ده عادت بد و راه های ترک آنها
همه ما عادت های بدی داریم که دوستشان نداریم. اما از بین بردن آنها چندان هم راحت نیست زیرا بیشتر این عادت ها را ناآگاهانه انجام می دهیم. بنابراین، نخستین قدم برای از بین بردن این نوع رفتارها، یافتن آگاهی در مورد آنها و پی بردن به اشتباه است. سپس، جایگزین کردن آن عادت با رفتاری دیگر است که هدف مشترکی را دنبال می کند. سرانجام، این رفتار به یک عادت خوب تبدیل می شود. البته راهکارهای دیگری نیز برای از بین بردن عادت های بد وجود دارند که ما تعدادی از آنها را در ادامه برایتان ذکر کرده ایم.
1.جویدن ناخن
اگر جزو افرادی هستید که همیشه دستان خود را قایم می کنید چون ناخن هایتان را تا گوشت جویده اید، زمان آن رسیده تا این عادت را ترک کنید. جیمز کلیبورن- یکی از نویسنده های کتاب «چگونگی از بین بردن عادت های بد و جایگزینی آن با عادت های خوب» در این رابطه می گوید، بهتر است ابتدا بدانید پیش از جویدن ناخن چه کاری می کنید. آیا به دنبال لبه های ناهموار و دندانه دار می گردید و سپس دستتان را به دهان می برید؟ پیش از آنکه دست خود رابه طرف صورتتان ببرید، مشت خود را گره گنید. این کار را تا زمانی ادامه دهید که تمایل شما به جویدن ناخن ها از بین برود. زمانیکه که احساس کردید در این کار پیشرفت کرده اید و می توانید این عادت را ترک کنید، از ناخن هایتان به خوبی مراقب و آنها را مانیکور کنید و از زیبایی اش لذت ببرید.
2.شکستن بند انگشتان
شاید شما از شکستن بند انگشتان خود و شنیدن صدا تق آن لذت ببرید اما به دلیل اینکه این صدا برای دیگران چندان جالب نیست، می خواهید این عادت خود را ترک کنید. دکتر کلیبورن در این باره پیشنهاد می دهد از رفتارهای رقابتی استفاده کنید؛ به طور مثال، به جای شکستن بند انگشتان خود، کار دیگری انجام دهید. مشت کردن یک دست خود یا بیرون کشیدن انگشتان باعث می شود از شکستن آنها خودداری کنید. برای فرونشاندن احساس لذت حاصل از شکستن انگشتان، موفقیت های خود – وقتی توانستید یک رفتار دیگر را جایگزین این عادت بد خود کنید – و بازگشت هایتان به عادت بد را ثبت کنید. کشف کنید که ایراد کارتان کجاست و به این ترتیب می توانید به مرور این عادت بد را ترک کنید.
3.بادکردن آدامس
شاید شما از صدای ترکاندن آدامس در دهان خود لذت ببرید، اما این صدا برای دیگران بسیار آزاردهنده است. دکتر کلییبورن در این باره می گوید باید ببینید آدامس جویدن چقدر برای شما مهم است و سعی کنید آن را ترک کنید. وقتی یک تکه آدامس داخل دهان شما قرار دارد، نترکاندن آن کار دشواری است. برای اینکه ترک حس خوب آدامس جویدن برایتان آسان تر شود، بهتر است نفس عمیق بکشید و کارهای آرام کننده انجام دهید. اگر آدامس را برای هضم غذا یا خوش بو کردن دهان خود می جوید، بهتر است به جای آن از قرص های نعناع استفاده کنید.
4.نشستن آرایش صورت هنگام خواب
شاید شب، هنگام خواب به قدری خسته باشید که صورت خود را نشویید. اما می توانید دستمال مرطوب را کنار تخت خود بگذارید تا حداقل با آن آرایش خود را تا حدی تمیز کنید. یا می توانید برای خود یک برنامه خواب ترتیب دهید که به واسطه آن صورت خود را با محصولات پاک کننده آرایش تمیز و با مرطوب کننده ماساژ دهید. باید بدانید که خوابیدن با صورت آرایش دار منجر به جوش زدن و ایجاد چروک در صورت و اطراف چشم ها می شود.
