بچه ها چگونه یاد می گیرند

اگر کودکتان مقابل حرف ها و دستورهایتان پاسخ دهد نه، نمی خواهم، نمی کنم و ... نشان دهنده این است که دستورات شما برای کودک خسته کننده است و او خواهان استقلال بیشتری است.

به نظر شما چگونه می شود با این مسیله کنار آمد؟ شما در یک دوراهی قرار گرفته اید؛ از طرفی گستاخی کودک شما را برآشفته می کند و درضمن نمی خواهید که کودکتان نخستین قدم های خودمختاری را بردارد. در این صورت او را در کنار خود قرار دهید و به طور جدی با او صحبت کنید.با او گپی کودکانه بزنید و بگویید عزیزم این لحن صحبت درست نیست، اگر نمی خواهی کاری را انجام دهی آرام و مؤدبانه بگو که من موافق نیستم.

مطمین باشید اگر به او توجه بیشتری بکنید، به عقیده او احترام بیشتری بگذارید و در عمل واقعا برایش احترام قایل شوید او بسیاری از رفتارهای پرخاشگرانه و منفی را دیگر انجام نمی دهد. به او یاد دهید که احساس و فکرش را درمورد مسایل مختلف بیان کند؛ همین که فرزندتان بتواند خودش را کنترل کند و یاد بگیرد که با مسایل روبه رو شود و نیاز و خواسته هایش را با زبان خوش به شما توضیح دهد، دیگر از دست او نمی رنجید و او را بچه بد خطاب نمی کنید.

امروز هدف های آموزش و پرورش واقع بینانه تر شده و به 3 زمینه خاص و قابل توجه معطوف می شود. از آنجایی که نمی توان حجم اطلاعات تازه را به کتاب های درسی وارد کرد، لذا بهتر آن است که معلمان در کلاس های خود به دانش آموزان شان چگونه یاد گرفتن، حل مسیله و خلاقیت را بیاموزند تا دانش آموز خود به اندازه توان، امکانات و استعدادهایش یاد بگیرد و پیشرفت کند و معلم نیز وظیفه راهنمایی و هدایت و طبقه بندی اطلاعات را به عهده داشته باشد.

از میان این 3 عامل، چگونه یاد گرفتن و حل مسیله در میان کارشناسان و معلمان بسیار مورد بحث قرار گرفته و روش های مناسبی نیز ارایه شده است و اعتقاد نیز بر این بوده که کودکان باهوش و عادی قادر به یادگیری این روش ها هستند. اما بسیاری از والدین و حتی مربیان بر این اعتقادند که خلاقیت از ویژگی های دانش آموزان تیزهوش است و قابل آموختن نیست، لکن روان شناسان به این باور عقیده ای ندارند و اظهار می کنند که میان هوش و خلاقیت رابطه معناداری وجود ندارد؛ حتی یکی از پژوهشگران نشان داد که بسیاری از مخترعان و مبتکران مشهور دنیا بهره هوشی 130 و کمتر داشته اند و لذا مدعی هستند که خلاقیت را می توان آموزش داد. به نظر روان شناسان آنچه تفکر خلاق را از تفکر عادی جدا می کند، اصالت و تازگی نظر یا فرضیه ای است که فرد متفکر عرضه می دارد.

در تفکر عادی فرد از تجربیات گذشته خود استفاده می کند، اما در تفکر خلاق راه های غیرعادی نظر فرد را به خود جلب می کند و ممکن است مسایل تازه ای را مطرح کند، یا فرضیه ای کاملا غیرعادی با آنچه مورد قبول دیگران است ارایه کند. ازاین رو شاید بتوان خلاقیت را تشکیل ترکیب های نو از عناصر به هم مرتبط برای رفع ضرورت های خاص یا مقصودی سودمند تعریف کرد و یا اظهار داشت که خلاقیت عبارت است از ایجاد ارتباط میان موضوعات و نظراتی که پیش از این بی ارتباط بوده اند.

● آموزش خلاقیت

آموزش خلاقیت می تواند فضای تازه ای را برای فعالیت های کلاس به وجود آورد تا با استفاده از روش های مناسب، حداکثر توانایی دانش آموزان را شکوفا کنند. در این زمینه یکی از روان شناسان به نام تورانش چند توصیه جالب و جذاب برای معلمان دارد ولی در نخستین قدم به معلمان توصیه می کند که بدانند تفکر خلاق چیست و از عناصر آن آگاهی یابند. سپس با بهره گیری از این دانش، ارایه اندیشه های تازه یا اعمال ابتکاری را پاداش دهند، کار با اجسام اندیشه ها را قدر نهند و کودکان را تشویق کنند تا اندیشه هایشان را به طور نظام دار آزمایش کنند.

وی معتقد است که معلمان نباید راه حل های خود را به شاگردان تحمیل کنند و در عین حال لازم است تا الگویی برای شیوه تفکر باز برایشان ایجاد کنند و علاقه مندی به آزمایش را در آنها تقویت کنند. آنگاه معلم می تواند شرایطی را به وجود آورد که خلاقیت پدیدار شود؛ یعنی دانش آموزان را با اندیشه های ناهماهنگ و آنچه متناقض به نظر می آید، به واکنش وادار کند و به کودکان تکالیفی بحث انگیز بدهد. آنها را طوری تربیت کند که تحت تأثیر هیبت مخترعان و دانشمندان قرار نگیرند و اندیشه و افکار خود را در کتابچه، یا فیش های مخصوص دنبال کنند تا به این شیوه بتوانند کنجکاوی، توانایی و هوش خود را جهت بدهند و حداکثر استعدادهایشان را آشکار کنند و این به عهده معلم و دیدگاه او نسبت به تدریس و خلاقیت است.

● اضطراب، دشمن یادگیری

مسیله ای که در سال های اخیر بیشتر با آن در کلاس برخورد کرده ام، اضطراب بیش از حد تعدادی از شاگردان کلاس است. این امر فکر مرا مشغول کرد تا عواملی که باعث این اضطراب می شود را جست وجو کنم. متاسفانه رفتار ناآگاهانه ای به وجود آمده که همه دانش آموزان باید شاگردان اول شوند و نمره 20 بگیرند و این خودخواهی والدین است که این مسیله باعث از دست رفتن سلامت جسم و روان بچه ها می شود.

حال به تعریف اضطراب می پردازیم و پاسخ به این پرسش که آیا مقداری استرس و اضطراب در زندگی تحصیلی و یا شغلی خوب است یا نه؟ گرچه اضطراب، خود نگران کننده است اما وجود آن در حد متعادل و معقول خوب است.

برای مثال دانش آموزی که می خواهد سر وقت به مدرسه برود کمی اضطراب باعث می شود که به موقع حاضر شود یا اگر از درس دور شود، احساس می کند وقت او تلف شده؛ در نتیجه زود به سراغ درس می رود، اما اگر این مسیله موجب نگرانی شود این اضطراب منفی است واگر به آن دچار شده باید با واقع بینی سعی شود که به نحوی از آن دوری کند مثلا درس را به خاطر خود درس بخواند.

وجود میزان معینی از اضطراب در زندگی امروزی طبیعی است. درواقع استرس غالباً به ما انرژی و انگیزه می دهد و به ما کمک می کند در زندگی و رقابت، خودمان را در سطح بالاتری نشان دهیم. این مسیله را والدین گرامی و مربیان دلسوز و مهربان، باید توجه داشته باشند که چه عواملی باعث شکست فرزندانمان در رشته تحصیلی و همچنین در زندگی می شود.

بیایید ساده تر صحبت کنیم. ما هر روز با والدینی روبرو می شویم که می خواهند با زور معلم خصوصی، پارتی بازی و یا ارفاق، فرزندانشان را که ضریب هوشی کمی دارند یا در حد مرز هستند از تحصیلات متوسطه گذرانده و یا به زور و برخلاف میل دانش آموز او را وارد دانشگاه کنند. آنها فرزندان خود را قربانی خودخواهی خود می نمایند که اگر به استعداد و توانایی فرزندانشان کمی توجه کنند، می توانند از آنها یک تکنیسین خوب، یک مغازه دار و یا یک تاجر، یک خیاط، یک نقاش و... که قابل پیشرفت باشند بسازند که آنها هم احساس خوشبختی کنند و بیشتر به درد جامعه و خودشان بخورند.

متأسفانه در بعضی مواقع به مراکز خصوصی ای برمی خوریم که بدون هیچگونه مدرک علمی چنین کودکان ضعیفی را در شمار کودکان بااستعداد درخشان قرار می دهند و به والدین آنها می قبولانند که دیگران اشتباه کرده و فرزندانشان شایستگی و توانایی ورود به دانشگاه را دارند. چرا هنوز در اجتماع ما جا نیفتاده که یک تکنیسین باتجربه به اندازه یک استاد دانشگاه قابل احترام است.

در نتیجه همین تفکر نادرست است که ما سعی می کنیم به هر قیمت، فرزند خود را راهی دانشگاه کنیم و به نتیجه آن هم کاری نداریم. متأسفانه این افراد در دانشگاه یک انسان مضطرب خواهند شد که تمام مدت دچار دلهره و اضطراب است. شبها خوابش نمی برد. احساس سردرد و سرگیجه می کند، پس از مدتی احساس می کند که چیزی که خوانده بی ارزش است و... .

اضطراب علاوه بر جنبه ذاتی و ژنتیکی، در درون خانواده و از رفتار و کردار خود والدین به فرزندان می تواند القاء شود. یک مادر که با زمین خوردن فرزندش، دچار دلهره و دلشوره می شود. چطور می تواند الگوی صبر و مقاومت باشد؟

وظیفه پدران، مادران و مربیان این است که در همان سال های کودکی به آنها بیاموزند که دبستان جای خوبی است. در این مکان، انسان درس می خواند و دوستان زیادی پیدا می کند و باید آنها را اجتماعی بار بیاورند و نباید از کودکان، موجودات قالبی بسازند که نهایت موفقیت را در شاگرد اول شدن بدانند و به آنها یاد بدهند که از تو تلاش و پشتکار می خواهم.

به آنها بیاموزند که افراد موفق کسانی نیستند که بیشتر درس می خوانند بلکه کسانی هستند که در حد توانایی خود و البته عمیق تر درس می خوانند و در رفع اشتباهات خود می کوشند. باید به کودکان انگیزه مثبت داده شود به طوری که احساس کنند درس را

به خاطر خود درس و به خاطر آموختن مهارت زندگی بخوانند و نه به خاطر نمره و شاگرد اول شدن.

به آنها آموخته شود که با والدین و مربیان دلسوز مشورت نمایند. باید باورهای مذهبی و اعتقادی کودکان را تقویت کنیم و قوت قلب بدهیم و به آنها بگوییم که خداوند از نیت خوب او باخبر است و حامی و حافظ اوست. با یک چهره خونسرد اضطراب را از او دور کنیم و امید به زندگی و آرامش را در دل او بکاریم.

انسان سالم از دیدگاه روان شناسی

شناخت انسان سالم و به دست دادن ملاکی منطقی و علمی در این باره دغدغه دیرپای انسان بوده است. از این رو طبیعی است که تاریخ اندیشه بشری از تیوریها, آرزوها, توهمات و اسطوره هایی در این زمینه پر باشد. چنانکه ادیان الهی و مکتبهای فکری, فیلسوفان, عارفان و پیشوای ان دینی و اجتماعی, هر کدام به گونه ای, این مسأله را در نظر داشته و درباره آنها سخن گفته اند.

شناخت انسان سالم و به دست دادن ملاکی منطقی و علمی در این باره دغدغه دیرپای انسان بوده است. از این رو طبیعی است که تاریخ اندیشه بشری از تیوریها, آرزوها, توهمات و اسطوره هایی در این زمینه پر باشد. چنانکه ادیان الهی و مکتبهای فکری, فیلسوفان, عارفان و پیشوای ان دینی و اجتماعی, هر کدام به گونه ای, این مسأله را در نظر داشته و درباره آنها سخن گفته اند.

روان شناسان, با تمام گونه گونی مکتبها و جامعه شناسان, با تفاوت دیدگاه هاشان دراین باره به پژوهش و نگارش پرداخته اند. به همین دلیل حتی اشاره ای کوتاه به همه دیدگاه ها نیازمند نگاشتن کتاب یا کتابهایی حجیم است, از این رو در این مقاله نمی توان انتظار تفصیل یا پردازش به همه نظریه ها را داشت و ناگزیر باید به گزینش و انتخاب رو آورد.

● تعریف سلامتی و شخصیت سالم

سازمان جهانی بهداشت w . h . o که هدف خود را (حصول عالی ترین سطح ممکن بهداشت برای همه مردم) تعیین کرده است, در باره بهداشت و سلامتی, در اساسنامه خود این گونه آورده است:

(حالت رفاه کامل جسمانی, روانی و اجتماعی است, نه صرفاً فقدان بیماری یا علیلی.)

این تعریف با آن که نشان می دهد منظور از سلامتی فقط بیمار نبودن نیست, و در عین حال که سمت وسوی تلاش برای سلامتی را مشخص می کند, خود هیچ چیزی درباره این که چگونه می تواند چنان رفاهی را, در تمام زمینه ها به دست آورد ارایه نمی کند و آن را به عهده پژوهشگران گ ذاشته است, که البته پژوهشگران و محققان نیز در هر دو میدان, یعنی بهداشت جسم و بهداشت روان گامهای جدی برداشته اند و ما در این نوشته به بخشی ازآن تلاشها و دستاوردها در خصوص انسان و شخصیت سالم که پایه بهداشت روان است اشاره خواهیم داشت.

● تفاوت انسان سالم با انسان آرمانی

این نکته شایان توجه است که بین انسان سالم و انسان آرمانی یا انسان کامل (به اصطلاح عارفان) تفاوت است, هنگامی که درباره انسان کامل (کامل در اصطلاح عرفان) سخن می گوییم, سخن از انسانی است که به عالی ترین درجه انسانیت رسیده است, تمام نیروهای معنوی بالق وه او به (فعلیت) رسیده اند, اما آن گاه که از انسان سالم سخن می گوییم, صحبت از کسی است که در مسیر درست زندگی قرار گرفته است, فرق نمی کند در کجای کار باشد, در آغاز یا میانه راه و یا به قله رسیده باشد. بنابراین می توان گفت (انسان سالم) تعریفی عام تر دارد, ز یرا هر انسان کاملی, انسان سالم نیز هست, اما شاید بسیاری از افراد سالم در راه کمال باشند و با کمال مطلوب فاصله داشته باشند. به هر حال, صاحب نظران در تعریف سلامت جسمی معتقدند که سلامت جسمی این است که شخصی در مسیر رشد طبیعی قرار گرفته باشد, نیازهای ضروری آن تأمین شود, قسمتی از آن به دلیل اختلال از انجام کار خویش باز نماند و سبب اختلال در تمام سازمان بدن نشود, و از همه مهم تر این که احساس درد و رنج و نقص در اعضای بدن وجود نداشته باشد.

اگر سلامتی روانی را هم با همین دیدگاه تعریف کنیم باید بگوییم:

سلامتی روانی این است که شخص در مسیر رشد طبیعی روانی قرار گرفته و موانع رشد روانی از سر راه او برداشته شده باشد, تمام نیازهای ضروری روانی او تأمین شده باشد و از همه مهم تر این که احساس ناخوشایند نقص, درد و افسردگی روانی او را (زیر فشار) قرار ندهد.

بنابراین سلامت یعنی قرار داشتن در مسیر رشد و بهره وری صحیح, به فعلیت رسیدن استعدادها, بدون نقص و درد و رنج فرساینده, و انسان سالم, کسی است که از نظر جسمی و روانی در مسیر رشد و بهره وری از استعدادها و توانهای خویش قرار گرفته باشد و موانع رشد روانی و جسمی . نقص, درد, ناراحتی شدید و افسردگی او را رنج ندهد.

این سلامتی چگونه به دست می آید؟ این پرسش که تاکنون هزاران طبیب, روان پزشک و روان شناس در باره آن اندیشیده اند و البته پزشکان در زمینه بیماریهای جسم و روشهای درمان به نقطه نظرهای همگون و هماهنگ دست یافته اند, در حالی که روان کاوان و روان شناسان در زمینه ش ناخت علل بیماریهای روان و راههای درمان آن, اختلاف بیش تری دارند و این نشأت یافته از پیچیدگی ماهیت روان آدمی است, ولی با این حال تلاشهای صورت گرفته بی فرجام نبوده است.

● مکتب های روان شناسی انسان گرا

روان شناسی دارای مکتب ها, گرایشها و شاخه های بسیاری است, ولی پیش از اشاره به تفاوت های مکتب های روان شناسی لازم است تأکید کنیم که هر کدام از این گرایشها و مکتبها برای خود فلسفه و جهان بینی خاصی درباره انسان دارند. به قول کارل راجرز (هر جریان در رو ان شناسی, فلسفه ضمنی خاص خود را درباره انسان دارد.)

از لحاظ فلسفی, روان شناسی به دو گروه عمده تقسیم می شود:

1) نمایان گر سنت تجربی: ساخت گرایی ـ رفتارگرایی

2) نماینده سنت دکارتی آرمان گرا: کنش گرایی, روان شناسی های گشتالت و هورمیک.

آلپورت در تقسیم بندی فلسفی و ریشه های دورتر مکاتب روان می نویسد:

اجداد ساخت گرایی و رفتارگرایی, هابز, لاک, هارتلی, جیمز, استوارت میل, بین, ماخ و اثبات گرایی منطقی, و در علوم طبیعی هلمهولتز بوده اند و اجداد کنش گرایی, روان شناسی های گشتالت و هورمیک: لایب نیتز, کانت, برنتاند, هوسرل و ویندلباند می باشند.

مکتب روان کاوی دارای عناصری از هر دو سنت است, و قدرت نسبی آنها نیز بر طبق نظامهای روان کاوی متغیر است.

مفهوم یا تصور ذهنی از انسان رابطه نزدیکی با زیربنای فلسفی مکتب دارد. این مفهوم به طرز خاصی از طریق موضوع مکتب, رابطه بدن و ذهن را آشکار می سازد. تا حد زیادی نارضایتی از تصور انسان که بطور تلویحی در روان شناسی معاصر مطرح است موجب شده که در دو دهه اخیر جهت گیری های جدیدی همچون جهت گیری انسان گرا و پدیدار شناختی ـ اصالت وجودی, به طور ناگهانی پدید آید.

با این که هیچ کدام از مکتبهای روان شناختی بدون پایه فلسفی نیست, ولی برخی تلاش کرده اند روان شناسی را نیز مانند فیزیک و دیگر علوم طبیعی دانشی کاملاً تجربی قلمداد کنند و از همان روشها در تحقیقهای روان شناسی بهره ببرند.

روان شناسی که در آغاز به جای مطالعه سلامت روان به بررسی بیماری روانی پرداخت, تا مدتها مطالعه استعداد بالقوه آدمی را برای کمال نادیده گرفت, اما در سالهای اخیر, شمار روزافزونی از روان شناسان به قابلیت کمال و دگرگونی در شخصیت آدمی روی آورده اند.

(روان شناسان کمال) که بیش تر آنها خود را روان شناسان انسان گرا می دانند, با دیدی نو به ماهیت انسان می نگرند. انسانی که آنها می بینند با آنچه که رفتارگرایی و روان کاوی , یعنی شکل های سنتی روان شناسی ترسیم می کنند, متفاوت است.

روان شناسان کمال با دیده انتقادی به این سنتها می نگرند, چرا که معتقدند نگرش رفتارگرایی و روان کاوی به ماهیت انسان محدود است, و اعتلایی را که آدمی می تواند بدان دست یابد, نادیده می انگارد.

این منتقدان مدعی اند که رفتارگرایی, آدمی را چون ماشین می بیند, یعنی (نظام پیچیده ای که با شیوه های قانونمند رفتار می کند.) انسان به منزله ارگانیسمی منظم, ترتیب یافته و برنامه ریزی شده, با خود انگیختگی و سرزندگی و خلاقیت و چون دماپای (ترموستات) تصویر شده است. روان کاوی نیز تنها جنبه بیمار یا درمانده و ناتوان طبیعت آد می را عرضه داشته است, زیرا کانون توجهش رفتار روان نژند و روان پریش است.فروید و پیروان تعالیم وی نیز اختلالات عاطفی و نه شخصیت سالم, یعنی بدترین و نه بهترین وجه طبیعت انسان را مورد بررسی قرار دادند.نه روان کاوی و نه رفتارگرایی از استعداد بالقوه آدمی برای کمال, و آرزوی او برای بهتر شدن از آنچه هست, بحثی نکرده اند. در واقع, این نگرش ها تصویر بدبینانه ای از طبیعت انسان به دست می دهند. رفتارگرایان, آدمی را پاسخگوی کنش پذیر محرکهای بیرونی, و روان کاوان, او را دستخوش نیروهای زیست شناختی و کشمکش های دوره کودکی می پندارند.

اما آدمی از نظر روان شناسان کمال, بسی بیش ازاینهاست.

حامیان جنبش استعداد بشری سطح مطلوب کمال و رشد شخصیت را فراسوی بهنجاری می دانند و چنین استدلال می کنند که تلاش برای حصول سطح پیشرفته کمال, برای تحقق بخشیدن یا از قوه به فعل رساندن تمامی استعدادهای بالقوه آدمی ضروری است. به سخن دیگر رهایی از بیماری عاطفی, یا نداشتن رفتار روان پریشانه برای این که شخصیتی را سالم بدانیم, کافی نیست. نداشتن بیماری عاطفی تنها نخستین گام ضروری به سوی رشد و کمال است, و انسان پس از این گام, راهی دراز در پیش دارد.

ییکی از مهم ترین و برجسته ترین سخنگویان روان شناسی انسان گرایی و یا به تعبیر خود او (نیروی سوم) میان دو نیروی دیگر, یعنی مکتب رفتارگرایی و مکتب تحلیل روانی, آبراهام هارولد مزلو(abraham harold maslow) است. و دیگری دکتر ویکتور فرانکل, البته طرفدران این مکتب بسیارند, وما به دلیل اختصار فقط به نظریات این دو تن در این باره اشاره می کنیم.

● روان شناسان انسان گرا

چنانکه گفته شد, یکی از چهره های سرشناس روان شناسی انسان گرا, دکتر ویکتور فرانکل می باشد. او متولد ســال 1905 در وین و دارای دکترای m. d (پزشکی) و ph. d (روان پزشکی) و بنیان گذار مکتب (یا روش) معنی درمانی (logotherapy) و از طرفداران نیروی سوم یا مک تب انسان گرایی می باشد.

تأکید عمده فرانکل بر اراده معطوف به معنی (willto meaning) می باشد.

او با آن دسته از موضعهای روان شناسی و روان پزشکی که وضعیت انسان را حاصل غرایز زیستی یا کشمکش های دوره کودکی یا هر نیروی دیگری می دانند به شدت مخالف است.

تصویر (فرانکل) از طبیعت انسان خوشبینانه است. به نظر او ما انسانها آدمکهای ماشینی کوک شده ای نیستیم تا تنها پاسخهایی را که به ما آموخته اند بازگوییم [مثل نظریه رفتارگرایان] یا محصول تغییرناپذیر روشی که آداب تخلیه را به ما آموخته اند, یا سایر تجربه های دور ان کودکی نیستیم [که روان کاوی فرویدی مدعی آن است]. گذشته بازدارنده و محدود کننده ما نیست, از گذشته رها هستیم. بازیچه صرف عوامل اجتماعی و فرهنگی یا پیرو کور باورها و آداب و رسوم هم نیستیم, سرانجام, شرایط محیطی هر اندازه دشوار باشد و هر اندازه هم جسم ما را بیازارد, باز به طور کامل مسلط بر ما نیست. و ما فاعل مختار هستیم.

او معیار نهایی رشد و پرورش شخصیت سالم را در اراده معطوف به معنای زندگی و نیاز مداوم انسان به جست وجو می داند, اما نه جست وجو برای خویشتن, بلکه برای معنایی که به هستی ما منظوری ببخشد, که نتیجه آن (فرارفتن از خود) است. هر چه بیش تر بتوانیم از خود فرارویم ـ خود را در راه چیزی یا کسی ایثار کنیم ـ انسان تر می شویم, تنها از این راه می توان به راستی خود شد.

جست وجوی معنی, مسؤولیت شخص را به دنبال دارد, تا با احساس مسؤولیت و آزادانه با شرایط هستی خویش رویا رو شویم. و در آن منظوری بیابیم, زندگی پیوسته ما را به مبارزه می طلبد, پاسخ ما نباید سخن و اندیشه, بلکه باید عمل باشد.

او زندگی بدون معنی را, روان نژندی اندیشه زاد (noogenic neuroses) می خواند ویژگی این حالت نبودن معنی, هدف و منظور در زندگی و احساس تهی بودن است. اینها به جای آن که در زندگی احساسی سرشار و پرتپش داشته باشند, در خلأ وجودی به سر می برند, وضعیتی که به اعتقاد فرانکل در عصرنوین متداول است, او در فرهنگهای بسیاری درجامعه های سرمایه داری و کمونیستی, شواهد خلأ وجودی می بیند که به ویژه در ایالات متحده آمریکا به سرعت گسترش می یابد. و راه حل این مشکل, یافتن معنی زندگی است و گرنه به بیماری روانی محکوم خواهیم بود. او می نویسد:

(ظاهراً عده زیادی از ما (چرا) ی زندگی خود را از دست داده ایم. و به همین سبب تجربه (چگونه) ی وجودمان, هر چند سرشار از رفاه و وفور باشد, دشوارتر شده است.)

بنابراین بیماری روانی نتیجه محتوم نداشتن معنی در زندگی و نیافتن معنای زندگی است.

از نظر فرانکل سه راه معنی بخشیدن به زندگی متناظر با سه نظام بنیادی ارزش هاست:

سه نظام بنیادی ارزش ها از نظر (فرانکل) 1) ارزش های خلاق 2) ارزشهای تجربی 3) ارزش های گرایشی هستند.

ارزش های خلاق و تجربی با تجربه های غنی شده سرشار و مثبت انسانی ـ غنای انسانی از راه آفرینش یا تجربه ـ سر و کار دارد. اما در اوضاع و احوال منفی مثل مرگ و بیماری که نه زیبایی در آن به تجربه می آید و نه مجال آفرینندگی هست, چگونه می توان معنایی یافت؟ در این ج ا پای ارزشهای گرایشی به میان می آید, در موقعیتهایی که دگرگون ساختن آنها یا دوری گزیدن از آنها در توان ما نیست, یعنی در شرایط تغییرناپذیر سرنوشت, تنها راه معقول پاسخگویی, پذیرفتن است. شیوه ای که سرنوشت خود را می پذیریم, شهامتی که در تحمل رنج خود و وقاری ک ه در برابر مصیبت نشان می دهیم, آزمون و سنجش نهایی توفیق ما به عنوان یک انسان است.

معنی در زندگی شاید در لحظات خاصی وجود داشته باشد, نه در همه ساعات زندگی. همان گونه که کوه را با بلندی قله آن می سنجند, معنی دار بودن زندگی را هم باید با اوجهای آن, و نه حضیضهایش سنجید. به نظر فرانکل حتی لحظه اوج ارزش تجربی می تواند سراسر زندگی انسان را س رشار از معنی سازد.

● انگیزش شخصیت سالم

در نظام فکری فرانکل تنها یک انگیزش بنیادی وجود دارد (اراده معطوف به معنی) و آن چنان نیرومند است که می تواند همه انگیزشهای انسانی دیگر را تحت الشعاع قرار دهد. اراده معطوف به معنی برای سلامت روان حیاتی است. در شرایط حاد در زندگی بی معنی, دلیلی برای ادامه زیستن نیست.معنای زندگی برای هر کس یکتا و ویژه تفکر اوست, در افراد مختلف و از لحظه ای تا لحظه دیگر تفاوت پیدا می کند. هر وضعیتی تنها یک پاسخ دارد.

● معنی جویی و تنش

جست وجوی معنی می تواند وظیفه ای آشوبنده و مبارزه جویانه باشد و تنش درونی را افزایش دهد, نه کاهش. این تنش شرط سلامت روانی است. اشخاص سالم همواره در تلاش رسیدن به هدفهایی هستند که به زندگی شان معنی می بخشد. و پیوسته با هیجان یافتن مقاصدی تازه رویارو هستند. زندگی خالی از تنش و رو به ثبات, محکوم به روان نژندی اندیشه زاد است.

● فرارفتن از خود

او انسان را دارای دو توانمندی منحصر به انسان می داند, (یعنی خود ـ تعالی و از خود رهیدن. این دومی بیان کننده توان و ظرفیت فرد است برای رها یا آزاد ساختن خویش ازخود (نفس). )

کسانی که در زندگی معنی می یابند به حالت (فرارفتن ازخود) می رسند که برای شخصیت سالم واپسین حالت هستی و رسیدن به بالاترین درجه مرحله زندگی به حساب می آید.

او درباره طبیعت انسان (از خود فرارونده) می نویسد:

(انگیزش اصلی ما در زندگی, جست وجوی معنی نه برای خودمان, بلکه برای معناست و این مستلزم (فراموش کردن) خویشتن است, انسان کامل بودن یعنی با کسی یا چیزی فراسوی خود پیوستن. او (فرارَوی) را به توانایی چشم به دیدن همه چیز جز خودش تشبیه می کند, مگر این که چشم آب مروارید آورده و بیمار شده باشد, که در این صورت فقط خودش را می بیند.)

● اثر معکوس لذت جویی و تلاش برای تحقق خود

درباره لذت جویی و تحقق خود, او معتقد است هر چه بیش تر خوشبختی را هدف خویش قرار دهیم, کمتر دلیلی برای خوشبخت بودن احساس می کنیم لذت و خوشبختی پیش می آیند و بر شادمانی زندگی می افزایند, اما هدف زندگی نیستند. نمی توان از پی خوشبختی رفت و آن را گرفت, زیرا خوشبختی ثمره طبیعی و خود انگیخته معنی جویی و دستیابی به هدفی بیرون ازخود است. هر چه مستقیم تر در راه تحقق خود بکوشیم, احتمال دستیابی به آن کمتر است. تحقق خود, با از خود فرا رفتن ناسازگار است.

به نظر فرانکل, نظریات او با این نظریه مزلو که بهترین راه دستیابی به تحقق خود را, تعهد و غرقه شدن در کار یا چیزی فراسوی خود می داند سازگار است, مزلو هم معتقد است که آدمی در (تجربه های اوج) ازخود فرا می رود.

● ویژگی های شخصیت سالم

فرانکل فهرست ویژگی های شخصیت سالم را به دست نمی دهد, ولی چنان که (شولتس) در (روان شناسی کمال, الگوهای شخصیت سالم) نظریه او را خلاصه کرده است, می توان فهرست آن ویژگی ها را چنین برشمرد:

1) در انتخاب عمل آزادند.

2) شخصاً مسؤول هدایت و زندگی و گرایشی هستند که برای سرنوشت خودشان برمی گزینند.

3) معلول نیروهای خارج از خود نیستند.

4) در زندگی, معنایی مناسب خود یافته اند.

5) بر زندگی شان تسلط آگاهانه دارند.

6) می توانند ارزشهای آفریننده و تجربی یا گرایشی را نمایان سازند.

7) از توجه به خود فراتر رفته اند.

8) به آینده می نگرند و به هدفها و وظایف آتی توجه می کنند.

9) تعهد و غرقه شدن در کار (جنبه مهم کار, محتوای آن نیست, بلکه شیوه انجام آن است, و این به زندگی معنی می بخشد. از راه کار, معنی می جوییم و نه در آن.)

100 ویژگی دیگر انسان های از خود فرا رونده توانایی ایثار عشق و نیز دریافت آن است. عشق هدف نهایی انسان است, مورد محبت قرار گرفتن و عاشق شدن .

به اعتقاد (فرانکل) سه عنصر, جوهر وجود انسان را تشکیل می دهد: معنویت, آزادی, و مسؤولیت. حصول و کاربرد معنویت, آزادی و مسؤولیت با خود ماست, بدون اینها, یافتن معنی و منظور زندگی میسر نیست. و نتیجه نیافتن معنی زندگی چنانکه از پیش آوردیم, بیماری روانی است.

ییکی از نقطه نظرهای مهم فرانکل, که می تواند سلامت و بیماری روانی از نظر او را به خوبی توضیح دهد, نظریه او درباره (ناخودآگاه) است:

(محتوای ناخودآگاه تا آنجا گسترده شده است که خود به دو نوع غریزه مندی ناخودآگاه (غریزه ناخودآگاه (instinctual uncnious) و روحانیت یا معنویت ناخودآگاه (ناخودآگاه روحی یا معنوی = spiritual unconscious) افتراق پیدا کرده است.)

او در نقد روان کاوی فرویدی می گوید:

(می توان گفت که روان کاوی وجود انسان را نهاد زده (ld - ified) کرده است. فروید با تنزل (خویش) به یک فرآورده صرف مغز (پدیدارهمایند epipnenomenon) , به خویش خیانت کرد و آن را به نهاد تحویل داد. او همزمان با نادیده گرفتن بعد روحی در ناخودآگاه و غریزی دیدن آن , ناخودآگاه را بد نام کرد.)

او دلیل این اشتباه را ندیدن نقطه محوری وجود انسان می داند, که بدون آن تمامیت انسان ممکن نیست. او معتقد است:

در اعماق ضمیر ناخودآگاه روحی (یا شعور باطن) احساس قوی و ریشه دار مذهبی وجود دارد.مذهب در معنای گسترده (و صحیح) خود, تکاپوی بشر برای یافتن معنای نهایی و غایی است.انسان علاوه بر ناخودآگاه روانی, ناخودآگاه روحی هم دارد, احساس مذهبی و اعتقاد به خدا در این ناخودآگاه روحی جای دارند, و سرکوب احساس مذهبی نیز مثل نیروهای جنسی سرکوب شده یا فرونشانده شده, بیماری روحی و روانی می آورد. او برای اثبات این مدعا مشاهدات بالین ی فراوانی را بررسی و چند مورد آن را نقل کرده است. راه درمان را هم در این می داند که خدا را از ناخودآگاه بیمار به خود آگاه بیاوریم و به قول خود او انتقال ازخدای نهفته (deus absconditus) به خدای مشهود( deus revelatus).

او در جای دیگری می نویسدشواهد بالینی حاکی از آن است که ضعیف و سست شدن و تحلیل رفتن احساس مذهبی در انسان موجب اختلال در ادراکات مذهبی او می گردد. یا به بیانی کمتر بالینی, به محض این که فرشته درون سرکوب می گردد, تبدیل به دیو می شود.)او بی معنایی را خلأ وجودی نام داده و پس از بیان علل خلأ وجودی, پیامدهای آن را با تعبیر (مثلث روان رنجورانه گسترده) یادکرده که عبارتند از افسردگی, اعتیاد و تجاوز.

● بررسی دیدگاه فرانکل

آنچه در چارچوب کلی نظریه فرانکل قراردارد به مقدار زیادی تجربی و پذیرفتنی است و آنچه او با تلفیق اندیشه و تجربه بالینی و مطالعه مذهب به دست آورده می توان جزء پیش رفته ترین دیدگاه های رایج روان شناختی و روان درمانی به حساب آورد, اما با این حال, برخی از دیدگاه های او یا پذیرفتنی نیستند و یا با پیش فرض های فلسفی دیگر, به جز فلسفه وجود گرایانه (اگزیستانستالیسم) نیز قابل اثبات هستند و در اثبات آنها بدان شالوده فلسفی نیازی نیست, اگر چه او نیز انتقاداتی به وجودگرایی غیرمذهبی بویژه نظر سارتر دارد, ولی ما در اینجا صرف نظر از مبانی او در کلیاتی که نقل کردیم, مفردات نظریه او را می توانیم از دیدگاه اسلامی نیز قابل تأیید بدانیم, البته در برخی مسایل, اختلافهای جزیی یا برداشت های متفاوتی وجود دارد.اما عمده ترین تفاوت دیدگاه او, با دیدگاه قرآن در این است که قرآن اگر سلامتی فرد و جامعه را به عنوان هدفی دنبال می کند, اما این هدف در راستای هدف بزرگ تری قرار دارد که شخص در راه آن, حتی تمام هستی خود را ـ اگر لازم باشد ـ فدا می کند, و آن بینایی و سلامتی در آخرت است, یعنی رستگاری جاویدان.

دیگر تفاوت اساسی نظر اسلام و قرآن با نظریه فرانکل در این است که فرانکل اگر چه (معنی جویی) را مهم ترین انگیزه انسان سالم می داند و مذهب را نهایی ترین انگیزه انسان می شمارد, اما در معنی جویی معتقد است که یافتن معنای زندگی برای هر کس ویژه است, حتی درکسی یا چیزی می توان معنی زندگی را یافت.

این نظریه می تواند مفید باشد اما برای کسی که بخواهد برای آرامش خاطر خود, هر گونه ای که باشد تکیه گاهی پیدا کند, اگر چه آن معنی برای دیگران و در واقع بی ارزش یا کم ارزش باشد. می توان کودک را با پستانک هم آرام کرد, اما هدف آفرینش از به گریه در آوردن کودک, به دست آوردن پستانک, و یا مکیدن بیهوده مستمر نیست! کودک باید از پستان به قدر سیر شدن بنوشد و آرام بگیرد, نه این که چیزی در دهانش باشد که بمکد, اگر چه هیچ نفعی جز فریب کودک نداشته باشد.

سبب این تفاوت دیدگاه فرانکل با دیدگاه قرآنی در این است که فرانکل می خواهد به عنوان یک روان کاو, بیماران روانی را درمان کند و جلو بیماری های روانی را بگیرد به هر گونه و با هر نوع معنی یابی پذیرفتنی برای فرد, اگر چه سرانجام, نادرست, اما قرآن می خواهد ش,خص معنای هستی و زندگی خود را بیابد, همان را که در واقع هست, نه فریب ها را

صرف نظر از این تفاوت, که عمده هم هست, مفردات ویژگیهای انسان سالم از دیدگاه فرانکل را می توان در تعالیم قرآن نیز یافت, یادآور می شوم که او در کتاب (خدا در ناخودآگاه) بسیار به دیدگاه اصیل دینی نزدیک تر می شود. اما همان طور که پیش از این اشاره کردیم, درباره رابطه مذهب با سلامتی روان, درباره اسلام حکم کلی او جاری نیست.

● نظریه دیگری درباره انسان سالم (خود شکوفا)

یکی دیگر از نظریه پردازان مشهور روان شناسی, (مزلو) است که روان شناسی رفتارگرا را بخوبی تحصیل کرده بود و آن را پاسخگوی تمام مسایل جهان می دانست, اما با تولد نخستین فرزندش, اعتقاد او به رفتارگرایی عوض شد.

او این تجربه را چنین توصیف می کند:

(کسی که فرزند داشته باشد, نمی تواند رفتارگرا باشد.)

(مزلو) به تفکر و مطالعه و تجربه پرداخت و کتابهای جذابی منتشر کرد که روان شناس و غیر روان شناس به یک نسبت مفتون نگرش خوش بینانه و انسان گرای او به نهاد آدمی شدند. بسیاری احساس می کنند که او نه تنها به شخصیت انسان بعد تازه ای بخشیده, بلکه نگرش کاملاً نوینی به روان شناسی را پدید آورده است نگرشی که شاید روزی همان اندازه انقلابی شمرده شود که رفتارگرایی واتسن و روان کاوی فروید شمرده می شد.

نگرش مزلو ـ انسان گرایی یا روان شناسی نیروی سومی ـ نگرشی است که برخی چون پادزهری خوش قدم در برابر خوی میکانیستی رفتارگرایی و خوی تیرگی و نومیدی آور روان کاوی بدان می نگرند. (کارل راجرز) نیز از پیش گامان این نهضت است .

(هدف اصلی مزلو دانستن این بود که انسان برای رشد کامل انسانی و شکوفایی تا چه اندازه توانایی دارد. به اعتقاد او برای بررسی سلامت روان, فقط باید انسان به غایت سالم را مورد مطالعه قرار داد. او به فروید و سایر نظریه دانان شخصیت که می کوشیدند ماهیت شخصیت انسان را تنها با مطالعه روان نژندها و افرادی که به شدت دچار روانی بودند بشناسند, با نظر انتقادی می نگریست.)

