدفداری مثل اجزای اصلی خود هستند و رفتار هدفدار، انتخاب مقاصد و ابزارها را میسر می كند، بنابراین، سیستم های اجتماعی باید طیف انتخابهای دردسترس اجزایشان را افزایش و یا كاهش دهند. آنها شاید طیف انواعی از رفتارها را افزایش و انوع دیگر را كاهش دهند. برای مثال، قوانین و مقررات، منافعی را برای ما ایجاد می كنند ولی نه به قیمت كاستن ازحقوق دیگران.

یك سیستم اجتماعی مستبد، عموماً دامنه رفتار دردسترس اجزایش را محدود می كند درحالی كه یك سیستم دموكراتیك آن را گسترش می دهد.

هم افزایی به معنی افزایش توانایی اجزای سیستم است كه به دلیل عضویت در آن سیستم، یا به عبارت دیگر تعاملش با سایر اجزای سیستم، حاصل می شود.

چنین افزایشی در توانایی تنها زمانی روی می دهدكه اجزا دركنار یكدیگر بتوانند ارزشی را ایجاد كنند كه به تنهایی قادر به خلق آن نباشند. به عبارت دیگر، هم افزایی در سایه گسترش دامنه رفتار دردسترس اجزای سیستم دست یافتنی است.

اگر سیستم های اجتماعی اثری بر دامنه انتخابهای دردسترس اجزایشان یا سیستم های شاملی كه این اجزا جزئی از آن هستند نداشته باشند، مطالعه آنها به منزله یك كل، هیچ ارزشی نخواهد داشت و می توان اجزا را به صورت منفرد بررسی كرد.

 بنابراین، برای درك رفتار سیستم های اجتماعی ضروری است كه روابط بین اجزا و نیز سیستم هـای كلی تری كه سیستم های بزرگتر را شكل می دهند، بررسی شوند.

اینكه یك سیستم طیف رفتاری دردسترس اجزایش را افزایش یا كاهش می دهد، به چگونگی سازماندهی و مدیریت آن بستگی دارد. بنگاه اقتصادی ای كه به منزله یك ماشین تلقی شده است، به گونه ای سازماندهی و مدیریت می شود كه شدیداً رفتار اجزایش را مقید می كند.

 اثربخشی یك ماشین برحسب توانایی آن برای وادار كردن اجزایش به تكرار مكرر وظایف یكسان، تعریف می شود. در چنین سیستمی رفتار اجزا به صورت فیزیكی تعـریف شـده است و آنهــا هیچ انتخــابی نمی توانند داشته باشند. درست مانند رفتارهایی كه در نظامهای بوروكراتیك كه درك مكانیكی از امور دارند، مشاهده می شود.

برای مثال قلب افراد مختلف ممكن است با سرعتهای متفاوتی بتپد اما به هرحال می بایست خون را درون سیستم به گردش دربیاورد.

 بنابراین، در بنگاه اقتصادیی كه به شكل سیستمی زنده اداره می شود، به تمامی كارگران در هر سطحی كه باشند محصول یا مقصود خاصــی محول شده است (خود انتخاب نكرده اند) كه می توانند به روشهای مختلف آن را فراهم كنند.

اما بنگاه اقتصادیی كه به شكل یك سیستم اجتماعی تلقی شود باید مقاصد اجزا و سیستمی كه جزو آن است را برآورده كند. این بنگاه باید بــرای اجزا و سیستم های دربرگیرنده اش توانایی انجام كارهایی را، كه بدون وجود او قادر به انجامش نبودند، فراهم كند. بدین معنی كه سیستم های اجتماعی باید علاوه بر طیف ابزارها، طیف مقاصد دردسترس اجزا و سیستم های شامل تر را نیز افزایش دهند.

در درون یك سازمان ارتباط نزدیكی بین تمركزگرایی و كاهش طیف انتخاب و نیز عدم تمركزگرایی و افزایش طیف انتخاب وجود دارد. هرچه تصمیم گیریها متمركز تر باشد به معنی محدود شدن دامنه انتخاب دردسترس تصمیم گیران رده های پایین تر است.