5.وسط حرف کسی پریدن
شاید دوست داشته باشید تفکرات خود را به دیگران بگویید، اما وقتی کسی در حال صحبت کردن است بهتر است زبان به دهان بگیرید و چیزی نگویید تا حرفش تمام شود. دکتر وارنادو می گوید، سعی کنید به حرف های دیگران با دقت گوش کنید. هر چه با علاقه بیشتری به حرف های طرف مقابل گوش کنید، کمتر دوست دارید تا وسط حرف او بپرید و نظر دهید. او همچنین می افزاید، اگر فرد صحبت کننده برای لحظه ای صبر کرد تا فکرش را جمع کند یا نفس بکشد، از این فرصت برای حرف زدن استفاده نکنید. در این لحظه، نفس عمیق بکشید، در ذهن خود از یک تا ده بشمارید و به حرف های مخاطب خود فکر کنید. در راه ترک این عادت می توانید از یک دوست نیز کمک بخواهید تا هرچندوقت یکبار هدفتان را برایتان یادآوری کند و موفقیت هایتان را با شما جشن بگیرد.
6.خوردن غذا با سروصدا
شاید خودتان هم متوجه شده باشید که هنگام خوردن غذا خیلی سروصدا می کنید، اما دلیلش را نمی دانید. صدای خود را هنگام خوردن غذا ضبط کنید تا ببینید چه صدایی می دهد. پیدا کردن صدای خاص، به شما کمک می کند تا راه حل مناسب را برای آن بیابید؛ اینکه چه زمانی و چگونه زبان خود را حرکت دهید، آرام تر بجوید، لقمه های کوچک تری در دهان خود بگذارید و هنگام جویدن غذا دهان خود را ببندید. وقتی همراه کسی غذا می خورید بهتر است همه این مسایل را رعایت کنید.
7. دیر کردن
نویسنده کتاب «قاتل احساسات شما» - کن لیندر – می گوید، فائق آمدن بر این عادت مستلزم یافتن دلیل برای سروقت حاضر شدن در جلسات و قرارهای ملاقات است. از خود چند سوال بپرسید: آیا به وقت دیگران احترام می گذارید؟ آیا دوست دارید آدم بی نزاکتی به نظر برسید؟ یا دوست دارید باملاحظه و حرفه ای دیده شوید؟ وقتی تصمیم خود را گرفتید، سعی کنید ساعت قرار ملاقات را 5 تا 10 دقیقه زودتر از آنچه هست در ذهن خود تجسم کنید. یا می توانید زمان جلسه را 15 دقیقه پیش از موعد واقعی آن برای خود یادداشت کنید.
8. یواشکی نگاه انداختن به کارهای دیگران
این کار در واقع تجاوز به حریم شخصی افراد است. تصور کنید فردی بخواهد یواشکی در کار شما فضولی کند. چه حالی به شما دست می دهد؟ یا حتی تصور کنید که طرف مقابل شما را برای این کار جلوی تعداد زیادی آدم سرزنش کند! تصور این نوع آبروریزی و خجالت می تواند شما را از انجام این عادت زشت بازدارد.
9.با صدای بلند با موبایل حرف زدن
یک لحظه فکر کنید، وقتی شما با صدای بلند با تلفن صحبت می کنید فردی سودجو آنها را در فیس بوک یا توئیتر پست کند یا استفاده نادرستی از آنها ببرد. آیا دوست دارید مشتری بزرگ خود یا دوستتان را از دست بدهید؟ وقتی در یک جمع بلند با تلفن صحبت می کنید، نمی دانید چه افرادی به مکالمه شما گوش می دهند و این مالکمه به کجا خواهد انجامید. دکتر ایندر می گوید، برای یادآوری به خود برای آرام صحبت کردن، کلمه یا عبارتی را بنویسید و آن را در جایی نصب کنید که همیشه می بینید.
10.ناآرام بودن
دکتر لیندر می گوید، حرکت کردن در اطراف در نتیجه اضطراب هایی که دارید، شما را آدم ضعیفی نشان می دهد. برای جلوگیری از این فکر، ببینید در موقعیت های مختلف با دستان خود چه کاری انجام می دهید. اگر ایستاده اید، دستان خود را در دو طرف بدنتان رها کنید و تصور کنید آنها به پهلوهای شما چسبیده اند و نمی توانید آنها را تکان دهید. اگر نشسته اید، دستان خود را روی زانوهایتان بگذارید. سعی کنید آنها را تا زمانیکه لازم نیست، حرکت ندهید.