او تصریح می کند که مطالعه انسانهای روان نژند, راه مناسبی برای شناخت شخصیت و انگیزش سالم نیست:

(انتخاب انگیزشهای افراد مبتلا به روان نژندی به عوض انگیزشهای افراد سالم به عنوان الگو, حتی به طور اصولی هم که باشد, بایستی مطرود دانسته شود, سلامت صرفاً فقدان بیماری یا حتی نقطه مقابل آن نیست. هرگونه نظریه انگیزش که ارزش توجه داشته باشد می بایست علاوه بر واکنشهای دفاعی روانهای آسیب دیده, والاترین استعدادها و افراد قوی و سالم را نیز مورد بررسی قرار دهد. مهم ترین علایق و دلبستگی های بزرگ ترین و بهترین افراد در تاریخ بشر, می بایست همگی مطرح و تشریح شوند. چنین شناختی را هرگز تنها از طریق افراد بیمار به دست نخواهیم آورد. باید توجه خود را به سوی افراد سالم نیز معطوف داریم)

او می گفت برای این که بدانیم انسان با چه سرعتی می تواند بدود, دونده ای را که قوزک پایش شکسته یا دونده متوسطی را در نظر نمی گیریم, بلکه برنده مدال طلای المپیک, یعنی بهترین نمونه موجود را مطالعه می کنیم, تنها از این راه است که می توانیم دریابیم انسان با چه سرعتی می تواند بدود. (اگر بخواهیم اطلاعاتی درباره امکانات رشد معنوی, رشد ارزشی, یا رشد اخلاقی در انسانها به دست آوریم, عقیده من این است که می توانیم با مطالعه اخلاقی ترین و پارساترین افراد نوع بشر, بیش ترین اطلاعات را در این زمینه کسب کنیم.)

● مفهوم سلامت روانی از دیدگاه (مزلو)

(مزلو) در فصلی گسترده درباره بهنجاری, سلامت و ارزشها بحث می کند و پس از بررسی معنی های بهنجاری در فرهنگهای خاص یا پزشکی و یا گفتارهای روزمره, به مفاهیم تازه بهنجاری اشاره می کند که با معنای بهنجار در گذشته تفاوت دارد:

(پیش بینی یا حدس من درباره آینده تصور بهنجاری, به ویژه این است که بزودی یک نوع نظریه در مورد سلامت روانی تعمیم یافته و گسترده نوعی به وجود خواهد آمد که در مورد همه انسانها, صرف نظر از فرهنگ آنها و عصری که درآن زندگی می کنند, مصداق خواهد داشت. نظریه مزبور در هر دو زمینه تجربی و نظری درحال شکل گرفتن است )

سپس او ماهیت این مفهوم جدید مربوط به انسان سالم را این گونه معرفی می کند:

(مهم ترین ویژگی این انسان این است که وی دارای سرشت خاص خویش است, کالبدی با ساختاری روانی دارد که می توان آن را همانند ساختار جسمی اش مورد بحث و بررسی قرار داد, و این که او دارای نیازها, استعدادها و گرایشهایی است که تا حدودی مبنای ژنتیک دارند, برخی از آنه ا مشخصه های تمامی نوع بشر هستند و همه خطوط فرهنگی را شامل می شوند, و برخی منحصر به فرد می باشند. این نیازهای اساسی ظاهراً خوب یا خنثی هستند, نه شرارت آمیز.

دوم این که دراینجا این تصور مطرح است که سلامت کامل و رشد بهنجار و مطلوب عبارت است از شکوفا شدن این سرشت, تحقق یافتن این استعدادهای بالقوه و رشد به سمت کمال در طول خطوطی که این سرشت ذاتی پنهان و به سختی قابل درک, رهنمون می شود کمالی که از درون رشد می یاب د و از بیرون شکل داده نمی شود.

سوم این که, اکنون به روشنی معلوم شده است که بخش عمده آسیب روانی در نتیجه انکار, یا عقیم گذاردن, یا تحریف سرشت ذاتی انسان پدید می آید. با توجه به این مفهوم (بهنجاری جدید) چه چیز خوب است؟ هر چیزی که به این رشد مطلوب در جهت شکوفایی سرشت درونی انسان منتهی شو د. چه چیز بد یا بهنجار است؟ هر چیزی که سرشت ذاتی انسان را عقیم گذارد یا مانع شود و یا انکار کند. چه چیزی از نظر روانی غیرعادی است؟ هر چیزی که روند خود شکوفایی را مختل کند یا عقیم گذارد و یا تحریف کند.)

● نیازهای شبه غریزی (instinctoid - needs)

مزلو در بررسی ها و مشاهدات خود, بویژه مطالعه افراد خود شکوفا به این نتیجه رسید که همه انسانها با نیازهای شبه غریزی به دنیا می آیند. این نیازهای مشترک, انگیزه رشد و کمال و تحقق خود قرار می گیرد و انسان را به تبدیل شدن به آنچه در توان اوست, فرا می خ وانند: بدین ترتیب استعداد بالقوه برای کمال و سعادت روان از بدو تولد وجود دارد. اما این که استعداد بالقوه آدمی تحقق می یابد یا نه, به نیروهای فردی و اجتماعی بستگی دارد که تحقق خود را می پرورد یا باز می دارد.

او نیازها را به دو دسته 1. نیازهای اصلی و شبه غریزی 2. فوق انگیزش, تقسیم می کند, و ارضای نیازهای شبه غریزی را پیش شرطی ضروری برای رسیدن به فوق انگیزش می داند, و بدون ارضای نیازهای اساسی رسیدن به فوق انگیزش را ناممکن می داند, اما نه به این معنی که ارضای ن یازهای اساسی برای رسیدن به آن مرحله کافی باشد, ضروری است, اما کافی نیست. ما نخست این نیازهای اساسی و سپس فوق انگیزشها را از نظر مزلو می آوریم.

● انگیزش شخصیت سالم به سوی خودشکوفایی

به نظر مزلو, در همه انسانها تلاش یا گرایشی فطری برای تحقق خود هست, انگیزه آدمی, نیازهای مشترک و فطری است که در سلسله مراتبی از نیرومندترین تا ضعیف ترین نیازها قرار می گیرد. (سلسله مراتب نیازها) (hierarchy of heeds) از نظر مزلو, چنین است:

1) نیازهای جسمانی یا فیزیولوژیک

2) نیازهای ایمنی

3) نیازهای محبت و احساس تعلق

4) نیاز به احترام

به نظر او, پیش از آن که نیاز (تحقق خود) پدیدار شود, دست کم باید این چهار نیاز به ترتیبی که آمده است, برآورده شده باشند و او تأکید دارد که انسان نمی تواند به تحقق خود برسد, مگر آن که هر یک از نیازهای سطوح پایین تر به میزان کافی ارضا شده باشد.)

(تحقق خود را می توان کمال عالی و کاربرد همه تواناییها و متحقق ساختن تمامی ویژگیها و قابلیتهای خود دانست. ما باید به آنچه استعداد بالقوه اش را داریم, تبدیل شویم. هر چند نیازهای طبقات پایین تر برآورده شده باشند ـ یعنی از لحاظ جسمانی و عاطفی احساس ایمنی کنی م, از احساس تعلق و محبت بهره مند باشیم و خود را افراد ارزشمندی احساس کنیم ـ ولی اگر در تلاش خود برای ارضای نیاز تحقق خود شکست بخوریم, احساس ناکامی و بی قراری و ناخشنودی می کنیم. در این صورت با خودمان در صلح و آشتی نخواهیم بود. و از لحاظ روانی سالم به حسا ب نخواهیم آمد.)

مزلو در نوشته های بعدی خود سلسله مراتب نیازهای دیگری را نیز پیشنهاد کرده است که آنها عبارتند از: نیازهای (دانستن) و (فهمیدن) که نیاز به دانستن نیرومندتر از فهمیدن است و باید پیش از بروز نیاز فهمیدن ارضا شود.

● فوق انگیزش

مزلو معتقد است که: (افراد خودشکوفا (افراد بالیده و انسانهای کامل تر) که بنا به تعریف, قبلاً به گونه ای مناسب از حیث نیازهای اساسی شان ارضا شده اند, اکنون از راه های والاتر دیگری برانگیخته می شوند که بایستی آنها را فوق انگیزش نامید.

ارزشهای فوق انگیزش, درونی و جزء فطرت انسان هستند. , این ارزشهای درونی شبه غریزی هستند, یعنی برای اجتناب از بیماری و دستیابی به کمال انسانی یادشده لازم اند.

(بیماریهای) ناشی از کمبود ارزشهای درونی (فوق نیازها) را می توانیم فوق آسیب بنامیم. بنابراین (والاترین) ارزشها حیات معنوی و والاترین آرزوهای بشر موضوعات مناسبی برای مطالعه و تحقیق علمی به شمار می روند. آنها در عالم طبیعت وجود دارند.

● رفتارهای منتهی به خود شکوفایی

ازنظر (مزلو) رفتارهایی که به خود شکوفایی می انجامند عبارتند از:

1) تجربه کردن کامل, بی خویشتنانه, روشن همراه با تمرکز کامل و جذب تمام, لحظه ای از تجربه کردن خود شکوفایی است.

2) انتخاب لحظه به لحظه, صداقت, امانت و دیگر ارزشهای منتهی شونده به خود شکوفایی.

3) گوش دادن به ندای درون خود به جای ندای پدر, مادر, حزب و تشکیلات, و مجال ظهور دادن به (خود).

4) صداقت در هنگام تردید, و مسؤولیت پذیرش نگاه به درون خود.

5) شجاعت اظهارنظر صادقانه, متفاوت, نامحبوب و ناموافق. شجاع بودن به جای ترس.

6) خودشکوفایی نه تنها حالت نهایی است, بلکه خود فرایندی از شکوفا کردن توانایی های بالقوه خویشتن در هر زمان و به هر میزان نیز هست به کار بردن هوش خود.

7) تجارب اوج لحظه ای هستند و خریدنی یا جست وجوکردنی نیستند, اما می توان شرایط را طوری فراهم کرد که احتمال وقوع تجارب اوج زیاد شود. عکس آن نیز ممکن است. (کشف توانایی ها و ناتوانی در کارهایی شخصی نیز بخشی از کشف واقعیت اند.)

8) شناسایی دفاعها(ی روانی) و شهامت و جرأت ترک دفاعها (زیرا سرکوبی راه خوبی برای حل مسایل نیست.)

خانواده مبنای جامعه انسانی است

خانواده مبنای جامعه انسانی است . درست مثل سلول که مبنای پیکره آدمی است . جامعه های سرافراز مستقل سخت کوش ارزش مدار و دانا قطعا دارای خانواده هایی با همین صفات هستند. این موضوع آنقدر ارتباط مستقیم و مستمر و مستحکم دارد.خانواده محور جامعه و جامعه سرنوشت بشریت را در یک برهه از تاریخ و جغرافیای مشخص معلوم می کند. همه اینها وامی دارد که ما به یک تعریف و بازشناسی و کاوش نظری در موضوع خانواده دست یابیم تا براساس آن بتوانیم وضعیت موجود خود و خانواده و جامعه را ترسیم و نقاط قوت را با قدرت ادامه دهیم و نقاط ضعف را با ظرافت طرح کنیم .

لذا می بینیم در همه جوامع موضوع خانواده از دو سو مورد مطالعه قرار می گیرد : از سویی که خانواده هدف است و از سویی که خانواده وسیله است . زیرا برای نگاهداشت یک جریان فرهنگی ـ سیاسی اعتقادی و اجتماعی خانواده بهترین وسیله است . پس برای خانواده نقشه دارند و حال ببینیم ما چه نقشی در خانواده داریم .

ما به عنوان یک فرد از خانواده خودمان همسر و یا فرزندان با یک دنیا تعلق نسبت به خانواده و یک دریا توقع از خانواده چه تعریفی را نسبت به خانواده داریم و ارزیابی ما از یک خانواده موفق چگونه است

یک خانواده موفق خانواده متعادل است . در خانواده متعادل پدر نقش تصمیم گیرنده و مادر نقش ایجادکننده آرامش و امنیت را دارد. یک مادر موفق مادری است که بتواند بین احساسات و منطق ارتباط برقرار کند و تعادل بین آزادی فردی و پیوندهای جمعی آنان برقرار کند. پدرهایی که در حضور فرزندان حرمت مادر را نگه نمی دارند نقش خود و مادر را در خانواده تخریب می کنند. و این خانواده در گروه خانواده متعادل قرار نمی گیرد.

پدری که فرزندی را تنبیه می کند و مادر کار او را در حضور فرزندان محکوم می کند این کار اساس مدیریت خانواده را زیر سوال می برد. در خانواده ای که پدر کاری را پنهان می کند فرزندان هم این مخفی کاری را یاد می گیرند و این آموزش غلط است .

هر جا حقی وجود دارد وظیفه ای هم وجود دارد. در فضای خانواده های امروزی بعضی یکسره حق و بعضی یکسره وظیفه هستند.

در خانواده های سنتی همیشه حق با پدر و مادر بود و به نظر نمی رسید که خانواده در مقابل فرزندان وظیفه ای داشته باشند. ولی در خانواده های امروزی درست نقطه مقابل آن است و این یکی از آسیب های خطرناک و جدی خانواده های امروزی جامعه ما است .

ما به فرزندان خود یاد نمی دهیم که در مقابل هر حقی وظیفه ای هم وجود دارد.

پدرها و مادرها در نظام جدید خانواده امروزی نقش عابربانک را بازی می کنند و اگر این دستگاه پولی را به صورت اتوماتیک ندهد مورد سرزنش و ملامت قرار می گیرند.

مادر در خانواده های امروزی نقش متصدی ارایه خدمات خانگی را دارد حتی اگر شاغل باشد.

نقش زن در خانواده های امروزی از حالت اصلی خارج شده و در جایگاه واقعی خود قرار ندارد. وظیفه زن ارایه خدمات خانگی نیست . آرامش و صفا و گرم بودن محیط خانواده از نقش های اصلی زن در خانواده است . به دنبال خانه های گرم باشیم نه خانه های بزرگ به دنبال این باشیم که همه به یک نقطه نگاه کنیم و نه هر یک به یک نقطه .

● ویژگی های خانواده متعادل

1) عقلانیت

2) معنویت

3) مدیریت

4) محبت

5) صداقت

6) معاضدت

7) معاشرت

8) مقاومت

فرزندان ما حاصل تربیت ما هستند. بچه ها محصول نظام تربیتی هستند که ما به آنها عرضه می کنیم . فرزندانی که ما تربیت می کنیم تمامیت خواه هستند حال چگونه دو فرد تمامیت خواه با هم زیر یک سقف زندگی کنند

▪ عقلانیت : اگر فضای خانواده یک فضای عقلانی خردورزی و منطقی باشد فرزندان در چنین خانواده ای عاقل و رشید بار می آیند و باتوجه به نقش مداوم و مستمر عقل در لحظه لحظه ای زندگی انسان به آشکار پیداست که کوتاهی در این موضوع چه خسارتهای سنگینی را تا آخر عمر برای بچه ها فراهم خواهد آورد.

▪ معنویت : والدین باید روح معنویت خواهی و مقاومت برای دسترسی به معنویت را در خانواده تثبیت و تقویت نمایند و با تربیت فرزندان بر این مبنا روح تعهد به فرمانهای الهی و تعلق به فطرت انسانی را تقویت نمایند.

▪ مدیریت : هرکاری نیازمند مدیریت است و مدیریت نیازمند روشن بینی .

روشن بینی باید نسبت به چهار چه حاصل شود : چه کسی را به چه جایی با چه وسیله ای و چرا می خواهیم برسانیم اگر هر کسی توانست در هر کاری به این چهار چه پاسخ درست دهد آن فرد روشن بینی لازم را برای مدیریت کردن بدست آورده و الا هر قدر هم که دانا و مصمم باشد چون روشن بینی ندارد در تاریکی گام برمی دارد از هدف دورتر می شود. پدر و مادر در هر خانواده ای مدیران خانه هستند.

دو مدیری که بین آن دو سه دسته وظایف وجود دارد : وظایف اختصاصی پدر وظایف اختصاص مادر و وظایف مشترک .

پدر و مادر هر دو باید بدانند چه کسی را با چه روشی به چه جایی و چرا می خواهند برسانند. در این معادله چه کسی معلوم است . آنها فرزندان معصومی هستند که والدین خود را انتخاب نکرده اند بلکه والدین آنها را انتخاب کرده اند و قرار است این بچه ها را در گلستانی به نام خانواده پرورش دهند تا همان طور که با جسم انسانی متولد شده اند در اثر رشد و تربیت صحیح روح انسانی هم در آنها متولد شود.

اما اینکه با چه روشی صورت پذیرد این موضوعی است که باید هم از علم مدد جست و هم از عمل . باید از عمل مددجست زیرا صدایی که از رفتار آدمی برخیزد هیچ گوشی آن را فراموش نخواهد کرد. پس بهترین راه صحیح تربیت کردن فرزندان صحیح زیستن والدین است . بهترین راه مودب کردن فرزندان مودب زیستن والدین است .

باید از علم مدد جست چون دانش افق دید را وسیع می کند و راههای حصول هدف را سریع تر و آسان تر و مقبول تر می کند. باید از امکانات زمانه نهایت بهره را جست . از علایق خاص فرزندان آگاه شد و برای ورود فرهنگی و تاثیرگذار دنیای درون فرزندان از مکانیزم های علمی نهایت بهره جست و پدر و مادری که خواستار تربیت فرزندان خود به سمت آدم شدن و انسان شدن هستند باید تمام این مسیر را به دقت مدیریت کنند. دقیق باشند نظارت کنند و در هر بخشی که زنگهای کاستی و یا ناکامی به صدا درآمد حساس باشند و بلافاصله برای جبران آن اقدام مناسبی نمایند مدیریت این موضوع یک لحظه باید مورد غفلت والدین قرار نگیرد.

▪ محبت : محبت مایه قوام و دوام روابط انسانهاست شرافت آدمی به بذل محبت و درک محبت و پاسداشت محبت است . عنصر محبت لازمه زندگی آدمی است و اگر در جامعه ای بی محبتی به کانون خانواده هم کشیده شود فاجعه ای رخ می دهد که ثمرات تلخ آن در انواع بزه کاری فرزندان خشونت و یا افسردگی کودکان ظهور و بروز می یابد.

▪ صداقت : صداقت آن قدر حایز اهمیت است که رسول مکرم اسلام آن را مایه نجات می داند درست برخلاف آن چیزی که مردم در نیازمندی به دروغ می پندارند.

پدر و مادر باید توجه داشته باشند که اولین ضرر عادی سازی و یا ضروری سازی دروغ در خانواده ها به خود آنها برمی گردد زیرا فرزندانشان در اولین تجربه های دروغ گویی اول به والدین خود دروغ می گویند و بدون شک محیط خانه که یک محیط امن و اعتمادآور است به محیط شک و شبهه و تردید تبدیل می شود و رفتارها و حرکات در هاله ای از ابهام و بی اعتمادی فرو می رود.

▪ معاضدت : همکاری و مشارکت اعضای خانواده روح تعاون را تقویت می کند. افراد در فضای تعاون یاد می گیرند که از راحتی ها و منافع لحظه ای و فردی بگذرند و منافع جمعی و بلندمدت خانواده را حفظ کنند. شعار خانواده باید این باشد که هیچکس زحمت بار و کار خود را بردوش دیگران نیاندازد. اگر چیزی خورد و وسیله ای برداشت مجددا خود فرد محل مصرف را تمیز و مرتب نماید.

قرار نیست در خانواده همه در تفریح باشند و مادر خانواده در تبعید! یک نفر از استراحت و لذت دور باشد و بقیه مشغول لذت و تفریح و آن یک نفر هم مادر باشد که سزاوار احترام و حرمت بیشتر است . لذا باید این فرهنگ زشت و فرعونی که مادر زحمت بکشد و بقیه تفریح کنند از خانواده ها برچیده شود و این موضوعی است که به طور خاص در آن نقش دارند و بایست برای تثبیت آن تلاش کنند.

▪ معاشرت : یک روانشاس می گوید من نیمی از همه آنها هستم که تاکنون ملاقاتشان کرده ام . در واقع این رواشناس می خواهد بگوید که همه آنها را که تاکنون شما ملاقات کرده اید از فامیل و دوست و نزدیکان و آشنایان و همکاران و حتی رفتگر محل با نوع کلمات و حرکاتی که داشته اند تاثیر روی شخصیت شما گذاشته اند و حداقل تاثیرشان انرژی مثبت یا منفی است که از وجودشان صادر شده و اثر یاس آور و یا امیدبخش بروی شما داشته اند. در اینکه معاشرین تاثیر بسزایی روی شخصیت انسانها دارند جای هیچ تردیدی نیست و هرچه سن کمتر باشد ضریب این تاثیرگذاری بیشتر خواهد بود.

▪ مقاومت : قدرت مقاومت ستون فقرات زندگی انسان است . اگر کسی مقاومت نداشته باشد خیمه زندگی اش به اولین طوفان و تندری برزمین می نشیند پس روح مقاومت صبوری پایداری جان را سخت می کند و جلا می دهد.

توکل تلاش و تسامح باید سرلوحه برنامه ریزی والدین در محیط خانواده قرار گیرد تا روحیه مقاومت به یک خوی قطعی تبدیل شود.

تسامح یعنی چشم پوشی از برخی مصایب و مسایل .

حال با این توضیحات آیا شما در زمره خانواده متعادل قرار دارید یا نه ؟

ربابه داودیان به دنبال خانه های گرم باشیم نه خانه های بزرگ و بی رونق فرزندان ما حاصل تربیت ما هستند آنها محصول نظام تربیتی هستند که ما به آنها عرضه می کنیم خانواده باید روح تعهد به فرمانهای الهی و تعلق به فطرت انسانی را در فرزندان تقویت کند صدایی از رفتار آدمی برخیزد هیچ گوشی آنرا فراموش نخواهد کرد بهترین راه صحیح تربیت کردن فرزندان صحیح زیستن والدین است 

