ارتباطات کارکنان و اشتغال اثربخش
چرا باید ارتباط برقرار کرد؟
سازمان به سیستمهای ارتباطی کامل، منسجم و کارآمدی نیازمند است که از طریق آن اطلاعات ضرور به سمت بالا، پایین و در سطوح افقی سازمانی، بین مدیران و کارکنان، همچنین در خارج از سازمان با مشتریان، تامین کنندگان مواد اولیه و سهامداران کانالیزه و مبادله شود.
به تبیر ساده اساسا سازمانها مجموعهای از گروه های مختلف مردم به حساب میآیند. این گروهها ممکن است از بخشها قسمتها یا سطوحی در یک سلسله مراتب تشکیل شوند. این گروه ها اگر به حال خود رها شوند هر یک از آنه به توسعه فرهنگ خود –مجموعه باورها، نگرشها و ارزشهای خود- و درک و مفاهمه خود از ماهیت اهداف سازمان و بهترین راه حصول به آن اهداف تمایل نشان می دهند.
پیوند ارتباطات با راهبرد و تحول
توجه به این سه مساله [افراد، سازمان، اهداف کسب و کار] نوعی پیوند طبیعی با راهبرد کلی منابع انسانی کسب و کار به وجود خواهد آورد.
راهبرد منابع انسانی درصدد تضمین این نکته است که فرهنگ، سبک و ساختار سازمان و کیفیت، انگیزش و تعهد کارکنان به حصول اهداف کسب و کار به تمام و کمال کمک میکند.
راهبرد ارتباطات و سیاستهای یک سازمان باید با قادر ساختن هر فرد نسبت به انجام اثربخش شغل وی از راهبرد منابع انسانی و کسب و کار حمایت نماید.
برداشت نامطلوب
حال اگر ارتباطات درست تا این حد حائز اهمیت است، چرا غالبا کارها نادرست از آب در میآیند.
ذیلا فهرستی از برخی موضوعات ارتباطات سازمانی آورده شده است که در آنه اتشخیصهای نادرست بالقوه به نمایش گذاشته میشود:
- جو ارتباطی و فرهنگ شرکتها
- محتوای ارتباطات و وضوح آنها
- صحت هویت گروههای کارکنان و افق علایق آنها
- کدام کانالهای ارتباط؟
• ارتباطات حضوری، فرد به فرد یا گروهی
• ارتباطات کتبی، نامهها، یادداشتها، گزارشها، آگهیها
• ارتباطات سمعی و بصری
- تناوب ارتباطات
- میزان آزادانه و باز بودن
- الگوهای ارتباطی بین افراد ، بخشها و ادارات و نیازهای اطلاعاتی آنها
- مدیریت میانی: نبود اطلاعات، تعهد و مهارت کافی
- تاثیر ارتباطات غیر رسمی و خزنده.
- تاثیر پیامهای ناهماهنگی که از ناحیه دیگر سیاست های شرکت دریافت میشود.
- جنبههای انسانی و سازمانی بهره گیری از تکنولوژی اطلاعات نظیر پست الکترونیکی و پیام رسانی صورتی برای برقراری ارتباط.
احتمالا سدها و موانعی نیز در برابر ایجاد ارتباط وجود دارد که باید قبل از تلاش برای اثر بخش کردن ارتباطات مورد شناسایی قرار گیرند. برخی از این موانع در عبارات زیر نشان داد شده است:
خصیصههای ارتباط موثر
ذیلا چک لیست سادهای از اصول ارتباطات اثربخش ارائه می شود:
• الزام مدیریت ارشد
• برنامه ریزی شده و سنجیده
• نظام مند
• مرتبط
• قابل اعتماد (موثق)
• ارتباط به بالا یا پایین و افقی
• مورد حمایت از طریق آموزش
• اهداف مورد توافق
• آزادانه و صادقانه
• جالب، با محتوا
• دوسویه • وقت و پول کافی
• قابل فهم (برای همه)
• منظم و به خوبی زمانبندی شده
• میزان مطلوب (به اندازه)
• قابل انعطاف
• نگرشهای حمایتی
• حمایت در آماده شدن
• اول پیام، آنگاه رسانه
• در محدوده افقهای گیرندگان (در دسترس گیرندگان)
• پیوسته در حال تقویت
افقهای علائق مخاطبان
مخاطبان یک ارتباط ممکن است طیفی از همه کارکنان تا گروه فرعی خاص یا فرد را در بر گیرد. یک گروه فرعی غالبا بخشی از سازمان یا سطحی در سلسله مراتب سازمانی خواهد بود. اما ممکن است این گروه فرابخشی یا فرا سلسله مراتبی نیز باشد. برای هر مخاطب بالقوهای حیطه علائق او را باید پیریزی کرد.
این کار را میتوان به داشتن افق و حیطهای هستند که چند رده از حیطه خود آنها خارج است. بنابراین رده مدیران پایینتر از هیات مدیره ممکن است موضوعات بالا و خارج از مسائل هیات مدیره و ورای آن را برای محیطهای اقتصادی گستردهتر مورد توجه قرار دهند و به سمت پایین و به نخستین خط سرپرستی در سطح کارگاه (دفتر) نگاه کنند. به همین خاطر است که مدیران میانی در فرایندهای ارتباط، تقویت کنندگان حیاتی یا موانع مهم به حساب میآیند.
تقویت
هر موضوعی را با هر مخاطبی و به وسیله هر رسانهای که در میان بگذاریم تکرار و تقویت آن ضرورت خواهد داشت. پیامی که برای فرستنده مهم است اما از نظر گیرنده کم اهمیت تلقی میشود، اگر فقط یک بار ارسال گردد احتمالا نادیده گرفته خواهد شد. دریافت اطلاعات شباهت بسیار زیادی با فرایند یادگیری دارد: دریافت آن به سطح علاقه و دانش قبلی گیرنده بستگی دارد. بنابراین تکرار سطوح مختلف جزئیات و تنوع زبان نیز حائز اهمیت است.