1.جویدن ناخن
2.شکستن بند انگشتان
شاید شما از شکستن بند انگشتان خود و شنیدن صدا تق آن لذت ببرید اما به دلیل اینکه این صدا برای دیگران چندان جالب نیست، می خواهید این عادت خود را ترک کنید. دکتر کلیبورن در این باره پیشنهاد می دهد از رفتارهای رقابتی استفاده کنید؛ به طور مثال، به جای شکستن بند انگشتان خود، کار دیگری انجام دهید. مشت کردن یک دست خود یا بیرون کشیدن انگشتان باعث می شود از شکستن آنها خودداری کنید. برای فرونشاندن احساس لذت حاصل از شکستن انگشتان، موفقیت های خود – وقتی توانستید یک رفتار دیگر را جایگزین این عادت بد خود کنید – و بازگشت هایتان به عادت بد را ثبت کنید. کشف کنید که ایراد کارتان کجاست و به این ترتیب می توانید به مرور این عادت بد را ترک کنید.
3.بادکردن آدامس
4.نشستن آرایش صورت هنگام خواب
شاید شب، هنگام خواب به قدری خسته باشید که صورت خود را نشویید. اما می توانید دستمال مرطوب را کنار تخت خود بگذارید تا حداقل با آن آرایش خود را تا حدی تمیز کنید. یا می توانید برای خود یک برنامه خواب ترتیب دهید که به واسطه آن صورت خود را با محصولات پاک کننده آرایش تمیز و با مرطوب کننده ماساژ دهید. باید بدانید که خوابیدن با صورت آرایش دار منجر به جوش زدن و ایجاد چروک در صورت و اطراف چشم ها می شود.
5.وسط حرف کسی پریدن
شاید دوست داشته باشید تفکرات خود را به دیگران بگویید، اما وقتی کسی در حال صحبت کردن است بهتر است زبان به دهان بگیرید و چیزی نگویید تا حرفش تمام شود. دکتر وارنادو می گوید، سعی کنید به حرف های دیگران با دقت گوش کنید. هر چه با علاقه بیشتری به حرف های طرف مقابل گوش کنید، کمتر دوست دارید تا وسط حرف او بپرید و نظر دهید. او همچنین می افزاید، اگر فرد صحبت کننده برای لحظه ای صبر کرد تا فکرش را جمع کند یا نفس بکشد، از این فرصت برای حرف زدن استفاده نکنید. در این لحظه، نفس عمیق بکشید، در ذهن خود از یک تا ده بشمارید و به حرف های مخاطب خود فکر کنید. در راه ترک این عادت می توانید از یک دوست نیز کمک بخواهید تا هرچندوقت یکبار هدفتان را برایتان یادآوری کند و موفقیت هایتان را با شما جشن بگیرد.
6.خوردن غذا با سروصدا
7. دیر کردن
نویسنده کتاب «قاتل احساسات شما» - کن لیندر – می گوید، فائق آمدن بر این عادت مستلزم یافتن دلیل برای سروقت حاضر شدن در جلسات و قرارهای ملاقات است. از خود چند سوال بپرسید: آیا به وقت دیگران احترام می گذارید؟ آیا دوست دارید آدم بی نزاکتی به نظر برسید؟ یا دوست دارید باملاحظه و حرفه ای دیده شوید؟ وقتی تصمیم خود را گرفتید، سعی کنید ساعت قرار ملاقات را 5 تا 10 دقیقه زودتر از آنچه هست در ذهن خود تجسم کنید. یا می توانید زمان جلسه را 15 دقیقه پیش از موعد واقعی آن برای خود یادداشت کنید.
8. یواشکی نگاه انداختن به کارهای دیگران
9.با صدای بلند با موبایل حرف زدن
10.ناآرام بودن
دکتر لیندر می گوید، حرکت کردن در اطراف در نتیجه اضطراب هایی که دارید، شما را آدم ضعیفی نشان می دهد. برای جلوگیری از این فکر، ببینید در موقعیت های مختلف با دستان خود چه کاری انجام می دهید. اگر ایستاده اید، دستان خود را در دو طرف بدنتان رها کنید و تصور کنید آنها به پهلوهای شما چسبیده اند و نمی توانید آنها را تکان دهید. اگر نشسته اید، دستان خود را روی زانوهایتان بگذارید. سعی کنید آنها را تا زمانیکه لازم نیست، حرکت ندهید.
دوای دلتنگی های پس از شکست عشقی
هنوز زخمهای قبلی خوب نشده، دلتان برای عشق تنگ میشود. دلتان برای شام خوردنهای دونفره، مهمانی رفتنهای دونفره، تصمیمهای دونفره و حتی بحثهای دونفره تنگ میشود. دلتان میخواهد کلید را که روی در میاندازید، کسی منتظرتان نشسته باشد و وقتی حالتان خوب نیست، هر چند ساعت یکبار پیامکی بزند و بپرسد «بهتر شدی؟» درست است که بعد از یک زندگی شکستخورده، دلتان برای خیلی از لحظههایی که داشتید تنگ میشود، اما نباید فراموش کنید که تمامی آن روزها به دلیلی از دست رفتهاند. شاید در زمان و مکان مناسب به هم نرسیدهاید، شاید در مورد او اشتباه کردهاید و شاید هم خودتان را خوب نشناختهاید. اما دلیل جدایی شما هر چه که باشد، باید لابهلای اتفاقاتی که افتاده، به دنبال خودتان بگردید. اگر احساس میکنید که در میان این همه تعارض و دلتنگی سر و کله احساسی شبیه عشق در زندگیتان پیدا شدهاست، توصیههای ما را یکدور مرور کنید.