فرهنگنامه یوگا

● A
AGNI TATTWA: عنصر آتش.AHAMKARA: من - خویشتن.AHIMSA: عدم خشونت.AJNA CHAKRA: مرکز فرمان روانی واقع در میان مغز - چشم سوم.AKASHA TATTWA: عنصر اتر.AMAROLI: تمرین یوگای تانترایی که در آن از ادرار بصورت داخلی یا خارجی برای تامین سلامتی ذهن و بدن استفاده می شود.AMRIT: شهد سایکیک که در بیندو ترشح شده و از لالانا چاکرا بر روی ویشودهی چاکرا می چکد و احساس سرمستی و شعف ایجاد می کند.ANAHATA CHAKRA: مرکز روانی واقع در ناحیه قلب.ANAHATA NADA: صدای ناشنیده و لاینقطعANANDA: شعف جاودانی.ANANDAMAYA KOSHA: کالبد سعادت و شعف.ANNAMAYA KOSHA: غلاف یا کالبد مادی.ANTAHKARANA: ابزار درونی - ذهن متجلی شده که شامل چهار بعد ماناس ، بودهی ، چیتا و آهامکارا می باشد.ANUSHTHANA: دوره ثابت و معین سادانا که معمولا از صبح زود تا اواخر شب انجام می شود.APANA VAYU: انرژی حیاتی واقع در پایین بدن زیر ناف.APARIGRAHA: عدم مالکیت - قبول نکردن هدایای تجملی.APAS TATTWA: عنصر آب.ARTHA: نیازهای مادی - ثروت.ASANA: وضعیت راحت و ثابت بدنی.ASHRAM: اجتماع یوگایی که ساکنین آن بطور یکسان زیر نظر گورو زندگی و کار می کنند.ASHRAMA DHARMA: چهار مرحله زندگی که عبارتند از براهماچاریا ، گریهاستا ، واناپراستا و سانیاسا.ASHTANGA YOGA: یوگای هشتگانه که شامل بخشهای یاما ، نیاما ، آسانا ، پرانایاما ، پراتیاهارا ، دهارانا ، دهیانا و سامادهی می باشد.ASMITA: وضعیتی فراسوی خویشتن و احساس منیت که در آن تنها آگاهی خالص وجود دارد.ASTEYA: درستکاری - دزدی نکردن.ATMAN: روح فردی.AUSHADI: بیدار کردن انرژی معنوی از طریق گیاهان.AVADHUTA: عابدی که دنیا را ترک گفته باشد. ششمین مرتبه سانیاسا که عابد در آن معمولا برهنه می باشد - بالاترین مرتبه ریاضت.AVATARA: تجسد مقدس - تجسد خداوند بر روی زمین.AYURVEDA: سیستم ودایی تشخیص و درمان بیماریها.آبـیـاسا(Abhyasa): تمـرین، ممارست، مقایسه شود با وایراگاآتـمـان(Atman): خود، خود متعالی یا روح که جاودانی و فرا - آگاه است، هویت یا ذات واقعی ما، گاهی بین آتمـان به عنوان خود هرشخص و پاراما _ آتمـان به عنوان خود متعالی تفاوت قایل می شوند. رجوع کنید به پوروشا، مقایسه شود با برهمنآدوایـتـا(Advaita): حقیقت، آموزش اینکه تنها یک واقعیت وجود دارد(آتمـان، برهمن)، به ویژه در اوپانیشادهـا، رجوع شود به ودانتـاآرجـونـا(Arjuna): سپید، یکی از پنج شاهزاده پانداوا که در جنگ بزرگی که در ماهابهاراتا به تصویر کشیده شده است شرکت داشت، مرید انسانی خداگونه بنام کریشنا که تعالیم وی در باگاواد گیتا نوشته شده است.آسـانـا(Asana): نشستن، وضع قرار گرفتن فیزیکی بدن(رجوع شود به آنگا، مودرا): سومین پایه(آنگا) ازمسیرهای هشتگانه پاتنجلی(آشتانگا یوگا)، این اصطلاح در آغاز تنها به معنی وضعیت مدیتـیشـن بکار گرفته می شد اما بعدها در هاتا یوگا این جنبه از راه یوگا به میزان زیادی تکامل یافتآسـمیـتـا(Asmita):هست بودن، من بودن، یکی از مفاهیم در یوگای هشتگانه پاتنجلی، تقریبا معادل آهامکاراآشـرامـا(Ashrama): عزلتـکـده، همچنین یکی از مراحل زندگی مانند براهماچاریا، منزل نشینی، جنگل نشینی، و عزلت کامل(سامنیاسین)آشتانـگا یـوگـا(Ashta-anga-yoga, ashtanga-yoga): پیوند هشتگانه، یوگای هشتگانه پاتنجلی شامل انضباط اخلاقی(یاما)، پرهیز فردی(نیاما)، حرکات(آسانا)، کنترل تنفس(پرانایاما)، بازداری حسی(پراتیاهارا)، تمرکز(دهارانا)، مراقبه(دیانا)، و خلسه(سمادهی) که فرد را به رهایی(کایوالیا) هدایت می کنند.آکـاریا(آچاریا)(Acarya): مربی، راهنما، مرشـد، مقایسه شود با گوروآکـاشـا(Akasha): اتـر، فضـا، اولین عنصر مادی از پنج عنصری که جهان مادی را تشکیل داده است، گاهی برای اشاره به فضای درونی یا فضای آگاهی (موسوم به سید آکاشا) نیز به کار گرفته می شود.آمـریـتـا(Amrita): بی مرگی، فناناپذیری، اشاره به روح فناناپذیر(آتمان، پوروشا)، همچنین عصاره فناناپذیری که از مرکز انرژی روانی ناحیه تاج سر خارج می شود(رجوع کنید به ساهاس رارا چاکرا) و در حالت فعال شده، جسم را به جسم الهی تبدیل می کند(دیویـا - دها)آنـانـدا(Ananda): سعادت، سرور، نهایت لذت که اساس کیفیت حقیقت نهایی(تاتوا) استآنـگـا(Anga): اندام، بدن(دها، شاریرا)، همچنین بخشهای بنیادی راه یوگا از قبیل آسانا، دارانا، دیانا، یاما، نیاما، پرانایاما، پراتیاهارا، سمادهیآوادوتا(Avadhuta): کسی که همه چیز را از خود دور کرده است، نوعی از عزلت گزینی(سامنیاسین) افراطی که با رفتارهای خلاف عرف همراه است.آویـدیـا(Avidya): جهالت، علت ریشه ای رنج(دوکـهـا)، آجـنـانـا نیز نامیده می شود، مقایسه شود با ویدیاآهامکـارا(Ahamkara): خـود، فردیت هـر کس که باید تعالی یابد، مقایسه شود با آسمیتا، رجوع شود به بودی و ماناآهـیـمسـا(Ahimsa): بی آزاری، مهمترین انضباط اخلاقیآیـورودا(Ayurveda, Ayur-veda): علم زندگی، یکی از روش های باستانی طب هندی، روش دیگر طب سیدای جنوب هند بوده است.● BBANDHA: قفلهای روان عضلانی انرژی که باعث تغییر جهت انرژی در بدن می شوند.BHAGAVAD GITA: نغمه ایزدی - تعالیم لرد کریشنا به آرجونا که در میدان جنگ کوروکشترا در طول جنگ بزرگ ماهابهاراتا داده شد.BHAGAVAN: لرد نارایانا یا هاری.BHAJAN: نغمه عابدانه.BHAKTI YOGA: یوگای تعبد- بهاکتی یوگا به نه بخش تقسیم می شود که عبارتنداز: سراوانا (شنیدن درباره معبود) ، کیرتانا (ذکر شکوه و جلال معبود) ، اسمارانا (به یاد داشتن نام و حضور معبود) ، پاداسوانا (خدمت به معبود) ، آرچانا (پرستش معبود) ، واندانا (کرنش کردن در برابر معبود) ، داسیا ( احساس خادم بودن در برابر معبود) ، ساکهیا (دوستی با معبود) ، آتما نیودانا (سرسپردگی کامل به معبود).BHASMA: خاکستر مقدس.BHIKSHA: صدقه.BHIKSHU: مانک ، سانیاسین.BHOGA: تجربه - لذت.BHOOTA: عنصر.BHRUMADHYA: مرکز بین دو ابرو - کشترام یا نقطه تماس آجنا چاکرا.BIJA MANTRA: بذر صوتی - مانترا یا صوت پایه ای که ریشه در فراهوشیاری دارد.BINDU VISARGA: مرکز روانی که در بالا و پشت سر واقع گردیده - نقطه یا قطره ای که بنیاد تمامی کاینات می باشد - اساس کل هستی.BRAHMACHARYA: کنترل و جهت دهی مجدد انرژی جنسی بمنظور دستیابی به بیداری معنوی.BRAHMA GRANTHI: گره خلقت - گره روان عضلانی که در ناحیه عجان واقع شده و برای اینکه کندالینی بتواند از درون سوشومنا نادی بالا برود باید باز باشد.BRAHMAMUHURTA: زمان بین 4 تا 6 صبح که زمان ساتویک روز بوده و بهترین موقع برای انجام ساداناهای یوگا می باشد.BRAHMA NADI: ظریفترین جریان انرژی درون سوشومنا نادی.BRAHMARANDHARA: سوراخی در بالای سر که کندالینی در هنگام ماهاسامادهی از آن ناحیه بدن را ترک می کند.BUDDHI: خرد متعالی - توانایی ارزیابی چیزها برای پیشرفت زندگی.باندا(Bandha): قید، اسارت، اشاره به این حقیقت که انسانها معمولا در اسارت جهل(avidya) قرار دارند و این امر آنان را بجای زندگی در سایه رهایی درونی ناشی از دانایی(ویدیا، جنانا)، به سوی یک زندگی تحت حاکمیت رفتار کارمایی قرار می دهد.برهـما(Brahma): کسی که بسیار بزرگ است، آفریدگار هستی، اولین اصل(تاتوا) برای ظهور حقیقت غایی(برهمن)برهماچاریا(Brahmacharya): مشتق ازبرهما و آچاریا به معنی هدایت برهمایی، تربیت صفات ربانی که اوجاها را ایجاد می کند.برهمانا(Brahmana): برهمن عضوی از بالاترین گروه اجتماعی جامعه سنتی هند، همچنین متن مذهبی اولیه ای که متون مذهبی و اسطوره ای وداهای چهارگانه را تفسیر می کند. مقایسه شود با آرانیاکا، اوپانیشاد، ودابرهمن(Brahman): آنچه که بسیار بزرگ است، حقیقت غایی(مقایسه شود با آتمان، پوروشا)بودا(Buddha): بیدارشده، اشاره به کسی که به مقام ارشاد(بودی)و بنا براین رهایی درونی دست یافته است، عنوان افتخاری گوتاما پایه گذار بودیسم که در قرن ششم پیش از میلاد مسیح می زیسته است.بودّی(Buddhi): کسی که هشیار است، بیدار، ذهن برتر که جایگاه خرد است(ویدیا، جنانا)، مقایسه شود با ماناهابودی(Bodhi): ارشاد، حالت بیداری پیر، یا بودابودی ساتوا(Bodhisattva): وجود ارشادکننده، در یوگای بودیستی ماهایانا، فردی که با انگیزه مهربانی و شفقت(کارونا) بخاطر دیگران به دستیابی به مقام ارشاد متعهد می شود.بهاکتا(Bhakta): مرید، مرید فرقه بهاکتی یوگا بهاکتی(Bhakti): ارادت، عشق، عشق بهاکتا به خداوند یا گورو به عنوان مظهر خداوند، همچنین عشق خداوند به مریدبهاکتی _ سوترا(Bhakti-Sutra): کلمات قصار در باره عشق، مجموعه ای از کلمات قصار درباره یوگای عاشقانه که به وسیله نارادای حکیم تالیف شده است، کتاب دیگری با همین عنوان نیز به شاندیلیای حکیم منسوب است.بهاکتی یوگا(Bhakti Yoga):یوگای عشق، یکی از شاخه های عمده یوگای باستانی که از ظرفیت احساسی سالک برای اتصال به حقیقت غایی با تصور خداوند به صورت والاترین فرد بهره می گیرد(اوتاما _ پوروشا).بهاگاواد گیتا(Bhagavad Gita): طنین خداوند، قدیمی ترین کتاب مدون یوگا که در دفینه های ماهابهاراتا کشف شد و شامل تعلیمات کارما یوگا(طریقت حرکت تعالی دهنده)، سامکیا یوگا(طریقت بینش درست نسبت به قوانین هستی)، و بهاکتی یوگا(طریقت عبادت) می باشد. بیش از 3500 سال پیش انسان خداگونه ای بنام کریشنا، شاهزاده آرجونا را در میدان جنگ تحت این تعلیمات قرار داد.بهاگاواتا پورانا(Bhagavata-Purana): بهاگاواتای سنتی، کتابی حجیم با قدمت ده قرن که به وسیله راهبان ویشنو، به ویژه در تجسم وی بصورت کریشنا تقدیس می شود. شریماد _ بهاگاواتا نیز نامیده می شود.بیندو(Bindu): بذر، امتیاز، نیروی خلاقه نهفته در هرچیز هنگامی که تمام انرژی ها متمرکز هستند، نقطه ای که روی پیشانی گذاشته می شود و نشان دهنده چشم سوم است(تیلاکا نیز نامیده می شود)● CCHAKRA: دایره - چرخ - مراکز سایکیک که درون کالبد پرانیک قرار گرفته اند - نقاط تماس نادیها با هم - چاکراهای اصلی عبارتند از: مولادهارا ، سوادهیستهانا ، مانی پورا ، آناهاتا ، ویشودهی ، آجنا و ساهاسرارا.CHARVAK: یکی از مکاتب فلسفی هند که تنها پدیده های ملموس را معتبر می داند.CHELA: مرید .CHIDAKASHA: فضای هوشیاری که در ناحیه سر تجربه می شود.CHIT: هوشیاری ابدی و ازلی.CHITTA: هوشیاری فردی که شامل مراتب نیمه آگاه و ناخودآگاه ذهن می شود - حافظه ، تفکر ، تمرکز ، توجه ، تعمق.سین مودرا(Cin-mudra): مهر هشیاری، حالتی معمول در دست(مودرا) در وضعیت مدیتیشن (دیانا) که در آن انتهای انگشت نشانه و شست با یکدیگر در تماسند و بقیه انگشتان به حالت مستقیم حفظ می شوند.سیت(Cit): هشیاری، حقیقت غایی فراهشیار، رجوع کنید به آتمان، برهمنسیتا(Citta): چیزی که هشیار است، هشیاری معمولی، ذهن، متضاد سیتچاکرا(Cakra , Chakra): چرخ، چاکرا در لغت به معنی چرخ ارابه است اما در استعاره به مراکز روانی_انرژی زای جسم پنهان (سوکشاما- شاریرا) اطلاق می شود. در یوگای بودیستی پنج چاکرا در بدن شناخته شده است در حالی که در یوگای هندی بیش از هفت عدد از این مراکز ذکر می شود که شامل:مولا-آدهاراچاکرا (مولادهاراچاکرا) در قاعده ستون فقرات،سوادیشتانا چاکرا در ناحیه تناسلی،مانیپورا چاکرا در ناف،آناهاتا چاکرا در قلب،ویشودا چاکرا یا ویشودی چاکرا در گلو،آجنا چاکرا در میان سر ساهاسرارا چاکرا در فرق سر هستند.● DDHARAKASHA: فضای در برگیرنده مولادهارا ، سوادهیستهانا و مانی پورا.DARSHANA: دیدن - نگریستن - مکاتب فلسفی هند که به شش دسته تقسیم می شوند و عبارتند از: سانکهیا ، یوگا ، پوروا میمانسا ، ودانتا ، وایششیکا و نیایا.DEVATA: رب النوع.DHARANA: متمرکز کردن ذهن بر روی یک نقطه - تمرکز.DHARMA: نقش طبیعی که هر شخص در زندگی ایفا می کند - قانون اخلاقی - وظیفه.DHYANA: مدیتیشن - مراقبه.DIKSHA: مشرف شدن به زندگی معنوی توسط گورو.دارشانا(Darshana): مشاهده مشاهده در مفهوم کلامی و استعاره ای آن، نوعی روش فلسفی مانند دارشانا یوگای پاتنجلی، رجوع شود به دریشتیدوا(Deva): کسی(مذکر) که می درخشد، هرالهه مذکرمانند شیوا، ویشنو، یا کریشنا، در هر دو صورت حقیقت غایی و فرشته ای بلند مرتبهدوی( Devi): کسی (مونث) که می درخشد، هر الهه مونث مانند پارواتی، لاکشمی، یا رادا در هر دو صورت حقیقت غایی(در قطب مونث خود) و فرشته ای بلند مرتبهدهارانا(Dharana): نگه داشتن، تمرکز، ششمین پایه (آنگا) از یوگای هشتگانه پاتنجلیدهارما(Dharma): حامل، اصطلاحی با معانی متعدد که غالبا به معنی قانون، مشروعیت، پرهیزگاری، نیکوکاری، تعادل به کار می رود.دیانا(Dhyana): تصور، مدیتیشن، هفتمین پایه(آنگا) از یوگای هشتگانه پاتنجلیدیکشا(Diksha): معرفی کردن، معرفی و آشناشدن با جنبه های پنهان یوگا یا استادان یوگا در سطحی ویژه، تمامی یوگای سنتی به همین روش فعالیت می کند.دریشتی( Drishti): منظره، نما، چشم دوختن و نگاه دقیق در یوگا به محل هایی مانند نوک بینی یا نقطه میان دو ابرو، رجوع شود به دارشانادوهـکـا(Duhkha): رنج بردن، یکی از واقعیت های بنیادین زندگی که از جهالت (آویدیا) ذات حقیقی ما (به عبارت دیگر، خود یا آتمان) ناشی می شود.● EEKADASI: یازدهمین روز از هریک از دو نیمه ماه قمری.EKAGRATA: متمرکز کردن ذهن.● F● GGANDHA: بو - رایحه.GAYATRI MANTRA: یکی از مقدس ترین مانتراهای ودایی اوم بهو بهوا سوه تت سویتوه ورنیم بهرگو دوسیه دهیماهی دهیو یو نه پرچودیات .GHEE: کره تصفیه شده.GHERAND SAMHITA: یکی از متون باستانی یوگایی که توسط یوگی گراند نوشته شده است.GRANTHI: سه گره سایکیک که عبارتند از : براهما گرانتهی ، ویشنو گرانتهی و رودرا گرانتهی.GUNA: صفات و کیفیات عالم محسوسات که به سه دسته ساتوا ، راجاس و تاماس تقسیم می شود.GURU: استاد معنوی.GURUKRIPA: فیض و برکت گورو.GURU POORNIMA: روزی مقدس در تابستان برای ادای احترام به گوروها.GYANA YOGA: راه تعمق و اندیشیدن درباره ماهیت حقیقی خویشتن.● HHAMSA MANTRA: مانترای سوهام.HARI: موجودی که اعمال شیطانی کسانی را که به او پناه می برند از بین می برد - یکی از نامهای لرد نارایانا یا کریشنا.HATHA YOGA: یکی از سیستمهای یوگا که برای کنترل بر روی کالبد فیزیکی و پرانا مورد استفاده قرار می گیرد و شامل بخشهایی همچون آسانا ، پرانایاما ، مودرا ، بانداها و شات کارما می باشد.HATHA YOGA PRADIPIKA: متن باستانی یوگایی که توسط یوگی سواتماراما نوشته شده است.HIRANYAGARBHA: زاهدان طلایی - تخم طلایی - خرد کیهانی.HRIDAYAKASHA: فضای قلب که بین مانی پورا و ویشودهی چاکرا تجربه می شود.● IIDA NADI: یکی از کانالهای اصلی پرانا در بدن - بعد منفعل پرانا که بصورت انرژی ذهنی یا چیت شاکتی متجلی می شود.INDRYA: اندامهای حسی که به دو دسته کارما ایندریا (ارگانهای عملکردی) و جناناایندریا (ارگانهای دریافتی) تقسیم می شوند.ISHTA DEVATA: شکل مجسم چیزی که ما نسبت به آن احساس کشش کرده و آنرا وجود متعال می دانیم.ISHWARA: حقیقت متعالی - اصل فناناپذیر فلسفه سانکهیا - هستی نامتجلی - کیفیت یا اصل لایتغیر.ISHWARA PRANIDHANA: ایمان داشتن به حقیقت متعالی.ایدا نادی(Ida-nadi): مجرای کمرنگ، جریان پرانا یا قوس صعودی در کناره چپ کانال مرکزی (سو شومنـا نـادی) که با دستگاه عصبی پاراسمپاتیک مربوط است و هنگامی که فعال شود بر روی ذهن اثر آرامش بخش خواهد داشت، مقایسه شود با پینگالا_نادی.ایشوارا(Ishvara): حکمران، خداوند، به آفریدگار نیز اشاره دارد(رجوع کنید به براهـمـا)، در یوگا دارشانای پاتنجلی به خود متعالی نیز اشاره دارد(پوروشا)ایشـوارا - پـرانیدانـا(Ishvara-pranidhana): تعلق به خداوند، تسلیم در برابر پروردگار، یکی از تمرین های پرهیز فردی(نیـامـا)در یوگای هشتگانه پاتنجلی، همچنین رجوع کنید به بهاکتی یوگا.● JJAGRAT: نخستین بعد هوشیاری - بیداری.JAPA: تکرار مانترا.JIVA: هویت فردی.JIVATMA: روح فردی.JIVAN MUKTA: زنده آزاد - کسی که در زندگی فعلی خود به رهایی دست یافته باشد.JNANA: دانش شهودی.JNANENDRIYA: پنج اندام حسی که شامل گوشها ، پوست ، چشمها ، زبان و بینی می باشند.جاینا(Jaina): گاه جاین نیز نامیده می شود: مربوط به جیناها (فاتحین)، استادان رها شده از جاینیسم: عضوی از جاینیسم، سنتی روحانی که به وسیله واردامانا ماهاویرا پایه ریزی شد، وی معاصر بودا بود.جاپا(Japa): زمزمه کردن، ذکرو تکرار مانتراجیواتمان(Jiva-atman , Jivatman): خود شخصی، هشیاری فردی، متضاد خود غایی (پاراما-آتمان)جیوان موکتا(Jivan-mukta): آن که در عین زندگی رها شده است. استادی که درعین زندگی در غالب مادی خود به رهایی (موکشا) دست یافته است.جیوان موکتی( Jivan-Mukti): رهایی زنده، حالت رهایی حین زندگی مادی، رجوع شود به ویدها-موکتیجنانا(Jnana): دانش، معرفت، بر حسب زمینه به دانش دنیوی و معرفت غیر مادی اطلاق می شود. همچنین به پراجنا و آویدیا نیز رجوع کنید.جنانا یوگا(Jnana-Yoga): یوگای معرفت، روشی برای رهایی بر اساس معرفت یا درک مستقیم خود متعالی (آتمان) با کاربرد مداوم بصیرت و افتراق واقعی از غیر واقعی و کناره گیری از آنچه که غیر واقعی (یا بی ارتباط با رهایی) محسوب می شود.● KKAIVALYA: رهایی - موکشا.KALPA: یک روز برهما.KAMA: شهوت - آرزو - نیاز عاطفی.KANDA: ریشه - منشاء تمام نادیها - مرکز تخم مرغی شکل اعصاب که درست زیر ناف قرار گرفته است.KAPHA: بلغم - یکی از اخلاط سه گانه آیورودا.KARANASHARIRA: کالبد علی - پوشش بدون واسطه روح.KARMA: عمل - قانون عمل و عکس العمل که آینده فرد را شکل می دهد.KARTA: انجام دهنده عمل.KARMAPHALA: نتیجه عمل.KARMA YOGA: یوگای عمل - انجام اعمال همراه با آگاهی - یوگای مدیتیشن متحرک.KARMENDRIA: پنج عضو فیزیکی عملکرد (پاها ، دستها ، اندامهای صوتی ، مخرج و اندام تناسلی).KIRTAN: خواندن نامهای خداوند بصورت آواز.KOSHA: غلاف یا کالبد - کوشاها عبارتند از آنامایا کوشا (کالبد فیزیکی) - پرانامایا کوشا (کالبد پرانیک) - مانومایا کوشا (کالبد ذهنی) - ویگیانامایاکوشا (کالبد اشراقی) و آناندامایا وشا (کالبد سعادت).KRIYA YOGA: نام برخی از تمرینات یوگا بخصوص هاتایوگا و کندالینی یوگا.KSHETRAM: نقطه تماس چاکراها که در جلوی بدن قرار گرفته اند.KUMKUM: گرد مقدس قرمزرنگی که در آیینهای نیایش تانترا از آن استفاده می شود.KUNDALINI: انرژی حیاتی که در نزدیکی انتهای ستون فقرات قرار گرفته است - انرژی معنوی - پتانسیل تکاملی.KUNDALINI YOGA: شاخه ای از یوگا که به بیداری انرژی نهفته معنوی شخص می پردازد.KUSHA: گیاه مقدسی که در مراسم مختلف مورد استفاده قرار می گیرد.● LLAYA: حل شدن - غرق شدن .LAYA YOGA: یوگای انحلال هوشیارانه فردیت.LINGAM: سمبل مشخصه لرد شیوا - بعد مذکر آفرینش - سمبل کالبد اختری.LOBHA: حرص - طمع.LOKA: هفت مرتبه هوشیاری که عبارتند از: بهو ، بهووار ، سوار ، ماها ، جانا ، تاپو ، ساتیا.● MMAHABHARATA: بزرگترین منظومه حماسی هند باستان.MAHA MANTRA: مانترای هاری راما ، هاری راما ، راما راما هاری هاری ، هاری کریشنا ، هاری کریشنا ، کریشنا کریشنا هاری هاری.MAHAPRALAYA: قیامت کبری - تخریب نهایی تمامی هستی در پایان سیکل کیهانی.MAHAT: ذهن برتر.MAHAVAKYA: شطحیات چهارگانه اوپانیشادی که بیانگر حقایق متعالی ودانتایی یا وحدت بین روح فردی و روح کیهانی می باشند. ماهاواکیاها عبارتند از: پرجنام برهم (هوشیاری برهمن است) ، اهم برهماسمی (من برهمن هستم) ، تت توم اسی (تو همانی) ، ایم آتما برهم (خویشتن برهمن است).MALA: رشته تسبیح شکل دانه ها که در تمرینات مدیتیشن از آن استفاده می شود.MANAS: ذهن.MANDALA: ناحیه - اشکال تانتریک مورد استفاده برای مدیتیشن.MANIPURA CHAKRA: مرکز روانی پشت ناف که با انرژی و نیروی حیاتی در ارتباط است - شهر جواهر.MANOMAYA KOSHA: غلاف یا کالبد ذهنی.MANTRA: صوت یا ارتعاشات انرژی که ذهن را از محدودیتهایش آزاد می کنند.MANTRA SIDDHI: تکامل در تمرین مانترا جاپا.MAYA: توهم - دانش جزیی - باور نادرست درباره هویت خویش.MITAHARA: تغذیه متعادل.MOKSHA: آزادی - رهایی.MOOLADHARA CHAKRA: چاکرای ریشه واقع شده در ناحیه عجان.MOHA: شیفتگی یا وابستگی نابخردانه.MOUNA: سکوتMUDRA: نگره روانی که بوسیله حرکات فیزیکی بیان می شود - حرکت یا وضعیتی که بر جریان انرژی در بدن تاثیر می گذارد.MUKTI: رهایی - آزادی.MURTI: بت● NNADA: صوت درونی.NADA YOGA: یوگای اصوات درونی.NADI: کانال یا جریان پرانیک.NAMASMARANA: بیاد داشتن نامهای خداوند از طریق تکرار آنها.NIDRA: خواب.NISKAMA KARMA: انجام عمل بدون انتظار نتیجه.NIYAMA: انضباط درونی - دومین پله آشتانگا یوگا که شامل بخشهای شاوچا ، سانتوشا ، تاپاس ، سوادهیایا و ایشوارا پرانیدهانا می باشد.● OOM: پراناوا یا کلمه مقدس نشان دهنده برهمن.OJAS: انرژی معنوی - نیروی حیاتی - نیروی معنوی که از طریق تجرد و تمرینات یوگا بوجود می آید - متعالی ترین شکل انرژی در بدن که درون مایع جنسی نهفته می باشد.اوجاس(Ojas): انرژی حیاتـی، انرژی نهفته ای که از راه تمرین، به ویژه پرورش فضایل ربانی(براهمـاچـاریا) ایجاد می شود.اوم(Om): مانترای اصلی مظهر حقیقت غایی که درابتدای بسیاری از اذکار مانتریک ذکر می شود.● PPANCHA KLESHA: بلایای پنج گانه نادانی ، منیت ، میل و کشش ، بیزاری و ترس از مرگ.PANCHAKSHARA MANTRA: مانترای اوم نمه شیوای .PARAMAHAMSA: چهارمین مرتبه سانیاسا.PINGALA NADI: یکی از کانالهای اصلی پرانا در بدن که پراناشاکتی را انتقال می دهد.PITTA: صفرا - یکی از اخلاط سه گانه آیورودا.POORAKA: دم.PRAKRITI: ماده.PRANA: انرژی حیاتی که تمامی ابعاد ماده را در برگرفته است.PRANAMAYA KOSHA: غلاف یا کالبد انرژی.PRANA VIDYA: دانش کنترل پرانا.PRANAVA: مانترای اوم - ارتعاش صوتی اولیه .PRANAYAMA: تنظیم و گسترش ظرفیت حیاتی انرژی - چهارمین مرتبه آشتانگا یوگا.PRASAD: غذایی که در هنگام نیایش به خداوند تقدیم شده و سپس توسط عابدین بعنوان تبرک خورده می شود - تبرک.PRATYAHARA: پس کشیدن ذهن از حواس.PRITHVI TATTWA: عنصر خاک.PUJA: پرستش - نیایش.PURANA: افسانه های مقدس باستانی هندیان.PURUSHA: هوشیاری.PURUSHARTHA: چهار چیزی که شخص باید به انجام برساند تا به هدف حیات شخصی دست پیدا کند که عبارتند از: آرتها (ثروت) ، کاما (عشق) ، دهارما (وظیفه) ، موکشا (آزادی).پاتنجلی(Patanjali): مولف یوگا سوترا که حدود سه قرن پیش از میلاد مسیح می زیسته است.پاراما آتمان(Parama-atman، paramatman): خود برتر، خود متعالی که بر خلاف خود شخصی(جیوا آتمان)که به تعداد بیشمار به شکل موجودات زنده وجود دارد، یگانه است.پاراماهامسا(Parama-hamsa, paramahansa): قوی برتر، عنوانی افتخاری که به استادان بزرگ، همچون راماکریشنا و یوگاناندا اطلاق می شود .پراجنا(Prajna): درایت، متضاد جهالت روحی (آجنانا، آویدیا)، یکی از دوروش رهایی در یوگای بودیستی، روش دیگر، روش مهارتی (اوپایا) یا همان شفقت (کارونا) است.پراکریتی(Prakriti): طبیعت، که چند سطحی است و براساس یوگادارشانای پاتنجلی، شامل بعدی بی پایان (به نام پرادانا یا "بنیاد")، سطوح هستی نهان (موسوم به سوکشما پاروان)، وبخشی مادی یا زمخت (موسوم به ستولاپاروان) است. تمامی طبیعت، فاقد هشیاری (اسیت) فرض می شود و به همین دلیل در تقابل با خود عروج کننده یا روح (پوروشا) در نظر گرفته می شود.پراکریتی لایا(Prakriti-laya): استغراق در طبیعت، حالتی برتر از وجود که به رهایی واقعی(کایوالیا) دسترسی نمی یابد، فردی که در این حالت قرار دارد.پرانا(Prana): حیات، نفس، زندگی به مفهوم عام، نیروی زندگی که جسم را حفظ می کند، تنفس به عنوان نمود خارجی نیروهای نهانی زندگیپرانایاما(Pranayama): متشکل از پرانا به معنی تنفس یا حیات و آیاما به معنی توسعه، کنترل تنفس، چهارمین بخش (آنگا) از مراحل هشت گانه پاتنجلی، شامل دم (پوراکا)، حبس نفس ( کومباکا)، و بازدم (رساکا) آگاهانه. در مراحل پیشرفته، حبس نفس خود به خود به مدت طولانی تری انجام می شود.پراسادا(Prasada): بخشش، شفافیت، بخشش الهی، شفافیت ذهنیپراتیاهارا(Pratyahara): بازپس گرفتن، بازداری حسی، پنجمین پایه (آنگا) از مسیرهای هشتگانه پاتنجلیپوجا(Puja): عبادت، که در بسیاری از اشکال یوگا، به ویژه تانترا و بهاکتی یوگا یکی از جنبه های مهم به شمار می آید.پوراکا(Puraka): پر کردن، یکی از جنبه های کنترل تنفس (پرانایاما)پورانا(Purana): باستانی، نوعی دایره المعارف عامه که حاوی مطالبی در زمینه شجره نامه سلطنتی، کیهان شناسی، فلسفه و آداب مذهبی است، هجده نمونه عمده و چندین نمونه کوچکتر از چنین دایره المعارف هایی در دسترس است.پوروشا(Purusha): مذکر، روح یا خود عروج کننده (آتمان)، نقشی که به وفور در سامکیا و دارشانا یوگای پاتنجلی مورد اشاره قرار گزفته است.پینگالا نادی(Pingala-nadi): مجرای سرخ فام، جریان پرانا یا قوس صعودی سمت راست مجرای مرکزی (سوشومنا-نادی) که با دستگاه عصبی سمپاتیک مرتبط است و هنگامی که فعال شود از اثری انرژی زا بر ذهن برخوردار است. رجوع کنید به ایدا- نادی● Q● RRAGA: میل و کشش.RAJA YOGA: یکی از شاخه های یوگا که در آن آگاهی و تواناییهای روانی از طریق مدیتیشن بیدار می شوند.RAMAYANA: کهن ترین منظومه حماسی هند.RISHI: بیننده - کسی که بر روی خویشتن تعمق و مدیتیشن می کند.ROOPA: شکل - تصویر - ظاهر.RUDRAKSHA: چشم لرد شیوا - نوعی میوه که توسط برخی فرق مذهبی (شیوایی) بعنوان دانه تسبیح مورد استفاده قرار گرفته یا دور گردن ، دستها یا بازوها آویخته می شود.رادا(Radha): همسر کریشنا (انسان خداگونه)، نامی برای مادر الهی راجا یوگا(Raja-Yoga): یوگای سلطنتی، شکل قرون وسطایی یوگا دارشانای هشتگانه پاتنجلی که بنام یوگای کلاسیک نیز شناخته می شود. راما(Rama): یکی از تجسم های ویشنو پیش از کریشنا، قهرمان اصلی رامایانارامایانا(Ramayana): زندگی راما، یکی از دو حماسه بزرگ ملی که داستان زندگی راما را بیان می کند. رجوع شود به مهابهاراتا رساکا،رچاکا(Recaka): بیرون دادن، بازدم، یکی از جنبه های کنترل تنفس (پرانایاما)ریگ ودا(Rig-Veda): رجوع کنید به ودا ریشی( Rishi): غیبگو، پیغمبر، دسته ای از حکمای ودایی، عنوانی افتخاری برای استادان خاص و بزرگ مانند رامانای حکیم درجنوب هند که به نام ماهاریشی (مشتق از ماها به معنی بزرگ و ریشی) معروف است. رجوع کنید به مونی● SSADHAKA: پرتوجوی معنوی.SADHANA: تمرین معنوی.SADHU: سانیاس - مرد درستکار.SADGURU: گوروی راستین.SAHASRARA: جایگاه شیوا یا فراهوشیاری - لوتوس هزار گلبرگ - بالاترین چاکرا که بصورت مرز بین عوالم ربانی و معنوی مجسم می گردد و در بالای سر واقع شده است.SAMADHI: اوج مراقبه - وضعیت اتحاد بین سوژه مراقبه و هوشیاری کیهانی - هشتمین مرتبه آشتانگا یوگا.SAMANA: یکی از پنج پرانا که بین ناف و دیافراگم واقع شده است.SAMASKARA: خاطرات موجود در ناخودآگاه - نقوشی که با شخصیت فعلی ما همگون نیستند.SAMYAMA: کنترل هماهنگ - اوج پراتیاهارا ، دهارانا و دهیانا.SANDHYA: آیین نیایشی که در هنگام طلوع ، ظهر و عصر انجام می گیرد.SANKALPA: عهد - فکر - آرزو - تصور.SANNYASA: ترک قید و بندهای اجتماعی - آخرین مرحله زندگی یک هندو یا مرتبه مراقبه معنوی.SANTOSHA: قناعت.SATCHITANANDA: سه صفت مقدس حقیقت ، هوشیاری و فیضSATSANG: گرفتن راهنمایی ، توضیح و دستورات معنوی از گورو.SATYA: راستی - حقیقت.SHABDA: صوت - کلمه.SHAKTI: نیرو - انرژی - جنبه مونث آفرینش - نیرویی که از درون آن تمامی عالم محسوسات متجلی می گردد.SHASTRA: کتب مقدس.SHATKARMA: شش تکنیک پاکسازی هاتا یوگا که عبارتند از نتی (پاکسازی بینی) ، دهاوتی (پاکسازی دستگاه گوارش) ، ناولی (ماساژ شکم) ، باستی (پاکسازی روده بزرگ) ، کاپال بهاتی (پاکسازی و حیات بخشی ناحیه جلوی مغز) ، تراتاکا (خیره کردن چشمها بدون پلک زدن).SHAUCHA: پاکسازی بدن.SHISHYA: مرید - پرتوجوی معنوی.SHIVA: هوشیاری خالص - یکی از خدایان هندوها - نابودکننده هستی.SHIVA LINGAM: سنگ بیضی شکلی که سمبل شیوا ، هوشیاری یا کالبد اختری می باشد.SHOONYA - SHOONYATA: نیستی - خلاء.SHUDDHI: پاکسازی کردن.SIDDHA: موجود کامل - یوگی کامل.SIDDHI: تواناییهای خارق العاده و ماوراء طبیعی.SOMA: آمریت - گیاهی که بوسیله ریشیهای باستان برای بیداری معنوی و فناناپذیری مورد استفاده قرار می گرفت.STHULA SHARIRA: کالبد فیزیکی.SUMERU: آخوندک تسبیح.SUSHUMNA NADI: نادی مرکزی ستون فقرات که کندالینی یا نیروی معنوی را از مولادهارا به ساهاسرارا هدایت می کند.SUSHUPTI: سومین بعد هوشیاری - وضعیت رویا.SUTRA: رشته افکاری که متون معنوی باستانی را تشریح می کند.SWADHISTHANA CHAKRA: دومین چاکرا که با شبکه ساکرال در ارتباط می باشد.SWADHYAYA: مطالعه.SWAMI: در لغت به معنی کسی که بر روی ذهن خویش تسلط دارد - پرتوجوی سانیاسی که توسط گورو به آیین سانیاسا مشرف شده باشد.SWAPNA: دومین بعد هوشیاری - وضعیت رویا.SWARA YOGA: دانش سیکلهای تنفسی.سمادهی(Samadhi): حالتی از خلسه و اتحاد که در آن مراقبه کننده با موضوع مراقبه یکی می شود، هشتمین و نهایی ترین پایه(آنگا) از یوگای هشت گانه پاتنجلی، چندین نوع سمادهی وجود دارد که چشمگیرترین تمایز بین خلسه سام پراجناتا (آگاه) و آسام پراجناتا (فراآگاه) وجود دارد، عوامل کارمایی جای گرفته در عمق تفکر فرد، تنها در خلسه فراآگاه حل می شوند. ورای این دو نوع خلسه، روشن بینی قرار دارد که گاهی ساهاجنا-سمادهی یا خلسه طبیعی یا خودبخود نیز نامیده می شود که در این حالت، فراآگاهی فرد در خلال بیداری، رویا و خواب، بطور کامل تداوم دارد.سماتوا، سماتا(Samatva , Samata): تراز بودن، هموار بودن، حالت ذهنی هماهنگی، تعادلسامکیا(Samkhya): عدد، یکی از سنن اصلی هندوییسم، که با دسته بندی اصول (تاتوا) هستی وتشخیص درست آنها برای افتراق روح (پوروشا) از جنبه های گوناگون طبیعت (پراکریتی) سرو کار دارد؛ این سیستم نافذ و تثبیت شده، از رسوم دوران سامکیا-یوگای باستان (پیش از بودیسم) نشات گرفت و به نام سامکیا-کاریکای ایشوارا کریشنا (350 پیش از میلاد مسیح) شناخته می شد.سامنیاسا(Samnyasa): رها کردن، قطع تعلقات که چهارمین و آخرین مرحله زندگی است. (رجوع کنید به آشراما) این حالت از دو مرحله تشکیل می شود. مرحله اول شامل قطع تعلق درونی به موجودات فانی و مرحله دوم قطع تعلق بیرونی به آنها است. رجوع کنید به وایراگاسامنیاسین(Samnyasin): کسی که رها کرده است، زاهدسامپاجناتا سمادهی(Sampajnata-Samadhi): رجوع کنید به سمادهیسامسارا(Samsara): محل تلاقی دو رود، کنایه ازجهان فانی و متغیر، متضاد حقیقت غایی (برهمن یا نیروانا)سادهانا(Sadhana): به انجام رساندن، انضباطی روحی که به سیدهی(کمال، فضیلت) منجر می شود. این اصطلاح به ویژه در تانترا به کار می رود.ساهاجا(Sahaja): با هم متولد شدن، همزادی، اصطلاحی از قرون وسطی که بر اساس آن عالم ماده و عالم غیر مادی از یکدیگر جدا نیستند بلکه یا بطور همزمان وجود دارند و یا جهان مادی توهم یا بازتابی از جهان غیرمادی است که غالبا به شکل خودبخود یا خود انگیز ایجاد می شود، حالت ساهاجا در واقع شرایط طبیعی، یا به عبارتی واقع بینی و روشن بینی، است.اسپاندا(Spanda): ارتعاش، یکی از مفاهیم کلیدی شایویسم کشمیر که بر اساس آن جوهرحقیقت غایی پویا است، به عبارت دیگر این حقیقت بطور ذاتی بیشتر بجای ثبات(که در ودانتای ادوایتا تصور می شود) به خلاقیت روی دارد● TTANMATRA: ماهیت ، کیفیت یا جوهره پنج عنصر اتر ، آتش ، هوا ، آب و خاک.TANTRA: دانش باستانی و جهانی که هدف اصلی آن فرازش طبیعت انسانی از مرتبه تکامل فعلی و تجربه مراتب متعالی دانش ، تجربه و آگاهی می باشد.TAPAS: ریاضت - گرما - فرایند سوزاندن پلیدیها.TEJAS: درخشندگی - شعله یا نور طلایی - بیننده ای که ناظر بر مرتبه سواپنا می باشد.TIRTHA: آبهای مقدس - مکان مقدسی که معمولا دارای جایی برای غسل و شستشو می باشد.TULSI: یکی از گیاهان مقدس هندی که توسط پیروان لرد ویشنو مورد استفاده قرار می گیرد.TURIYA: چهارمین بعد هوشیاری - فراهوشیاری - آگاهی همزمان از هر سه بعد هوشیاری.TYAGA: انقطاع تدریجی ذهن از عالم مادی.تانترا(Tantra): نساجی، یکی از مشاغل سانسکریت شامل آموزش های تانتریک. سنت تانتریسم که بر جنبه شاکتی زندگی روحانی تمرکز دارد و در اوایل دوران پس از میلاد مسیح ایجاد شد و حدود هزار سال پس از میلاد به شکل کلاسیک خود درآمد. تانتریسم از جناح راست (داکشینا) یا محافظه کار و جناح چپ (واما) یا شاخه غیر قراردادی یا خلاف عرف تشکیل می شود که جناح اخیر در کنار سایر عوامل، از آداب و تشریفات جنسی نیز بهره می گیرد.تاپاس(Tapas): برافروختگی، گرما، سختی و ریاضت که یکی از اجزای تمامی رویکردهای یوگا برای معراج نفس است.تاتوا(Tattva): وجود یا واقعیت، بخشی ویژه از هستی مانند آهامکارا، بودّی، ماناس، حقیقت غایی (همچنین رجوع شود به آتمان، برهمن)توریا(Turia): چهارم، کاتورتا نیز نامیده می شود، واقعیت معراج کننده که از سه مرحله قراردادی هشیاری یعنی بیداری، خواب، و رویا فراتر می رود.● UUDANA: یکی از پنج پرانا که در ناحیه بالای حلق فعالیت می کند.UPANISHAD: متون ودانتایی که شامل تجارب و تعلیمات قدیسین درباره حقیقت متعالی می باشد.UPA PRANA: پنج پرانای فرعی که مسیول عملکردهای عطسه کردن ، خمیازه کشیدن ، خاریدن ، آروغ زدن و پلک زدن می باشند.URDHWARETA: یوگیی که انرژی جنسی خود را تبدیل به انرژی معنوی نموده است.اوپانیشاد(Upanishad): نزدیک نشستن، یکی از کتب مقدس که بخش نهایی ادبیات آشکار شده هندوییسم(به عبارتی نقش ودانتا در آموزش اینگونه اعمال مقدس) را نمایش می دهد، مقایسه شود با آرانیاکا، برهمنا، ودا.اوپایا(Upaya): روشها، در یوگای بودیستی به معنی تمرین مهربانی(کارونا)، مقایسه شود با پراجنا● VVAIRAGYA: عدم وابستگی.VAJRA: رعد و برق - الماس .VAJRA NADI: نادی که اجاس درون آن جریان پیدا می کند.VARNA ASHRAM: قانون کاست (نظام طبقاتی) هندوها.VASANA: آرزوهایی که نیروی محرکه پشت پرده تمامی افکار و اعمال زندگی می باشند.VATA: باد - یکی از اخلاط سه گانه آیورودا.VAYU TATTWA: عنصر هوا.VEDA: کهن ترین متون مقدس آریاییها که بیش از پنج هزار سال پیش به رشته تحریر درآمده اند.VICHARA: تعمق.VIDYA: دانش.VIGYANAMAYA KOSHA: غلاف یا کالبد ذهن متعالی.VIJNANA: تواناییهای شهودی ذهن - درک متعالی.VIKALPA: باور بی اساس - خیال - تصور .VISHUDDHI CHAKRA: مرکز روانی واقع در ناحیه گلو - مرکز پاکسازی.VIVEKA: درک یا دانش راستین.VRITTI: حرکت دایره وار هوشیاری.VYANA: یکی از پنج پرانا که در تمامی بدن پراکنده است.● W● X● YYAJNA: قربانی کردن.YAMA: کنترل خویشتن - اولین پله آشتانگایوگا که شامل آهیمسا ، ساتیا ، آستیا ، آپاریگراها و براهماچاریا می باشد.YANTRA: شکل صوری مانترا که برای تمرکز و مراقبه مورد استفاده قرار می گیرد.YOGA: اتحاد - روشها و تمریناتی که هوشیاری فردی انسان را با هوشیاری کیهانی متحد می سازد.YOGA NIDRA: تکنیک خواب سایکیک یوگایی که باعث ایجاد آرامش عمیق می شود.YOGA SUTRA: متن باستانی که توسط پاتانجالی درباره یوگا نوشته شده است.YOGADANDA: عصای چوبی به طول تقریبا 2 فوت با انتهای U شکل که برای تنظیم تنفس مورد استفاده قرار می گیرد.YOGI: کسی که یوگا تمرین می کند.YOGINI: یوگی مونث.YONI: منبع - زاهدان.YUGA: یکی از تقسیمات زمان - یوگاهای چهارگانه عبارتند از: کریتا ، تریتا ، دواپارا و کالی.گل ریزانی برای کودک درونحتما واژه کودک درون را شنیده اید در فیلم آتش بس این مفهوم به طور گسترده ای مخاطبان فیلم خود را تحت تاثیر قرار داد. سالهاست در علم روان شناسی به این مفهوم توجه شده است و بسیاری از افراد اهل مطالعه و کسانی که خواستار آرامش و سلامت روح و روان خود هستند به دنبال کشف و پرورش آن هستند.گیتی خوشدل مترجم بزرگ کتاب های روان شناسی معتقد است زندگی بدون حضور کودک درون، احساس تهی بودن را بر جا می نهد با اتصال به کودک درونمان که خویشتن راستین ماست کار به آخر می رسد، شفا می یابیم و دیگر بار با احساس وصل به پروردگارمان به خودمان، به دیگران، به جهان و به هستی از توفیق آرامش و شادمانی کامروا می گردیم. اما کودک درون کیست؟ کودک درون بخشی از درون ماست، خود عاطفی ماست. کودک درون به نوعی می تواند همان خود ما در زمان کودکی مان باشد همان کودکی که بی گدار به آب می زند، حرفها را نسنجیده می زند، صادقانه می گوید و بی ملاحظه به بزرگتر و کوچکتر یا منافع شخصی خاص اظهار نظر می کند، می خواهد هر جا صلح و آشتی باشد و همه خندان و خوشحال باشند به همه اعتماد دارد و از کسی توقعی ندارد عشق ورزی اش بی تکلیف است وابراز احساساتش خالصانه و از اعماق وجود و بی غل و غش است. چرا کودک درون پنهان می شود؟این کودک در دهه های بعدی عمرامان با توقعات، قضاوت ها، پیش داوری ها، بایدها و نبایدها، بکن و نکن ها دیگران را مقدم بر خود دانستن، ترس ها، اضطراب ها، شکت نفسی ها و هزاران رفتار و بلایی که خود یا بزرگترها بر اثر نادانی بر سرمان آورده اند در درون ما محبوس شده، از بروز کردن و نمایان شدن باز می ماند و مثل یک زندانی بی تاب هر دم خود را به در و دیواری می زند تا به زندان بان خود وجودش را یادآوری کند. فراموشی کودک درون چه بر سر ما می آورد؟ دکتر لوسیا کاپاچیونه نویسنده کتاب شفای کودک درون در این باره می گوید: "وقتی کودک درون ما محبوس می شود، خود انگیختگی طبیعی و شور و شوق زندگی را از دست می دهیم به مرور زمان، این امر به کمبود انرژی و بیماری مزمن یا مرضی صعب العلاج می انجامد." هم چنین وقتی کودک درون ما پنهان می وشد، خود را از دیگران جدا می کنیم. تجربه صمیمت راستین با دیگران غیر ممکن می شود.احساس رضایت از زندگی نداریم. اعتیاد، افسردگی و روابط نادرست و مشکل ساز از دیگر عوارض فراموشی با کودک درون ماست. اگر کودک درون قدرت بروز نداشته باشد در نقش یک قربانی ظاهر می شویم و با خودمان احساس غریبی می کنیم و بسیاری از مسایل به صورت حل نشده در ذهن من باقی می ماند و کم کم انباشته شدن این احساست سرکوب شده، منجر به خشمی مزمن، ترس، احساس خلا ، بی انگیزگی و احساس نارضایتی می شود. چه باید کرد؟درون هر یک از ما لایه های مختلفی وجود دارد و یکی از آنها کودک ماست که باید او را از لابه لای لایه ها، بیرون بیاوریم و به او زندگی تازه ای ببخشیم. با کمک این روش می توانیم از گذشته رها شویم و زندگی مان را در زمان حال هدایت کنیم. اما برای این کار موانعی بر سر راه است بزرگترین مانع ضمن همه آنچه که تاکنون خواندید دامی به نام خود "انتقادگر" ماست. بخشی از وجود ما که مدام در پی ایراد گرفتن و سر کوفت زدن به ماست. ندایی درونی که مدام طعنه می زند و ما را به باد انتقاد می گیرد همان صدایی که تمام اشتباهات و شکست هایمان را به یادمان و جلوی چشممان می آورد و احساس بی کفایتی را به ما منتقل می کند باید از گوش دادن و جلوه گر و قدرتمند شدن از این ندا در درونمان جلوگیری کنیم و در عوض آن بخش از وجودمان که نقش حامی کودک درون را دارد را تقویت کنیم و به او گوش دهیم آن ندایی که به ما می گوید عشق بورز!● آشتی با کودک درون:آشتی با کودک درون را تولد دوباره آدمی دانسته اند زیرا با آشتی با کودک درون انسان می تواند بسیار آسان با دورن خود ارتباط برقرار کند حلقه باورهای غلط را بگسلد از سرکوفت خود دست بردارد به اشتباهات صرفا به چشم یک اتفاق و تجربه بنگردو عذاب نکشد و با عشق و حمایت عمیق دوباره از درون رشد کند. باید قدم به حیطه خود آگاه و ناخودآگاه ذهن گذارد باورهای کهنه را زیر و رو کرد و ارزش های جدیدی برای ادامه زندگی انتخاب کرد. در بین ترتیب تمام تشویق هایی که از کودکی محتاج شنیدنش بودیم را دریافت می کنیم و اوج می گیریم.● راهکار عملی:کودک درون ما تنها مانده است و منزوی است بنابراین نمی توان باز هم در تنهایی و انزوای خود او را بیابیم بلکه نیاز به جمله حمایتگر و یا مشاوری ماهری است. البته کتاب هایی هم در این زمینه منتشر شده است و برای برقراری ارتباط با کودک درون نوشتن خاطرات روزانه با تمام احساساتی که به ما دست داده است و نوشتن با دست پیشنهاد می شود. از جمله راهکارهای دیگر این است که به خود عادت بدهید که از چیزهای کوچک در زندگی لذت ببرید لازم است تا چشم هایتان را برای بهتر دین زیبایی های طبیعت باز کنید گوش هایت در را برای شنیدن صدای پرندگان، وزش باد نیز کنید! گیاهی بکارید لذت مراقبت، آبیاری و گل دادن آن را ببرید.به کودکان و حیوانات توجه کنید، موسیقی گوش کنید و تمرین کنید که عین شوخ طبعی درجه دوستان انسان آرامی باشید و احساسات مثبتی را برای خود تحسیم کنید. از اینکه احساسات قلبی خود را به صادقانه ترین احساس است را بروز دهید نترسید اگر به احساساتتان ایمان داشته باشید هیچ چیز حجالت آور نیست!عواطف کودکان و عوامل موثر بر آن● مقدمهعواطف انسانها مانند هر یک از جنبه های شخصیتیش در نتیجه رشد و نمو ظاهر می شوند و از همان صورت کامل و ساخته و پرداخته در او وجود ندارند. بر اثر رشد بدنی و تکامل ذهنی و پاسخ های عاطفی طفل دگرگون می شود و پیچیدگی بیشتری پیدا می کند. تاثیر و ارزش محرک های عواطف گوناگون کودک همیشه یکسان نمی ماند. به این معنا که چیزی که زمانی بچه را می ترسانده است، ممکن است بعدا کنجکاوی او را برانگیزد و در مرحله دیگری از زندگی اصلا تاثیری در او نکند.در رشد و تکامل عواطف آثار رشد بدنی و یادگیری چنان درهم می آمیزند که گاهی نمی توان آنها را از هم تمیز داد. کار غدد داخلی نقش مهمی در عواطف دارند. در واقع رفتار عاطفی خاص نوزادان و بچه ها از کورتکس سرچشمه گرفته و ثانیا رفتار عاطفی پخته و منظم تابع رشد مراکز کورتکس است. بچه در اثر رشد و تکامل حرکتی- حسی چیزهایی را درمی یابد که قبلا درک نمی کرد. بچه ای که از لحاظ ذهنی و دستگاه عصبی رشد کرده باشد، مدت درازتری به چیزی دقیق می شود. عواطف از یک شخص به شخص دیگر سرایت می کنند و این حقیقت در مورد نوزادان و بچه های بزرگتر هر دو صحیح است.بچه ای که ممکن است به دلیل واهی از معلم یا شخص دیگری بدش بیاید، بزودی همه دوستان طفل نیز با آن شخص بد می شوند. کج خلقی معلم سرکلاس در بچه ها تاثیر می کند و ممکن است آنها تا وقت خانه رفتن کج خلق باشند. از طرف دیگر بچه مضطرب و بیم زده ممکن است آرامش را از معلم یا دوستی که آرامش دارد، یاد بگیرد.● خصایص حالات عاطفی کودکعواطف کودکان خردسال با عواطف بزرگسالان تفاوت برجسته ای دارند:▪ عواطف کودک زودگذرند.کودک برخلاف بزرگسالان می تواند یک باره و بی پرده هیجانات عاطفی خود را بیرون بریزد. به همین علت ، حالات عاطفی او زود سپری می شوند. اما با افزایش سن چون رفتارش زیر کنترل عادات و قواعد اجتماعی درمی آید، دیگر نمی تواند با آزادی و سرعت پیشین در مقابل محرک های عاطفی عکس العمل نشان دهد.▪ عواطف کودکان شدیدندظهور ناگهانی عواطف بچه با شدتی همراه است که در بزرگسالان بندرت دیده می شود. پاسخ عاطفی کودک درجات شدت و ضعف نمی شناسد. یعنی واکنش او در مقابل یک امر ناچیز به همان شدت است که در برابر یک امر جدی و مهم. مشاهده این وضع در خردسالان برای بزرگترها که به طبیعت آنها آشنا نیستند، اسباب شگفتی می شود.▪ عواطف کودک فراوانندعواطف کودکان بطور متوسط بیش از بزرگسالان هستند. زیرا کودک بتدریج یاد می گیرد که ابزار بی باکانه و بی کنترل عواطف با تنبیه و تتبیح دیگران مواجه می شود و در نتیجه در مقابل آنچه قبلا فقط پاسخ عاطفی نشان می داد، راههای دیگری می گزیند و از فراوانی پاسخ های عاطفی کاسته می شود.● پاسخ های عاطفی کودک متفاوتندمشاهده رفتار کودکان معلوم کرده است که افراد یک گروه وقتی با یک محرک ترس آور یا ناراحت کننده مواجه می شوند، هر یک به نحوی دیگر پاسخ نشان می دهد. این امر نه تنها درباره محرک های ترس آور بلکه در مورد همه عواطف صدق می کند. هنگام ترس یک بچه از اتاق می گریزد، دیگری پشت مادر پنهان می شود و سومی شاید همان جا می ماند و گریه می کند. این تنوع در رفتار عاطفی نتیجه یادگیری ها و محیط بچه هاست و گرنه نوزادان که از تجارب عاری هستند در برابر یک محرک همه یکسان واکنش نشان می دهند.● عواطف کودکان را می توان با علایم رفتار تشخیص دادیک بزرگسال می تواند احساسات و عواطف خود را پنهان کند و پی بردن به حالات درونی آنها مشکل است. در حالی که در بچه ها چنین نیست. گرفتگی ، بی قراری ، خیال بافی ، خیس کردن پی در پی خود ، ناخن گزیدن ، انگشت مکیدن، برهم زدن جشن ، بی اشتهایی ، حرکات بچگانه ، پی در پی گریستن، لجبازی و عارضه حمله علایمی هستند که بر عواطف افشا نشده کودک دلالت می کنند. هیجانات درونی عموما در پسران بیشتر از دختران است.● نیروی عواطف در کودکان تغییر می کندبرخی از عواطف در برخی از مراحل زندگی کودک قوی هستند و بعد قدرت اولیه خود را از دست می دهند. بعضی از آنها نیز عکس این هستند. مثلا بچه های کوچک در حضور اشخاص و جاهای ناشناس کمرویی و ترس نشان می دهند، بعد که می فهمند در اینجا هیچ چیز ترس آوری وجود ندارد، ترسشان از میان می رود. ترس در بچه هایی که به سن مدرسه نرسیده اند، به منتهای درجه می رسد. ولی در دوره های بعد هم از شدت ترس و هم از تکرارش کاسته می شود. شدت و ضعف عواطف در مراحل مختلف زندگی تابع تغییر اهمیت محرک ها ، رشد و تکامل ذهنی کودک و تغییر علایق اوست.● شیوه های تغییر و بیان عواطف تغییر می یابندطفل خردسال در ابراز عواطف خود نه به قضاوت و عیبجویی دیگران می اندیشد و نه به عوافب رفتار خود. رفتار عاطفی کودک فقط از محرکات درونی پیروی می کند و نه چیز دیگر. کودک بعدها در مواجه با گروه های اجتماعی خارج از خانواده درمی یابد که عملی که زمانی وسیله موثری برای مقصودش بود، اکنون آن را بچه گانه می خوانند. به این ترتیب تمایل شدید به مقبول واقع شدن در منزل و مدرسه رفتارش را هدایت می کند.● عوامل موثر در عواطفوضع عاطفی انسان چه بزرگسال و چه خردسال از یک زمان به زمان دیگر و برحسب عواملی چون کیفیت مزاجی ، موقع روز و تاثیرات محیطی تغییر می یابد. در پرورش عواطف باید عواملی را که زمینه را برای هیجانات فراهم می سازند، در نظر گرفت و در رفع آنها کوشید.▪ خستگیخستگی که نتیجه استراحت کم ، هیجانات زیاد ، غذای ناکافی و علل درجه دوم دیگری می باشد. طفل و کودک را برای کج خلقی و تندخویی آماده می سازد. گرچه این در تمام مراحل کودکی صادق می باشد، ولی در اوایل زندگی ، یعنی وقتی که طفل خستگی را نمی تواند تشخیص دهد و با آنکه خسته است، بی اعتنا به بازی ادامه می دهد، مخصوصا مهم و قابل توجه است.▪ عدم تندرستی یا فقر بهداشتیضعف و ناراحتی حاصله از تغذیه بد اختلالات گوارشی ، نقص بینایی ، دندانی ناسالم و هر چیز دیگر که به سلامت مزاج محققا لطمه زند، زمینه را برای تحریکات عاطفی منفی بخصوص خشم آماده می سازد. ناراحتی های عاطفی در میان کودکی تندرست 7 و 11 سال کمتر است تا در میان کودکان ناتندرست همان سنین و کودکان سالم کوچکتر.▪ موقع روزاز آنجا که خستگی در برخی از ساعات روز بیشتر از ساعات دیگر است، جای تعجب نیست اگر در آن ساعات تحریکات عاطفی آشکارتر دست دهند. در مورد اطفال و کودکان خردسال موقع قبل از غذا و خواب تظاهرات عاطفی شدت می یابند. به هم خوردن برنامه غذا و خواب نیز باعث بهم خوردن اعتدال عاطفی می شود.▪ هوشروی هم رفته کودکان کم هوش ، کمتر به کنترل عواطف خود قادرند، در صورتی که کودکان باهوش دارای عواطف وسیع تر و علایق متنوع تر می باشند. و طبعا بیش از کودکان کم هوش دستخوش عواطف گوناگون می شوند. اینها بهتر می توانند نکات غم انگیز و مضحک زندگی را دریابند، پیشامدهای نامطبوع آینده را احساس کنند و دچار ترس شوند، علایق وسیع تری به هم رسانند که تجاربشان ممکن است برای رسیدن به آنها کافی باشد یا نباشد. خلاصه آنکه تفاوت میزان حساسیت برحسب درجه هوش حتی درباره بچه های خردسال نیز صادق است.▪ محیط اجتماعیمحیط زندگی طفل و کودک اگر پرهیجان و جارو جنجال باشد، اگر والدین آنها غالب اوقات به دعوا و مرافه سرگرم باشند و همچنین تفریحات و سرگرمی هایی که بیش از ظرفیت آنها هیجان انگیز باشد، مانند سینما و رادیو و غیره آرامش عاطفی آنها را به هم می زنند. در خانه هایی که آمد و رفت مهمان زیاد بوده و بیش از دو نفر عضو بزرگسال داشته اند، خشم در اطفال مکررتر دیده می شود. طرز رفتار بزرگسالان و نوع انظباط و موانعی که برای کنترل رفتار کودکان به کار برده می شود و میزان اشکالی که آنها در کسب خواسته های خود دارند، همگی در وضع عاطفی اطفال موثرند.▪ روابط خانوادگییکی از علل اساسی ناراحتی های عاطفی اطفال را باید در طرز رفتار والدین جستجو کرد. در خانواده هایی که پدر و مادر بیشتر اوقات را در خارج خانه و دور از فرزندان به سر می برند. درباره بچه ها بیش از حد نگرانی نشان می دهند، پیوسته راجع به وضع مزاجی و رفتار فرزندان حرف می زنند، بیش از اندازه به اطفال کمک می کنند، مطیع اراده آنها می شوند و یا اینکه آنها را محور حیات خانوادگی قرار می دهند. چنین پدران و مادرانی مقدمه را برای انواع فشارهای عاطفی فرزندان خود آماده می سازند.● سطح آرزوها و انتظاراتگاهی فشار عاطفی کودک نتیجه آن است که پدر و مادر از او انتظاراتی دارند که بیش از توانایی او می باشند و کودک چون از برآوردن این انتظارات عاجز می ماند، خود را گناهکار و نالایق پندارد و گاهی نیز این امر نتیجه آروزها و هدف هایی است که خود طفل دارد. اگر نتواند به آروزها و هدف های خود برسد، خود را بی کفایت تصور کرده و دچار ترس و اندوه و دلواپسی می شود.