هنوز فراموش نکرده؟
اگر مردی که به شما ابراز علاقه میکند، زیاد در مورد همسر سابقش حرف میزند، کمی در دادن جواب مثبت به او تردید کنید. مهم نیست که او مدام از ویژگیهای مثبت همسر قبلیاش صحبت میکند یا او را تحقیر میکند. مهم نیست که ایرادهای آشپزی شما را میگیرد و میگوید فلانی اینطور غذا درست میکرد یا اینکه عاشق سبک پوشش شما میشود و میگوید فلانی اصلا بلد نبود چه باید بپوشد. تعریف یا تحقیر همسر قبلی، نشانه این است که این موضوع برای خواستگار یا نامزد شما حل و فصل نشده است. شما با پذیرفتن این مرد، فردی را به زندگیتان راه میدهید که در ذهنش درگیر عاشقی یا جنگ با زن دیگری است.
حستان را زیر ذرهبین بگذارید
میخواهید زندگی دوبارهای بسازید؟ پس در اولین قدم حساب ازدواج قبلیتان را جدا کنید. اگر هنوز احساس مثبت یا منفیای نسبت به همسر سابقتان دارید دست نگهدارید. احساس عشق و حتی کینه شما نسبت به شریک قبلیتان میتواند این زندگی دوباره را هم نابود کند. قرار نیست این شکست عاطفی پایان زندگیتان باشد و هرگز یک عشق واقعی را تجربه نکنید، اما یادتان نرود که قبل از گرفتن هر تصمیم دوبارهای، باید پرونده ارتباط قبلیتان را ببندید. پس اول ذهنتان را آزاد کنید تا خوشیهای آیندهتان قربانی دغدغههای قدیمی نشوند.
میخواهد شما را تربیت کند؟
اگر مردی که ادعا میکند عاشق شماست، میخواهد گربه را دم حجله بکشد با دقت بیشتری آینده این زندگی را بررسی کنید. احتمالا زندگی مشترک قبلی او، تصوراتی را در ذهنش ایجاد کرده است که میتواند برای شما دردسرساز شود. شاید همسری شاغل داشته و به دلیل مشکلاتی که با او داشته، از حضور شما در اجتماع وحشت دارد و شاید آزادی پوشش همسرش میان آنها مشکلی ایجاد کرده بوده و به همین دلیل میخواهد سبک پوشش شما را کاملا تغییر دهد. شاید هم از اعمال نظرهای همسر سابقش در زندگیشان خسته شده و میخواهد یکتنه مسئولیت همه تصمیمگیریها و اجرایشان را هم به عهده بگیرد. پس در مقابل چنین مردی، خودتان باشید و نگذارید به بهانه عشق، از شما کسی را بسازد که درست در نقطه مقابل همسر سابقش قرار دارد.
حستان را زیر ذرهبین بگذارید
میخواهید زندگی دوبارهای بسازید؟ پس در اولین قدم حساب ازدواج قبلیتان را جدا کنید. اگر هنوز احساس مثبت یا منفیای نسبت به همسر سابقتان دارید دست نگهدارید. احساس عشق و حتی کینه شما نسبت به شریک قبلیتان میتواند این زندگی دوباره را هم نابود کند. قرار نیست این شکست عاطفی پایان زندگیتان باشد و هرگز یک عشق واقعی را تجربه نکنید، اما یادتان نرود که قبل از گرفتن هر تصمیم دوبارهای، باید پرونده ارتباط قبلیتان را ببندید. پس اول ذهنتان را آزاد کنید تا خوشیهای آیندهتان قربانی دغدغههای قدیمی نشوند.