چند نكته طلایی برای تقویت مغز

خطرها را حس كنید و به فكر چاره‌اندیشی برای تقویت حافظه‌تان بیفتید.
متخصصان پس از بررسی‌های فراوان دریافته‌اند كه مصرف برخی میوه‌ها و مغزها، ورزش و شادابی و برخی راهكارهای موثر دیگر برای تقویت و جوان‌سازی حافظه انسان‌ها مفید است.
زغال اخته بخورید
مصرف زغال اخته با افزایش سرعت عملكرد مغز باعث رشد سلول‌های هیپوكامپوس می‌شود. زغال را می‌توان همراه با غلات یا ماست مصرف كرد.
سودوكو حل كنید
حل جدول سودوكو كه امروزه به پرطرفدارترین جدول در دنیا نیز مشهور شده است، سرعت انتقال و تصمیم‌گیری در مغز را به نحو عجیبی افزایش می‌دهد.علاوه بر این موارد، ورزش منظم بویژه ایروبیك و پیاده‌روی تاثیرات بسیار مثبتی بر عملكرد مغز داشته و سرعت و شفافیت تفكر را بالا می‌برد.
بادام بخورید
بادام حافظه را تقویت می‌كند و اگر در تركیب با شیر قبل از رفتن به رختخواب یا پس از برخاستن از خواب به هنگام صبح مصرف شود، تاثیر بهتری دارد.همچنین آب سیب بنوشید، خوب بخوابید، از تفریحات سالم لذت ببرید، ذهن خود را ورزش دهید، یوگا یا مدیتیشن انجام دهید، مصرف مواد قندی را كاهش دهید، از گندم سبوس‌دار استفاده كنید، شب‌ها غذای سبك بخورید، قدرت تخیل خود را تقویت و خشم خود را كنترل كنید.مجموع اقدامات فوق به شما كمك می‌كند همواره مغزی جوان و شاداب داشته باشید.
بیماران سكته مغزی ویتامین 3 B مصرف كنند
محققان اعلام كردند: ویتامین3 B می‌تواند به ترمیم و بازسازی مغز پس از سكته كمك كند.
به گزارش ایسنا، محققان بر اساس نتایج یك پژوهش اولیه روی موش‌های آزمایشگاهی خاطر نشان كردند كه دوزی از ویتامین 3 B كه به نیاسین هم معروف است، می‌تواند عملكرد مغز را در بیماران مبتلا به سكته مغزی احیا كند. محققان بیمارستان هنری فورد در آمریكا دریافتند: موش‌هایی كه دچار سكته مغزی می‌شوند، پس از درمان با ویتامین 3 B علائم رشد رگ‌های خونی و سلول‌های عصبی جدید در آنها مشاهده می‌شود.
محققان این بیمارستان هم اكنون در حال آزمایش و بررسی تاثیر این ویتامین روی انسان‌هایی هستند كه سابقه سكته مغزی داشته‌اند.
مایكل چوپ، رئیس علمی انستیتو نوروساینس هنری فورد در این باره تاكید كرد: نیاسین اساسا مغز را دوباره سیم كشی می‌كند كه قابلیت بسیار جالب و شگفت‌انگیزی برای استفاده در انسان‌ها دارد. وی خاطرنشان كرد: نتایج این تحقیق همچنین راه را برای سایر بخش‌های پزشكی اعصاب شامل آسیب‌های مغزی همواره می‌سازد.
چند راه ساده برای لاغر شدن در سال جدید
چند راه ساده برای لاغر شدن در سال جدید 
با نزدیک شدن به سال جدید خیلی ها تلاش می کنند که از وزن اضافه خود کم کنند و به تناسب اندام برسند و ...
دست به کارهای خطرناکی می زنند و رژیم هایی می گیرند نه تنها موجب لاغری آنها نمی شود بلکه بعد از دوری از این رژیم ها دوباره چاقی به سراغشان می آید. غافل از اینکه تنها توجه به چند راهکار ساده موجب کاهش وزن در آنها می شود. به این توصیه های جالب توجه کنید:
*بشقاب های بزرگ نخرید:تحقیقات وسیع روی رژیم غذایی افراد نشان می‌دهد بیشتر افراد عادت دارند همه غذایی که در بشقاب‌شان ریخته می‌شود را بخورند. حتی اگر بیش از نیازشان برای رفع گرسنگی باشد. برای پرهیز از این موضوع محققان توصیه می‌کنند که همیشه ظروف کوچک‌تری را برای خانه خود خریداری کنید. ما به 226 گرم نوشیدنی، 170 گرم چای و 170 گرم آب‌میوه نیاز داریم بنابراین لازم است ظروف و یا لیوان خیلی بزرگ را برای منزل خریداری کنیم. البته در مورد بشقاب سالاد استثنا قائل شوید. سعی کنید ظرف‌های سالادی با قطر 17 تا 22 سانتی بخرید. مردم اغلب دوست دارند که بشقاب غذای‌شان را پر کنند بنابراین آنها هم ماکارونی یا برنجی که در بشقاب با قطری بین 25 تا 30 سانت است را می‌خورند. در حالی که این بشقاب با این اندازه اگر پر باشد برای 4 نفر کافی است.
*قاشق چنگالی انتخاب کنید:
محققان همچنین توصیه می‌کنند قاشق غذاخوری بهتر است که دارای حجمی به اندازه 113 گرم باشد. قاشقی که میان آن شبیه چگال خالی است. این یک راه ساده برای کاهش مصرف غذاهایی مثل گوشت و یا برنج و ایجاد احساس رضایت استفاده از این قاشق ها است . این قاشق‌ها در برخی رستوران‌ها وجود دارد.
*موسیقی بگذارید:
موسیقی تغذیه‌ای برای روح ما است. مطالعات محققان دانشگاه بوستون نشان می‌دهد که موسیقی تاثیرات قوی روی تقویت خلق و خوی ما دارد، درد را کاهش می‌دهد و افسردگی ما را بهبود می‌بخشد. موسیقی ممکن است جلوی استرس‌های مرتبط با اختلالات و هیجانی خوردن را بگیرد. البته هر چه موسیقی سریع‌تر باشد، احتمال اینکه سریع‌تر غذا بخورید بیشتر است پس سعی کنید به رستورانی بروید که موسیقی آرام‌تری پخش می‌کند.
*از آشپزخانه بروید بیرون:
در برخی از خانه‌های جدید آراستگی و تجهیز خانه طوری است که یک بخشی از آشپزخانه به عنوان محلی برای کار تعبیه شده .این کار باعث چاق شدن شما می‌شود چرا که هم برای انجام کاتان بی‌تحرک خواهید بود و دیگر اینکه غذاهای خوشمزه همه در دسترس شما هستند و حتی نیازی ندارید که کمی برای رسیدن به این غذاها قدم بزنید. بلند شوید برای انجام کارهایتان به اتاق بروید یا در اتاق میهمانی جایی را برای انجام کار در نظر بگیرید. خیلی از افراد هنگام صحبت کردن با تلفن به آشپزخانه می‌روند و روی صندلی آشپزخانه می‌نشینند یا همان جا وسایل کار خود را پهن می‌کنند. اطراف ما در آشپزخانه پر از خوراکی و غذاست و این احتمال خوردن را در ما افزایش می‌دهد.
*چاق نشدن با خواب خوب:
نداشتن یک خواب خوب شبانه می‌تواند در توانایی طبیعی بدن شما برای تولید و تنظیم و کنترل هورمون‌های کنترل کننده مختلف وزن (گلوکز، کروتیزول و هورمون تیروییدی) اختلال ایجاد کند. این عدم تعادل سلول‌های بدن را به ذخیره چربی بیشتر و کاهش توانایی سوزاندن چربی بدن تشویق می‌کند. کمبود خواب همچنین باعث می‌شود که علاقه افراد به کنترل وزن کمتر شود. برای اینکار و رسیدن به آرامش، محیطی خواب‌آور را در اتاق خود ایجاد کنید. از یک خوشبوکننده روی بالش خود استفاده کنید. مطالعات نشان می‌دهد که خوشبوکننده‌هایی مثل عطر سنبل موجب آرامش سیستم عصبی شما می‌شود و احساس ریلکشن در شما ایجاد کرده و کیفیت خواب شما را بهتر می‌کند.
*تلویزیون را مخفی کنید:
یکی از بهترین راه‌ها برای پرهیز از زیاد خوردن و کم ورزش کردن خاموش کردن تلویزیون است مطالعات نشان می‌دهند که هر چه افراد بیشتر تلویزیون تماشا کنند، کمتر تحرک دارند و بیشتر می‌خورند و وزن اضافه می‌کنند. جایی که کودک شما تلویزیون نگاه می‌کند در وزن شما هم تاثیر دارد. تحقیقات نشان می‌دهد که کودکانی با تلویزیون در اتاق خواب‌شان بیشتر ممکن است دچار اضافه وزن شوند. تعداد تلویزیون‌های خانه را کاهش دهید و هنگام مصرف غذا از مشاهده تلویزیون بپرهیزید. اگر تلویزیون در مرکز خانه‌تان است آن را به جایی ببرید که کمتر مورد توجه است یا آن را در اتاق مخصوص سرگرمی که در آن قابل بستن باشد قرار دهید. روی آن را بپوشید قبل از روشن کرد آن دقت کنید که آیا زمان پخش برنامه مورد علاقه‌تان است یا نه. در این صورت دیگر هر آنچه تلویزیون پخش می‌کند را نخواهید دید.

خواب در وان تمشک

هرگاه صحبت از نیازهای اساسی بدن می شود تنها فكری كه به مغزمان خطور می كند، خوراك و پوشاك است. اما هیچ گاه فكر نمی كنیم دسترسی به وسیله ای كه بتوان با آن از شر آلودگی ها خلاص شد هم یكی از نیازهای بشر به شمار می رود.
برای اینكه بیشتر این موضوع را درك كنید تصور كنید روزی را كه یك ماه است حمام نرفته اید، صورت تان را نشسته اید، موهایتان بلند شده و خلاصه چرك و كثافت از سر و رویتان بالا می رود. زدودن بدن از آلودگی های سطحی، غبار، سلول های مرده پوست، چربی، عرق و لوازم آرایش یكی از اصلی ترین موارد در حفظ سلامت پوست به شمار می رود. افراد بسیاری هستند كه صبح ها به جای شستن دست و صورتشان یك راست به حمام می روند. حمام رفتن هم نظیر بسیاری امور دیگر اصولی دارد كه اگر رعایت نشود فایده كه ندارد هیچ، سلامت پوست و موها را خدشه دار می كند.شما باید بدانید كه از چه نوع پاك كننده و شامپویی برای شست وشوی بدن و موهایتان استفاده می كنید. البته بهتر است قبل از آن از نوع پوست تان باخبر باشید. راهنمای زیر كمك خوبی برای شناخت نوع پوست تان خواهد بود.
● پوست چرب: افرادی كه پوست چرب دارند، سطح پوست شان ضخیم و خشن بوده، منافذ بزرگ و قابل رویت دارد، زیاد جوش می زند، گرد و غبار و آلودگی بیشتری را به خود جذب می كند و بهترین حسن اش این است كه دیرتر چروك می خورد.
● پوست خشك: افرادی با این مشخصه ، پوست شان نازك و شكننده است، منافذ بسیار ریز دارد، خیلی كم جوش می زند، مستعد چین و چروك است و اغلب حالت پوسته پوسته دارد.
● پوست معمولی: نه زیاد خشك و نه زیاد چرب است. منافذ پوست قابل رویت اند ولی بزرگ و مسدود نیستند. و به ندرت جوش می زند.
مهم ترین عامل در حفظ شادابی و طراوت پوست استفاده از انواع كرم ها و محصولات بهداشتی است كه به حفظ رطوبت و جلوگیری از خشكی پوست پس از استحمام كمك می كند. نوع كرم های مرطوب كننده بسته به اینكه برای چه نوع پوستی مصرف می شوند متفاوتند. كرم های مربوط به پوست چرب، از چربی كمی برخوردار است در حالی كه كرم مخصوص پوست های خشك باید حاوی چربی فراوان باشند تا منافذ پوست بسته و از تبخیر سطحی پوست جلوگیری شود.متداول ترین كرم هایی كه پس از هر بار استحمام لازم است به بدن مالیده شوند از دو نوع روز و شب هستند كه اولی جهت مراقبت از پوست بعد از حمام صبحگاهی و دیگری برای حفظ طراوت پوست بعد از شست و شوی شبانه توصیه می شود.
كرم های روز رطوبت و چربی مورد نیاز پوست در طول روز را فراهم كرده و فرمولاسیون سبك و سریع الجذب دارند و در تركیب شان عصاره گیاهان دارویی، انواع ویتامین ها و پروتئین و درصد كمی ضدآفتاب دیده می شود.
كرم های شب در مقایسه با كرم های روز چرب تر بوده و ماندگاری بیشتری روی پوست دارند و به افراد دارای پوست خشك بسیار توصیه می شود. لوسیون های بدن كه فرمولاسیون مشابه كرم های مرطوب كننده دارند هم مناسب بوده و پس از هر بار حمام توصیه می شوند. لوسیون ها حاوی مواد مرطوب كننده و روغن های گیاهی هستند و به همین دلیل تاثیر ویژه ای در كاهش خشكی و به تبع آن جلوگیری از زبر و پوسته پوسته شدن پوست خواهند داشت.
مالیدن روغن زیتون پس از هر بار شست وشو نیز كمك بزرگی به مرطوب ماندن پوست به ویژه در افرادی كه پوست خشك دارند، می كند. البته نباید فراموش كرد كه حمام رفتن زیاد نیز خود موجب خشك شدن پوست می شود. یك بار دوش گرفتن در روز برای بهداشت و سلامت پوست كافی است. هرچه بیشتر زیر آب بمانید پوست شما چربی بیشتری را از دست می دهد. اگر می خواهید پوست تان رطوبت خود را همچنان حفظ كند مدت زمان استحمام خود را به كمتر از ۱۵ دقیقه كاهش دهید از آب ولرم استفاده كنید و به جای مالیدن صابون از ژل های پاك كننده كه تركیبات رطوبت زا نیز دارند، استفاده كنید.
بسیاری از صابون هایی كه ما به طور روزانه به صورت مان می مالیم چربی و رطوبت موجود در پوست را با خود برده و فرآیند خشك شدن پوست را سرعت می بخشند. پس به شست وشوی یك بار در روز صورت تان با صابون اكتفا كنید و در ساعت های دیگر از شیرپاك كن و دیگر پاك كننده ها كه حاوی تركیبات گیاهی و مرطوب كننده نیز هستند، بهره بگیرید. از حوله و اسفنج نرم برای شست وشوی بدن تان استفاده كنید و با لیف به جان پوست تان نیفتید. با این كار لایه شاخی پوست را كه از چربی پوشیده است از بین می برید. لایه شاخی پوست خارجی ترین قسمت اپیدرم بوده كه از سلول های قاعده ای كه به طرف خارج حركت كرده و به سطح پوست می رسند و پس از اندك زمانی می میرند تشكیل شده است.
در هر حال مرطوب كننده ها را فراموش نكنید. این نوع كرم ها عامل اصلی حفظ رطوبت در لایه شاخی پوست به شمار می روند. تركیبات موجود در این كرم ها از نوع رطوبت زا و نرم كننده بوده و مكانیسم عمل شان به این صورت است كه فضای بین سلول ها در لایه شاخی پوست را پر كرده و به جایگزین شدن چربی در این نواحی كمك می كنند و به این ترتیب باعث چرب و لطیف شدن پوست می شوند.
علاوه بر انواع صابون، كرم و لوسیون مخصوص حمام كه به وفور در داروخانه ها به فروش می رسند، گل ها و گیاهانی كه در عطاری ها یافت می شوند نیز كمك حال خوبی برای پوست های خشك و حساس در حین استحمام هستند. این شیوه حمام رفتن حسابش را قرن ها پیش پس داده است آن زمان كه كلئوپاترا در وان شیر می خوابید و حمام رزماری می گرفت و انواع و اقسام روغن های گیاهی را به سر و صورت خود می مالید. یا مادام دوباری كه با آب تمشك صورت خود را می شست و با اسانس گل ها حمام می گرفت.
خوابیدن در وانی كه از گیاهانی كه خاصیت آروماتراپی دارند پر شده است، علاوه بر اینكه خستگی را دفع كرده، بدن را آرام و به تقویت اعصاب كمك می كند، در درمان ناراحتی و حساسیت های پوستی نیز مفید خواهد بود. از دم كرده جو و سبوس و جوشانده بومادران و حل كردن آن در یك لیتر آب وان می توانید برای بهبود زخم های پوستی بهره بگیرید. خوابیدن در وانی كه از شكوفه پرتقال، برگ های پیچك یا گلبرگ های رز و پوست درخت بید پر شده باعث مرطوب شدن پوست می شود.
ریختن گیاه آ ویشن، برگ ختمی و گل نارنج به لطافت پوست كمك می كند. برگ لیمو و برگ شمعدانی نیز مناسب پوست های چربی هستند. حتی دیده شده كه برگ درخت غان، افشره اكالیپتوس و برگ های اسطوخودوس و رازیانه و گلبرگ رز باعث از بین رفتن چین و چروك پوست می شود. كارسازترین ماده در سفید و نرم شدن پوست، شیر است.
گرچه این روزها پوست برنزه طرفدار پیدا كرده و همه دنبال حمام آفتاب می گردند تا سفیدی شان را بپوشانند ولی اگر طالب پوست سفید هستید، پیشنهاد می كنیم یك لیتر شیر را در آب ولرم وان ریخته و نیم ساعت در آن دراز بكشید. اضافه كردن برگ درخت كاج یا گل بابونه در نرم و زیباتر شدن پوست نیز بی تاثیر نخواهد بود. برای لطافت و خوشبو شدن پوست اگر تمایلی به استفاده از لوسیون های معطر پس از استحمام ندارید، ۳۰۰۲۰۰ گرم گل رزماری و یا شكوفه نارنج را در وان ریخته و حدود ۲۵۲۰ دقیقه در آن حمام بگیرید. مالیدن مخلوط سیب زمینی رنده شده با شیر بر قسمت هایی از بدن كه به علت تعریق كدر و تیره شدند در حمام نیز تاثیر مثبتی در سفیدی نواحی فوق خواهد داشت.
پس از آشنایی با انواع كرم ها و لوسیون های مورد استفاده در قبل و بعد از حمام و نیز كاربرد گیاهان معطر در حفظ طراوت و شادابی پوست پس از هر نوبت استحمام نوبت به شامپو می رسد كه نقش مهمی در رشد و ضخامت موها ایفا می كند. نحوه شست وشو و دفعات آن پس از رژیم غذایی غنی از ویتامین و مواد معدنی مهم ترین عامل در رشد مو محسوب می شود. قبل از اینكه به معرفی شامپوی مناسب مو بپردازیم، اجزای تشكیل دهنده آن را بررسی می كنیم. همه شامپوها از دو ماده اصلی سدیم لوریل اتر سولفات و تری اتانول آمین لورین سولفات تشكیل شده اند كه باعث جدا شدن ذرات چرك و كاهش چربی از سطح مو شده و به پاك كنندگی موها كمك می كند. شامپوها همچنین حاوی بتاتین هستند كه عامل اصلی تولید كف بوده و باعث ایجاد كف غلیظ و مقاوم می شود. مواد شیمیایی دیگری نیز در شامپو یافت می شود كه ضدعفونی كننده و میكروب كش بوده، مو را حالت می بخشند و باعث غلظت شامپو می شوند.
در برخی موارد، گیاهان دارویی نیز در تركیبات شامپوها وجود دارد كه اغلب برای موهای بیمار و آسیب دیده توصیه می شوند. حنا، سدر و كتیرا از جمله گیاهان پركاربرد در شامپوهای گیاهی هستند.
سدر تقویت كننده مو و ضدعفونی كننده بوده و به دفع شوره از سر و درمان عفونت های پوستی كمك می كند.حنا نیز خاصیت میكروب زدایی داشته و بیشتر در درمان بیماری های پوستی مورد استفاده قرار می گیرد. كتیرا نیز غالبا به منظور تقویت ریشه های مو مصرف می شود.شامپوها به طور كلی به چرب، خشك و معمولی تقسیم بندی می شوند كه تجویز آنها بسته به نوع و جنس موهای فرد متفاوت است.
یك شامپوی خوب و مناسب شامپویی است كه علاوه بر قدرت پاك كنندگی باعث براق شدن موها شود، آبكشی و شانه كردن موها را آسان سازد و مانع از التهاب، سوزش و خشكی پوست و مو شود. فراموش نكنید همان طور كه حمام رفتن پی در پی باعث خشكی پوست می شود، به از دست رفتن رطوبت و چربی پوست سر و موها نیز كمك می كند. موهای چرب تنها به یك بار شامپو نیازمندند، موهای خشك نیز نباید هفته ای یك تا دو بار بیشتر شسته شوند اگر عادت به شست وشوی روزانه موهایتان دارید از شامپوهای ملایم نظیر شامپو بچه یا شامپوهایی كه PH پایین دارند، استفاده كنید. برای حجیم به نظر رسیدن تارهای نازك مو شامپوهایی كه برچسب حجم دهنده را بر خود دارند، خریداری كنید.
شامپوها می توانند اثرات مفید دیگری بر موهای ما به جای گذارند بنابراین پیش از خرید محتویات شامپو را كه بر برچسب قوطی نوشته شده مطالعه كنید. شامپوهایی كه محتوای كراتین، پروتئین و آمینواسیدها هستند مناسب موهای رنگ و دكلره شده است و زیان های ناشی از مصرف مكرر رنگ و دكلره نظیر زبر، سخت و خشن شدن مو را جبران می كند.
مرطوب كننده های حاوی اسید لاكتیك و لسیتین نیز در افرادی كه موهای خشك و حساس دارند بسیار توصیه می شود. این مرطوب كننده ها كه به صورت كرم موجودند رطوبت از دست رفته موها را جبران كرده و موجب تقویت ریشه مو می شود. پانتنول یا ویتامین B۵ نیز تركیب دیگری است كه در شامپوها بسیار دیده می شود، پانتنول موجب تقویت و رشد مو شده و تارهای آسیب دیده را بهبود می بخشد.
پس از شامپو از نرم كننده ها استفاده كنید. نرم كننده ها مانع نفوذ مواد مضر به ریشه مو شده و موجب نرم شدن موها و حفظ سلامتی آنها می شود. فراموش نكنید كه استفاده مداوم از یك نوع شامپو برای رشد و سلامت موها خوب نیست، زیرا موها خیلی زود به آن مقاوم می شوند، پس از هر ده بار شست وشو حداقل یك بار با شامپوی جدید موهایتان را شست وشو دهید. برای خشك كردن نیز از كلاه حوله ای استفاده كنید. موی سر هنگامی كه خیس است حساس و شكننده می شود بنابراین در این هنگام سعی نكنید موی سرتان را با حوله خشك كنید.

از لیکوپن غافل نشوید

بعضی وقت‌ها پختن ماده غذائی باعث از دست رفتن ویتامین‌ها و موادغذائی موجود در آن می‌شود اما در خصوص گوجه‌فرنگی نوع پخته آن بهتر از خام‌اش می‌باشد.
خیلی از فواید فیکوکمیکال (خواص شیمیائی مربوط به گیاهان) میوه‌ها و سبزی‌ها در خاصیت آنتی‌اکسیدان آنها می‌باشد که بدن انسان از آنها جهت ترمیم تمام خساراتی که توسط رادیکال‌های آزاد در بدن ایجاد شده استفاده می‌کند.
گوجه‌فرنگی حاوی لیکوپن Lycopene می‌باشد که یک آنتی‌اکسیدان بسیار قوی است که باعث کاهش ریسک ابتلاء به سرطان‌های سینه پروستات، روده و گونه‌های دیگر سرطان می‌شود. اگر گوجه را به‌صورت خام مصرف کنید. بیشتر لیکوپن موجود در آن به صورت هضم نشده از سیستم گوارش بدنتان خارج می‌شود. پختن گوجه باعث تخریب دیوره‌های سلولی آن شده و بدین ترتیب لیکوپن در دسترس قرار می‌گیرد. سس گوجه‌فرنگی، رب گوجه‌فرنگی و سس کچاپ همگی جزء منابع خوب لیکوپن محسوب می‌شوند.
به‌طور معمول اکثر میوه‌های با رنگ قرمز حاوی لیکوپن هستند که از جمله می‌توان به گوجه‌فرنگی و هندوانه اشاره کرد. در خصوص جذب لیکوپن گوجه‌فرنگی نوع آب‌پز شده و یا پخته آن به مراتب بهتر از نوع خام آن می‌باشد.
در صورتی که این مشکل در خصوص هندوانه وجود ندارد و جذب لیکوپن موجود در آن در شکل خام آن نیز توسط سیستم گوارش بدن انجام می‌گیرد. البته آگاهی از موارد فوق بدین معنا نیست که ازاین پس نمی‌بایست گوجه‌فرنگی را به صورت خام خورد بلکه خوردن گوجه‌فرنگی خام هنوز جایگاه خاص خود را دارا می‌باشد.
گوجه‌فرنگی خام حاوی منابع غنی ویتامین‌های A,B,C، فیبر و میترال‌ها می‌باشد. گوجه‌فرنگی جزء میوه‌های کم‌کالری و در عین حال خوش‌طعم می‌باشد و به همین دلیل برای آن دسته از افراد که خواستار کاهش وزن هستند. منبع غذائی مناسبی به شمار می‌آید یکی از خواص دیگر گوجه در پوست آن است که به صورت جارو در سیستم گوارش عمل می‌نماید و به خروج مواد زائد از دیواره روده کمک می‌کند.کلاً میوه‌های رنگی هرکدام دارای فواید خاص خود می‌باشند که با تنوع در خوردن آنها می‌توان بر سطح سلامتی افزود.
▪ کلام آخر:
جهت حفظ سلامتی و تندرستی از انواع میوه‌ها و سبزی‌ها در رژیم غذائی روزانه چه به صورت پخته، خام کنسروی، خشک شده و ... استفاده کنید.

لیزر درمانی در درمان لنفادم پس از ماستکتومی

● مقدمه:

در این پژوهش اثر درمانی لیزر کم توان (LLLT) در درمان لنفادم پس از ماستکتومی بررسی گردید.

● مواد و روش ها:

یازده زن که حداقل به مدت سه ماه مبتلا به لنفادم بازو بدنبال برداشتن عقده های لنفاوی زیر بغل یا رادیوتراپی برای درمان کانسر پستان بودند در این مطالعه مقدماتی وارد شدند. بیماران در دو گروه لیزر و sham تقسیم گردیدند که گروه لیزر تحت تابش لیزر کم توان Ga-As با دستگاه Mustang که دارای طول موج 890 nm و چگالی انرژی 1.5 ژول بر سانتی متر مربع بود قرار گرفتند. جذب تابش لیزر در بافت با استفاده از یک روش عددی مبتنی بر مونت کارلو شبیه سازی گردید.

● نتایج:

چهار بیمار در هر گروه دوره درمان را کامل کردند. تغییرات در محیط اندام، میزان درد، تمایل به ادامه درمان، میزان حرکت و سنگینی اندام مبتلا در هر جلسه اندازه گیری و با وضعیت پیش از درمان مقایسه گردید. کاهش درد به استثنای هفته های سوم و نهم در گروه لیزر بیش از گروه Sham بود.

● نتیجه گیری:

نتایج این مطالعه مقدماتی نشان داد که LLLT با طول موج 890 nm ممکن است در کاهش درد و ادم بازو ناشی از لنفادم پس از ماستکتومی مفید باشد، هرچند این اثرات به نظر می رسد که موقتی هستند.

عرق كردن، واكنش طبیعی بدن

در آستانه انجام كار واقعا بزرگی هستید، شاید یك مصاحبه كاری، ارایه موضوعی مهم در جمع، نخستین آشنایی با همسر آینده كه متوجه می شوید كف دست ها و شاید زیربلغتان عرق كرده است.

... لحظاتی پیش جلسه حضور در سالن ورزشی و انجام حركات سنگین ایروبیك به پایان رسیده است و تمام بدنتان به قول معروف خیس عرق شده است.

چگونه این گونه فعالیت های متفاوت می توانند بر روی بدن ما تاثیر مشابه داشته باشند؟! عرق چیست؟ چرا بدن ما عرق می كند؟ از عرق كردن بدن راضی باشیم یا ناراضی؟!

● آشنایی با اتفاقی كه ظاهرا برای اكثر مردم ناخوشایند است

تعریق یا عرق كردن روشی است كه بدن از طریق آن خود را سرد می كند. چه حرارت اضافی به خاطر كار سخت عضلانی باشد و چه تحریك بیش از حد عصبی عامل بالا رفتن حرارت بدن باشد، شیوه طبیعی برای خلاصی از این شرایط عرق كردن است. در این مقاله كوتاه سعی شده است شما با غدد عرقی بدنتان و تفاوت عرق كف دست و عرق زیربغل آشنا شوید و علت شور بودن بدن پس از فعالیت ورزشی را بدانید. غدد عرقی، به طور متوسط در سرتاسر بدن هر فرد حدود 6/2 میلیون غده عرقی وجود دارد. شكل هر غده مانند لوله ای بلند و توخالی است كه در انتها مارپیچ و فنری می شود. بخش بلند این غده مجرایی است كه از طریق آن به منفذ موجود در سطح خارجی پوست مرتبط می شود.

● در بدن ما دو نوع غده عرقی وجود دارد:

1) نوع اول و نخست، غددی هستند كه تعداد آنها زیادتر از نوع دیگر است و در سرتاسر بدن خصوصا كف دست ها، كف پاها و پیشانی وجود دارند. از نظر اندازه كوچك تر از نوع دوم هستند و برخلاف آنها از زمان تولد فعال هستند و تركیب مواد موجود در عرق آنها برخلاف غدد نوع دوم فاقد پروتیین و اسید چرب است.

2) گروه دوم غدد عرقی: این گروه درصد كمتری از غدد عرقی بدن را شامل می شود و به نقاط مشخص از بدن محدود است و برای مثال شامل غدد عرقی زیربغل می شود.

● عرق چگونه تشكیل می شود؟

بدن ما به طور دایم در حال عرق كردن است و در بسیاری از مواقع متوجه آن نمی شویم. عرق كردن اصلی ترین روش بدن برای دفع و حذف گرمای اضافی است. میزان عرق تولید شده در بدن به شدت هیجان یا كار عضلانی بستگی دارد.

وقتی غدد عرقی تحریك می شوند (در پاسخ به یك تحریك عصبی شدید یا حرارت بالای محیط یا...) این سلول ها مایعی مشابه پلاسمای خون ترشح می كنند كه بیشتر آن را آب تشكیل داده است و به میزان قابل توجهی سدیم و كلر داشته و اندكی پتاسیم هم در این تركیب دیده می شود. این مایع از بخش مارپیچی غدد به طور مستقیم به قسمت لوله ای و مجرای موجود در غده حركت می كند و بر حسب میزان و شدت تولید عرق، مایعی با غلظت متفاوتی از نمك ها از سطح بدن خارج می شود.

علت شیری بودن عرق زیربغل و زرد شدن منطقه ای از لباس كه با این عرق در تماس است را وجود اسید چرب و پروتیین در مایع ترشح شده از این ناحیه می دانند.

توجه داشته باشید كه عرق به تنهایی بوی نامطبوعی ندارد و در صورتی كه باكتری های موجود در روی پوست و مو از اسیدچرب و پروتیین آن استفاده كنند بوی ناخوشایندی تولید می شود و به همین علت است كه از دیودرانت ها و آنتی پرس پی رانتی ها برای زیربغل استفاده می شود و نه كل بدن!

● ترس یا تحریك عصبی

همان طور كه اشاره شد عرق كردن در برخی مواقع پاسخ به تحریكات عاطفی و هیجانات موجود در زندگی است. به همین خاطر وقتی عصبی، نگران یا وحشت زده هستیم، فعالیت اعصاب سمپاتیك بدن افزایش می یابد و میزان ترشح اپی نفرین از غده فوق كلیوی نیز بیشتر می شود. تمام عوامل منجر به تولید عرق در كف دست یا زیربغل می شود و كم كم حس می كنیم عرق سردی بر بدنمان نشسته است.

● عرق كردن بیش از حد

اگر علت تولید عرق عوامل ذكر شده نبوده و معمولا در بیشتر شرایط كف دست ها و یا زیربغل ما خیس و عرق كرده باشد باید به دنبال وجود اختلالات و عوامل زیر هم بود.

▪ عدم تعادل هورمونی در خانم ها.

▪ پركاری تیرویید (هورمون غده تیرویید باعث افزایش متابولیسم بدن و تولید گرماست).

▪ مصرف برخی غذاها و داروها مانند قهوه كه حاوی كافیین است.

▪ فعالیت بیش از حد سیستم عصبی سمپاتیك.

ماکارونی؛; غذای ورزشکاران

ماکارونی یک غذای پایه و اصلی برای ورزشکاران محسوب می شود. این گروه سعی میکنند با استفاده از یک رژیم غذایی مناسب قدرت فیزیکی خود را در انجام مهارت موردنظر افزایش دهند.

غذا، سوخت مورد نیاز بدن است. برای این که بدن کار خود را به خوبی به انجامبرساند، لازم است که هر دو عامل سوخت و مکانیسم بدن انسان به خوبی شناخته شود.

● مواد انرژی زا و غیر انرژی زا

مواد غذایی مصرفی به دو نوع انرژی زا و غیر انرژی زا تقسیم می شوند:

▪ گروه انرژی زا از طریق تغییر فرم دادن انرژی شیمیایی موجود در پیوندها، طیفرایند اکسیداسیون، انرژی مکانیکی یا کالری مورد نیاز را فراهم می سازد. این گروهشامل چربی ها، پروتیین ها وقندهاست. چربی ها 9 کیلو کالری و قندها و پروتیین ها 4 کیلو کالری در هر گرم انرژیتولید می کنند.

▪ مواد غذایی غیرانرژی زا شامل آب، ویتامین ها و مواد معدنی هستندکه اگر چه قادر به تولید انرژی نیستند، اما در مقادیر معینی جهت عملکرد صحیحمکانسیم بدن انسان لازم هستند، مانند آب برای رادیاتور ماشین یا روغن برای موتور.

بنابراین بدن برای رفع نیازهای خود از سوخت لازم بهره می گیرد، اما این نیازهابا توجه به نوع فعالیت فیزیکی تغییر می کند.

● مقدار انرژی مورد نیاز ورزشکار

بدن به طور میانگین برای فعالیت های کم تحرک در حدود 1700 کیلو کالری انرژی نیازدارد. در فعالیت های پرتحرک بسته به نوع و مدت آن، باید انرژی مورد نیاز به میزانپایه ای 1700 کیلو کالری اضافه شود.

در مورد فعالیت های ورزشی، کالری اضافی مورد نیاز قابل توجه است. برای مثالانرژی مورد نیاز در طی شنا کردن به صورت تفریحی حدود 10 کیلوکالری در دقیقه، معادل 600 کیلو کالری در ساعت است. در شرایط رقابتی و مسابقه چون عامل سرعت هم مطرح میشود، مقدار انرژی مورد نیاز به حدود 25 کیلوکاری در دقیقه، معادل 1500 کیلوکالری درساعت، یعنی حدود 3 برابر افزایش می یابد.

حال این سؤال مطرح می شود که: وقتی فعالیت ماهیچه ای شدید و طولانی استو نیاز به انرژی بسیار بالاست، رفع نیازهای فزاینده ی مکانیسم سوختی بدن، چگونهممکن است؟

در پاسخ باید گفت که این نیازها در اصل توسط مصرف مواد غذایی انرژی زا تأمینخواهد شد (به ترتیب از قندها 55 تا 60 درصد، چربی ها 30 درصد و پروتیین ها 15 درصدیعنی به نسبت 4-2-1).

باید توجه داشت که منبع تولید انرژی نباید فقط از قند باشد، چیزی که هنوز هم بهاشتباه پیشنهاد می شود.

انرژی ذخیره ای که برای انقباضات ماهیچه ای استفاده می شود، به طور عمده از قندها و چربی ها به دست می آید. میزان این سوخت مصرفی و تغییراتی که در آن ایجاد می شود، بستگی مستقیم به مدت ومیزان کشش ماهیچه ای دارد.

سهم پروتیین در تولیدانرژی نسبت به قند و چربی کم است، به ویژه در مواقعی که فعالیت ماهیچه ای شدید وطولانی مدت باشد.

ماهیچه ها جهت فعالیت مکانیکی خود قندها و چربی ها را به عنوان سوخت مصرف میکنند. برای مثال هنگام استراحت 87 درصد انرژی مورد نیاز ماهیچه ها از اسیدهای چرب وفقط 13درصد آن از قندها تامین می شود. برای کارهای کمی سنگین تر یا برای فعالیتورزشی کوتاه مدت، 50 درصد انرژی مورد نیاز توسط مواد قندی تأمین می شود. برایکارهای خیلی سخت تر و شدید در طی یک دوره ی سه ساعته یا بیشتر، به طور عمده چربیهای ذخیره ای مصرف می شوند و 70 درصد انرژی مورد نیاز را تأمین می کنند.

● نقش مواد پروتیینی در ورزش

در حقیقت پروتیین ها به عنوان یک منبع ضروری جهت سوخت بدن محسوب نمی شوند. درورزشکاران، پروتیین روزانه ی مورد نیاز یک گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن است وهنگامی که افزایش حجم ماهیچه ها در یک دوره ی تمرینی مد نظر باشد یا در مواقعی کهفرد در سن رشد قرار دارد، میزان پروتیین مورد نظر به حداکثر 2 گرم به ازای هرکیلوگرم وزن بدن افزایش می یابد.

با مصرف یک وعده ی غذایی دارای پروتیین بالا قبل از ورزش، کار کلیه ها سنگین ترمی شود، آن هم در شرایطی که به طور هم زمان تحت فشار ناشی از حضور مواد سمی حاصل ازکار ماهیچه است.

افزایش سهم پروتیین هرگز مفید نیست؛ حتی مصرف مواد پروتیینی به میزان معمول، دروعده ی غذایی قبل از فعالیت های ورزشی می تواند خطرناک باشد. قبل از ورزش، مصرف یکوعده ی غذایی پروتیینی مانند استیک گوشت معمولی و سالاد در عملکرد یک ورزشکار اثرسویی به جا می گذارد، زیرا نخست آن که مصرف پروتیین بیشتر، عمل هضم بیشتری را طلبمی کند که در نتیجه ی آن سطح خون درعروق داخلی ماهیچه کاهش می یابد. دوم اینکه یکوعده ی غذایی مملو از پروتیین باعث می شود که در طی سوخت و ساز این ترکیبات نیتروژندار، مواد زایدی ایجاد شود که باید از طریق کلیه ها دفع شوند. در طی این عمل درکلیه، ایسکمی (کاهش جریان خون در یک قسمت بدن به علت انقباض عروق یا انسداد جریانخون) ایجاد می گردد که این امر خود به کاهش 90 درصدی جریان خون در کلیه مربوط میشود.

● غذای قبل از تمرین و مسابقه:

در ورزش های هوازی، وعده ی غذای اصلی باید به طور عمده شامل قندها و چربی هاباشد. هنگامی که فعالیت ورزشی ماهیچه ها از حدود 30-20 دقیقه بیشتر می شود، قندها وچربی ها دو منبع سوخت مورد استفاده محسوب می شوند.

به طور طبیعی غذا باید 3 ساعت قبل از رقابت مورد نظر، توسط بدن دریافت شود. غذاباید متشکل از کربوهیدرات پیچیده که در غذاهایی مانند نان، ماکارونی، سیب زمینیو... وجود دارد، باشد و به آن چربی و کمی پروتیین اضافه شود.

در میان چربی ها، اسیدهای چرب کوتاه زنجیر، سریع تر تجزیه می شوند و جذب و دفعآن 40 بار بیشتر از گلوگز است و کمتر از 3 دقیقه طول می کشد؛ به ویژه اگر زنجیره یکربنی آن کمتر از 12 اتم کربن باشد. بنابراین روغن های گیاهی (مثل روغن زیتون) یاکره برای این منظور توصیه می شود.

اسید اولییک یک اسید چرب نیرو بخش و مقوی برای ماهیچه است؛ به ویژه در مواردی کهورزش های استقامتی انجام می شود. بنابراین روغن زیتون در این مورد توصیه می شود کهسرشار از اسید اولییک است.

یک وعده ماکارونی که با سسگوجه فرنگی و روغن زیتون یا کره مصرف شود، غذای ایده آلی بوده و به خوبی مشخصاست که نسبت دریافت انرژی به نسبت 4-2-1 از قندها، چربی ها و پروتیین ها را تأمینمی کند.

استفاده از قندهای ساده به منظور افزایش کارآیی ورزشکار قبل از شروع فعالیت،کاملا غیر منطقی و حتی خطرناک است و منجر به هیپرگلیسمی (افزایش قند خون) و درنتیجه افزایش ترشح انسولین و ضعف شما در حین ورزش می شود. پس قبل از ورزش، خوردنشکلات و مواد خیلی شیرین مفید که نیست، ضرر هم دارد.

پیشگیری از درد پشت و گردن هنگام کار با کامپیوتر

اگر شما با کامپیوتر کار میکنید یا کار اداری فراوانی دارید که موجب میشود ساعات زیادی را پشت میز کارتان بگذرانید احتمال اینکه در پایان روز در ناحیه پشت و گردن احساس گرفتگی یا درد داشته باشید زیاد خواهد بود.

نگران نشوید دلیل این حس پیری و از کار افتادگی نیست تحقیقات جدید نشان داده است که حتی کودکان دبستانی و راهنمایی هم در صورتی که مدت طولانی پشت میز یا مقابل کامپیوتر و مشغول انجام تکالیف خود باشند دچار چنین مشکلی خواهند شد.

در واقع نشستن در مقابل کامپیوتر تبدیل به شیوه ای از زندگی امروز شده است . فن آوری کامپیوتر در عین اینکه بازدهی و توانایی ادارات را تا حد فراوانی تشدید کرده است کار با آن نیز عوارضی در گردن پشت و شانه های کاربران ایجاد کرده است .

دکتر بابی ارنشتاین یکی از پزشکان پر سابقه مشکلات جسمی گفته است : مردم به سادگی وقت بسیاری را به حالت نشسته میگذرانند. شیوه نشستن آنها همراه با حرکات مکانیکی و تکرار شونده و اینکه مدت طولانی در یک حالت قرار گرفته اند دردهای مختلفی در بدن آنها ایجاد میکند که در صورت تغییر رویه ندادن به شکل مزمن درخواهد آمد.

در اینجا به بعضی راهکارها برای جلوگیری و برطرف نمودن چنین مشکلاتی میپردازیم .

مشکلات عمده ای که کاربران کامپیوتر از آن شکایت دارند هر نوع درد عمومی تا دردهای موضعی چون گردن درد درد قسمتهای بالایی یا پایینی پشت و دردهایی در مچ دست و لگن را در بر میگیرد. علایم هشدار دهنده جدیتری چون خواب رفتگی یا بی حسی نشان دهنده مشکلات جدی تر و مزمن تری هستند که در اثر جدی نگرفتن دردهای کوچک در طول زمان ایجاد شده اند. بنا به گفته دکتر ارنشتاین هنگامی که درد دلیلی چون آسیبهای ناشی از زمین خوردگی یا تصادفات و. .. نداشته باشد دلیل آن معمولا به نوع کار بستگی دارد. مشکل در ابتدا به صورت یک درد یا گرفتگی بروز میکند که چند روز دوام می آورد و ظاهرا دلیل خاصی هم ندارد گاهی اوقات مشکل به صورت یک حس ناراحتی کلی و خشکی بدن و مفاصل خواهد بود و اکثرا هنگام خواب توجه فرد مبتلا را به خود جلب میکند یعنی زمانی که آها در آرامش بوده و بیشتر متوجه بدن خود هستند.

● طرز قرارگیری بدن و ارگونومی

ارگونومیک شاخه ای از علم مهندسی است که به طراحی ابزار و لوازمی برای حفظ سلامت فیزیکی بدن در هنگام کار میپردازد. درد غالبا در اثر حفظ مداوم یک حالت نادرست قرارگیری بدن ایجاد میشود. مثالهای رایج آن شامل : تایپ همزمان با صحبت تلفنی با نگه داشتن گوشی تلفن در گودی گردن چرخاندن مداوم سر از چپ به راست هنگام تایپ از روی یک متن و نگاه کردن به صفحه کامپیوتر و یا فقط با نشستن به مدت طولانی هستند.

ارگونومیک به نگه داشتن بدن در حالت صحیح کمک میکند. صندلیهایی با طراحی ارگونومیک بالشها پدهای بالشتک دار برای ماوس و خود ماوسی که با شیوه ارگونومیک طراحی شده باشد در کاهش و پیشگیری چنین ناراحتی هایی بسیار موثر هستند.

● راهکارهای عمومی

در صورت نبودن وسایل ارگونومیک باید از روشهای زیر برای رفع مشکل خود استفاده کنید.

هنگامی که بدن بیش از حد به جلو خم شده باشد شانه و عضلات گردن قادر به نگه داشتن وزن سر نیستند. به یاد داشته باشید که بیشتر دردهای ناحیه گردن و پشت که هنگام کار با کامپیوتر عارض میشوند به دلیل قرار گیری نادرست بدن روی صندلی و پشت میز است . این مساله یک مشکل عمومی بین کودکان مدرسه ای و بزرگسالان کارمند است .

هنگام کار پشت خود را تا حد امکان صاف نگه دارید. از خم شدن روی صفحه کلید بپرهیزید و سعی کنید صفحه کلید را تا حد امکان بالا بیاورید تا مجبور نباشید ساعات طولانی به پایین نگاه کنید. مدام صاف نشستن را به خود یاد آوری کنید. حتا میتوانید یک یادداشت روی صفحه نمایشگر(مونیتور) کامپیوتر خود نصب کنید و هربار با دیدن آن طرز نشستن خود را تنظیم کنید. در طی زمان بالاخره به صاف نشستن عادت خواهید کرد.

اگر شما هنگام کار در ساعات طولانی به درد جدی در ناحیه گردن مبتلا میشوید شاید جا به جا کردن صفحه نمایشگر نیاز باشد. پزشکان اعتقاد دارند که ساختار و استخوان بندی طبیعی گردن بعضی افراد طوری است که نگاه کردن به چپ یا راست در مدت زمان طولانی موجب دردهای شدید گردن میشود. این افراد میتوانند به سادگی و با جا به جا کردن صفحه نمایشگر روی میز خود از بروز این مشکل جلوگیری کنند.

شاید شما تبلیغاتی را با این مضمون دیده باشید که کار کردن با کامپیوترهای قابل حمل و یا با قرار دادن صفحه کلید بر روی پا چقدر آسان است . اما اینطور نگاه کردن به پایین میتواند خسارات جبران ناپذیری بر گردن و ستون مهره ها وارد کند. اگر دچار مشکلی چون گرفتگی و خشکی گردن دارید از این حالت قرار دادن کامپیوتر بپرهیزید.

استراحت و انجام حرکات کششی بهترین راه مقابله با دردهای این چنین است .

مدام به خود یاد آوری کنید که در بین کار به خود استراحت بدهید. بایستید چند حرکت کششی انجام دهید و پشت خود را صاف کنید. اگر بتوانید هر 15 دقیقه حتا کشش کوتاهی هم به عضلات خود بدهید ایده آل است . در غیر این صورت سعی کنید هر 45 دقیقه از جای خود بلند شوید چند قدم راه رفته و کششی به عضلات خود بدهید . به این کار که کلا حدود 3 تا 5 دقیقه طول میکشد به چشم یک نوع وقت تلف کردن نگاه نکنید در طول زمان متوجه خواهید شد که ارزشش را دارد و بازده کاری شما هم بیشتر شده است .

● وضعیت نشستن و استفاده از کامپیوتر

با یک معاینه کوتاه متوجه میشوید که آیا صندلی شما مشکل ساز هست یا خیر. آیا ارتفاع صندلی شما طوری هست که قرارگیری شما بدون اشکال و خمیدگی یا کش آمدن عضلاتتان انجام بگیرد مشکلی با تنظیم صفحه کلید و صندلی خود ندارید اگر مشکلی هست یک صندلی دیگر را امتحان کنید. از همه بهتر این است که صندلی خریداری کنید که مخصوص افرادی با مشکلات پشت طراحی شده است . این صندلیها شاید گران باشند یا خنده دار به نظر برسند اما درد موضوع خنده آوری نیست و اگر چیزی بتواند در کم کردن یا پیشگیری از درد کمک کند باید از آن استفاده کرد.

● نتیجه گیری آخر

در نهایت دلایل متعددی برای بروز درد پشت و یا گردن وجود دارند و خودتان بهتر از هر کس میتوانید آن را بیابید. فقط نکته در این است که این درد بیش از هر چیز ریشه ای فیزیکی دارد بیش از حد به امکانات روانی بروز چنین دردهایی نیاندیشید. چون تنشهای عصبی نارضایتی شغلی فشارهای عصبی کمبود خواب و.. . ممکن است گاهی موجب درد شوند اما گردن درد گردن درد است و هنگامی که میتوانید با اجرای نکات ساده آنرا برطرف کنید چرا زندگی را به کام خود تلخ میکنید.

سوزاندن چربی، افزایش وزن و عضله سازی

در اینجا از یک متخصص دعوت نموده ایم تا سه سوال مهم مــا در مورد سوزاندن چربی، افزایش وزن و عضله سازی را پاسخ دهد.

● چـطور بدون اینکه چربی های بدنم بیشتر شود، وزنم را بالا ببرم؟

اگـر سـعی دارید وزنتان را بالا ببرید، اولین کار این است که مـیــزان کالری های مصرفیتان را افزایش دهید. برای تعیین میزان کالری های مصرفی روزانه تان، میـتـوانید وزن بدنتان را ضـرب در 20 کنـید. برای مثـال، کسـی کــه 150 پوند وزن دارد، 3000 کـالـری در روز نـیـــاز دارد تا وزنش افزایش یابد.

هـدف شـمـا بـایـد افـزایش یـک پـونـد در هـفـتــه باشد. اگر بخواهید بیش از این اضافه کنید، فقط چربی های اضافه در بدنتان جمع خواهید کرد.

بعد از اینکه میزان کالری مصرفی روزانه تان را حساب کردید، باید میزان پروتیین، چربی و کربوهیدرات مصرفی روزانه تان را هم تعیین کنید. به ازای هر گرم از هر پوند وزن بدن، باید میزان مساوی پروتیین مصرف کنید. چربی مصرفی باید %30 از کل کالری های مصرفی باشد.

و میزان کالری باقی مانده باید صرف کربوهیدرات شود. برای به دست آوردن این نسبت، باید روزانه 5 تا 6 وعده غذا بخورید به علاوه پروتیین و کربوهیدرات اضافی برای روزهایی که حداقل یک ساعت در روز تمرین می کنید. همیشه به یاد داشته باشید که وعده های غذایی زیاد و سبک بیشتر در مصرف کالری به شما کمک می کند.

ممکن است دوست داشته باشید که برای 2 تا 3 وعده غذایی خود در روز از نوشیدنی های جایگزین غذا استفاده کنید تا زیاد خوری سنگینتان نکند. این کار باعث می شود که زمان کمتری را برای تهیه ی غذا در آشپزخانه بگذرانید. در زیر به چند نمونه از این محصولات اشاره می کنیم:

▪ مکمل ویژه افزایش دهنده وزن Heavyweight Gainer

▪ مکمل غذایی EAS Myoplex Mass

▪ کراتین ISS

▪ مکمل Cytosport Muscle Milk

▪ مکمل پودری Glutamine

لازم است که سه یا چهار بار در هفته وزن خود را اندازه گیری کنید. از تمرینات بدنسازی بیشتر انجام دهید که روی عضلات زیادی کار می کنند، مثل اسکات، دِدلیفت، چینس و...تمرینات خود را در دو تا سه سِتِ 6 تا 10 تایی انجام دهید.

اگر رژیم غذایی و تمریناتتان را چند ماه به طور مداوم انجام دهید، بعد می توانید از مکمل های دیگر که مخصوص عضله سازی هستند استفاده کنید.

● منظور شما ازا اینکه می گویید برای سوزاندن چربی نیازی به انجام ورزش های قلبی عروقی نیست چیست؟

این سوال با توجه به مقاله ای که در تابستان ارایه داده بودم مطرح شده، و خیلی خوب است که الان ابهامات آن را برطرف کنم. آن مقاله نمی گفت که شما برای سوزاندن چربی نیازی به انجام ورزش های قلبی عروقی ندارید، منظور آن این بود که با اینکه اینگونه ورزش ها بسیار مهم هستند، باید فقط یک قسمت از تمرینات شما را پر کنند نه همه ی آن را. قسمت عمده ی تمرینات ورزشی شما باید وزنه زدن باشد چون هم به شما کمک می کند که عضله سازی کنید و در عین حال چربی هم بسوزانید.

ساختن ماهیچه کمک می کند تا چربی بیشتری بسوزانید، چون ماهیچه از نظر کالری بسیار فعال تر از چربی است. به عبارت دیگر، هر چه عضله ی بیشتری بسازید، چربی بیشتری هم خواهید سوزاند.

وزنه زدن هم نوعی ورزش قلبی عروقی به حساب می آید با این تفاوت که زمان استراحت بین سِت ها کمتر است و این کمک میکند تا نسبت به ورزش های قلبی عروقی چربی بیشتری بسوزانید. چون بدن شما را مجبور می کند تا اکسیژن بیشتری مصرف کرده و نتیجتاً انرژی بیشتری مصرف کند.

همان طور که قبلاً هم گفتم، این به آن معنا نیست که انجام ورزش های قلبی عروقی و ایروبیک مفید نیست. خیر، این ورزش ها هم بسیار فایده دارد، باعث سوختن چربی ها شده و سیستم قلبی-عروقی شما را هم تقویت میکند. اما لازم نیست که این ورزش ها را هر روز انجام دهید، دو یا سه بار در هفته بعد از وزنه زدن کافی میباشد.

● چطور چربی هایی مثل روغن ماهی یا CLA به کاهش وزن کمک می کند؟

تحقیقات نشان می دهد که مصرف روزانه 3 تا 6 گرم روغن ماهی همراه با غذا یا مکمل های غذایی کمک می کند تا وزن کاهش یابد.

دلیل آن وجود اکزیمورون موجود در روغن ماهی است که می تواند حساسیت انسولین را بالا ببرد. انسولین آنابولیک ترین هورمون موجود در بدن است. کمک می کند تا اسیدهای آمینه به داخل سلول های ماهیچه ها منتقل شده، عضله ی بیشتری ساخته شود و کربوهیدرات ها را به منظور ذخیره ی چربی منتقل میکند.

CLA که به مقدار بسیار کم در شیر، پنیر و گوشت گاو یافت می شود، برای مصرف اسید لینولییک کافی نیست. تحقیقات نشان داده است که مصرف روزانه 4 تا 6 گرم به کاهش چربی ها کمک کرده و بافت های ماهیچه ای را هنگامی که فرد در رژیم است حفظ می کند. البته اثرات CLA به مرور زمان نشان داده می شود، و برای افرادی که دنبال راه حل های سریع هستند مناسب نیست.

▪ محصولات:

ـ روغن Twinlab CLA

ـ روغن ماهی Twinlab

امیدواریم که ابهامات شما در مورد سوزاندن چربی با این مقاله برطرف شده باشد. الان شما می دانید که می توانید بدون افزایش چربی در بدنتان، وزنتان را افزایش دهید، ورزش ایروبیک تنها ورزش برای سوزاندن چربی نیست و با حقایق مربوط به روغن ماهی و CLA هم آشنا شدید.

آووکادو

● کلیات گیاه شناسی
آووکادو درختی است که ارتفاع آن به حدود ۶ متر می رسد و درقسمت های گرم آمریکا و برزیل و غرب هندوستان پرورش می یابد .
منشاء آووکادو آمریکای جنوبی بوده که از آنجا به نواحی دیگر دنیا راه یافته است .
برگهای این درخت ضخیم و سبز و گلهای آن کوچک و سبز رنگ است . میوه آن مانند گلابی و درای پوستی سخت برنگ سبز تیره و یا سیاه است
در حدود ۴۰۰ نوع مختلف آووکادو وجود دارد که بعضی از آنها درای پوست صاف و سبز رنگ بوده ولی پوست برخی از آنها سیاه و خشن است /
مدرکی در دست است که نشان می دهد مایاها و اینکاها از این میوه استفاده می کرده اند .
● ترکیبات شیمیایی:
آووکادو چرب است و درای اسیدهای آمینه مختلف مانند سیستین Cystine تریپتوفان Tryptophane و تیروسین Tyrosine می باشد . در تحقیقات جدیدی که انجام شده وجود چند نوع آنتی بیوتیک در آووکادو ثابت شده است .
دانه گیاه درای مقدر کمی ( در حدود ۲ درصد ) روغن است . این روغن غلیظ و سفت و به رنگ زرد مایل به سبز بوده که درای بو و طعمی مطبوع است .
روغن دانه آووکادو درای حدود ۷ درصد روغن های اشباع شده مانند اسید پالمتیک Palmitic و اسید استئاریک Steraric Acid اسید آراشیدیک Arachidic Acid ، اسید میریستیک Myristic Acid و در حدود ۸۰ درصد روغن های اشباع نشده مانند اسید اولئیک Oleic Acid و اسید لینولئیک Linoleic Acid می باشد .
▪ در یکصد گرم آووکادو مواد زیر موجود است :
ـ آب / ۸۰ گرم
ـ انرژی / ۱۵۰ کالری
ـ پروتئین / ۱/۸ گرم
ـ چربی / ۱۴ گرم
ـ مواد نشاسته ای / ۵ گرم
ـ کلسیم / ۸ میلی گرم
ـ فسفر / ۳۵ میلی گرم
ـ آهن/ ۵/۰ میلی گرم
ـ پتاسیم / ۶۰۰ میلی گرم
ـ ویتامین آ / ۲۵۰ واحد
ـ ویتامین ب ۱/ ۰/۰۸ میلی گرم
ـ ویتامین ب ۲ / ۰/۱۵ میلی گرم
ـ ویتامین ب۳ / ۱/۴ میلی گرم
ـ ویتامین ث / ۱۲ میلی گرم
● خواص داروئی:
۱) جوشانده برگهای آووکادو قاعده آور است .
۲) آووکادو تقویت کننده معده است .
۳) نفخ و گاز معده را از بین می برد .
۴) برای درمان یرقان مفید است .
۵) جوشانده برگهای آووکادو اسهال خونی را برطرف می کند .
۶) آووکادو تقویت کننده بدن است .
۷) آووکادو رشد بچه ها را جلو می اندازد زیرا درای مواد معدنی بسیاری است .
۸) آووکادو خون ساز است و آنهایی که مبتلا به کم خونی هستند باید از آو وکادو استفاده کنند .
۹) آووکادو بدن را قلیایی کرده و تمیز می کند .
۱۰) چون آووکادو شکر و مواد نشاسته ای کمی درد برای آنهایی که بیماری قند دارند نیز مناسب است .
۱۱) برای دوره نقاهت به مریض آووکادو بدهید . ضعف عمومی را برطرف می کند .
۱۲) خستگی را برطرف می کند .
۱۳) ناراحتی روده و معده را معالجه می کند .
۱۴) بیخوابی را درمان می کند زیرا درای تریپتوفان است . اگر به کم خونی دچار هستید حتما با شام خود آووکادو بخورید .
۱۵) برای درست کردن سس سالاد از آووکادو استفاده کنید .
● طرز استفاده:
روغن آووکادو درای ویتامین های مختلف مانند P ، C، K ، H ، E، D ، B، A می باشد . بنابراین ارزش غذایی زیادی درد .
۱) روغن آووکادو ضد رماتیسم است و اگر مفاصل شما درد می کند آنرا با روغن آووکادو ماساژ دهید .
۲) برای جلوگیری از ریزش مو ، هرشب مقدری از روغن آووکادو را به سر بمالید و صبح بشوئید .
۳) شوره سر را از بین می برد .
۴) برای براق شده موها ، بعد از شستشوی سر چند قطره آووکادو را به موها بمالید .
۵) روغن آووکادو بهترین کرم برای پوست است زیرا به آسانی در پوست نفوذ یم کند و به پوست شادابی می دهد .
و بالاخره آووکادو بهترین ماسک برای برطف کرده چین و چروک های صورت و جلوگیری از پیدایش آن است . برای این منظور آووکادو را پوست کنده و له کنید و بصورت ماسک بر روی صورت و گردن بگذارید و بعد از نیم ساعت بشوئید .
● مضرات :
مضرات خاصی گفته نشده است .

بابا آدم Burdock

این گیاه به حالت وحشی در دشت‌ها و نواحی معتدل و مرطوب و سایه در اروپا و آسیا می‌روید. ساقه آن كه شبیه پوست مار است پوشیده از كرك‌های خشن و زبر می‌باشد‌. برگ‌های آن بسیار بزرگ و پهن به حالت افتاده بر روی ساقه قرار دارد.
رنگ برگ‌ها در قسمت چسبیده به ساقه سبز ‌كم‌رنگ و هر چه به‌طرف انتهای برگ نزدیك‌تر می‌شویم تیره‌تر می‌شود‌.
ریشه گیاه دراز و دوكی‌شكل و مانند هویج به ضخامت انگشت دست بوده و دارای مقدار زیادی كربنات پتاسیم و نیترات پتاسیم است. پوست ریشه بابا آدم قهوه‌ای، مغز آن سفید و طعم آن كمی شیرین است ولی بوی تهوع آوری دارد.
میوه آن پس از رسیدن به‌صورت فندقه‌ای با ۳ یا ۴ سطح و به رنگ زرد حنائی ظاهر می‌شود.
در انتهای میوه تارهای زرد رنگی وجود دارد كه در موقع عبور گوسفندان و جانوران به پشم‌های آنها می‌چسبد و موجب پخش تخم این گیاه به مناطق دیگر می‌شود‌.
بابا آدم در بعضی از نقاط ایران به حالت وحشی می‌روید‌. از ریشه این گیاه استفاده طبی به‌عمل می‌آید پس از خارج كردن ریشه بابا آدم از خاك آن را به خوبی شسته و به قطعات كوچك سه سانتی‌متری تقسیم كرده و در اثر حرارت خورشید یا در كوره‌های مخصوصی خشك می‌كنند‌.
تركیبات شیمیائی: 
ریشه بابا آدم دارای ماده‌ای به‌نام اینولین Inulin‌، روغن فرار‌، تانن‌، رزین‌، قند‌، آهن‌، كلسیم و ویتامین C می‌باشد‌. دانه بابا آدم دارای روغنی است به رنگ زرد و طعم تلخ اسید لینولئیك و اسید اولئیك است‌.
خواص داروئی: 
از نظر طب قدیم ایران ریشه بابا آدم سرد و خشك است‌.
۱) بهترین تصفیه‌كننده خون است و خون را تمیز كرده و سموم را از بدن خارج می‌كند.
۲) جوش‌های صورت و كورك را برطرف می‌كند.
۳) ادرار‌آور و معرق است.
۴) سیستم لنف بدن را تمیز می‌كند.
۵) بیماری‌های پوستی نظیر اگزما‌، گل‌مژه و زخم‌ها را برطرف می‌كند.
۶) تورم را از بین می‌برد.
۷) تقویت‌كننده بدن است.
۸) جوشانده برگ‌های بابا آدم را در معالجه سرگیجه و رماتیسم به‌كار می‌برند.
۹) برای تنظیم قند خون و معالجه بیماری قند از جوشانده برگ‌های بابا آدم به مقدار سه فنجان در روز استفاده كنید.
۱۰) برای معالجه سرخك‌، برگ‌های بابا آدم را با كمی شكر بجوشانید و به مریض بدهید.
۱۱) جوشانده تخم بابا آدم ضد عفونی‌كننده است.
۱۲) تخم بابا آدم ضد كرم معده و روده است.
۱۳) در ناراحتی‌های ریوی و گلو درد از جوشانده تخم بابا آدم استفاده كنید.
۱۴) در معالجه ذات‌الریه به‌كار می‌رود.
۱۵) ریشه بابا آدم در برطرف كردن سرماخوردگی مؤثر است.
۱۶) تب حاصل از بیماری مخملك را برطرف می‌كند.
۱۷) در معالجه یبوست مؤثر است.
۱۸) بعنوان ضد سم در هنگام نیش زدن جانوران سمی استفاده می شود.
۱۹) برای معالجه كچلی برگ بابا آدم را دم كرده و روی پوست سر بمالید.
۲۰) برای معالجه زخم‌ها و التیام جراحات‌، جوشانده برگ بابا آدم را با مقدار مساوی روغن زیتون مخلوط كرده و روی زخم‌ها و جراحات بمالید.
۲۱) ریشه بابا آدم علاج كم‌خونی و رنگ پریدگی است زیرا دارای مقدار زیادی آهن است.
۲۲) برای معالجه رماتیسم و آرتروز مفید است.
۲۳) نقرس را برطرف می‌كند.
۲۴) در معالجه بیماری‌های عفونی مؤثر است.
۲۵) درد سیاتیك را آرام می‌كند.
۲۶) در برطرف كردن كمر درد مؤثر است.
۲۷) آب آوردن بدن را درمان می‌كند.
۲۸) هضم غذا را تسریع می‌كند.
۲۹) ورم كلیه را دفع می‌كند.
۳۰) آنهائی كه میل زیادی به خوردن شیرینی و شكر دارند اگر صبح ناشتا از دم كرده این گیاه بنوشید به‌زودی این عادت رفع خواهد شد.
۳۱) كسانی‌كه می‌خواهند قهوه را ترك كنند ریشه بابا آدم را حتی می‌توان از فروشگاه‌های گیاهان داروئی و یا برخی از داروخانه‌ها ابتیاع كرد.
۳۲) كهیر را برطرف می‌كند.
۳۳) ریشه بابا آدم را له كرده و یا بجوشانید و آن را روی كورك و یا اگزما بمالید تا آن را برطرف كند.
۳۴) برای جلوگیری از ریزش مو و تقویت آن جوشانده غلیظ ریشه بابا آدم را به سر مالید.
۳۵) برای برطرف كردن سوزش و درد گزیدگی زنبور با حشرات برگ بابا آدم را له كرده و به محل گزیدگی بمالید.
در صورت پیدا نكردن، گیاه بابا آدم می‌توانید تنطور آن را از فروشگاه‌های گیاهان داروئی و یا برخی از داروخانه‌ها خریداری كنید. مقدار مصرف تنطور آن ۱۰-۲۰ قطره و سه بار در روز است.
طرز استفاده: 
دم‌كرده ریشه بابا آدم: مقدار ۵۰ گرم ریشه بابا آدم را در یك لیتر آب جوش ریخته و به مدت ۲۰ دقیقه دم كنید.
جوشانده ریشه بابا آدم: مقدار ۸۰ گرم ریشه بابا آدم را در یك لیتر آب جوش ریخته و بگذارید به مدت ۱۰ دقیقه به آرامی بجوشد.
تنطور بابا آدم: این تنطور را می‌توان از فروشگاه‌های گیاهان داروئی و یا برخی از داروخانه‌ها Store خریداری كنید.
دم‌كرده ریشه بابا آدم و شیرین بیان: ۳۰ گرم ریشه باباآدم را با مقدار مساوی آن شیرین بیان در یك لیتر آب جوش ریخته و به مدت نیم‌ساعت دم كنید. این دم‌كرده تصفیه‌كننده خون است. برای این منظور از این دم كرده به مقدار سه فنجان در روز بنوشید.
مضرات: 
مضرات خاصی گفته نشده است.

 عملي كه به مغز اسيب ميرساند

كسانی كه صبحانه نمی‌خورند قند خونشان به سطح پائینتری افت می‌كند. این امر باعث تامین نامناسب مواد غذائی برای مغز و در نتیجه افت فعالیت مغزی می‌شود.
2. پرخوری
این امر باعث تصلب شرائین (سختی دیواره رگهای) مغز شده و منجر به كاهش قدرت ذهنی می‌شود
3- دخانیات.
این امر باعث كوچك شدن چند برابری مغز و منجر به آلزایمر می‌شود.
4. استفاده زیاد قند و شكر
استفاده زیاد قند و شكر جذب پروتئین و مواد غذائی را متوقف می‌كند  و منجر به سوء تغذیه و احتمالا اختلال در رشد مغزی خواهد شد
5. آلودگی هوا
مغز بزرگترین مصرف كننده اكسیژن در بدن ماست. دمیدن هوای آلوده باعث كاهش اكسیژن تامینی مغز شده و منجر به كاهش كارآیی مغز می‌شود.
6. كمبود خواب
خواب به مغزمان اجازه استراحت می‌دهد. دوره طولانی كاهش خواب منجر به شتاب گیری مرگ سلولهای مغزی خواهد شد
 7. پوشاندن سر به هنگام خواب
 خوابیدن با سر پوشیده باعث افزایش تجمع دی اكسید كربن و كاهش تجمع اكسیژن شده و منجر به تأثیرات مخرب مغزی خواهد شد.
8.كار كشیدن از مغزتان در هنگام بیماری
كار سخت یا مطالعه در زمان بیماری ممكن است منجر به كاهش كارآئی مغز و در نتیجه صدمه مغزی شود
9.كاهش افكار مثبت.
فكر كردن بهترین راه برای تمرین دادن به مغزمان است. كاهش افكار مثبت مغزی ممكن است باعث كوچك شدن مغز شود.
10. پر حرفی
پر حرفي باعث كاهش كار مغز ميشود افراد كم حرف بيشتر فكر ميكنند و اعمالشان حساب شده تر است.

 آداب میز غذا را به کودکان یاد بدهیم

برای فرزندتان روشن کنید که سر سفره یا میز غذا چه رفتاری داشته باشد. پرتاب اشیا یا مواد غذایی، جر و بحث، داد و فریاد و رفتارهایی مانند این در تمام سنین غیرقابل قبول و ممنوع هستند. از شیوه «اگه یک دفعه دیگه این کارو بکنی، تنبیه می‌شوی!» استفاده کنید. چگونه؟ به روش زیر:
۲.وقتی بچه شما هنگام غذا خوردن با دهان پر از جا بلند می‌شود و دوباره برمی‌گردد، ظرف غذایش را به جای دیگری می‌برد و ریخت و پاش می‌کند تقصیر خود شماست. نباید قانون و روال خاص تعیین شده را بشکنید. از جمله گفته شده استفاده کنید و تاثیر مثبت آن را ببینید.
۳) به کودک بیاموزید از کلماتی مانند خواهش می‌کنم، لطفا و ممنونم استفاده کند. البته اگر خودتان تا به حال این کلمات را به کار نبرده‌اید، عادلانه نیست از بچه چنین توقعی داشته باشید.
۴) از کودکان انتظار بیش از حد نداشته باشید. آنها تا پنج سالگی نمی‌توانند با مهارت از قاشق و چنگال استفاده کنند اما همین قانونی که حق ندارند با دهان پر سفره را ترک کنند، کافی است.
۵) بهترین پاداش برای کودک تعریف و تمجید است،‌این کار را به تعویق نیندازید. همین کلمات محبت‌آمیز و تعریف از غذا خوردن او در میان بقیه، کافی است.
۶) برقراری روال معین و حدود و خط قرمزها در زمان صرف غذا و ثابت بودن قوانین آن و لزوم رعایت‌ آداب غذا خوردن برحسب سن کودک.
۷) هیچ‌گاه کودک را به علت غذا نخوردن سرزنش یا تنبیه نکنید. تنبیه را فقط درباره رفتارهای ناشایست مانند پرت کردن غذا یا اشیا و امتناع از نشستن سر سفره اعمال کنید.
هشدار دادن و اعلام اینکه به وقت غذا خوردن نزدیک می‌شوید را فراموش نکنید. مادر باید مانند یک ساعت گویا عمل کند. انتظار نداشته باشید کودک به محض اینکه به میز غذا فراخوانده شود، بازی را رها کرده و بشتابد. بلکه باید ابتدا به او فرصت بدهید تا هیجانش فروکش کند. «من دارم غذا را روی میز می‌چینم لطفا همه بیایید سرمیز». این هشدار در حالی است که هنوز دقایقی دیگر فرصت دارد. اگر آماده شدید، دوباره اعلام کنید.
۸) حس مسوولیت‌پذیری را در کودکان برانگیزید و تشویق‌شان کنید تا خودشان غذا بخورند حتی اگر در ابتدای کار با طولانی شدن مدت غذا خوردن و کثیف‌کاری همراه شود. سعی کنید آسودگی خیال و آرامش را در هنگام غذا به اعضای خانواده هدیه کنید و با هم غذا بخورید.
۹) هوس‌های زودگذر کودک را برای خوردن بعضی خوراکی‌ها نادیده بگیرید. گاهی غذاهای متنوع برای کودکتان تهیه کنید اما اجازه ندهید که خودش نوع غذا را معین کند.

چگونه شکم خود را کوچک کنیم

دکـتر ”لزلی بونسی” از دانشگاه پترزبورگ، بخش پزشکی اظــهار می دارد: ”بسیاری از آبنبات ها و اسنک ها شامل گـلیسـیرین و شــکر بالایی هسـتند. در معده به طور کامل هضم نمی شوند و این امر سبب می شود که شکم شما نفخ کند.”
*بدوید (در حدود ۲ کیلومتر)
دکتر ”دیانا تیلور” از دانشگاه کالیفرنیا، ایالت سنفرانسیسکو، بخش حفظ سلامتی معتقد است که: ”ورزش های سنگین، فشار و تنش فراوانی را بر روی بدن شما وارد می آورند و همین امر موجب می شود که عضلات برای مدت زمان طولانی نرم و سست باقی بمانند. اما نرمش ملایم و متعادل (مثل یوگا و پیاده روی) به آب شدن چربی ها سرعت می دهد و مشکل شما را در مدت زمان کمتری حل می کند.”
*در مصرف نمک و ادویه زیاده روی نکنید
مصرف بیش از حد ادویه جات و نمک ها باعث می شود که شکم شما نفخ کند. یک چهارم فنجان سس کچاپ سه برابر مقدار سدیمی که بدن شما در طول روز نیاز دارد، را فراهم می سازد. یک قاشق سوپخوری سس سویا جایگزین مناسبی برای آن خواهد بود.
*پتاسیم مصرف کنید
این ماده طبیعی ادرار آور بوده و اثر نفخ آور نمک را از بین می برد. می توانید آنرا در گوجه فرنگی، موز، ماهی قزل آلا، بادام و گیلاس پیدا کنید.
*H2Oبیشتری مصرف کنید
نوشیدن آب به میزان لازم، باعث می شود تا آبی که در بدن شما به دلیل وجود نمک جمع شده به آسانی خارج شود و نفخ شکمتان از بین برود.
۴ حرکت شکم که معجزه می کند!
۱-دراز نشست استاندارد….. ۲-دوچرخه…..۳- دراز نشست عمودی … ۴- ورزش پهلوها
۶ تصور غلط که باعث افتادگی شکم می شود
۱- برای سفت شدن شکم یاید حرکات مربوط به آن را هر روز انجام دهید
دلیل: عضلات شکم نیاز به استراحت و بهبودی دارند. در طول زمان استراحت است که ماهیچه ساخته می شود. ”کتی کیلر” مربی و نویسنده کتاب ” تمرین های کتی برای هنر پیشگان” اظهار می دارد که: ”انجام تمرین های شکمی برای ۳ تا ۵ روز در هفته موجب می شود شما عضلات سفت، و شکم صافی پیدا کنید.”
۲- تمرین کامل شکم نیم ساعت طول می کشد
دلیل: کیلر معتقد است. ”اگر نیم ساعت طول بکشد تا شما احساس کنید عضلات شکمتان در تحرک هستند، پس احتمالا حرکات را اشتباه انجام می دهید. …نحوه انجام دادن حرکات را مجددا بازبینی نمایید و بر روی مدت زمان تمرکز نکنید. همیشه کیفیت مهم تر از کمیت است.
۳- دراز نشست خیلی آرام، عضلات را محکم تر می کند
دلیل: آنقدر که روند معمولی دراز نشست شما را لاغز می کند، آرام انجام دادن آن به آب شدن چربی ها کمک نمی کند. در حقیقت کندی در انجام حرکات اصلا سودمند نیست. تمرینات باید به شما در هر حالتی کمک کنند: چه بخواهید وارد ورزش کیک بوکس شوید چه بخواهید یک چمدان را از روی زمین بلند کنید. در هر دو حالت ذکر شده شما کارهای خود را که در حالت اسلو موشن(slow motion) که انجام نمیدهید.
۴- بهترین زمان برای انجام حرکات شکمی، آخر تمرین ها می باشد
دلیل: ”گیلبرت ویلت” محقق، فیزیوتراپیست و استاد دانشگاه نبراکسا، دانشکده علوم پزشکی می گوید: ”هیچ فرقی نمی کند شما چه زمان ورزش های شکمی را انجام دهید، فقط درست انجام دادن و ثبات در تمرینات است که باید مورد توجه قرار گیرد.” بنابراین بهترین زمان وقتی است که احساس کنید می خواهید تمرینات را انجام دهید. اما اگر می خواهید در ابتدای تمرینات حرکات مربوط به شکم را انجام دهید، اول باید خودتان را حسابی گرم کنید. هنگامیکه خون در گردش باشد، می توان به آسانی از بروز بسیاری از آسیب دیدگی ها جلوگیری کرد.
۵- با انجام حرکات پایلیت (Pilates ) نمی توانید شکم خود را ۶ تکه کنید
دلیل: ”کیمبرلی لیون” یک مربی خصوصی در لوس آنجلس معتقد است که: ”این حرکات بیشترین تاثیر را بر روی شکم شما می گذارند و اگر آنها را به همراه یک رژیم غذایی سالم انجام دهید، به طور حتم می توانید لایه های مورد نظر خود را بر روی شکم به وجود آورید. شکل شکم، قد و بلندی نیم تنه بالایی شما، جزء اموری هستند که به ژن هایتان ارتباط پیدا می کند.”
۶- بدون وزنه و دستگاه نمی توانید شکم خود را آب کنید
دلیل: شما به هیچ وجه به وزنه نیازی ندارید، البته بسیاری از ورزشکاران برای اینکه توانایی و قدرت خود را افزایش دهند از وزنه استفاده می کنند. لیون می گوید: ”بسیاری از دستگاهها و وزنه ها برای استفاده خانم ها طراحی نشده اند، اگر شما به طور مناسب در دستگاه قرار نگیرید، ممکن است فشار به قسمت های که نباید، وارد شود. او برای ما یک نصیحت دیگر هم دارد: به زمین بچسبید که هم موثر است هم ارزان و آنرا در هر جایی به راحتی می توانید پیدا کنید.
نتیجه بیشتر در زمان کمتر 
”لیو جردن”، مربی تناسب اندام در مجموعه ورزشی اکینوکس در شهر نیویورک رازها را برای ما فاش می کند:
حرکات را کمی آرام تر انجام دهید: با چهار شماره بالا بیایید و با ۴ شماره به حالت اول باز گردید.
۵ تا ۱۰ ثانیه در دشوارترین حالت دراز نشست باقی بمانید.
حرکات خود را کم کم انجام دهید: این کار باعث می شود تا عضلات شکم از سایر ماهیچه ها جدا شده و تاثیر تمرینات مستقیما بر روی شکم وارد شود.
شکم خود را صاف کنید
انجام این حرکت به شما کمک می کند تا شکمتان را لاغر تر کنید. در حالی که صورتتان در مقابل زمین قرار دارد، بر روی شکم دراز بکشید. وزنتان را بر روی کمر و شکم بدهید و سعی کنید دست ها و پاها را از روی زمین بلند کنید. برای چند ثانیه در این وضعیت باقی بمانید. سپس به موقعیت اولیه باز گردید و یک مرتبه دیگر این حرکت را تکرار کن.