انتقامتان را جشن نگیرید
اگر برای انتقام گرفتن از عشق قدیمیتان میخواهید ازدواج کنید بیشتر درنگ کنید. اولین کسی که قربانی این انتقام میشود، خود شما خواهید بود. پس اگر به دنبال عشق واقعی هستید، قبل از آنکه برای یک زندگی تازه تصمیم بگیرید، بدون دروغ گفتن به خودتان، هدفتان را از این ازدواج مشخص کنید. آیا میخواهید از تنهایی بعد از طلاق راحت شوید یا به دلیل عادتی که به بودن کسی در کنارتان کردهاید، این تصمیم را گرفتهاید؟ اگر میخواهید با این ازدواج خودتان را ثابت کنید یا به دلیل ترس از اینکه دیگران شما را به چشم یک فرد مطلقه ببینند و در معرض اتهام قرار دهند به تشکیل زندگی فکر میکنید، نباید این بار هم انتظار زندگی موفقی را داشته باشید.
پدر فرزندتان را تحمل نمیکند؟
اگر یک فرزند حاصل ازدواج قبلی شماست، ماجرا کمی سختتر میشود. چه با تفاهم جدا شده باشید و چه با نفرت، همسر آینده شما باید بپذیرد که همسر سابقتان پدر فرزندتان است و در غیر این صورت نمیتواند آرامش را با خود به خانه شما بیاورد. اگر شما یک فرزند مشترک داشته باشید، دیگر همسر آیندهتان نباید انتظار داشته باشد که هیچ نشانی از حضور آن مرد در زندگیتان پیدا نشود. شاید او برای ارتباط داشتن با فرزندش، کمی به شما نزدیکتر شود و شاید نیاز داشته باشید که در برخی از محافل در کنار او حاضر شوید. پس قبل از تصمیمگیری، در این مورد با هم صحبت کنید و حدود این ارتباط را به همراه هم مشخص کنید.
ویران شدهاست؟
اگر خواستگار شما، برای شکستی که در زندگی قبلیاش داشتهاست، ناامید است و دید منفیاش را به همه چیز تعمیم میدهد، کمی بیشتر به پیشنهادش فکر کنید. ممکن است او آنقدر دچار آسیب روانی شده باشد که دیگر نتواند به سادگی به آدمها اعتماد کند و با دید مثبتی نسبت به آینده، قدم بردارد. چنین مردی نمیتواند برای حل کردن مشکلاتی که در این زندگی تازه، خواه یا ناخواه اتفاق میافتند قدم بردارد و به محض مواجه شدن با کوچکترین مسئلهای، احساس شکست میکند و گمان میکند که دوباره همه چیزش را از دست داده است.
بچهها را فراموش نکنید
به خاطر فرزندتان هم که شده، باید بیشتر مراقب باشید. هیچ وقت بدون در نظر گرفتن احساسات او قدم برندارید. یادتان نرود که فرزند شما، عضو اصلی خانوادهتان است و پذیرش یک عضو جدید تنها با رضایت او امکانپذیر است. درست است که تصمیم نهایی را شما میگیرید. اما باید تا زمانی که این موضوع برای او قابل پذیرش باشد صبر کنید و حتی از کسانی که او روی حرفشان حساب میکند یا مشاوران کمک بگیرید تا قبول این زندگی تازه برایش آسان شود و به دلیل دیگری برای نگرانیهای شما تبدیل نشود.
قرار نیست مادرش شوید
اگر میخواهید با کسی ازدواج کنید که تجربه یک زندگی ناموفق را در کارنامه دارد و فرزندی دارد که با او زندگی میکند، با خودتان صادق باشید. شما قرار نیست در کنار این مرد یک زندگی تازه را بسازید بلکه با این ازدواج، به یک زندگی ساخته شده وارد میشوید. شما عضو جدید خانوادهای میشوید که از پیش ساخته شدهاست؛ پس قبل از این موضوع با خودتان کنار بیایید و ببینید که آیا توان پذیرش این موضوع را دارید یا خیر. اگر تصمیم دارید در آینده صاحب فرزند شوید، بیشتر به این انتخاب فکر کنید. آیا شما میتوانید با مدیریت درست این زندگی، کار را برای فرزند همسرتان و فرزند آینده خودتان دشوار نکنید؟
خودتان را پیدا کنید
پایان گرفتن ازدواج اول، گرچه میتواند تا سالها روان شما را آسیب دیده و رنجور کند اما مزیتی دارد که باید به آن توجه کنید. شما در جریان این ازدواج، خود را بهتر میشناسید و بیشتر میدانید که انتظارتان از زندگی چیست. با کسب این شناخت، بهتر میتوانید بدانید که چه کسی میتواند همسر رؤیاهای شما باشد و وجود چه ویژگیهایی در همسر آیندهتان میتواند این ازدواج را هم با بحران روبهرو کند. البته مراقب باشید! ممکن است شکست اول وسواسی را در شما ایجاد کرده باشد و باعث شود که کوچکترین ایرادهای طرف مقابلتان را زیر ذرهبین بگذارید. پس بهتر است قبل از تصمیمگیری، نقاط قوت و ضعف او را بنویسید. اگر نقاط ضعف او درست همان خطقرمزهای شما هستند، بهتر است کمی تردید کنید و در غیر اینصورت، میتوانید موضوع را بیشتر بررسی کنید.
اگر فردی به شما پیشنهاد ازدواج داده اما میگوید که هنوز طلاقش بهطور کامل انجام نشده است و باید تا رسمی شدن جداییشان صبر کنید، مراقب باشید. اگر به دنبال یک زندگی مستقل هستید و تحمل بودن زن دیگری را در زندگیتان ندارید، این انتخاب میتواند شما را آشفته کند و شروع زندگی مشترک را برایتان به یک بحران جدی تبدیل سازد. روانشناسان میگویند برای شروع یک زندگی تازه، بهتر است بین 3 تا 5 سال از طلاق بگذرد و فرد در این مدت، فرصت پیدا کردن خود و شناخت درست احساساتش را داشته باشد. پس ازدواج با فردی که فرصتی برای فکر کردن به خودش و انتظاراتش را نداشتهاست و نتوانسته احساسات خوب و بدی که از زندگی قبلیاش به جا مانده را حل و فصل کند، میتواند سرنوشت ازدواج شما را به خطر بیندازد. در عین حال، دلبستن و متعهد شدن به فردی که هنوز برای زندگی قبلیاش نقطه پایان نگذاشته است، میتواند اضطراب زیادی را به شما تحمیل کند. از خود بپرسید که اگر او بنا به هر دلیلی مجبور باشد که چند سال دیگر یا حتی تا آخر عمر با این زنی که ادعا میکند دوستش ندارد زندگی کند، مهمانی و مسافرت برود و حتی صاحب فرزند شود، چه بر سر رابطه شما میآید. آیا شما میتوانید همیشه نفر دوم باشید و با بودن زن دیگری در زندگی فردی که دوستش دارید کنار بیایید؟
پس اگر مردی در مقابل شماست که میگوید:
اگر مردی که به شما ابراز علاقه میکند، زیاد در مورد همسر سابقش حرف میزند، کمی در دادن جواب مثبت به او تردید کنید. مهم نیست که او مدام از ویژگیهای مثبت همسر قبلیاش صحبت میکند یا او را تحقیر میکند. مهم نیست که ایرادهای آشپزی شما را میگیرد و میگوید فلانی اینطور غذا درست میکرد یا اینکه عاشق سبک پوشش شما میشود و میگوید فلانی اصلا بلد نبود چه باید بپوشد. تعریف یا تحقیر همسر قبلی، نشانه این است که این موضوع برای خواستگار یا نامزد شما حل و فصل نشده است. شما با پذیرفتن این مرد، فردی را به زندگیتان راه میدهید که در ذهنش درگیر عاشقی یا جنگ با زن دیگری است.
حستان را زیر ذرهبین بگذارید
میخواهید زندگی دوبارهای بسازید؟ پس در اولین قدم حساب ازدواج قبلیتان را جدا کنید. اگر هنوز احساس مثبت یا منفیای نسبت به همسر سابقتان دارید دست نگهدارید. احساس عشق و حتی کینه شما نسبت به شریک قبلیتان میتواند این زندگی دوباره را هم نابود کند. قرار نیست این شکست عاطفی پایان زندگیتان باشد و هرگز یک عشق واقعی را تجربه نکنید، اما یادتان نرود که قبل از گرفتن هر تصمیم دوبارهای، باید پرونده ارتباط قبلیتان را ببندید. پس اول ذهنتان را آزاد کنید تا خوشیهای آیندهتان قربانی دغدغههای قدیمی نشوند.
اگر مردی که ادعا میکند عاشق شماست، میخواهد گربه را دم حجله بکشد با دقت بیشتری آینده این زندگی را بررسی کنید. احتمالا زندگی مشترک قبلی او، تصوراتی را در ذهنش ایجاد کرده است که میتواند برای شما دردسرساز شود. شاید همسری شاغل داشته و به دلیل مشکلاتی که با او داشته، از حضور شما در اجتماع وحشت دارد و شاید آزادی پوشش همسرش میان آنها مشکلی ایجاد کرده بوده و به همین دلیل میخواهد سبک پوشش شما را کاملا تغییر دهد. شاید هم از اعمال نظرهای همسر سابقش در زندگیشان خسته شده و میخواهد یکتنه مسئولیت همه تصمیمگیریها و اجرایشان را هم به عهده بگیرد. پس در مقابل چنین مردی، خودتان باشید و نگذارید به بهانه عشق، از شما کسی را بسازد که درست در نقطه مقابل همسر سابقش قرار دارد.