تا 10 بشمار چاق میشی!

اکثر جوانان، در دریافت وزن و بالاتر بردن آن، دچار مشکل هستند. تنها راه افزایش وزن در شما ورزش و فراوان خوردن است.

در این جا 10 روش تغذیه ای برای بالا بردن وزن بدون دریافت میزان بالایی از چربی پیشنهاد می شود:

1) غذای بیشتر، بیشتر و بیشتر

چنان چه ورزش می کنید و رشد ندارید، تنها مشکل به اندازه کافی نخوردن شماست. چه طور انتظار دارید وقتی کالری کافی را برای پر کردن میزان سوخت کالری بدنتان در روز مصرف نمی کنید، افزایش وزن بیابید؟ به عنوان یک وعده غذایی متوسط، شما بایستی روزانه 10 کالری به ازاء هر (پوند) از وزن بدنتان دریافت کنید تا بدن قادر به ترمیم و رسیدگی که به تمام اجزاء بدن باشد، حالا به منظور افزایش وزن، باید حداقل 500 کالری در روز و هر وعده غذایی مصرف کنید تا میزان کالری دریافتی از حد نرمال آن بالا رفته، موجب بالا رفتن وزن شود. هرچه بیشتر بخورید، پتانسیل رشد بیشتری تولید می کنید. هم چنین بایستی قدرت انتخاب در مورد غذای مصرفیتان داشته باشید تا بدون افزایش میزان چربی و دریافت آن به مقدار زیاد وزنتان بالا برود.

2) خوردن در زمان های بیشتر

این مورد نیز مشابه مورد قبل عمل می کند. هرچه به تعداد وعده های غذایی خود بیفزایید، کالری بیشتری دریافت می کنید. مطمیناً آسان تر است که در طول روز مثلاً 8 وعده غذایی دارای 500 کالری مصرف کنید تا این که 4 وعده غذایی حجیم دارای 2000 کالری را استفاده کنید. هم چنین، هنگامی که غذای حجیم مصرف می کنید، به دلیل کمبود برخی هورمون ها در متابولیسم شما، ممکن است برخی از غذاها فرصت تجزیه و تحلیل کامل را نیافته و در آخر تبدیل به چربی شود. همیشه در خاطر داشته باشید که به هر حال، با خوردن بیشتر، ناخواسته و به طور اتوماتیک بدنتان مقداری چربی نیز به دست آورده، ذخیره می کند (با ورزش کردن باید آنها را آب کرد).

3) تمام تناسب ها را رعایت کنید

پروتیین، اصلی ترین ماده سازنده بافت عضله و بی شک مهم ترین ماده غذایی در بالا بردن وزن و ساخت جرم اضافی است. لیکن، به خاطر داشته باشید که شما بایستی همیشه اطمینان داشته باشید که مقدار دربست و دقیقی از چربی و کربوهیدرات ها را دریافت می کنید. مقدار پیشنهادی برای چربی، پروتیین و هیدرات های کربن در یک رژیم غذایی بالا برنده وزن 15%، 35% و 50% می باشد.

4) غذاهای پرکالری و کم حجم مصرف کنید

مصرف این غذاها بسیار به صرفه است. هرچه مقدار کالری در هر گرم غذایی که مصرف می کنید بیشتر باشد، بهتر است. چراکه سبب خواهد شد حجم کمتری از غذا را مصرف کنید. هم چنین این نوع غذاها زودتر شما را سیر خواهند کرد. در نتیجه حصول چربی از این طریق کمتر و آب کردن آن نیز با ورزش سهل تر خواهد بود. مثلاً سعی کنید مصرف سبزیجات را کاهش دهید. چراکه دارای کالری کمتری به نسبت سایر مواد بوده و حدود 80% از وزن آنها آب است. در عوض از گوشت قرمز، تخم مرغ و تن استفاده کنید.

5) مولتی ویتامین ها را فراموش نکنید

غذاهای کم حجم ـ پر کالری معمولاً فاقد مواد غذایی میکروبی مثل: ویتامین ها، آب و مواد معدنی مهم هستند. که برای جبران آن مصرف روزانه مولتی ویتامین توصیه می شود. ویتامین ها برای ساخت و ترمیم مواد غذایی میکروبی ضروری هستند. سعی کنید آنها را در بین غذا مصرف کنید تا جذب سریع تری داشته باشند.

6) وعده غذایی (مخصوص بعد از زمان تمرین)

بعد از یک تمرین سخت و پیوسته، سطح مواد غذایی ماکرونی شما کاهش یافته و فیبرهای ماهیچه ای شما برای دریافت فریاد می زنند به این دلیل است که یک وعده غذایی بعد از تمرین خوب و مناسب، مهم ترین وعده غذایی در طول روز برای کسی که قصد افزایش وزن دارد، به شمار می رود. همیشه سعی کنید تا یک ساعت بعد از گذشت تمرین، حتماً این وعده غذایی را مصرف کنید تا بهترین نتیجه را دریافت کنید. بدن شما در این مرحله بیشترین ظرفیت دریافت پروتیین را به نسبت هر زمان دیگری در طول روز خواهد داشت. عموماً شما بایستی سعی کنید 40 تا 50 گرم پروتیین و بیش از 5.1 برابر این مقدار کربوهیدرات را پس از هر بار تمرین مصرف کنید.

7) با شکم پر به رختخواب بروید

مهم ترین وعده غذایی در درجه دوم، غذایی است که شما قبل از رفتن به رختخواب مصرف می کنید. از یک غذای متوسط 67 کالری در ساعت در طول خواب سوزانده می شود. بنابراین، اگر شما حدود 8 ساعت بخوابید، سعی کنید قبل از خوابیدن حدود 536 کالری را مصرف کنید مقدار هورمون ها در شب زمانی که بدن بخش زیادی از اجزاء را تحت پوشش قرار داده و به اوج می رسد عقیده ای عمومی مبنی بر این وجود دارد که شما هرچه قبل از خواب بخورید، تبدیل به چربی می شود. این عقیده کاملاً غلط است. البته اگر شما قبل از خواب، مک دونالد بزرگی را خورده باشید، بدون شک بیشتر آن به صورت چربی انباشته خواهد شد ولی مصرف مواد پروتیین ساز که دارای چربی کم و نیز کربوهیدرات های ساده هستند بسیار مناسب است.

8) گوشت و علاقه خوردن آن

طبیعی و ساده است. اگر بخواهید رشد کنید، نیاز به خوردن گوشت دارید. گوشت از نظر پروتیین غنی است نیز منبع طبیعی خوبی برای کراتین است و کالری های فراوانی دارد.

9) مایعات زیاد بنوشید

آب، آبمیوه و شیر، آب رسانی و تولید آب کلید رشد جرم بدن است. تا 60% بدن شما را آب تشکیل داده است. شما از طریق تعریق و ادرار، آب از دست می دهید، حتماً به میزان فراوان مایعات مصرف کنید. آب بنوشید و قابلیت جذب مواد غذایی را نیز بالا می برد شیر نیز غنی از پروتیین بوده و آبمیوه ها قادرند ویتامین و قند طبیعی بدن شما را تأمین کنند.

10) به تدریج میزان دریافت کالری خود را افزایش دهید

سعی کنید میزان کالری روزانه، خود را از 1250 به 2500 افزایش دهید تا به وزن مورد نظر و مناسب خود برسید.

 کره بخوریم یا مارگارین؟

کره به عنوان خوشمزه ترین ماده برای پخت و پز، سال ها شناخته شده است.

کره از شیر تولید می شود (معمولا از شیر گاو). کره نیز همانند دیگر محصولات حیوانی از چربی اشباع تشکیل شده است.

چربی اشباع ، نوعی از چربی است که در دمای اتاق جامد است. متاسفانه این نوع چربی، سطح کلسترول خون را بالا می برد و موجب بروز انواع و اقسام بیماری ها از قبیل بیماری های قلبی می گردد.

در جوامعی که چاقی روبه افزایش و فعالیت بدنی رو به کاهش است، باید به این نوع چربی ها (چربی های اشباع) توجه زیاد شود تا جامعه را به سلامتی نزدیک تر کنیم.

زمانی که مردم دریافتند که چربی اشباع در غذا برای سلامتی خطرناک است، دنبال جایگزینی مناسب برای آن برآمدند و به این ترتیب مارگارین به جای کره شناخته شد.

مارگارین از نوعی چربی غیر اشباع ساخته و تولید می شود. این نوع چربی را از روغن های گیاهی مانند روغن ذرت می گیرند.

این روغن ها حاوی چربی های اشباع نیستند، بنابراین برای سلامتی خطرآفرین نیستند. اما تحقیقات نشان داده است که مارگارین دارای چربی هایی از نوع ترانس است. چربی های ترانس برای سلامتی بسیار خطرناک هستند، از جمله خطرات ناشی از مصرف این نوع چربی ها، تضعیف سیستم ایمنی بدن، آلرژی و تنگی نفس است.

بنابراین کدامیک بهتر است، چربی های اشباع یا چربی های ترانس؟

محققان به این نتیجه رسیده اند که کره حیوانی نسبت به مارگارین یا کره گیاهی کم ضررتر است، چرا که بدن ما احتیاج به مقدار کمی چربی اشباع دارد (برای لطافت پوست و مو و ...)، اما چربی های ترانس از رژیم غذایی باید حذف شوند.

انستیتوی دارویی- تغذیه ای پیشنهاد می کند که می توان در حد بسیار کمی چربی ترانس مصرف کرد، ولی باید رژیم غذایی فرد غنی از مواد لازم برای سلامتی و تندرستی فرد باشد.

در این باره، راهنمای تغذیه ای می گوید که افراد می توانند 25 تا 35 درصد از کل کالری مورد نیاز روزانه ی خود را از چربی ها به دست آروند که این مقدار در حدود 60 تا 70 گرم چربی در روز است.

این راهنمای تغذیه ای گفته است که مقدار چربی های اشباع در رژیم غذایی فرد باید در حد 10 درصد کالری مورد نیاز شخص باشد، یعنی اگر شما روزانه 2000 کالری مصرف می کنید، 200 کالری آن می تواند از چربی های اشباع باشد که برابر 20 گرم چربی است.

● توصیه هایی سالم

▪ روغن زیتون یا روغن هسته انگور را می توانید به جای کره در پخت غذا استفاده کنید. هر دوی این روغن ها برای سلامتی بسیار مفید هستند. هیچ کدام از این روغن ها، دارای چربی های اشباع یا چربی های ترانس نیستند.

▪ به جای مالیدن کره یا مارگارین بر روی نان سفید، بهتر است از آنها بر روی نان های غنی شده از قبیل نان های سبوس دار استفاده کنید.

▪ سیب زمینی را با مقدار بسیار کمی روغن زیتون بپزید و همرا آن از گوجه فرنگی و پیاز استفاده کنید، بدین وسیله غذایی مقوی و مغذی درست کردید.

▪ سبزیجات را بپزید و روی سبزیجات آماده شده مقداری روغن زیتون، آب لیمو و مقدار کمی جوز هندی بریزید.

▪ باید این نکته را به یاد داشته باشیم که چربی های اشباع فقط در کره وجود ندارد، بلکه بسیاری از غذاها دارای این نوع چربی هستند. 3 گرم گوشت استیک حاوی 20 گرم چربی اشباع است و یک سینه مرغ با پوست که پخته شده باشد، در حدود 9 گرم چربی اشباع دارد.

یک پاکت متوسط سیب زمینی سرخ شده 8 گرم چربی ترانس دارد. به طور کلی بسیاری از غذاهای فن آوری شده و آماده دارای مقداری چربی ترانس هستند.

پس بهتر است از نوع چربی های موجود در غذا مطلع باشیم و رژیم غذایی را درست انتخاب کنیم.

معجزه ای برای رشد ذهنی کودک

نقش بازی در زمینه رشد شناختی کودک، نخستین بار توسط روانشناسی به نام پیاژه مطرح شد. مطابق با نظر این روانشناس، بازی زمینه ساز رشد شناختی کودک و پیش نیازی برای کسب مهارت های مختلف در زندگی محسوب می شود.

در واقع، کودک از طریق محرک های محیطی و اسباب بازی ها، برای پاسخ به پرسش های ذهن و ارضای کنجکاوی های خود استفاده می کند.

روانشناسان معتقدند، کودکان از طریق بازی می توانند بدون دخالت دیگران، تجربه بیاموزند و بهترین روش ها را برای رسیدن به هدف کسب کنند.

برای نمونه، کودکان در بازی پرتاب توپ در اثر تمرین و تکرار و انجام آزمون های مختلف ، مناسب ترین و کوتاه ترین راه را برای پرتاب یا رسیدن به توپ انتخاب می کنند. بطور کلی بازی، رشد هوشی کودکان را تسریع می کند.

مطابق با تحقیقات، افرادی که در دوران کودکی اسباب بازی نداشته یا از انجام بازی های فکری و پیشرفته محروم بوده اند، پس از ورود به مدرسه در زمینه آموزشی و تحصیلی با مشکل روبه رو شده اند و کودکانی که از لحاظ دسترسی به محرک های محیطی آزاد بوده و فعالیت های جسمی و ذهنی بیشتری در مقایسه با دیگر کودکان داشته اند، از توانایی های ذهنی و اجتماعی بیشتری برخوردار بوده و به راحتی قادر به یادگیری مهارت های مختلف شده اند.

اسباب بازی های مناسب به کودکان کمک می کند تا رفتارهای اجتماعی مطلوب را بیاموزند. در بازی های اکتشافی، مانند قایم باشک یا پازل، کودک راه های مختلف را امتحان کرده و بهترین گزینه را انتخاب می کند. اینگونه بازی ها، توانمندی های ذهنی کودک را افزایش داده و روش های حل مسیله را به او آموزش می دهد. بازی های سازنده مانند خانه سازی با مکعب های کوچک، مهارت های عملی و روش های کاربردی و استفاده از اشیا را به کودک آموزش می دهد. بازی های گروهی که اغلب کودکان نقش های بزرگترها را به عهده می گیرند، بهترین روش برای افزایش مهارت های اجتماعی کودک است.

امروز، بازی درمانی، یکی از شیوه های درمان بیماری های غیرفیزیکی، اختلالات یادگیری و نارسایی های فکری است و روانشناسان، نتایج رضایت بخشی را از این شیوه درمانی بدست آورده اند. گفتنی است تأثیر بازی در پویایی ذهن، شادابی و سلامت در بزرگسالان گزارش شده است. روانشناسان معتقدند، خانواده هایی که فرزندان خود را از انجام بازی محروم می کنند یا امکانات را در اختیار آنها قرار نمی دهند، صدمات جبران ناپذیری را در زمینه رشد و کسب مهارت های لازم به آنها وارد می کنند.

تحقیقات نشان می دهد، بازی هایی از قبیل خاک بازی یا شن بازی، در صورتی که تحت نظارت و کنترل والدین انجام گیرد، در تخلیه انرژی و پویایی ذهن کودکان نقش مؤثری دارد.

توصیه می شود، والدین حتی الامکان از دخالت در بازی های کودکانه خودداری کنند و در صورت انجام بازی های خطرناک و تهدیدآمیز برای سلامتی، با ذکر علت، کودکان را از انجام آن منع کنند. همچنین، برخی از والدین، دختر بچه ها را تشویق به انجام بازی های پسرانه و بالعکس می کنند که این عمل از لحاظ روانشناسی، مانع از رشد فکری و شناختی کودک می شود.

بازی شغل کودک است همه روانشناسان معتقدند کودکان به بازی نیاز دارند و هر عاملی که باعث شود کودک کمتر بازی کند، باید از زندگی او حذف شود.

ورزش های فردی یا گروهی، بازی های کامپیوتری و ویدیویی و یا حتی بازی های فکری، نباید جایگزین بازی های متداول مانند: قایم باشک، بگرد و پیدا کن و یا حتی بازی با ماشین و عروسک ها شود.

هیچ کس منکر تأثیر قابل توجه بازی های فکری بر رشد ذهن و استعدادهای کودک نیست، اما امروزه اکثر کودکان بیش از حد به چنین بازی هایی می پردازند، تا جایی که دچار بی علاقگی به بازی های حرکتی شده و تمایل به کم تحرکی پیدا می کنند. به نظر می رسد هر چیزی که کودک را به سمت سکوت سوق دهد، برای او خیلی مناسب نیست.

کودک حتی از ساده ترین بازی ها لذت می برد مثلاً زمانی که او روی یک صندلی می نشیند و یک قاشق را بارها روی زمین پرت می کند، ذهن او فعال تر می شود، چون سؤال هایی از این قبیل در ذهن او نقش می بندد: مامان قاشق را دوباره به من می دهد ، اگر قاشق را به سوی دیگری بیندازم، چه می شود ، آیا هر بار افتادن قاشق یک صدا دارد !

بد نیست بدانید کودکان به محض این که از چند روزگی، نسبت به محیط اطرافشان آگاه می شوند، نحوه حرکت و کارکرد هر شیء، برای آنها جالب می شود و قادر خواهند بود، مدت ها با اشیا سرگرم شوند و از طریق همین سرگرم شدن است که مهارت های اجتماعی را تمرین کرده و تفکر خلاق را می آموزند و از کشفیات خود لذت می برند.دکتر دیوید الکانید، روان پزشک معتقد است: بازی های بی تحرک مطلقاً تأثیر خوبی بر رشد ذهنی کودک ندارند. این قبیل بازی ها فقط باعث بروز بلوغ زودرس می شوند.

به علاوه اختصاص مدت زمان کم برای بازی کودک، از طرف والدین او تنها باعث ایجاد استرس، اضطراب و در نهایت افسردگی در وی می گردد. در عین حال باید به این نکته توجه داشت در نظر والدین، بازی نباید مبدل به یک باید برای کودک شود و ساعتی خاص به آن اختصاص یابد.کودک بازی می کند و از این کار لذت می برد زیرا چنین تفریحاتی برای او حالت خودانگیخته دارد، نه این که مانند یک تکلیف از پیش تعیین شده، انجام آن برای او از قبل مقرر شده باشد.تنها نقش مؤثری که والدین می توانند در مورد بازی کودک ایفا کنند، تشویق او و فراهم آوردن امکانات بازی، در حد مقدور است. باقی را باید به عهده خود او گذاشت.

● کودکان چگونه بازی می کنند

▪ نوزادان (از زمان تولد تا 12 ماهگی)

لگد زدن به یک کاسه سوپ و یا گاز زدن یک اسباب بازی، شاید در نظر والدین به نظر یک نوع بازی نباشد، اما برای یک نوزاد فعالیتی شاد ی آور و حتی ضروری است. زمانی که او بازی می کند ذهن وی شروع به سازماندهی اطلاعات و درک مفاهیم ضروری کرده و می آموزد که کنترل بیشتری بر حرکات و محیط اطرافش داشته باشد.

▪ کودکان نوپا (یک تا سه سال)

دکتر الکانید معتقد است کودکان بین دو تا شش سال، بیشترین چیزها را از بازی هایی که خودشان پیدا کرده باشند، می آموزند. در واقع افزایش حس کنجکاوی و رشد توانایی های حرکتی کودک به این معناست که دنیایی برای اکتشاف در مقابل او قرار دارد؛ از کابینت های آشپزخانه گرفته تا مورچه هایی که در باغ رژه می روند!فراموش نکنید کودک در این سن مطلقاً نباید محدود شود، خصوصاً از لحاظ حرکتی و همچنین نباید کشفیات او را بی اهمیت تلقی کرد. زیرا این کار تأثیر نامطلوبی بر ذهن ناخودآگاه او می گذارد.

▪ کودکان پیش دبستانی (سه تا پنج سال)

کودک در این سنین مهارت های کلامی خوبی پیدا کرده و مبدل به یک قصه گوی کوچک می شود. از این به بعد بازی های او با کلام نیز همراه می شوند و وی می آموزد تا برای هم بازی اش - از گربه حیاط گرفته تا کودک همسایه و حتی والدین - نقشی تعریف کند.

کودک در این سن کم کم مفاهیم پیچیده ای مانند: زمان و ارتباط بین اشیا و افراد را درک می کند. بازی های او نیز بیشتر به زندگی عادی شبیه می شود.

▪ کودک در سنین مدرسه (پنج سال به بالا)

بزرگترین مشغولیت کودک در این سنین دوستانش هستند، خصوصاً آنهایی که علایق مشترکی با او دارند. همچنین در این طیف سن، مطرح کردن خود نیز در میان همسالان اهمیت خاصی پیدا می کند. در این مرحله قوانین واقعی در بازی های او جایگاه پیدا می کنند و همزادپنداری کودک با شخصیت های مهم زندگی اش بیشتر می شود.

 نظریه های مختلف در مورد بازی کودکان

● مقدمه

بازی ، فرایندی است همراه با تحرک ، احساس آزادی در انتخاب و ادامه ، لذت بخش و بدون هدف مادی ، که در اکثر حیوانات و انسان ها وجود دارد. از جمله مظاهر عمده و کاملا مشخص رشد اجتماعی و رشد ذهنی شناختی بازی است. به این معنی که کودک کیفیت و هر دو نوع رشد خود و سایر جنبه ها ، مخصوص‍ ا جنبه حرکتی را در بازی هایش منعکس می کند.

شاید به همین سبب است که از قدیم گفته اند کودکی که خوب می خورد، خوب می خوابد و خوب بازی می کند یقینا سالم است. بازی فرایندی است که تقریبا در اکثر حیوانات و در همه افراد تا پایان عمر ادامه دارد که چند و چون آن بر حسب مراحل رشد و تکامل و تحت تاثیر عوامل مختلف است بازی های کودکان کلا به بازی های فعال یا پویا و بازی های منفعل یا ایستا تقسیم می کنند.

● بازی فعال و بازی ایستا

در بازی های فعال لذت از عملی که فرد انجام می دهد، ناشی می شود. مانند بازی دویدن یا ساختن چیزی. کودکان خردسال ، کمتر به این نوع از بازی ها می پردازند، در حالی که بازی های کودکان بزرگسال و نوجوان عمدتا فعال هستند. در بازی های ایستا یا سرگرمی ها و تفریحات ، لذت از فعالیت هایی که دیگران انجام می دهند، ناشی می شود. مانند تماشای بازی دیگران یا حیوانات در تلویزیون و سینما.

● نظریه های بازی

▪ گروس: ارزش انطباقی

گروس ، شاید نخستین نظریه پرداز درباره بازی باشد که در سال 1898 مشاهداتش را از بازی های انسان و متاثر از نظریه تکاملی داروین منتشر ساخت. او معتقد بود، بازی انسان از بازی حیوانات دیگر پیچیده تر است. بازی را دارای ارزش انطباقی می داند و می گوید، بازی به کودکان فرصت می دهد که فعالیت های بزرگسالان را تمرین کنند و هدف خاصی از آن ندارند. کودکان ابتدا به بازی هایی می پردازند که به رشد و تکامل مهارت ها حسی و حرکتی آنها می انجامد و بعدا به بازی هایی علاقمند می شوند و اقدام می کنند که روابط اجتماعی آنها را تسریع می کنند.

▪ فروید : بازی وسیله ای است برای کامروایی

زیگموند فرید ، معتقد است که بازی به کودکان امکان می دهد، کامروا شوند و موثرترین وسیله برای این افراد است. هنگامی که شخص بزگسال بین نهاد (هدایت شده بوسیله اصل لذت) و خود ( هدایت شده بوسیله اصل واقعیت ) تعارض را تجربه می کند، ناکام می شود و برای حل این تعارض و رفع ناکامی (آگاهانه یا ناآگاهانه) به راه حل هایی متوسل می شود. وقتی یک کودک با چنین تعارضی مواجه می شود، می تواند با رسیدن به آرزوها یا امیالش در ضمن بازی ، تعارض پیش آمده را حل کند، مثلا با بازی کردن نقش افرادی که دوست می دارد (از قبیل والدین) ، تا بتواند میل و آرزوی خود (مثل آنها شدن) را ارضا کند.

▪ اریکسن: بازی به عنوان درمان

اریکسن از تحقیقات متعددش درباره بازی کودکان (دختر و پسر) ، دریافت که پسران به ساخت هایی علاقمندند که ایشان را فعال کنند. در حالی که دختران به مرتب کردن ساخت های ایستا تمایل دارند. هر چند که این تعبیر و تفسیر اریکسن مورد انتقاد قرار گرفته است، لکن هنوز هم جنبه درمانی بازی مورد توجه است. ولی در کودکان خردسال نمی توان از این روش استفاده کرد و بهترین روش همان بازی درمانی است. به این صورت ، که کودک ضمن بازی می تواند افکار و خواسته هایش را منعکس و بیان کند و درمانگر می تواند با توجه به نوع و کیفیت بازی های کودک ، مسایل او را دریابد و به کاهش تنش او کمک کند.

▪ پیاژه: بازی چون درون سازی و تحکیم

در نظریه رشد و تکاملی پیاژه ، بازی ازجمله اصول پایه برجسته نظریه او از مراحل رشد شناختی است. به نظر پیاژه انطباق از تاثیر متقابل (فعل و انفعال) درون سازی و برون سازی ناشی می شود. کودک در فرایند درون سازی تجربه ها را در طرح واره یا روان موجود ادغام و یکی می کند و روشی که برای این امر بکار می برند به مرحله رشد شناختی ایشان بستگی دارد.

مثلا کودکان در مرحله حرکتی ، بازی هایی را تمرین می کنند که با فعالیت بدنی رضایت بخش همراهند. در سطح پیش عملیاتی به تدریج از بازی های عملی به بازی های نمادی (سمبولیک) منتقل می شود. به این ترتیب کودک می تواند محیط طبیعی را به شکل نماد درآورد و سرانجام به بازی های وانمودی می رسد که به نظر بعضی از روان شناسان ، این مرحله با زمان ورود به مدرسه هماهنگ است.

● چهرهای بازی

علاوه بر نظریه مذکور ، روان شناسان معاصر به تاثیر از آنها شش چهر زیر را در بازی های کودک کشف کردند.

▪ بازی ، برانگیخته درونی است نه سایت های فیزیولوژیک یا خواسته های اجتماعی.

▪ بازی با توجه به وسایل بیش از هدف ها مشخص می شود.

▪ بازی با پرسش من با این شی چه می توانم بکنم؟، هدایت می شود. بنابراین بازی غیر از کاوش است. زیرا در کاوش این سوال مطرح است: این شی چیست و با آن چه می توان کرد؟

▪ بازی متضمن وانمودی است روی کاربرد اشیا.

▪ بازی با آزادی از مقررات خارجی تحمیلی مشخص می شود.

▪ بازی متضمن فعالیت است.

● بازی بهترین وسیله است که کودکان:

به آنچه شخصا دوست دارند، بپردازند. مقررات لازم را شخصا وضع کنند. احساس هویت و استقلال کنند. مقدار وقت لازم و حتی زمان و مکان را شخصا انتخاب کنند. آنچه را که می خواهند تجربه کنند، کشف کنند، و بیاموزند. به تبادل عاطفی با همسالان خود بپردازند. به میزان نیازشان لذت ببرند و خوشحال شوند. مسایل زندگی را در خود تجربه کنند، به درون سازی و برون سازی بپردازند.

امیال سر کوفته خود را ارضا کنند، تشنج های خود را کاهش دهند و از بین ببرند. مهارت های حسی حرکتی خود را رشد و گسترش دهند. در دنیای خیالی خود فرو روند. نقش های جنسی خود را دریابند، به خلاقیت برانگیخته شوند. با انظباط های لازم جهت زندگی جمعی آشنا شوند و خود را در خویشتن رشد و گسترش دهند.

● خصایص بازی کودکان

بازی کودکان تحت تاثیر سنت است، به این معنا که در بازی های خود از بزرگسالان تقلید می کنند.

بازی از الگوی قابل پیش بینی رشد و تکامل ، پیروی می کند.

▪ چهار دوره بازی

برای کودکان چهاردوره یا مرحله نام می برند که به قرار زیر است:

1) مرحله کاوشی: که تا حدود 3 ماهگی است و بازی کودکان عمدتا عبارت است از: نگاه کردن به اشخاص و اشیاء و احیانا کوشش برای گرفتن اشیایی که جلو چشمشان می گیرند. بعد از آن کودک سعی می کند همه چیز را بگیرد، زیرا می تواند حرکات اعضای بزرگ بدنش را تا حدی کنترل کند.

2) مرحله اسباب بازی : از یک سالگی آغاز و بین 5 و 6 سالگی به اوج خود می رسد. در این دوره ، کودک با اسباب بازی ها ، بازی و آنها را جاندار می پندارد و با آنها صحبت می کند و آنها را تنبیه یا تشویق می کند.

3) مرحله بازی حرکتی و نمایشی: معمولا پس از ورود به مدرسه ، بازی های کودک ، عمدتا حرکتی و نمایشی است، جز هنگام تنهایی که ممکن است به اسباب بازی های خود پناه ببرند. در این مرحله کودک به بازی های ورزشی و جمعی می پردازد.

4) مرحله بازی رویایی: که حدود بلوغ شروع می شود و کودک دیگر به فعالیت های بازی علاقه نشان نمی دهد و بیشتر اوقاتش را در بازی های رویایی صرف می کند.

▪ بازی در جریان افزایش سن کودک

تعداد فعالیت های بازی با افزایش سن بیشتر می شود. البته وجود امکانات و همبازی ها در این اصل مؤثر است. با افزایش سن ، بازی شکل اجتماعی پیدا می کند و کودک از محوری بیرون می آید. تعداد همبازی ها با افزایش سن کمتر می شود. بازی روز به روز خاصیت جنسی پیدا می کند و کودکان خردسالی که بازی ها و اسباب بازی های دخترانه و پسرانه برایشان فرقی نمی کرد، با افزایش سن ، به بازی ها و اسباب بازی های گروه جنسی خود متمایل می شوند که طبعا عامل فرهنگ جامعه در این تمایل بسیار مؤثر است. با بزرگ شدن بازی کودک کمتر فعالیت بدنی دارد. تقریبا نزدیکی های بلوغ علاقه به بازی های فعال به حداقل می رسد و او بیشتر به بازی های سرگرمی و تفریحی علاقمند می شود، از قبیل گردآوری مجموعه های مختلف.

▪ بازی و سازگاری اجتماعی کودک

بازی سازگاری کودک را پیش بینی می کند. نوع بازی ، تنوع فعالیت های بازی و مقدار زمانی که کودک در بازی صرف می کند، همگی وضع سازگاری شخصی و اجتماعی او را نشان می دهد. مثلا کودکی که عمدتا به بازی های انفرادی و انزوایی می پردازد، در حالی که همسالانش با همدیگر بازی می کنند، معمولا سازگاری ضعیفی دارد. در بازی کودکان تنوع محسوسی وجود دارد. اگر چه همه کودکان همانند و قابل پیش بینی بازی را طی می کنند، اما همه آنها به شیوه همانند و در همان سن بازی نمی کنند.

تمایز خانواده های شاد و ناشاد

خانواده های ناشاد هر یک به گونه ای خاص ناشاد هستند ولی خانواده های خوشبخت دارای وجوه مشترک بوده و از اصول یکسان پیروی می کنند. اینک در معرفی خانواده شاد و راضی به بیان ویژگی های مختص آن می پردازیم.

اگر وقت ندارید که یک شب حتی یک ساعت در هفته با اعضای خانواده تان دور هم جمع شوید پس خانواده خود را در اولویت قرار نداده اید.

بچه ها مهم ترین درس های زندگی را از شخصیت های سینمایی یاد نمی گیرند بلکه از یک خانواده دلسوز که برایشان کتاب می خواند، با آنها صحبت می کند، کار می کند، به آنها گوش می دهد و اوقات خوشی را با آنها می گذراند، یاد می گیرند.

وقتی که بچه ها احساس می کنند که پدر و مادر آنها را دوست دارند و این دوست داشتن واقعی است، پیشرفت می کنند.

اگر ما خانه های محکم تر و بهتری نسازیم مجبور خواهیم شد زندان های بیشتری بسازیم. بزرگترین کاری که می توانید برای بچه هایتان انجام دهید دوست داشتن همسرتان است.

مستحکم کردن روابط خصوصی در ازدواج سبب احساس امنیت کل خانواده می شود. به جلسات هفتگی خانوادگی، ملاقات های برنامه ریزی شده و فعالیت های روزانه پایبند باشید. سعی کنید هر هفته یک جلسه ملاقات خصوصی با یکی از فرزندانتان ترتیب دهید. کودکان را وادار کنید یک جدول تهیه کنند که در آن فهرست کارهای اجباری که در طول هفته باید انجام دهند و نیز کارهای تفریحی که از آن لذت می برند را به آنها یادآوری کند.

● مختصات خانواده خوشبخت

اگر هر یک از ما در جهت های متفاوتی حرکت کنیم و همیشه با هم در جنگ و دعوا باشیم، کارها بر وفق مراد نخواهد بود. اگر همه ما دارای یک نظام ارزشی مشترک باشیم کارها آسانتر پیش می رود. توافق در قبال انتظار ایفای نقش ها، راهبردهای حل مسیله و ارزش ها در یک ارتباط رسالت مشترک نامیده می شود. یک رسالت نامه به معنی قانون اساسی واقعی زندگی خانوادگی شماست. وقتی که شما از مقصد، نقش خود و فرصت های خود دید روشنی داشته باشید، موفق ترید.

پس زمانی را برای بوجود آوردن رسالت نامه ازدواج صرف کنید تا مطمین شوید که شما و همسرتان در یک مسیر مشترک پیش می روید. از طریق رسالت نامه خانوادگی شما می توانید به فرزندان تان تفهیم کنید که شما کاملا به آنها متعهد هستید و اینکه این پیمان والد فرزندی هرگز شکسته نخواهد شد. با نوشتن رسالت نامه خانوادگی به خانواده تفهیم می کنیم که خانواده هم برای موفق شدن نیاز به برنامه دارد. دقت کنید:

اگر اعضای خانواده احساس کنند که رسالت نامه منعکس کننده نظرهای آنها نیست، از آن حمایت نمی کنند. هر کسی باید نسبت به رسالت نامه احساس تعلق کند. شرکت نداشتن افراد در رسالت نامه برابر است با عدم تعهد به آن.

نوشتن رسالت نامه فقط شروع کار است. نتیجه اصلی موقعی به دست می آید که شما آن رسالت نامه را به تمام ساختار زندگی خانوادگی و در لحظه به لحظه زندگی روزمره تان انتقال داده باشید.

فرآیند انجام کار به اندازه محصول نهایی اهمیت دارد. رسالت نامه بیانگر افکار و احساسات تمام اشخاص شرکت کننده در آن است.

پس از نوشتن رسالت نامه می توانید آن را بر روی تابلو در معرض دید همگان نصب کنید. دو نمونه از رسالت نامه های نصب شده بر درب ورودی دو خانه را با هم می خوانیم:

نمونه یک)

ـ هیچ چیز را از هم مخفی نمی کنیم.

ـ درباره نیازها و خواسته هایمان با هم کاملاً روراست خواهیم بود.

ـ در غیبت هم به یکدیگر وفادار خواهیم بود.

ـ در صورت رنجش، آن را بیان کرده و به دیگران فرصت دهیم تا آن را برطرف کنند.

نمونه دو)

▪ رسالت خانواده ما عبارتند از:

ـ دوست داشتن یکدیگر

ـ کمک کردن به هم

ـ باور داشتن هم

ـ استفاده عاقلانه از وقت، منابع و استعدادها برای خوشحال کردن دیگران

ـ ستایش یکدیگر برای همیشه

ـ همدلی

روابط خانوادگی نیاز به توجه مداوم دارد زیرا نیاز به حمایت عاطفی دایمی است. در ژرفای دل هر خانواده درد حقیقی همان فقدان همدلی است. یکی از دلایلی که در پس مختل شدن روابط وجود دارد این است که طرفین مربوط، یک اتفاق را به طور متفاوتی تفسیر می کنند و تجارب گذشته آنها را وادار به این کار می کند.

تا زمانی که نتوانیم عینک مان را کنار گذاشته و جهان را با چشم دیگران بنگریم، نخواهیم توانست روابط عمیق و حقیقی برقرار کنیم و ظرفیت تأثیر مثبت گذاشتن بر دیگران را به دست نخواهیم آورد. تا وقتی که با همدلی گوش نکنید همانطور در چارچوب مرجع خودتان باقی می مانید و نمی فهمید آنها واقعاً دنیا را چگونه می بینند، خود را چگونه می بینند و به شما چگونه نگاه می کنند. گوش کردن واقعی برای ورود به ذهن و قلب شخص دیگر گوش کردن همدلانه نام دارد.

گوش کردن با همدلی یعنی بکوشیم با چشمهای دیگری دنیا را ببینیم. گاهی اوقات سکوت کامل همان همدلی کردن است. همدلی فرآیندی صمیمانه و متواضعانه است. هر چه سطح اعتماد بالاتر باشد راحت تر می توانید در پاسخهای همدلانه شرکت کنید، اما اگر اعتماد متزلزل شده است مجبورید زمان بیشتری صرف کنید و صبور باشید.

وقتی به غریبه از راه رسیده ای بیشتر از افراد عزیز زندگیتان ارزش می دهید باید برای عذرخواهی، طلب بخشش، ابراز علاقه، قدردانی، ارزش دادن و جلب اعتماد تلاش کنید. همیشه با زبان عشق با او حرف بزنید. هرگز درباره شخص قضاوت نکنید. حساب شخص را از رفتارش جدا کنید. به او بگویید: دارم سعی می کنم منظورت را بفهمم. اصلاً قصد ارزش گذاری، موافقت و یا مخالفت و قضاوت کردن ندارم. می خواهم آنچه را تو می خواهی درک کنم.

از پیامهای من استفاده کنید، زیرا پیامهای من سیری افقی دارد اما پیامهای تو عمودی است، یعنی تلویحاً می فهماند که یکی برتر از دیگری است. پیامهای من مثل:

ـ این برداشت من است...

ـ نگرانی من این است...

ـ من این طور موضوع را می بینیم...

ـ من این طور احساس می کنم...

80-70 درصد روابط غیرکلامی هستند. به زبان چهره و بدن، لحن صدا و موقعیت موجود توجه کنید. همدلی گاهی فقط تکان دادن سر است. تمرین کنید برای این منظور پانتومیم بازی کنید. از بچه ها بخواهید حس عصبانیت، اندوه، شادی یا ناامیدی را نشان دهند و از بقیه اعضای خانواده بخواهید حدس بزنند آن حس چیست. از این طریق به فرزندان تفهیم کنید که از تماشا کردن چهره و حرکات بدن افراد به سادگی می توان چیزهای زیادی در مورد آنها آموخت.