حستان را زیر ذرهبین بگذارید
میخواهید زندگی دوبارهای بسازید؟ پس در اولین قدم حساب ازدواج قبلیتان را جدا کنید. اگر هنوز احساس مثبت یا منفیای نسبت به همسر سابقتان دارید دست نگهدارید. احساس عشق و حتی کینه شما نسبت به شریک قبلیتان میتواند این زندگی دوباره را هم نابود کند. قرار نیست این شکست عاطفی پایان زندگیتان باشد و هرگز یک عشق واقعی را تجربه نکنید، اما یادتان نرود که قبل از گرفتن هر تصمیم دوبارهای، باید پرونده ارتباط قبلیتان را ببندید. پس اول ذهنتان را آزاد کنید تا خوشیهای آیندهتان قربانی دغدغههای قدیمی نشوند.
انتقامتان را جشن نگیرید
اگر برای انتقام گرفتن از عشق قدیمیتان میخواهید ازدواج کنید بیشتر درنگ کنید. اولین کسی که قربانی این انتقام میشود، خود شما خواهید بود. پس اگر به دنبال عشق واقعی هستید، قبل از آنکه برای یک زندگی تازه تصمیم بگیرید، بدون دروغ گفتن به خودتان، هدفتان را از این ازدواج مشخص کنید. آیا میخواهید از تنهایی بعد از طلاق راحت شوید یا به دلیل عادتی که به بودن کسی در کنارتان کردهاید، این تصمیم را گرفتهاید؟ اگر میخواهید با این ازدواج خودتان را ثابت کنید یا به دلیل ترس از اینکه دیگران شما را به چشم یک فرد مطلقه ببینند و در معرض اتهام قرار دهند به تشکیل زندگی فکر میکنید، نباید این بار هم انتظار زندگی موفقی را داشته باشید.
پدر فرزندتان را تحمل نمیکند؟
اگر یک فرزند حاصل ازدواج قبلی شماست، ماجرا کمی سختتر میشود. چه با تفاهم جدا شده باشید و چه با نفرت، همسر آینده شما باید بپذیرد که همسر سابقتان پدر فرزندتان است و در غیر این صورت نمیتواند آرامش را با خود به خانه شما بیاورد. اگر شما یک فرزند مشترک داشته باشید، دیگر همسر آیندهتان نباید انتظار داشته باشد که هیچ نشانی از حضور آن مرد در زندگیتان پیدا نشود. شاید او برای ارتباط داشتن با فرزندش، کمی به شما نزدیکتر شود و شاید نیاز داشته باشید که در برخی از محافل در کنار او حاضر شوید. پس قبل از تصمیمگیری، در این مورد با هم صحبت کنید و حدود این ارتباط را به همراه هم مشخص کنید.
ویران شدهاست؟
اگر خواستگار شما، برای شکستی که در زندگی قبلیاش داشتهاست، ناامید است و دید منفیاش را به همه چیز تعمیم میدهد، کمی بیشتر به پیشنهادش فکر کنید. ممکن است او آنقدر دچار آسیب روانی شده باشد که دیگر نتواند به سادگی به آدمها اعتماد کند و با دید مثبتی نسبت به آینده، قدم بردارد. چنین مردی نمیتواند برای حل کردن مشکلاتی که در این زندگی تازه، خواه یا ناخواه اتفاق میافتند قدم بردارد و به محض مواجه شدن با کوچکترین مسئلهای، احساس شکست میکند و گمان میکند که دوباره همه چیزش را از دست داده است.
به خاطر فرزندتان هم که شده، باید بیشتر مراقب باشید. هیچ وقت بدون در نظر گرفتن احساسات او قدم برندارید. یادتان نرود که فرزند شما، عضو اصلی خانوادهتان است و پذیرش یک عضو جدید تنها با رضایت او امکانپذیر است. درست است که تصمیم نهایی را شما میگیرید. اما باید تا زمانی که این موضوع برای او قابل پذیرش باشد صبر کنید و حتی از کسانی که او روی حرفشان حساب میکند یا مشاوران کمک بگیرید تا قبول این زندگی تازه برایش آسان شود و به دلیل دیگری برای نگرانیهای شما تبدیل نشود.