● تعاون و همکاری

هر مشکل فرصتی برای یک سرمایه گذاری است. گرفتاری ها شبیه به جوانه هایی است که سیستم ایمنی جمع خانواده را تقویت و فعال می کند. بخش مهمی از همکاری، یادگیری این نکات است که

الف) از توانمندیها و استعدادهای دیگران تمجید و قدردانی کنیم.

ب) بیاموزیم به تفاوتها ارزش دهیم.

با روشهای زیر می توانید به فرزندانتان نشان دهید با هم بودن بهتر از تنها بودن است:

1 ) چند آزمایش جالب که نشان می دهد چقدر انجام کار با کمک دیگری آسانتر از انجام آن به تنهایی است، سازماندهی کنید:

آزمایش یک) از بچه ها بخواهید بند کفششان را با یک دست گره بزنند. سپس از یکی دیگر از اعضای خانواده بخواهید با دست به او کمک کند. نشان دهید که وقتی دو نفر با هم کار می کنند بیش از یک نفر و یا دو نفر که جدا کار می کنند، موفق هستند.

آزمایش دو) یک تکه چوب نازک به بچه ها بدهید که آن را بشکنند، احتمالاً می توانند بعد یک دسته چوب چهار- پنج تایی که به هم بسته شده به آنها بدهید و بخواهید آن را بشکنند، احتمالاً نمی توانند. با این مثال نشان می دهید که خانواده با هم قوی تر از هر یک از اعضا به تنهایی است.

2) فهرستی از کمکهایی که هر فرد خانواده می تواند انجام دهد، تهیه کنید.

3) از بچه ها بخواهید با هم پوستری تهیه کنند و یا غذایی طبخ کنند.

4) یک فعالیت خانوادگی ترتیب دهید از همه اعضای خانواده بخواهید که استعدادهای خود را نشان دهند.

5) مسایل و معماهایی را طرح کنید. دیدگاه خانواده را در مورد آن مسأله بررسی کنید. آنها را وادار به مشارکت، تفکر و ارایه راه حل نمایید.

● توقف کن، فکر کن، انتخاب کن

اگر افراد به جای واکنش نشان دادن به هیجانات لحظه ای براساس ارزشهای عمیق درونی خود عمل کنند، خانواده به مجموعه بسیار بهتری تبدیل می شود. فرد خوشبخت کسی است که وقتی در یک موقعیت ناامید کننده قرار می گیرد، توقف می کند، تمایلات درونی اش را می سنجد و آنها را با بینش بررسی می کند، از صحبت کردن تکانشی یا خشونت کردن اجتناب می کند و دایماً برای بردباری، کنترل و تسلط یافتن بر خود تلاش می کند.

این امر او را قادر می سازد تا تشخیص دهد که همه مسایل کوچک هستند و او را از ترشرویی، سختگیری، تحکم، حق به جانب بودن، کمال طلبی و نامتعادل بودن بازمی دارد. دکمه توقف به اعضای خانواده فرصت می دهد تا از برنده شدن در مشاجرات چشم پوشی کنند تا به آن چه واقعاً مهم تر است، دست یابند، مثل ایجاد ارتباط قوی و محکم و داشتن یک خانواده شاد. کار مؤثر این است که انرژی و تلاش خود را برای گفت وگو درباره چیزی صرف کنید که می توانید بر آن تأثیر بگذارید.

مشاجرات درونی برای خانواده بسیار مخرب تر از فشارهای آسیب رسان بیرونی است. سعی در شکست دادن و راه اندازی کانون رقابت در خانه و احساس حق به جانب بودن و کسب یک پیروزی کوچک که از فاتح شدن در یک بحث حاصل شود فقط سبب جدایی بیشتری می شود و شما را از رضایت خاطر کامل از زندگی زناشویی محروم می کند.

وقتی که عمیقاً دیگران را دوست بدارید و همانگونه که هستند، بپذیرید، در واقع آنها را به بهتر بودن ترغیب می کنید. اما اگر دوست داشتن را برای تحت نفوذ قرار دادن و کنترل کردن به کار ببرید، دیگران احساس طرد شدگی می کنند.

از طریق دوست داشتن بی قید و شرط دیگران، شما نیروی طبیعی آنها را برای بهتر شدن آزاد می کنید. زیرا به جای تلف کردن انرژی برای دفاع از موضع خود، قادر به تمرکز بر تعامل با وجدان خود می شوند و رشد بالقوه خود را شکوفا می کنند. چنانکه گوته می گوید: با یک فرد آن گونه که هست رفتار کن و او همانگونه که هست باقی خواهد ماند، با یک فرد آن گونه که می تواند باشد رفتار کن و او همان گونه که می تواند باشد، می شود.

مهربانی های کوچک راه درازی را که برای رسیدن به ارتباطات توأم با عشق بی قید و شرط وجود دارد، کوتاه می کنند. چیزی که افراد به آن نیاز دارند یک دوجین نوازش در روز است. نوازش به صورتهای مختلف جسمی، کلامی و دیداری صورت می گیرد.

یکی از مهمترین درجات و مراتب مهربانی، تشویق و تمجید است و مرتبه بعدی این است که هر چه زودتر یاد بگیریم که معذرت خواهی کنیم و مرتبه دیگر توانایی بخشیدن و تقویت آن است. تا زمانی که نتوانید ببخشید همیشه یک قربانی خواهید بود. شما با بخشش، قلب خود را پاک می کنید و مانع بزرگی که دیگران را از تغییر کردن باز می دارد، از پیش رو برمی دارد.

پرورش روحیه برنده- برنده به دلیل فراهم کردن منفعت دوسویه سبب افزایش درک و فهم نیازها، خواست ها و نگرانی های طرفین می شود و حرکت از من به سوی ما را تسهیل و تسریع می کند. کمک کردن به دیگری در برنده شدن، احساسات مثبت، همدلی و تعاون را به ارمغان می آورد.

هیچ کس بزهکار متولد نشده !

از آنجا که خانواده نزدیکترین تماس را با کودک در طی سال های رشد وی دارد، در تعیین الگوهای رفتاری که یک کودک از خود نشان می دهد، نقش مهمی ایفا می کند به همین دلیل در سال های اخیر، قسمت عمده ای از تحقیقات جرم شناسان درخصوص ریشه یابی بزهکاری اطفال متوجه خانه و خانواده و روش های تربیتی کودک بوده است.

اصولاً در علم جرم شناسی، عوامل ایجادکننده جرم را به دو دسته تقسیم می کنند: یک دسته عواملی هستند فیزیولوژیکی یا فردی همچون توارث، جنسیت، سن، اختلالات روانی ودسته دیگر عوامل اجتماعی یا غیرفردی هستند که در راس آنها محیط خانوادگی است. همان طور که خانواده می تواند بستری مناسب برای رشد و شکوفایی استعدادها و توانایی های اطفال باشد به همان صورت هم می تواند با ایجاد عواملی، زمینه بزهکاری را در اطفال ایجاد کرده و یا حتی اطفال را مجبور به ارتکاب بزه نماید.

یکی از عوامل مهم در بزهکاری اطفال، قصور خانواده در فراهم آوردن محیطی عاطفی، آرام و امن برای کودک است: اگر روابط بین افراد خانواده نفرت انگیز باشد و یا والدین در برخورد با کودکان خود تبعیض قایل شوند و با تقسیم ناعادلانه محبت و توجه و پاداش موجب بروز حسادت و یا سرخوردگی در کودکان شوند، کودک ممکن است با کناره گیری عاطفی، از والدین خود دور شده و بدین ترتیب خانواده کنترل او را از دست داده و قادر نخواهد بود عضویت وی را در سایر گروه های نخستین رهبری کند، قابل ذکر است وجود روابط عاطفی میان والدین و کودک در تلقین ارزش های جامعه به کودکان اهمیت فراوانی دارد. البته در محبت ورزیدن به اطفال باید حدتعادل را رعایت کرد چرا که کم محبتی به اطفال و یا افراط و تفریط در ابراز محبت، هر دو از عوامل ایجاد ناهنجاری در الگوهای رفتاری کودکان شناخته شده است، همچنین نداشتن سرپرست و جدا بودن پدر و مادر از یکدیگر، ناهنجاری های خانوادگی، وجود اختلاف بین پدر و مادر و محیط های خانوادگی پرجنجال، ناراحتی های عاطفی و روانی یکی از اعضای خانواده، مانع از رشد اجتماعی مطلوب طفل شده و کودک را به بزهکاری سوق می دهد.

شرایط اقتصادی و طبقه اجتماعی خانواده نیز در بروز بزهکاری نقش عمده ای ایفا می کند. در خانواده های کم درآمد، اغلب همه نیازهای اساسی اطفال به خوبی برآورده نمی شود و فرزندان عموماً از داشتن تفریحات سالم محروم هستند ویا توسط والدین خود مجبور به کار یا تکدی گری شده که به تبع به عضویت در گروه های غیر همسان در می آیند و همین امر خود موجب ناهنجاری در رشد شخصیت اطفال خواهد بود.

موقعیت جغرافیایی خانواده هم می تواند از عوامل مؤثر در برخورد اطفال با فعالیت های گروه های همبازی بزهکار باشد. به طور مثال اگر خانه کودک در منطقه ای که میزان بزهکاری در آن زیاد است واقع شده باشد، فعالیت های گروه های همبازی او به احتمال بیشتری بزهکارانه خواهد بود تا زمانی که محل سکونت طفل در منطقه ای است که میزان بزهکاری در آن کم است. از عوامل دیگر بزهکاری اطفال که بستر آن در خانواده است می توان به عدم آموزش درست به اطفال اشاره کرد. خانواده ممکن است درتربیت کامل طفل و آشنا ساختن وی با دنیای خارج یا انواع بزهکاری هایی که انتظار می رود در جامعه طفل با آنها برخورد کند، سهل انگاری نماید که البته بخشی از این سهل انگاری ها به کم سواد بودن والدین برمی گردد.

پرجمعیتی در خانواده ها نیز خود یکی از عوامل بی اعتنایی والدین به فرزندان و نیازهای عاطفی و تربیتی آنهاست.

کنترل جمعیت خانواده می تواند مدیریت آن را آسانتر کرده و فرصت بیشتری جهت آموزش و استفاده از راهکارهای صحیح تربیتی در اختیار والدین قرار دهد.

قابل ذکر است که آمارها نشان می دهد اکثر کودکان بزهکار در معرض مشاهده الگوهای بزهکاری در خانواده بوده اند و بدیهی است کودکی که پدر و مادری مجرم دارد و بزهکاری در خانواده به عنوان یک ارزش شناخته شده است، به احتمال قوی بزهکار خواهد شد.

به نظر می رسد در بزهکاری اطفال، پسران بیشتر از دختران در معرض خطر هستند، در تمام جوامعی که از آنها آماری در دست است بزهکاری پسران بیش از دختران است و تفاوت این نسبت از 4 به 1 تا 10 به1 متغیر است و اغلب دیده می شود که نود درصد پسران بین 10 تا 18 سال به صورت گروهی و در غالب دسته های بزهکار یا نیمه بزهکار مرتکب جرم می شوند که این امر ضرورت بیشتر خانواده به فرزندان پسر به خصوص در دوره بلوغ و کنترل رفتارها و عضویت آنها در گروه های همسال را به اثبات می رساند.

 خشکی پوست

محتواي آب موجود در پوست زنده ( اپيدرم و درم ) تقريبا 80 درصد است. لايه ي خارجي تر پوست،
يعني لايه ي كراتينوز ( شاخي ) از سلول هاي مرده اي تشكيل شده كه محتواي آب كمتري در حدود 30 – 10 درصد دارد.
تصوير بالا سه لايه ي تشكيل دهنده ي پوست را نشان مي دهد (روي آن كليك كنيد) كه به ترتيب از خارج پوست به داخل شامل:
1- اپيدرم (EPIDERMIS) كه خارجي ترين لايه ي پوست است.
2- درم(DERMIS) كه لايه ي مياني پوست است.
3- هيپودرم يا آندودرم(HYPODERMIS) كه داخلي ترين لايه هي پوست است.
در صورتي كه محتواي آب موجود در پوست طبيعي باشد، پوست نرم، صاف، قابل ارتجاع و درخشان است.
 در حالت طبيعي يك حركت مداوم آب از لايه هاي عمقي پوست به طرف لايه هاي سطحي وجود دارد و در نهايت اين آب از سطح پوست تبخير مي شود.
هنگامي كه پوست به عللي اعم از عوامل داخلي يا خارجي نتواند اين ميزان آب را حفظ كند، پوستي خشك ايجاد مي شود.
عوامل خارجي مسبب خشكي پوست
از عوامل خارجي كه سبب خشكي پوست مي شوند، مي توان مواجهه با آب و هوا يا باد گرم را نام برد.
از طرف ديگر شستن زياد از حد پوست سبب از بين رفتن لايه هاي چربي محافظ پوست شده و پوست را خشك مي كند.
مواجهه ي پوست با بعضي از مواد نيز از دسته عوامل خارجي محسوب مي شود. مشاغلي كه در تماس مداوم
با مواد شوينده و پاك كننده هستند، مانند جراحان و تكنسين هاي آزمايشگاه نيز، فرد را مستعد پوست خشك مي سازند.
همچنين درمان هايي كه براي آكنه(جوش) و روي سطح پوست انجام مي شود، اگر به صورت بي رويه و بيش از حد اعمال گردد، مي تواند پوست خشك ايجاد نمايد.
عوامل داخلي مسبب خشكي پوست
عامل داخلي مربوط به توانايي پوست در نگهداري رطوبت است.
يك عامل مهم، بالا رفتن سن است كه سبب كم شدن توانايي پوست در حفظ رطوبت مي شود.

 داشتن پوست زیبا

شفافیت پوست اولین گام برای داشتن پوستی زیبا است .
اما متاسفانه گفتن آن بسیار آسان تر از عمل به آن است. اما خبر خوب این است که پنج توصیه ساده برای پاک سازی پوست وجود دارد که شما را در جاده داشتن چهره ای زیبا قرار می دهد. با پیروی از این پنج اصل ساده در پاک سازی پوست، در مدت زمان کوتاهی به بیشترین حد زیبایی در چهره خود می رسید.
توصیه ۱ : پاکیزگی یک کلید است !
شاید این چیز جدیدی برای شما نباشد که بدانید شستشوی منظم صورت ، از ایجاد چین و چروک جلوگیری می کند. اما آیا می دانید چگونه باید صورت خود را به درستی بشورید؟ در ابتدا از پاک کننده ای استفاده کنید که مناسب پوست شماست و عاری ازترکیبات معطر و محتویاتی باشد که باعث قرمزی پوست شما شود و نتایج بدتری نسبت به قبل دهد. بعد از هر استحمام از حوله تمیزی استفاده کنید که از بازگشت باکتری ها و سایر مواد از استحمام قبل به پوست شما جلوگیری کند. در انتها، حمام خود را با آب کشی با آب سرد به پایان ببرید تا منافذ بسته شده و شادابی برایتان به ارمغان آورد.
توصیه ۲: لمس نکنید!
دست کاری پوست فقط باعث مشکلات بیشتر می شود. به نابراین تا آنجا که ممکن است دستان خود را از صورتتان دور نگه دارید.منطقه عدم لمس در مورد موها نیز صدق می کند بنابراین تاآنجا که ممکن است موهایتان را به سمت عقب ببرید. توصیه این است که شب ها هنگام خواب از هدی استفاده مائید که مانع از ریختن موهایتان روی صورت شود و به حالت پذیری آن کمک بیشتری کند.
توصیه ۳: آرام باشید و استراحت کنید!
استراحت و دوری از استرس در بسیاری از مواقع بسیار برای شما خوب است. جای هیچ تعجبی نیست که بدانید پوست شما از این عادات سلامتی بسیار بهره مند می شود..برای مقابله با استرس خود راه هایی را یاد بگیرید، حتی اگر تمرینات تنفس عمیق، یوگا و یا ماساژ باشد . چهل پلک مداوم در هر شب، این شانس را به پوست می دهد که استراحت کند، دوباره جوان شود و به بهترین نحو پاک و سالم به نظر برسد. هر شب اطمینان حاصل کنید که روی بالش تمیزی می خوابیدکه چشمان بسته شما با چربی و باکتری هایی که به وسیله پوست صورتتان ایجاد شده است، تماس پیدا نمی کند.
توصیه ۴: هر شب پوست خود را تمیز کنید!
چیزی که هست آرایش شماست . هیچ چیز نمی تواند به اندازه خوابیدن با آرایش منفذ های پوست شما را ببندد وباعث صدمه جدی به پوست شود. شادابترین پوست در هنگام خواب تمیز ترین آنها ست بنابراین آرایش چهره خود را به وسیله یک پاک کننده مناسب یا مخلوط آب و صابون از بین ببرید.
توصیه ۵: عاقلانه انتخاب کنید!
هر چیزی که برای پوستتان استفاده می کنید باید بدون چربی باشد. حتی اگر محصولات پاک کنند ه آرایش یا مرطوب کننده ها باشند.بهتر است کرم مرطوب کننده SPF داری را انتخاب کنید تا ضد آفتاب شما اثرات سوئی روی پوستتان نداشته باشد. توصیه دیگر در استفاده از لوازم آرایش این است که از لوازمی استفاده کنید که منفذ های پوست شما را نپوشاند.

تاثیر روغن زیتون در بیماری ها

روغن زیتون و سرطان:سرطان یکی از علل عمده مرگ و میر در کشورهای توسعه یافته است. انواع سرطان رابطه نزدیکی با رژیم غذایی دارد. در سرطان‌های روده‌ بزرگ و راست روده و پستان کاملاً مشخص شده که نوع چربی مصرف شده، یکی از عوامل مهم در ایجاد این سرطان‌هاست و مقدار چربی تأثیر چندانی در بروز آنها ندارد.
مطالعات نشان داده که روغن ‌زیتون میزان آسیب‌های سرطانی را کاهش داده و تعداد تومورهای توسعه یافته را به شکل آشکاری ‌کاهش می دهد و این تومورها تهاجم کمتر و درمان پذیری بیشتری دارند. این اثر مربوط به وجود اسید لینولئیک است که یک اسید چرب امگا ۶ می‌ باشد. این اسید چرب در تولید پروستاگلاندین‌هایی موثر است که از ایجاد و توسعه تومورها جلوگیری می کنند.
اکسیداسیون درون سلولی، عامل مهمی در ایجاد سرطان است و مواد آنتی اکسیدان موجود در روغن زیتون، مقاومت سلول‌ها را در برابر اکسیداسیون و سرطان افزایش می‌ دهد.
● روغن زیتون و فشار خون:
فشارخون بالا زمانی تعریف می ‌شود که میزان فشار خون به طور دائم بالاتر از ۹۰/۱۴۰ میلی ‌متر جیوه باشد. مصرف روغن زیتون به صورت منظم، هر دو فشار خون سیستولی و دیاستولی را کاهش می‌ دهد و مقدار دوز داروهای لازم برای کاهش فشارخون را در بیماران کم می‌ کند.
● روغن زیتون و بیماری‌های قلبی:
سخت شدگی دیواره‌ رگ‌های خونی در اثر تجمع کلسترول، با شیوه زندگی ارتباط مستقیم دارد. شیوه زندگی مجموعه‌ای از عادات فردی و میزان فعالیت بدنی و نوع رژیم غذایی است. پایین‌ترین میزان مرگ و میر از بیماری‌های قلبی و عروقی در کشورهایی وجود دارد که از روغن زیتون به عنوان تنها منبع چربی در رژیم غذایی خود استفاده می‌ کنند. روغن زیتون به علت داشتن اسیدهای چرب غیراشباع می ‌تواند میزان کلسترول خوب (HDL) را افزایش و کلسترول بد (LDL) را کاهش دهد و به این ترتیب از رسوب کلسترول در رگ‌ها و سخت شدگی عروق جلوگیری می ‌کند.
● روغن زیتون و التهاب روماتیسمی:التهاب روماتیسمی از بیماری‌های عفونی مزمن است که در مفاصل ایجاد می‌ شود. عوامل عفونی، ژن‌ها، هورمون‌ها و رژیم غذایی در بروز آن نقش دارند. مصرف منظم روغن زیتون باعث تسکین علائم این بیماری می ‌شود. افرادی که میزان کمی روغن زیتون مصرف می ‌کنند، ۵/۲ برابر افرادی که رژیم غذایی سرشار از این روغن را دارند به التهابات روماتیسمی مبتلا می ‌شوند. مکانیسم این عمل هنوز مشخص نشده است، ولی این اثر احتمالاً به آنتی اکسیدان‌های موجود در روغن زیتون مربوط می ‌شود.
● روغن زیتون و دستگاه گوارش:روغن زیتون، صفرا بر است و باعث تخلیه کیسه صفرا می‌ شود، به این ترتیب که انقباض کیسه صفرا و تولید نمک‌های صفراوی را در کبد تحریک کرده و در نتیجه دفع کلسترول را از طریق صفرا افزایش می‌ دهد و از ایجاد سنگ‌های صفراوی جلوگیری می ‌کند.
روغن زیتون به علت داشتن سیتواسترول‌ها مانع جذب کلسترول در روده کوچک می‌ شود و جذب عناصر معدنی مثل کلسیم، منیزیم و آهن را افزایش می‌‌ دهد.
روغن زیتون ملین است و از یبوست جلوگیری می‌ کند همچنین این روغن، انگل‌ها و کرم‌های روده را از بین می ‌برد.
● روغن زیتون و احساس درد:ماده‌ای به نام اوله آکانتال در روغن زیتون وجود دارد که اثری مشابه قرص‌های مسکن مانند ایبوپروفن در کاهش درد دارد.
آنزیم‌ مخصوصی در بدن وجود دارد که سبب آغاز درد می ‌شود و ماده اوله آکانتال جلوی فعالیت این آنزیم را می ‌گیرد، در نتیجه فرآیند احساس درد متوقف می‌ شود. با مصرف روزانه ۵۰ گرم روغن زیتون، حدود ۹ میلی ‌گرم اوله آکانتال به بدن می ‌رسد، این مقدار یک دهم میزان داروی ایبوپروفنی است که برای کاهش درد یک فرد بزرگسال تجویز می‌ شود.
● روغن زیتون و چاقی:
در کشورهای غربی، چاقی مشکل بزرگ سلامت مردم است، زیرا میزان کالری دریافتی از طریق غذاهای مختلف افزایش یافته، ولی میزان فعالیت روز به روز کاهش می ‌یابد، در نتیجه چاقی اتفاق می ‌افتد.
روغن زیتون مانند سایر چربی‌ها، ۹ کیلو کالری انرژی دارد و به نظر می‌ رسد که مصرف آن باعث چاقی می ‌شود. ولی ثابت شده رژیم غذایی غنی از روغن زیتون بیشتر از غذاهای کم چرب به کاهش وزن کمک می‌ کند. در واقع آنچه در بروز چاقی مؤثر است، نوع چربی مصرف شده است، نه مقدار چربی موجود در غذا.
از طرفی روغن زیتون کشش ماهیچه‌های حلقوی را در پایین معده کاهش می‌ دهد و در حرکت توده غذا به سمت روده تأخیر ایجاد می‌ کند، در نتیجه محتویات معده به آهستگی و به تدریج وارد دوازده می ‌شود و احساس سیری مدت بیشتری طول می ‌کشد و با کاهش اشتها فرد می‌ تواند غذای کمتری مصرف کند.
 روغن زیتون و تغذیه نوزاد:
رشد نوزادانی که مادران آنها روغن زیتون مصرف می ‌کنند، از نظر قد و وزن و رفتارهای روان شناختی بهتر است. همچنین نوزاد برای جلوگیری از اکسیداسیون مواد در اثر ورود اکسیژن هوا، به ویتامین E نیاز دارد. اگر چه میزان این ویتامین در روغن زیتون زیاد نیست، ولی برای جلوگیری از اثرات اکسیداسیون کافی است.
این ویتامین در مدت شیردهی در پستان‌ها تغلیظ می‌ شود و مادر باید ذخیره کافی از آن را در بدن خود داشته باشد تا مقدار مورد نیاز این ویتامین برای نوزاد در شیر ترشح شود.
مصرف میزان کافی ویتامین E در نوزادان دارای نارسایی لوزالمعده و کلیه ضروری است. به علاوه روغن زیتون، اسیدهای چرب مورد نیاز برای رشد نوزاد را فراهم می‌ کند و نسبت اسید لینولئیک به اسید لینولنیک آن مشابه شیر مادر است.
مصرف روغن زیتون در سنین رشد، سبب بهبود حافظه و بالا رفتن قدرت یادگیری در کودکان می ‌شود.
 روغن زیتون و پیری:
بسیاری از بیماری‌های دورام پیری مثل پوکی استخوان و آلزایمر تحت تأثیر رژیم غذایی قرار دارند.
روغن زیتون با کمک به جذب کلسیم، باعث رسوب آن در استخوان‌ها شده و از پوکی استخوان جلوگیری می‌ کند.
روغن زیتون از بروز فراموشی و آلزایمر در افراد مسن جلوگیری می‌ کند، ولی مکانیسم عمل آن ناشناخته است. به نظر می ‌رسد اسیدهای چرب غیراشباع موجود در روغن زیتون می‌ تواند باعث حفظ ساختار غشای سلول‌های مغزی شوند.
فرآیند پیر شدن در انسان با آسیب‌ تدریجی و تغییر ساختمان پوست همراه است. تغییرات پوست مثل ضخیم شدن و از دست دادن قابلیت ارتجاعی لایه‌های پوست، به علت تجمع کلاژن باعث می‌ شود که پوست در برابر عوامل خارجی مثل تشعشات خورشیدی که رادیکال‌های آزاد را ایجاد می‌ کنند حساس شده و روند پیری تسریع شود. مواد آنتی اکسیدان خصوصاً ویتامین E موجود در روغن زیتون از ایجاد رادیکال‌های آزاد و فرآیند اکسیداسیون در سلول‌های پوستی و ایجاد سرطان‌های پوست جلوگیری می‌ کند و کمک می ‌کند تا سلول‌های پوست انعطاف‌ پذیری خود را حفظ کرده و عوارض پیری دیرتر ظاهر شود.
 روغن زیتون و پوست:
ویتامین E موجود در روغن زیتون برای حفظ سلامت و زیبایی پوست و مو ضروری است. مصرف مداوم آن، پوست را شاداب نگه می ‌دارد. ماساژ پوست با روغن زیتون، تعریق را کاهش داده و مژه و ابرو را تقویت می ‌کند. کمپرس پوست با روغن زیتون در موارد آفتاب‌ زدگی و سرمازدگی ، گزش مار و عقرب و نیش حشرات باعث التیام آن می‌ شود. همچنین سوزش و درد ناشی از سوختگی را تسکین داده و از بروز تاول جلوگیری می ‌کند.
برای برطرف کردن خشکی و ترک پوست می ‌توان از مخلوط روغن زیتون با گلیسیرین به نسبت مساوی استفاده کرد.

 از فواید هویج چه می دانید

هویج یکی از مغذی ترین موادغذایی است. هیچ یک از سبزی ها و میوه ها به اندازه هویج دارای ذخیره پیش ساز ویتامین A (بتا-کاروتن) نمی باشند. این ماده غذایی یکی از متنوع ترین سبز ی ها و در ضمن بهترین منبع ویتامین B،C، پکتات کلسیم و پکتین نیز می باشد.
یکی از راه های کاهش کلسترول خون مصرف هویج است. هویج دارای ۸۷ درصد آب بوده و غنی از موادمعدنی و ویتامین های EDCB می باشد. یک هویج ۵۸ گرمی حاوی ۶ میلی گرم بتا- کاروتن است. گرچه هیچ توصیه ای برای مصرف روزانه بتا- کاروتن وجود ندارد ولی برخی از محققین معتقدند که باید روزانهmg۰۱بتاکاروتن دریافت کرد. هویج خام بهترین منبع بتا- کاروتن و پتاسیم است. همچنین حاوی ویتامین B۶C، اسید فولیک و منیزیم می باشد.
هویج پخته بهترین منبع بتا- کاروتن، منبع خوبی برای پتاسیم و همچنین حاوی ویتامینB۶ ،مس، اسیدفولیک و منیزیوم است و دسترس بدن به بتاکاروتن را افزایش می دهد بخصوص اگر با مقدار کمی روغن مصرف شود. مهم ترین ماده مغذی هویج بتاکاروتن است. این ماده در بخش رنگدانه نارنجی هویج موجود می باشد. اگر ذخایر ویتامین A بدن کم باشد، بتا- کاروتن در دیواره روده کوچک و کبد به ویتامین A تبدیل می شود.
همچنین شامل مقدار کمی اسیدهای چرب ضروری، کربوهیدرات ها و ترکیب های نیتروژنی است. محبوبیت هویج به علت شیرینی آن، ضدکم خونی، خاصیت التیام بخشی، افزایش دفع ادرار، اثر آرام بخشی و تسکین دهی آن است. تغذیه نقش مهمی در سلامتی دارد از زمانی که متولد می شویم می توانیم با یک تغذیه خوب از بسیاری از بیمار ها جلوگیری کنیم.
تحقیقات نشان می دهند؛ که دریافت کافی آنتی اکسیدان ها می تواند در کاهش خطر ابتلا به سرطان موثر باشد. مصرف هویج سطح آنتی اکسیدان های خون را افزایش می دهد. با یک رژیم غذایی متعادل نیازی به دریافت روزانه مکمل های ویتامینی نمی باشد.
● مزایای هویج
هویج دارای بسیاری از ویتامین ها و موادمعدنی می باشد. سرشار از آنتی اکسیدان هایی مثل، بتاکاروتن، آلفا کاروتن، فیتوکمیکال ها، گلوتایتون، کلسیم، پتاسیم، پیش ساز ویتامین A و ویتامین های ECB۲B۱ است که می توانند در سلامت پوست موثر باشند. هویج دارای نوعی از کلسیم می باشد که به راحتی جذب می شود. همچنین حاوی مس، آهن، منیزیوم، منگنز، فسفر، سولفور، (حتی بالاتر از میزان مکمل ها) می باشد.
● مزایای کاروتنوئیدها و مواد مغذی موجود در هویج
▪ بالا بردن ایمنی بدن (به خصوص در افراد سالمند)
▪ از بین بردن فرآورده های سمی حاصل از متابولیسم بدن و رادیکال های آزاد.
▪ کاهش آثار زیان بار آفتاب (بتاکاروتن پوست را در برابر آفتاب محافظت می کند)
▪ نمایان کردن عوارض HIV
▪ التیام زخم ها و جراحات
▪ کاهش خطر بیماری های قلبی
▪ کاهش خطر افزایش فشار خون
▪ تسویه کبد؛ با مصرف روزانه به هضم و دفع چربی و نمک های صفراوی کمک می کند.
▪ مبارزه با برونشیت
▪ مبارزه با عفونت، ویتامین A باعث سلامتی سلول های بدن شده و آن ها را در مقابل میکرو ارگانیسم های بیماری زا مقاوم می کند و عفونت لیستریایی غذاها را از بین می برد.
▪ سلامتی ماهیچه ها و پوست
▪ مبارزه با کم خونی: بتا- کاروتن جذب آهن را از غلات صبحانه ۳ برابر افزایش می دهد. این امر احتمالا به این دلیل است که بتاکاروتن به آهن متصل شده و آن را به شکل محلول نگه می دارد. در نتیجه فیتات های موجود در این غلات که مانع جذب آهن می شوند؛ غیرفعال خواهند شد. افزایش مصرف هویج موجب افزایش دریافت بتا- کاروتن و در نتیجه افزایش جذب آهن می شود.
▪ کاهش آکنه
▪ افزایش سلامتی چشم ها: به تولید ارغوان شبکیه در چشم کمک می کند.
● انواع هویج های رنگی و مزایای آن ها
▪ هویج نارنجی:شامل بتاکاروتن، آلفا کاروتن که هر دو در رنگدانه نارنجی این گیاه وجود دارند دارای درصد بالایی از پیش ساز ویتامین A می باشد که برای سلامتی چشم مفید است. این نوع هویج بیشتر در اروپا و کشورهای آسیای شرقی وجود دارد.
▪ هویج زرد:
شامل گرانتوفیل است (رنگدانه ای شبیه بتاکاروتن) و به بینایی چشم کمک و از سرطان جلوگیری می کند این نوع بیشتر در کشورهای آسیایی یافت می شود.
▪ هویج قرمز:
شامل لیکوپن (نوعی کاروتنوئید) این رنگدانه در گوجه فرنگی و هندوانه هم یافت می شود. لیکوپن از بیماری های قلبی و انواع سرطان مثل سرطان پروستات جلوگیری می کند. این نوع هویج بیشتر در هند و چین یافت می شود.
▪ هویج بنفش:
(معمولا وسط این هویج نارنجی است) که دارای انواع مختلف رنگدانه ها می باشد. مثل آنتوسیانین که یکی از قوی ترین آنتی اکسیدان ها است و رادیکال های آزاد موجود در بدن را دفع می کند.
آنتوسیانین با کند کردن جریان لخته شدن خون از بیماری های قلبی پیشگیری کرده و همچنین رادیکال های آزاد را جذب می کند. این نوع هویج در ترکیه و خاور دور وجود دارد.
▪ هویج سفید:
این نوع هویج فاقد رنگدانه است اما بسیاری از ترکیبات مفید دیگر نظیر فیتوکمیکال ها را دارد. این نوع هویج نسبت به انواع دیگر ارزش تغذیه ای کمتری دارد و در افغانستان، ایران و پاکستان یافت می شود.
باید توجه داشت که مصرف زیاد هویج باعث تجمع بتا کاروتن در بدن بویژه در پوست شده و آن را زرد می کند. اگرچه برای بدن بی ضرر است ولی از نظر زیبایی، خوشایند نیست.

اثر شیر و فراورده های آن در پیشگیری از سرطان

متاسفانه امروزه سرطان یکی از بیماریهای شایع می باشد.سرطان روده ی بزرگ سومین سرطان پرشیوع در جهان است که همه ساله قربانیان زیادی بر جای می گذارد. میزان شیوع ابتلا به این بیماری در زنان و مردان یکسان است. در ابتلا به انواع سرطان، عوامل گوناگونی از جمله عوامل ژنتیکی و عوامل محیطی نقش عمده ای ایفا می کنند.
 تحقیقات، ثابت کرده است که، دریافت500 کیلو کالری انرژی بیش از نیاز در طول روز، میزان ابتلا به سرطان روده بزرگ را در مردان 15درصد و در زنان 11درصد افزایش می دهد.
در بین عوامل محیطی، رژیم غذایی ارتباط تنگاتنگی در ابتلا به سرطان دارد. به طوریکه علت 60- 30درصد از انواع سرطان ها، رژیم غذایی نادرست است. در بین انواع مواد غذایی اگر چه مواد غذایی سرطان زا وجود دارد، اما مواد غذایی ضد سرطان نیز شناخته شده اند. 
شیر  و فراورده های آن از جمله مواد غذایی ضد سرطان هستند.
وجود موادی مانند کلسیم، ویتامین D، نوعی اسید چرب به نام اسید لینولئیک، اسید بوتیریک ، کازئین، اسفنگولیپیدها و وجود برخی باکتری ها مانند لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس در شیر و فراورده های آن، این مواد غذایی را به مواد غذایی ضد سرطان معروف کرده است.
رژیم های غذایی که غنی از چربی، و فقیر از 
فیبر هستند، در بروز سرطان روده های بزرگ نقش بسیاری دارند. افزایش دریافت انرژی در طول روز نیز در ابتلا به بیماری سرطان روده بزرگ تاثیر بسزائی دارد. تحقیقات، ثابت کرده است که، دریافت500 کیلو کالری انرژی بیش از نیاز در طول روز، میزان ابتلا به سرطان روده بزرگ را در مردان 15درصد و در زنان 11درصد افزایش می دهد.
 مواد موجود در مواد دفعی مانند اسیدهای صفراوی و سموم باکتری ها اگر به طور مستقیم و دائم با مخاط روده بزرگ تماس داشته باشند، می توانند به سلول ها آسیب رسانده و رشد تکثیر سلولی را از حالت طبیعی خارج کنند.
کلسیم
موجود در شیر و فراورده های آن، رشد و تقسیم سلول های پوششی و همچنین پرزهای موجود درلوله ی گوارش را تنظیم کرده و از تکثیر بیش از حد سلول ها پیشگیری می کند. مواد موجود در مواد دفعی مانند اسیدهای صفراوی و سموم باکتری ها اگر به طور مستقیم و دائم با مخاط روده بزرگ تماس داشته باشند، می توانند به سلول ها آسیب رسانده و رشد تکثیر سلولی را از حالت طبیعی خارج کنند. کلسیم موجود در شیر و فراورده های آن اسیدیته مدفوع را افزایش می دهد. بعلاوه دفع فسفات، چربی، اسیدهای چرب آزاد و همچنین اسیدهای صفراوی را افزایش می دهند. همچنین، کلسیم  از غلظت اسیدهای چرب بلند زنجیره، اسیدهای صفراوی ثانویه، و فسفولیپیدهای مدفوع می کاهد.
ماست  به ماده غذایی ضد سرطان معروف شده است. علاوه بروجود مقادیرمناسبی از کلسیم در ماست، عوامل دیگری نیز در این فراورده ی شیری وجود دارند که به آن خواص ضد سرطانی بخشیده است. باکترهای اسید لاکتیکی موجود در ماست از جمله عواملی هستند که از لوله ی گوارش در برابر سرطان محافظت می کنند. مصرف فراورده های حاوی باکتری لاکتوباسیلوس،هم بطورمستقیم وهم بطورغیرمستقیم از لوله ی گوارش محافظت می کند. باکتری های اسید لاکتیکی، مانع از افزایش تکثیر سلول های سرطانی در افراد مبتلا به سرطان روده ی بزرگ می شوند.
در طول تخمیر شیر برای تولید ماست موادی تولید می شوند که،خاصیت ضدسرطانی دارند.
اسید لینولئیک کنژوگه
ایزومزی از اسید لینولئیک بوده، که مقدار آن در شیر  و فرآورده های شیری بسیار بالاست. این اسید چرب مانع از ایجاد سلول های سرطانی می شود. شیر، کره، ماست و پنیر منبع خوبی از اسید لینولئیک کنژوگه هستند. برخی از تحقیقات ثابت کرده اند که، این اسید چرب سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند.
اسفنگوزین موجود در شیر، فعالیت آنزیم پروتئین کنیاز را مهار می کند. فعالیت این آنزیم شکل گیری و رشد سلول های سرطانی را تحریک می نماید. به علاوه اسفنگوزین رشد سلول های سرطانی را متوقف کرده و ازهجوم سلول های سرطانی به دیگر بافت های بدن پیشگیری می کند.
اسفنگولیپیدها
از دیگر ترکیبات ضدسرطان در شیر و فرآورده های آن بوده که از ابتلا به سرطان روده ی بزرگ پیشگیری می کنند. اسفنگولیپیدها نقش عمده ای در رشد و تمایز سلولی دارند. . اسفنگومیلین یکی از فراوان ترین اسفنگولیپیدها در شیر و فراورده های آن است، که حدود یک سوم از اسفنگولیپیدهای شیر را به خود اختصاص می دهد، که نقش عمده ای در رشد و تمایز سلولی دارد. میزان اسفنگومیلین موجود در شیر با تغییرات فصلی تغییر خواهد کرد. از آنجا که اسفنگولیپیدها درغشای سلول ها قرار گرفته اند و در ذرات چربی متمرکز نشده اند، تمام انواع شیر از جمله شیر بدون چربی، شیر کم چربی و شیر پرچرب همگی منابع خوبی از این ماده ی شیمیایی هستند. اسفنگوزین موجود در شیر، فعالیت آنزیم پروتئین کنیاز را مهار می کند. فعالیت این آنزیم شکل گیری و رشد سلول های سرطانی را تحریک می نماید. به علاوه اسفنگوزین رشد سلول های سرطانی را متوقف کرده و ازهجوم سلول های سرطانی به دیگر بافت های بدن پیش گیری می کند.
محققان معتقدند اسفنگولیپیدهای موجود در شیر، سلول هایی را که در مرزسرطانی شدن هستند را ، به سلول های طبیعی تبدیل می کنند.
 اسید بوتیریک تکثیر بیش از حد سلول های روده ی بزرگ را مهارمی کند. اسیدبوتیریک علاوه بر اینکه در شیر وجود دارد، به دنبال تخمیر فیبر، توسط باکتری های لوله گوارش نیز تولید می شود.
ترکیب ضدسرطانی دیگری که در شیر و فراورده های آن وجود دارد،اسید بوتیریک است. این اسید، نوعی اسید چرب کوتاه زنجیره است، که به مقدار مناسبی در شیر وجود دارد. اسید بوتیریک تکثیر بیش از حد سلول های روده ی بزرگ را مهار،و در نتیجه چرخه ی سلولی را تنظیم می کند. تحقیقات ثابت کرده اند که این اسید چرب از تهاجم سلول های سرطانی جلوگیری می نمایند. اسیدبوتیریک علاوه بر اینکه در شیر وجود دارد، به دنبال تخمیر فیبر، توسط باکتری های لوله گوارش نیز تولید می شود
پروتئین های موجود در شیر به خصوص کازئین، که حدود 80 درصد از پروتئین های شیر گاو را به خود اختصاص داده است، خاصیت ضدسرطانی به شیر بخشیده است. بعلاوه این نوع پروتئین، سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند.
پروتئین
WHEY نوعی دیگر از پروتئین های موجود در شیر است که این نوع پروتئین نیز خاصیت ضدسرطانی دارد. چرا که این پروتئین غنی از اسیدهای آمینه ی گوگرددار مانند سیستئین و متیونین است. این اسیدهای آمینه پیش ساز گلوتاتیونین در بدن می باشند. گلوتا تیونین خاصیت آنتی اکسیدانی داشته که سلول های بدن را از تهاجم رادیکال های آزاد مصون می دارد.
 تمام افراد به ویژه آن هایی که سابقه ی خانوادگی ابتلا به این نوع سرطان را دارند، باید حتماً در طی روز به مقدار کافی از شیر و فراورده های آن مصرف کنند.
به طور کلی دریافت1200 میلی گرم کلسیم از منابع غذایی به خصوص شیر، 15-10 میکروگرم 
ویتامین D  در طول روز، از ابتلا به سرطان روده ی بزرگ جلوگیری می کند. تمام افراد به ویژه آن هایی که سابقه ی خانوادگی ابتلا به این نوع سرطان را دارند، باید حتماً در طی روز به مقدار کافی از شیر و فراورده های آن مصرف کنند.