قرار نیست مادرش شوید
اگر میخواهید با کسی ازدواج کنید که تجربه یک زندگی ناموفق را در کارنامه دارد و فرزندی دارد که با او زندگی میکند، با خودتان صادق باشید. شما قرار نیست در کنار این مرد یک زندگی تازه را بسازید بلکه با این ازدواج، به یک زندگی ساخته شده وارد میشوید. شما عضو جدید خانوادهای میشوید که از پیش ساخته شدهاست؛ پس قبل از این موضوع با خودتان کنار بیایید و ببینید که آیا توان پذیرش این موضوع را دارید یا خیر. اگر تصمیم دارید در آینده صاحب فرزند شوید، بیشتر به این انتخاب فکر کنید. آیا شما میتوانید با مدیریت درست این زندگی، کار را برای فرزند همسرتان و فرزند آینده خودتان دشوار نکنید؟
خودتان را پیدا کنید
پایان گرفتن ازدواج اول، گرچه میتواند تا سالها روان شما را آسیب دیده و رنجور کند اما مزیتی دارد که باید به آن توجه کنید. شما در جریان این ازدواج، خود را بهتر میشناسید و بیشتر میدانید که انتظارتان از زندگی چیست. با کسب این شناخت، بهتر میتوانید بدانید که چه کسی میتواند همسر رؤیاهای شما باشد و وجود چه ویژگیهایی در همسر آیندهتان میتواند این ازدواج را هم با بحران روبهرو کند. البته مراقب باشید! ممکن است شکست اول وسواسی را در شما ایجاد کرده باشد و باعث شود که کوچکترین ایرادهای طرف مقابلتان را زیر ذرهبین بگذارید. پس بهتر است قبل از تصمیمگیری، نقاط قوت و ضعف او را بنویسید. اگر نقاط ضعف او درست همان خطقرمزهای شما هستند، بهتر است کمی تردید کنید و در غیر اینصورت، میتوانید موضوع را بیشتر بررسی کنید.
تکلیفش را روشن نمیکند؟
اگر فردی به شما پیشنهاد ازدواج داده اما میگوید که هنوز طلاقش بهطور کامل انجام نشده است و باید تا رسمی شدن جداییشان صبر کنید، مراقب باشید. اگر به دنبال یک زندگی مستقل هستید و تحمل بودن زن دیگری را در زندگیتان ندارید، این انتخاب میتواند شما را آشفته کند و شروع زندگی مشترک را برایتان به یک بحران جدی تبدیل سازد. روانشناسان میگویند برای شروع یک زندگی تازه، بهتر است بین 3 تا 5 سال از طلاق بگذرد و فرد در این مدت، فرصت پیدا کردن خود و شناخت درست احساساتش را داشته باشد. پس ازدواج با فردی که فرصتی برای فکر کردن به خودش و انتظاراتش را نداشتهاست و نتوانسته احساسات خوب و بدی که از زندگی قبلیاش به جا مانده را حل و فصل کند، میتواند سرنوشت ازدواج شما را به خطر بیندازد. در عین حال، دلبستن و متعهد شدن به فردی که هنوز برای زندگی قبلیاش نقطه پایان نگذاشته است، میتواند اضطراب زیادی را به شما تحمیل کند. از خود بپرسید که اگر او بنا به هر دلیلی مجبور باشد که چند سال دیگر یا حتی تا آخر عمر با این زنی که ادعا میکند دوستش ندارد زندگی کند، مهمانی و مسافرت برود و حتی صاحب فرزند شود، چه بر سر رابطه شما میآید. آیا شما میتوانید همیشه نفر دوم باشید و با بودن زن دیگری در زندگی فردی که دوستش دارید کنار بیایید؟
پس اگر مردی در مقابل شماست که میگوید:
- با كسی است، اما قول میدهد كه به زودی او را ترك خواهد كرد.
- با كسی است، اما میگوید كه او را دوست ندارد.
- با كسی است، اما میگوید كه دیگر با او رابطه ندارد.
- با كسی است، اما میگوید كه فقط به خاطر بچهها با او زندگی میكند.
- با كسی است و او هم راجع به شما میداند، اما میگوید كه برایش مهم نیست.
- با كسی است و قصد جدا شدن از او را هم ندارد، ولی با اینحال از شما میخواهد كه با او باشید.
- رابطهاش را به هم زده است، اما این امكان وجود دارد كه دوباره همه چیز را از سر بگیرند.
- متاركه كرده است اما این امكان وجود دارد كه طلاق نگیرند.
- اول به انتظارات خودتان از ازدواج و همسر آیندهتان فکر کنید و بعد تصمیم بگیرید.
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر ۱۳۹۲ ساعت 8:45 توسط هرشنبه
|