دروغگویی در کودکان و نوجوانان

برخی از والدین اغلب نگران دروغ‌های کودک یا نوجوان خود هستند و ممکن است ندانند که باید چه روشی را در مقابل دروغهای او اتخاذ کنند. آیا آن را نادیده بگیرند؟ کودک را تنبیه کنند؟ می توانند به تنهایی آن را مدیریت کنند یا باید کمک متخصصین را بطلبند؟ ولی در هر رفتار منفی که دروغگویی نیز جزء آن می باشد، ماهیت آن رفتار، علت انجام آن ، شدت و مدت آن مهم هستند و ما باید درباره آنها اطلاعات بدست آوریم.
*دروغ‌هایی که احتمالاً مشکل جدی نمی‌باشند: کودکان کم سن (4-5 ساله) اغلب داستان‌ها و افسانه‌های بلندی می‌سازند. این یک فعالیت طبیعی است. چون آنها از شنیدن داستان‌ها و ساختن آنها سرگرم شده و لذت می‌برند. این کودکان ممکن است تفاوت بین واقعیت و تخیل را تشخیص ندهند.
* یک کودک بزرگ‌تر یا یک نوجوان ممکن است دروغی را برای مظلوم‌نمایی و دفاع از خود بگوید (به عنوان مثال اجتناب از انجام کاری یا انکار مسئولیت اعمالشان). والدین باید از طریق صحبت کردن با کوچک‌ترها در مورد اهمیت صداقت، راستگویی و درستکاری به نمونه‌های خاص دروغگویی پاسخ دهند.
* بعضی از نوجوانان به این نتیجه می‌رسند که دروغ گفتن در موقعیت‌های خاص پذیرفته‌تر است. مثلاً وقتی نمی‌خواهند به دوست‌پسر یا دوست‌دختر خود دلیل اصلی جدایی خود را بگویند تا موجب خدشه‌دار شدن احساسات طرف مقابل نشوند. دیگر نوجوانان ممکن است برای پنهان نگه داشتن امور شخصی و خصوصی خود و یا برای اینکه از نظر روانی احساس استقلال و جدایی از والدین خود بکنند، دروغ بگویند (مثلاً انکار بیرون رفتن‌ با دوستان).
*دروغ‌هایی که ممکن است مشکلات عاطفی را نشان دهند: بعضی از بچه‌ها که فرق بین واقعیت و دروغ را می‌دانند، داستان‌های دقیقی را می‌گویند که کاملاً باورکردنی هستند. کودکان و نوجوانان معمولاً این داستان‌ها را با ذوق و شوق بیان می‌کنند چون با گفتن این دروغ‌ها توجه زیادی به آنها می‌شود و دیگران از شنیدن داستان آنان هیجان زده می شوند . همین امر باعث تقویت دروغگویی در آنها می شود.
 * برخی از  کودکان و نوجوانانی که مسئول به نظر می‌رسند، ممکن است  در یک الگوی تکراری دروغگویی بی‌افتند. آنها اغلب این طور احساس می‌کنند که آسان‌ترین راه برای پاسخگویی به درخواست‌های والدین، معلمان و دوستان، دروغ گفتن است. این کودکان معمولاً نمی‌خواهند بد یا بدذات باشند، بیشتر می خواهند دیگران را از خود راضی نگه دارند.
* بعضی از کودکان و نوجوانان با دروغگویی ایجاد مزاحمت نمی‌کنند یا از دیگران سوء‌استفاده نمی‌نمایند و قصدشان از دروغ گفتن کلاه گذاشتن سر دیگران نیست ولی برخی دیگر که مشکلات رفتاری متعددی نیز دارند( مثل پرخاشگری، پرتحرکی، اذیت و آزار دیگران، آزار حیوانات، بی احترامی به حقوق دیگران و...) دروغ می گویند تا از دیگران سوء استفاده کنند و به اهداف نامناسب خود برسند یا خود را از پیامدهای قانونی اعمال خلافشان نجات بخشند.
* برخی از نوجوانان ممکن است برای سرپوش گذاشتن بر مشکلات جدی خود دروغ بگویند. به عنوان مثال یک نوجوان با مشکل جدی الکل یا مخدر به طور مداوم برای پنهان کردن بعضی از حقایق دروغ می‌گوید مثلاً در مورد اینکه کجا بوده‌، چه کسانی با او بوده‌اند، چه کاری انجام داده‌ و یا پول خود را کجا خرج کرده‌است؟
 اگر یک کودک یا نوجوان دروغ بگوید چه باید بکنیم؟
 والدین نمونه‌های  مهمی برای کودکانشان هستند. وقتی کودک یا نوجوانی دروغ می‌گوید، والدین باید وقتی را جهت صحبت و بحث جدی با او اختصاص دهند و در مورد موارد زیر صحبت کنند:
* تفاوت دروغ گفتن و گفتن حقیقت
* اهمیت صداقت در خانه و جامعه
* چاره‌هایی برای دروغگویی
* نتایج و پیامدهای دروغگویی
 اگر یک کودک یا نوجوان یک الگوی دروغگویی را که جدی و تکراری است گسترش و ادامه می‌دهد. ممکن است نیاز به کمک حرفه‌ای داشته باشد. ارزیابی کودک و نوجوان توسط یک روانشناس به کودک و والدین او در فهم رفتار دروغگویی کمک خواهد کرد و توصیه‌هایی برای آینده او ارائه خواهد گردید.

توصيه ها بهداشت غذای کودک

 اصل اول بهداشت غذای کودک :
دستها را قبل وبعد از تهيه غذا وقبل از غذا دادن به کودک بشوييد . قبل از آماده کردن غذا وبعد از پايان کار بايد دست ها بدقت شسته شوند بخصوص هربار کهنه کودک را عوض می کنيد ، حتما" بايد دستها را با آب صابون کاملا" بشوييد اگر در دستهای خود زخم يا عفونتی داريد قبل از تهيه غذا ، محل زخم را ببنديد . قبل از عذا دادن به کودک ، دستهای خود وکودکتان را بشوييد .
 اصل دوم بهداشت غذای کودک : محل تهيه وپخت عذا را تميز نگهداريد . چون غذاها به آسانی آلوده می شوند ودر اين صورت می توانند منبع رشد وانتقال ميکروب باشند بنابراين تمام قسمتهای مورد استفاده در هنگام تهيه غذا بايد دقيقا" شسته وتميز نگهدای شود . پاچه هايی که برای تميز کردن آشپزخانه استفاده می کنيد ، بايد مرتب شسته و يا عوض شوند . از پارچه هايی که برای تميز کردن آشپزخانه استفاده می کنيد برای خشک کردن يا تميز کردن ظروف استفاده نکنيد .
 اصل سوم بهداشت غذای کودک :
غذای کودک بايد کاملا" پخته شود . حرارت موجب از بين رفتن ميکروبهای بيماريزا می شوند ودر نتيجه آلودگی احتمالی مواد غذايی در اثر پخت از بين می رود . توجه داشته باشيد که مواد غذايی بايد کاملا" پخته شود . بخصوص ، مواد گوشتی را ابتدا به قطعات کوچک تقسيم کرده يا چرخ کنيد وسپس کاملا" بپزيد .
 اصل چهارم بهداشت غذای کودک : بلافاصله پس از پخت ، غذا را مصرف کنيد . در صورت امکان بهتر است که غذای کودک را در هر وعده ، تازه تهيه کنيد تا مجبور نشويد آنرا برای وعده های بعد نگهداريد . سعی کنيد زمان غذا دادن به کودک را طوری تنظيم کنيد که فاصله بين زمان پخته شدن غذا ودادن آن به کودک طولانی نباشد . چون در فاصله ای که غذا سرد می شود احتمال دارد ميکروبها در غذا شروع به رشد وتکثير کنند .
اصل پنجم غذای کودک : غذاهای پخته شده را درست نگهداری کنيد . بطور کلی بهتر است غذای کودک تازه باشد . در صورتی که مجبور هستيد غذا را برای دو وعده يا بيشتر تهيه کنيد ، بايد غذای اضافی را بلافاصله پس از پخت ، خنک کرده ودر ظرف در بسته در يخچال نگهداری کنيد . گذاشتن غذا در دمای اتاق ويا آشپزخانه به مدت طولانی باعث فاسد شدن غذا می شود .
 اصل ششم بهداشت غذای کودک :غذای نگهداری شده را فبل از مصرف دوباره ، کاملا" حرارت دهيد . قبل از مصرف دوباره غذاهای نگهداری شده ،بسته به نوع غذا آنرا داغ کرده ويا بجوشانيد . با اين کار ، در صورت آلودگی غذا در هنگام نگهداری ، ميکروبهای آن از بين می رود . توجه داشته باشيد که غذای باقيمانده را بيش از يک بار داغ نکنيد چون ارزش غذايی آن کم می شود .
 اصل هفتم بهداشت غذای کودک :
 غذاهای خام وپخته را جدا از هم نگهداری کنيد . احتمال آلودگی غذاهای خام بسبت به غذاهای پخته بيشتر است . بنابراين ، توجه داشته باشيد که چه در آشپزخانه وچه در داخل يخجال ، بايد مواد غذايی خام وپخته را جدا از يکديگر نگهداری کنيد . لوازمی مانند چاقو وتخته را که برای برای غذاهای خام به کار می بريد بايد تميز بشوييد وبعد برای خرد کردن ساير مواد غذايی استفاده کنيد . مثلا" چاقو يی که مرغ خام را قطعه فطعه کرده ايد آلوده است ، اگر با اين چاقو مرغ پخته شده را خرد کنيد ويا برای تهيه سالاد از ْآن استفاده کنيد باعث آلودگی به مرغ پخته وسالاد می شويد . پس بايد اول چاقو راکاملا" تميز بشوئيد ومجددا" استفاده کنيد .
 اصل هشتم بهداشت غذای کودک :
غذاها را از دسترس حشرات ، جوندگان وديگر حيوانات دور نگهداريد . چون حيوانات ناقل ميکروبهای بيماريزا هستند ، بنابراين غذا را حتما" در ظروف درب دار ودور از دسترس حيوانات وحشرات نگهداری کنيد .
 اصل نهم بهداشت غذای کودک: از آب پاکيزه وسالم استفاده کنيد . وجود آب پاکيزه وسالم برای نوشيدن مهم است ، برای تهيه غذا هم اهميت دارد . اگر احتمال آلودگی آب وجود دارد ، قبل از اضافه آب به غذا ، آنرا بجوشانيد . در مورد آبی که برای تهيه غذای کودک استفاده می کنيد ، بسيار دقت کنيد . بخصوص ، کودکان زير يکسال نسبت به آلودگی حساس وآسيب پذير هستند و سريعا" در معرض ابتلا به بيماريهای اسهالی قرار می گيرند
 اصل دهم بهداشت غذای کودک : حتی الامکان از شير وفرآورده های لبنی پاستوريزه استفاده کنيد . به جای استفاده از ماست وبستنی غير پاستوريزه ، به کودک خود ماست ويا بستنی پاستوريزه بدهيد واگر ماست پاستوريزه در دسترس نداريد ، برای تهيه ماست حتما" شير را کاملا" بجوشانيد
 تغذيه کودک در دوران بيماری ونقاهت
1- اهميت تغذيه کودک در دوران بيماری :
 در دوران بيماری برای اينکه بدن بتواند با عوامل بيماريزا مقابله کند نياز به انرژی ومواد مغذی بيشتری دارد . از طرف ديگر چون کودک در حال رشد است بايد غذای کافی مصرف کند تا همزمان رشد بدن او نيز تامين شود . پس در مجموع ، کودک در دوران بيماری نياز به انرژی ومواد مغذی بيشتری دارد . معمولا" به دليل بيماری اشتهای کودک کم می شود وبعلت اسهال ، استفراغ يا تب ، مواد غذايی راهم از دست می دهد . پس از يک طرف نياز به مواد مغذی وانرژی زياد .از طرفی دريافت آن کم می شود ، چنانچه به تغذيه کودک در اين دوران توجه نشود نه تنها وزن او افزايش نمی يابد ، که دچار توقف يا کندی رشدهم می شود وبه دنبال آن دچار سوء تغذيه می گردد، بنابراين اگر تغذيه کودک در طی بيماری مناسب باشد هم سريعتر بهبود پيدا می کند وهم کمتر وزن از دست می دهد .
2- نکاتی که بايد هنگام غذا دادن به کودک بيمار به آن توجه کرد :
 - قبل از غذا دادن به کودک دستها وصورت اورا بشوييد زيرا اين کار به کودک احساس آرامش می دهد .
 - غذا دادن به کودک بيمار مشکل وخسته کننده است وبايد سعی کنيد با صبر وحوصله زياد به کودک غذا بدهيد .
 - طی بيماری همواره کودک را تشويق به غذا خوردن کنيد .
- حتی اگر کودک مقدارکمی غذا بخورد بهتر از آن است که چيزی نخورد .
 - در حالتی که کودک خواب آلود است به او غذا ندهيد .
- از غذاهايی که کودک در حالت سلامت ، به آنها علاقه داشته بيشتر تهيه کنيد .
 - غذاهايی که نرم هستند وخوردن آنها نياز به جويدن ندارد مثل سوپ ، پوره يا فرنی به کودک بدهيد .
- برای نرم کردن غذا از کمی شير يا روغن مايع استفاده کنيد .
 - کودک را مجبور به خوردن غذا نکنيد چون ممکن است باعث حالت تهوع او گرديده ويا غذا وارد مجاری تنفسی کودک شود .
 - در صورت گرفتگی بينی کودک ، قبل از غذا دادن ، ابتدا بينی او را تميز کنيد
- در هنگام بيماری به کودک غذای بيشتری نسبت به قبل بدهيد ، برای اين کار بايد دفعات وعده غذايی را افزايش دهيد .
 3- برای تغذيه کودکی که دچار اسهال است چه بايد کرد ؟
 وقتی کودک مبتلا به اسهال می شود ميزان ودفعات اجابت مزاج او افزايش می يابد . به خصوص دفع آب ، سديم وپتاسيم بدن بسيار زياد می شود بنابراين برای جلوگيری از خطر کم آبی ومرگ کودکان بايد آب و مايعات وغذای بيشتری به کودک بدهيم . برخی تصور می کنند که غذا خوردن برای کودک مبتلا به اسهال ضرر دارد در صورتی که اگر غذا به مقدار کم و در دفعات زياد به کودک داده شود به هر حال مقداری از آن جذب می شود وکم کم دفعات اجابت مزاج او کمتر خواهد شد . دادن غذا باعث می شود که کودک سريعتر بهبود پيدا کند .
 4- چه غذاهايی برای کودک مبتلا به اسهال مناسب است ؟
 در هنگام اسهال بايد دفعات شير دهی به کودکی که با شير مادر تغذيه می شود را افزايش داد . به کودکان بالاتر از 6 ماه دادن غذاهايی مثل سوپ وآش ساده مفيد است . همچنين برای جبران آب از دست رفته به کودک مبتلا به اسهال مايعات مثل آب ، چای کمرنگ وکم شيرينی ، دوغ وORS بدهيد . علاوه برغذاهای آبکی غذاهای ديگر مثل کته نرم با گوشت ماهيچه يا مرغ مناسب هستند . به کودک نبايد نوشابه وآب ميوه صنعتی بدهيد چون ، اسهال کودک بدتر می شود . از غذاهايی که پتاسيم دارند مثل موز و اسفناج بيشتر استفاده کنيد ( مصرف اسفناج برای کودکان از يکسالگی به بعد توصيه می شود ) . وقتی به کودک مبتلا به اسهال غذا می دهيد دفعات مزاج او افزايش می يابد وبرخی تصور می کنند که غذا خوردن برای کودک مبتلا به اسهال ضرر دارد در صورتيکه اگر غذا به مقدارکم ودفعات زياد به کودک داده شود جذب غذا بهتر خواهد بود .
 5- اهميت تغذيه کودک در دوران نقاهت :
دوران نقاهت زمانی شروع می شود که علايم بيماری به تدريج از بين رفته وبيمار رو به بهبودی می رود . برخلاف دوران بيماری که کودک بسيار بی اشتها است ، در دوران نقاهت ، بطور واضح اشتهای او بيشتر می شود . اين زمان بهترين فرصت برای جبران وزن از دست رفته کودک در دوران بيماری است . بايد حتما" از اين فرصت استفاده کرد وبه او غذای بيشتری بدهيد .
بخاطر داشته باشيد که در دوره نقاهت :
 - تعداد وعده های غذای کودک را بيشتر کنيد ( به جای 5 وعده ،6 وعده غذا به کودک بدهيد )
- در هر وعده غذا ، نسبت به قبل مقدار غذای بيشتری به کودک بدهيد .
 - غذای کودک را نسبت به قبل مقوی تر تهيه کنيد . انرژی غذای کودک را می توانيد با افزودن يک قاشق مرباخوری کره يا روغن ، افزايش دهيد .

 خواص موز در رفع افسردگی و استرس

موز دارای سه نوع قند طبیعی (ساکاروز، فروکتوز و گلوکز) است که به همراه سلولز (فیبر) موجود در آن، باعث افزایش فوری و مستمر انرژی می‌گردد.
پژوهشها ثابت کرده است که تنها دو عدد موز برای تأمین انرژی لازم جهت 90 دقیقه فعالیت بدنی سخت، کفایت می‌کند. و به همین دلیل است که موز، میوه شماره یک ورزشکاران برتر جهان است.
امّا انرژی‌زایی تنها خاصیتی که در موز وجود دارد، نیست. این میوه می‌تواند در پیشگیری یا غلبه بر تعدادی از بیماریها از جمله افسردگی موثر باشد.
بر طبق تحقیقات به عمل آمده توسط MIND (انجمن ملّی سلامت روانی آمریکا) بر روی افرادی که دچار افسردگی بودند، بسیاری از آنان پس از خوردن یک موز، احساس خیلی بهتری پیدا کرده‌اند. دلیل این امر آن است که موز حاوی «تریپتوفان»، نوعی پروتئین است که بدن آن را به «سروتونین» تبدیل می‌کند و سروتونین نیز به نوبه خود، باعث آرامش و احساس خوشی بیشتر در انسان می گردد.
علاوه بر افسردگی، موز در موارد زیر نیز خواص قابل توجهی دارد:
استرس
پتاسیم یک ماده معدنی ضروری برای بدن است که به طبیعی کردن ضربان قلب، اکسیژن رسانی به مغز و تنظیم تعادل سطح مایعات بدن کمک می‌کند. هنگامی که با استرس مواجه می‌شویم، سوخت و ساز بدنمان افزایش می‌یابد و در نتیجه، سطح پتاسیم بدنمان کاهش پیدا می‌کند. موز با مقدار زیاد پتاسیمی که دارد می‌تواند این تعادل را دوباره برقرار سازد.
سیستم اعصاب
موز دارای مقدار زیادی ویتامین B است که باعث آرامش سیستم اعصاب می‌گردد.
عوارض پیش از قاعدگی
ویتامین B6 موجود در موز، سطح گلوکز خون را تنظیم می‌کند و این امر، تأثیر مثبتی در بهبود حال فرد دارد.
کم خونی
موز به دلیل مقدار زیاد آهنی که دارد، محرّک تولید هموگلوبین در خون می‌گردد و در نتیجه، در موارد کم خونی بسیار موثر است.
فشار خون
این میوه منحصر به فرد گرمسیری، مقدار زیادی پتاسیم و در عین حال، مقدار کمی نمک دارد و در نتیجه، ابزار موثری برای مقابله با فشار خون بالاست. به همین دلیل است که FDA (سازمان غذا و داروی آمریکا) به تازگی به تولیدکنندگان موز اجازه داده است که به طور رسمی در مورد قابلیت موز در کاهش ریسک ابتلا به فشار خون و سکته مغزی تبلیغ کنند.
توان مغزی
آزمایشی بر روی 200 دانش‌آموز مدرسه تیکن‌هام در انگلستان صورت گرفته و در دوران امتحانات به آنها یک موز همراه صبحانه، یک موز در ساعت 10 و یک موز همراه ناهار برای افزایش توان مغزی آنها داده شد. نتایج تحقیق نشان داد که این میوه سرشار از پتاسیم، دانش‌آموزان را هوشیارتر ساخته و به فرایند یادگیری آنها کمک کرده است.
یبوست
موز با مقدار زیادی سلولز (فیبر) که دارد به تنظیم حالت عادی فعالیت روده کمک می کند و به حل مشکل بدون نیاز به ملین کمک می‌کند.
خُماری
یکی از سریعترین روشهای رفع خماری و خمودگی، خوردن یک لیوان مخلوط شیر، موز و عسل است. موز معده را آرامش می‌بخشد و با کمک عسل، سطح قند خون را بالا می‌آورد و در همان حال، شیر نیز به تنظیم آب بدن کمک می‌کند.
سوزش معده
موز دارای اثر آنتی اسید طبیعی در بدن است. بنابراین، خوردن موز باعث آرامش فعالیت معده می‌گردد.
نیش حشرات
قسمت داخلی پوست موز را بر روی نیش حشرات بر روی پوستتان بمالید و اثر معجزه‌آسای آن را در رفع خارش و سوزش مشاهده کنید.
اضافه وزن ناشی از فشار کار
مطالعات انجام شده در موسسه روان‌شناسی اطریش نشان داده است که فشارهای موجود در محیط کار، باعث مصرف مقدار زیادی خوراکیهای دم دستی نظیر شوکولات و چیپس می‌شود. پژوهشگران با بررسی پرونده 5000 بیمار بستری در بیمارستان‌ها دریافتند که اکثر چاقی‌ها در افرادی است که دارای کارهای پر استرس و پرفشار می‌باشند. این گزارش چنین نتیجه‌گیری می‌کند که برای جلوگیری از خوردن بی‌رویه، باید سطح قندخون توسط مصرف هر دو ساعت یکبار غذاهای سبکی که دارای کربوهیدرات زیاد هستند، کنترل و تثبیت گردد.
زخم معده
موز به دلیل بافت نرمی که دارد به عنوان غذای رژیمی در اختلالات روده‌ای تجویز می‌گردد. موز تنها میوه خاصی است که می‌تواند در این گونه موارد خورده شود. موز همچنین اسید اضافی معده را به حال طبیعی در آورده و مانند یک آستر، جدار معده را پوشانده و باعث کاهش ناراحتی می‌گردد.
کنترل دما
در بسیاری از فرهنگ‌ها، موز به عنوان یک میوه «سرد» در نظر گرفته می‌شود که می‌تواند دمای فیزیکی و نیز هیجانی زنان باردار را کاهش دهد. به عنوان مثال، در تایلند، زنان باردار برای اطمینان از این که بچه‌هایشان با درجه حرارت پائینی به دنیا آیند موز می‌خورند.
اختلالات فصلی ( SAD )
موز می‌تواند به افرادی که دچار اختلالات فصلی (تغییر فصل) هستند کمک کند زیرا دارای «تریپتوفان» است که به طور طبیعی باعث بهبود حال می‌گردد.
ترک سیگار
موز می‌تواند به کسانی که در تلاش برای ترک سیگارند کمک کند. ویتامین B6 و B12 ، پتاسیم و منیزیم موجود در موز به بدن در رهایی از اثرات کنار گذاشتن نیکوتین کمک می کند.
سکته مغزی
بنا بر تحقیقات منتشر شده در «مجله پزشکی نیوانگلند»، خوردن موز به عنوان بخشی از یک رژیم غذایی به طور مرتب، خطر مرگ در اثر سکته مغزی را تا 40٪ کاهش می‌دهد.
زگیل
کسانی که به مصرف داروهای طبیعی اعتقاد دارند برای از بین بردن زگیل، پوست موز را از طرف داخل بر روی آن قرار می‌دهند و آن را با دقت با یک نوار چسب می‌بندند تا پوست تکان بخورد!
بنابراین، موز یک شفابخش طبیعی برای بسیاری از بیماریهاست. موز در مقایسه با سیب، چهار برابر پروتئین بیشتر، دو برابر کربوهیدرات، سه برابر فسفر، پنج برابر ویتامین A و آهن، و دو برابر از سایر ویتامین‌ها و مواد معدنی دارد. از نظر پتاسیم نیز بسیار غنی است و شاید وقت آن است که جمله معروف «خوردن یک سیب در روز، دکتر را از شما دور می‌کند» به «خوردن یک موز در روز» تغییر داده شود.
پی نوشت
لابد دلیل این که میمونها، همیشه شاد و سرحال هستند هم موز است!

چه زمانی بیشترین احتمال وقوع حمله قلبی وجود دارد؟

بیماری های قلبی، از جمله حمله قلبی قاتل شماره یک انسانها در جهان است. ریسک حمله قلبی در یک شخص به مجموعه عوامل مرتبط با هم بستگی دارد. عواملی چون: ورزش، سیگاری بودن، رژیم، اضافه وزن، ژنتیک. اما ضرباهنگ شبانه روزی بدن نیز نقش مهمی را ایفا می کند که باعث می شود در ساعات مشخصی هر شخص استعداد بیشتری برای آسیب دیدن داشته باشد.
اگر حدس می زنید که محدوده خطر بعد ازیک روز کاری پر استرس قرار دارد، دوباره فکر کنید و حدس بزنید. در اینجا پاسخ دکتر روبرتو مانفردینی از استادان پزشکی دانشگاه فرارا ایتالیا به این سئوال را میخوانیم.
سئوال: در چه ساعاتی از روز احتمال وقوع حمله قلبی بیشتر است؟
پاسخ: خطرناکترین زمان برای حمله قلبی و برای تمام حالات اضطراری قلبی عروقی، شامل ایست ناگهانی قلب، پارگی یا اتساع آئورت، انسداد جریان خون ریوی و سکته، صبح و در طول آخرین مرحله خواب است. یک گروه از دانشگاه هاروارد این ریسک را تخمین زدند و متوجه شدند متوسط بیشترین حملات قلبی، آنفارکتوس قلبی بین ساعت 6 صبح و ظهر، چیزی در حدود 40 درصد است. اما اگر تنها سه ساعت اول پس از بیدار شدن را در نظر بگیریم، این ریسک سه برابر خواهد بود.
سیستم قلبی عروقی از یک الگوی روزانه پیروی می کند که بصورت طبیعی، نوسان دارد. طرز عملکرد قلب، نشاندهنده تغییرات روزانه است. بدین شکل، یک حمله قلبی به عدم تعادل بین افزایش نیاز ماهیچه های قلب به اکسیژن بیشتر و نرسیدن اکسیژن کافی به قلب یا هر دو بستگی دارد. و متاسفانه بعضی از فعالیتهای قلب در اولین ساعتهای روز نیاز به رسیدن اکسیژن بیشتری دارند: از خواب بیدار شدن و آغاز فعالیتهای فیزیکی، حداکثر هورمون آدرنالین، کریستول ( که باعث افزایش فشار خون و بالا رفتن سطح قند خون می شود) و یک افزایش دیگر در فشار خون و ضربان قلب در اثر کاته کولامینها (آدرنالین و نورادرنالین)، باعث یکباره بالا رفتن فعالیت قلب در هنگام از خواب برخاستن شما می شود. تمام این عوامل باعث افزایش ناگهانی مصرف اکسیژن شده، اما همزمان باعث تنگ شدن رگها نیز می شود. پس در اینجا شما رگهای تنگ شده ای دارید که جریان خون به سمت شرایین قلب را نیز کاهش می دهد.
لخته شدن خون می تواند مسیر رگها را مسدود کند و در نتیجه خون رسانی به قلب با اختلال مواجه خواهد شد. وقتی ما از خواب برمی خیزیم، پلاکتهای خون، ذراتی که باعث ایجاد لخته می شوند، به رگها چسبیده اند. به طور معمولی در بدن یک سیستم داخلی وجود دارد که باعث تجزیه و حل شدن این لخته ها می شود. اما در صبحگاه، فعالیت سیستم تجزیه فیبرین کاهش می یابد. پس بدن استعداد بیشتری در ایجاد لخته هایی دارد که شریان قلب را مسدود کند. در این راستا، خون رسانی به قلب کاهش یافته و این در حالیست که بدن نیاز به جریان خون بیشتری دارد.
تمامی این تغییرات برای کسانی که کاملاً سالمند، خطرناک نیست. اما برای کسی که مشکل کوچکی در شریان های قلبش دارد، اگر این تغییرات همزمان رخ دهد و او در پیک شروع فعالیتهای بدنی قرار گیرد، نتیجه این خواهد بود که ریسک بالاتری در بروز حمله قلبی در اولین ساعات صبح برای او وجود خواهد داشت.
با اینهمه چرا در آخرین ساعات خواب نیز این ریسک افزایش می یابد؟ معمولاً در طول شب سیستم قلبی عروقی نیز خواب است، منظور این است که فشار خون و ضربان قلب کاهش می یابد. اما در آخرین مرحله خواب، حرکت سریع چشمان در هنگام خواب که بر این باوریم بیشترین خواب دیدن در این زمان اتفاق می افتد، دوره پرخطری برای سیستم قلب و عروق است زیرا وقتی خواب می بینید، فعالیت سیستم عصبی و ارادی شما افزایش می یابد، حتی بیشتر از زمانی که بیدارید. احتمالاً هر کدام از ما به یاد می آوریم که گاهی صبحها که از خواب بیدار می شویم بسیار خسته ایم. دلیلش این است که در خواب می دویدیم یا با خطری مواجه می شده ایم. در این مرحله قلب شما به سرعت می تپد، پس به اکسیژن بیشتری نیاز دارد. و به دلایل مشابه، وقتی که از خواب بر می خیزید، این فعالیت برای شما خطرناک است، البته در صورتیکه مشکل عروقی داشته باشید.
مردم نمی توانند این سلسله وقایع و تاثیرات بیولوژیکی بدنشان را به آسانی کاهش دهند. برای مثال، شما نمی توانید ریسک خطر صبحگاهی با دیرتر بیدار شدن کاهش دهید. بعضی از محققان آزمایشاتی انجام داده اند، و در آن از افراد خواسته اند بعد از بیدار شدن چهار ساعت در رختخواب بمانند و سپس از جا برخیزند، اما همین اتفاقات بعد از این چهار ساعت روی داد. به این دلیل که ریسک مورد نظر به فعالیتهای ما بستگی دارد. اما نباید از تغییرات کاته کولامین ها و فشار خون در صبح ترسید. زیرا اینها بخشی از فیزیولوژی ماست و برای افراد سالم مشکلی ایجاد نخواهد کرد.
پزشکان در هنگام درمان باید ریسک صبحگاهی را در نظر داشته باشند. معمولاً افراد صبح پس از بیدار شدن داروهای فشار خون مصرف می کنند، اما این ساعت، بخودی خود ساعت افزایش ریسک و از بین رفتن اثر قرصی است که دیشب مصرف شده، است. پزشک باید مطمئن باشد قرصی که تجویز می کند، در زمانی که بیمار بیشترین نیاز به آن را دارد نیز اثرگذار باشد. اما این بسادگی این نیست که از بیمار بخواهیم تا قرصها را بجای صبح، شب قبل از رفتن به رختخواب مصرف کند. زیرا در طول خواب ضربان و فشار خون کاهش می یابد. و با مصرف قرص اگر این فشار کم، کمتر نیز شود، خون رسانی به مغز کاهش یافته، و این نیز خطرناک خواهد بود.

تغذیه ورزشکاران

براساس برنامه تمرینهای ورزشکاران، حداقل 50 درصد و ترجیحا 60 تا 70 درصد از انرژی آنها بهتر است که از مواد قندی تامین شود. باقیمانده انرژی باید به صورت مواد پروتیینی 10 تا 15 درصد...

نیازهای غذایی و میزان انرژی برای هر ورزشکار بر اساس وزن، قد، سن، جنس، متابولیسم و نوع شدت، تکرار و مدت فعالیت متفاوت است.

فشارهای روحی و جسمی در زمان تعلیم دیدن و رقابت همراه با برنامه های مسافرتی روی نیاز دریافتی تغذیه ورزشکاران اثر می گذارد؛ درنتیجه میزان کالری و غذای اصلی باید با دقت برای نگهداری سلامت و نیاز تغذیه ای آنها برنامه ریزی شود.

براساس برنامه تمرینهای ورزشکاران، حداقل 50 درصد و ترجیحا 60 تا 70 درصد از انرژی آنها بهتر است که از مواد قندی تامین شود. باقیمانده انرژی باید به صورت مواد پروتیینی 10 تا 15 درصد، چربی 20 تا 30 درصد، کالری و مواد غذایی روزانه بدست آید.

مواد قندی مانند دستگاه عصبی مرکزی، برای عضلات درحال ورزش سوخت خوبی هستند؛ مصرف مواد قندی توسط عضلات اسکلتی، به منابع قابل دسترسی انرژی در بدن و نیز به شدت و مدت ورزش بستگی دارد.

شدت و مدت ورزش برمصرف مواد قندی تاثیر دارند و میزان انرژی بدست آمده از سوخت مواد قندی با شدت ورزش افزایش می یابد، درحالی که اگر ورزش طولانی شود، به وضوح کاهش می یابد. وقتی مدت تمرینات از90 دقیقه بیشتر می شود نظیر دوی ماراتن، ذخایر گلیکوژن ماهیچه ای به طور واضحی کاهش می یابد.

وقتی این میزان به محدوده بحرانی می رسد، دیگر نمی توان ورزش با شدت بالا را ادامه داد. به اصطلاح عملی، ورزشکار خسته می شود و باید ورزش را متوقف و یا سرعت خود را کم کند. بر اساس نتایج تحقیقات، محتوای گلیکوژن ماهیچه ای در شش ساعت اول ورزش، با مصرف قندهای ساده به طور واضح بیشترست و سطح انسولین سرم نیز افزایش می یابد.

تغذیه قبل از ورزش با دو هدف انجام می شود: یکی عدم احساس گرسنگی قبل و طی ورزش و دیگری باقیماندن قند خون در زمان تمرین و رقابت درحد مناسب است؛ تغذیه مواد قندی قبل از ورزش می تواند به ذخیره سازی مجدد گلیکوژن در کبد کمک کند.

این ماده ضمن رقابت و تمرینات طولانی، مصرف خواهد شد. به طور متوسط، هر ساعت پس از ورزش فقط پنج درصد از گلیکوژن ماهیچه ای مصرف و طی ورزش بازسازی می شود؛ لذا برای ذخیره سازی کامل و ساخت تقریبا "600" گرم قند مصرف شده، حداقل به"20" ساعت وقت نیاز است.

5 نکته مهم در رابطه با آرایش و لوازم آرایشی استفاده...

در دوران گذشته، در عصر ملکه الیزابت اول و همچنین زمان سلطنت قاجار، رنگ پریده به قدری جذاب بود که زنان برای داشتن صورتی به سفیدی ظروف چینی، جان خود را به خطر می انداختند. آنها چهره خود را با پودری سفید رنگ به نام سریوس (ceruse) یا همان سفیداب می پوشاندند که ترکیبی بسیار سمی از سرب بود.

امروزه خطر استفاده از لوازم آرایش تا این حد جدی و مرگ آور نیست اما هنوز هم مشکلات و بیماری هایی وجود دارند که از طریق یک خط چشم ساده یا کرم پودر منتقل می شوند.

تبخال، کهیر، جوش های متورم و گل مژه تنها چند نمونه کوچک از شرایط ناگواری هستند که با لوازم آرایش نامرغوب و عدم رعایت اصول ایمنی و بهداشتی در آرایش ایجاد می شوند. اما چگونه می توان لوازم آرایش را تمیز نگه داشت؟

● استفاده مشترک ممنوع! به اشتراک گذاشتن لوازم آرایش، چه با دوستان نزدیک و چه با مشتریان غریبه آرایشگاه و کسانی که از جعبه تست لوازم آرایش در فروشگاه استفاده می کنند، یکی از ساده ترین روش های پخش باکتری است. استفاده از روژ لب دیگران می تواند به سادگی شما را به تبخال مبتلا کند. ابتلا به تورم و خشکی لب هم بسیار بالاست. اما از همه خطرناکتر محصولات آرایش چشم هستند.

استفاده مشترک از ریمل یا هرگونه وسیله آرایش چشم می تواند به سادگی موجب خارش و سرخ شدن پلک و حتی بدتر از آن، ابتلا به شپش مژه شود. اگر قصد دارید در فروشگاه یک محصول آرایشی را امتحان کنید، حتما از برس جداگانه استفاده کنید یا حتی یکی دو گوش پاک کن همراه ببرید و برای تست سایه و محصولات دیگر از آن استفاده کنید.

● لوازم کهنه را دور بریزید. آیا کشوی میزتان پر از لوازم آرایش نیمه استفاده شده است؟ هرچه زودتر آنها را دور بریزید. مواد نگهدارنده موجود در محصولات آرایشی به مرور زمان خاصیت خود را از دست می دهند و محصول فاسد می شود. محصولات کهنه موجب تورم و خارش پوست می شوند. معمولا اگر می خواهید لوازم آرایشتان عمر بیشتری داشته باشند، باید آنها را در محلی خنک و دور از نور و گرمای ناگهانی قرار دهید.

قرار دادن لوازم آرایش در اتومبیل، به خصوص در فصل تابستان موجب فاسد شدن سریع آنها می شود. بسیاری از مواد آرایشی دارای تاریخ مصرف هستند که از شش ماه تا یک سال متغیر است. یک روش فوق ساده برای آزمودن کیفیت مواد آرایشی، بوییدن آن است. اگر رنگ و جنس محصول تغییر کرده و به خصوص بوی آن مانند همیشه نبود، این ماده دیگر برای مصرف مناسب نیست.

● اپلیکاتورهای لوازم آرایشی را تعویض کنید. هر محصول آرایشی با وسیله ای اعم از بالشتک های پودر، قلم های نوک اسفنجی سایه چشم، برس مخصوص ریمل و قلم خط چشم به چهره افزوده می شود. این اپلیکاتورها باید زود به زود تعویض شده یا به خوبی شسته و خشک شده و مجددا مورد استفاده قرار گیرند زیرا باکتری ها به سادگی در آنها باقی مانده و تکثیر می شوند و در مرتبه بعد مجددا به چشم یا صورت شما باز می گردند. اسفنج های مخصوص کرم پودر بهتر است هر هفته و برس های لوازم آرایش چشم هر ماه تعویض یا با شامپو بچه یا صابون ملایم به خوبی شسته و خشک شوند.

● دهان ما حاوی انواع باکتریهاست که وجود آنها در دهان مشکلی ایجاد نمی کند اما این باکتری ها نباید بر روی چشم منتقل شوند. افزودن آب معمولی به لوازم آرایش خشک نیز ممنوع است. آب می تواند مواد نگه دارنده موجود در محصول آرایشی را رقیق کرده و به این ترتیب میکروب ها در درون این مواد رشد کرده و موجب عفونت چشم می شوند.

● درب آنها را ببندید. بسیاری از لوازم آرایش حاوی مواد نگهدارنده ای هستند که باکتری ها را از بین برده و عمر مفید کالا در فروشگاه را افزایش می دهد. اما به محض اینکه درب این محصول گشوده شده و در معرض محیط خارج قرار بگیرد، در معرض میکروب ها و باکتری ها قرار می گیرد. این حالت یا عمر مفید محصول را کاهش می دهد یا اینکه محصول را در معرض باکتری هایی قرار می دهد که مواد نگهدارنده نمی توانند با آن مقابله کنند. هرچه درب این محصول بیشتر باز و بسته شود یا درب آن باز بماند، ارگانیسم های بیشتری وارد آن می شوند. پس همواره درب لوازم آرایشی و بهداشتی خود را محکم ببندید.